هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر نور بر ثبات رنگی فام زرد گرفته شده از رنگینه گیاهی مُعَصْفَر (گلرنگ) براساس دستورالعمل های ساخت رنگ در متون تاریخی ایرانی و شناسایی معایب و مزایای احتمالی استفاده از این رنگینه در رنگرزی کاغذهای مورداستفاده در مرمت نسخ خطی است. روش/ رویکرد پژوهش: شیوه این پژوهش کمی، و تلفیقی از روش میدانی و تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. رنگ زرد براساس دستورالعمل های موجود در متون تاریخی کهن ساخته شد. کاغذ مرمتی و واتمنِ منتخب با معصفر رنگرزی و خشک شدند. پیرسازی براساس استاندارد ملی ایران به شماره 20283 در محفظه زنون انجام شد. بعداز پیرسازی، شدت رنگ با دستگاه رنگ سنج، و میزان تخریب سلولز با دستگاه های FTIR، pH متر و سنجش مقاومت کششی، اندازه گیری و با مقدار قبل از پیرسازی مقایسه شد. یافته ها و نتیجه گیری: آزمایش های انجام شده نشان داد که کاغذ واتمن به دلیل نداشتن افزودنی، پایداری بیشتری از دو نوع کاغذ دیگر دارد. همچنین نمونه کاغذهای رنگ شده با دستورالعمل قراردادی از نمونه کاغذهای رنگ شده با دستورالعمل تاریخی تغییرات بیشتری در پارامترهای رنگی داشتند. نمونه کاغذهای رنگ شده با هر دو دستورالعمل تخریب شدند، ولی میزان تخریب بسیار ناچیز بود و می توان از آن صرف نظر کرد.
با برآمدن خاندان صفوی، بنیانی نو برای ساخت یابی هویت سیاسی- اجتماعی ایرانیان در نخستین گام های فرایند دولت سازی و ملت سازی فراهم آمد. مبنای رفتار صفویان آمیزه ای از باورهای صوفیانه، تمایزهای شیعی، اندیشه ایران شهری و اصول حکومت اسلامی همساز با میراث اهل سنت بود. این مبنای مشروعیت و حقانیت، هویت ایران معاصر را در دو سطح نرم افزار و سخت افزار و در دو عرصه درونی و بین المللی شکل داد.<br /> پژوهش پیش رو، با ره یافتی اسنادی- کتاب خانه ای بر آن است در سایه واکاوی مبانی رفتار عصر صفوی، کیفیت مفصل بندی و ساخت یابی هویت سیاسی- اجتماعی ایرانیان را در آغاز برخورد با مدرنیته و مدرنیسم بررسی نماید. براساس یافته های این پژوهش، هویت ملی ایرانیان در دوران صفوی، به ویژه تا پیش از درگذشت شاه عباس اول، بر مبنای مؤلفه های چهارگانه تصوف، تشیع، ایران بودگی و سنت برآمده از حکومت اسلامی تبیین پذیر است. این امر توانست مرزهای هویتی، دگرسازانه و خصومت سازانه را در فضای فکری و کنشی ایران بازتعریف کند. خاندان صفوی در آغاز توانست مبنایی استوار برای ساخت بندی هویت ایرانی فراهم بیاورد اما در ادامه حکومت خود به واسطه زمان پریشی به سستی و گسست گرایید.
ورود علم جدید به ایران و تأثیرگذاری آن بر فرهنگ و تمدّن و تاریخ نگاری ایرانیان، دارای زوایای مختلفی است. نصراله فلسفی به عنوان مورّخ، مدرس، مترجم و روزنامه نگار، یکی از بنیان گذاران تاریخ نگاری علمی و انتقال دهندگان دانش جدید به ایران است. چگونگی دیدگاه های تاریخیِ نصراله فلسفی، و جایگاه وی در انتقال تاریخ علمی و دانش جدید به ایران، پرسشی است که مورد واکاوی مستقل قرار نگرفته است. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش کتابخانه ای و توصیف و تحلیل روش و بینش تاریخ نگارانه فلسفی، جایگاه و تأثیرگذاری او را در تاریخ علمی و دانش جدید بررسی نماید. فلسفی به خاطر داشتن اطلاعات گسترده تاریخی و ادبی و آشنایی به علم جدید غرب، با تلفیق تاریخ نویسی سنتی و جدید، در تحولات علمی معاصر ایران تأثیرگذار بود. با این حال در تاریخ نویسی تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه ایران، بیشتر با بینش ملی گرایی به نخبه گرایی پرداخته است.