فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
17 - 28
حوزههای تخصصی:
امپراتوری هخامنشی گستره وسیعی را در بر می گرفت که از شرق به هند، از غرب به مصر، از جنوب به خلیج فارس محدود می شد. منطقه قفقاز که با حمله داریوش اول به سکاها در 513-512 پ م ضمیمه امپراتوری هخامنشی شد در سراسر دوره هخامنشی مرزهای شمالی این امپراتوری را شکل می داد. مناطق امروزی گرجستان، آذربایجان و ارمنستان که به طورکلی شامل کشورهای قفقاز جنوبی است بخشی از ملل تابعه هخامنشیان بوده است. اهمیت قفقاز برای هخامنشیان از این جهت بود که مسیر مورد سکاها برای حمله به سرزمین های شرقی بود. بنابراین آنان نیاز به قدرتی در قفقاز داشتند تا مانع ورود سکاها به این سوی شوند و از مرزهای شمالی گستره امپراتوری محافظت کند. هدف از این پژوهش بررسی اهمیت منطقه قفقاز امروزی در ساختار امپراتوری هخامنشی است و به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که گرجستان چه نقشی در تأمین امنیت مرزهای شمالی امپراتوری هخامنشی داشته است؟ نتایج حاکی از آن است که هخامنشیان برای حفظ مرزهای شمالی خود با دولت کلخیس در گرجستان مراودات سیاسی برقرار کرد که تضمینی برای متوقف کردن تهاجمات از شمال بود. مقاله حاضر گردآوری داده ها را از طریق مطالعات کتابخانه ای به سرانجام رسانده و نتایج را از طریق تحلیل توصیف تاریخی ارائه می کند.
New-Found Elamite Sites in South Lorestan, Iran (South Basin of Kashkan River)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
5 - 26
حوزههای تخصصی:
The southern part of Lorestan province in Pishkuh is one of the key areas for understanding the cultural periods of Southwest Iran. This area is located near one of the government centers of Elam (Susa in the south) and on two communication routes from south to north and west to east. Therefore, this area can be one of the essential communication areas between the Susa and the Mesopotamian lowlands, the mountainous region of Zagros, and the central plateau of Iran. However, due to the focus of Elam scholars on the two state centers of Susa and Anshan, there is no comprehensive picture of the state of settlements in this region during the Elam period. Based on this, this research aimed to determine and analyze the situation of the Elamite settlements in the area by conducting a systematic archaeological survey in 2016. As a result, 31 sites belonging to the Elamite period were identified. This research showed that most of the Elam sites were formed in the intermountainous valleys and the slopes of mounds. Most of them have a chronological sequence, and in terms of morphology, they show evidence of Elamite nomadic settlements in this region.
مطالعه و گونه شناسی عناصر اصلی معماری کاروانسراهای برون شهری مناطق مرکزی ایران براساس مورفولوژی عناصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
157 - 176
حوزههای تخصصی:
معماری کاروانسراها همانند دیگر معماری بناهای سنتی ایرانی با سپری شدن زمان، تحول معماری، تحول دانش معماری و ساختمان سازی و به روز شدن شیوه ها و تکنیک های رایج متحول شد. توانمندی و مهارت معماران و نیاز کاروانسراها از عوامل اصلی تحول در معماری کاروانسراهای ایرانی بودند. هدف این پژوهش گونه شناسی و معرفی الگوهای معماری عناصر اصلی کاروانسراها است. پرسش اصلی این نوشتار آن است که شناخت و دسته بندی عناصر و اجزای معماری کاروانسراها چگونه سبب شناسایی الگوها و گونه های معماری می شود؟ روش تحقیق این پژوهش به صورت توسعه ای و کاربردی و روش دستیابی به اطلاعات به صورت استقرایی و با رویکرد تفسیری، تاریخی و مقایسه ای است. روش گردآوری اطلاعات هم بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی است. در این پژوهش عناصر اصلی معماری نظیر ورودی، هشتی، ایوان، حیاط، اتاق، شترخان و برج ارزیابی و گونه شناسی شده اند. گونه شناسی عناصر معماری در این پژوهش بر اساس ریخت شناسی عناصر معماری است. در پژوهش حاضر در بازخوانی ریخت شناسی عناصر مولفه های نظیر هندسه و تناسبات، شکل و فرم کلی، ترکیب فضایی در نقشه معماری مطالعه و ارزیابی شده است. همچنین این پژوهش مشخص ساخت که عناصر معماری کاروانسراها تابع سنت ها و روش های ساخت رایج زمان خود و زمان پیش از خود و نیز یک الگو و چارچوب واحد و مشترک در بین کاروانسراها بوده که توسط معماران توانمند آن روزگار و سازمانی اداره کننده و هماهنگ کننده امور کاروانسراها تبیین و طراحی می شده است.
نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با عنوان «نقش مدیریتی ملکه ایرتَشدونَه بر اساس الواح تخت جمشید»، به بررسی جایگاه اقتصادی و اجتماعی ایرتَشدونَه (Irtašduna) دختر کوروش بزرگ و همسر داریوش یکم، در ساختار اداری و دیوان سالاری هخامنشی می پردازد. این مطالعه نشان می دهد که ایرتَشدونَه در حوزه هایی چون توزیع شراب و آبجو، اداره املاک شخصی (اولهی)، 1 تخصیص جیره به کارگران زن و مادران تازه زایمان کرده و نیز نظارت بر امور مالی از اختیاراتی مستقل و نظام مند بهره مند بوده است. هدف مقاله، بازسازی نقش فعال ایرتَشدونَه در فرایندهای تخصیص منابع و شبکه سازمانی تحت فرمان اوست. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل و توصیف اسناد اداری، همراه با مطالعه تطبیقی مفاهیم تخصصی مانند Tibba و «خوان شاه» در متون ایلامی و تطبیق آن با گزارش های یونانی نظیر هراکلیدس (Heraclides) و پولیائنوس (Polyaenus) است. یافته ها نشان می دهد ایرتَشدونَه با مُهر شخصی خود، فرمان صادر می کرده، بر املاک بسیاری نظارت مستقیم داشته و ازطریق شبکه ای از کارگزاران اقدام به تخصیص جیره می کرده است. تحلیل این اسناد، نظام حمایتی تحت مدیریت او را ساختاریافته، هدفمند و مبتنی بر برنامه ریزی اقتصادی نشان می دهد. ایرتَشدونَه نه تنها همسر داریوش، بلکه مدیری توانمند و صاحب اختیار در نظام اقتصادی هخامنشی به شمار می آمد که بخش هایی از ساختار پشتیبانی دربار، به ویژه درزمینه های جیره دهی، مدیریت املاک، نیروی انسانی و سازمان دهی سفرها، زیر نظر مستقیم او اداره می شده است.
بررسی موانع تحقق اجاره خانه های خالی بر اساس قانون تکمیل و اجاره واحدهای مسکونی سال 1356(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به بررسی موانع تحقق اجاره خانه های خالی بر اساس قانون تکمیل و اجاره واحدهای مسکونی مصوب سال 1356 می پردازد. در سال های پایانی رژیم پهلوی، بحران مسکن به یکی از معضلات اصلی اجتماعی و اقتصادی تبدیل شد که تأثیرات عمیقی بر زندگی مردم و ساختار جامعه گذاشت. افزایش اجاره نشینی و کمبود مسکن مناسب، فشار زیادی را بر مستأجران وارد کرد و نیاز به یک راهکار جامع و مؤثر را ضروری ساخت. در این راستا، قانون تکمیل و اجاره واحدهای مسکونی با هدف ساماندهی بازار اجاره و استفاده از ظرفیت خانه های خالی برای تأمین مسکن طراحی شد. هدف اصلی این قانون، ایجاد تعادل در بازار اجاره و تسهیل دسترسی مردم به مسکن مناسب بود. با این حال، اجرای این قانون با چالش ها و موانع متعددی مواجه شد که مانع از تحقق اهداف آن گردید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی دقیق خانه های خالی به دلیل عدم وجود سیستم های اطلاعاتی منسجم و دقیق، یکی از اصلی ترین چالش ها بود. علاوه بر این، مقاومت مالکان در برابر اجاره دهی واحدهای خالی و نگرانی های اجتماعی نسبت به تغییرات قانونی، از دیگر موانع مهم اجرای این قانون به شمار می روند. بسیاری از مالکان به دلیل ترس از کاهش درآمد یا مشکلات ناشی از اجاره دهی، تمایلی به مشارکت در این طرح نداشتند.
بررسی مواجهه جریانات اسلام گرا با جریانات چپ حامی شوروی در شمال ایران(1320-1326ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رخدادهای تاریخ معاصر ایران، اشغال مناطق شمالی کشور توسط شوروی در جریان جنگ جهانی دوم و زمینه سازی برای ترویج اندیشه های کمونیستی در این مناطق است. تباین ذاتی اندیشه های اسلامی با ایدئولوژی کمونیسم، زمینه های رویارویی نیروهای مذهبی با جریان چپ در این مناطق را پدید آورد. این پژوهش می کوشد ضمن بررسی مواجهه نیروهای مذهبی با جریانات چپ در مناطق شمالی ایران، به گونه شناسی این مواجهه و عوامل موثر بر آن بپردازد. واکاوی این موضوع که مواجهه جریان های اسلام گرا با جریانات چپ حامی شوروی در شمال ایران چرا، چگونه و تحت تأثیر چه عواملی صورت پذیرفته است؟ سئوال اصلی پژوهش پیش رو می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد، جریانات مذهبی مناطق شمالی ایران به واسطه عواملی چون دوری و نزدیکی به کانون های قدرت، نوع قرائت از اسلام و همچنین موقعیت جغرافیایی، مذهبی و فرهنگی این مناطق با دو رویکرد سلبی و ایجابی با اندیشه های چپ روبرو شدند. اقدامات تعاملی و تقابلی این جریانات، گسترش اندیشه های چپ در مناطق شمالی ایران را با چالش مواجه ساخت و به عنوان عاملی موثر مانع از غلبه این گفتمان در جامعه ایرانی شد. این پژوهش از رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش تاریخی بهره می برد و گردآوری داده بر اساس مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است.
واکاوی و گونه شناسی مفهوم هویت در آثار فرهنگی-تاریخی با نگاهی به اسناد یونسکو و ایکوموس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
371 - 395
حوزههای تخصصی:
«هویت» ازجمله مفاهیمی است که دارای گستره معنایی وسیعی در علوم انسانی است. موضوع هویت در سال های اخیر در تقابل با جهانی سازی اهمیت بیشتری یافت؛ از این رو هویت آثار فرهنگی-تاریخی با مفاهیم مختلف موضوع بسیاری از اسناد بین المللی ازجمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو و شورای بین المللی ابنیه و محوطه ها ایکوموس بوده است. این که در اسناد بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی مانند یونسکو و ایکوموس مفهوم هویت چگونه موردتوجه بوده است، پرسشی است که این پژوهش به آن می پردازد. برهمین اساس در پژوهش حاضر ویژگی های و ابعاد مفهوم هویت در این اسناد مطالعه شد و مفاهیم مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدند. به این منظور هویت در اسناد مذکور از چارچوب علوم اجتماعی موضوع مطالعه شد. مطالعات مربوط به علوم اجتماعی به روش تفسیری انجام شد و برای مطالعه اسناد بین المللی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در تحلیل محتوا پس از مطالعه دقیق متون جملات کلیدی و کدها استخراج شد و در سه مقوله اصلی و 10 زیرمقوله طبقه بندی شد؛ مقوله های اصلی شامل: هویت، ویژگی های هویت و ابعاد هویت است. ازطریق تحلیل نتایج به دست آمده، الگویی برای مطالعه هویت یک اثر فرهنگی-تاریخی را تبیین شد. براساس این الگو گونه های اثر یکی از هفت نوع گونه های هویتی است که شامل سه نوع گونه های تک بُعدی، سه نوع گونه دوبُعدی و یک نوع گونه سه بُعدی است. این الگو در شناخت ابعاد و وجوه هویتی اثر کمک کننده است. اهمیت این الگو در همه جانبه بودن شناختی است که در ارتباط با اثر به دست می آید؛ زیرا همه جانبه بودن شناخت اثر باعث می شود در برای مواجه با آن مناسب ترین شیوه در پیش گرفته شود.
تِربَه، زیارتگاه هایی از دوره اسلامی در گیلان، نمونه موردی: تربه های منطقه شفارود، رضوانشهر
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
111 - 144
حوزههای تخصصی:
شهرستان رضوانشهر در شمال غربی استان گیلان از دو بخش جلگه ای و کوهستانی تشکیل شده است. یکی از بیشترین یافته های در بررسی باستان شناسی منطقه، تربه یا همان تربت است. تُربَت در فرهنگ لغات به معنای خاک آمده و معمولاً در مورد مرقد افراد خاص به کار رفته است. سؤال اصلی این است که این تربه ها چیستند؟ ما با روش تحقیق میدانی به اطلاعات باستان شناختی محوطه ها دست یافتیم تا با ساختار توصیفی-تحلیلی به پژوهش در این رابطه بپردازیم. آنچه مسلم است اینکه این نوع از محوطه ها نیایشگاه هستند. این نیایشگاه ها پیش از آنکه به دلیل تقدس، محلی برای گورستان اهالی در طی دوره های بعدی باشد، به نظر می رسد در یک دوره ای محل هایی برای پناهندگی افراد شیعی تحت تعقیب حاکمان اسلامی و در ادامه، زمانی دیگر مکانی برای حلقه صوفیان بوده اند؛ بدین ترتیب تربه ها با اهمیت مذهبی خاصی که داشتند به صورت مکان های مقدس باقی مانده و به دست ما رسیده اند. این طور به نظر می رسد که نوع پوشش جنگلی با تربه ها مرتبط باشد و درخت خاصی در آنها استفاده می شده است.
بازشناسی تأثیر اندیشه های عرفانی-شیعی در پدیداری تزئینات کتیبه ای محراب های گچی دوره ایلخانی؛ مطالعه موردی: پنج محراب شاخص ایلخانی
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
87 - 110
حوزههای تخصصی:
در طول دوره های تاریخی تغییرات اجتماعی، سیاسی و مذهبی به بهترین نحو در هنر و معماری آن دوره تجلی یافته است. این مسئله به وضوح در هنر دوره ایلخانی قابل پیگیری است. بعد از سقوط حکومت عباسی و آزادی اندیشه و مذهب، فرقه های عرفان، تصوف و تشیع نیروی تازه ای گرفتند. اصول و آموزه های جهان بینی جدید به خوبی در هنر و معماری این دوره نمود یافته است. هدف از این پژوهش بازشناسی اندیشه های عرفانی-شیعی در تزیینات کتیبه ای محراب های شاخص این دوره به عنوان مقدس ترین عناصر بناهای مذهبی است. تاکنون اکثر مطالعات در مورد محراب های گچی ایلخانی از منظر درونی و پیرامون زیبایی شناسی عناصر تزئینی و دسته بندی آنها بوده و کمتر از منظر بیرونی و به علت های پدیداری و ریشه ای این مضامین بر محرا ب ها پرداخته شده است. ازاین رو، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و تفسیری و گردآوری اطلاعات به شیوه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و میدانی-پیمایشی به دنبال نشان دادن نمود اندیشه های عرفانی-شیعی در محراب های دوره ایلخانی است. نتایج تحقیق نشان می دهد اندیشه های جدید این دوره در محراب ها که اوج جلوه گاه رمزی هنر معماران است ظهور و تبلور یافته است. کتیبه هایی با مضامین «توحید»، «ذکر و تسبیح خداوند»، «خداشناسی و انسان شناسی»، «تقرب» و امتزاج با عناوین و اسامی مبارکه «حضرت محمد (ص)» و «حضرت علی (ع)» و آیاتی که در شأن و منزلت «اهل بیت (ع)» است و اجرایشان درزمینه لاجوردی و فیرزوه ای و سبز که هم در عرفان و هم در تشیّع دارای جایگاه ویژه ای است و ترکیب با نقوش پرپیچ و خم و بی انتهای اسلیمی نشانگر تجلی اندیشه های عرفانی-شیعی در کتیبه های محراب ها پس از شکل گیری جهان بینی جدید عرفانی-شیعی در این دوره است. درواقع تزیینات کتیبه ای محراب های گچی ایلخانی پیش زمینه ای برای ظهور آرایه های پرحجم و سرتاسر معنویت محراب های کاشی کاری تیموری و صفوی است که اوج تفکر شیعی عرفانی است.
مطالعه باستان شناختی محوطه مراشِ(6): شواهدی از استقرار اشکانی در ماه نشانِ زنجان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
53 - 64
حوزههای تخصصی:
محوطه باستانی مراشِ۶ نخستین بار در سال ۱۳۹۳ در جریان برنامه بررسی و شناسایی باستان شناسی حوضه آبگیر سد مراش در شهرستان ماه نشان از توابع استان استان زنجان، شناسایی شد. این محوطه به عنوان یکی از شانزده محوطه باستانی مجموعه مراش توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان شناسایی و بر اساس شواهد سطحی به عصر آهن و نیز دوره اشکانی نسبت داده شده بود. در سال ۱۳۹۸ پس از وقف ه ای پنج ساله، پژوهش های باستان شناسی در این منطقه با انجام کاوش نجات بخشی در محوطه مراش۶ توسط نگارنده پیگیری شد. این محوطه با توجه به موقعیت آن نسبت به تراز نرمال دریاچه سد، دوره فرهنگی و امکان دسترسی به آن در فصل زمستان برای کاوش انتخاب شد. در این راستا در مجموع سه ترانشه و یک گمانه در این محوطه ایجاد شد که به دنبال آن، بقایای معماری متعلق به دوره اشکانی در سطحی به مساحت حدود ۱۳۲ مترمربع آشکار و مستندنگاری شد. این یافته ها شامل چهار فضای معماری ساخته شده از قلوه سنگ و ملات گل، کف های کوبیده و سنگ فرش شده و دو اجاق بود. همچنین یافته های فرهنگی به دست آمده از این محوطه شامل قطعات سفال های مصرفی روزمره، ابزارهای سنگی نظیر سنگ ساب و هاون و بقایای استخوان های حیوانات اهلی است. انتساب این داده ه ها به دوره اشکانی بر پایه مطالعات گونه شناختی سفال ها و نتایج آزمایش ترمولومینسانس انجام شده بر روی نمونه های سفالی به دست آمده از محوطه، تایید شده است.
مناقشات سیاسی و نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و استراتژیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
103 - 119
حوزههای تخصصی:
روابط سیاسی شاپور دوم ساسانی و رومیان با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹م) برای احیای اقتدار سیاسی ایران در برابر امپراتوری مقتدر روم، اقدام به یک سری جنگ های متوالی کرد و موفق به دست یابی به اهداف مورد نظر شاهنشاهی ساسانی شد. سوال اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که چه عواملی در ایجاد و تداوم مناقشات سیاسی، نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان در بازه زمانی ۳۰۹ تا ۳۷۹م تاثیرگذار بود؟ که این فرضیه مطرح شده است که مولفه های دینی، اختلافات مرزی و رقابت های تاریخی که به عنوان میراثی از دوره اشکانیان ریشه در مسأله سلطه بر سرزمین ارمنستان بوده، از اصلی ترین عوامل مناقشات سیاسی، نظامی با رومیان در دوران شاپور دوم ساسانی بوده است. رقابت تاریخی این دو قدرت جهانی در سده چهارم میلادی رنگ مناقشات دینی هم به خود گرفت. عواملی چون سیاست توسعه سرزمینی، افزایش قدرت نظامی ساسانیان با اتحاد با خیون ها در شدت بخشیدن به درگیرهای نظامی تاثیرگذار بود. یافته های مقاله نشان می دهد که در دوران شاپور دوم ساسانی عامل ایدئولوژی و دینی نقش برجسته ای را در مناسبات سیاسی و نظامی ایرانیان و رومیان ایفا کرده است. از سوی دیگر، به واسطه این که این دو کشور از قدرت های مهم قرن چهارم بوده اند همواره رقابت های تاریخی بسیاری میان این دو شکل گرفت که باعث شد تا درگیری های نظامی و سیاسی دو طرف گسترده شود.
زمینه ها و پیامدهای نبرد زلاقه در عهد یوسف بن تاشفین (454-500 ه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
50 - 61
حوزههای تخصصی:
نبرد زلاقه (479 ه ) یکی از مهمترین رخدادهای تاریخی اندلس در قرون میانه اسلامی است. زیرا که این نبرد اولین چالش جدی هلال و صلیب در اندلس میان دو قدرت نوپای اسلامی مرابطین به رهبری یوسف بن تاشفین و مسیحیان بوده که مسیر سیاسی مسیحیان و مسلمانان را در سده های آینده تعیین کرد. با عطف نظر به این اهمیت، پژوهش حاضر درصدد است تا به این پرسش که چرا نبرد زلاقه در میان جنگهای مسلمانان و مسیحیان اهمیت تاریخی فراوانی دارد؟ و چه پیامدهایی را برای مسلمانان رقم زده است؟ براساس روش «توصیفی – تحلیلی» پاسخی مستدل ارائه نماید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نبرد زلاقه را می توان اولین نبرد صلیبی قلمداد کرد و مرابطین با پیروزی در این نبرد ضمن تقویت عصبیت دینی مسلمانان، به استقرار وحدت درون منطقه ای از طریق حذف نظام دولت شهر در اندلس و وحدت فرامنطقه ای از طریق پیوند مجدد سرزمین اندلس با خلافت عباسی بعد از سالها جدایی نائل آمدند و سقوط اندلس به دست قوای مسیحی را تا چند قرن به تأخیر انداختند.
Categorization, Taxonomy, and Analysis of Bony Faunal Remains of Qara Tepe of Sagzabad, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
27 - 50
حوزههای تخصصی:
The collection of faunal remains considered in this study was obtained from excavations at Qara Tepe, Sagzabad, in 2013, 2014, and 2015, with a particular focus on the Iron Age II and III. A large part of the faunal assemblages was successfully identified. The collection is formed by a range of species, among them being small ruminants (Capra aegagrus, Ovis Aries, Gazella subgutturosa), large ruminants (Bos Taurus, Cervidae, Equidae (Equus caballus, Equus africanus asinus), Carnivora (Canis lupus familiaris, Sus scrofa), Rodentia, Muridae, Lagomorpha, Aves, and Camelidae (Camelus dromedarius). The total of 1200 identifiable pieces belongs to 16 discrete species. The most frequent category is small ruminants, i.e., goats and sheep, a fact indicating that a climate favorable for the breeding of these species characterized the region during the Iron II‒III. The observation also highlights the significant role these animals played in the local subsistence economy during the relevant period. Related remains are profusely associated with human skeletal remains and cemetery burials at Sagzabad. Some are pretty complete, lacking any indications of cutting or butchery. Potential reasons for the abundance of these species were their adaptation to the landscape and their ease of breeding.
روایتی دیگر برای سرانجام لشکرکشی سلطان محمد خوارزمشاه به بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
77 - 91
حوزههای تخصصی:
درباره لشکرکشی سلطان محمد خوارزمشاه به بغداد روایت مشهوری در دست است که مطابق آن خوارزمشاه در «گردنه اسدآباد» گرفتار برف و سرما شد و ازاین رو، در برانداختن خلافت ناکام ماند. درباره اصل ناکامی خوارزمشاه تردیدی وجود ندارد؛ اما بررسی دقیق متون تاریخی برجای مانده نشان می دهد که درباره جزئیات آن و به ویژه «محل» گرفتاری لشکر خوارزمشاه، شماری از مورخان با روایت «مشهور» همسویی نداشته، برخی موضوع را «مسکوت» گذاشته و گروهی هم «محل» دیگری برای رویداد یادشده تعیین کرده اند که نزد پژوهش گران تاریخ مغفول مانده است. حال پرسش این پژوهش آن است که «روایت دوم» یا «روایت مغفول مانده» از سوی پژوهش گران، در مقایسه با «روایت نخست» یا «روایت مشهور»، تا چه اندازه دارای اعتبار تاریخی است؟ به نظر می رسد کهن ترین منبع نزدیک به رویداد و گروه دیگری از متون تاریخی پس از آن، «محل» رویداد را مسکوت و مبهم گذاشته و شواهد ارائه شده نیز با «محل» مشهور مطابقت ندارد؛ افزون بر آن در متون معتبر تاریخی هم «روایت دیگری» درباره آن عرضه شده است. این پژوهش نشان می دهد پذیرش «روایت مشهور» به عنوان گزاره قطعی از آن رویداد، پرسش برانگیز است و در بیان آن رویداد دست کم اذعان به «محتمل» بودن «روایت دوم» ضرورت پیدا می کند.
بررسی و تحلیل فعالیت های آموزشی انجمن تبلیغی کلیسا در کرمان از مشروطه تا پایان پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
6 - 31
حوزههای تخصصی:
نهضت مشروطه موجب تحولات چشمگیری در تاریخ معاصر ایران گردید و توانست جامعه سنتی عصر قاجار را به سمت مدرنیته سوق دهد و توجه دولت را به مسائل آموزشی جلب نماید. آموزش های نوین و احساس نیاز به بنیادهای جدید تمدن مدرن مقارن با ورود هیات های مبلغان تبشیری از غرب و به خصوص انجمن تبلیغی کلیسا همراه بود. اقدامات این گروه ها در ظاهر ارائه خدمات آموزشی، فرهنگی و پزشکی، اما در نهان برای تبلیغ و ترویج مسیحیت انجام گرفت. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی با تکیه بر منابع و اسناد داخلی و خارجی، به بررسی فعالیت های آموزشی انجمن تبلیغی کلیسا در شهر کرمان می پردازد و درصدد پاسخ به این سوال است که نقش و اهداف انجمن تبلیغی کلیسا از گسترش آموزش در شهر کرمان چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه اقدامات انجمن تبلیغی کلیسا از جمله تاسیس مدارس نوین نقش مهمی در اعتلای آموزش در شهر کرمان داشت اما با مقاومت مردم، مخالفت حکومت و علماء نتوانست در رسیدن به مقصود اصلی خود جهت گسترش مسیحیت کامیاب شود.
زنان در افسانه های بومی و محلی شمال ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
17 - 21
حوزههای تخصصی:
افسانه های بومی و محلی، دربر گیرنده تجارب فردی و اجتماعی یک قوم است. تمامی اندیشه ها و باورهای جمعی در یک منطقه، از طریق افسانه ها و انتقال آن ها به نسل دیگر زنده می ماند. روحیات یک قوم، از طریق بازخوانی افسانه ها با درک بیش تری امکان پذیر است. این افسانه ها طی قرن های متوالی با نقل شفاهی میان مردم ماندگار شده و گاه به روایات محلی، به صورت داستانی از مردم این مناطق درآمده است. افسانه های گیلانی و مازندرانی مملو از داستان هایی است که به شکل روایی جای ماندگاری در داستان های حماسی و عاشقانه به خود اختصاص دادند. نوشتار حاضر که به روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری گردیده، در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که، «چگونه افسانه های شمال ایران، موجب حفظ و انتقال فرهنگ بومی و محلی و ارزش های اجتماعی یک قوم شده است»؟ این نوشتار همچنین، افسانه هایی را که زنان قهرمان اصلی آن هستند مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، مردم شمال ایران ضمن باور به افسانه ها، از طریق نقل سینه به سینه و روایات شفاهی و بهره گیری از قالب های ادبی از جمله شعر در جهت حفظ آنها، تلاش کردند.بر اساس درون مایه های افسانه های موجود در این نواحی، زنان مظهر صفاتی همچون، نجابت، زیبایی، قدرت، استقلال، گذشت و جاودانگی به شمار می آمدند. زن در نگاه افسانه ه ای مردم این مناطق، پیوندی ناگسستنی با طبیعت دارد.
رویکرد انتقادی در تاریخ نگاری عصر ایلخانی (مطالعه موردی واقعه سقوط بغداد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
22 - 24
حوزههای تخصصی:
واقعه ی سقوط بغداد از مهم ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای قرن هفتم هجری به شمار می رود که پیامدهای عمیق سیاسی، فرهنگی و فکری در سراسر جهان اسلام برجای گذاشت. هر یک از مورخان این دوره، این حادثه را از دیدگاه و منظر خاص خود، متأثر از زمینه های فکری و روش شناختی خویش روایت کرده اند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تاریخی و بر پایه ی رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی شناسایی و واکاوی مؤلفه های گفتمان انتقادی در تاریخ نگاری عصر ایلخانی است. این پژوهش با تمرکز بر آثار چهار مورخ برجسته ی این دوره عطاملک جوینی، منهاج سراج، رشیدالدین فضل الله و وصاف الحضره به بررسی نحوه ی روایت و تحلیل آنان از واقعه ی سقوط بغداد می پردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که شاخص ها و معیارهای گفتمان انتقادی در آثار این مورخان چیست. فرضیه ی پژوهش بر این مبناست که تأکید بر نقش اراده و مسئولیت انسان در تاریخ، تحلیل علل و عوامل مادی، تبیین روابط علّی و پرهیز از نگرش مشیت گرایانه، زمینه ساز شکل گیری گفتمان انتقادی و گذار به تاریخ نگاری تحلیلی در دوره ی ایلخانی بوده است.
کاربری کوشک های عصر غزنوی با تکیه بر تاریخ بیهقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
1 - 19
حوزههای تخصصی:
بناها و ساختمان های هر دوره تاریخی، بازتابی از هنر، دانش، فناوری، مهارت و سبک زندگی مردمان آن دوره به شمار می روند. در این میان بناهای سلطنتی از قبیل کاخ ها، کوشک ها و ارگ ها جایگاه ویژه ای دارند، زیرا صاحبان قدرت تلاش می کردند تا با بهره گیری از آخرین دستاوردهای فناورانه، علمی و هنری، این بناها را به نمادهایی برای نمایش عظمت، شکوه و ماندگاری خود در تاریخ و ذهن ها تبدیل کنند. محور کلیدی و مسئله اصلی مقاله حاضر، شناسایی کوشک های دوران حکومت سلطان محمود (421-387 ه.ق) و سلطان مسعود اول غزنوی (432-421 ه.ق) است که با تکیه بر «تاریخ بیهقی»، به بررسی کاربری های مختلف آنها پرداخته شود. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که کوشک های عصرغزنوی دارای چه کاربری هایی بودند؟ مقاله با استفاده از روش تاریخی مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است،. یافته ها نشان می دهد که کوشک های مورد نظر هم نمادی از شکوه سلاطین و دستگاه حکومتی و هم دارای کاربری های مختلف اداری (تشکیل دیوان)، سیاسی (همانند مراسم به تخت نشینی سلطان، بار عام و برپایی خوان)، نظامی (سان دیدن از سپاهیان)، اجتماعی – فرهنگی (برگزاری جشن ها)، مذهبی (اقامت سلطان در ماه های شعبان و رمضان، برگزاری مراسم اعیاد فطر و اضحی)، ورزشی (مراسم شکار) و تفریحی (باده نوشی) بودند.
نقش غزالی در گسترش و تطور جریان اشعری در عصر سلجوقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
105 - 127
حوزههای تخصصی:
به استناد یافته های تحقیق با ظهور غزالی در قلمرو علوم اسلامی، کلام اشعری نیز دچار تحول گردید و تفکرات غزالی نقطه محوری در بحث تحولات اشعریان شد. غزالی تمام توان خود را صرف دفاع از مکتب عقل ستیز اشاعره کرد. او با شهرت و موقعیت دینی و دنیوی که داشت با طرفداری از این مکتب، بزرگترین ضربه را بر علوم عقلی و خردورزی وارد کرد. او در رأس کسانی قرار دارد که با ترویج کلام اشعری از طرفی و تصوف از طرف دیگر، اسلام را از جهت خرد ستیزی و عقل گریزی در سطح پایینی تنزل داد. سیطره تفکر غزالی و تبعیت پیروان او از افکار اشعری باعث شد تا نوآوری و حرکت در نسلهای بعدی حالت سنت و جمود یابد و جامعه از اندیشه های عقلی و فلسفی دور ماند. غزالی در سه محور بنیادی یعنی نقش راهبردی، نقش گسترشی و نقش تطوری در راستای پیشبرد اهداف جریان اشعری گام برداشته و با استفاده از ابزارهای علمی باعث گسترش و تطور این جریان گردید. هدف اصلی این پژوهش دستیابی و پاسخ به این پرسش است که نقش غزالی در گسترش و تطور جریان اشعری در عصر سلجوقی چگونه بوده است؟ یافته های تحقیق مبتنی بر روش تاریخی است و تلاش خواهد شد با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای به بررسی مباحث پرداخته خواهد شد.
تحلیل انطباق پذیری اقلیمی و تمهیدات گرمایشی و سرمایشی معماری هخامنشی (مطالعۀ موردی: مجموعۀ تخت جمشید)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
115 - 140
حوزههای تخصصی:
مطالعه انطباق پذیری اقلیمی معماری حال و گذشته با بهره مندی از علوم باستان شناسی، معماری، جغرافیا، اقلیم شناسی کاربردی و دیرین اقلیم شناسی امکان پذیر است. انجام چنین مطالعاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید در دشت مرودشت متعلق به دوره هخامنشی، اطلاعات نوینی به گستره دانسته هایمان از معماری دوره مذکور می افزاید. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی سه پرسش اصلی است؛ 1) مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه تخت جمشید به منظور انطباق پذیری آن با شرایط اقلیمی چه بوده است؟ 2) میزان اثربخشی این مؤلفه ها در راستای موضوع مذکور در چه حد بوده است؟ و 3) تمهیدات گرمایشی یا سرمایشی غیرکالبدی مجموعه چه بوده است؟ اطلاعات لازم به روش های کتابخانه ای و میدانی و تحلیل های چهار نرم افزار اتوکد، کلایمت کنسالتنت، اکوتکت و دیزاین بیلدر در حوزه انرژی و معماری گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه شامل جهت گیری آن به سمت جنوب با کشیدگی شمال غربی-جنوب شرقی، تراکم و ارتفاع زیاد بناها و ایجاد معابر با عرض کم، استفاده از خشت در ساخت دیوارها و ایجاد پوشش مسطح تیر چوبی، تعبیه درگاه ها و پنجره های جانبی در دیوارهای جنوبی در اغلب بناها، ساخت ایوان ستون دار در ورودی اغلب بناها است. این مؤلفه ها در استفاده از حرارت تابشی خورشید جهت گرمایش ساکنان در برخی ساعات در محدوده زمانی اواسط مهر تا اواسط فروردین مؤثر است. اما به کارگیری این راهکارها از اواسط آبان تا اواسط اسفند (درمجموع 1632 ساعت) کافی نیست و به تولید گرما نیاز بوده است. به احتمال، ساکنان جهت دست یابی به آسایش حرارتی، در برگزاری گردهمایی ها مدیریت زمانی داشته و از تمهیدات گرمایشی غیرکالبدی مشابه منقل های آتش قابل حمل مکشوف از کاخ های امپراتوری آشور استفاده می کرده اند؛ درنهایت، انطباق پذیری اقلیمی مجموعه با دشت مرودشت و اتخاذ تمهیدات گرمایشی و سرمایشی مناسب در آن باعث تأمین آسایش حرارتی ساکنان می شده است.