فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
دوره ترکمانان آق قویونلو از دوران درخشان ایران در ارتباط با حکومتهای منطقه و فرامنطقه بود. این ارتباط، تنها در بعد سیاسی نبود، بلکه تجارت بخش مهمی از سیاست را تشکیل می داد. سیاست در خدمت تجارت بود. موقعیت ایران نیز میانجیگری تجاری بین شرق و غرب را توجیه پذیر می ساخت. ابریشم خام یا منسوجات آن، در دوره ترکمانان به عنوان کالای تجاری کلیدی در مناسبات تجاری با غرب وشرق موثر واقع شد. این مقاله، سعی دارد نقش ابریشم و متعلقات آن را به عنوان یک کالای استراتژیک در روابط شرق با غرب مطرح نماید. آگاهیدوره ترکمانان آق قویونلو از ادوار درخشان ایران در ارتباط با حکومت های منطقه و فرامنطقه بود. این ارتباط، تنها در بعد سیاسی نبود، بلکه تجارت بخش مهمی از سیاست را تشکیل می داد. سیاست در خدمت تجارت بود. موقعیت ایران نیز میانجی گری تجاری بین شرق و غرب را توجیه پذیر می ساخت. ابریشم خام یا منسوجات آن، در دوره ترکمانان به عنوان کالای تجاری کلیدی در مناسبات تجاری با غرب و شرق مؤثر واقع شد. این مقاله سعی دارد نقش ابریشم و متعلقات آن را به عنوان یک کالای استراتژیک در روابط شرق با غرب مطرح نماید. آگاهی از هیئت های سیاسی و تجاری آق قویونلوها به دربار هند و چین، اهمیت تجارت ابریشم را در نظام بین المللی آن دوره نشان داد. در این مقاله از ابریشم به عنوان کانون ارتباط بین شرق و غرب یاد، و سعی شده ردپای آن را در بازارهای بین المللی کشورهای همسایه به ویژه بورسا و بازارهای داخلی بزرگ تبریز، هرمز، یزد و بغداد پیگیری نماید. این تحقیق نشان می دهد ابریشم یک کالای استراتژیک برای آن دوره بود. ترکمانان آق قویونلو این موضوع را به خوبی درک کردند و می توان آنان را پیشگام فرارفتن از مناسبات منطقه ای و ورود به تجارت جهانی با استفاده از موقعیت میانجی ایران دوره اسلامی دانست. به منظور اجتناب از بیان روابط سیاسی، سعی شد تحلیل ها برمبنای تجارت ابریشم باشد که البته داده ها در این زمینه بسیار محدود است.از هیات های سیاسی و تجاری آق قویونلوها به دربار هند و چین، اهمیت تجارت ابریشم را در نظام بین المللی آن دوره نشان داد. در این مقاله از ابریشم به عنوان کانون ارتباط بین شرق و غرب یادشده و سعی دارد رد و پای آن را در بازارهای بین المللی کشورهای همسایه بویژه بورسا و بازارهای داخلی بزرگ تبریز، هرمز، یزد و بغداد پیگیری نماید. این تحقیق نشان می دهد ابریشم یک کالای استراتژیک برای آن دوره بود. ترکمانان آق قویونلو آن را به خوبی درک کردند و می توان آنان را پیشگام فرا رفتن از مناسبات منطقه ای و ورود به تجارت جهانی با استفاده از موقعیت میانجی ایران دوره اسلامی دانست. به منظور اجتناب از بیان روابط سیاسی، سعی شد تحلیل ها بر مبنای تجارت ابریشم باشدکه البته داده ها در این زمینه بسیار محدود است.
اقلیم گرم و خشک خاستگاه باغ ایرانی: بازشناسی ریشه های کهن الگوی باغ ایرانی بر پایه راهبردهای اقلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
33 - 59
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی در زمره کهن ترین و شناخته شده ترین الگوهای منظر در جهان است که به عنوان یکی از ممتازترین ساخته های بشری در تعامل با طبیعت بوده است. در آفرینش این پدیده تاریخی عوامل گوناگونی مشارکت داشته اند که بررسی هریک نیازمند پژوهشی مجزاست. از میان آنها، مؤلفه های فرهنگی، آیینی و اقلیمی از شاخص ترین عوامل در شکل گیری باغ ایرانی محسوب می شوند، به گونه ای که بسیاری از پژوهشگران ضمن پذیرش یک عامل، احتمال تأثیر سایر عوامل را در آفرینش باغ ایرانی مردود و یا بسیار ضعیف دانسته اند. باتوجه به گستره وسیع اقلیم گرم و خشک در ایران که نیازمند دستیابی به الگوهایی مناسب برای منظرسازی در این سرزمین در مواجهه با شرایط اقلیمی و مقابله با پدیده بیابان زایی است، این مقاله بر آن است تا فارغ از سایر دیدگاه ها، خاستگاه اقلیمی نخستین باغ های ایرانی را شناسایی و موقعیت اقلیم را در طراحی باغ های ایرانی با بررسی و نقد آرای مختلف در این حوزه مشخص کند. روش تحقیق در این پژوهش به صورت تفسیری-تاریخی به شیوه تحلیل محتوا در بستر مطالعات کتابخانه ای است. با بررسی نظریه ها و دیدگاه های مختلف در راهبردهای طراحی نخستین باغ های ایرانی و ویژگی های معمارانه باغ پاسارگاد به عنوان کهن الگوی باغ ایرانی، موقعیت و تأثیر اقلیم در شکل گیری باغ های ایرانی در بستر تاریخ نشان داده می شود. نتایج نشان می دهد که پیدایش باغ ایرانی بر پایه شرایط اقلیمی در مناطق گرم و خشک بوده و اقلیم یکی از اصلی ترین مؤلفه ها در شکل گیری آن به شمار می رود.
بررسی و واکاوی مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی پهلوی با تکیه بر اسناد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
32 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی یکی از مراکز مهم آرشیویِ دوره پهلوی دوم (مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی) با تکیه بر اسناد.روش / رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی و به کارگیری شیوه توصیفی-تحلیلی سعی دارد با استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی، یکی از مؤسسات فعّال در سال های پایانی حکومت پهلوی را واکاوی کند.یافته ها و نتیجه گیری: هم زمان با تصمیم گیری درباره برگزاری جشن بزرگ داشت پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی، مرکزی بانام «مرکز اسناد و آمار شاهنشاهی» در ذیل ستاد این جشن ایجاد شد و در سال 1354، هم زمان با گرامی داشت سال روز کودتای سوم اسفند رضاشاه افتتاح شد. این مرکز در دوران فعالیت خود مدارک مختلفی ازجمله اسناد قوانین و فرمان ها، عکس ها و اسلایدها، صوت ها و فیلم ها، بولتن ها و گزارش ها را جمع آوری کرد. پس از برگزاری جشن، نظر به نبود مرکز آرشیوی وابسته ای به دربار، این مرکز از سال 1356 با هدف جمع آوری و حفظ اسناد دستاوردهای حکومت پهلوی به فعالیت ادامه داد. کارکرد اصلی این مرکز، پژوهشی-تبلیغاتی بود و به عنوان بازویی ایدئولوژیک در تمامی استان های ایران دفاتری داشت.
زیبایی شناسی شهرهای اسطوره ای شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
35 - 65
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی، گنجینه اندیشه های کهن ایرانی درباره جهان و بنیادهای زندگی است. اندیشه هایی که در ساخت هویت ایرانیان، ایجاد نهادهای اجتماعی و ساختارهای مهم سیاسی، و ساخت شهرها و خانه ها مؤثر بوده اند. در گذشته همیشه جنبه های قدسی در ساختن شهرها و خانه ها اهمیت داشته است. شهر چونان نمونه زمینی بهشت باید زیبا و منظم و استوار ساخته می شد. در این مقاله کوشیدیم نخست معیارهای کلی زیبایی شناسی ایرانیان کهن را بشناسیم سپس معیارهای زیبایی شناسی شهرهای اسطوره ای مانند «کنگ دژ» و «سیاوش گرد» و «ورجمکرد» را بشناسیم و در گام بعدی با ذکر نمونه هایی از ساختار شهرهای کهن، نقش زیبایی و اهمیت تناظر با بهشت آسمانی را در ساخت این شهرها نشان دهیم. خلاصه دست آوردهای پژوهش از این قرار است: دین مزدایی سرچشمه اصول زیبایی شناسی ایرانیان است که بر اساس آن، هرمزد مبدأ زیبایی است و زیبایی به معنی مانند شدن به هرمزد است و اصول زیبایی عبارت اند از: 1. کروی بودن؛ 2. روشن بودن؛ 3. مرکزگرایی؛ 4. و شباهت جزء به کل. ساختمان شهرها و خانه ها، دارای تقارن، تناسب و روشنی بود، و هدف غایی در ساخت شهر و خانه، فراهم کردن پناهگاهی استوار، خوش آب وهوا و بهشت گونه برای مردمان بود تا آفریدگان هرمزد ایمن و شاد زندگی کنند و با آبادانی جهان، اهریمن را شکست دهند.
بازشناسی تحولات فرهنگی اران در سده های 4 و 5ق/10 و 11م بر پایه منابع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
83 - 117
حوزههای تخصصی:
تاریخ فرهنگی اران در سده های ۴ و ۵ قمری از موضوعات مهمی است که در منابع تاریخی آن دوره کمتر به آن پرداخته شده است و به همین سبب جای چندانی در پژوهش های تاریخی معاصر ندارد. مسئله این پژوهش که با روش تاریخی و با رویکرد تاریخ فرهنگی و مراجعه به منابع ادبی این دوره نگاشته شده است، بررسی تحولات فرهنگی اران در این دو سده و هدف از این پژوهش نشان دادن فرایند تضعیف فرهنگ مسلط عربی در اران و جنبه های مختلف احیای فرهنگ بومی و گسترش فرهنگ ایرانی به جای آن است. یافته های این پژوهش ضمن تصحیح و تکمیل برخی پژوهش های پیشین نشان می دهند که حکومت های ساجیان، سلاریان، روادیان و شدادیان از آغاز سده 4 تا نیمه سده 5 قمری با بیرون راندن والیان منصوب خلافت عباسی، حکومت های نیمه مستقلی در اران تأسیس کردند و به هژمونی فرهنگ و زبان عربی پایان دادند. این کار سبب تثبیت زبان و سنن بومی منطقه از سویی و گسترش فرهنگ ایرانی وزبان فارسی دری از سوی دیگر شد؛ همچنین فرهنگ شاهنامه ای رایج شد و نام های باستانی شاپور، انوشیروان و منوچهر در کنار نام های اسلامی مانند فضل و علی رواج یافتند و نوروز، مهرگان و سده در کنار اعیاد اسلامی جشن گرفته شدند.
مونوگرافی روستا ی شکر یازی از محال کوره سینلی سلماس
حوزههای تخصصی:
روستای شکریازی سلماس در محال کوره سینلی سلماس واقع است. محال کوره سینلی از شمال سلماس شروع و به دره قوطور خوی منتهی می شود. اهالی زحمتکش و فعال این محال از ترکان آذربایجان بوده و دارای مذهب شافعی می باشند. از نظر تاریخ تشکل، آداب و رسوم ضمن داشتن اشتراکاتی با سایر آذربایجان دارای پاره ای مراسمات خاص خود می باشند که یادگاری ازگذشته های بسیار دور می باشد. در این مقاله به تاریخچه کوره سینلی ها، فرهنگ و آداب و رسوم روستای شکریازی سلماس پرداخته شده است.
Obituary: Guitty Azarpay (1934 - April, 2024)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۴, Issue ۷, July ۲۰۲۴
3 - 3
حوزههای تخصصی:
Guitty Azarpay was born in Tehran, Iran in 1934. She graduated with a PhD in Art History in 1964 from UC Berkeley.She taught at UC Berkeley until her retirement in the early 2000s. Her research on the ancient Iranian and Transoxiana (Central Asia) art, especially about Urartian Art and Sogdian Painting, is highly commendable, as she wrote two valuable books such as Urartian Art & Artifacts (1968) and Sogdian Painting: The Pictorial Epic in Oriental Art (1981). The publication of the book of Sogdian Painting introduced many art scholars to Sogdian art. Azarpay played a valuable role in introducing Sogdian paintings and Sogdian art. She was the recipient of the Book of the Year Award from the University of California Press for Sogdian Painting, and received the Albert Nelson Marquis Lifetime Achievement award.About 20 years ago, Azarpi donated her personal library to Golestan Palace in Tehran.Guitty Azarpay passed away in early April 2024.
Analysis of the Kurdish Tale "Shirzad Shirdil" Based on Joseph Campbell's Theory of the Hero's Journey(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۱ - Serial Number ۹, June ۲۰۲۴
91 - 107
حوزههای تخصصی:
The present article, which has been written in a descriptive-analytical manner based on field studies in the field of popular literature, examines the oral and Kurdish tale "Shirzad Shirdil," which has not yet been fully documented, based on Joseph Campbell's (1904-1987) theory of the hero's journey. It aligns the stages of the tale with this theory and also addresses some of its symbols. The importance of the present subject is due to the cultural-literary value of folk tales and the interdisciplinary position of Campbell's theory. The main question is: How and to what extent do the stages of this tale correspond to the hero's journey? The hypothesis is that although this tale does not have all the stages of Campbell's hero's journey, it has most of them. Based on the research findings, since Shirzad is accompanied by the older dimension of his existence – Malek-Ahmad - both dimensions must necessarily attain transcendence. Therefore, to complete the hero's journey, the repetition of a stage such as the meeting with the goddess, the passage through the belly of the whale, the ultimate boon, the apotheosis, and the master of two worlds is sometimes manifested. Additionally, this tale lacks the stages of the hero's refusal of return, the magical flight, and the rescue from without.
بررسی شیوه های تدفین در عصر ساسانی براساس متون رومی.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدفین یکی از مهم ترین نمودهای فرهنگ در روزگار ساسانی در نظر گرفته می شود. متون تاریخی رومی/بیزانسی در زمینه ی تدفین در عصر حاکمیت ساسانیان مطالب متنوعی ارائه کرده اند که می توان این اطلاعات را با یافته های باستان شناختی به صورت موازی بررسی کرد. هدف از انجام پژوهش پیش رو همسنجی اطلاعات تدفین عصر ساسانی درج شده در متون تاریخی رومی/ بیزانسی با یافته های باستان شناختی است. ضرورت دارد که یافته های حاصل از بررسی هر دو دسته مدارک (یافته های باستان شناختی و مطالب متون تاریخی) را پس از بررسی موازی با هم مقایسه و تحلیل نمود. این پژوهش کوشش نموده است تا به این پرسش پاسخ دهد که اطلاعات ارائه شده مورخان دوره ی امپراتوری روم و همچنین بیزانس (اعم از ارمنی/یونانی و رومی) در زمینه ی تدفین در عصر ساسانی؛ تا چه اندازه با مدارک باستان شناسی و متون مذهبی/تاریخی این دوره همخوانی دارد؟ نتیجه آنکه متون تاریخی رومی/بیزانسی بسته به شرایط و بازه ی زمانی نگارش، اطلاعات نسبتاً قابل توجهی در زمینه تدفین ساسانی ارائه داده اند، لیکن روح متعصبانه مذهبی/ملی حاکم بر این متون باعث شکل گیری آثاری نسبتاً مشابه هم و گاهی به دور از واقعیت گردیده است که تناقضِ مطالب، بارزترین وجه آن در نظر گرفته می شود. نویسندگان این متون آگاهی اندکی از تدفین های متنوع ناشی از تفاوت در طبقه اجتماعی، مذاهب گوناگون و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی در عصر ساسانی داشته اند لیکن به خوبی واقف بوده اند که ساسانیان زرتشتی با تدفین در خاک مخالف بوده اند و به شدت با آن برخورد می کردند.
تبارشناسی و بررسی سیر تحول معنایی واژه فارسی «نمارق» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
505 - 526
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: هیچ زبان زنده ای در دنیا وجود ندارد که کلماتی از زبان های دیگر به آن راه نیافته باشد. زبان عربی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و وام دار زبان های دیگر از جمله زبان فارسی است؛ زیرا تعدادی از کلمات آن زبان در قرآن کریم به کار رفته است. یکی از این کلمات، واژه «نمارق» است که یک مرتبه در آی ه 15 سوره غاشیه به کار رفته است. عالمان لغت درباره ریشه، خاستگاه و اصالت آن دیدگاه یک سانی ندارند. اهمیت و ضرورت این پژوهش از آن جهت است که فهم ریشه و معنای این کلمات تأثیر زیادی بر فهم و درک کلام الهی دارد.
روش/رویکرد: این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال است که معنا و مفهوم «نمارق» در قرآن چیست؟ اصل این واژه چیست و سیر تحول معنایی آن در زبان عربی کدام است؟
یافته ها/نتایج: نتایج این پژوهش حاکی از آن است که کلمه «نمارق»، از واژه های فارسی اصیل است که پس از تعریب و قلب، به زبان عربی راه یافته، در اشعار و روایات و در قرآن کریم به کار رفته است. این واژه، جمع کلمه «نمرق» و دارای اصالت فارسی است؛ زیرا در زبان ایران باستان، کلمه «نمر: "namr"» به معنای نرم وجود داشته و بعدها به «نرم» و «نرمک» تغییر یافته است. توضیح این که واژه نرمک ابتدا به دلیل تعریب به نرمَق، تبدیل شده و با گذشت زمان و در اثر فرایند قلب، به شکل «نمرق» درآمده است. معنای این واژه را لغت نویسان و مفسران بالش، پشتی و تکیه گاهی که بر زین اسب قرار داده می شود، بیان نموده اند.
بررسی تطبیقی جغرافیای اقتصادی جهان اسلام در دو کتاب اشکال العالم (منسوب به جیهانی) و مسالک و ممالک اصطخری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
157 - 178
حوزههای تخصصی:
دانش جغرافیا از قرون اولیه اسلامی با فتوحات مسلمانان و گشوده شدن مرزهای سیاسی، اهمیت بسیاری یافت و اندیشمندان مسلمان، به ویژه در قرن سوم و چهارم هجری به نگارش آثاری مستقل درباره جغرافیای جهان اسلام پرداختند. این پژوهش با شیوه تحلیلی - تطبیقی و بر اساس منابع کتابخانه ای، کوشیده است وجوه مشترک و تفاوت جغرافیای اقتصادی جهان اسلام را در دو کتاب جغرافیایی مسالک اصطخری و اشکال العالم بررسی کند. نتیجه پژوهش نشان داده است که شرایط جغرافیایی و تاریخی مناطق مختلف جهان اسلام در حیات دو نویسنده در فراز و فرود اندیشه و توجه آنان به جغرافیای اقتصادی جهان اسلام برای انتخاب و نقل روایات بیشتر یا کمتر عاملی مهم و أثر گذار بوده است. نویسنده اشکال العالم به جغرافیای اقتصادی مناطقی، چون سیستان و ماوراءالنهر و اصطخری به جغرافیای اقتصادی شمال و غرب جهان اسلام توجه داشته و گزارش های متعددی را ارائه کرده اند.
بررسی اوضاع اقتصادی خراسان بزرگ در دوره حکومت شاه اسماعیل اول بر مبنای تغییرات وزن سکه ها (مطالعه موردی: سکه های موزه آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه سکه ها به عنوان وسیله ای برای تبادلات تجاری و اقتصادی در دسترس عموم قرار دارند، تحلیل و مقایسه آن ها می تواند به ما در درک بهتری از برخی ابهامات تاریخی در دوره حکومت شاه اسماعیل و نقش خراسان بزرگ به عنوان یکی از ایالت های مهم با پراکنش بالای ضراب خانه ها کمک کند. ضراب خانه ها که نمایانگر قدرت اقتصادی حکومت بودند، در شهرهایی با اهمیت اقتصادی، سیاسی، نظامی و راه های ارتباطی تأسیس می شدند و تغییرات سیاسی تأثیر مستقیمی در تعیین وزن سکه ها در یک ضراب خانه داشت. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه وزن و قطر سکه ها و بررسی وضعیت اقتصادی در خراسان بزرگ است، چرا که میزان و مقدار سکه ها از نظر وزنی یکی از زمینه های ارزشمند مباحث اجتماعی اقتصادی است. این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش تاریخی و مطالعه سکه شناسی و بررسی ضراب خانه های خراسان، سعی در پاسخ به این سؤال را دارد که چه عواملی در تغییرات شدید وزن سکه ها در بازه زمانی 916-928 ق (1510-1522 م) دخیل بودند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که رویدادهای سیاسی و اقتصادی بر ضرب سکه تأثیرگذار بود و دولت با کاهش و افزایش وزن سکه ها، از تورم جلوگیری و توازن اقتصادی در امور تجاری برقرار می کرد.
تحلیل تاریخی استراتژی های امام سجاد(ع) در احیای تشیع پس از واقعه عاشورا بر اساس نظریه پخش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشیع پس از واقعه عاشورا دچار بحران حیاتی شد. خفقان، ترس، انزوا و تقیه، اصلی ترین نشانگان این بحران حیاتی بودند. تمرکز پژوهش حاضر بر مقوله استراتژی های امام سجاد (ع) در احیای تشیع پس از واقعه عاشورا است (مسئله). پژوهش حاضر به این پرسش می پردازد که استراتژی های امام سجاد (ع) برای احیای تشیع پس از واقعه عاشورا چگونه تحلیل می شود؟ (سؤال). به نظر می رسد امام سجاد (ع) براساس مؤلفه های نظریه پخش یعنی مقصد پخش (محیط پذیرا و ناپذیرا؛ موانع سیاسی و فرهنگی)، مسیرهای پخش (پخش جابه جایی، پخش سرایتی و پخش سلسله مراتبی) و زمان پخش، با به کارگیری ابزارهای مختلف مانند علاقه مردم به خاندان پیامبر(ص)، محیط عاطفی ایجاد شده پس از رخداد عاشورا محیط ناپذیرا را تغییر داده و با کم اثرکردن عناصر آن محیط مانند خفقان اموی و اقدامات آنان و ناکارآمد کردن اقدامات عالمان طرفدار اموی، با کادرسازی و زیارت، موضوع پخش یعنی تشیع را پس از واقعه عاشورا احیا کرد (فرضیه). از این رو، اقدامات امام (ع) را براساس نظریه پخش در چگونگی احیای تشیع پس از واقعه عاشورا تبیین می کند. در این پژوهش بر پایه روش تاریخی (روش) گزاره های تاریخی فعالیت های امام سجاد (ع) را در احیای تشیع تحلیل و اقداماتی همچون: کادرسازی، افشاگری بر امویان و بیدارسازی مردم پس از واقعه کربلا، رد عقیده جبر، تبیین اصل اساسی امامت و تبیین مسائل و انحراف زدایی از طریق دعا و مناجات تبیین می شود (یافته ها).
یافته هایی جدید از فرهنگ خراسان بزرگ (بلخی-مروی) در جنوب خراسان براساس شواهدی از محوطه سرتخته باراز قاینات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنوب خراسان و بالأخص منطقه قاینات، در سال های اخیر موردتوجه ویژه باستان شناسان قرار گرفته است. بررسی هایی که در دهه اخیر انجام گرفته، اطلاعات ارزشمندی را از این منطقه در اختیار جامعه باستان شناسی قرار داده است. جایگاه ویژه جغرافیایی و ارتباطی این منطقه به عنوان یک گذرگاه طبیعی میان آسیای مرکزی و شمال خراسان با جنوب شرق و فلات مرکزی ایران، موجب اهمیت ویژه آن در دوره های مختلف، بالأخص اوایل هزاره دوم پیش ازمیلاد گشته است. از مهم ترین تحولات هزاره دوم پیش ازمیلاد گسترش فرهنگی وارداتی به نام «فرهنگ خراسان بزرگ» (بلخی-مروی) در نیمه شرقی ایران است. یافته های اخیر نشان می دهند که این فرهنگ بخش هایی از جنوب خراسان را دربرگرفته است. داده های به دست آمده در محوطه های رزه درمیان، گوند فردوس و بکندای طبس شاهد این مدعاست که قبلاً به آن ها پرداخته شده است. محوطه سرتخته باراز یکی از استقرارهایی است که در کنار محوطه های نام برده دارای شواهدی از فرهنگ خراسان بزرگ در خراسان جنوبی است که کمتر موردتوجه قرار گرفته و در این پژوهش سعی بر آن است تا به معرفی این محوطه و گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در منطقه جنوب خراسان پرداخته شود. این محوطه در منطقه قاینات در شمال خراسان جنوبی و در ناحیه ای کوهستانی واقع شده و به دلیل نزدیکی به مناطق روستایی، مورد آسیب فراوانی قرار گرفته است. این پژوهش در دو بخش میدانی و کتابخانه ای، با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. داده های اصلی پژوهش، طی بررسی منطقه قاینات در 1395 ه .ش. به دست آمده است. در مرحله بعدی این داده ها طی مطالعات کتابخانه ای مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته اند. هدف از این نوشتار، تبیین گسترش فرهنگ خراسان بزرگ در جنوب خراسان با توجه به شواهد به دست آمده از این فرهنگ در محوطه سرتخته باراز است. به نظر می رسد که فرهنگ مذکور در نیمه اول هزاره دوم پیش ازمیلاد در جنوب خراسان گسترش داشته است.
دیپلماسی دوگانه ایران در جریان جنبش ظفار (1354-1344ش./1975-1965م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۷)
48 - 63
حوزههای تخصصی:
جنبش ظفار10سال به طول انجامید، ابتدا تحت تأثیر ملی گرایی عربی به رهبری جمال عبدالناصر قرار گرفت و پس از شکست اعراب از اسرائیل (1967م.)، به سمت بلوک شرق گرایید. با ورود سلطان قابوس به صحنه سیاسی عمان (1970م)، اندکی پیش از خروج انگلستان از خلیج فارس، ایران با کمک انگلیس و امریکا به سرکوب جنبش پرداخت. نفوذ جریان اندیشه ملی گرایی عربی و کمونیسم، به ترتیب دو چالش عمده در این دهه بود که در تعیین رفتار سیاسی ایران نسبت به جنبش نقش داشت. مسأله اصلی این پژوهش پاسخ به این سوال است که چرا ایران با وجود تأیید حقانیت رهبر مذهبی جنبش، تلویحاً اعلام بی طرفی کرد اما با برآمدن سلطان قابوس، مستقیماً در سرکوب آن مشارکت نمود؟ یافته ها نشان می دهد، چالش های یاد شده بر رویکرد ایران تأثیر بنیادی داشت و ایران در طول رخداد مذکور دو رفتار متفاوت در پیش گرفت؛ نخست با هدف عدم تقویت مواضع جنبش در برابر غرب، موضع بی طرفی مثبت را برگزید و ضمن تأیید حقانیت مخالفان سلطان، اقدامی نکرد؛ سپس به منظور تثبیت موقعیت سلطان جدید و مقابله با توسعه نفوذ بلوک شرق، اقدام به سرکوب آن نمود. داده های مقاله به صورت کتابخانه ای و اسنادی گردآوری و به شیوه توصیفی_ تحلیلی تدوین و نگارش شده است.
Investigating the History of Making Islamic Glass in the 5th and 6th Centuries of the Islamic Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
In the 5th and 6th centuries A.H., glassmaking in the Islamic era reached its peak of growth and prosperity in Islamic lands and was accompanied by innovations in the field of construction and decoration, which became the inspiration for glassmaking in the world after this period. This article aims to introduce and categorize innovations in the methods of producing and decorating glass products from the fifth and sixth centuries of Hijra. This research is descriptive-analytical with a library method. The results show in the 5th and 6th centuries of Hijri, Islamic glassmaking underwent significant transformation and innovation, evident in four key areas: color and raw materials, form and manufacturing methods, decorations, and applications. Islamic glassmaking in Iran, Iraq, Syria, and Egypt exhibited distinct technical features compared to the preceding era, which in Iran ceased with the Mongol invasion in the 7th century AH, subsequently shifting to the glassmaking centers of Iraq, Syria, and Egypt.
نقش خاندان های حکومتگر در دوره ساسانیان با تکیه بر آثار باستان شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
137 - 173
حوزههای تخصصی:
شاهنشاهی ساسانی، یکی از دو حکومت بزرگ جهان متمدن آن روز بوده است که نه تنها به لحاظ ساختار سیاسی، دینی، فرهنگی و اجتماعی، و در یک کلام تمدن، از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار بوده است؛ بلکه به لحاظ جغرافیایی و وسعت مرزهایش نیز برجسته می نماید. طبق شواهد و مستندات تاریخی با برافتادن اشکانیان و به قدرت رسیدن ساسانیان، تمام ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه و از جمله نظام خاندانی، به عنوان یکی از نمادهای اصلی تداوم قدرت خاندان های حکومتگر به عصر ساسانی منتقل می شود. به طور مشخص، در بازه مورد اشاره از آغاز اشکانیان تا پایان ساسانیان اداره تمام امور کشور به دست هفت خاندان بوده است و این خاندان ها به عنوان اصلی ترین پایه های حفظ، پایداری و استمرار حکومت های متبوع خود به حساب می آمده اند. حوزه نفوذ سیاسی خاندان های مورد بحث در دوران باستان بسیار گسترده و قابل توجه بوده است به نحوی که نه تنها بسیاری مواقع عزل و نصب پادشاهان به دست آنها انجام می شده، بلکه گاهی تشکیل حکومتی، به وسیله این طبقه صورت می گرفته است. در این راستا، پژوهش حاضر در صدد است به بررسی نقش خاندان های حکومت گر در دوره ی ساسانیان بپردازد. انتخاب این موضوع بیشتر به دلیل آن بوده است که طبق جستجوهای محقق، تألیفات و تحقیقات مشخص و مستقلی که بتواند اطلاعانی دقیق و مفصلی در رابطه با خاندان های حکومتگر، جایگاه آنها و نقش و تأثیرشان در تحولات دوره خدمات شان به دست دهد، انجام نشده و جز مطالب بسیار اندک و پراکنده ای در میان تحقیقاتی اندک و آثار تاریخی، درباره ی خاندانهای مذکور و عملکردشان، اطلاعات خاصی یافت نشد.
بررسی بقایای استخوانی گورستان عصر آهن 2 و 3 قره تپه سگزآباد با رویکرد تافونومیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گورستان شرقی قره تپه سگزآباد واقع در دشت قزوین ازجمله محوطه های مهم عصر آهن 2 و 3 در فلات مرکزی ایران به شمار می رود که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود از سالیان دور همواره مورد توجه باستان شناسان بوده است. این گورستان در سال های 1396 تا 1400 در قالب کاوش آموزشی- پژوهشی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران مورد کاوش قرار گرفت و شواهد و اطلاعات بسیار مهمی از اواخر عصر آهن و اوایل دوره ماد و هخامنشی را آشکار کرد. یکی از ویژگی های جالب توجه این گورستان تدفین چهارچینه خشتیِ طبقه ای است؛ به طوری که در محدوده ترانشه ایجادشده در این گورستان، 5 طبقه گور شناسایی شد. ازجمله پرسش های اساسی در مورد این گورستان که مقدمه ای برای انجام پژوهش حاضر شد، این بود که «چرا این گورستان و گورهایش دچار آشفتگی و به هم ریختگی مواد و بقایای استخوانی است؟» چرا گوری چنان سالم و برجاست که حتی یک بند انگشتش هم جابه جا نشده و در مقابل، گور کناری اش تا حد زیادی به هم ریخته و آشفته است؟ آیا این عوامل درونی بودند یا از بیرون به گورستان وارد شدند؟ درنتیجه پاسخ به این پرسش ها به عنوان هدف اصلی این پژوهش در نظر گرفته شد. بدین ترتیب با استفاده از علم تافونومی به جستجو و شناسایی عوامل این آشفتگی پرداختیم. با بهره گیری از علوم میان رشته ای مختلف، مجموعه عواملی شناسایی شدند که نقش زیادی در دگرگونی وضعیت این گورستان داشتند. با توجه به پژوهش ها و آزمایش های صورت گرفته مشخص شد که تعدادی عوامل طبیعی همچون وقوع سیل، زلزله، فعالیت جانوران و گیاهان و فعل و انفعالات مواد دفن شده همراه اجساد و همچنین عوامل انسانی از قبیل تدفین ثانویه و فعالیت کشاورزی باعث ایجاد تغییر در گورستان و بقایای برجا مانده در آن شده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که تحلیل تافونومیک می تواند درک بهتری از فرایند های پس از مرگ (post-mortem) و همچنین تأثیرات محیطی و انسانی بر بقایای استخوانی (اعم از انسانی و جانوری) را فراهم کند.
تأثیرات تغییرات دیرین اقلیم بر شکوفایی و افول سلسله های حاکم بر ایران و فرهنگ های باستانی جنوب شرق ایران از هزاره دوم پیش ازمیلاد، تا دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
59 - 80
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری بالقوه جوامع اولیه در برابر بلایای طبیعی مانند خشک سالی، سیل و قحطی ناشی از تغییرات آب و هوایی موضوع مهمی است که نیاز به مطالعات دقیقی دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات احتمالی تغییرات دیرینه محیطی و اقلیمی بر سکونتگاه های عصرمفرغ در جنوب شرق ایران و سلسله های اصلی حاکم بر ایران براساس شواهد باستان شناسی و تاریخی مرزهای سرزمینی، رونق اقتصادی و سیاسی است. تطبیق تغییرات اقلیمی و فرهنگی در جنوب شرق ایران می تواند اطلاعات بسیار گران قیمتی را در اختیار محققین قرار دهد. در این راستا، پژوهش پیشِ رو سعی دارد پاسخ های مناسبی به این پرسش ارائه نماید که آیا تغییرات اقلیم بر جوامع باستانی جیرفت تأثیر گذاشته است یا خیر؟ و در نگاهی کلان تر تغییر اقلیم تا چه اندازه بر رونق اقتصادی و نفوذ سیاسی سلسلههای حاکم بر ایران تأثیر گذاشته است؟ در مطالعه حاضر با استفاده از ترکیبی از شاخص های ژئوشیمیایی و گرده شناسی، تغییرات دیرینه اقلیمی جنوب شرق فلات ایران درطول 4000سال گذشته بررسی خواهد شد. فعالیت های کشاورزی قابل توجه، بین 3900 تا 3700 سال پیش از حاضر هم زمان با شرایط اقلیمی معتدل در جنوب شرق ایران وجود داشته اشت. شرایط خشک همراه با افزایش گرد و غبار از 3300 تا 2900 سال پیش از حاضر بر منطقه حکم فرما بوده است. شرایط مرطوب در جنوب شرق ایران از حدود 2900 تا 2300 سال پیش از حاضر، هم زمان با شکوفایی حکومت های منطقه ای مانند مادها، اورارتوها، مانناها در نیمه غربی ایران و پس از آن شاهنشاهی هخامنشی در سراسر ایران بزرگ، کشاورزی گسترده را تسهیل نموده است. افول شاهنشاهی هخامنشی هم زمان با آغاز یک دوره خشک بوده است که برای نزدیک به 200سال، کشاورزی در جیرفت را کم رونق نموده است. جنوب شرق ایران بار دیگر بین 1550 و 1300سال پیش از حاضر شرایط مرطوبی را تجربه کرده است، که با رونق اقتصادی اواسط تا اواخر شاهنشاهی ساسانی هم پوشانی زمانی دارد.
پژوهشی در معادل های ترکی فرهنگ عربی به فارسی مُصرَّحَهُالأَسماء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۱) ویژه نامه مطالعات آسیای صغیر
52 - 71
حوزههای تخصصی:
مُصرَّحَهُالأَسماء فرهنگی عربی به فارسی است که به قلم لطف اللّه بن ابی یوسف حلیمی، لغت شناس عثمانی تبار قرن نهم هجری، در سرزمین عثمانی تألیف شده است. این کتاب، باوجود آن که عموماً فرهنگ دوزبانه عربی فارسی شناخته می شود، معادل های ی ترکی در برخی از مدخل ها دارد که به نظر می رسد در مطالعات لغت شناختی در حوزه زبان ترکی کهن به ویژه ترکی عثمانی شایان توجه باشد. پژوهش حاضر حاصل تحقیق و بررسی معادل های ترکی این فرهنگ است که در هشت جنبه شیوه درج و ترتیب معادل ها، شمار و تعدّد برابرنهادها، زبان مبدأ لغات ترکی، شیوه ترجمه، چندگانگی املایی و تلفّظی، صورت های مشکول، واژه های دخیل و بررسی موضوعی واژه ها ارائه گردیده است.