فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۰۲۱ تا ۲۲٬۰۴۰ مورد از کل ۳۸٬۷۴۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
الینور استروم برنده جایزه نوبل 2009
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل زیست محیطی مؤثر بر قیمت منازل مسکونی تهران به روش هدانیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مسائل و مشکلات زیست محیطی از جمله آلودگی هوا یکی از مهمترین موضوعات قابل توجه در شهرهای بزرگ است. یکی از مهمترین دلائل این اهمیت، تاثیرگذاری این عوامل بر قیمت املاک و منازل مسکونی است. بنابراین بررسی چگونگی تاثیرگذاری عوامل مختلف بر قیمت واحدهای مسکونی اهمیت خاصی دارد. در این مقاله با یک رویکرد زیست محیطی و با استفاده از روش قیمت گذاری هدانیک، میزان تاثیرگذاری این عوامل (شامل متغیرهای زیست محیطی همچون میزان آلودگی هوا و فضای سبزسرانه) بر قیمت منازل مسکونی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته است. برای انجام تحقیق از داده های مقطعی سا ل 1383 مربوط به 17 منطقه شهرداری تهران استفاده شده است. روش مورد استفاده، روش حداقل مربعات معمولی و فرم تابع لگاریتمی است. برای تفکیک تاثیر بعضی از متغیرهایی که برای واحدهای مسکونی ویلایی و آپارتمانی متفاوتاند از متغیرهای مجازی استفاده شده است. براساس نتایج بهدست آمده، از بین همه متغیرها، عامل مساحت واحد مسکونی دارای بیشترین تاثیر بر قیمت منازل بوده است. از بین متغیرهای فیزیکی نیز عمر ساختمان همچنین تاثیر قابل توجهی بر قیمت داشته است. همه متغیرهای زیست محیطی مانند میزان آلودگی هوا برحسب شاخص استاندارد آلودگی و سرانه فضای سبز نیز دارای تاثیرات مورد انتظار و معناداری بودهاند. علاوه بر این، مجاورت واحد مسکونی با فرودگاه نیز تاثیر منفی بر قیمت منازل مسکونی داشته است.
تعیین سبد غذایی برای گروه های درآمدی مختلف با استفاده از منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان بهعنوان رکن اصلی اقتصاد جامعه دارای نیازمندیهایی است که مهمترین آنها نیاز به امنیت غذایی و تغذیه سالم است. در جامعه ایران دو گروه از افراد وجود دارند که از امنیت کامل غذایی برخوردار نیستند، این دو گروه شامل کسانی هستند که یا بهعلت بضاعت مالی توانایی تهیه مواد غذایی سالم و مغذی را ندارند و یا اینکه علیرغم توانایی مالی، بهعلت مصرف غیرصحیح مواد غذایی فاقد امنیت غذاییاند. لذا دو عامل در ایجاد امنیت غذایی افراد نقش مهم ایفا میکنند که شامل درآمد و ارتقای دانش غذایی افراد میشوند و با معرفی سبد غذایی مناسب میتوان به این دو دست یافت. در این مقاله ضمن استفاده از نظرات متخصصان تغذیه و بهداشت، برای اولین بار به کمک منطق فازی با تابع عضویت ذوزنقه وبا استفاده از دادههای مرکز آمار و جداول ترکیبات مواد غذایی، یک سبد غذایی برای دهکهای خانوارهای شهری و روستایی تعیین شده است. همچنانکه خواهیم دید، ماهیت تغذیه و انسان آنچنان است که روش استفاده از منطق فازی بر دیگر روشها برتری دارد. ما در اینجا با تعریف 21 تابع هدف و 27 مجموعه مواد غذایی و 10 ماده مغذی و 78 قید با ضرایب فازی و با استفاده از برنامهریزی آرمانی یک سبد غذایی را بهدست آوردهایم. این سبد غذایی علی رغم آنکه نیاز افراد به مواد غذایی را مرتفع میکند از کمترین هزینه نیز برخوردار است. با تعیین سبد غذایی و هزینه آن خط فقر مشخص شده است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که خانوارهای روستایی در دهکهای اول و دوم هزینهای و خانوارهای شهری در دهک اول، توانایی مالی جهت خرید مایحتاج غذایی را نداشتهاند. لذا به امنیت غذایی دسترسی نخواهند داشت. هزینه سبد غذایی ارائه شده از این روش که برای اولین بار در ایران محاسبه شده از دیگر روشهای معمول کمتر است.
تاثیر یادگیری فنی بر توسعه فن آوری های انرژی های تجدیدپذیر در بخش برق ایران در شرایط اختلالات قیمت انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل موثر در حرکت به سمت توسعه پایدار، توسعه سیستم های انرژی کم هزینه، مطمئن و سازگار با محیط زیست است. نیل به این اهداف، به نوآوری در فن آوری های بخش انرژی و ظهور فن آوری های جدید سازگار با محیط زیست نیازمند است. فرآیند یادگیری فنی و مفهوم منحنی یادگیری، می تواند مبنای مناسبی برای تحلیل تغییرات فنی در بخش انرژی باشد. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر یادگیری فنی بر سهم و جایگاه انرژی های تجدید پذیر، به ویژه انرژی بادی و خورشیدی در تولید برق کشور در شرایط یارانه ای بودن قیمت های انرژی و در صورت حذف یارانه هاست. در این راستا، بخش برق کشور در قالب یک «سیستم مرجع انرژی» و با استفاده از مدل برنامه ریزی انرژی «مارکال»، مدل سازی شده است. نتایج اجرای مدل نشان می دهد که اگر چه یادگیری فنی تاثیر چشم گیر و قابل ملاحظه ای بر سهم فن آوری های انرژی تجدید پذیر در صنعت برق ایران دارد، اما اختلالات قیمتی ناشی از دخالت دولت در مکانیزم قیمت گذاری سبب می شود علی رغم فرض وجود یادگیری، فنی هم چنان فن آوری های تجدید پذیر، فاقد توان رقابت با سایر فن آوری های رایج در بازار باشند.
نقش حکمرانی خوب در بهبود کارکرد هزینه های دولت: مطالعه موردی بخش بهداشت و آموزش کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیا فقط افزایش هزینه های دولت برای بهبود شاخص های اجتماعی کافی است، یا متغیرهای مرتبط با وضعیت نهادهای حکومتی در جامعه نیز، در این میان مؤثرند؟ مقاله حاضر با استفاده از مفهوم نوین حکمرانی خوب، به بررسی نقش این متغیر، در بهبود کارکرد هزینه های آموزشی و بهداشتی کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی پرداخته است. به عبارت دیگر، روابط سه حوزه «حکمرانی خوب»، «هزینه های دولت» و «شاخص های بهداشتی و آموزشی» مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور از شاخص های «فساد» و «بوروکراسی اداری»، بهعنوان متغیرهای نشان دهنده «وضعیت حکمرانی» در کشورهای مذکور استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که افزایش هزینه های آموزشی و بهداشتی دولت، همواره مؤثر نبوده است؛ اما در کشورهایی که از وضعیت حکمرانی بهتری برخوردار بوده اند، این افزایش هزینه ها، تاثیر بیشتری بر شاخص های بهداشتی و آموزشی داشته است؛ به عبارت دیگر، بهبود شاخص های حکمرانی، عملکرد هزینه های این دو بخش را افزایش داده است.
ارزیابی عوامل موثر بر همزمانی چرخه های تجاری در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های جدید در عرصه تجارت بین المللی بر این نکته تاکید دارند که افزایش شدت تجارت بین کشورها و حرکت به سمت یکپارچگی تجاری، بر همزمانی چرخه های تجاری آنها تاثیرگذار است. هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی عمده عوامل موثر بر همزمانی چرخه های تجاری کشورهای اسلامی با تاکید بر شاخص یکپارچگی تجاری است که با استفاده از یک سیستم همزمان در طی مقطع زمانی 2005- 1990 ارزیابی می شود. نتایج بطورکلی نشان می دهد شاخص یکپارچگی تجاری (به تفکیک تجارت بین صنعتی و تجارت درون صنعتی) از مهمترین عوامل ایجادکننده همزمانی در چرخه های تجاری کشورهای اسلامی است . بعلاوه عواملی نظیر تشابه سیاستهای مالی و تشابه ساختارهای اقتصادی مابین کشورها نیز از جمله راههای مهم تاثیرگذار بر همزمانی چرخه های تجاری کشورهای عضو OIC است .
مقدمه ای بر جهانی شدن
حوزههای تخصصی:
بانک های پر رونق
مدیریت تکنولوژی اطلاعات
کساد شدن بازار چک بازی
شناسایی عوامل موثر بر عرضه و تقاضای جهانی نفت و گاز با استفاده از تکنیک AHP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت، تجزیه و تحلیل و ارزیابی عوامل کلیدی در بازار جهانی نفت و گاز همواره یکی از مباحث اساسی مجامع علمی، کارشناسان، تصمیم سازان و سیاست گذاران در سطوح ملی و بین المللی بوده است. چگونگی شناخت این عوامل برای دولت ها، تولیدکننده و مصرف کننده، شرکت های ملی و بین المللی فعال در بازار جهانی از چالش های اساسی محسوب می گردد. تحلیل گران بازار هر یک با رویکرد خاص به تحولات بازار نگریسته اند. اگر که می توان چنین برداشت نمود که هر یک از این رویکردها با نگاه خاص و تک بعدی به مطالعه بازار پرداخته اند، حال پرسش اساسی آن است که در شرایط محیطی پیچیده و بی اطمینان این بازارها، با چه رویکردی باید به مطالعه بازار جهانی پرداخت؟ با پیشرفت علوم بین رشته ای و مطالعات چند بعدی ضرورت نگاهی همه جانبه و جامع و آینده نگر ضرورت یافته و تلاش گردیده تا الگویی نوین چند بعدی برای شناخت مولفه های مختلف و چندگانه موثر بر بازار جهانی نفت و گاز در پرتو رویکرد استراتژیک ارایه گردد و با بهره گیری از تکنیک AHP وزن عوامل و متغیرهای موثر در بازار، برای طرف عرضه و تقاضا به تفکیک کمی شده و در یک مدل سلسله مراتبی، روش جدیدی برای سیاست گذاری و تصمیم گیری در سطح کلان معرفی شود و در نهایت اولویت هر یک از عوامل تعیین گردد. نتایج حاصله گویای آن است که وزن و اولویت های متغیرهای طرف عرضه با وزن و اولویت های طرف تقاضا متفاوت می باشند. هم چنین پیشنهادهایی برای مطالعه آینده بر اساس نتایج حاصله مطرح شده است.
دو نیمه متفاوت
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر مطابقت میان سبکهای تدریس و یادگیری بر عملکرد درسی دانشجویان(مطالعه موردی: دانشکدههای کشاورزی و منابعطبیعی دانشگاه کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با هدف شناسایی سبکهای تدریس و یادگیری مدرسان و دانشجویان دانشکده کشاورزی و منابعطبیعی دانشگاه کردستان و بررسی تاثیر مطابقت/عدم مطابقت سبکهای تدریس و یادگیری بر عملکرد درسی دانشجویان، از یک طرح شبهآزمایشی پسآزمون استفاده گردید. ابزار استفاده شده در این تحقیق پرسشنامه سبکهای تدریس و یادگیری Kolb بود. دادههای گردآوری شده از طریق نرمافزار SPSS و با به کارگیری شاخصهای آمار توصیفی، آزمونT استیودنت، و تحلیل واریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصله نشان داد که در میان دانشجویان دختر، سبک غالب یادگیری سبک "جذب کننده" و در میان دانشجویان پسر سبک غالب یادگیری سبک "انطباق یابنده" است. همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که سبک غالب تدریس در میان مدرسان دانشکدههای مذکور، سبک تدریس "جذب کننده" میباشد که عمدتاً با سبکهای یادگیری دانشجویان دختر مطابقت دارد تا با سبکهای یادگیری دانشجویان پسر. نتایج آزمونT نشان داد که مطابقت میان سبکهای تدریس- سبکهای یادگیری بر عملکرد درسی دانشجویان تاثیر مثبت و معنیداری دارد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که اگر مدرسان دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی بتوانند سبکهای تدریس خود را با سبکهای یادگیری دانشجویان متناسب سازند، دانشجویان آنان از عملکرد درسی مطلوبتری برخوردار خواهند شد. از نتایج این تحقیق میتوان جهت بهبود فرایند تدریس و یادگیری در دانشکده کشاورزی و منابعطبیعی دانشگاه کردستان استفاده کرد.