فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۲۱ تا ۳٬۸۴۰ مورد از کل ۳۳٬۹۰۹ مورد.
بررسی روش شناسی استاد مطهری در رویکردی نقادانه به مسائل اجتماعی تاریخی و دینی
منبع:
سوره پاییز ۱۳۸۸ شماره ۴۴
سیاستهای استعماری بریتانیا در خلیج فارس و واگذاری جزایر ایرانی به قاسمی های شارجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جزایر ایرانی تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری در سال 1282ش/1903م بر اثر سیاستهای استعماری بریتانیا در خلیج فارس اشغال و به قاسمی های شارجه واگذار شد. جزیره سیری در سال 1342ش/ 1963م و سه جزیره دیگر، پس از 68 سال در 1350ش/ 1971م به ایران بازگردانده شد. اینک پرسش محوری در هر پژوهشی پیرامون تجزیه موقت جزایر از ایران، این است که چرا دولت بریتانیا در سالهای آغازین سده بیستم، این جزایر ایرانی را به قاسمی های شارجه واگذار کرد؟پاسخ این پرسش را باید در رقابت دولتهای استعماری در ایران، به ویژه انگلیس و روسیه، در طول سده نوزدهم جستجو کرد. توضیح اینکه تحولات جهانی و منطقه ای در سالهای آغازین سده نوزدهم سبب ورود ایران به دایره سیاست بین الملل شد. پس از آن در زمانی بیش از یک سده ویژگی اصلی سیاست خارجی ایران، رقابت دو قدرت روسیه و انگلیس در ایران در چهارچوب تئوری تعادل مثبت بود؛ بدین معنا که دو قدرت، برتری دیگری را از نظر سیاسی و اقتصادی در ایران نمی پذیرفتند. برتری نفوذ روسیه در ایران بر انگلیس، در سالهای پایانی سده نوزدهم و ایجاد مشکلاتی فراروی منافع سنتی بریتانیا؛ به خطر افتادن امنیت هندوستان و سپس نفت در خلیج فارس؛ سبب شد تا انگلیس استراتژی تبدیل خلیج فارس را به منطقه انحصاری نفوذ خود پیگیری کند. یکی از راهکارهای دولت بریتانیا برای رسیدن به این هدف واگذاری جزایر ایرانی در خلیج فارس به قاسمی های شارجه بود؛
دکترین نیکسون و سیاست نفتی ایران در دهه 1350 بررسی مقایسه ای بر اساسِ مدل پیوستگی «روزنا»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشورهای صاحب نفت در جهان سوم که از دهه 1950 به بعد هر یک به شکلی درگیر مبارزه با کمپانی های بزرگ نفتی بودند، با تأسیس «اوپک» در سپتامبر 1960 در صدد استفاده از نفت به عنوان سلاحی برای نیل به اهداف اقتصادی و سیاسی برآمدند؛ برای نمونه، اوپک در سال های 1973 و 1974 قیمت های نفت را به صورت بی سابقه ای افزایش داد. نیکسون نیز تحت ِ تأثیر فرآیند سیاست گذاری خارجی، افکار عمومی آمریکا و شرایط بین المللی، سیاست جدیدی را در مورد خلیج فارس در پیش گرفت که مبتنی بر سپردن مسؤولیت حفظ ثبات و امنیت منطقه به دولت های منطقه ای بود و به «دکترین نیکسون» مشهور شد. در این شرایط و به ویژه تحت تأثیر دکترین نیکسون ، هدف سیاست خارجی ایران تحقق نقش ژاندارمی منطقه بود و به همین علت به خرید بیشتر تسلیحات از آمریکا روی آورد. بنیانِ مقاله، تبیین تأثیرپذیری سیاست نفتی ایران در دهه 1350 از دکترین نیکسون با استفاده از مدل پیوستگی «روزنا» است.
آمریکا و برنامه هسته ای ایران؛ استراتژی برچینش و ابزارهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
در این مقاله سعی بر آن است تا استراتژی اصلی آمریکا در برخورد با مناقشه هسته ای ایران، ابزارهای اجرایی این استراتژی و چشم انداز آینده آن مورد بررسی قرار گیرد. استدلال نویسندگان این است که استراتژی اصلی واشنگتن در رابطه با برنامه هسته ای ایران، برچینش هسته ای است. دیپلماسی، تحریم، بازدارندگی، سدّ نفوذ، تهدید به حمله نظامی و عملیات خرابکارانه با هدف به تأخیر انداختن فرآیند تکمیل چرخه سوخت هسته ای ایران، مهمترین ابزارهای اجرایی این استراتژی هستند. با افزایش فشارها و تهدیدها علیه ایران و تأکید بر نپذیرفتن ایران هسته ای از سوی مقامات واشنگتن، چنین به نظر می رسد که آمریکا همچنان به گونه ای جدی استراتژی برچینش را دنبال خواهد کرد.
ایالات متحده، ناتو و بحران بالکان
حوزههای تخصصی:
تحریم منع گسترش در تئوری های روابط بین الملل (نظریه های سه گانه : منافع، نهادها و هنجارها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی یک دهه گذشته استفاده از تحریم به عنوان ابزاری جهت مهار و جلوگیری از گسترش سلاح های کشتار جمعی به سرعت گسترش یافته و کاربرد آن دستخوش تحولات ژرفی شده است. به منظور درک نقش منع گسترش سلاح های کشتار جمعی در سیاست خارجی قدرت های بزرگ به طور عام و در اعمال تحریم از سوی اعضای دائم شورای امنیت به ویژه آمریکا و اتحادیه اروپا به طور اخص، می بایست پایه ساختار ادبیات گوناگون و مهم تر از همه مطالعات بر نظریه روابط بین الملل و تحریم ها بررسی شود. این مقاله تلاش دارد با توجه به شرایط حساس تحریم کشورمان این خلاء مطالعاتی را پر نماید. اگرچه دو ساختار تحریم و تئوری های روابط بین الملل دارای روابط غیرقابل انکاری هستند اما به بندرت به صورت پیوسته بررسی شده اند.
تمدن نوین اسلامی
منبع:
راهبرد ۱۳۷۵ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
هویت ملی و مشروعیت سیاسی در ایران معاصر
حوزههای تخصصی:
در مطالعه مسائل و چالش های امنیتی در کشورهای کثیرالقوم همچون ایران، غالبا ناهمگونی قومی و عدم یکپارچگی ملی به عنوان مهمترین علل ناامنی و بی ثباتی سیاسی قلمداد شده و بر مبنای آن راهبردهای امنیتی تدوین و پیشنهاد می شوند. مقاله حاضر با نقد این دیدگاه معتقد است که تنوع قومی و ناهمگونی ملی را نمی توان با راهبردی تقلیل گرایانه از میان برد و می بایست ضمن به رسمیت شناختن و محترم شمردن تمایزات و تفاوت های اقوام ایرانی، آنها را ذیل یک نظام مشروع سیاسی به هم آورد.....
مقدمه ای بر داوری تجاری ملی و بین المللی
منبع:
راهبرد ۱۳۸۵ شماره ۴۱
حوزههای تخصصی:
چشم انداز ؛ کند و کاو در پرسش های بنیادین
منبع:
راهبرد یاس ۱۳۸۵ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
مدیریت جنگ نرم در فضای عدم تعادل امنیتی
حوزههای تخصصی:
رابطه جامعه و حکومت از دهه 1980 به بعد با تغییرات و دگرگونی های گسترده ای روبه رو شده که ناشی از فضای ""ارتباط مجازی"" بین نیروهای اجتماعی و نیز انتقال آگاهی های جدید نسبت به کارویژه جامعه، نهادهای اجتماعی و حکومتهاست. در چنین فرایندی، شاهد افزایش تعارض جامعه با حکومتها هستیم. اگر به موازات افزایش مطالبات و انتظارات گروههای اجتماعی، زمینه برای مقاومت حکومتها وجود داشته باشد، در آن شرایط، جلوه هایی از ""عدم تعادل امنیتی"" ایجاد خواهد شد که می تواند مخاطرات و محدودیتهای سیاسی و راهبردی برای حکومتها ایجاد کند.
با توجه به چنین نشانه هایی، از اواسط دهه 1990 زمینه برای شکل گیری فرایندهایی به وجود آمد که تضادهای نهفته را به واکنش علنی در برابر رهیافتهای اجرایی و ساختاری نظامهای سیاسی تبدیل و پیامدهای خود را در قالب ""انقلابهای رنگی"" در اولین دهه قرن 21 منعکس کرد. در این شرایط، ساختار داخلی از دو حوزه مورد انتقاد قرار می گیرد: از یک سو نظام سیاسی باید به مطالبات فزاینده گروههای اجتماعی پاسخ گوید و از سوی دیگر، شاهد کنشگری نیروهای فراساختاری در فضای بین الملل هستیم. این شواهد نشان می دهند که در فضای جنگ نرم، مطالبات اجتماعی با استفاده از ""محیط مجازی"" تشدید می شود. ""مدیریت جنگ نرم"" بیانگر به کارگیری الگوهایی است که فضای عدم تعادل را به هماهنگی، تعادل و کنترل تبدیل کند.