فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
زمینه ها و ضرورت های مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده و نقش مجالس 21 و 23 شورای ملی در تصویب آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
91 - 114
حوزههای تخصصی:
مطالبات زنان به ویژه در حیطه خانواده که از پیش از انقلاب مشروطه آغاز شده بود تا آغاز دهه 1340/ 1961 به نتیجه ای نرسیده بود و زنان همچنان در مسائلی همچون طلاق، چندهمسری، و حضانت فاقد حقوق مناسب بودند. اگرچه در اسفند 1341/ 1963، محمدرضاشاه با اعطای حق رأی به زنان، تحولی در موقعیت اجتماعی و سیاسی آنان ایجاد کرد، اما جایگاه حقوقی آنان در نظام خانواده همچنان شکننده و لرزان بود. به دنبال تلاش های بی نتیجه سناتور مهرانگیز منوچهریان جهت تصویب قانون حمایت از خانواده، طولی نکشید زنان حزب «ایران نوین» دولت را ترغیب به اقدامی جهت تصویب قانون ویژه ای در رابطه با حمایت از خانواده کردند و این لایحه در سال 1346/ 1967 به تصویب رسید، اما کم و کاستی های آن باعث شد در سال 1353/ 1974 یک لایحه اصلاحی در مجلس به تصویب برسد که حاوی شرایط بهتری برای زنان شد. پژوهش حاضر ضمن بررسی زمینه ها و ضرورت های مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده، در تلاش است با تکیه بر مشروح مذاکرات مجلس، به این پرسش پاسخ دهد که مجالس 21 و 23 چه نقشی در تصویب لوایح حمایت از خانواده داشتند. یافته های تحقیق نشان می دهد نمایندگان حاضر در این مجالس به گونه ای مستقل و جدی این لوایح را مورد بررسی قرار داده، به چالش کشیده و نشان دادند که نقش آنان صرفاً تأیید صرف لوایح دولتی نیست، به طوری که وزارت دادگستری ناچار به تغییراتی در برخی مواد آن ها شد.
The History of the Ideas of “Absence” and “Presence” in the Khafīfīyya Order in Shiraz(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
169 - 189
حوزههای تخصصی:
The Khafīfīyya Order is attributed to Ibn Khafīf, Sūfī of the fourth century AH (882/982) who lived in Shiraz. The concepts of Absence ( ghaybah ) and Presence ( ḥoḍūr ) are central ideas in Ibn Khafīf's school. However, the existing literature provides only a brief mention of this attribution to Ibn Khafīf, the founder of the Khafīfīyya Order. Given the lack of in-depth study on Ibn Khafīf's social approaches, this article seeks to elucidate the significance of mentioned ideas within Ibn Khafīf's intellectual framework and expound on the interpretation of their meanings. This research adopts Chandler's semiotic approach to delve into the ideas of "absence and presence" within context. The findings of this study reveal that Ibn Khafīf endeavored to show isolation and seclusion as different and sometimes even contradictory acts of abstinent ( tark ) from worldly matters.
بررسی سیاست دولت پهلوی اول نسبت به بازگشت مهاجران ایرانی از شوروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۶
53 - 82
حوزههای تخصصی:
مهاجرت از پدیده هایی است که جامعه ایرانی قاجار از دوره ناصرالدین شاه با آن روبرو شده است.جدایی مناطق جنوبی قفقاز از ایران درنتیجه جنگ های ایران و روس باعث شد که این مناطق سرنوشتی متفاوت با دیگر مناطق ایران پیدا کنند و مقصدی برای ایرانیان مهاجر باشند. بیشتر این مهاجرین را کارگرانی تشکیل می دادند که به دلیل شرایط موجود در ایران و همچنین موقعیت کاری بهتر در این مناطق به صورت فصلی و یا دائمی راهی این مناطق می شدند. با انقراض حکومت قاجار و انقلاب کمونیستی در روسیه، از سطح این مهاجرت ها کاسته شد و مهاجرت ها شکل بازگشت به ایران را به خود گرفت. در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش خواهیم بود که سیاست دولت پهلوی در واکنش به بازگشت اتباع ایرانی از شوروی چه بوده است. مفروض پژوهش این است که فشارهای وارده بر اتباع ایرانی از سوی شوروی و همچنین بهبود وضعیت اشتغال و معیشت در ایران باعث رجعت دوباره این مهاجران به ایران شد و دولت پهلوی نیز علی رغم مشکلات ناشی از بازگشت این مهاجران، بستر لازم را برای این امر مهیا نمود. در این تحقیق از روش توصیفی – تبیینی استفاده شده و تلاش می شود با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای تا حد امکان جوابی مناسب برای این سؤال یافته شود.
زمینه ها و جلوه های همگرایی موالی و فرودستان ایرانی با خوارج در نبرد با خلافت اموی و عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
84 - 97
حوزههای تخصصی:
با گسترش فتوحات اعراب، از یک طرف یکپارچگی مسلمانان با ظهور گروه های معارضی چون خوارج به چالش کشیده شد؛ و از طرف دیگر، موضع گیری بخش هایی از ایرانیان به سمت نوعی رویارویی پیش رفت. برخی طبقات همانند موالی که در موقعیت فرودستی قرار داشتند، ظهور فرقه های سیاسی- مذهبی مانند خوارج و شیعه را فرصتی برای کسب شرایط مناسب تری تلقی می کردند. این مقاله در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع تاریخی، به این سوال پاسخ دهد که چه زمینه هایی در همگرایی موالی و فرودستان ایرانی با خوارج نقش داشته و نیز آنها چه جایگاهی در نبردهای خوارج با خلافت اموی و عباسی دارا بوده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تقابل همه جانبه ی خوارج با خلافت در مراحل آغازین، در مراحل بعدی به عدم توجه به عقاید رادیکالی، به منظور همگرایی ایرانیانی چون موالی و فرودستان منتهی شده است. این امر ترجمان نوعی دگردیسی عقیدتی در نزد خوارج بود که به عواملی چون دور شدن از مناطقی مانند کوفه و بصره و گذر زمان بستگی داشت. ظهور عباسیان نیز در دگردیسی مذکور نقش داشت؛ زیرا برآمدن خلفای بغداد که به عنوان ساسانیانی با خون تازی در نظر گرفته می شدند، با کمرنگ ساختن عرب گرایی امویان و بهبود وضع موالی نیز همراه بود.
چالش نساجی سنتی ایران در دوره قاجار با تحولات صنعتی اروپا (1211ق. تا 1344ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب صنعتی با تغییر در شیوه تولید، در صنایع سنتی ملل تأثیرات شگرفی بر جای گذاشت. متأثر از تحولات صنعتی، نساجی ایران در چالش با تولید ماشینی قرار گرفت؛ این تحولات به تدریج سلیقه جامعه ایران قاجاری به ویژه دربار، اشراف و دیگر طبقات جامعه به استفاده از منسوجات ماشینی را نیز تغییر داد. در این دوره، متغیرهایی همچون تنوع در طرح، نقش و رنگ، کاهش قیمت در مقایسه با تولیدات دستی، تغییر سلیقه طبقات مختلف جامعه و توسعه تجارت ناشی از قدرت سیاسی و اقتصادی اروپا، به رواج و گسترش کاربرد منسوجات ماشینی و کاهش مصرف تولیدات وطنی و در نتیجه رکود در بسیاری از شاخه های نساجی داخلی انجامید. در این مقاله با روش تاریخی و شیوه ای تحلیلی و بهره مندی از منابع کتابخانه ای و با اتخاذ چارچوب نظری وابستگی، به این پرسش پاسخ داده می شود که چه عواملی در ایجاد چالش نساجی داخلی موثر بوده است؟ و نتایج آن در رکود نساجی داخلی چه میزان بوده است؟ با تکیه بر نظریه وابستگی، مؤلفه های صنعتی متأثر از قدرت سیاسی و اقتصادی اروپا، نگاه سنتی حاکم بر مناسبات و عدم توانایی در تغییر شیوه تولید و وابستگی حکومت قاجار در ایجاد چالش در نساجی و در نتیجه افول تدریجی بسیاری از شاخه های نساجی و بیکاری صنعتگران نقش داشته است. این یافته ها دلالت بر آن دارد که رها شدن از این وضعیت در گرو تغییر در شیوه تولید، قطع وابستگی به ساختار نظام سرمایه داری و توجه به الگوی توسعه درون گرا بوده است.
سرآغاز آشنایی ایرانیان با تکنولوژی برق در آمریکا و تاثیر آن بر نوسازی این صنعت در عصر قاجار (1250- 1344 قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال انقلاب صنعتی و تحولات صورت گرفته در آمریکا، ایرانیان بیش از پیش به دنبال چرایی رشد و پیشرفت این کشور برآمدند یکی از موضوعاتی که آنها دنبال کردند فناوری های نوظهور در این کشور از جمله صنعت برق بود. نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تفسیر متون مطبوعاتی و اسناد منتشر نشده در پی آن است که چگونگی مواجهه ایرانیان دوره قاجاریه با فناوری برق در آمریکا را تحلیل نماید و روشن سازد که ایرانیان در دوره قاجاریه برای ورود دانش و صنعت برق آمریکا به داخل کشور با چه چالش هایی مواجه بودند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد روشنفکران در چارچوب گفتمان انتقادی پیشرفت صنعت برق در آمریکا را در نوشته های خود بازتاب دادند. آنان دریافتند که برای جبران عقب ماندگی ایران در این حوزه باید فناوری برق را از آمریکا به کشور وارد کرد از طرف دیگر سیاحانی که به آمریکا سفر کرده بودند با مشاهده پیشرفت های علمی و فنی و درک تاثیرات بنیادین آن بر تحول این کشور بر لزوم نوسازی ایران با بهره گیری از علوم و فنون آمریکا تاکید کردند این هدف را نخبگان سیاسی به صورت جدی تر دنبال کردند تا راه ورود این تکنولوژی که موجب پیشرفت جامعه ایران می شد به طور مستقیم و غیر مستقیم فراهم نمایند اما در این راه موانعی پیش آمد که باعث شد فناوری برق و اصول جدید تحت تعلیمات کارشناسان و مهندسان آمریکایی به ایران ورود پیدا نکند و تلاش های آنان تنها محدود شد به آشنایی ایرانیان با اهمیت صنعت برق و نقش آن در تحول آمریکا که البته این خود در آن شرایط زمانی امری بس مغتنم به شمار می آمد.
ارزیابی جایگاه بسترهای جغرافیایی بر استقرارهای دوره ساسانی در مناطق کوهستانی جنوب غرب ایران، مطالعه موردی: دشت ارسنجان، استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محوطه های باستانی نشان دهنده چشم انداز فرهنگی حاصل برهم کُنش انسان و محیط بوده و متأثر از مجموعه ای از عوامل جغرافیایی، طبیعی و اجتماعی- فرهنگی هستند. به بیان دیگر سکونتگاه های باستانی به عنوان یادگارهای فضایی فعالیت های اولیه انسان ها، حامل اطلاعات در مورد سازگاری اولیه انسان و دگرگونی محیط هستند، تفسیر و آشکارسازی اطلاعات محیطی توزیع سکونتگاه می تواند شرایطی را برای درک بیشتر تعامل بین انسان و محیط در این دوران فراهم کند. در این تعامل عوامل محیطی چون ارتفاع از سطح دریا، شیب، منابع آب، پوشش گیاهی، درجه شیب و کاربری اراضی هرکدام به نوعی خود بسترهای جغرافیایی و طبیعی هستند که در پراکنش محوطه های باستانی نقش مؤثری دارند. هدف از این پژوهش ارزیابی بسترهای جغرافیایی بر استقرارهای باستانی دوره ساسانی در دشت میانکوهی ارسنجان است. براین اساس شش عامل جغرافیایی به عنوان عوامل محیطی یا متغیر مستقل و مساحت محوطه های باستانی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. به منظور بررسی این عوامل، از نرم افزارهای Arc GIS و SPSS و روش های تحلیل کمی از نوع آمار استنباطی با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج این تحلیل ها مشخص کرد که محوطه های دوره ساسانی با تعدادی از عوامل طبیعی وابستگی هایی را در سطح متوسط تا ضعیف و تعدادی از عوامل محیطی نیز وابستگی زیادی را نشان می دهد. در تحلیل و ارزیابی الگوهای استقراری محوطه های ساسانی با استفاده از تحلیل خوشه ای، چهار الگو به دست آمد و علاوه بر یک محوطه بزرگ در منطقه به همراه محوطه های کوچک تر اقماری آن که روستاهای بزرگ و کوچک با شیوه کشاورزی و دامداری هستند، یک الگوی دیگر نیز مشخص گردید که احتمالاً با کارکرد و محل قرارگیری آن ها در چشم انداز منطقه مرتبط است. این نوع محوطه ها به دلیل قرارگیری بر روی تپه ماهورها، بسترهای صخره ای و مناطق تقریباً مرتفع، یادآور قلعه های نظامی و یا پاسگاه های بین راهی هستند.
دوگانه تحریم و پذیرش موسیقی در دوره غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۵
۱۵۶-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم فرهنگی بعد از اسلام، چگونگی نگرش به موسیقی است. در تحلیل های علمای اسلام، کاربرد موسیقی به دو جریان مجاز و غیر مجاز تفکیک شد. در پیامد کاربرد موسیقی غیر مجاز، دو گفتمان تحریمی و پذیرشی شکل گرفت که از نظر کمّی و کیفی متفاوت بودند. در سلسله غزنوی این دو گفتمان به شکل خاصی متجلی شد که چگونگی حدّ و مرز آن، سؤال اصلی این مقاله است. در این مقاله روش تحقیق کیفی، مبتنی بر توصیف و تحلیل محتوا و روش گردآوری منابع آن کتابخانه ای است. بر اساس یافته های این مقاله، موسیقی، به خودی خود، حرام نیست و عوامل غیر موسیقایی از جمله متن شعر، رقص، شُرب خمر علت های اصلی تحریم موسیقی بودند. درباریان بیشتر به گفتمان پذیرش موسیقی تمایل داشتند و این در حالی بود که گفتمان تحریم در جامعه غلبه داشت. هر چند، در برخی از منازل، محافل و اماکن خاص این تحریم رعایت نمی شد. موارد یاد شده و وابستگی اهل موسیقی به دربار، به پذیرش برخی از هنجارها انجامید که از محدوده تحریم فاصله داشت. اهل موسیقیِ دربار آزادی بیشتری برای انجام این هنجارها در اماکن خصوصی احساس می کردند و همین ارتباط می توانست به نفع عاملان اماکنی باشد که برای تحریم ها محدودیتی قائل نبودند.
معرفی ایزدان نگارش در ایلام باستان از دریچه رهیافت تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۷
95 - 123
حوزههای تخصصی:
نگاهی به تمدن های باستانی همچون مصر، میان رودان، یونان و ... نشان می دهد که نگارش و نویسندگی عمدتاً مرتبط با قلمروی ایزد(ان) مشخصی بوده است. براساس مدارک موجود می دانیم که ایلام نیز از تمدن هایی ا ست که نگارش درآن پیشینه ای غنی و کهن داشته است؛ با وجود این، مبحث خدایان نگارش در تمدن ایلام تاکنون مغفول مانده و موردتوجه پژوهشگران این حوزه قرارنگرفته است؛ ازاین رو، در پژوهش حاضر با هدف شناسایی و معرفی ایزدان نگارش در ایلام باستان و نسبت آن با سنت میان رودانی و ایرانی، چنین طرح پرسش می شود که براساس شواهد موجود، چه ایزد(انی) مسئول حوزه نگارش و نویسندگی در اساطیر ایلام باستان بوده اند؟ چه رابطه ای میان نگرش اساطیری-مذهبی ایلام باستان با نگرش ایرانی و میان رودانی در حوزه ایزدان نگارش وجود داشته است؟ نتیجه مطالعات از دریچه "رهیافت تاریخی" (مطالعه تطبیقی اسناد مکتوب با شواهد مادی باستان شناختی) حاکی از آن است که احتمالاً نپیریش، تیرومیتهیر/تیروتیر، نبو و شاید نیسابه مسئول حوزه نگارش و نویسندگی در ایلام باستان بوده اند؛ درمیان ایزدان نگارش، نبو و نیسابه ریشه میان رودانی (به ترتیب اموری و سومری) داشتند و می توان تأثیراتی میان رودانی درباره تیرومیتهیر/تیروتیر نیز پیشنهاد داد. دراین میان، نبو و نپیریش مذکر و نیسابه مؤنث بود و از جنسیت تیرومیتهیر/تیروتیر نیز اطلاعی نداریم. همچنین ممکن است که این سنت ایلامی بر سنت ایرانی تأثیر نهاده باشد؛ به ویژه، درباره شباهت اسمی و لقبی (دبیری) ایزد تیر و تیرومیتهیر/تیروتیر. هرچند وجود تأثیراتی معکوس نیز محتمل است که با مدارک فعلی سخن گفتن درباره آن چندان میسر نیست. بدیهی ا ست درک عمیق ارتباط تیر و تیرومیتهیر/تیروتیر منوط به کشف داده هایی درباره نام سیارات و وظایف ایزدان در ایلام باستان، خاستگاه هندواروپائیان و هندوایرانیان و ارتباطات ایلامیان و ایرانیان است
اهداف اصلی ساسانیان در اجرای سیاست کوچ اقوامِ مغلوبه و اسیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
223 - 244
حوزههای تخصصی:
یکی از تدابیر مهمی که در تاریخ ایران باستان نزد فرمانروایان متداول بوده است، کوچاندن اقوامِ سرکش و اسیران جنگی از منطقه ای به منطقه دیگر بوده است، سیاستی که بارها در ایران باستان و به روزگار شهریاران ساسانی به کار گرفته شده است. بر این اساس از مسائل مهم مورد بررسی در این پژوهش آن است که دریابیم ساسانیان به چه دلایل و در پی چه اهداف مهمی اقدام به جابه جایی اقوام سرکش، یاغی و هم چنین اسیران نموده اند؟واینکه نتایج انتقال اسیران و اسکان دادن اجباری آنهاچه بوده است؟ . بدین روی در پاسخ به مسائل مزبور با بررسی منابع مکتوب و مطالعات مبتنی بر متون تاریخی و با بهره گیری از شیوه پژوهش های تاریخی و رهیافت توصیفی-تحلیلی، نتایج حاصله از تحقیقات عبارت است از این که با کوچاندن برخی اقوام از خاستگاه اصلی به مناطق دیگر دردسرها و آشوب هایی که این اقوام و طوایف در سکونتگاه اولیه خویش برای حکومت و مناطق اطراف پدید می آوردند، از بین می رفت. از سویی در برخی موارد ساسانیان با سیاست کوچاندن شماری از اقوامِ مغلوب و هم چنین اسیرانی که در جنگ ها می گرفتند، سعی در «رفع کمبود نیروی انسانی» و هم چنین «تغییر در ترکیب جمعیت شهرها» داشتند و گاهی نیز به منظور «بهره بری از توان و مهارت های اسیران» برخی کوچ دادنهای اجباری در دوران ساسانی الزام آور بوده استآور . با این حال یکی از دلایل اصلی کوچاندن این افراد برای «دفاع از سرحدات» بود؛ بدین منظور ساسانیان به منظوردفاع از مرزها یکی از راهکارهای مهم و موثر را سکونت اسیران و خاندان های جنگاور و مغلوبه(متخاصم) در مناطق مرزی برای دفاع از قلمرو در برابر مهاجمان می دانستند.
بحران های سیاسی شام در قرن ششم هجری با تأکید بر نقش اسماعیلیان نزاری به رهبری راشدالدین سنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
245 - 272
حوزههای تخصصی:
نزاریان به دلایل گوناگون مذهبی، تاریخی، سیاسی با حاکمان شام اختلافات اساسی داشته اند و قرن ششم اوج درگیری آنان با حاکمان و حامیان خلافت عباسی بوده است. این نزاعها با ورود راشدالدین سنان به عرصه سیاست بیشتر شد و در نتیجه در دوران رهبری او نزاریان به قدرتی چشم گیر و حتی بازدارنده دست یافتند، اما پس از درگذشت او و در پی قدرت گیری سلاطین ایوبی به مثابه حافظان و متحدان سنی مذهب خلافت عباسی و تسلط خلفا بر شام، نیرو و توان نظامی و راهبردی نزاریان رو به کاهش نهاد. اگر چه آنان در مقام فرقه ای مذهبی به موجودیت خود ادامه دادند، اما با روی کار آمدن ایوبیان و ممالیک به عنوان حامیان خلافت عباسی، مذهب اهل سنت، مکتب اشعری و دشمنی با فاطمیان مصر، دشمنی را متوجه نزاریان نمود. ادامه این نزاع ها، بحران های سیاسی، اجتماعی، مذهبی و... را به بار آورد. نزاریان که اقلیتی شیعه مذهب در جامعه اکثریت سنی بودند برای برون رفت از این بحران، تلاش های بسیاری کردند. تحقیق حاضر، مبتنی بر روش تاریخی و با استناد به شیوه کتابخانه ای با رویکرد توصیفی – تحلیلی قصد دارد به پاسخ این پرسش دست یابد که: نقش اسماعیلیان نزاری به رهبری راشدالدین سنان در مدیریت بحران های سیاسی شام در قرن مدیریت بحران های پیشآمد در شام چه بوده است؟ بررسی ها نشان داد که راشدالدین سنان سه راهبرد را در برابر تحولات سیاسی شام و مدیریت بحران های پیش روطراحی و برنامه ریزی نمود. اول مصالحه با ایوبیان برای افزایش قدرت نزاریان. دوم، تحرک بخشی داعیان در سایر بلاد اسلامی، سوم، سازماندهی مجدد فدائیان اسماعیلیه در مبارزه با مخالفین. با این اقدامات مبانی کلامی و اعتقادی نزاریان شام منسجم شد و توانستند در مقابل صلیبیون، ایوبیان و خلفای عباسی مقاومت نمایند.
مروری بر جغرافیای تاریخی دجله و فرات و تاثیر این دو رود بر اقتصاد بین النهرین
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
82 - 112
حوزههای تخصصی:
رودهای دجله و فرات از کوه های واقع در آناتولی سرچشمه می گیرند و پس از عبور از ترکیه، سوریه و عراق با پیوستن به هم وارد خلیج فارس می شوند. این دو رود جزو طولانی ترین و پر آب ترین رودهای غرب آسیا هستند و هر دو آنها چه در گذشته و چه امروز اهمیت زیادی دارند. این تحقیق به دنبال این بود تا پس از ارائه گزارشی از جغرافیای تاریخی دجله و فرات، مشخص نماید که این دو رود چه تاثیری بر اقتصاد بین-النهرین داشتند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که رودهای دجله و فرات در آناتولی بیشتر در مناطق کوهستانی قرار دارند ولی در بین النهرین در دشت جاری می شوند و منابع آبی مورد نیاز برای کشاورزی را فراهم می کنند. در نتیجه فراهم کردن منابع آبی برای کشاورزی توسط این دو رود بزرگ، بین النهرین از کشاورزی پر رونقی برخوردار است. این دو رود علاوه بر کشاورزی، برای تجارت و حمل و نقل کالا از مسیر آب هم اهمیت دارند و از گذشته تا امروز همواره برای این هدف مورد استفاده قرار می گرفتند. بین النهرین به واسطه بهره مندی از آب رودهای دجله و فرات توانسته بود کشاورزی پر رونق و تجارت فعالی داشته باشد و بدین ترتیب منافع اقتصادی زیادی کسب بکند هرچند گاهی اوقات با طغیان های این دو رود، خسارت هایی را تحمل می کرد.
پژوهشی بر شخصیت های ناشناخته همنام دوره قاجار: جان محمد خان دولو قاجار
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
34 - 55
حوزههای تخصصی:
جان محمدخان از طایفه دولوی ایل قاجار شخصیتی است که نام وی با تک تک ایلخان ها و شاهان قاجار تا عهد ناصری همراه بوده است و در آثار تحقیقی مثل شرح رجال بامداد، همیشه به عنوان یک شخص واحد معرفی شده که محققین بعدی نیز از این امر پیروی کرده اند. اما با استفاده از برآورد سنی و تاریخ ها به این نتیجه می رسیم که باید بیش از یک جان محمدخان وجود داشته باشد. از این رو نگارنده طی مطالعات خود این پرسش ها را مطرح کرد که " چند جان محمدخان دولو قاجار در صدر قاجار برعلیه یا همراه با خاندانی که به مقام سلطنت ایران دست یافتند جنگیدند و در سیاست ها نقش ایفا کردند؟" و "هر کدام از این جان محمدخان ها که بوده یا چه نسبتی با یکدیگر داشتند؟" جهت پاسخ دهی به این مهم از روش مقایسه منابع تاریخی بهره برده شده است. در مقاله حاضر چنین نتیجه گیری شده است که حداقل دو و حداکثر سه نفر از سه نسل متوالی به نام جان محمدخان وجود دارند. فرد نخست صرفا سیاستمدار و دشمن فتحعلی خان قاجار و خاندانش بوده که در عهد محمدکریم خان زند فوت نموده است. فرد دوم پسر اوست، که ساکن دامغان بوده و در حملات نظامی متعدد برای آقا محمد شاه مبارزه می کرده است و در کهنسالی به محمدشاه جهت رسیدن به تاج و تخت یاری رسانده است. فرد سوم محتملا پسر جان محمد دوم است که در عهد ناصری فرد صاحب احترامی بوده و حداقل برای هفت سال در مازندران و بسطام حکومت داشته است.
زنان سبیلو: خوانشی روان کاوانه (پیرامون بدن و چهره زنانِ اندرونی در عکس های دوره ناصری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
71 - 111
حوزههای تخصصی:
عکس های بسیاری از دوره قاجار وجود دارد که بخشی از آن ها متعلق به زنان، به خصوص زنان حرم ناصری است. فارغ از نوع پوشش زنان، بدن و چهره خاص برخی از آن ها مسئله ساز است. فربگی بدن و به ویژه ویژگی های چهره پرسش هایی را برمی انگیزد که نه پاسخ های ساده و سطحی، بلکه تحلیلی عمیق تر با توجه به تاریخ فرهنگی یا تاریخ فرهنگِ دیداری ایران را می طلبد؛ بنابراین می توان پرسید چه تفاوتی میان بازنمایی زنان در نقاشی و عکس های دوره قاجار وجود دارد و موی پشت لب در چهره این زنان چه کارکردی داشته است؟ اینکه این ویژگی، صرفاً امری زیباشناختی یا نوعی آرایش چهره بوده و قابل تعمیم به تمام زنان یا امری جنسی و متعلق به خواص است، فصل اختلاف با تحقیقات پیشین و دلیل بر ضرورت انجام این تحقیق است؛ بنابراین، موضوع را باید در حوزه «جنسیت» (سکسوالیته) صورت بندی کرد. این تحقیق از نوع کیفی و بنیادین بوده و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی و به نحوی انتقادی کاربست یافته است. روش شناسی به مفهوم «تبارکاوی» و آراء فوکو و لکان برمی گردد که مبانی نظری تحقیق را در رویکردی «روان کاوانه» از حیث اجتماعی و ناخودآگاهی سامان می بخشد. یکی از تفاوت های فاحش میان چهره زنان بازنمایی شده در نقاشی و عکاسی این دوره همان شبه سبیل است که در یک جامعه مردسالار می توان آن را «نقابی» برای چیرگی بر «فقدان» و البته دال بر داشتن قدرت مردانه برای برخی از زنان حرم، تحت مفهوم «مذکر نمادین» در برابر دیگر زنان، مردان و جماعت در حاشیه یا قاعده هرم، ذیل عنوان «مؤنث نمادین» دانست.
برهم کنش انسان با محیط های گرم و خشک: تأملی بر شیوه های سنتی مدیریت و بهره برداریِ از آب در دشت نیریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۶
339 - 362
حوزههای تخصصی:
دشت نیریز در شرق استان فارس، ازجمله مناطق خشک و فاقد رودخانه دائمی است که بارش سالانه اندک دارد. این دشت در سال 1396ه .ش. طی یک فصل با رهیافت باستان شناسی چشم انداز مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به وضعیت زیست بومی منطقه و نتایج حاصل از بررسی مشخص شد که سیر تطور سکونت جوامع انسانی از گذشته تا به امروز در این دشت وابسته به توسعه و مدیریت سامانه های آب رسانی بوده است. در نتیجه، در بررسی مزبور شواهد مربوط به نظارت، مدیریت و توسعه منابع آب با توجه به وضعیت زمین شناسی و زمین ریختی منطقه مورد پژوهش قرار گرفت. در یک نگاه کلی منابع آب دشت نیریز شامل چشمه ها و قنات هایی است که با توجه به آبخوان (منابع زیرزمینی آب) در مناطق مختلف شکل گرفته اند. این منابع الگویی متأثر از ویژگی های زمین شناسی، ازجمله جنس و شیب سازند و لایه غیرقابل نفوذ، دارند که میزان آبدهی آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. سازند تاربور در ارتفاعات شرقی نیریز باعث تشکیل منابع آب زیرزمینی مناسبی در مخروط افکنه دهانه پلنگان شده که پرآب ترین قنات های نیریز، از آن تغذیه می شوند. دیگر واحدهای زمین شناسی باعث تشکیل آبخوان های محدودی در دامنه ارتفاعات و دشت نیریز شده اند که چشمه ها و قنات ها از آن ها بهره برداری می کنند. چشمه ها با آبدهی محدود اغلب به سطح دشت نمی رسند و با ساخت نهر و استخر در مسیر برخی از آن ها، به مزارع هدایت شده اند. اما قنات ها به عنوان مهم ترین منبع تأمین کننده آب دشت نیریز به سه گروه قنات های کوهستانی، نیمه کوهستانی و دشت طبقه بندی می شوند. دو گروه قنات های کوهستانی و نیمه کوهستانی آبدهی محدودی دارند و استخری برای ذخیره و بهره وری در مسیر نهر آن ها ساخته شده است. نتایج این مطالعه ارتباط مستقیم بین تاریخ سکونت در دشت و توسعه و مدیریت منابع آب را نشان می دهد که بر پراکندگی و نوع استقرارها (کوچ نشین یا یکجانشین) بسیار تأثیرگذار بوده است.
گو نه شناسی چوب های به کار رفته در سقانفارهای مازندران (مطالعه موردی: شهرستان قائم شهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۶
363 - 382
حوزههای تخصصی:
سقانفار، نوعی بنای چوبی با کارکرد مذهبی در استان مازندران بوده که احداث بیشتر این بناها به دوره قاجار برمی گردد. در این بناها، هرس اله در ماه محرم مراس م ع زاداری برگ زار می شود. باوجود اهمیت فرهنگی سقانفارهای مازندران، تاکنون نوع چوب های مورداستفاده در آن ها بررسی نشده و پژوهش ها محدود به معماری و نقاشی های آن ها بوده است. در این پژوهش، چوب های به کار رفته در اجزای مختلف پنج سقانفار قائم شهر (ریکنده، سیدابوصالح، قادیکلای نوکنده کا، وسطی کلا و آهنگرکلای بیشه سر) به صورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج فهرست ویژگی های آناتومی چوب از مقاطع میکروسکوپی رنگ آمیزی شده، هر نمونه شناسایی شد. در بررسی ماکروسکوپی، تمام چوب ها بخش روزنه ای بودند. غیر از نمونه قادیکلای نوکنده کا، سایر نمونه چوب ها پس از غوطه وری، آب را به رنگ طلایی درآوردند. گونه استفاده شده در سقانفارهای وسطی کلا، ریکنده، سیدابوصالح و آهنگرکلای بیشه سر، آزاد (Zelkova carpinifolia) و چوب های سقانفار قادیکلای نوکنده کا، بلوط اوری (Quercus macranthera) شناسایی شدند. هر دو چوب، بادوام بوده، نم پذیری کمی داشته و درصورت استفاده در ساختمان نیاز چندانی به مراقبت و تعمیر ندارند. پراکنش بلوط و سایر گونه های درختی با چوب ساختمانی باکیفیت در جنگل های نزدیک سقانفار ها، به اندازه یا بیش از آزاد بوده است؛ از این رو، ترجیح این چوب نمی تواند صرفاً به در دسترس بودن و کیفیت فنی آن مربوط باشد. با توجه به این که از قرن 16م.، به بعد چوب آزاد یکی از محبوب ترین چوب ها برای ساخت بناهای تاریخی و مذهبی در شرق دور (به خصوص در کره و ژاپن) بوده و با توجه به تأثیرپذیری معماری و نقاشی سقانفارهای چوبی قدیمی تر از فرهنگ شرقی، می توان انتخاب چوب آزاد برای ساخت این اماکن را تا حدی متأثر از تبادلات فرهنگی دانست.
تبلیغات در روزنامه های عصر مشروطه (مطالعه موردی روزنامه انجمن تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی دوره جدید سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
111 - 125
حوزههای تخصصی:
روزنامه از پدیده های نوینی بود که نخستین بار در ایرانِ روزگار قاجار پدید آمد. جنبش مشروطه، نقطه عطفی در تاریخ روزنامه نگاری ایرانیان بود، چنان که پس از اعلان فرمان مشروطیت (14جمادی الثانی 1324ه .ق)، چاپ روزنامه در بسیاری از شهرهای ایران، روند رو به رشدی را شاهد بود. روزنامه های عصر قاجار، از جنبه های گوناگونی بررسی می شوند؛ یکی از جنبه های مزبور، پدیده «تبلیغات» در آنهاست که بیشتر ذیل عنوان «اعلان» ظاهر می شد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا «روزنامه انجمن تبریز»، که یکی از مهم ترین نشریات صدر مشروطه بود، ازنظر تبلیغات ارزیابی و به این پرسش بنیادین پاسخ داده شود که اعلان های روزنامه انجمن تبریز و یا داده هایی که صبغه تبلیغاتی دارند، چه آگاهی هایی را از حیات اجتماعی و اقتصادی تبریز عصر مشروطه ارائه می دهند؟ برای پیشبرد تحقیق حاضر، ترکیبی از روش های کمی و کیفی مدنظر نگارنده بوده است، در مرحله گردآوری و توصیف داده ها، روش پژوهش کیفی و در ارزیابی آماری داده ها، روش پژوهش کمی از نوع آماری استفاده شده است. به این ترتیب رویکرد پژوهش حاضر به مسئله تبلیغات، یک رویکرد توصیفی-تحلیلی خواهد بود. با ارزیابی داده های موجود، این نتیجه حاصل می شود که تبلیغات روزنامه انجمن تبریز سوای شناساندن برخی جنبه های مغفول اجتماعی و اقتصادی جامعه تبریز آن روزگار، بارقه هایی از گرایش های ملی گرایانه نوین و ترغیب به اتخاذ کنش جمعی را در زمینه هایی چون پشتیبانی از کالاهای داخلی و تحریم کالاهای خارجی به نمایش می گذارند.
«قانون نویسیِ تنظیماتی» در عصرِ ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نواحی کمترشناخته شده در تاریخ تجددِ ایران، کوشش هایی است که درباره «قانون نویسی» در عصرِ قاجار تا پیش از تشکیل مجلس شورای ملی انجام شد. بخش مهمی از این تلاش ها، مبتنی بر رویکرد تنظیمات بود که در این پژوهش با عنوان «قانون نویسیِ تنظیماتی» به آن توجه شده است. این پژوهش، با هدف شناخت این موضوع آن را در دو گونه «کلان» و «خُرد» بررسی کرده است. منظور از «قانون نویسیِ تنظیماتیِ کلان»، نوشته هایی است که از رسالات سیاسی متمایز و اساساً قانون هستند، اما رویکردِ آن ها به ساختارِ حکومت معطوف است. در این پژوهش، دو نمونه مهمِ آن بحث و بررسی شده است؛ یکی بخش دوم «دفتر تنظیمات» ملکم و دیگری «کتابچه تنظیماتِ حسنه دولتِ علّیّه و ممالکِ محروسه ایرانِ» سپهسالار و گونه دوم، «قانون نویسیِ تنظیماتیِ خُرد» است. این قوانین، برایِ موضوعات یا نهادهایِ کوچک تر نوشته شد و آن ها را باید ذیلِ قوانینِ کلان تعریف نمود. این قوانین بررسی شدند: «لایحه تشکیل دارالتنزیل»، «انتظام لشکر و مجلس تنظیمات»، «کتابچه قانون دخانیات»، «کلید استطاعت»، «کتابچه دستورالعمل دیوان خانه عدلیه اعظم»، «تکالیف مشترکه مجالس وزارت عدلیه اعظم» و «رساله در تقسیمات اداری وزارت خارجه». مهم ترین یافته پژوهش این است که اساسِ قوانینِ تنظیماتی، قوانینِ کلان بودند و قوانین «خُرد» برمبنایِ رویکردِ آن ها برای ایجادِ نظم و تحول در ساختارِ حکومت، بر مبنایِ قانون نوشته شدند.
طرح های آبیاری و آبرسانی ساسانیان درمیان رودان و تأثیر آن در قرون نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین میان رودان با توجه به جریان دو رود بزرگ دجله و فرات از دیرباز محل استقرار و شکل گیری تمدن های بزرگ و باشکوه بوده است. پادشاهان ساسانی نیز که میراث دار این تمدن ها بودند عراق را مرکز حکومت خویش قرار دادند و آن را «دل ایرانشهر» نامیدند. آنان به نقش حیاتی این دو رود در آبادانی و شکوفایی اقتصادی این سرزمین کاملاً واقف بودند بنابراین با اجرای طرح های آبیاری بزرگ و گسترده راه آبادانی را به سرعت طی کرده و میان رودان را به منتهای آبادانی خود رساندند. با سقوط ساسانیان و تسلط اعراب مسلمان، نظام دیوانی و آبیاری عراق به صلاحدید خلیفه دوم تغییری نیافت و این میراث به عصر اسلامی انتقال یافت و باعث رشد و شکوفایی تمدنی در قرون نخستین اسلامی گردید. این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی درصدد بررسی این مسئله است که طرح های آبیاری و آبرسانی ساسانیان در عمران و آبادانی میان رودان در دوران اسلامی چه تأثیری داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که طرح های آبرسانی ساسانی در دوران اسلامی ادامه یافت و خلفا سعی کردند با ایجاد نهرهای صناعی جدید این شبکه را گسترش دهند و همین موضوع نه تنها باعث سود سرشار مالیات در منطقه سواد شد، بلکه زمینه تآسیس شهرهای بزرگی مثل بصره، کوفه، بغداد، سامراء را فراهم کرد.