این پژوهش برای بررسی تاثیر شوری آب و خاک زراعی و میزان مصرف نهاده ها بر تغییرات عملکرد گندم در مزارع گندمکاری شمال استان گلستان با رهیافت تابع تولید در سال زراعی 83-1382 انجام شده است.برای این منظور تعدادی از مزارع گندمکاری مناطق شمالی استان که با مسائل شوری آب و خاک مواجه هستند، بطور هدفمند انتخاب گردیدند و پس از تهیه و جمع آوری داده های مورد نیاز ،تابع تولید گندم با فرم تابعی مناسب برآورد گردید.نتایج بیانگر آن است که تولید نهائی حجم ، شوری و نسبت جذب سدیم آب زراعی ،شوری خاک در عمق 30-0 سانتی متر ،کودهای فسفات و پتاس و سطح کشت به ترتیب 06/1 ،5/37- ،27- ،217 -، 9/5 ،6/2- و 23- کیلوگرم در هکتار و ارزش تولید نهائی ( منافع یا زیان اقتصادی ) هر یک از عوامل مذکور به ترتیب 1802 ، 64090- ،45900- ، 368900- ،9979 ،3380- و 38845- ریال در هکتار می باشد.مقدار مطلوب شوری آب زراعی 2/5 dS/m است که بیشترین عملکرد گندم در این سطح شوری حاصل شد. .بیشترین تاثیر شوری خاک در عمق 30-0 ودر اوایل دوره کاشت، استقرار و رشد گیاه بود.با کاهش شوری خاک به میزان یک dS/m در این مقطع زمانی ،عملکرد گندم به میزان217 کیلوگرم و درآمد آن 368900 ریال در هکتار قابل افزایش است. مصرف کودهای فسفات و پتاس بهینه نبوده و با تعدیل مصرف آنها ضمن افزایش عملکرد، بهبود درآمد نیز حاصل خواهد شد.ضریب تخمینی متغیر سطح کشت بیانگرکاهش عملکرد محصول در سطوح کشت وسیع است لذا بنظر میرسد که محدودیت های مدیریتی بهره بردارن در مزارع بزرگ ،موجب کاهش عملکرد می شود.ضرایبب تخمینی نسبت جذب سدیم آب زراعی موید آن است که با کاهش این خصوصیت کیفی آب موجبات افزایش عملکرد و درآمد گندم فراهم خواهد شد
با توجه به اهمیت تخصیص منابع محدود تولید ( زمین ، آب، نیروی کار و...) در بین فعالیتهای گو ناگون زراعی و یا به عبارتی لزوم جلو گیری از اتلاف منابع و کاهش در آمد زارعین، اتخاذسیاستهای مبتنی بر الگوی کشت همراه با اولویت بندی اهداف واحد کشاورزی ضرورت می یابد. لذا انتخاب روشی که بتواند اهداف متعدد مدیران ( هر چند که این اهداف با هم در تضاد باشند) را در یک مدل گنجانده و مدیر را به سمت اهداف بهینه هدایت نماید، مهم و ضروری به نظر میرسد. از بین مدلهای مختلف برنامه ریزی، یکی از مدلهای مهم و قابل انعطاف برای این نوع برنامه ریزی که قادر است دریک سیستم، هدفهای مختلف و که گاهی هم با همً در تضادندرا لحاظ و مدیر را به سمت اهداف بهینه هدایت نماید مدل برنامه ریزی آرمانی programming) (Goal یا چند هدفه می باشد. در این مقاله از این روش در تعیین الگوی بهینه کشت در منطقه دشت ناز شهرستان ساری بهره گیری شده است. برای لحاظ اهداف متعدد مدیر به ترتیب اهمیت و اولویت، سه ساختارمتفاوت اولویت بندی از اهداف، در نظر گرفته شده است و از بین این سه ساختار، بهترین ساختار، با استفاده از تابع فاصله ای Euclidean به منظور انتخاب بهترین الگوی بهینه کشت تعیین گردید. نتایج و یافته های تحقیق نشان می دهد امکانات بالقوه و بالفعل برای بهبود دسترسی به اهداف مدیریت بخش کشاورزی در منطقه مورد مطالعه وجود دارد، بطوریکه مقادیر بهینه الگوی کشت برای محصولات مختلف زراعی شامل گندم، برنج، ذرت دانه ای، ذرت علوفه ای، ذرت بذری، کلزا، سویا بهاره و سویا تابستانه با پیشنهاد جدید مدل می توانند در آمد ناخالص مزرعه را به ازاء هر هکتار تا مبلغ 336100 ریال افزایش دهند.
ارزیابی صحیح از سود آوری طرحهای مرتعداری سبب افزایش کارآیی اقتصادی و جلوگیری از هدر رفت سرمایه های ملی می شود. در این پژوهش 25 طرح مرتعداری اجرا شده در سراسر کشور جمع آوری و فهرست هزینه ها، درآمدها و سودآوری اقتصادی آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که لحاظ نکردن هزینه عدم استفاده از مرتع (88% موارد)، هزینه بهره سرمایه (80% موارد) و کوتاه در نظر گرفتن طول دوره سوددهی (56% موارد) سبب شده است تا سودآوری برخی پروژه های مرتعداری بیشتر و یا کمتر از مقدار واقعی برآورد شود. بنابراین در این مقاله یک روش الگویی برای تدوین طرحهای مرتعداری ارائه و مورد تجزیه و تحلیل اقتصادی قرار گرفت. در شرایط فعلی پژوهشهای بیشتری لازم است تا معیاری جهت محاسبه برخی منابع هزینه و درآمدی طرحهای مرتعداری تبیین شود، و همچنین ارزیابی مناسبی از خدمات اکولوژیک مراتع اصلاح شده صورت پذیرد.
با توجه به اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران و نیز تاثیر سیاست های پولی و مالی بر این بخش و اهمیت اتخاذ سیاست های مناسب پولی و مالی، این مطالعه تاثیر این نوع سیاست ها را بر ارزش افزوده این بخش از اقتصاد مورد توجه قرار می دهد. به منظور بررسی تاثیر کوتاه مدت و بلندمدت سیاست های پولی ومالی بر ارزش افزوده بخش کشاورزی، از داده های سال های 1383-1356 و از فرم تابع لگاریتمی و رهیافت تحلیل همجعی موسوم به ARDL و الگوی تصیح خطا ECM استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هزینه های دولت بر ارزش افزوده بخش کشاورزی تاثیر مثبت دارد و با افزایش یک درصد هزینه های دولت، ارزش افزوده بخش کشاورزی 5 درصد افزایش می یابد. اما سیاست های پولی دارای اثر منفی بوده و با یک درصد افزایش در حجم نقدینگی، به میزان 23 درصد از ارزش افزوده بخش کشاورزی کاسته می شود. الگوی تصحیح خطا نشان دهنده آن است که در کوتاه مدت با افزایش یک درصد هزینه های دولت در بخش کشاورزی باعث 5/4 درصد افزایش درارزش افزوده بخش کشاورزی و یک درصدی افزایش حجم نقدینگی باعث 19 درصد کاهش در ارزش افزوده این بخش می گردد. علامت ضریب جمله تصحیح خطا نشان دهنده آن است که در هر سال 36 درصد از عدم تعادل یک دوره در ارزش افزوده در دوره بعد تعدیل می شود.
مباحث اشتغال و بیکاری به انسان بر می گردد و پیچیدگیهای انسان و نیازهای مختلف او اقتضا میکند که از ابعاد مختلف به این مهم توجه شود و با بررسی فعالیتهای اقتصادی و شناخت پتانسیلهای آن از یک طرف و رفع موانع و نواقص موجود در بازار کار ، امکان توسعه فرصتهای شغلی برای افراد جویای کار مهیا شود.در همین راستا این تحقیق به بررسی عوامل موثر بر مشاغل غیرزراعی در روستاهای استان خراسان پرداخته تا بدین وسیله بتوان با شناخت از وضعیت موجود ، برنامه های مناسبی برای توسعه اشتغالزایی در روستاهای استان تهیه و اجرا نمود . اطلاعات مورد استفاده از طریق پرسشنامه که شامل 1409 پرسشنامه مشاغل و 250 پرسشنامه روستا است، حاصل شده است. به منظور بررسی عوامل موثر بر احتمال انتخاب مشاغل غیرزراعی روستایی از مدل لاجیت شده است . نتایج تحقیق نشان می دهد که از نظر طبقه بندی مشاغل زراعی و غیرزراعی ، 5/47 درصد مشاغل زراعی و 5/52 درصد مشاغل غیرزراعی بوده که نشان دهنده آن است که روستا تنها شامل مشاغل زراعی نبوده بلکه می تواند طیف وسیعی از مشاغل غیرزراعی را در خود جای دهد . از سوی دیگر ضرایب مدل لاجیت نشان می دهد که اثر سرمایه گذاری ، درآمد و سن بر احتمال انتخاب مشاغل غیر زراعی منفی و اثر جنسیت و سواد مثبت می باشد. اثرجنسیت و سواد بر احتمال انتخاب مشاغل غیر زراعی بیش از متغیرهای دیگر است . از این رو توجه به برنامه های آموزشی (همگانی و تخصصی ) به منظور توسعه مشاغل غیرزراعی در روستاهای استان خراسان ضروری است. از جمله توصیههای سیاستی در راستای توسعه فرصتهای شغلی غیرزراعی در روستا تغییر نگرش و فرهنگ نگاه به روستاها (فقط کشاورزی) ، تغییر و تحول ساختار فعلی مشاغل غیرزراعی در روستا از سنتی به سمت مدرن شدن ، نگاه تفکر سیستمی به بحث اشتغال و افزایش سرمایه گذاری و هدفمند نمودن حمایتهای دولتی می باشد.
در این مقاله کشش های قیمتی نهاده های وارداتی سرمایه ای و واسطه ای را با استفاده از تابع تولید انعطاف پذیر ترانسندنتال بررسی و برای دوره ی 82-1345، به روش سیستمی SUR برآورد شده است. این مدل از طریق روش بهینه یابی تولید ناخالص ملی، اثر باز شدن اقتصاد بر انحراف منابع و تغییرات تولید را بر اساس شرایط پایان دوره توضیح می دهد. به علاوه، در مقایسه با روش های حداقل سازی هزینه ها و حداکثر سازی مطلوبیت مناسب تر است. بررسی اثر نهاده ها به تفکیک واردات واسطه ای و سرمایه ای نشان داد که کشش های قیمتی نهاده های وارداتی سرمایه ای و واسطه ای طی این دوره متغیرند؛ متوسط (قدر مطلق) کشش قیمتی نهاده های واسطه ای بیشتر از متوسط کشش قیمتی کالاهای سرمایه ای است؛ بی ثباتی کشش قیمتی نهاده های سرمایه ای از نهاده های واسطه ای وارداتی بیشتراست؛ و متوسط کشش قیمتی نهاده های وارداتی واسطه ای و سرمایه ای در دهه ی شصت، بیشتر از دهه ی هفتاد شمسی و این دهه بیشتر از اوایل دهه ی هشتاد است.
جهانی شدن فرایندی سیال از تحولات سیاسی و اقتصادی است که ضمن گسترش ارتباطات، تعاملات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را افزایش می دهد. جهانی شدن با مشخصههای یکپارچگی تجارت، حرکت سریع سرمایه، تسریع در مبادله ی فن آوری، پیشرفت های فنی و نزدیک نمودن اقتصادهای ملی به اقتصادهای واحد و فراملی، ارائه کننده ی تعریف جدیدی از روابط، متغیرها و سیاستهای اقتصادی است. ایجاد فضای رقابتی از مهمترین و اساسیترین عناصر برای ورود به فرایند جهانی شدن است. به عبارتی دیگر، ایجاد بستر رقابتی، توجه به صادرات و حذف موانع موجود و به دنبال آن افزایش قدرت رقابت پذیری از مهمترین شاخصهای آماده سازی بستر جهانی شدن است. در این تحقیق ضمن بررسی موضوع جهانی شدن و رقابت پذیری و تبیین ارتباط آنها، رابطه ی رقابت پذیری و صادرات غیر نفتی کشور آزمون شده است. به این منظور از ابزار اقتصاد سنجی و آزمون علیت هایسائو استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون علیت رقابت پذیری و صادرات غیر نفتی نشان دهنده ی عدم وجود رابطه ی علت و معلولی در صادرات غیر نفتی کشور است.
در این تحقیق اثر درآمد ملی، نرخ ارز و قیمت های نسبی وارداتی بر تابع تقاضای واردات و همچنین اثر درآمد جهانی، نرخ ارز و قیمت های نسبی صادراتی بر تابع تقاضای صادرات با استفاده از روش همگرایی خود توضیحی با وقفه های گسترده (ARDL) طی دوره ی 85-1338 بررسی شده است. بر اساس نتایج تحقیق برآورد درآمد ملی تاثیر مثبت و معنادار و قیمت های نسبی وارداتی و نرخ ارز تاثیر منفی و معنادار بر تابع تقاضای واردات ایران داشته است. همچنین در تابع تقاضای صادرات متغیرهای درآمد جهانی و نرخ ارز تاثیر مثبت و معنادار و قیمت های نسبی صادراتی، تاثیر منفی و معنادار بر تابع صادرات داشته است. سرعت تعدیل در توابع تقاضای صادرات و تقاضای واردات نسبتا بالا بوده است. بر اساس بررسی کشش های تابع تقاضای صادرات و تابع تقاضای واردات در صورت افزایش نرخ ارز و کاهش قیمت های نسبی صادراتی و یا افزایش قیمت های نسبی وارداتی و افزایش درآمد جهانی، تراز تجاری (بدون نفت) در ایران قابل بهبود است.