فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
با تأسیس سلسله پهلوی در سال 1304/ 1925 و اتخاذ سیاست نوسازی اقتصادی و به تبع آن احداث کارخانه ها و صنایع ماشینی، نخستین هسته های کارگر صنعتی در ایران ظهور کرد. بخش اعظم کارکنان این کارخانه های نوپا را پیشه وران، کشاورزان، عشایر و بیکارانی تشکیل می دادند که داوطلبانه و بعضاً به اجبار از روستا ها و شهرهای کوچک به مراکز صنعتی مهاجرت کرده بودند. برای این کارگران فرصت اشتغال فراهم شده بود، اما برای اسکان آنان هیچ فکر و برنامه ای در نظر گرفته نشده بود؛ در نتیجه با چالش بزرگی به نام مسکن روبه رو شدند. به ناچار با سکونت کارگران در مناطق پیرامونی شهرها، برای نخستین بار زاغه نشینی و محله های وسیع کارگرنشین در حاشیه شهرهای بزرگ و نفت خیر شکل گرفتند. این محله ها و خانه هایی که کارگران در آن زندگی می کردند اغلب فاقد امکانات لازم برای زندگی معمولی بودند. خیل عظیم کارگران مهاجر به شهرهای بزرگ، عدم توازن میان عرضه و تقاضای مسکن، فقدان بستر ها و زیرساخت های لازم، سوء مدیریت و بی برنامه ای دولت در زمینه اسکان و تأمین نیازهای این مهاجران تازه وارد، دولت را با چالش اساسی مواجه کرد که در حل آن ناکام ماند. یافته های این تحقیق که برپایه روش ترکیبی علّی- عقلانی و عمدتاً بر اساس جراید معاصر نگاشته شده، نشان می دهد که تنها پس از سقوط رضاشاه در پی حمله متفقین و پیدایش فضای نسبتاً باز سیاسی، فعالیت گسترده گروه های چپ گرا و حامی کارگران و تبدیل تقاضای مسکن کارگران به مطالبه ای عمومی، موجب شد نخستین گام الزام آور در باب تصویب ساخت مسکن توسط مجلس شورای ملی در سال 1327/ 1948 برداشته شود.
تطور وعظ از حقله های قصه خوانان تا مجالس واعظان از آغاز تا سده 6 قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۴
123 - 150
حوزههای تخصصی:
وعظ از اوایل دوره اسلامی از قالب های مؤثر در انتقال تعالیم و آموزه های اسلامی بوده است. واعظان با به کاربردن انواع شیوه های وعظ ، استفاده از آرایه های ادبی و بهره بردن از مضامین گوناگون، مجالس وعظ خویش را با جذابیت فوق العاده ای برگزار می کردند و اقشار گوناگون مردم و حکمرانان را به خود جلب کرده، شهرت فزاینده ای کسب می-کردند. این نوشتار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی بران است، تا ابعاد وعظ را از لحاظ انواع ، شیو ه ها و اشکال وعظ گویی تا سده 6 ق بررسی کرده و آنگاه آشکار سازد که مفاهیم مرتبط با وعظ چه پیوند یا تفاوتی با یکدیگر داشته اند. یافته ها حکایت از آن دارد که وعظ باید در دو مفهوم عام و خاص مورد بررسی قرار گیرد، مفهوم عام آن از همان صدر اسلام وجود داشته و در قالب های گوناگونی مانند قصه خوانی، ذکر، خطبه خوانی و ... نمایان می شد اما در مفهوم خاص، وعظ و به تبَع، واعظان حرفه ای و ملقب به صفت «واعظ»، در حدود نیمه سده 3ق پدید آمد و تا سده 6ق بر آداب وعظ افزوده شد.
بررسی دیدگاه متخصصان در زمینه کاربرد اینترنت اشیا بر روی اشیاءِ موزه ای استانداردشده با مرجع مفهومی سی داک-سی آرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۴)
128 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی اثرات اینترنت اشیا بر روی اشیاءِ موزه ای استانداردسازی شده با مرجع مفهومی سی داک-سی آرام.با مطالعه متون مرتبط با اینترنت اشیا و بررسی کاربردهای آن در حوزه میراث فرهنگی و موزه ها نقاط قوت و ضعف این فناوری شناخته شد و با مطالعه و مشاهده اشیاءِ استانداردسازی شده با مرجع مفهومی سیداک، کاربردهای اینترنت اشیا بر روی اشیاءِ موزه ای استانداردسازی شده با مرجع مفهومی سیداک، بررسی شد.روش: در این پژوهش از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی، موزه داران، متخصصان علوم رایانه و آرشیویست ها بوده اند. در این پژوهش با متخصصان مصاحبه شده است و روش نمونه گیری پژوهش گلوله برفی بوده است. داده ها با کمک نرم افزار مکس کیودی ای (MAXQDA) تحلیل شده است. هم چنین برای تحلیل داده ها از شاخص آماری درصد فراوانی استفاده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر گویای این مسئله است که فناوری اینترنت اشیا ازنظر اقتصادی، خدماتی و امنیتی-حفاظتی به پیشرفت موزه ها کمک شایانی می کند و باعث پیشرفت موزه ها در شاخص های ذکرشده می شود. دیدگاه متخصصان درباره تأثیر استانداردسازی اشیا با مرجع مفهومی سیداک برای پیاده سازی اینترنت اشیا، بر مؤلفه هایی مثل دقیق ترشدن و آسان ترشدن فرایند هوشمندسازی، تسهیل کنترل بر روی اشیا در فضای اینترنت، زمینه ساز ایجاد ارتباط میان اشیاء یک موزه با هم و با اشیاءِ دیگر موزه ها است.نتیجه گیری: پژوهش حاضر نمایان ساخت که گام اول هوشمندسازی همگن کردن اطلاعات است. هم چنین زمانی که اطلاعات استانداردسازی شده باشد، فرایند هوشمندسازی دقیق تر و آسان تر است.
بازآفرینی خانقاه رشیدی و شناخت موقعیت مکانی آن بر مبنای شناسایی ژئوفیزیکی پلان سازه بزرگ تپه شرقی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرچه رشیدیه توسط خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در (7-8 ه.ق/ 13-14 م) در شمال شرقی شهرستان تبریز، ساخته شد. این شهرچه شامل دو بخش اصلی به نام هسته مرکزی (ربع رشیدی) و شهرستان رشیدی بود. یکی از مهمترین بخش های ربع رشیدی، خانقاه رشیدی بود که شامل سه بخش تابخانه، صفه و طنبی است. با این حال، به دلیل زلزله های ویرانگر و جنگ های حکومتی در تبریز، این مجموعه معماری در ادوار مختلف به شدت آسیب دیده و از بین رفته است؛ بنابراین مدارک موجود در حوزه شناخت ساختار معماری و موقعیت مکانی این مجموعه، محدود به وقفنامه ربع رشیدی (الوقفیه الرشیدیه) و یافته های باستان شناختی است. در این پژوهش سعی شده است به مطالعه فضایی و مکانی خانقاه به عنوان یکی از بخش های مهم در ساختار ربع رشیدی پرداخته شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت ساختار معماری خانقاه و ارائه یک پلان پیشنهادی با استناد به توضیحات وقفنامه است. هدف دیگر این تحقیق، مشخص کردن موقعیت احتمالی خانقاه بر مبنای مطالعات ژئوفیزیکی سایت تاریخی ربع رشیدی است. این مقاله یک پژوهش بنیادی است که ابتدا با اتکاء بر وقفنامه ربع رشیدی و از طریق تحلیل محتوا، استنتاج منطقی و قیاس با نمونه بنای مشابه به جای مانده از آن دوره، ساختار معماری پلان خانقاه ترسیم و سپس بر اساس داده های باستان شناختی، موقعیت احتمالی آن در سایت میراث فرهنگی ربع رشیدی تعیین شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که پلان خانقاه ربع رشیدی با پلان خانقاه چلبی اوغلو در سلطانیه (8 ه.ق/ 14 م) تطابق دارد. این شباهت ها نشان می دهد که الگوی پلان خانقاه های دوره ایلخانی، ممکن است دو طبقه باشد و شامل صحن مرکزی با دو ایوان در شمالی و جنوبی (ایوان جنوبی بزرگتر)، تالارهایی در دو سمت و حجره هایی در اطراف صحن بوده است. همچنین، بر اساس مطالعات ژئوفیزیکی و تحلیل های انجام شده، موقعیت احتمالی خانقاه نیز ممکن است نزدیک به سازه ای باشد که در جنوب شرقی محوطه باستانی ربع رشیدی کشف شده است و به گفته پژوهشگران، به قرن هشتم ه.ق / چهاردهم م مربوط می شود.
تحلیل محتوای اسناد موقوفات روحانیون شهر بارفروش در دوره قاجار (1210-1344 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
175 - 210
حوزههای تخصصی:
روحانیون طبقه ای بانفوذ در دوره قاجاریه به شمار می آمدند و در حیات اجتماعی و سیاسی ایران در آن زمان نقشی تعیین کننده داشتند. اسناد برجای مانده از این دوره نشان می دهند روحانیون، از طریق وقف، در امور عام المنفعه و مذهبی و خیریه حضور فعالی داشتند. وقف به عنوان یکی از سرمایه های اقتصادی در دوره قاجار، باعث افزایش نفوذ و اعتبار روحانیون در میان طبقات مختلف اجتماعی گردید. با وجود این، اسناد موقوفات مربوط به این گروه در دوره قاجار کمتر بررسی شده است. بررسی مندرجات وقف نامه های روحانیون کمک می کند از ویژگی ها و انواع مصارف موقوفات این گروه اجتماعی و نیز از مشاغل، بازارها، کاروانسراها، خانه ها، تکایا و مساجد و محلات شهر بارفروش در دوره قاجار اطلاعات نابی به دست آید. این پژوهش بر آن است با روش تحلیل محتوا و از طریق مطالعه مندرجات و محتوای اسناد وقف نامه های روحانیون واقف شهر بارفروش، مسائلی همچون مصارف موقوفات روحانیون، میزان و تنوع موقوفات و کارکرد آنها را بررسی و تبیین نماید. یافته های تحقیق نشان می دهند در میان اموال وقف شده روحانیون، زمین، خانه، دکان و باغ بیشترین فراوانی را دارند و در مورد مصارف موقوفات روحانیون، تعزیه داری و عزاداری امام حسین (ع ) در رتبه اول و امور خیریه و عام المنفعه و اولاد در مراتب بعدی قرار دارند. همچنین موقوفات در عصر ناصرالدین شاه و سال های بعد از آن رونق بیشتری داشت که دلیل آن ثبت، مدیریت و حفظ موقوفات در قالب نظام دیوان سالاری جدید و افزایش سطح درآمدی جامعه نسبت به دوران آغازین حکومت قاجاریه بود.
بررسی چالش های میسیون پرزبیتری آمریکا با کردها در ایران طی سال های (1834-1904 م./1249-1322ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میسیونرهای آمریکایی فرقه کانگرگیشنالیست اولین گروه تبشیری آمریکایی بودند که در اوایل قرن نوزدهم زمینه آشنایی جامعه ایرانی با آمریکا را فراهم کردند. میسیونرهای این فرقه در1870م/1286ق به دلایلی جای خود را به میسیونرهای پرزبیترین در ایران دادند و آنها نیز به واسطه اقدامات آموزشی، فرهنگی و بهداشتی توانستند توجه جامعه ایرانی را به سوی خود جلب کنند. فعالیت های میسیون پرزبیتری در دوره قاجاریه، با چالش های متعددی از جمله کردها نیز مواجه بود که این موضوع موانعی بر سر راه آنها ایجاد می نمود. نوشتار حاضر سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که کردها چرا و چگونه فعالیت های تبشیری میسیونرهای آمریکایی در ایران را با مانع مواجه می ساختند؟ این نوشتار با رویکرد و روش تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می کوشد به نقش کردها در ایجاد موانع در برابر فعالیت های میسیون آمریکا در ایران عصر قاجاریه بپردازد. فرضیه پژوهش پیش رو بر این موضوع استوار است که مواجهات سلبی کردها با مسیحیان غرب ایران زمینه شورش و ناامنی را در این مناطق به همراه داشت که در این میان حمایت های میسیونرها از مسیحیان، آنان را با چالش های گوناگونی از سوی کردها مواجه می ساخت. یافته های پژوهش نشان می دهد تلاش میسیون آمریکایی برای حمایت از مسیحیان غرب ایران آنان را وادار به تعامل با کردها نمود اما بیگانه ستیزی کردها و نیز تلاشی که میسیون برای مسیحی کردن آنان به انجام رساند پس از شکست شورش شیخ عبیدالله چالش های متعددی را برای میسیون پدید آورد.
چهارده نقاشی از قلاع اطراف اورمیه دوران ناصرالدین شاه ( 1305 ق) اثر ابوالحسن نقاش باشی اورموی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
355 - 418
حوزههای تخصصی:
مردمان شهر اورمیه بعنوان یکی از مهمترین شهرهای آذربایجان نقش فراوانی در خلق آثار فرهنگی، هنری و معماری دارند. به سبب موقعیت استراتژیک این شهر و همجواری با مراتع پرآب و علف، این شهر و کلا غرب آذربایجان همواره محل طمع عشایر رمه گردان کوهستان بوده و هر سال بصورت منظم و نامنظم با یورش به شهر و روستاهای واقع در دشت اورمیه علاوه بر غارت محصولات کشاورزی و غذایی اهالی، باعث رکود توجه اهالی به فرهنگ و هنر عمومی می شدند. تاسیس حکومت خان نشین افشار اورمی از اواخر صفویه همچون تاسیس سایر دولتها مانند تیموری، صفوی، افشاری و قاجاری، نقطه عطفی در استقرار امنیت و به تبع آن رشد فرهنگ و هنر منطقه شد. با طغیان اکراد به رهبری شیخ عبیدالله، ابوالحسن نقاشباشی بعنوان مهندس توپخانه در سرکوب طغیان اکراد عشایر در غرب آذربایجان شرکت داشت و بنا به دستور ناصرالدینشاه قاجار تابلوهای 14 گانه از استحکامات اورمیه و کلا غرب آذربایجان را نقاشی و ترسیم نمود. خانواده وی در نقاشی چیره دست بودند و جدش الهوئردی نقاش و عموی پدرش به نام علی اشرف نقاش از نقاشان بنام اورمیه و آذربایجان بودند. جد ابوالحسن نقاشباشی، الهوئردی از خاندان افشار قاسملو ، از نقاشان دربار عباس میرزا در تبریز بود.
بررسی تأثیر تحصّن علما در دانشگاه تهران بر روند پیروزی انقلاب اسلامی؛ رویکردی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
249 - 287
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی مرهون تلاش ها و مجاهدت های علما و مردم مسلمان ایران در طی دوران نهضت اسلامی از سال 1341 تا 1357 بوده است. در این میان، در سال 1357 به دلیل سرعت تحولات و همچنین اثرگذاری وقایع، برخی از حوادث به شدت می توانست سرنوشت انقلاب را دگرگون نماید. واقعه "تحصن علما در دانشگاه تهران" در بهمن ماه 1357 هم به لحاظ نوع کنشگری(تحصن)، هم به لحاظ نوع کارگزار(علما)، هم به لحاظ موقعیت زمانی(8 بهمن 1357) و هم به لحاظ موقعیت مکانی(دانشگاه تهران)، مجموعه خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی دارد که می تواند به عنوان یک "واقعه اثربخش" در پیروزی انقلاب اسلامی به حساب آید. سوال اصلی این است که «تحصن علما در دانشگاه تهران در هشتم بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت چه تاثیری در پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟» طبق بررسی ها در اسناد و تاریخ شفاهی، نتیجه اثربخشی آن کنش سیاسی- اجتماعی را می توان در مولفه های مختلف، "بازتاب تحصن در مطبوعات"، "بازتاب تحصن در تاریخ شفاهی"، "بازتاب در شهرستانها" و "تاثیر تحصن بر تحولات بعد آن" مشاهده کرد. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از روش تحلیل اسنادی، به تاثیر واقعه تحصن علما در دانشگاه تهران در پیروزی انقلاب اسلامی بپردازد. رویکرد مقاله توصیفی تحلیلی است.
نسبت سنجی استقلال سیاسی و قدرت نظامی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
238 - 288
حوزههای تخصصی:
ایرانیان در جریان جنگ های ایران و روسیه برای نخستین بار، متوجه عقب افتادگی جامعه خود شدند. به عبارت بهتر، نیروهای مسلح ایران نخستین بخش از کشور بودند که نشانه های این عقب افتادگی، در آنها مشاهده شد. ازآن پس تلاش های دولتمردان ایران در دولت قاجار و سپس پهلوی در راستای افزایش توان نیروهای نظامی ایران متمرکز شد. به رغم تلاش های انجام شده در این زمینه، شکست های نظامی ایران، اشغال کشور و مداخلات خارجی در این دوران نشان می دهد که این تلاش ها نتایج مطلوبی درپی نداشته است، لیکن این امر مهم در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی روند متفاوتی را طی کرده است. این مقاله در همین راستا قصد دارد با بهره گیری از تحلیل واقع گرایی تأثیر وجود/ عدم استقلال سیاسی را بر افزایش/ کاهش قدرت نظامی بررسی کند. پرسش مقاله این است که بین استقلال سیاسی و روند افول و احیای قدرت نظامی در تاریخ معاصر ایران چه ارتباطی وجود دارد؟ یافته های مقاله با توجه به اسناد و متون معتبر تاریخی نشان داد که استقلال سیاسی در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی در مقایسه با دوره های قبل، باعث تقویت و توسعه قدرت نظامی ایران شده و همین قدرت نظامی به حفظ و تداوم استقلال سیاسی کمک کرده است.
Elymaean Tombs of Gelālak of Shushtar, Iran
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۱, Issue ۲, July ۲۰۲۴
79 - 98
حوزههای تخصصی:
Situated approximately 3 kilometers south of Shushter, Gelālak is nestled between two branches of the Karun River: Gargar and Shatit. Gelālak is a locality within the extended site of Dastowā. Archaeological excavations in Gelālak (1986-87, 1987-88, and 1989-90) led to the discovery of a rich collection of tombs, sarcophagi, ceramic and glass vessels, ornaments, metal objects, seals, and coins dating back to the Elymaean Elymaean dynasty of the Kamanskiris.
زمینه ها و عوامل سیاسی و اجتماعی موثر بر شکل گیری گفتمان مبارزه در آراء آیت الله هاشمی رفسنجانی(1337-1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
129 - 178
حوزههای تخصصی:
فهم جدید از دین در حوزه علمیه قم منجر به ظهورکنشگرانی با رویکردهای فکری و عملی متفاوتی از حوزه سنتی شد. این روند از دهه 1320 ابعاد جدیدی پیداکرد و در اواخر دهه 1330 و 1340 و بعد از آن به شکل و ماهیت تقابلی با حکومت پهلوی در قالب مبارزه طیف جوان و نوگرای حوزه به رهبری امام خمینی، به خود گرفت. این مقاله درپی برقراری پیوند میان زمینه و زمانه اجتماعی و سیاسی با مفاهیم و اندیشه هاست و درصدد پاسخ به این پرسش اساسی است: زمینه ها و عوامل سیاسی و اجتماعی، چه تأثیری بر شکل گیری گفتمان مبارزه در آراء آیت الله هاشمی رفسنجانی داشته اند؟ فرضیه مقاله نیز این است: پیدایش هر پدیده اجتماعی متأثر از سلسله زمینه ها، عوامل و رخدادهای اجتماعی و سیاسی است که باعث شکل گیری آن پدیده می گردند و گفتمان مبارزه در آراء هاشمی نیز برآیند سلسله ای از این زمینه ها، عوامل و رخدادها بوده که در این مقاله به تبیین آنها پرداخته خواهد شد. یافته ها حاکی از آن است که هاشمی در فضای معرفتی خاص آن زمان به دنبال تغییر روابط نامتعادل قدرت بوده و این را در قالب گفتمان مبارزه در دو مقطع 1338 تا 1344 و 1344 تا 1357 به واسطه متون نوشتاری یا گفتاری در قالب «مبارزه سیاسی»، «مبارزه فرهنگی» و «مبارزه» پیگیری کرده است.
ساختار جبهه روحانیت مبارز استان بوشهر در انقلاب اسلامی به روایت اسناد (1342- 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
179 - 211
حوزههای تخصصی:
در دوره مبارزات مردم استان بوشهر علیه طاغوت پهلوی، سازمان دهی و تشکیل «جبهه روحانیت مبارز استان بوشهر»، اساسی ترین راهبرد علمای مبارز بومی در پیشبرد نهضت امام خمینی و فراگیر ساختن آن ، در استان بوده است. پژوهش، با هدف معرفی ساختار این جبهه، به بررسی ترکیب سازمانی و نحوه ارتباط آنها با هم در بسیج مردم علیه رژیم پهلوی می پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است؛ «چگونه توسط علمای مبارز بومی بوشهر، اعضای جبهه روحانیت استان، باوجود خاستگاه جغرافیایی متفاوت، در طول دوران نهضت اسلامی در استان، سازمان یافته، و مردم را گام به گام تا پیروزی انقلاب اسلامی، پیش برده است؟». تحقیق، از نوع کیفی بوده و به شیوه «توصیفی-تحلیلی» صورت می گیرد. همچنین، جمع آوری اطلاعات با تکیه بر منابع اسنادی ساواک و مصاحبه های شفاهی حاصل می شود. یافته ها نیز ارکان جبهه روحانیت استان را در چهار گروه و یا رکن «روحانیون مبارز بومی»، «روحانیون مبارز اعزامی تبلیغی»، «روحانیون مبارز معاود» و «روحانیون مبارز تبعیدی»، روشن ساخته، و نشان می دهد که این جبهه، مؤثرترین عامل بیداری و هدایت مردم به رهنمودهای رهبری نهضت و همبستگی پایدار آن ها، در مراحل گوناگون انقلاب اسلامی در استان بوشهر بوده است.
نقش و عملکرد سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران سال های 1353-1343 ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخچه صنعت گردشگری در ایران نیازمند واکاوی نقش و عملکرد سازمان های متولی گردشگری مخصوصاً در تاریخ معاصر ایران با تکیه بر اسناد آرشیوی این سازمان ها است. ازجمله این سازمان ها، سازمان جلب سیاحان است که در سال های 1343.ش تا 1353.ش در ایران متولی امر گردشگری بود. این سازمان با ساختار و تشکیلات خود در استان هایی مانند مازندران که از پتانسیل های گردشگری برخوردار بود فعالیت های متعدد انجام داد. بر این اساس این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روش تحقیق تاریخی و بهره گیری از اسناد و مدارک آرشیوی به طرح و پاسخ گویی این پرسش بپردازد که نقش و عملکرد سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران عصر پهلوی دوم چه بود؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که تشکیل سازمان جلب سیاحان به عنوان یکی از معاونت های نخست وزیری در ایران در اردیبهشت 1342.ش به تشکیل شعب استانی و شهرستانی این سازمان در استان های مختلف کشور ازجمله در مازندران منجر شد. این سازمان در استان مازندران به منظور رشد و توسعه گردشگری اقدامات متعددی انجام داد. ازجمله این اقدام ها ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری بود. ساخت پلاژ در شهرهای ساحلی، توسعه شبکه راه ها به منظور سهولت در دسترسی گردشگران به مناطق گردشگری ازجمله راه های عمود بر دریا و راه های جنگلی و بالاخره احداث پارک های جنگلی مهم ترین اقدامات سازمان جلب سیاحان در ساخت و توسعه زیرساخت های عمرانی گردشگری در مازندران دوره پهلوی دوم طی سال های 1342.ش تا 1353.ش بود.
سیاست های منطقه ای ایران در عراق بر پایه اسناد ساواک (از سقوط پادشاهی تا قدرت گیری حزب بعث)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت ایران در منطقه خلیج فارس در دوره جنگ سرد در سال های 1337-1347ش/1958-1968م می پردازد که در آن دهه تبدیل به عرصه کارزار و رویارویی دو جبهه شرق و غرب شده بود. سازمان تازه تأسیس ساواک در این کارزار رصدکننده فعالیت های عوامل شوروی در منطقه و مجری سیاست های دولت مرکزی ایران بود و کشور عراق تبدیل به مهم ترین عرصه این کارزار شده بود. عراق پس از کودتای عبدالکریم قاسم در سال 1338ش، از یک هم پیمان بلوک غرب تبدیل به پایگاه گسترش نفوذ شوروی شد، بنابراین ساواک نقش مهمی در رصد، خنثی سازی و عکس العمل متقابل نسبت به این تهدیدات داشت. این پژوهش ابتدا به چگونگی فعالیت اطلاعات خارجی ساواک بر پایه اسناد موجود پرداخته و روند سریع تحولات عراق را در جمهوری اول (عبدالکریم قاسم) و جمهوری دوم (عبدالسلام و عبدالرحمن عارف) بر این مبنا مورد تحلیل قرار داده است. این تحولات پرشتاب که آینه تمام نمایی از تغییر در مناسبات قدرت در دوره جنگ سرد در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا بود با نقش آفرینی محمدرضا پهلوی، جمال عبدالناصر و رژیم صهیونیستی در عراق بسیار پرالتهاب و تنش دنبال می شد. پژوهش حاضر در گام بعدی به چیستی و چرایی سیاست های منطقه ای ایران در قبال تحولات عراق و ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت آن سیاست ها پرداخته و نقش ساواک را در این میان موردبررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر، شناخت استراتژی مهار بدون درگیری نظامی و استفاده از عنصر کُردی در تغییر مناسبات داخلی عراق با همکاری سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد)، به رغم عدم همراهی ایالات متحده در بدو امر، همگی از جوانب مختلفی هستند که رابطه میان تدوین اطلاعات و اجرای سیاست ها توسط ساواک در هریک این موضوعات موردبررسی قرار خواهد گرفت.
مسئله فساد اقتصادی و مواجهه با آن در حکومت پهلوی دوم به روایت کارگزاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقریباً یکی از نقاط مشترک پژوهش هایی که پیرامون علل سقوط حکومت پهلوی انجام شده، بحث درباره مسئله فساد به ویژه فساد اقتصادی و نقش آن در نارضایتی های عمومی سال های پایانی حکومت پهلوی است. مسئله پژوهش حاضر این است که کارگزاران حکومت پهلوی دوم چه درکی از مسئله فساد اقتصادی داشته اند. از این رو به نوشته ها و مصاحبه های آنها رجوع شده و نظرات آنها درباره مقوله فساد اقتصادی به کمک روش تحلیل مضمون بررسی شده است. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا کارگزاران حکومت نسب به وجود فساد اقتصادی و اثر مخرب آن بر افکار عمومی مردم ایران آگاه بوده اند؟ پس از بررسی داده ها مشخص شد که تا آخرین ماه های قبل از وقوع انقلاب اسلامی، آنها علی رغم آگاهی از فساد اقتصادی در سطوح مختلف، این پدیده را به عنوان مسئله ای که می تواند سبب بی اعتماد افکار عمومی و برهم زننده ثبات حکومت باشد تلقی نکرده و با توجه به این نگرش، اقدامات ضد فساد جدی را در دستور کار خود قرار ندادند تا جامعه درک کند حکومت در مسیر اصلاح کژی ها و فسادستیزی گام بر می دارد.
تبیین نقش طبقه اجتماعی سَفِلَه در انحطاط تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۴
51 - 74
حوزههای تخصصی:
نقش طبقات مختلف اجتماع در فرازوفرود تمدنی امری پوشیده نیست، از این رو تعیین نقش طبقات مختلف در این امور، مهم می نماید. این نوشتار بر آن است با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی نقش طبقه اجتماعی سفله در انحطاط تمدنی از منظر روایات اسلامی بپردازد. سفله گری نوعی سبک زندگی است که از بی توجهی به معارف دینی شروع و تا انحرافات اخلاقی و سقوط هویتی امتداد پیدا می نماید. یافته ها حاکی از آن است که سفله اگر موفق به قرار گرفتن در جمع نخبگانی جامعه گردد انحطاط تمدنی را از راس هرم اجتماعی فراهم می آورد و اگر موفق به این مهم نگردد در سطح عوام به طبقه اجتماعی اوباش تبدیل خواهد شد و انحطاط تمدنی را از پایین هرم فراهم می نماید. علاوه بر این اتحاد این دو دسته در جوامع تمدنی می تواند انحطاط تمدنی را از طریق نابودی نظام سیاسی و نظام اخلاقی فراهم آورند.
جامعه شکننده و شکنندگی پیوندها: آسیمیلاسیون و گروه های منفصلِ اجتماعی در آذربایجان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
12 - 51
حوزههای تخصصی:
آذربایجان در دو سده اخیر، عرصه ای برای تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیق بوده است که نه تنها بر هویت تاریخی این منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سؤالات بنیادینی را درباره جامعه و فرهنگ آن مطرح کرده است. در این راستا، تلاش های نظام های مرکزی برای تجزیه جغرافیایی و تضعیف هویت اجتماعی، به ویژه از طریق نادیده گرفتن زبان ترکی، به عنوان یکی از ارکان هویت آذربایجانی، به چالش های جدی در این زمینه دامن زده است.این سیاست ها، که به وضوح بر ماهیت اجتماعی و فرهنگی منطقه تأثیرگذار بوده، موجب آسیمیلاسیون و جدایی گروه هایی از مردم آذربایجان شده است. از منظر فلسفی و جامعه شناسی تاریخی، این تحولات ما را به تأمل در مفهوم هویت و جامعه وادار می کند. آیا هویت به چیزی ثابت و غیرقابل تغییر است یا اینکه در پیوند با تحولات اجتماعی، دستخوش تغییر می شود؟ این سؤالات، ضرورت پژوهش های عمیق تر را در زمینه هویت آذربایجانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن ایجاب می کند. هدف این مقاله، بررسی پاره ای از دلایل و عوامل مؤثر بر فرایند آسیمیلاسیون در جامعه آذربایجان است. از این رو، با تکیه بر تجربیات شخصی و داده های موجود، تلاش می شود تا زنگ خطری برای جامعه به صدا درآید و توجه ها را به چالش های جدی ای جلب کند که آذربایجان امروزی بیش از حد با آنن آشناست .بدیهی است که برای عبور از این بحران، نیاز به رویکردی جامع و عمل گرا از سوی تمامی اقشار جامعه وجود دارد. این رویکرد می تواند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی و اجتماعی آذربایجان کمک کند و فضایی برای گفت وگوی سازنده و بازسازی پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.
بازسازی جنبه هایی از زندگی اجتماعی و معیشتی شرق مازندران از هزاره چهارم تا دوم پیش از میلاد براساس کاربری سفال های یاقوت تپه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل چرایی و چگونگی گردآوری مواد غذایی در جوامع انسانی گذشته، همواره یکی از محورهای اصلی پژوهش های باستان شناسی و انسان شناسی بوده است. این کار با استفاده از یافته های گوناگون باستان شناختی انجام می شود. یکی از داده های باستان شناسی که سهم به سزایی در تحلیل زندگی اجتماعی و معیشتی جوامع، به خصوص در دوره های پیش ازتاریخ دارد سفال است. در این پژوهش برای شناخت تغییرات، تحولات و وضعیت های اجتماعی و معیشتی شرق مازندران از هزاره چهارم تا هزاره دوم پیش ازتاریخ به مطالعه کاربری سفال های یاقوت تپه، حاصل از بررسی و کاوش محوطه های مرتبط در شرق مازندران پرداخته شده است. سفال ها، از نظر کاربرد به سه دسته تقسیم بندی شدند؛ این آثار شامل: ظروف آشپزخانه ای، ظروف ذخیره مواد غذایی و ظروفی با کاربردهای روزانه هستند. در این تقسیم بندی، متغیرهای گوناگون ازجمله خمیره، شیوه ساخت، روش پرداخت، تزئین و فرم درنظر گرفته شده اند. برای تحلیل ارتباط متغیرهای مذکور نیز، از آزمون کی-اسکوار استفاده شده است. به علاوه، ارتباط کاربری و فرم سفال ها با هر یک از لوکوس های کاوش نیز به کمک آزمون کراسکال-والیس بررسی شد. رخساره و ریخت اجتماعی و معیشت ساکنان یاقوت تپه و روند تغییرات آن از اواخر هزاره چهارم تا ابتدای هزاره دوم پیش ازتاریخ ازطریق طبقه بندی، گونه شناسی و تحلیل سفال ها و بازسازی شکلی و عملکردی برخی از آن ها، پرسش خاص، و نیز شرق مازندران، پرسش عام این پژوهش است. فرض بر آن است که این رویداد و چالش در شرق مازندارن که نقطه تلاقی فرهنگ های مختلف و دروازه ورود به دشت گرگان و آسیای میانه از یک سو و دامنه های جنوبی البرز مرکزی و دشت های شاهرود، دامغان و سمنان ازطریق دشت های میان کوهی است، جریان داشته و قابل مطالعه و بررسی علمی است. این مطالعه نشان داده که بین سفال های آشپزخانه ای و ظروف ذخیره مواد غذایی با برخی از لوکوس ها، ارتباط معناداری برقرار است؛ ولی، این ارتباط در ظروف دارای کاربردهای روزانه بسیار ضعیف است. یکی از نتایج مهم دیگر این مطالعه آن است که در اواسط استقرار در این تپه (هزاره سوم پیش ازتاریخ به بعد)، رفته رفته سفال های متنوع تری تولید شده اند؛ از این پس، استاندارد و قانونمندی خاصی در تولید سفال رعایت شده است. به علاوه، تنوع کاربری ظروف را می توان یکی از نشانه های افزایش تنوع رژیم غذایی ساکنان محوطه تلقی نمود؛ این امر می تواند یکی از دلایل و یا عوامل پیچیده تر شدن زندگی اجتماعی و معیشتی جامعه یاقوت تپه از هزاره سوم پیش ازتاریخ به بعد بوده باشد.
زمینه های بحران های سیاسی و اجتماعی کرمان در روزگار زوال حکومت صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
151 - 177
حوزههای تخصصی:
ایالت کرمان در روزگار اقتدار صفویان همزمان با حکمرانی گنجعلی خان، فرمانده و حکمران شاه عباس بزرگ در این ایالت، جزو پهناورترین ولایات ایران بود که بخش پهناوری از مرکز، جنوب، جنوب شرقی و شرق ایران را از کرمان و مکران (بلوچستان) تا سیستان و قندهار شامل می شد. وسعت قلمرو، قرارگرفتن در کانون های تحولات سیاسی و بحران های شرق کشور، بر اهمیت ژئوپلتیک کرمان در عصر صفوی افزوده بود. در عصر جانشینان شاه عباس، در پی سیاست تبدیل ممالک عامه به خاصه (شاهی)، زمینه افول اقتدار سیاسی، اقتصادی و مرزداری کرمان آغاز شد. این ایالت نخستین کانون توجه فتنه افغانان و محمودخان هوتکی از شرق ایران بود. این مقاله بر اساس روش تحقیق تاریخی در تبیین و تحلیل داده ها تلاش دارد به این پرسش ها پاسخ دهد: بر اثر چه عللی در کرمان زمینه بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدید آمد؟ کرمان و مسیر جنوب شرقی، چه نقشی در زوال صفویان و سقوط اصفهان داشته است؟ کرمان در بحران های بعد از فروپاشی صفویان چه نقشی در نابسامانی و آشفتگی سیاسی کشور داشت؟ این پژوهش تنها به روند تحولات کرمان در اواخر عصر صفویه زمانی نپرداخته، بلکه کوشیده بسترهای بحران ها و تحولات ایالت کرمان را مورد نقد تاریخی قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کم توجهی و سوءتدبیر امرای دربار اصفهان و عدم اعزام حکام توانمند و کاردان، گسترش ناامنی و سخت گیری های دینی، ناامنی در جاده ها، نابودی و زوال جاده ها و تجارت، کاهش تولید و افول اقتصادی، نارضایتی های اجتماعی، و از هم گسیختگی های فرهنگی زمینه های زوال سیاسی و اجتماعی کرمان و در نتیجه سقوط صفویان را در پی داشت.
تاریخ نگار ی ادبیات آذربایجانی و مشکلات مربوط به آن جنبش ها ی ادبی آذربایجان در دوره ی شورو ی
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن بحث و بررسی ادبیات آذربایجان در میان آذربایجانیان شمال ارس به نقش اولیه و برجسته چمن زمینلی و فریدون بئی کوچرلی اشاره می کند. در ادامه مقاله به اوضاع ادبی آذربایجان تحت حاکمیت بلشویکها اشاراتی کرده و تغییرات پس از مرگ باقیروف را بیان می کند. آثار حسین جاوید، مجله فیوضات و جعفر جبارلی اشاره کرده و به پیشرفت سریع ادبیات آذربایجان پس از استقلال نیز تاکید می نماید.