مصادرة اموال در عصر ناصری، آثار و پیامدهای سوء سیاسی و اقتصادی زیادی به دنبال داشته است، بهطوری که طبق یافته حاضر، میتوان آنرا بهعنوان یک متغیر تأثیرگذار در رکود اقتصادی و تزلزل پایههای قدرت دولت قاجار، مورد ملاحظه و تدقیق قرار داد. علاوه براین، با مطالعه اینگونه جریانها میتوان ماهیت ذاتی سلطنت مستبدانه قاجاریه را، مسجلتر نمود.
حرص ثروتاندوزی شاه، حق مالکیت وی بر اموال مردم، جلوگیری از اقتدار روزافزون افراد، ایجاد رعب و وحشت برای برقراری امنیت را میتوان از مهمترین عوامل وقوع این جریان به شمار آورد. اصولاً شاه برای پنهان کردن چهرة استبدادی حکومت خویش، بهجای تصرف مستقیم اموال، با ارائه بهانههایی سعی داشته تا به صورت غیرمستقیم، تسلط خود را اعمال کند. از آن جمله: 1ـ قانون سهمالارث شاه از میراث مرحومان، 2ـ اتهام سرکشی، قصور در انجام وظایف، اختلاس و... . شاه گاهی تعمداً اجازه میداد اطرافیانش ثروتاندوزی کنند، تا در موقع مناسب با ارائه بهانههایی آنها را از دستشان خارج سازد.
در حوزه کتابشناسی تاریخ ایران و اسلام کتابهای متعددی به رشتة تحریر در آمده است که یکی از آنها کتابشناسی تاریخ ایران در دوران باستان، تألیف سرکار خانم دکتر مریم میراحمدی است که از سوی انتشارات امیرکبیر در سال 1369 برای نوبت اول چاپ شده است. این کتاب، مانند هر کتاب دیگری متضمن آثار و نتایج سودمندی است و البته خالی از عیب و نقص هم نیست. مقالة ذیل بر آن است که نکتههایی را در باب نقایص این کتاب یادآور شود، امید اینکه مفید واقع شده و در چاپهای بعدی، شاهد اصلاح این کتاب ارزشمند باشیم.