ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۲۱ تا ۲٬۷۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۷۲۱.

رابطه راهبردهای مقابله ای و سبک های دفاعی با بروز اضطراب مرگ در دوران همه گیری کرونا در دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه راهبردهای مقابله ای و سبک های دفاعی با اضطراب مرگ در دوران پاندمی کووید-19 در دانشجویان بود. روش تحقیق از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرج در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه پژوهش با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و حجم نمونه با استفاده از فرمول فیدل و تاباچنیک 290 نفر محاسبه گردید.که با توجه به احتمال حذف برخی از آزمودنی ها به دلیل پیش پردازش دادها تعداد 320 پرسشنامه توزیع و بعد از پیش پردازش تعداد 20 نمونه حذف و درنهایت 300 آزمودنی موردبررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل سه پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985)، سبک های دفاعی اندروز و همکاران (1993) و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1970) بود. فرضیات تحقیق با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون موردبررسی قرار گرفتند. بررسی نتایج همبستگی نشان داد بین بین سبک مقابله ای مسئله مدار و مکانیزم های دفاعی رشد یافته با اضطراب مرگ دانشجویان همبستگی منفی و بین سبک مقابله ای هیجان مدار و مکانیزم های دفاعی رشد نایافته با اضطراب مرگ دانشجویان همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد (pv<0/01). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 39 درصد تغییرات اضطراب مرگ دانشجویان توسط راهبردهای مقابله ای و سبک های دفاعی تبیین گردید و با توجه به نتایج ماتریس ضرایب رگرسیونی بین اضطراب مرگ با راهبردهای مسئله محور و مکانیزم های دفاعی رشد یافته با بتای منفی و ضرایب (216/0-) و (255/0-) و با راهبردهای هیجان محور با بتای مثبت و ضریب (467/0) رابطه وجود داشت (pv<0/01). این یافته ها اهمیت توجه به راهبردهای مقابله ای و سبک های دفاعی در کاهش اضطراب مرگ را در شرایط بحرانی نظیر پاندمی کرونا تأکید می کنند و می توانند به طراحی مداخلات روان شناختی برای دانشجویان کمک کنند.
۲۷۲۲.

بررسی تأثیر آموزش مهارت های کنترل هیجان و کنترل خشم بر آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
پیش زمینه و هدف: آمار روزافزون وابستگی به مواد مخدر بخصوص اشاعه آن در بین نوجوانان و دانش آموزان نشان می دهد که نسل جوان و دانش آموز که باید در جهت سازندگی و پیشرفت جامعه مشارکت داشته باشند، در دام اعتیاد به هدر می رود. ازاین رو، لازم است بررسی های وسیع و عمیق در مورد شناسایی عوامل زمینه ساز اعتیاد انجام گیرد، لذا با توجه به این که پیش گیری بهتر از درمان است در پژوهش حاضر هدف آموزش مهارت های کنترل هیجان و کنترل خشم بر آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان پرداخته شد. مواد و روش کار: روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوم ناحیه 2 شهر زاهدان با تعداد 3500 نفر تشکیل دادند که نهایت تعداد 60 دانش آموز به صورت تصادفی ساده در 3 گروه آزمایش با تعداد 45 نفر (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل با تعداد 15 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های آمادگی به اعتیاد وید و بوچر (۱۹۹۲)، و آزمون هیجان خواهی و پرسشنامه کنترل خشم استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. داده های حاصل از پرسشنامه ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون لوین و تحلیل کوواریانس از طریق نرم افزارهای SPSS23 صورت گرفت. یافته ها: با توجه به کمتر بودن سطح معناداری از 01/0 می توان نتیجه گرفت واریانس های متغیر آمادگی اعتیاد همگن می باشند. به عبارت دیگر بین متغیر آمادگی اعتیاد موردبررسی در بین دو گروه پیش از آزمون و پس از آزمون موردبررسی تفاوت معناداری وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های به دست آمده از نشان داد که آموزش مهارت های کنترل هیجان و کنترل خشم سرکوب شده بر آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان پسر متوسطه دوم زاهدان مؤثر بود.
۲۷۲۳.

تجارب صمیمیت بین فردی زنان مطلقه کانادایی: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۲۹۴
اهداف طلاق رویدادی مهم در زندگی است که تأثیر عمیقی بر زندگی عاطفی و اجتماعی افراد، به ویژه بر تجربیات و درک آن ها از صمیمیت بین فردی می گذارد. این مطالعه با هدف بررسی تجربیات زیسته زنان مطلقه در زمینه صمیمیت بین فردی، شناسایی چالش ها و دگرگونی هایی که پس از طلاق متحمل می شوند، انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه کیفی، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند با ۲۳ زن مطلقه از ریچموند هیل، انتاریو، در سال ۲۰۲۳ از آوریل تا جولای انجام شد. معیارهای ورود شامل زنانی بود که حداقل 1 سال طلاق گرفته بودند، بین ۲۸ تا ۵۴ سال سن داشتند و مایل به بحث در مورد تجربیات خود بودند. این مصاحبه ها گذار های عاطفی، شبکه های حمایت اجتماعی، ادراک از خود و چشم انداز آینده در روابط را مورد بررسی قرار دادند. داده ها با استفاده از تحلیل مضمون برای دستیابی به اشباع نظری و با استفاده از نرم افزار NVivo تجزیه وتحلیل شد. یافته ها چهار موضوع اصلی گذار عاطفی، حمایت اجتماعی و انزوا، هویت و ادراک از خود و چشم انداز و روابط آینده شناسایی شد. این مضامین طبقات و مفاهیم مختلفی را دربر می گرفت و سفر عاطفی پیچیده سوگواری و خودشناسی، نقش محوری شبکه های اجتماعی و ادراکات اجتماعی، بازنگری در هویت خود و خوش بینی محتاطانه نسبت به ایجاد روابط صمیمی جدید را آشکار می کرد. نتیجه گیری این مطالعه تعامل پیچیده بین عوامل عاطفی، اجتماعی و شخصی را که تجربیات زنان مطلقه از صمیمیت بین فردی را شکل می دهد، روشن می سازد. یافته ها اهمیت شبکه های حمایتی، پذیرش اجتماعی و رشد شخصی را در پیمایش پیچیدگی های صمیمیت پس از طلاق برجسته می کند. همچنین به درک عمیق تری از چالش ها و فرصت هایی که زنان مطلقه در زمینه روابط با آن مواجه اند، کمک می کند و بینش هایی برای مداخلات درمانی و حمایت اجتماعی ارائه می دهد.
۲۷۲۴.

اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی بر تاب آوری و مدیریت خشم در مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۴
زمینه و هدف: مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری با چالش های فراوانی به ویژه در زمینه های تاب آوری و مدیریت خشم مواجه هستند و با توجه به بافت فرهنگی و مذهبی کشور ایران به نظر می رسد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی در این زمینه اثربخش باشد. در نتیجه، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی بر تاب آوری و مدیریت خشم در مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری منطقه 16 تهران در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش 30 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی گمارده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانور و دیویدسون (2003) و سیاهه مدیریت خشم اسپیلبرگر (1999) بود و داده های آن با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی باعث افزایش تاب آوری و مدیریت خشم در مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری شد (05/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، برای بهبود تاب آوری و مدیریت خشم می توان از روش آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی در کنار سایر روش های آموزشی استفاده کرد.
۲۷۲۵.

مقایسه اثربخشی تکالیف توان بخشی شناختی مبتنی بر رایانه (باشگاه مغز) همراه با و بدون تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای بر ردیابی چشمی و کارکردهای عصب-روان شناختی کودکان با اختلال اتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی تکالیف توان بخشی شناختی مبتنی بر رایانه (باشگاه مغز) همراه با و بدون تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بر ردیابی چشمی و کارکردهای عصب-روان شناختی کودکان با اختلال اتیسم با عملکرد بالا بود. روش شناسی: روش تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در مدرسه تراب تهران در سال 1403 بود که 30 نفر به طور هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های آزمایش، 10 جلسه 50 دقیقه ای تکالیف توان بخشی شناختی مبتنی بر رایانه را انجام دادند، یکی از گروه ها با تحریک الکتریکی فراجمجمه ای و دیگری بدون آن. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون سنجش دامنه طیف اتیسم (اهلر و همکاران، 1999)، ارزیابی کارکردهای عصب-روان شناختی (کورکمن و همکاران، 1998) و دستگاه ردیاب چشمی برای ردیابی چشمی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط و نرم افزار SPSS-v22 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش در مؤلفه های ردیابی چشمی و کارکردهای اجرایی/توجه تفاوت معناداری وجود داشت. تکالیف توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی فراجمجمه ای تأثیر بیشتری نسبت به توان بخشی بدون تحریک بر این مؤلفه ها داشت. نتیجه گیری: توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی فراجمجمه ای می تواند تأثیر مثبتی بر ردیابی چشمی و کارکردهای اجرایی/توجه کودکان با اختلال اتیسم با عملکرد بالا داشته باشد و اثربخشی بیشتری نسبت به روش های بدون تحریک دارد.
۲۷۲۶.

واکاوی تجارب و نگرش مدیران سازمان ها و ارزیابان کانون های ارزیابی نسبت به ارزیابی شایستگی تکنولوژی محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: این پژوهش کاربردی، با هدف واکاوی عمیق تر و دقیق تر تجارب و نگرش متخصصین حوزه ی ارزیابی شایستگی نسبت به ارزیابی شایستگی حضوری و مجازی طرح ریزی شد. روش: پژوهش به روش کیفی از نوع پدیدار شناسی توصیفی با استفاده از نمونه گیری هدفمند با جامعه ی هدف مدیران سازمان ها و ارزیابان کانون های ارزیابی، اجرا شد. ابزار پژوهش، مصاحبه ی عمیق بود که با رسیدن به مجموع 14 مصاحبه، داده های پژوهش به حالت اشباع رسید و نهایتا داده های جمع آوری شده، به روش کلایزی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از مصاحبه ها در 5 خوشه اصلی شامل: محدودیت های ارزیابی حضوری، پیشرانه ی اصلی بهره گیری از تکنولوژی- ورود تدریجی تکنولوژی به فرایند ارزیابی، با آینده ای رو به رشد- تسهیلگری تکنولوژی با تنوع بخشی به روش ها- چالش های بازطراحی فرایندها متناسب با تکنولوژی- استفاده از تکنولوژی در دست ارزیاب انسانی، راه غلبه بر بسیاری از محدودیت ها و در 15 خوشه فرعی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بیشترین تاکید بر استفاده ی تلفیقی از هر دو نوع رویکرد، به صورت((تکنولوژی به عنوان ابزار در دست ارزیاب)) بود و برتری مطلقی برای روش های تکنولوژی محور نسبت به سایر روش ها، وجود ندارد. شرکت کنندگان، ترویج استفاده از تکنولوژی در ارزیابی را امری غیرقابل اجتناب دانسته و بر لزوم بازطراحی فرایندهای سازمانی متناسب با تکنولوژی، تاکید کردند.
۲۷۲۷.

نقش پایگاه های هویت، شبکه ها و رسانه های اجتماعی در علائم بدریخت انگاری بدن در دختران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش پایگاه های هویت، شبکه ها و رسانه های اجتماعی در علائم بدریخت انگاری بدن در دختران بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 320 نفر تعیین شد که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل: فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه حالات هویت خود (بنیون و آدامز، 1986)، مقیاس استفاده از رسانه های اجتماعی (تیوک و تامپسون، 2023) و مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (هانلی و همکاران، 2020) بودند. برای تحلیل داده ها از روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پراکندگی هویت و وقفه هویت با علائم بدریخت انگاری بدن در دختران رابطه مثبت و معنادار داشتند (001 P</0 )، اما کسب هویت و ضبط هویت با آن رابطه معناداری نداشتند (05 P>0/ ). علاوه بر آن، همه مولفه های شبکه ها و رسانه های اجتماعی شامل تصویر بدن، مقایسه، اعتقاد و مصرف با علائم بدریخت انگاری بدن در دختران رابطه مثبت و معنادار داشتند (05 P<0/ ). همچنین، پایگاه های هویت و مولفه های شبکه ها و رسانه های اجتماعی توانستند به ترتیب 9 درصد و 27 درصد از تغییرهای علائم بدریخت انگاری بدن در دختران را پیش بینی نمایند (0/001 P< ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه، پایگاه های هویت و شبکه ها و رسانه های اجتماعی نقش معناداری در پیش بینی علائم بدریخت انگاری بدن در دختران دارند و می توانند موجب افزایش بدریخت انگاری بدن شوند. بنابراین، نتایج به دست آمده می تواند جهت آگاه سازی والدین از طریق برنامه های آموزشی مبتنی پایگاه های هویت، شبکه ها و رسانه های اجتماعی بر تلویحات کاربردی زیادی داشته باشد.
۲۷۲۸.

Comparison of the Effectiveness of Mindfulness-Based Compassion Therapy and Positive Cognitive-Behavioral Therapy on Ambiguity Tolerance in Female Heads of Households(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۷۶
Objective: The aim of this study was to examine the effectiveness of mindfulness-based compassion therapy and positive cognitive-behavioral therapy on ambiguity tolerance in female heads of households in Shahrekord. Methods: The research design was a quasi-experimental one, employing a pre-test, post-test, and follow-up with a control group. The statistical population included female heads of households in Shahrekord. Sixty participants were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups (20 participants per group). The experimental groups underwent 8 sessions of mindfulness-based compassion therapy and positive cognitive-behavioral therapy, each lasting 120 minutes. To determine the effectiveness of the interventions, the McLain Ambiguity Tolerance Questionnaire (1993) was used, and the data were analyzed using repeated measures analysis of variance. Findings: The findings showed that the effectiveness of mindfulness-based compassion therapy and positive cognitive-behavioral therapy compared to the control group on ambiguity tolerance in the post-test were (0.691) and (0.560), and in the follow-up were (0.755) and (0.632), respectively. Additionally, the results indicated that mindfulness-based compassion therapy was more effective than positive cognitive-behavioral therapy. Conclusion: Based on the results of this study, mindfulness-based compassion therapy can be used as a more sustainable and effective intervention than positive cognitive-behavioral therapy to increase ambiguity tolerance in female heads of households.
۲۷۲۹.

اثربخشی آموزش زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت مندی زوجیت و نشاط معنوی زنان مبتلابه سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف: پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت مندی زوجیت و نشاط معنوی زنان مبتلابه سرطان پستان انجام شد. روش شناسی: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین دارای همسران مبتلابه سرطان پستان بودند که به بیمارستان شهدای تجریش شهر تهران در سال 1401-1402 مراجعه کردند که 40 آزمودنی به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای مداخله مبتنی بر آموزش زوج درمانی را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار گرداوری داده شامل پرسشنامه های استاندارد رضایتمندی زوجیت همسران افروز (1389) و نشاط معنوی افروز (1395) بود که برای سنجش روایی از روایی محتوایی و برای محاسبه پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده و یافته ها بیانگر روا و پایا بودن ابزار بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر) با نرم افزار Spss-V23 بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد بسته مداخله ای زوج درمانی هیجان مدار توانست (05/0=p) رضایتمندی زوجیت و نشاط معنوی در زنان مبتلابه سرطان پستان را افزایش دهد. به علاوه بسته مداخله ای هیجان مدار پس از اجرای پس آزمون، پیگیری شد و نتایج نشان از پایداری درمان در طول زمان داشت. نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده این است که برنامه آموزشی زوج درمانی هیجان مدار می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی زنان مبتلابه سرطان پستان مورداستفاده قرار گیرد. درنهایت، نتایج این پژوهش می تواند به توسعه برنامه های حمایتی و درمانی برای این گروه از بیماران کمک کند و اهمیت توجه به ابعاد عاطفی و روان شناختی در فرایند درمان را مورد تأکید قرار دهد.
۲۷۳۰.

تدوین مدل ساختاری پیش بینی شناخت اجتماعی براساس باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی با واسطه گری تئوری ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری پیش بینی شناخت اجتماعی براساس باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی با واسطه گری تئوری ذهن بود. روش: روش پژوهش توصیفی، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه1 شهر ایلام در سال تحصیلی 401-1400 بودند که از بین آن ها 380 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه شناخت اجتماعی نجاتی و همکاران (1397)، پرسشنامه تئوری ذهن بارون- کوهن و همکاران (2001)، پرسشنامه سوگیری انگیزشی پنتریج و همکاران (2002)، پرسشنامه ادراک شخصی شوستروم (1992) و پرسشنامه باورهای کاذب کاتلین و اپستاین (2003) بودند. پایایی و روایی پرسشنامه های مذکور از طریق تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم با نرم افزار لیزرل و مقدار CR و AVE مورد بررسی قرار گرفت و آزمون فرضیه های تحقیق براساس مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) در دو حالت تخمین استاندارد و اعداد معناداری انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد شاخص های برازش مدل پیش بینی در وضعیت مطلوبی قرار دارد. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از معناداری ضرایب مسیر مستقیم بین متغیرهای باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی با شناخت اجتماعی در مدل نهایی بود. همچنین بین تئوری ذهن و شناخت اجتماعی اثر مستقیم، مثبت و معنی داری دارد. در نهایت باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی از طریق متغیر میانجی بر شناخت اجتماعی اثر غیرمستقیم و معنی داری دارد. نتیجه گیری: بنابراین به کارگیری راهکارهای کاهش باورهای کاذب، ادراک شخصی و سوگیری انگیزشی و افزایش تئوری ذهن می تواند به افزایش شناخت اجتماعی در افراد منجر شود.
۲۷۳۱.

شاخص های آمادگی پیش از ازدواج دختران با تأکید بر منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
باتوجه به تغییرات گسترده اجتماعی و فرهنگی در جامعه و سخت تر شدن امر ازدواج، بحث از آمادگی هایی پیش از ازدواج، به ویژه در دختران بسیار ضروری است.  پژوهش حاضر با هدف بررسی شاخص های آمادگی پیش از ازدواج دختران با رویکرد اسلامی تدوین گردیده است. این مطالعه به روش توصیفی تحلیلی و کیفی به منظور کشف و تعیین شاخص های آمادگی پیش از ازدواج دختران انجام گرفته و اطلاعات مورد نیاز با شیوه داده پردازی کتابخانه ای از منابع اسلامی (قرآن و روایات) گردآوری شد. براساس نتایج تحقیق شاخص های آمادگی در 7 حوزه به دست آمد که عبارتند از: آمادگی های دینی، شناختی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، جسمی و جنسی؛ در هر یک از این محورها، شاخص های آمادگی تعریف و زیر مؤلفه های مناسب تبیین گردید. در نهایت روایی محتوایی یافته ها مورد ارزیابی کارشناسان قرار گرفت و نتایج نشان داد که شاخص های آمادگی ازدواج دختران از روایی محتوایی مطلوبی برخوردار می باشند.
۲۷۳۲.

اثربخشی آموزش مهارت های اساسی زندگی بر سرمایه روانشناختی، تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر زندانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
زمینه و هدف: پژوهش های اندکی بر روی زنان دارای همسر زندانی یا سرپرست خانوار انجام شده و لازم است پژوهش هایی با هدف بهبود سرمایه روانشناختی، تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی آنان انجام شود. در نتیجه، هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اساسی زندگی بر سرمایه روانشناختی، تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر زندانی بود. روش و مواد: مطالعه حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این مطالعه همه زنان دارای همسر زندانی شهر تهران بودند. حجم نمونه برای هر گروه 15 نفر در نظر گرفته شد و بر همین اساس 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 120 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های اساسی زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1998) قرار گرفت و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سرمایه های روان شناختی (لوتانز و همکاران، 2007)، دشواری در تنظیم هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و فرم کوتاه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بودند. داده های این مطالعه با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های اساسی زندگی باعث افزایش معنادار سرمایه روانشناختی و کیفیت زندگی و کاهش معنادار دشواری در تنظیم هیجانی در زنان دارای همسر زندانی شد (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های اساسی زندگی نقش موثری در افزایش سرمایه روانشناختی و کیفیت زندگی و کاهش دشواری در تنظیم هیجانی در زنان دارای همسر زندانی داشت. بنابراین، برای بهبود ویژگی های روانشناختی در گروه های آسیب پذیر از جمله زنان دارای همسر زندانی می توان از روش آموزش مهارت های اساسی زندگی استفاده کرد.
۲۷۳۳.

تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار فکری و تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به اختلال بی خوابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه و هدف: بی خوابی، با وجود شیوع گسترده، پیامدهای منفی قابل توجه، بار اقتصادی چشمگیر و تظاهرات بالینی متنوع، همچنان به عنوان اختلالی کم تر شناخته شده مطرح است. از این رو، شناسایی عوامل مؤثر بر آن و طراحی رویکردهای درمانی کارآمد، ضرورتی انکارناپذیر به شمار می رود. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و نشخوار فکری در افراد مبتلا به اختلال بی خوابی است. روش شناسی پژوهش: در یک طرح آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری، با روش نمونه گیری در دسترس، 30 نفر از افراد مبتلا به بی خوابی مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی به گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی دو ماه تحت درمان قرار گرفتند. پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان(CERQ) و مقیاس پاسخ نشخوار فکری(RRS)، قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری یک ماهه در هر دو گروه گردآوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته (Mixed ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر معنادار شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان (001/0>P= ؛30/35=f) ، افزایش راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان (001/0>P= ؛01/42=f)، و کاهش نشخوارفکری(001/0>P= ؛34/170=f)، در افراد مبتلا به اختلال بی خوابی بود. تغییرات ایجادشده در مرحله پس آزمون و در پیگیری نیز پایدار باقی ماندند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی توانست به طور معناداری تنظیم شناختی هیجان را بهبود بخشد و نشخوارفکری را کاهش دهد؛ این نتایج اهمیت به کارگیری این رویکرد را به عنوان مداخله ای کارآمد و غیر دارویی در مدیریت و درمان بی خوابی برجسته می سازد.
۲۷۳۴.

تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فشار روانی مادران در دوران قرنطینه: نوجوانان دختر مبتلا به ناسازگاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد برفشار روانی مادران دارای دختر نوجوان ناسازگار در دوران قرنطینه بود. پژوهش از نوع تمام آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مادرانی بودند که ناسازگاری دختران نوجوان آنها بالای نمره برش بود. گروه نمونه متشکل از 60 شرکت کننده از چهار دبیرستان دولتی دوره دوم منطقه 14 شهر تهران در نیمه دوم سال تحصیلی 1400 به روش تصادفی انتخاب گردید. شرکت کنندگان به طور مساوی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استرس ادراک شده برای مادران و پرسشنامه سازگاری بل که توسط دختران تکمیل شد استفاده گردید. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد روی مادران گروه آزمایش به مدت 16 جلسه یک ساعته هفته ای دوبار در فضای ادوبی کانکت به صورت مجازی اجرا شد و مادران حاضر در گروه کنترل و نیز دختران در هر دو گروه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود فشار روانی مادران و کاهش ناسازگاری در دختران در دوران پاندمی موثربوده است. طبق یافته های بدست آمده، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند با آموزش تکنیک های اساسی خود مانند ذهن آگاهی، کاهش اجتناب تجربه ای، تصریح ارزش ها، پذیرش و تمایل، فشار روانی مادران را تعدیل کند و از این طریق ناسازگاری در دختران را بهبود بخشد.
۲۷۳۵.

Effectiveness of an Integrative Educational Package Based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy on Alexithymia and Quality of Life in Women with Multiple Sclerosis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
Objective: The present study aimed to design an educational package based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy and evaluate its effectiveness on alexithymia and quality of life in patients with Multiple Sclerosis (MS) in Tehran. Method: This study employed a quasi-experimental design with a control group and pre-test, post-test, and follow-up assessments. Forty women with MS, who visited the MS Association in Tehran Province from October to February 2021, were selected based on research criteria through purposive sampling and were randomly assigned to two groups (using a random number table). After random assignment, one of the groups was randomly designated as the experimental group, receiving the researcher-developed integrative treatment package, and the other as the control group (n=20). The data collection tools included a demographic information questionnaire, the Toronto Alexithymia Scale (Bagby, Taylor, & Parker, 1994), and the Multiple Sclerosis Quality of Life-54 Instrument (Ware et al., 1988). Data were collected at three stages: baseline, post-intervention, and three-month follow-up. The research hypotheses were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc tests. Findings: The results of this study indicated that the educational package based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy significantly improved alexithymia (F=24.31, P<0.001) and quality of life (F=22.67, P<0.001) in women with MS. Conclusion: It can be concluded that the educational package based on Motivational Interviewing, Acceptance and Commitment Therapy, and Compassion-Focused Therapy is effective in improving alexithymia and quality of life in women with MS.
۲۷۳۶.

Development of a Pre-Marital Integrative Training Package Based on Bowen and Savickas Models and Comparison of Its Effectiveness with the SYMBIS Approach on Self-Awareness and Marital Choice Orientation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
Objective: The study aimed to compare the effectiveness of an integrative pre-marital training package based on Bowen's intergenerational theory and life design model with the SYMBIS approach on marital choice orientation. Methods: A quasi-experimental research design with a pretest-posttest-follow-up model and two experimental groups and one control group was utilized. The statistical population consisted of university students in Isfahan. The sample included 45 female students selected through convenience sampling based on inclusion and exclusion criteria and randomly assigned to three groups (integrative training group, SYMBIS group, and control group), each containing 20 participants. The experimental groups received eight 90-minute training sessions, while the control group was placed on a waiting list. All three groups completed research instruments at the pretest, posttest, and follow-up stages. The research instrument was the Marital Choice Orientation Questionnaire (Yousefi, 2023). Data were analyzed using repeated measures ANOVA. Findings: Results indicated that both the integrative training group and the SYMBIS group significantly influenced marital choice orientation (F = 15.5, P = 0.001), and this effect remained stable during the follow-up phase (P < 0.05). Conclusion: The findings revealed that both methods had a significant and comparable impact on improving the dependent variable, suggesting their utility in enhancing marital choice orientation.
۲۷۳۷.

Prediction of Psychological Pain Based on Emotional Expression with the Mediation of Fear of Intimacy in Girls with Emotional Breakup Experience(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
Objective: The aim of the present study was to predict psychological pain based on emotional expression with the mediation of fear of intimacy in girls with emotional breakup experience. Methods: The research design was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of method. The statistical population of the study included girls aged 20 to 35 with emotional breakup experience in Tehran in 2020, of whom 392 were selected using the convenience sampling method. They responded to the Auerbach and Mikulincer (2003) Mental Pain Questionnaire, the King and Emmons (1990) Emotional Expression Questionnaire, and the Descutner and Thelen (1991) Fear of Intimacy Scale. Data were analyzed using structural equations and SPSS and AMOS software. Findings: The findings showed that the direct path coefficient of fear of intimacy (ß = 0.15, p < 0.01) to psychological pain was positive and significant, but the path coefficients of the types of emotional expression to psychological pain were not significant (p > 0.05). The direct path coefficients of positive emotional expression (ß = -0.10, p < 0.05) and expression of intimacy (ß = -0.15, p < 0.01) to fear of intimacy were negative and significant, while the path coefficient of negative emotional expression (ß = 0.15, p < 0.01) to fear of intimacy was positive and significant. The indirect path coefficients of the types of emotional expression to psychological pain in girls with emotional breakup experience through fear of intimacy were not significant (p > 0.05). Conclusion: The results indicated that although fear of intimacy neutralized the effects of different types of emotional expression on psychological pain in girls with emotional breakup experience, it did not mediate the relationship between the types of emotional expression.
۲۷۳۸.

مقایسه طرح واره های ناسازگار اولیه بیماران بستری مبتلا به اختلال سایکوتیک ناشی از مصرف مواد، مراجعان خودمعرف مبتلا به سوء مصرف مواد مراکز درمان سرپایی و جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه طرح واره های ناسازگار اولیه در سه گروه بیماران مبتلا به اختلال سایکوتیک ناشی از مصرف مواد، مراجعان خودمعرف به مراکز درمان سوءمصرف مواد، و جمعیت غیربالینی انجام شد. روش شناسی: این مطالعه به روش پس رویدادی (علی-مقایسه ای) انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام گرفت و 90 مرد 21 تا 53 ساله در سه گروه (30 نفر در هر گروه) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ و پرسش نامه سلامت عمومی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات طرح واره های ناسازگار اولیه در گروه بیماران سایکوتیک ناشی از مصرف مواد به طور معناداری بیشتر از دو گروه دیگر بود (001.0>P). همچنین، گروه مراجعان خودمعرف نیز نسبت به جمعیت غیربالینی نمرات بیشتری در تمامی حوزه های طرح واره ها داشتند. طرح واره بریدگی و طرد در گروه بیماران سایکوتیک بیشترین شدت را نشان داد، در حالی که طرح واره گوش به زنگی بیش از حد و بازداری در جمعیت غیربالینی کمترین میانگین را داشت. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که طرح واره های ناسازگار اولیه به طور قابل توجهی در شدت و نوع وابستگی به مواد نقش دارند و شدت آن ها با افزایش مشکلات روانی بیشتر می شود. این نتایج بر ضرورت توجه به طرح واره های ناسازگار اولیه در طراحی برنامه های درمانی و پیشگیری تأکید دارد. همچنین، استفاده از طرح واره درمانی می تواند رویکرد مؤثری در کاهش شدت این طرح واره ها و بهبود سلامت روانی افراد وابسته به مواد باشد.
۲۷۳۹.

روایی تشخیصی نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) در سطح ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۱۰
زمینه و هدف: فرایند سنجش روانشناختی با تاکید بر رویکرد درمانی همواره نقش موثری در شناسایی و تشخیص مشکل ها و اختلال های شخصیتی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این پژوهش تعیین روایی تشخیصی نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) در سطح ملی بود. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمّی از نوع روان سنجی بود. جامعه پژوهش همه مردان و زنان 18 تا 40 سال ایرانی بودند که از میان آنها 120 نفر (60 فرد مبتلا به اختلال مرزی و 60 فرد نرمال) به روش های نمونه گیری هدفمند و تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) بود و داده های آن با روش های ضریب حساسیت و ضریب وضوح گرایی در نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که همه زیرمقیاس های نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا دارای روایی تشخیصی مناسبی بر اساس ضریب حساسیت بالاتر از 60/0 بودند، به جزء زیرمقیاس های نارسایی رفتاری، رفتارهای ضداجتماعی، فعالیت گرایی هیپومانیک، شکایات شناختی، عقاید مرگ و خودکشی، درماندگی/ ناامیدی، عدم کارآیی، خشم درونی، ترس های محدودکننده رفتار، مشکلات خانوادگی، مشکلات سلوکی نوجوانی، سوءمصرف مواد، پرخاشگری، بدبینی، خودبزرگ بینی، سلطه گری، اجتناب اجتماعی، کمرویی، پرخاش جویی، بی مسئولیتی و هیجان های منفی/ روان نژندی که ضریب حساسیت همه آنها کمتر از 40/0 بود. همچنین، همه زیرمقیاس های نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا دارای روایی تشخیصی مناسبی بر اساس ضریب وضوح گرایی بالاتر از 60/0 بودند، به جزء زیرمقیاس های فعالیت گرایی هیپومانیک و ترس های محدودکننده رفتار که ضریب وضوح گرایی همه آنها کمتر از 60/0 بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مشاوران، درمانگران و متخصصان برای شناسایی و تشخیص مشکل ها و اختلال های شخصیتی و روانشناختی می توانند از نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا استفاده نمایند.
۲۷۴۰.

Structural Model Presentation of Quality of Life for the Elderly Based on Self-Care with the Mediating Role of Social Support(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
Objective: This study aimed to present a structural model of the quality of life for the elderly based on self-care with the mediating role of social support. Methods: The research employed a correlational design using structural equation modeling. The study population consisted of individuals aged 60 to 75 years living in urban homes in Tehran, with 314 participants selected as the research sample. The data collection tools included the Iranian version of the Phillips Social Support Questionnaire (1986), the World Health Organization's Quality of Life Questionnaire (1989), and the Elderly Self-care Questionnaire by Younesi et al. (2020). The statistical technique used was a full latent variable structural equation model, and the data analysis was performed using SPSS version 26, AMOS version 24, and R software version 4.3.1. Examination of the model fit indices indicated that the model overall is in excellent condition for explaining and fitting the data. Findings: The results showed that both social support and self-care have a significant positive effect on the quality of life variable for the elderly. Moreover, the self-care variable also has a significant positive impact on the social support variable at a 95% confidence level. Additionally, the self-care variable significantly affects the quality of life of the elderly through the mediating variable of social support. Conclusion: According to the findings of this study, the mediating role of social support can play a significant role in examining changes in the quality of life of the elderly. It is recommended that the importance of social support be emphasized and taught in elderly care centers and other counseling and guidance centers.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان