یکی از اصول مهم تاریخ نگاری انتقادی، بررسی صحت و سقم منابع تاریخی است. کلاوس. یو. هاخ مایر در مطالعه ای انتقادی با تقسیم منابع تاریخی هر دوره به دو دسته منابع روایی و آثار باقیه (Überreste) نشان داده است که منابع روایی در دوره مورد مطالعه او (آل بویه) دارای ضعف هایی چون: اشکال و انحراف در انتقال مطالب، اصالت مؤلف و جانبداری هستند؛ از این روی عمده پژوهش هایی که تاکنون از سوی محققانی چون بوسه و کبیر در باره این دوره انجام شده اند کامل نیستند. هاخ مایر معتقد است باید گزارش های منابع روایی با استفاده از آثار باقیه که خود به سه دسته آثار باقیه انتزاعی، آثار باقیه شیئی و آثار باقیه نوشتاری تقسیم می شوند، مورد اصلاح قرار گیرند یا تکمیل شوند. او با بررسی مجموعه رسایل صابی که یکی از چهار مجموعه رسایل برجای مانده از دیوان انشای دوران بوییان است، می کوشد ارزش این دسته از منابع را که به گمان وی در رده سوم آثار باقیه یعنی رده نوشتاری طبقه بندی می شوند برای تاریخ نگاری و تکمیل منابع روایی نشان دهد.
حکومت های قراقویونلو و آق قویونلو در طی حاکمیت خویش دچار بحران های سیاسی و نظامی عدیده ای شده بودند که از میان عوامل تأثیرگذار، ساختار قبیله ای اتحادیه از اهمیت زیادی برخودار است. این مقاله با بهره گیری آزاد از نظریه تعارض و روش تحلیل علّی و مقایسه ای نقش ساختار قبیله ای را در بی ثباتی سیاسی حکومت های ترکمان تبیین خواهد کرد. پاسخ بر این فرض استوار است که ساختار ایلی با ایجاد تعارض در ساحت های مختلف به ایل گرایی در سپاه، جناح گرایی در قبایل و قطب گرایی در اتحادیه دامن زده و با ایجاد تعارض در سه سطح، تعارض بین قبایل و سلطنت، تعارض درون اتحادیه ای، و تعارض درون قبیله ای، مانع پیوستگی قبایل با ساحت جدید قدرت متمرکز شده و زمینه های اقبال آنان را به شورش های شاهزادگی فراهم آورده است. بدین طریق حکومت ها در اوج قدرت توسط یک نیروی خارجی از هم می پاشیدند.
سند مورد مطالعه، مبایعهن امها ی است قطعی از عهد کریم خان زند که به سال 118 ق. در زنجان منعقد شده است. در این سند، خریدار شاه ذوالفقار خانا، از حاکمان زنجان و فروشندگان، جمعی از مالکان ولایت مزبور میب اشند. این سند، در هنگام مرمت عمارت ذوالفقاری شهر زنجان، در میان انبوهی از کاغذها شناسائی شد. در متن و حواشی این سند تاریخی، نام اراضی و باغ ها و همچنین شاهدانی که بر آن مهر تایید زدها ند، وجود دارد که در نوع خود و به لحاظ تاریخ اجتماعی، مباحث رجال شناسی و نیز مقوله سندشناسی، بسیار حائز اهمیت میب اشد.
هدف: : پژوهش حاضر، به منظور تعیین وضعیت دیجیتال سازی (تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و دیجیتال به دیجیتال) در آرشیوهای شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مقایسه آن با استانداردهای انجمن بین المللی صدا و آرشیوهای دیداری و شنیداری (یاسا) انجام شده است.
روش/ رویکرد پژوهش : روش پژوهش، پیمایش توصیفی است. برای گردآوری داده های پژوهش از 2 پرسشنامه محقق ساخته مجزا برای کارشناسان واحد تبدیل آرشیو و مدیران آرشیوها، و یک سیاهه وارسی شامل دو قسمت اطلاعات نرم افزاری و سخت افزاری (تهیه شده بر اساس استاندارد یاسا) استفاده شده است. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی و درصد) در قالب جدول و نمودار ارائه شده است. جامعه پژوهش، شامل دو گروه است. جامعه اول شامل 6 آرشیو شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران، و جامعه دوم پژوهش شامل 43 نفر (37 نفر کارشناسان تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و 6 نفر مدیران آرشیو) می باشد .
یافته ها: یافته های پزوهش نشان می دهد که بیش از نیمی از کارکنان آرشیوها آموزش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال را دیده اند. جمع کل منابع شنیداری آرشیوهای شهر تهران 592937 حلقه است. 3/77 درصد منابع شنیداری در آرشیوهای شنیداری شهر تهران دیجیتال سازی شده اند . همچنین، مشخص شد که میزان مطابقت با استاندارد یاسا در بخش نرم افزاری 7/82 درصد، و در بخش سخت اف زاری 79 درصد است. بنابراین، از دیدگاه متخصصان و کارشناسان آرشیوها مهمترین مزیت دیجیتالی کردن منابع آنالوگ صرفه جویی در وقت و غلبه بر موانع و محدودیت های زمانی و مکانی، و مهمترین چالش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال نبود زیرساخت مناسب آرشیو دیجیتال کاربردی، پایدار و کارآمد است.
نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که ""نبود زیرساخت مناسب، پایدار و کارآمد آرشیو دیجیتال""، ""کمبود و نبود ابزارها و فناوری های جدید"" و ""نبود استانداردهای مشخص و مدون"" از مهمترین مشکلات پیش روی تبدیل منابع در آرشیوهاست. نزدیک به دو سوم از کارکنان تبدیل، دور آموزشی کوتاه مدت تبدیل منابع را گذرانده اند که ناکافی به نظر می رسد. همچنین غالب پاسخگویان اظهار داشته اند که آموزش های لازم را از مراجع غیررسمی کسب کرده اند. در مجموع 72 دستگاه در کل آرشیوهای شنیداری شهر تهران موجود است و میانگین کل دستگاه ها 12 عدد است. یعنی بطور متوسط هر آرشیو دارای 12 دستگاه می باشد. از بین 6 واحد (آرشیو) فقط 2 آرشیو دارای فضاهای ذخیره سازی انبوه هستند که نشان دهنده استهلاک و نبود دستگاههای مبدل است .
با مطالعه تاریخ بیهقی، روابط تیره چهره های طراز اول غزنویان و فضای غیرشفاف حاکم بر دربار مسعود غزنوی بخوبی مشهود است. بی اعتمادی، فریبکاری، تظاهر و دروغ ویژگی تقریباً مشترک بین ارکان حکومت سلطان مسعود است. جناح بندی درباریان و منازعه محمد و مسعود در جانشینی محمود، خودبینی و خودرایی سلطان، جاسوسی ، دورویی و تظاهر، تهمت، انتقام و فساد در نظام اقتصادی و اجتماعی، از مهم ترین مصادیق بی اعتمادی در دستگاه مسعود غزنوی بوده است. بی اعتمادی در میان لایه های مختلف دربار، موجب از هم گسیختگی و عدم انسجام ارکان حکومت و شکست ها و ناکامی های دوران سلطنت مسعود غزنوی است.
در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تأثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی ، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوسِ هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیانِ مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق ترِ از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار ، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درکِ جایگاه بی بدیل و کار ویژه ها ی خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش ها ی متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.