هدف : بررسی تأثیر وابستگی طبقاتی بر نوع و نحوه مصرف موقوفات ساری در دوره قاجار. روش/ رویکرد پژوهش : توصیفی-تحلیلی برمبنای اسناد اداره اوقاف ساری و منابع اولیه. یافته ها و نتیجه گیری: بررسی محتوای اسناد وقف نامه های روحانیون و تجار ساری در دوره قاجار نشانگر آن است که نوع موقوفات روحانیون و تجار، عمدتاً از جنس زمین، خانه، دکان و کاروان سرا است که وقف زمین در بین روحانیون و وقف دکان در بین تجار بیشتر رواج داشته است. نحوه مصرف موقوفات این دو طبقه به ترتیب فراوانی عبارت اند از: تعزیهداری سیدالشهداء؛ اطعام عزاداران سیدالشهداء؛ اطعام و افطار روزه داران؛ تعمیر و نگهداری مساجد و مدارس؛ صدقات و اعانات به فقرا و مساکین و ابن السبیل. تحولات سیاسی و اجتماعی این دوره سبب نشد تا نوع مصارف موقوفات روحانیون و تجار تغییر کند. بیشترین وقف های این دو طبقه اجتماعی در دوران حکومت ناصرالدین شاه ثبت شده است. ازلحاظ زمان هم بیشترین وقف های روحانیون و تجار، در ماه های قمریِ محرم و رجب ثبت شده اند. تولیت موقوفات این دو طبقه برعهده خود واقفان، فرزندان واقفان و یا علمای منطقه قرار می گرفت که بیانگر نوعی نظام مدیریت خانوادگی و مدیریت علمایی در مدیریت موقوفات است.
مفهوم هویت، چیستی و کیستی انسان را در اجتماع مورد مطالعه قرار می دهد. در دوران جدید با ترویج ناسیونالیسم، مقوله هویت ملی به عنوان مهم ترین هویت انسان در اجتماع مطرح و این هویت صورت بندی ساخت سیاسی- اجتماعی کشورها و نظام بین الملل را رقم زده است. در ایران به دنبال آشنایی ایرانیان با ناسیونالیسم، بنا به دلایل و معضلات داخلی و خارجی، نخبگان سیاسی و اجتماعی از آن استقبال کرده و آن را به یک جریان پرتوان در جامعه مبدل کردند. دولت پهلوی با توجه به قابلیت ناسیونالیسم در قالب و محتواپذیری اش، نوع باستانگرای آن را به ایدئولوژی دولت مدرن خود تبدیل کرد. این ناسیونالیسم کارکردهای متعددی در برسازی خودآگاهی ایرانیان از عصر پهلوی تا به امروز داشته است؛ این پژوهش به روش تاریخی-تحلیلی بر آن است به این سؤال پاسخ دهد که چگونه ناسیونالیسم دولت پهلوی -ناسیونالیسم رمانتیک/ باستانگرا-زمینه را برای بروز بحران هویتی در جامعه ایرانی فراهم آورده است؟ فرض مقاله این است که این ناسیونالیسم خود از عوامل شکاف های هویتی در ایران بوده است. دستاوردهای مقاله نشان می دهدکه ناسیونالیسم باستانگرای دولت پهلوی با ناب سازی هویتی و دگرسازی از اسلام و هویت قومی-زبانی، سکولارسازی آن، بهره گیری از آن در روند نوسازی جامعه، تاریخگرا بودن آن و نادیده گرفتن حقوق مدنی، زمینه بروز بحران و تشتت هویتی را در ایران فراهم کرد.
در عصر قاجاریه، گیلان به عنوان تولیدکننده عمده ابریشم و مرکز اصلی تجارت خارجی ایران از طریق دریای خزر، جایگاه چشم گیری در اقتصاد کشوری و منابع درآمد دولت مرکزی داشت. با وجود این، فراگیری بیماری کرم ابریشم در گیلان در سال 1277ق/1860م. و همچنین بی توجهی حکومت قاجاریه به این مسئله، موجب کاهش زیاد تولید محصول ابریشم در گیلان شد. با اعتراض نوغان داران گیلانی و تجار تبعه دول بیگانه به این شرایط و مواجه شدن دولت با ضرر مالی هنگفت مالی ناشی از آن، اقداماتی برای بهبود اوضاع صنعت ابریشم و نوغان داران گیلانی صورت گرفت. در این پژوهش با رویکرد تاریخی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، وضعیت صنعت ابریشم در دوره قاجاریه طی سال های 1300-1335ق/1882-1917م. مورد بررسی قرار گرفته و اقدامات دولت قاجاریه و تلاش های تجار برای احیای دوباره این صنعت ارزشمند گیلان تبیین شده است. بنا بر یافته های این پژوهش، اولین اقدام دولت در این زمینه، واردات تخم نوغان توسط تجار خارجی بود. شکل گیری ادارات دولتی مرتبط با صنعت ابریشم به منظور رسیدگی به امور تجار خارجی و همچنین تشویق و ترغیب نوغان داران گیلانی برای شروع مجدد به کار نوغان داری، از جمله اقداماتی بود که برای احیای صنعت ابریشم در گیلان انجام گرفت.
مرزهای شرقی ایران از دیرباز مورد هجوم اقوام همسایه قرار داشته است. اقوام آریایی از همین مرزها وارد فلات ایران شدند. بنابر برخی روایات، کوروش هخامنشی، جان خود را برای حفاظت از این مرزها از دست داده است. تداوم مسئله فوق در زمان ساسانیان چالش هایی را برای این حکومت به همراه داشت. هر اندازه که مرزهای غربی ایرانشهر ساسانی برای ایشان مهم و پرخطر بود، مرزهای شرقی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. از نشانه های تأیید این موضوع، وجود دیوارها و قلعه های متعدد در این مناطق برای جلوگیری از یورش این اقوام مهاجم به داخل قلمرو است. یکی از اقوامی که به مرزهای شرقی ایران یورش می آوردند، هپتالیان بودند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی دلایل وقوع جنگ با هپتالیان در دوران زمامداری پیروز است. پژوهش حاضر با روش و رویکرد توصیفی- تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای سعی در یافتن پاسخی مناسب برای این پرسش دارد که چه دلایلی در حمله پیروز علیه هپتالیان تاثیرگذار بوده است؟ یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد دلایل زیادی برای حمله پیروز علیه هپتالیان وجود داشته است، اما دلیل اقتصادی را می توان از مهمترین دلایل در وقوع این جنگ ها به شمار آورد.
جامعه ایران در عصر پهلوی دوم در نتیجه کودتای 28 مرداد 1332 دچار سرشکستگی و انفعال در عرصه فعالیت های سیاسی، حزبی و نشاط اجتماعی شد و حاکمیت پهلوی نیز دچار بحران مشروعیت گردید. بنابراین، محمدرضا شاه برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود و چاره جویی برای رفع شکاف های اجتماعی و نجات جامعه از بحران هایی که طی تحولات داخلی و جهانی در فرایند نوسازی گرفتار آن شده بود، درصدد استفاده از الگویی برآمد که بر رویکرد باستان گرایی استوار بود. آنچه این پژوهش را ضروری می سازد، شناخت این الگو و کارکرد آن در عصر پهلوی دوم است. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل تاریخی که مبتنی بر توصیف و تحلیل داده هاست و با تکیه بر منابع به این پرسش پاسخ دهد که نمادهای آیین مهر چگونه در سازماندهی اجتماعی سیاست پهلوی مؤثر بودند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که محمدرضا شاه با الگوبرداری از برخی از نمادهای آیین مهر از قبیل شکست ناپذیری، نجات بخشی و توزیع عادلانه رفاه و ثروت کوشید سازماندهی اجتماعی نوینی را در ایران ایجاد کند و به حاکمیت خود مشروعیت بخشد. اما این تلاش کاملاً موفقیت آمیز نبود و تنها توانست به صورت مقطعی در ایجاد همدلی اجتماعی و مقابله با بحران ها و کسب مشروعیت مفید واقع شود.
یکی از مسائل پیش روی حکومت نبوی، تنظیم روابط سیاسی با یهودیان مدینه بود که به سبب پیمان شکنی، حکومت نبوی را به شکل های گوناگون در تنگنا قرار می دادند. هجرت پیامبر(ص) به مدینه با امضای پیمان نامه صلح آمیز با یهودیان این شهر همراه بود. این پیمان نامه زندگی مسالمت آمیز مسلمانان و یهودیان را به دنبال داشت. اما یهودیان پس از چندی پیمان شکنی کردند و گفته های پیشین خود را انکار نمودند و به حمایت از مشرکان پرداختند. این امر در نهایت منجر به مواجهه پیامبر(ص) با یهودیان و به کارگیری راهبردهای سیاسی امنیتی در تقابل با آنان شد. این پژوهش با رویکردی تاریخی تحلیلی و با استفاده از الگوی سوات (SWOT) به دنبال شناسایی، طبقه بندی و اولویت بندی راهبردهای مدیریت سیاسی امنیتی پیامبر(ص) در مواجهه با یهودیان است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «صلح و زندگی مسالمت آمیز»، «عدالت محوری در حق یهود» و «جنگ و برخورد سخت» سه راهبرد اساسی پیامبر(ص) بوده اند.
Guitty Azarpay was born in Tehran, Iran in 1934. She graduated with a PhD in Art History in 1964 from UC Berkeley.She taught at UC Berkeley until her retirement in the early 2000s. Her research on the ancient Iranian and Transoxiana (Central Asia) art, especially about Urartian Art and Sogdian Painting, is highly commendable, as she wrote two valuable books such as Urartian Art & Artifacts (1968) and Sogdian Painting: The Pictorial Epic in Oriental Art (1981). The publication of the book of Sogdian Painting introduced many art scholars to Sogdian art. Azarpay played a valuable role in introducing Sogdian paintings and Sogdian art. She was the recipient of the Book of the Year Award from the University of California Press for Sogdian Painting, and received the Albert Nelson Marquis Lifetime Achievement award.About 20 years ago, Azarpi donated her personal library to Golestan Palace in Tehran.Guitty Azarpay passed away in early April 2024.
«تشهیر» و شناساندن عمومی بزهکار، در فقه جزایی امامیه، بنا بر ملاحظاتی، استثنایی بر اصل اولیه صیانت از آبرو و جلوگیری از افشای سر مسلمان تلقی شده است. با عنایت به اهمیت اعراض و لزوم پاسداشت آبرو و کرامت آدمیان، نوشتار حاضر کوشیده است مواضع تجویز «تشهیر» را از خلال میراث فقهی استخراج کرده و آن ها را در بوته نقد و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش که با کاربست شیوه توصیفی-تحلیلی حاصل شده است، بیانگر این است که جز در مورد «شهادت زور»، مصادیق دیگر ذکرشده در کلمات فقیهان (قیادت، قذف، احتیال، تدلیس و افلاس)، فاقد مستند معتبر می باشند؛ لذا در فرض عدم وجود دلیل بر اجرای کیفر، اصل عدم در موارد مشکوک جاری شده و همچنین قول به عدم ثبوت تشهیر جز در مورد متیقن، ملائمت بیشتری با اصل احتیاط در سزادهی و اصل برائت داشته و استناد به قاعده درءالحد نیز اقتضای انتفای مجازات را خواهد داشت. تحلیل دیدگاه امام خمینی در فرض بحث نیز نشان می دهد که رهاورد پژوهش حاضر، ظاهراً موافقت ایشان را در پی داشته و یگانه مصداقی از تشهیر که ایشان به صراحت آن را تأیید کرده اند، تشهیر شاهد زور است. البته این نکته را نیز باید افزود که مطابق رأی ایشان تجویز برخی از کیفرها (که تشهیر نیز می تواند در زمره آن ها قلمداد شود) در برخی از جرائم خاص که جنبه عمومی دارند با صلاحدید حکومت و در پرتو عناوین ثانوی فاقد اشکال خواهد بود.
در طول جنگ های قفقاز در دوره فتحعلی شاه، شرایط سخت میدانی و دیپلماتیک ایران در برابر روسیه، منجر به ایده نزدیکی دو رقیب منطقه ای یعنی ایران و عثمانی علیه روس ها شد. این طرح در قالب ساختار دیپلماتیک ابتدا از سوی فرانسه مطرح شد؛ اما چرخش فرانسه به سمت روسیه، این ایده را ناکام گذاشت. عباس میرزا سعی کرد طرح اتحاد با عثمانی را با شعار «اتحاد اسلامی» پیش ببرد و این سیاست را تا امضای قرارداد گلستان پی گرفت و تلاش های مختلفی را جهت نیل به آن انجام داد. این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی و با کمک منابع ترکی استانبولی، در پی پاسخ به این پرسش است که طرح اتحاد ایران و عثمانی، با چه موانعی مواجه بود؟ نتایج تحقیق نشان می دهد، مشکلات ریشه دار میان ایران و عثمانی اجازه اعتمادسازی مشترک را به دو قدرت در راستای ایجاد یک جبهه مشترک علیه روسیه نداد. همچنین ترکان به شدت به عباس میرزا و طرح او به دیده تردید می نگریستند و ایده یک اتحاد نظامی علیه روسیه را بیشتر یک حرکت ظاهری برای تحت تأثیر قراردادن روس ها و به دست آوردن دستی بالاتر در مذاکرات صلح آینده، تحلیل می کردند؛ عدم اعتمادی که نهایتاً منجر به اتحادی میدانی نشد.
مختار بن ابی عبیده ثقفی یکی از افراد مشهور تاریخ است که در باره او مطالب متفاوتی نقل شده .عده زیادی از دانشمندان شیعه او را ستوده و غالب دانشوران اهل سنت او را قدح کرده اند.برخی از مورخان بزرگ نقل کرده اند که وی مدعی نبوت بود. مسئله این تحقیق، «بررسی و نقد گزارش های ادعای نبوت مختار» است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- انتقادی و فرضیه مقاله این است که گزارشات مبنی بر ادعای نبوت بوسیله مختار، دور از صواب است و مختار مدعی دریافت وحی و نبوت نبوده و قرآنی نیز ارائه نکرده است؛ ولی از آنجا که همزمان با بنی امیه و آل زبیر در حال ستیز بود، غالب گزارشات یاد شده از سوی این دو گروه بویژه زبیریان منتشر شده است. در این نوشتار، پس از نگاه کوتاهی به زندگی نامه مختار، گزارشات و دلایلِ ادعای نبوت و برخی از متونی را که به عنوان قرآن مختار به او نسبت داده می شود بررسی و نقد خواهد شد.
Throughout the history, one of the concerns of human beings has been death. The death and the rituals associated with it have created enduring traditions in human societies, with each having its own unique rite based on prevailing cultural and historical characteristics. One of the important traditions related to death is burial practices with varying rituals. Different faiths and religions recommend different commands and traditions for the disposal of a deceased body, with one being burial in the ground. Burial methods, too, differ in different religions, and throughout history, various methods of burial have been performed based on the prevalent rituals and religions of the time. In Zoroastrian, due to the reverence of the four elements (water, earth, fire, and air), any direct contact with a human corpse, which is considered impure, is forbidden. Followers of the Zoroastrian faith have adopted various methods for burying their deceased, including placing them in astōdān (ossuary), towers of silence, and constructing large stone graves (dakhmas/ cairn burials). This paper introduces the cairn burials (khereft-khaneh) and an astōdān (sotōdān) that were found during the archaeological survey of Harat district of Yazd province in 2021. In the archaeological survey of Harat, various cultural and historical sites from different periods were identified. Most of the identified sites in this survey belonged to the Islamic era, but some are referred to historical period, such as cairn burials and an astōdān (ossuary), which will be discussed in this study. Based on comparative studies and similar burial methods found in central Iran, Fars, and Kerman, these sites are dated back to the historical period (Parthian/Sasanian).
مُهرها و گل مُهرهای ساسانی ازجمله اشیائی هستند که در تمامی سطوح جامعه و سازمان های اداریِ ادوار تاریخی، ازجمله عصر ساسانی کاربرد داشته و از این رو نقش به سزایی در درک ما از جنبه های مختلف تاریخی این دوره ایفا کرده اند. درمیان نقوش کنده کاری شده روی مهرهای ساسانی که حکایت از باورها و اعتقادات صاحبان آن ها دارد، تصویر زنان نیز به عنوان جمعیتی مهم از جامعه ساسانی روی مهرها نقش بسته است. مهرهای منقوش به نقوش زنانه، به نوعی از منابع مهم در واکاوی جایگاه زنان در این دوره به حساب می آیند و بازگوی نگرش جامعه به این قشر از مردم هستند. در این پژوهش سعی بر آن است که به بررسی نقش مایه های زن بر مهرهای ساسانی با معرفی مهری از موزه بوعلی سینای همدان پرداخته شود. نویسندگان بر پایه مطالعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم مهر مذکور، ضمن توصیف نقش مایه های زنانه بر آن، به جنبه های نمادپردازانه و خوانش کتیبه این مهر می پردازند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که چه ارتباطی میان نقش روی مهر و دارنده مهر وجود دارد؟ کتیبه روی مهر تا چه اندازه بازگوی مفاهیم زنانه است؟ مالکیت مهرهای منقوش به نقش زنان احتمالاً در اختیار زنان بوده است و این نشان از استقلال فردی و برخورداری از جایگاه اجتماعی زن در آن دوره دارد؛ اگرچه در دوره ساسانی زنان نسبت به مردان کمتر وارد تجارت و سیاست می شدند، اما وجود مهرهای منقوش به نقوش زنانه نشان دهنده پذیرش حضور آن ها و هم چنین جایگاه حقوقی آن ها در امور اداری و اقتصادی این دوره است.
تأثیر تقابل سلاطین سلجوقی و خلفای بغداد (با حمایت از تأسیس مدارس حنفی و حنبلی) بر افول نظامیه بغداد جمیله یوسفی [1] حسینعلی بیات [2] چکیده گسترش زنجیره وار نظامیه ها در قلمرو سلجوقی، با تأکید بر آموزه های مذهب شافعی و کلام اشعری و اصرار بر تربیت کادر اجرایی، این سلسله مدارس را در تاریخ میانه ایران متمایز کرده است. نظامیه بغداد که به منظور تأثیر در امور سیاسی و مذهبی تأسیس شده بود، اهدافی چون کسب مشروعیت برای سلجوقیان و محدود ساختن فعالیت مخالفانی چون حنبلیان را که عامه جمعیت بغداد را تشکیل می دادند، دنبال می کرد، اما در آغاز امر بر مناقشات مذهبی دامن زد و در ادامه، موقعیت این نظامیه با اقدام کنشگران سیاسی چون سلاطین سلجوقی و امیران نظامی با تأسیس مدارسی برای برجسته کردن مذهب حنفی و طرد شافعیان و اشعریان و از طرفی اقدام خلیفه در جذب یا طرد مدرسان، ایجاد تنگناهای مالی برای مخالفان و حمایت از جریان مدرسه سازی حنبلیان، دچار چالش جدی شد و افول آن تا جایی پیش رفت که حرکت ناگزیر برخی مدرسان را به سوی غرب قلمرو سلجوقیان در پی داشت. نگارندگان این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی روند شکل گیری و عوامل سیاسی و اقتصادی مؤثر بر افول مدرسه نظامیه بغداد را مورد بررسی قرار داده اند. واژه های کلیدی: نظامیه بغداد، مدارس حنفی و حنبلی، سلاطین سلجوقی، خلفای بغداد [1] . دکترای تاریخ دانشگاه الزهراء yousefi109050@gmail.com . [2] استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه آیت الله بروجردی bayat_149@yahoo.com
اکثر مورخان دوران اسلامی، معمولاً بر آثار خود مقدمه ای نوشته اند و در آن چکیده ای از اندیشه، نگرش و بینش خود را درباره ی جهان، خدا و هستی ارائه کرده اند. از بررسی این مقدمه ها، نکات بسیاری به دست می آید که یکی از عمده ترین آنها، گرایش های دینی و مذهبی ایشان است. مؤلفان این پژوهش بر آنند تا بر مبنای شماری از مهم ترین این مقدمه ها، نخست، محورهای اصلی نگرش و بینش مورخان مسلمان به تاریخ و تاریخنگاری را تبیین و سپس تأثیر این نگرش را (به عنوان متغیر مستقل) در فرایند تاریخنگاری اسلامی و فراز وفرود آن در عصر خردگرایی و دوره ی افول تمدّن اسلامی (به عنوان متغیر وابسته) بررسی نمایند.
کاسه سیمین ساسانی موجود در موزه ملی ایران (بخش تاریخی)، شناخته شده به «نگاره رامشگران-نوازندگان»، یکی از نامی ترین آثار باستان شناختی موزه ملی است. بنابر گزارش «علی سامی»، این اثر سیمین ساسانی به سال 1334 ه .ش.، از کلاردشت مازندران خریداری شده است. چهار نگاره اصلی آن، پرتوافکن چهار خنیاگر به همراه چهار ساز شناخته شده در دستان هریک است، افزون تر، نگاره یک «قرقاول» نیز در مرکز این اثر دیده می شود. از این چهار نگاره خنیاگران به عنوان «نگاره زنان رامشگر» در تمامی دانشی کارهای ارزشمند پیشین (بیگانگان) تا به تمامی نمایشگاه هایی (برون مرزی) که این شاهکار ساسانی به نمایش رفت، به توضیح آمده است. پژوهشگران ایرانی و نمایشگاه های اندرونی (کاتالوگ ها) نیز پیرو همان کارهای برون مرزی بوده اند. افزون بر این، گمان هایی درباره چگونگی توضیح نگاره سازهای موجود برروی اثر نیز باید یادآوری شود؛ از این روی، نخست نگارنده با به چالش کشاندن موضوع «زنانه بودن» این چهار نگاره خنیاگران به گواهی «نرینه بودن سه تن» و «مادینه بودن تنها یک تن» از رامشگران خواهد پرداخت. هم چنین توضیحی متفاوت درباره نگاره سازهای این میراث سیمین ساسانی پیشکش خوانندگان خواهد کرد. افزون تر، نگارنده، این اثر ارزشمند باستان شناختی را با کران جغرافیایی دریای پارس (جنوب، نه شمال) درهم تنیده به توضیح خواهد آورد. نویسنده در تفسیر چرایی این نگاره کم مانند از پردازش «گروهی از رامشگران» و هویت آنان، به موضوع نوازندگان هندی یا «کولی های هندی» تمرکز خواهد کرد. هم چنین نگارنده در گواهی دیدگاه خود، به دو کاسه همانند سیمین ساسانی دیگر که بسیار کم دیده شده اند، سنجش وار اشاره خواهد کرد و در فرجام، نکته ای نو را درباره تاریخ گذاری این کاسه های ارزشمند سیمین ساسانی پیشکش خوانندگان خواهد نمود. نگارنده در سنجش میان این کاسه ها، با کشیدن دیوارکی آشکار میان نگاره های آن ها، «موضوع فصلی برگزار شدن» این صحنه های رامشگری را یادآور خواهد شد. در این تفاوت گذاری فصلی، به برگزاری مراسم خنیاگری در فصل زمستان و بهار (یا تابستان) تمرکز خواهد کرد.
بازارهای ایرانی اسلامی به عنوان نهاد همبستگی شهرها در کنار ایفای وظایف اقتصادی، نقش اجتماعی بسزایی در جامعه ی شهری ایفا می کردند. رابطه ی میان تجار و صاحبان حرف به عنوان عناصر تشکیل دهنده بازار با دستگاه حاکمه رابطه ای دوسویه و دیرینه بوده است. سنگ زیر بنای این رابطه برگرفته از نیاز بازار به تأمین امنیت از سوی حکومت و نیاز حکومت به تاْمین منابع مالی خویش از بستر درآمدهای بازار بوده است. شناخت این رابطه که بنابر مقتضیات سیاسی و اقتصادی روندی متغیر را طی نموده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در آغاز شکل گیری حکومت پهلوی، تجار که فعالیت آنان در اثر سیاست های ناکارآمد اقتصادی عصر قاجار دچار اختلال شده بود، درصدد برقراری رابطه ای نوین با حکومت تازه تأسیس برآمدند. در مقابل، سیاست گذاری های حکومت در جهت بوروکراتیک کردن ساختارش موجب شد رابطه ی بازار و حکومت در مسیری تازه قرار گرفته و دستخوش تغییراتی گردد. طرح هایی چون تدوین قوانین اقتصادی، توجه به صنایع ملی و تأمین حداقل خواسته ی تجار و فعالان اقتصادی توسط حاکمیت، منظر و دریچه ی جدیدی را در روابط بازار و حکومت پدید آورد که بر موضع گیری این طیف نسبت به حکومت تأثیر فراوان گذاشت. پژوهش حاضر می کوشد با تکیه بر اسناد و سایر منابع موجود به ریشه یابی موضع و سیاست های بازار اصفهان در برابر طرح های حکومت پهلوی اول و چگونگی رابطه ی آنان بپردازد.