ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
۷۸۱.

مطالعۀ الگوی پراکنش محوطه ها و آثار اشکانی و ساسانی در حوضۀ آبریز جنوبی قزل اوزن، بخش چورزق، شهرستان طارم علیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی استقرار طارم علیا دستجرده چورزق اشکانی ساسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
هرچند که در دو دهه اخیر، میزان کاوش ها و بررسی های باستان شناسی انجام شده در شهرستان طارم علیا رشد قابل توجهی یافته است، اما با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه این شهرستان، در حکم حلقه ارتباطی میان نواحی مرکزی، غربی و شمالی کشور، این منطقه نیازمند پژوهش های باستان شناسی بیشتری است. پژوهش حاضر که بر اساس داده های حاصل از بررسی میدانی باستان شناسی و مطالعات کتابخانه ای و تهیه نقشه های GIS به انجام رسیده است، برای نخستین بار به تجزیه و تحلیل الگوی استقرار 14 محوطه و اثر باستانی مربوط به دوره های اشکانی و ساسانی در حوضه جنوبی رود قزل اوزن، در محدوده بخش چورزق شهرستان طارم علیا، شامل دهستان-های چورزق و دستجرده اختصاص دارد. مسئله اصلی مرتبط با منطقه موردمطالعه، فقدان اطلاعات جامع و وجود یک شکاف دانشی در ارتباط با استقرارهای دوران تاریخی در این حوضه است. هدف از این پژوهش مطالعه الگوی پراکنش محوطه های دوران اشکانی و ساسانی در محدوده بخش چورزق طارم علیا است. این پژوهش در پی یافتن پاسخ به پرسش هایی در ارتباط با بررسی تأثیر عوامل محیطی و جغرافیایی بر شکل گیری محوطه های موردمطالعه، الگوی معیشتی ساکنان و مقایسه سفال های منطقه موردمطالعه با مناطق همجوار در دوران اشکانی و ساسانی است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که پراکنش محوطه های این منطقه متأثر از عوامل تعیین کننده ای چون میزان ارتفاع، دسترسی به منابع آبی، شیب زمین، راه ها و نوع کاربری اراضی بوده است، به گونه ای که باوجود تنوع اقلیمی منطقه، محوطه های محدوده موردمطالعه اغلب در ارتفاع نسبتاً کم و شیب ملایم، در امتداد دره رود قزل-اوزن و دیگر رودهای منطقه، در نقاطی که برای فعالیت های کشاورزی و باغداری مستعد بوده اند، شکل گرفته اند. بعلاوه با توجه به وضعیت توپوگرافی خاص منطقه که عبور و مرور را صرفاً از طریق دره های میان ارتفاعات، در امتداد مسیر رودها امکان پذیر می سازد، به نظر می رسد که راه های باستانی نیز بر جاده های ارتباطی امروزی منطبق یا بسیار به آن نزدیک بوده است.
۷۸۲.

Obituary: Philippe Gignoux

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۶۲
Philippe Gignoux was born in Solaize (Isère) on 1 March 1931. He completed his secondary education at Dominican College of Oullins (Rhône) near Lyon. He graduated in Persian Language from École nationale des langues orientales vivantes, and studied at Ecole pratique des hautes études (EPHE) (IVth and Vth sections) and at the Catholic Institute of Paris. 
۷۸۳.

Investigating the Newly Discovered Rock Relief from the Sasanian Era in England(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: The Bas-relief Exposed in England Sasanian Era Altar of Fire Astōdān

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۶
The Sasanian, the last Iranian dynasty before the Arab invasion of Iran, overthrew the Parthians and ruled the region for more than four centuries between 224-651 AD. One of the structural characteristics of the Sasanian state was the establishment of an official religion and the concentration of political and religious sovereignty. The official recognition of the Zoroastrian religion led the Sasanian kings and priests to build numerous fire temples in various parts of Iran, and many archaeological evidences of Sasanian era burials have been found, which are intertwined with art. The kings enriched the art of this period by creating rock carvings to display various matters. A rock carving in the Sasanian style was accidentally discovered a few years ago at a local airport in England. When this discovery was reported in the early days of 2023, the main question was whether it was an independent rock carving that had been detached from the mountain or whether it belonged to a structure? Based on the library studies and comparisons made with other works in this article, it seems that the newly discovered Sasanian rock carving from Stansted Airport in London was likely part of a stone structure similar to a fire altar or a Astōdān (one type of Ossuary), and it most probably dates back to the early Sasanian period.
۷۸۴.

تحلیل تصویرسازی ورنا کلم از شخصیت حضرت فاطمه (س)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شخصیت خیالی شخصیت واقعی شرق شناسی حضرت فاطمه (س) ورنا کلم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۴
مطالعه و پژوهش درباره شخصیت حضرت فاطمه (س)، به عنوان بانویی که در قرآن، احادیث نبوی، منابع اهل سنت و به ویژه منابع شیعیان از جایگاه و منزلت ویژه ای برخوردار است، از موضوع های مورد علاقه ی مستشرقان بوده است. در این زمینه محققان مختلف، آثاری را ارائه داده اند. ورنا کلم، مستشرق معاصری است که مقاله ای را در زمینه شکل گیری تصویر حضرت فاطمه (س) در منابع اهل سنت و شیعیان نگاشته است. آنچه حائز اهمیت است، چگونگی تصویرسازی و تحلیل این مستشرق از شخصیت حضرت فاطمه (س) است؛ بنابراین، این نوشتار می کوشد تا نگرش ورنا کلم را با روش تحلیل محتوا، در استخراج مفاهیم مدنظر او در حوزه ها و مشخصه های گوناگون و تحلیل های ارائه شده اش درباره شخصیت حضرت فاطمه (س) را بررسی کند. در همین راستا، نوع و تعداد منابعی که او به آنها توجه کرده است، فراوانی سنجی شده و در پیشبرد اهداف این پژوهش، مؤثر بوده است. واکاوی اثر این مستشرق نشان می دهد که بررسی شخصیت حضرت فاطمه (س) در این مقاله، عمدتاً متکی بر منابع محدود و مشخص انجام شده است. همچنین ورنا کلم این مطالعه را بدون توجه به بینش مذهبی متن و براساس انگاره های پیش مفروض خود انجام داده است. تناسب نداشتن منابع و موضوع و بهره گیری از تحقیقات هم عصران او، در تحلیل و بررسی ورنا کلم از شخصیت حضرت فاطمه (س) مشهود است.
۷۸۵.

بوختارِ زندِ بهمن یسن: سیاوشِ بامی یا پِشوتن؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زند بهمن یسن مهر و جم و سیاوش اشکانیان پشوتن ساسانیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه/ هدف: اشکانیان برخلافِ ساسانیان، گویا زردشتی نبودند و کیشِ مهری داشتند؛ از این روی، ساسانیانِ بزرگ دارنده دینِ زردشتی کوشیدند اندیشه مهریِ روزگارِ اشکانی و مظاهرِ آن را از متنِ بهمن یسن (متنی متعلّق به دوره اشکانی) محو کنند که گویا یکی از این مظاهر، سیاوشِ بامی بوده است و به جایِ آن شخصیتی در پیوندِ کامل با دینِ زردشتی و از سرتبارانِ خودشان، یعنی پِشوتن فرزندِ گُشتاسپ را قرار دهند.روش/ رویکرد: در این پژوهش که به روشِ توصیفی تحلیلی انجام گرفته، درباره چرایی و چگونگیِ این موضوع سخن گفته شده است.یافته ها/ نتایج: از آن جا که سیاوش بنا بر برخی روایت ها، سرتبارِ اشکانیان معرفی شده و میانِ او با ایزدِ مهر و یکی از شخصیت هایِ مهری، یعنی جم، همسانی های بسیار وجود دارد، می توان بر آن شد که او منجیِ آخِرِ زمان در متنِ اشکانیِ بهمن یسن بوده است. در این متن، در کنارِ اسکندر که اشکانیان دشمنِ جانشینانِ او بودند، از افراسیاب یاد شده که طبیعی است در تقابل با این شخصیت هم، سیاوش را به یاد آوریم. همچنین، در همین متن، از یک سو لقبِ «بامیِ» سیاوش به پِشوتن سپرده شده و از سویِ دیگر، کَنْگ دِژِ سیاوش که آن را رونوشتی از ورِ جم کرد و همسان با جایگاهِ مهر و جم دانسته اند، جایگاهِ خیزشِ پِشوتن در پایانِ جهان می بینیم. در این متن، مظاهرِ مهری (نامِ جم، قربانیِ گاوِ هَدَیوش به دستِ سوشیانت که رونوشتی از قربانیِ گاو به وسیله مهر و جم تلقی شده و...) هم محو شده که آن نشانی است بر دست برد در این متن؛ از این روی، می توان بر آن شد سیاوش که آمیزه ای است از مهر و جم، بوختارِ متنِ بهمن یسن بوده که به واسطه اغراضِ سیاسی و دینی، به دستِ ساسانیان پس زده شده و پِشوتن که در متن هایِ تحریف ناشده، برجستگیِ چندانی ندارد، به جایِ او در این متنِ آخرالزمانی نهاده شده است.     
۷۸۶.

بررسی یک نام حذف شده از ستون «چرندپرند» (تحلیل برخورد ستون چرندپرند صور اسرافیل با شیخ فضل الله نوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چرندپرند دهخدا صوراسرافیل شیخ فضل الله نوری مشروطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۲
ستون «چرندپرند» در شماره سوم نشریه «صوراسرافیل» درباره عالمی است که از سویی شایعه قطع پایش منتشر شده و از سوی دیگر، از برخی مخالفان مشروطه پول گرفته، اما این نام در آن ستون حذف شده است. این پژوهش بر مبنای این سؤال شکل گرفته که چرا در متنی از «چرندپرند»، یک نام دچار ممیزی شده است؟ صاحب آن نام کیست و چرا از بیان نامش خودداری شده است و از همه مهم تر اینکه حذف این نام، چه نکات تاریخی ای از آن دوران پرتلاطم بیان می کند. این پژوهش با روش تحلیل محتوا بر روی متون «چرندپرند» و تحلیل آن بر مبنای دیگر متون و اسناد آن دوران، این فرضیه را بررسی می کند که  این نامِ حذف شده، نام شیخ فضل الله نوری است و می توان این حذف را براساس روند فاصله گیری مشروطه خواهان و شیخ تحلیل کرد. بر مبنای یافته های این پژوهش می توان گفت که فرض پژوهش درست است. مقایسه این متن با سایر متون «چرندپرند» درباره شیخ، نشان می دهد که تا پیش از همراهی او با تحصنِ مخالفان مشروطه در حرم عبدالعظیم، از طرفی مشروطه طلبان علی رغم اختلاف ها، هنوز حرمتی برای شیخ قائل بودند و از طرف دیگر، شیخ نیز تمایل داشت با خانه نشینی، از رویارویی بیشتر با مشروطه طلبان پرهیز کند، اما حوادث به گونه ای شکل گرفت که او مجبور به حضور در اجتماع و مخالفت رسمی و علنی با مشروطه شد و پس از آن چیزی از حرمت و اعتبار او نزد مشروطه طلبان باقی نماند؛ وضعیتی که نهایتاً به دشمنی ریشه داری تبدیل شد که مقدمه اعدام شیخ بود. 
۷۸۷.

The Beginnings of Colonization

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
Most colonialism-related studies in the world have primarily focused on the 15th century onward when some European countries embarked on their conquests and colonialism and established colonial empires. The powerful naval forces of Portugal and Spain in the 15th century began identifying new lands and then colonizing and enslaving the people there. Few studies have deeply investigated colonialism but if there are studies available in this field, there are two separate trends with no association with each other. In addition, most of these studies have focused on the past centuries i.e. British colonialism The present study investigates the old colonial perspective and its influence on colonialism in the modern era.
۷۸۸.

جابه جایی جمعیتی در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنشاهی هخامنشی جابه جایی جمعیتی کورتش هترو پارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۱۹۵
در دوره هخامنشی، جابه جایی های جمعیت ها و اقوام در جریان لشکرکشی ها به سرزمین های نوتسخیر رویه ای رایج بوده است. هدف پژوهش حاضر بررسی سازوکار این جابه جایی ها، دلایل و پیامد های وقوع آنها در دوره هخامنشی است. پرسش اصلی مقاله این است که روند جابه جایی اجباری جمعیت در دوره هخامنشی چگونه بوده و به چه منظور انجام می شده؟ برای پاسخ به این پرسش از روش تحلیل کیفی استفاده شده است. بررسی متن های بازمانده از دوره هخامنشی ازجمله الواح بارو وخزانه تخت جمشید و متن های بابلی همچون آرشیو موراشو از نیپور و همچنین منابع یونانی ازجمله آثار هرودوت، گزنفون، دیودور سیسیلی، وجود جابه جایی های جمعیتی را تأیید می کنند. برخی از اقوام در جریان جنگ ها، اسیر و به مناطق دیگر کوچ داده می شدند. بخش بزرگی از کارگران کارهای ساختمانی و دیگر امور دوره هخامنشی همچون سنگتراشان، معماران، طلاسازان و نجاران از این راه تأمین می شد. به نظر می رسد در این دوره سازوکارهای خاصی برای نقل و انتقالات جمعیت و اسکان دوباره وجود داشته است و اصطلاحات کورتش و هترو به این سازوکارها مرتبط بوده اند. بخش بزرگی از کورتش ها که شامل کارگران بیگانه می شد گروه هایی بودند که طی غلبه هخامنشیان بر سرزمین های دیگر کوچ داده شده بودند و اسناد مالی مربوط به آنان موجود است. همچنین هتروها گروه های جمعیتی بودند که بر زمین ها در بابل کار می کردند و ازآنجاکه سرباز نیز بودند در هنگامه جنگ به نبرد اعزام می شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که جابه جایی های جمعیتی به سمت مناطق مرکزی شاهنشاهی به منظور تأمین نیروی کار برای طرح های ساختمانی و به سمت مناطق پیرامونی با اهداف نظامی و اقتصادی انجام می شده است که نشان دهنده نقش اساسی جابه جایی جمعیتی در توازن و توسعه کلی شاهنشاهی است. 
۷۸۹.

وضعیت مهم ترین عناصر فرهنگ اجتماعی مردم یزد در عصر پهلوی دوم و تأثیرات آن بر فرهنگ دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پهلوی دوم عناصر فرهنگی فرهنگ اجتماعی فرهنگ اسلامی یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
یزد جلوه گاه فرهنگ و تمدنی اصیل با پیشینه درخشان در تمامی ادوار تاریخی بوده است. حفظ و نگهداری فرهنگ و سنن قدیمی همراه با پایبندی به ارزش های دینی، از خصوصیات بارز و قابل تمجید مردم این سرزمین است. این پژوهش پس از بازشناسی معنای فرهنگ، به بررسی ابعاد مختلف فرهنگ اجتماعی مردم یزد در زمان پهلوی دوم مانند انتخابات، طبقات اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی، و مانند آنها پرداخته  است. نتایج پژوهش نشان می دهد برخی مؤلفه های واردشده در فرهنگ اجتماعی مردم یزد اگرچه بر فرهنگ دینی مردم تأثیرات منفی گذاشت اما هرگز پیوند عمیق مردم یزد را با فرهنگ دینی قطع نکرد. این پژوهش که جمع آوری اطلاعات آن کتابخانه ای و روش پردازش آن توصیفی تحلیلی است درصدد است تا با بیان برخی از مهم ترین مؤلفه های اجتماعی شهر یزد در زمان پهلوی دوم، تأثیرگذاری آنها در فرهنگ دینی مردم شهر یزد را نشان دهد.
۷۹۰.

بررسی تأثیرات گفتمان نظام حاکمیتی ایران و عراق در تداوم جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انقلاب اسلامی جنگ تحمیلی گفتمان حاکمیتی صدور انقلاب اسلام گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۷
برخی کارشناسان و حتی فرماندهان جنگ، براین باورند که ایران می باید بعد از فتح خرمشهر در سال1361 شرایطی مثل قطعنامه 598 را می پذیرفت و به جنگ خاتمه می داد؛ زیرا با فتح خرمشهر و عقب نشینی عراق به مرزهای اولیه این امکان محقق شده بود و ایران می توانست با یک مانور سیاسی جنگ را تمام کند. اما چرا این امر اتفاق نیفتاد و جنگ ادامه پیدا کرد، پرسشی است که در این پژوهش براساس تحلیل گفتمان نظام حاکمیتی دو کشور ایران و عراق به آن پرداخته خواهد شد. مدعای مطرح شده در پژوهش حاضر به عدم تحقق خواسته ها و اهداف طرفین درگیردر جنگ تأکید دارد. پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به ﺗﺮﺳیﻢ و تفسیر ﻓﻀﺎی گفتمانی ﺣﺎکﻢ ﺑﺮکﺸﻮر ایﺮان در مقطع ﺟﻨﮓ بعد از فتح خرمشهر خواهد پرداخت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که دﻻیل تداوم ﺟﻨﮓ بعد از فتح خرمشهر در خرداد 1361، حاصل تغییرات در نظام گفتمان حاکمیتی ایران از ﮔﻔﺘﻤﺎن ﻣﺼﻠﺤﺖﮔﺮای اﺳﻼﻣی به گفتمان آرﻣﺎن ﮔﺮایی ارزشﻣﺤﻮر مبتنی بر مباحث ایدئولوژیک و اعتقادی بوده است. شیوه جمع آوری اطلاعات و داده های تحقیق نیز روش پژوهش در منابع اسنادی وکتابخانه ای است.
۷۹۱.

سیر تحول اسطوره فّر، در ادبیات کهن و نوشته های دینی ایران باستان و بازتاب آن در نمادها و نشان های نقش برجسته شاهنشاهان ساسانی تاق بستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: اسطوره تاق بستان فر نقش برجسته ساسانیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۴۱۰
یکی از ویژگی های مهم ایران در آغاز فرمانروایی ساسانیان اتحاد نزدیک میان دین و دولت برای حفظ یگانگی کشور بود تحکیم پایه های قدرت توسط دین و توسعه دین با کمک نیروی سیاسی و نظامی از ارکان تفکر بنیان گذاران ساسانی می باشد. در آن روزگار دین و رهبری مذهبی در بسیاری از جریانهای سیاسی و فرهنگی و حتی هنری دخالت عمده داشتند. هنرمندان ساسانی با الهام از دانش موبدان زرتشتی و کتاب اوستا که همواره دین و اسطوره در آن ترکیب یافته است در طراحی و نقش پردازی کتیبه ها و نقش برجسته های ساسانی سمبل های اسطوره ای را با تصاویر تاریخی درهم آمیختند و نهایت دقت را در نظرداشتند که ترکیب دین و اسطوره در شکل نماد و نشان در نقش برجسته ها تجلی یابد.این رابطه تنگاتنگ چه از لحاظ هنری و ظاهری و چه از دیدگاه فرهنگی و معنوی تعلق بزرگی به اسطوره های کهن ایرانی دارد. سوالی که در این پژوهش مطرح است این است که؛ ایزد مهر، ایزد وای و ایزد بهرام بخشایندگان فّر ایزدی چگونه در نمادها و نشان های تاق بستان در بخشیدن فّر به شاهنشاه ساسانی تجسم یافته اند؟ نمادهایی مانند هلال ماه، دو فرشته در اهتزاز، روبان های مواج در باد،طرح ها و سمبل های نقش بسته بر لباس شاهنشاه و دو گیاه حجاری شده در پای تاق بزرگ تاق بستان چگونه با ایزد مهر و دیانت میترا و بخشش فّر ایزدی در ارتباطند؟
۷۹۲.

یافته هایی جدید از فرهنگ خراسان بزرگ (بلخی-مروی) در جنوب خراسان براساس شواهدی از محوطه سرتخته باراز قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنوب خراسان قاینات فرهنگ خراسان بزرگ (بلخی-مروی) محوطه سرتخته باراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۸
جنوب خراسان و بالأخص منطقه قاینات، در سال های اخیر موردتوجه ویژه باستان شناسان قرار گرفته است. بررسی هایی که در دهه اخیر انجام گرفته، اطلاعات ارزشمندی را از این منطقه در اختیار جامعه باستان شناسی قرار داده است. جایگاه ویژه جغرافیایی و ارتباطی این منطقه به عنوان یک گذرگاه طبیعی میان آسیای مرکزی و شمال خراسان با جنوب شرق و فلات مرکزی ایران، موجب اهمیت ویژه آن در دوره های مختلف، بالأخص اوایل هزاره دوم پیش ازمیلاد گشته است. از مهم ترین تحولات هزاره دوم پیش ازمیلاد گسترش فرهنگی وارداتی به نام «فرهنگ خراسان بزرگ» (بلخی-مروی) در نیمه شرقی ایران است. یافته های اخیر نشان می دهند که این فرهنگ بخش هایی از جنوب خراسان را دربرگرفته است. داده های به دست آمده در محوطه های رزه درمیان، گوند فردوس و بکندای طبس شاهد این مدعاست که قبلاً به آن ها پرداخته شده است. محوطه سرتخته باراز یکی از استقرارهایی است که در کنار محوطه های نام برده دارای شواهدی از فرهنگ خراسان بزرگ در خراسان جنوبی است که کمتر موردتوجه قرار گرفته و در این پژوهش سعی بر آن است تا به معرفی این محوطه و گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در منطقه جنوب خراسان پرداخته شود. این محوطه در منطقه قاینات در شمال خراسان جنوبی و در ناحیه ای کوهستانی واقع شده و به دلیل نزدیکی به مناطق روستایی، مورد آسیب فراوانی قرار گرفته است. این پژوهش در دو بخش میدانی و کتابخانه ای، با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. داده های اصلی پژوهش، طی بررسی منطقه قاینات در 1395 ه .ش. به دست آمده است. در مرحله بعدی این داده ها طی مطالعات کتابخانه ای مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته اند. هدف از این نوشتار، تبیین گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در جنوب خراسان با توجه به شواهد به دست آمده از این فرهنگ در محوطه سرتخته باراز است. به نظر می رسد که فرهنگ مذکور در نیمه اول هزاره دوم پیش ازمیلاد در جنوب خراسان گسترش داشته است.
۷۹۳.

بررسی و مطالعه الگوهای استقراری محوطه های دشت ارومیه در عصر آهن III(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دشت ارومیه عصر آهن III الگوهای استقراری شمال غرب ایران اورارتو مانا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۷۱
حوضه دریاچه ارومیه یکی از مهم ترین حوضه های فرهنگی شناخته شده در باستان شناسی ایران است و سهم چشمگیری در تحولات تاریخ و فرهنگ شمال غرب و غرب ایران داشته است. دشت ارومیه و ارتفاعات پیرامون آن جایگاه ویژه ای در این میان دارد. با توجه به شرایط مساعد و مناسب زیست محیطی در عصرآهن، استقرارهای مهمی در دشت ارومیه، به خصوص اطراف چهار رودخانه روضه چای، نازلو چای، شهرچای و باراندوزچای شکل گرفته است. در این دشت تاکنون تعداد 93 محوطه عصرآهن (بازه زمانی 1450 تا 550 پ.م) شناسایی شده که در این میان، 47 محوطه مربوط به عصرآهن III (850 تا 550 پ.م) هستند و در دو بخش محوطه های استقراری دشت (39 محوطه استقراری) و قلاع استحفاظی اطراف آن (8 قلعه) طبقه بندی می شوند. از 47 محوطه عصرآهن III (850 تا 550 پ.م)، 32 محوطه برروی استقرارهای قبلی شکل گرفته و 15 محوطه برای اولین بار شکل گرفته اند. از میان 39 محوطه استقراری متعلق به عصرآهن III دشت ارومیه، 31 محوطه با مساحت بین نیم تا پنج هکتار به صورت دهکده ها و استقرارهای کوچک هستند. سه محوطه بین پنج تا 10 هکتار و سه محوطه بین 10 تا 15 هکتار وسعت دارند. دو محوطه گوی تپه و دیزج تکیه با وسعتی بین 15 تا 24 هکتار جزء محوطه های بزرگ عصر آهن III دشت ارومیه محسوب می شوند. به نظر می رسد در عصر آهن III، بر پیچید گی ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جوامع افزوده شده و روند گسترش سطح محوطه ها و افزایش جمعیت شتاب بیشتری یافته است. توزیع مکان های باستانی در منطقه مورد مطالعه هم سان نبوده و از 39 محوطه استقراری که دارای لایه های عصر آهن III هستند، تعداد محدودی در مناطق مرتفع تر نوار غربی، جنوبی و شمالی و اکثریت مطلق استقرارها در دشت نسبتاً صاف و مسطح ارومیه واقع شده اند. بیشتر محوطه های استقراری (حدود 76%) به فاصله کمتر از 1000متر از منابع آبی و رودخانه ها فاصله دارند و این نشان می دهد عامل آب در مکان گزینی استقرارهای این دوره مهم ترین عامل است. در بیشتر طول این دوره اورارتوها در دشت ارومیه حکومت داشتند و منطقه ارومیه یکی از ایالت های اورارتویی محسوب می شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل نقشه های GIS نشان می دهند باوجود الگوی استقرارهای اورارتویی که به استقرار و مدیریت اداری در مناطق کوهستانی و مرتفع تر گرایش دارد، استقرارهای اصلی و مسکونی این دوره در دشت پست، شکل گرفته و صرفاً مدیریت آن ها در دژهای نظامی مناطق مرتفع تر پیرامونی صورت می گرفت.
۷۹۴.

توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال دوره های نوسنگی و مس و سنگ انتقالی (چشمه علی) تپه پهلوان در گستره شمال شرق فلات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شمال شرق ایران تپه پهلوان فرهنگ چخماق/جیتون فرهنگ چشمه علی گونه شناسی طبقه بندی سفال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۲۴۷
شمال شرق ایران و به خصوص دشت جاجرم در خراسان شمالی ازنظر جغرافیایی به صورت دالان و مسیر های ارتباطی بین حاشیه دشت کویر، بخش شرقی رشته کوه البرز و فلات ایران با مناطق آسیای مرکزی قرار دارند و از این نظر همیشه در مسیر تبادلات تجاری و فرهنگی جوامع انسانی از گذشته تا به امروز بوده اند؛ از این رو نتایج کاوش های تپه پهلوان به لحاظ شناخت تبادلات و سنت های فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای در طول دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی (چشمه علی) می توان حائز اهمیت ویژه ای باشد. در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی به توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی مجموعه سفال های تپه پهلوان و به طور کل مقایسه آن در بستر محلی و منطقه ای پرداخته می شود تا بخشی از چگونگی سنت سفالگری این محوطه را در بستر دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی در شمال شرق ایران مشخص کند و به پرسش هایی هم چون سنت سفالگری تپه پهلوان تحت تأثیر کدام سنت یا سنت های فرهنگی منطقه است؟ و چگونگی رابطه آن با چارچوب گاهنگاری منطقه ای است پاسخ بگوید. مجموعه سفال های این محوطه نشان از هم بستگی آن با سنت سفالگری طبقات 1 و 2 سنگ چخماق شرقی و محوطه های حوزه شاهرود در بازه زمانی 5800-5300پ.م. و دوره نوسنگی جدید دارد. سفال این دوره شامل انواع: کاسه، خمره، سینی و سبو ساده و منقوش است. بعد از ظهور تغییرات گسترده ای در جنبه های مختلف مواد فرهنگی محوطه های نوسنگی جدید چخماق/جیتونی در شمال شرق ایران درنهایت شاهد حضور سنت فرهنگی چشمه علی در توالی استقراری محوطه های این دوره در منطقه، ازجمله در تپه پهلوان هستیم. سفال این دوره در تپه پهلوان توأمان دارای ویژگی های فنی مشترک سفالگری با محوطه های فلات مرکزی ایران و از جنبه فرم و نقش مایه از تنوع کمتری نسبت به آن ها در طی بازه زمانی 4800-5200پ.م. است؛ به طورکلی، براساس سنت سفالگری، محوطه پهلوان نشان از تعاملات فرهنگی منطقه ای در دوره نوسنگی و فرامنطقه ای در مرحله اول دوره مس وسنگ انتقالی شمال شرق ایران با فلات مرکزی و نواحی شمالی کوپه داغ دارد.
۷۹۵.

تأثیرات تغییرات دیرین اقلیم بر شکوفایی و افول سلسله های حاکم بر ایران و فرهنگ های باستانی جنوب شرق ایران از هزاره دوم پیش ازمیلاد، تا دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تغییر اقلیم ساسانیان عصرمفرغ مغزه رسوبی هخامنشیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۹۵
آسیب پذیری بالقوه جوامع اولیه در برابر بلایای طبیعی مانند خشک سالی، سیل و قحطی ناشی از تغییرات آب و هوایی موضوع مهمی است که نیاز به مطالعات دقیقی دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات احتمالی تغییرات دیرینه محیطی و اقلیمی بر سکونتگاه های عصرمفرغ در جنوب شرق ایران و سلسله های اصلی حاکم بر ایران براساس شواهد باستان شناسی و تاریخی مرزهای سرزمینی، رونق اقتصادی و سیاسی است. تطبیق تغییرات اقلیمی و فرهنگی در جنوب شرق ایران می تواند اطلاعات بسیار گران قیمتی را در اختیار محققین قرار دهد. در این راستا، پژوهش پیشِ رو سعی دارد پاسخ های مناسبی به این پرسش ارائه نماید که آیا تغییرات اقلیم بر جوامع باستانی جیرفت تأثیر گذاشته است یا خیر؟ و در نگاهی کلان تر تغییر اقلیم تا چه اندازه بر رونق اقتصادی و نفوذ سیاسی سلسلههای حاکم بر ایران تأثیر گذاشته است؟ در مطالعه حاضر با استفاده از ترکیبی از شاخص های ژئوشیمیایی و گرده شناسی، تغییرات دیرینه اقلیمی جنوب شرق فلات ایران درطول 4000سال گذشته بررسی خواهد شد. فعالیت های کشاورزی قابل توجه، بین 3900 تا 3700 سال پیش از حاضر هم زمان با شرایط اقلیمی معتدل در جنوب شرق ایران وجود داشته اشت. شرایط خشک همراه با افزایش گرد و غبار از 3300 تا 2900 سال پیش از حاضر بر منطقه حکم فرما بوده است. شرایط مرطوب در جنوب شرق ایران از حدود 2900 تا 2300 سال پیش از حاضر، هم زمان با شکوفایی حکومت های منطقه ای مانند مادها، اورارتوها، مانناها در نیمه غربی ایران و پس از آن شاهنشاهی هخامنشی در سراسر ایران بزرگ، کشاورزی گسترده را تسهیل نموده است. افول شاهنشاهی هخامنشی هم زمان با آغاز یک دوره خشک بوده است که برای نزدیک به 200سال، کشاورزی در جیرفت را کم رونق نموده است. جنوب شرق ایران بار دیگر بین 1550 و 1300سال پیش از حاضر شرایط مرطوبی را تجربه کرده است، که با رونق اقتصادی اواسط تا اواخر شاهنشاهی ساسانی هم پوشانی زمانی دارد.
۷۹۶.

The Study of the Factors Considered in Locating Eastern Guilan Castles (Case Study: Amlash Castles)

کلیدواژه‌ها: Amlash castles political history geopolitical and geostrategic features

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۷۳
Amlash is one of the most important parts of Guilan Province in northern Iran. It has endured unending political and military turmoil due to its special geopolitical and geostrategic position, during the early and middle Islamic eras. The establishment of numerous castles in the area is one of the manifestations of this state of affairs during that period. This study, based on library and field study, is aimed at analyzing the factors that might have led to the formation of the castles. The library studies included a review of literature on military castles and fortresses for an analysis of the factors that might have contributed to the castles in the Amlash region. The field studies included direct observation of the locating, photographic imaging, and numerical measurement and topographical features of those castles.
۷۹۷.

میراث فرهنگی به مثابه پدیده اجتماعی: رویکردی نو در مطالعات تاریخی فرهنگی پروژه های سدسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری میراث فرهنگی مسئولیت اجتماعی مدیریت منابع آب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۵۳
توسعه در جهان امروز بر پایه حفظ ثروت های اجتماعی و زیست محیطی پیش می رود تا نیازهای زمان حال را بدون به خطر انداختن امکانات و آسایش نسل های آینده برطرف سازد. این طرز نگرش برخاسته از فرهنگ پایداری است که مفهوم توسعه پایدار مبتنی بر سه رکن پایداری اقتصادی، اجتماعی و محیطی را شکل داده است. حفظ میراث فرهنگی در توسعه پایدار نقش مهمی دارد، زیرا نه تنها به حفظ هویت فرهنگی، تقویت ملی گرایی، پیوند بین نسل ها و معنابخشی به حیات اجتماعی کمک می کند، بلکه منافع اقتصادی نیز به همراه دارد که می تواند جوامع محلی را منتفع سازد. پروژه های توسعه ای، به طور خاص طرح های مدیریت منابع آب، مانند احداث سد و شبکه های آبیاری و زهکشی، در صورت بی توجهی به میراث فرهنگی، یک تهدید جدی برای این ثروت ملی محسوب می شوند که با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی می توان تا اندازه زیادی آن را خنثی کرد. این مقاله به بررسی اهمیت مسئولیت پذیری اجتماعی در پروژه های مدیریت منابع آب به منظور حفاظت از میراث فرهنگی می پردازد، زیرا تجارب موجود نشان می دهد، عموماً این موضوع در مطالعات اجتماعی مرتبط با طرح های مذکور مغفول مانده است.
۷۹۸.

«دبیر سپاه» در دیوان سالاری شاهنشاهی ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ساسانیان دیوان سالاری ساسانیان دیوان سپاه دیوان الجُند دبیر سپاه کاتب الجُند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
در روزگار ساسانیان، «دیوان سپاه» (در منابع عربی و فارسی: «دیوان الجُند»/ «دیوان الجیش»/ «دیوان المقاتله» یا «دیوان عرضِ سپاه») که با جنگ و رزم آوری و پاسداری از مرزهای کشور پیوند داشت، یکی از ارجمندترین دیوان های شاهنشاهی بود. پاره ای از دبیران کارآزموده این دیوان که «دبیر سپاه» (در منابع عربی: کاتب الجُند/ کاتب الجیش) نامیده می شدند، در لشکرکشی ها با سپاهیان همراه می شده اند و چنان یک رویدادنگار/ تاریخ نگار، چندوچون نبردها و کارهای جنگاوران و فرمانده سپاه در رویارویی با سپاه دشمن، فهرست غنائم جنگی و نیز شمار کشته شدگان در جنگ را می نوشته اند و به پادشاه گزارش می داده اند. این دبیران که در هنگامه نبرد، نامه نگاری های فرمانده سپاه با پادشاه یا دیگران را انجام می دادند، البته نماینده و چشم و گوش ویژه پادشاه در سپاه نیز بودند و با وجود آن ها سپاهیان و فرماندهان، کمتر می توانستند به کارهای پنهانی و نافرمانی از پادشاه دست بزنند. در این جستار، به اهمیت «دبیر سپاه» در دیوان سالاری ساسانیان و نیز خویشکاری او در جنگ ها چنان «چشم و گوش» پادشاه و یک رویدادنگار/ تاریخ نگار در سپاه، خواهیم پرداخت.
۷۹۹.

تفریحِ زنانه و نظمِ جنسیتی از نگاه سفرنامه های خارجی دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاجاریه تفریح و سرگرمی زنان سفرنامه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
سفرنامه های دوره قاجاریه روایتی از موقعیتِ زنان و گرایش هایِ تفریحی و معطوف به سرگرمیِ آنان به دست می دهند که می توان از لابه لایِ آن، فضاها و الگوهایِ حاکم بر نظمِ جنسیتی و تأثیر آن بر شکل گرفتنِ الگوهای ویژه ای از تفریح و سرگرمیِ زنانه را بهتر شناخت. آنچه در این روایت ها برجسته می شوند موقعیت زنان در یک گفتمانِ جنسیتیِ ویژه است که تحت تأثیر مناسبات اجتماعی و فرهنگیِ جامعه ای مردسالار، مذهبی و سنتی، الگویِ ویژه ای از تفریح و سرگرمی را پیشِ پای زنان می نهاد. این اثر تلاش دارد تا با تکیه بر روش تاریخی و با استفاده از تکنیک توصیفی تحلیلی به این سؤال اصلی پاسخ دهد که روایتِ سفرنامه ها از الگوهای تفریح زنانه چگونه می تواند تأثیر نظمِ جنسیتیِ غالب بر فراگیریِ این نظم های تفریحی را نشان دهد؟ دستاورد این پژوهش آن است که سفرنامه های دوره قاجاریه با ارائه روایتی همراه با جزئیات، تفریحِ زنانه و گرایش های معطوف به سرگرمیِ زنانه را در زمینه ای از مناسباتِ اجتماعی قرار داده اند که می توان از لابه لایِ آن به گفتمان و نظمِ جنسیتیِ غالب و تأثیر آن بر الگوهای ویژه تفریح زنانه دست یافت.
۸۰۰.

قلعه علی آباد سیرجان: ساختار فضایی، فرم، کاربری و تاریخ گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیرجان قلعه های اربابی قلعه علی آباد دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
ویژگی های جغرافیایی، نیازهای امنیتی و ساختار اجتماعی ساکنان سرزمین کهن ایران احداث سکونتگاهی محصور و مجهز به تأسیسات دفاعی را ضروری ساخته که قلعه نام گرفته است. "قلعه های اربابی" گروهی از قلعه های تاریخی کشور بوده که از جهت ساختار فضایی و سازمان اجتماعی بسیار متنوع و قابل مطالعه هستند. "قلعه علی آباد" یکی از سکونتگاه های بزرگ و شاخص دشت سیرجان بوده که خرابه های آن در نزدیکی روستای شاه آباد قرار گرفته است. درباره این قلعه تا به امروز پژوهشی انجام نشده و ساختار فضایی، زمان ساخت و رونق آن ناشناخته باقی مانده است. در پژوهش حاضر هدف آن است تا ضمن مطالعه ساختار فضایی، کاربری و گاه نگاری این اثر به این پرسش ها پاسخ گفته شود که این بنا چه فرم معماری و کاربری داشته است؟ و بر اساس ساختار معماری و شواهد فرهنگی موجود، این بنا به چه دوره ای تعلق دارد؟ در نیل به این هدف، تلاش کرده تا ضمن تحلیل شاخصه های معماری و یافته های فرهنگی مکشوفه از عرصه اثر، به پرسش های تحقیق پاسخ گفته و زمان ساخت و رونق بنا روشن گردد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اطلاعات بررسی میدانی قلعه علی آباد در مرکز دشت سیرجان انجام شده است. در نتیجه پژوهش، با توجه به موقعیت قرارگیری این قلعه در اراضی کشاورزی دشت سیرجان و چیدمان فضایی و ویژگی های معماری این اثر و نیز تاریخ گذاری یافته های فرهنگی مشخص گردید که این مجموعه، نمونه ای شاخص از قلعه های اربابی جنوب شرق ایران بوده که در دوره صفویه احداث و تا دوره قاجار مورد استفاده بوده است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان