هدف از این پژوهش بررسی دیوان سالاری ایلخانان با تکیه بر تشکیلات قضایی در این دوران می باشد. لذا این تحقیق از طریق بررسی ساختار دیوان قضایی دوره ایلخانان، از جمله نحوه انتصاب، میزان اختیارات، حوزه نفوذ و غیره تلاش می کند تا به شناخت دقیق تحولات قضایی آنان دست یابد. با وجود این، یافته های پژوهش حاکی از آن است که تشکیلات دیوان سالاری ایران در عهد حاکمیت مغولان دستخوش دگرگونی های قابل توجهی گردید. در این میان تسلط مغولان و تأسیس سلسله ایلخانی منجر به ورود سنت ها و عناصر جدیدی در تشکیلات قضایی ایلخانان شد که از ختاییان و همچنین یاسای چنگیزخان، اقتباس شده بود. این عوامل جدید به واسطه حاکمیت سیاسی مغولان، بر تشکیلات قضایی ایران تأثیر بسزایی گذاشت.
مقاله حاضر مبین گزارش شمس الدین بیگ (سفیر عثمانی)از تحولات مشروطه خواهی در ایران است.وی به مدت سیزده سال(1326-1313ه ق )مقام سفارت کبرای دولت عثمانی را در ایران داشته و هم چنین به مدت چند سال، برخوردار ازمقام «مقدمه السفرا» بوده است.همین موضوع، نشان دهنده جایگاه بالای او در نزد سفرای کشورهای دیگر و دستگاه حاکمه قاجاری می باشد.او دراین گزارش در مقام شاهد و ناظری بیرونی، تحلیل و برداشت خود از تحولات و جریان های مشروطه خواهی را برای دولت متبوع خود(عثمانی)ارائه نموده است.اهمیت گزارش حاضر دراین است که موضع رسمی دولت عثمانی-از زبان یکی از کارگزاران با تجربه و فهیم آن-درقبال نهضت مشروطه ایران، اقدامات دول اروپایی به ویژه انگلیس و روسیه در این زمینه و همین طور عواقب و پیامدهای احتمالی پیروزی یا شکست مشروطه خواهان آشکار می شود.
ایلات و طوایف کرمانشاهان، از زمانی که کریم خان زند در سال 1163 هجری قدرت یابی خود را در ایران آغاز کرد، به او پیوسته و در فتح مناطق مختلف ایران، از جمله قلعه استراتژیک کرمانشاهان، مشارکت کردند. آنها (ایلات و طوایف کرمانشاهان) تا پایان فرمانروایی کریم خان از او تبعیت کرده وتمام کوشش خود را برای استحکام پایه های قدرت نوپای زندیه به کار گرفتند. اما این همراهی در دورة جانشینان کریم خان تداوم پیدا نکرد. مقاله کنونی در نظر دارد به این پرسش پاسخ دهد که علل همگرایی و واگرایی ایلات و طوایف کرمانشاهان نسبت به حاکمان زندیه چه بوده است؟ فرضیه این است که مهم ترین علت هم گرایی با مؤسس سلسله زندیه، اشتراکات نژادی، زبانی و فرهنگی با وی بوده که حلقة ارتباط آنها را مستحکم کرده بود. اما در دورة جانشینان کریم خان به علت هرج و مرج و شورش های مداوم در ایران، که ضعف این جانشینان به آن شدت بخشیده بود، ایلات و طوایف کرمانشاهان از خلاء قدرت استفاده کردند و روش مستقلی را در پیش گرفتند.
مطرح شدن دوره تیموریان به عنوان یک مقطع شاخص و مهم در تاریخ هنر ایران از یک سو و حجم کمی و کیفی فعالیت های هنری و صنعتی و آثار تولید شده در این حوزه از سوی دیگر، هنرمندان و صنعتگران را به قشری تأثیرگذار در جامعه این عصر مبدل نمود. این امر خود موجب شکل گیری جامعه ای هنری در این دوره گردید که اگر چه اعضای آن را هنرمندان و صنعتگران تشکیل می دادند ولی این افراد از مقام و موقعیت و جایگاه اجتماعی یکسانی برخوردار نبودند. تفاوت در خاستگاه(تنوع قومی و نژادی)، طبقه اجتماعی، اعتقادات مذهبی(اعم از شیعه و سنی و سایر مذاهب)، ویژگی های اخلاقی، تحصیلات، وضعیت معیشتی(سطح درآمد و میزان رفاه) و میزان شهرت و مقبولیت اجتماعی اعضای این جامعه مؤید این مطلب می باشد.مواردی که تحقیق حاضر میزان تأثیر آن ها را در تعیین، تثبیت یا عدم ثبات جایگاه اجتماعی هنرمندان و صنعتگران این دوره بررسی می نماید.