فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر نقش واسطه ای حمایت سازمانی در رابطه با مسئولیت پذیری و عملکرد شغلی در کارکنان آموزش پرورش ناحیه یک شیرازبوده است.روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی کارکنان آموزش و پرورش شهر شیراز که تعداد آنها برابر با 150 نفر می باشد برای تعیین حجم نمونه آماری از جدول morgan (1970) استفاده شده و از جامعه آماری مورد مطالعه به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای 108 نفر از کارکنان انتخاب شدند.ابزار سنجش در این پژوهش شامل سه پرسشنامه حمایت سازمانی azynerg ( 1986 )، مسئولیت پذیری کالیفرنیا و پرسشنامه عملکرد شغلی توسط "ternik"(1374) بوده است که روایی و پایایی ابزار مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داد ه ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی صورت پذیرفت که در سطح آمار توصیفی؛ فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چند گانه استفاده شده است. نتایج نشان دهنده آنست که: بین مسئولیت پذیری کارکنان با حمایت سازمانی آنها رابطه معنا دار دارند. بین مسئولیت پذیری کارکنان با عملکرد شغلی آنها رابطه معنا دار دارد. بین حمایت سازمانی کارکنان با عملکرد شغلی آنها رابطه معنا دار دارند.مسئولیت پذیری کارکنان به طور معناداری قادر به پیش بینی حمایت سازمانی می باشد حمایت سازمانی می تواند بین مسئولیت پذیری و عملکرد شغلی نقش میانجی را ایفا کند.
الگوی فرآیندی توسعه مهارت های رهبران آموزشی: پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
508 - 484
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور ارائه الگوی فرآیندی توسعه مهارت های رهبران آموزشی و با روشی کیفی انجام شد. هدف پژوهش، توسعه ای – کاربردی و رویکرد مورد استفاده در آن، نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش شامل 4 خوشه اساتید و صاحبنظران متخصّص و دارای دستاورد علمی در حوزه رهبری و مدیریت آموزشی در داخل و خارج از کشور، مدیران حوزه وزارتی وزارت آموزش و پرورش، مدیران ستادی و اجرایی اداره کل آموزش و پرورش استان سمنان و شهر گرمسار و همچنین مدیران با سابقه حداقل 12 سال به بالا در مدیریت مدارس مقطع متوسطه سطح شهر گرمسار در سال تحصیلی 98-97 است. حجم نمونه با اشباع نظری 30 نفر بود. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه بود که روایی آن از طریق روش «مثلث سازی» به تائید رسید و پایایی آن از طریق ضریب کاپای کوهن و ضریب آلفای کریپندورف در حد توافق به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی به واسطه نرم افزار Maxqda نسخه 2018 استفاده شد. نتایج به دست آمده، الگوی فرآیندی توسعه مهارت های رهبران آموزشی را در قالب عوامل علّی، شرایط زمینه ای، پدیده محوری، شرایط واسطه ای، راهبردها و پیامدها به تصویر کشید.
امکان سنجی استقرار آموزش الکترونیکی در بانک سرمایه
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف امکان سنجی استقرار آموزش الکترونیکی در بانک سرمایه انجام شد. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری در این پژوهش فراگیران، مدرسین، مسئولین و کارشناسان بخش های انفورماتیک و آموزش بودند. برای سنجش مؤلفه فرهنگی تعداد 16 نفر از مدرسین و 300 نفر از فراگیران، برای سنجش مولفه فنی تعداد 12 نفر از مسئولین و کارشناسان انفورماتیک و برای سنجش مولفه آموزشی تعداد 12 نفر از مسئولین و کارشناسان آموزش به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه سنجش آمادگی فرهنگی، پرسش نامه سنجش آمادگی فنی و پرسش نامه سنجش آمادگی آموزشی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی تک نمونه ای و آزمون خی دو انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد امکان استقرار نظام آموزش مجازی در بانک سرمایه از لحاظ زیرساخت های فرهنگی، فنی و آموزشی مورد تائید و خوب است (01/0>P). بنابراین، استقرار آموزش الکترونیکی در بانک سرمایه امکان پذیر است و برای پیشرفت آموزش الکترونیکی بانک باید به تربیت نیروی متخصص بیشتر، علاقه مند کردن پرسنل و ارتقاء امکانات سخت افزاری و نرم افزاری پرداخته شود.
ارتقای مدل مسوولیت اجتماعی برای آموزش در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسوولیت اجتماعی به عنوان یکی از عناصر مهم وجودی سازمان شناخته شده است. به طوری که امروزه مسوولیت اجتماعی، موضوع حساسیت برانگیز و رو به توجه در سال های اخیر بوده است. به نحوی که رعایت آن توسط سازمان ها، رضایت ذی نفعان را برای مشروعیت، ارتقا و بقای سازمان به همراه دارد. مقاله حاضر با هدف پیشنهاد ارتقای مدل مسوولیت اجتماعی در سازمان تأمین اجتماعی انجام شده است. پژوهش برحسب هدف کاربردی توسعه ای و برحسب روش توصیفی و از شاخه اکتشافی است که از طریق تکنیک مضمون تم و دلفی انجام پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش اعضای هیأت علمی دانشگاه، مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی بود که برای مصاحبه 31 نفر و برای پرسشنامه 16 نفر با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی، از نوع هدفمند انتخاب شدند. براساس یافته های پژوهش 6 بعد اساسی شامل بشردوستانه، اقتصادی، قانونی، اخلاق گرایی، عدالت اجتماعی و عدالت درمانی که بعد عدالت اجتماعی و عدالت درمانی برای اولین بار در ابعاد مسئولیت پذیری سازمانی اضافه و 33 شاخص است.
آزمون علّی سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش آموزان مدارس دخترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
438 - 419
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر آزمون مدل علی سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش-آموزان دختر مدارس دولتی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی بود. در بخش اول (کیفی) برای انجام مصاحبه میدانی، جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران و خبرگان دینی و اساتید دانشگاهی(تربیت بدنی، معارف اسلامی و جامعه شناسی) و همچنین برخی از دانش آموزان دختر بودند که این افراد، به صورت هدفمند برای مصاحبه های کیفی در موضوع پژوهش انتخاب گردید(15 مصاحبه با 13 نفر و تا حد اشباع نظری ادامه یافت). ودر بخش دوم (کمی) بعد از گردآوری اطلاعات حاصل از پژوهش کیفی، اقدام به ساخت پرسشنامه سبک زندگی ایرانی اسلامی نموده و این پرسشنامه(50 گویه و در قالب 9 مؤلفه) در بین دانش آموزان دختر مدارس دولتی شهر تهران ، توزیع گردید. از شاخص های کشیدگی و چولگی به منظور بررسی توزیع داده ها (طبیعی و یا غیر طبیعی بودن) استفاده و برای بررسی و پاسخ به سؤالات پژوهش و رسم و تدوین مدل اندازه-گیری و مدل ساختاری از نرم افزارهای SPSS نسخه 24، Smart PLS نسخه 2.0 و نرم افزار Max QDA نسخه Pro استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که 25 کد مفهومی و 9 مقوله اصلی، از مؤلفه های سبک زندگی ایرانی اسلامی در دانش آموزان دختر مدارس دولتی می باشد و همچنین مشخص شد که سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش آموزان دختر مدارس دولتی تأثیرگذار می باشد.
رابطه مؤلفه های خودکارآمدی معلم و اعتمادسازمانی مدرسه با توسعه حرفه ای معلمان نقش میانجی ادراک رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
446 - 416
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه مولفه های خودکارآمدی و اعتمادسازمانی مدرسه با توسعه حرفه ای معلمان دوره ابتدائی با نقش میانجی ادراک رهبری انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی که با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و با نرم افزار Spss و Amosتجزیه و تحلیل گردید. جامعه آماری شامل تمام معلمان رسمی دوره ابتدایی شهرستان ارومیه 1400 نفر بودندکه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای با بهر گیری از فرمول کوکران تعداد 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های استاندارد اعتماد سازمانی Popen (2003)، خودکارآمدی معلم Tschannen-Moran & Woolfolk (2001) پرسشنامه رفتار رهبری ادراک شده(1987) Schriesheim ، پرسشنامه توسعه حرفه ای Behdani (2016) بود که روایی و پایایی آن ها تایید شد و برای روایی و پایایی آن از تحلیل عاملی تاییدی و آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی معلم، اعتماد و ادراک رهبری با توسعه حرفه ای معلم ارتباط مثبت و معناداری دارد، اما خودکارآمدی اثرمستقیم و معنی داری بر توسعه حرفه ای ندارد. اثر غیرمستقیم اعتماد و خودکارآمدی بر توسعه حرفه ی از طریق ادراک رهبری مثبت و معنی دار می باشد و ادراک رهبری نیز نقش واسطه ای را در ارتباط اعتماد و خودکارآمدی با توسعه حرفه ای ایفا می کند. در واقع، معلمان به عنوان مجریان برنامه درسی می توانند کمبودها و کاستی های برنامه های درسی تدوین شده را رفع نمایند و یا این که حتی اگر برنامه ای به بهترین حالت تدوین شده باشد اگر معلم اثربخشی و کارایی لازم را نداشته باشد، آن برنامه های مطلوب درسی را پوچ یا بی اثر نماید.
تأثیر اشتیاق تحصیلی و جدیت تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی منطقه 7 شهر کرج
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۶)
119 - 134
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش اشتیاق تحصیلی و جدیت تحصیلی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی منطقه هفت شهر کرج انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره ابتدایی منطقه هفت شهر کرج در سال تحصیلی 1398-1397 به تعداد 8500 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 367 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نمونه گیری به شیوه تصادفی خوشه ای انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های جدیت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی و چک لیست پیشرفت تحصیلی بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام نشان داد اشتیاق تحصیلی و جدیت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارد (05/0> P). همچنین متغیرهای اشتیاق تحصیلی رفتاری، عاطفی و شناختی بر متغیر وابسته پیشرفت تحصیلی تأثیر دارند (05/0> P). ارائه راهکارهای مؤثر در راستای افزایش اشتیاق و جدیت تحصیلی به مشاوران تربیتی توصیه می شود.
ارائه مدل کاربردی مدیریت دانش با هدف بهسازی کارکنان (مطالعه موردی: شرکت ملی مناطق نفت خیزجنوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه مدل وتحلیل کاربرد مدیریت دانش در بهسازی کارکنان انجام شد. پژوهش از نوع کیفی و با روش آمیخته اکتشافی تحلیلی بود. جامعه آماری دو گروه استادان رشته نفت در دانشگاه آزاد دارای رشته نفت در خوزستان به تعداد 30 نفر عضوهیات علمی تمام وقت و مدعو و مدیران ارشد و میانی مناطق نفتخیز جنوب به تعداد 100 نفر بود. نمونه آماری مدیران با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و استادان با روش نمونهگیری تصادفی ساده به تعداد20 نفر از هر دوگروه انتخاب شدند. حجم نمونه براساس تکنیک دلفی انتخاب شد.جمعآوری دادهها با استفاده از ابزار تحقیق پرسشنامه تشریحی محقق ساخته صورت گرفت. روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان و بررسی نتایج پایلوت، تایید شد. فرضیههای پژوهش براساس مولفههای اصلی و عوامل زیرساخت مدیریت دانش، مقایسه شرکتهای مناطق نفتخیزجنوب با چند شرکت برند نفتی، چگونگی بازگشت مجدد دانش فنی کارکنان، ارزیابی مدل سه بعدی محقق ساخته مدیریت دانش تنظیم شد. با استفاده از تکنیک دلفی به شکل کتبی و سپس مصاحبه عمیق و نیمه سازمان یافته در 3 راند جداگانه نظر افراد بررسی شد. با استفاده از روش تحلیل محتوا و آمار توصیفی دادهها،طبقهبندی، کدگذاری،بررسی، نمرهگذاری و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد چرخه دانش کارکنان در سطوح مختلف ضعیف و دانش فنی به شکل سنتی منتقل و اغلب همراه کارکنان بازنشسته از سیستم خارج می شود. مدیران درک کاملی از تاثیر و مزایای کاربرد مدیریت دانش در بهبود سازمانی و بهسازی کارکنان ندارند. در پایان هرم رهبری دانش و مدل سه بعدی مدیریت دانش که هر دو محققساخته بودند، پیشنهاد داده شد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر امنیت شغلی هیات علمی دانشگاه ها با تأکید بر استقلال دانشگاه آزاد اسلامی ایران با رویکرد AHP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق که از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش اکتشافی کمی و از شاخه معادلات ساختاری است، سعی بر آن است تا به ارائه مدل عوامل مؤثر بر امنیت شغلی اعضای هیات علمی دانشگاهها با تأکید بر استقلال دانشگاه آزاد اسلامی پرداخته شود. جامعه آماری در بخش کیفی را خبرگان آشنا به موضوع پژوهش (استادان دانشگاه در حوزه مورد مطالعه) تشکیل میدهند. در انتخاب خبرگان جهت انجام مصاحبه استادان 10 دانشگاه برتر آزاد کشور با اشباع نظری با توجه به رتبه سایت webometrics در سال 1396 به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی را همه اعضای هیات علمی دانشگاههای آزاد سراسر کشور تشکیل دادهاند که تعداد آنها بالغ بر 30000 نفر بوده است که تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه و با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه ساخت محقق است که روایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی، و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تائید قرار گرفته است. برای تحلیل دادههای جمع آوری شده از آمار توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و فراوانی و همچنین آمار استنباطی مانند ضریب همبستگی و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای Spss و Lisrel استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان میدهد عوامل مالی، منابع انسانی، اجتماعی، سیاسی، فردی، ساختاری و مدیریتی به عنوان عوامل دارای ارتباط با امنیت شغلی با تأکید بر استقلال دانشگاه شناسایی شد. آزمونها نشان میدهد به جز عامل اجتماعی سایر عوامل بر امنیت شغلی اساتید تأثیرگذار است. بررسی میانگین رتبه که اولویت هر عامل را نشان میدهد، گویای این است که عامل سیاسی اولین و بالاترین رتبه را دارد، میانگین رتبه عامل سیاسی مقدار 85/4 و بیشتر از میانگین رتبه عاملهای دیگر است. بر این اساس میتوان گفت که عامل سیاسی بیشترین تأثیر را بر امنیت شغلی دارد. بعد از عامل سیاسی، عامل مدیریتی قرار دارد که میانگین رتبه آن مقدار 4.81 است و اولویت سوم مربوط به عامل ساختاری با میانگین رتبه 4.72 است. بر این اساس میتوان گفت که اولویت عاملها از نظر میزان تأثیر بر امنیت شغلی به ترتیب مربوط به عامل سیاسی، مدیریتی، ساختاری، فردی، منابع انسانی، مالی و اجتماعی است.
شناسایی و اعتباریابی مدل سرمایه فرهنگی از دیدگاه مدیران آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر شناسایی مؤلفه های سرمایه فرهنگی از منظر مدیران آموزش و پرورش بود. روش پژوهش حاضر ترکیبی/ اکتشافی(کیفی- کمی) و نوع پژوهش کاربردی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش در بخش کیفی صاحب نظران و مدیران شاغل در آموزش و پرورش شهر خرم آباد در سال 1398بودند که از بین آنان 13 نفر با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی 86 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابتدا با رویکرد اکتشافی و مطالعه ادبیات موجود و بر اساس دیدگاه خبرگان، از بین مؤلفه های متعدد و متنوع سرمایه فرهنگی، مؤلفه های مرتبط با مدیران آموزش و پرورش استخراج شدند. در گام دوم با به کارگیری تکنیک دلفی، بر اساس مؤلفه ها و ابعاد شناسایی شده، پرسشنامه محقق ساخته طراحی و تدوین گردید. برای اعتبار پرسشنامه از دیدگاه استادان استفاده و پایایی نیز با آزمون کرونباخ 89/0 حاصل شد. یافته های پژوهش نشان داد که سرمایه فرهنگی در نزد مدیران آموزش و پرورش در قالب 4 بعد «فردی»، «اجتماعی»، «سازمانی» و «فناوری» و 19 مؤلفه است. در نهایت مدل پیشنهادی سرمایه فرهنگی بر اساس معیار نیکویی برازش (GOF) برابر با 81/0 به دست آمد که از 35/0 بیشتر و در نتیجه مدل از برازش مناسبی برخوردار بود.
رویکرد آینده پژوهی در سیاست گذاری نظام آموزشی در دوران پسا کرونا
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی از مهمترین ارکان یک جامعه است و سیاست گذاری آموزشی نیز از مهمترین فرآیندهای بنیادی در سیاست گذاری دولت است. نظام آموزشی همانند سازمان های دیگر همواره با چالش های مختلفی در طول زمان روبه-رو می شود که باید با ابزارها و رویکردها وسیاست گذاری های مناسب بتواند از آنان گذر کند. سیاست گذاری مطلوب و کارا سیاستگذاری منوط بر واقعیات و شرایط حاکم بر جامعه است. اما وجود عدم اطمینان در آینده و رخ دادن پیشامد های غیر قابل پیشبینی، پیش روی نظام آموزشی است که یکی از این پیشامد ها همه گیری ویروس کرونا در سراسر دنیا است و بحران های جدیدی را علی الخصوص در حوزه آموزش ایجاد کرده است. درنتیجه نیاز به آینده-پژوهی در فرآیند سیاستگذاری احساس می شود. چرا که آینده پژوهی در آموزش با ابزار های خود امکان این را می دهد که تحولات را پیش بینی کرده و برای مواجهه با آن استراتژی های مختلفی را طراحی و اجرا شود. واکنش ما به آینده و تحولات آن باید فعالانه باشد نه به صورت عکس العمل باشد. در نتیجه به منظور اهمیت رویکرد آینده پژوهی در سیاست گذاری آموزشی در دوران پساکرونا و آمادگی نظام آموزشی برای تحولات آینده، در این پژوهش به معرفی مفاهیم آینده پژوهی، ابزارهای آن و مرور آینده پژوهی و اهمیت آن در فرآیند و نحوه سیاست گذاری آموزشی پرداخته شده است.
تبیین طرح واره الگوی فرهنگ امداد و نیکوکاری در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر « تبیین طرح واره الگوی فرهنگ امداد و نیکوکاری در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور » است. این پژوهش با روش تحقیق آمیخته با رویکرد متوالی اکتشاقی انجام گرفته و متناسب با ماهیت پژوهش از ابزارهای گردآوری اطلاعات استفاده شده و از حیث معیار وسعت، پهنانگر ملاحظه گردیده است.جامعه آماری این پژوهش، 212 نفر از کارشناسان آموزشی شاغل در اداره آموزش و پرورش استان بوشهر و نمونه طبقه ای تحقیق، 52 نفرکارشناس خبره ی منتخب از میان این مجموعه بود. در بخش کمی، ابزارجمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته با روایی وپایایی معتبر ودر بخش کیفی، از روش مصاحبه نیمه باز استفاده گردیده است. تلفیق داده ها در هر دومرحله ی کمی و کیفی با استفاده از نرم افزارهای آماریspss و تکنیک تحلیل عاملی صورت گرفت و در نهایت یافته ها نشان داد که درصورت طراحی و اعتبار بخشی مناسب الگوی امداد و نیکوکاری در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور،می توان به نقش بی بدیل اعانات و احسان داوطلبانه عمومی درپیشبرد نظام آموزش رسمی کشور به مراتب بیش از سایر مولفه ها در تقویت و کارآمدی نظام آموزشی پی برد.
طراحی مدل مطلوب رهبری اصیل برای مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
27 - 1
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش اکتشافی متوالی (کیفی- کمی) و راهبرد پژوهش در بخش کیفی، تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی، پیمایشی لحاظ شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، 13 نفر از استادان رشته مدیریت آموزشی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در قسمت کمی، تمام مدیران اداره آموزش و پرورش کشور به تعداد 716 نفر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 132 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسش نامه محقق ساخته بود. پرسش نامه پژوهش شامل 11 مؤلفه و 45 گویه است که بر اساس طیف لیکرت پنج درجه ای تنظیم شده است. روش تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه در بخش کیفی، کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی آزمون تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار smart pls 3 انتخاب شده است. یافته های بخش کیفی شامل11 مؤلفه، از جمله: الهام بخشی، انعطاف پذیری، برون گرایی، تعهد، جاذبه عمیق، روحیه مشارکت، شفافیت ارتباطی، همدلی، پردازش متوازن اطلاعات، چشم انداز اخلاقی و چشم انداز مشترک بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از برازش مطلوب مدل رهبری اصیل است. با توجه به نتایج می توان گفت که توجه به 11 مؤلفه شناسایی شده در این پژوهش می تواند در تقویت و توسعه رهبری اصیل در بین مدیران مدارس اثرگذار باشد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل امکان سنجی توسعه مدارس کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
137 - 115
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات آمیخته می باشد که به صورت روش های کیفی و کمی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق حاضر در بخش کیفی شامل متخصصان کارآفرینی و کسب و کار و همچنین مدیران و صاحب نظران حوزه آموزش وپرورش بودند که بر این اساس تعداد 13 نفر به عنوان نمونه تحقیق در بخش کیفی مشخص شدند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی شامل متخصصین کارآفرینی و کسب وکار، مدیران و صاحب نظران حوزه ای آموزش وپرورش و همچنین اساتید دانشگاهی مرتبط با حوزه کارآفرینی و آموزش وپرورش بود که تجربه و تخصص کافی در خصوص مدارس کسب و کار داشتند. بر اساس برآوردهای اولیه تعداد جامعه آماری بخش کمی شامل 250 نفر بود. بر اساس روش نمونه گیری تصادفی تعداد، 148 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردیدند. ابزار تحقیق شامل مصاحبه های نیمه هوشمند و پرسشنامه محقق ساخته ای بود. در قسمت تجزیه وتحلیل کیفی تحقیق از کدگذاری به صورت کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. همچنین در قسمت تجزیه وتحلیل کمی تحقیق، از روش مدل سازی ساختاری تفسیری و معادلات ساختاری استفاده شده است. تمامی روند تجزیه وتحلیل داده های تحقیق حاضر در نرم افزارهای SPSS و PLS انجام گرفت. نتایج کیفی تحقیق نشان داد که 39 ویژگی از طریق مصاحبه های انجام شده استخراج گردید که این ویژگی ها در 7 دسته شامل جنبه انگیزشی، فنی، انسانی، قانونی، برنامه ریزی، سازمانی و فرهنگی دسته بندی گردیدند. نتایج تحقیق نشان داد که به علت مناسب بودن شاخص های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، روایی همگرا، R2، Q2 و GOF، مدل تحقیق حاضر از اعتبار مناسبی برخوردار می باشد.
اصول و روش های مدیریت خشم در بوستان سعدی: دلالت هایی برای مدیران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشم با عواقب مخرب همراه است و بدین دلیل مورد توجه روان شناسان، اندیشمندان اخلاق و تعلیم و تربیت است و هر یک از آنان به نحوی راهکارهای مدیریتی آن را مورد مطالعه قرارداده اند. سعدی از بزرگ ترین ادیبان جهان است که عنایت ویژه ای به مسائل اخلاقی، عاطفی و تربیتی داشته است و استخراج نکات نهفته آثار او رسالتی بالقوه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی، استخراج اصول و روش های«مدیریت خشم» در بوستان سعدی و کاربرد آن برای مدیران آموزشی است.پژوهش حاضر با روش تحلیل مفهوم انجام گرفت است. حوزه پژوهش در این مطالعه بوستان سعدی است و نمونه با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شد. فهرست کدگذاری مفاهیم به دست آمده از مدیریت خشم در دیدگاه سعدی نشان داد که 1-مدیریت خشم شامل چهار اصل نیک نگرانه، فروتنانه، جوانمردانه و آسان گیری است 2- روش های نیک نگرانه شامل: تعقل در عمل، رعایت آداب سخن، مصلحت اندیشی، عاقبت اندیشی، روش های فروتنانه شامل: تواضع داشتن و انتقاد پذیربودن، روش های جوانمردانه شامل: نکویی بابدان، ایثار وگذشت، داشتن انصاف، همدلی کردن، روش های آسان گیری شامل: تحمل و بردباری، نوع دوستی، بخشش، مدارا، صلح طلبی و نرم خویی است. خشم و مدیریت آن از منظر سعدی ضمن آموزش مفاهیم اخلاقی و عواطف عالیه بشری به کاربرده شده و مقوله های به دست آمده این پژوهش می تواند الگوی عمل مدیران آموزشی و برنامه ریزان درسی باشد.
طراحی و اعتباریابی الگوی شایستگی مدیران آموزشی بر اساس آموزه های قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
217 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ترکیبی طراحی و اعتباریابی الگوی شایستگی مدیران آموزشی براساس آموزه های قرآن کریم بوده است. درمرحله کیفی پژوهش با مطالعه ی دقیق متن قرآن کریم و تفاسیر مربوط و استفاده از روش تحلیل مضمون، ابعاد، مؤلفه ها وشاخص های شایستگی مدیران آموزشی استخراج وسپس با استفاده از مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با 15 نفرازخبرگان، الگوی اولیه با 4 بعد، 34مؤلفه و 167 شاخص تدوین گردید. درمرحله کمی، داده ها با استفاده ازپرسشنامه وتکمیل آن توسط تعداد 60 نفرازخبرگان جمع آوری و با روش حداقل مربعات جزیی(pLs) تحلیل والگوی تدوین شده اعتباریابی گردید. انتخاب نمونه درهردو مرحله هدفمند و به روش گلوله برفی بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی شایستگی مدیران آموزشی دارای 4بعد، 29مؤلفه و 131شاخص است: الف-بعد ارزشی با 5 مؤلفه ی: خدامحوری، حق مداری، عدالت خواهی و ظلم ستیزی، معادباوری و آخرت گرایی و ولایت مداری و 25 شاخص. ب-بعد نگرشی با 5 مؤلفه ی: نگرش به هستی، نگرش به انسان، نگرش به دنیا و آخرت، نگرش به مدیریت و نگرش به نظارت و 25 شاخص. ج-بعد منشی با 10 مؤلفه ی: اخلاص، اعتدال، امید، توکل، تقوا، ذکرخدا، شکرگزاری، وفای به عهد، شرح صدر و امانتداری و 34 شاخص. د-بعد دانشی با 9 مؤلفه ی: توانایی برنامه ریزی، توانایی سازماندهی، توانایی ایجاد انگیزش، توانایی رهبری، توانایی توانمندسازی، توانایی ارزیابی، توانایی ایجاد فرهنگ مطلوب سازمانی، توانایی تصمیم گیری و توانایی نظارت و کنترل و 47 شاخص.
بررسی نقش سبک رهبری مدیران(تحولی/ تبادلی) در ارتقاء هویت سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش سبک رهبری مدیران(تحولی/ تبادلی) در ارتقاء هویت سازمانی و مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان انجام شد. پژوهش حاضر از جمله پژوهشهای توصیفی– پیمایشی و از نوع همبستگی بوده که جامعهیآماری آنرا کلیهی کارکنان اداری دانشگاه شیراز در پنج دانشکده علوم پایه، فنی و مهندسی، علوم اجتماعی، حقوق و علوم تربیتی به تعداد 422 نفر تشکیل میداند که از بین آنها 200 نفر به صورت تصادفی طبقهای نسبتی به عنوان اعضای نمونهی آماری انتخاب شدند. بهمنظور جمعآوری اطلاعات از پرسشنامههای سبک رهبری باس و الیو(2002)، پرسشنامه هویت سازمانی چنی (1982) و پرسشنامه مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان گلیبرث (2010) استفاده شد. دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون ویلکاکسون، آزمون آماری دو جملهای، آزمون کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از یافتهها نشان داد که بین دیدگاه کارکنان در خصوص سبک غالب رهبری (تبادلی و تحولی) تفاوت معناداری وجود ندارد. تفاوت معناداری بین هویت سازمانی دانشکدههای مختلف وجود ندارد. بین سبک رهبری مدیران با هویت سازمانی و مسئولیتپذیری کارکنان، همبستگی مثبت و معنادار آماری وجود دارد.
ارزیابی نقش درس پژوهی در توسعه حرفه ای و کسب شایستگی های حرفه ای معلمان از دید اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی نقش درس پژوهی در توسعه حرفه ای و کسب شایستگی های حرفه ای معلمان از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش از نظر طرح تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی) و از نظر روش اجرا از نوع پیمایشی و از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، از نوع ارزیابی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اساتید عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی، که تعداد آن ها برابر 63 نفر است، بوده است. از بین آنها تعداد50 نفر به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات در بخش کیفی و نظری از طریق مطالعه کتب، مقالات، نشریات، اسناد و آیین نامه های مرتبط صورت گرفت. در بخش کمی پژوهش، از پرسشنامه محقق ساخته شامل 39 سؤال در 4 مؤلفه جهت آزمون فرضیات تحقیق استفاده شد. روایى این پرسشنامه توسط صاحب نظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت مورد تایید قرار گرفت. پایایى پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ آزمون و تأیید شد. داده ها با کمک نرم افزار آماری spss16 مورد تجزیه و تحلیل واقع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون هاى کولموگروف- اسمیرنوف، تی استودنت استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که تاثیر استفاده از برنامه درس پژوهی در افزایش سطح توسعه حرفه ای معلمان در سطح بالایی است و می توان گفت استفاده از برنامه درس پژوهی در توسعه ی حرفه ای و کسب شایستگی های حرفه ای معلمان موثر است.
ارائه مدلی برای آموزش مشارکتی در طراحی معماری در دانشکده های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاصله زیاد میان آموزه های آکادمیک در دانشکده های معماری و کار حرفه ای در جامعه موجب شده تا فارغ التحصیلان دانشکده های معماری با روند اشتغال و حل معضلات معماری جامعه بیگانه باشند و این می تواند یکی از دلایل ناکارامدی آموزش طراحی معماری در ایران باشد. یکی از شاخصه های مهم که در دیدگاه های نوین تعلیم و تربیت در دنیا مطرح است آموزش مشارکتی و تعاملی است. در این شیوه یادگیرندگان با دغدغه منافع جمعی و حل مساله به صورت گروهی خو می گیرند بنابراین پس از فارغ التحصیلی توانایی بالاتری در شناسایی معضلات اجتماع و حل مسائل با همکاری و تعامل سایرین کسب می کنند. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای آموزش طراحی معماری مشارکتی در خصوص کاستن از فاصله میان آموزش آکادمیک و حرفه صورت گرفته است. این پژوهش یک پژوهش نیمه تجربی است و انجام آن از طریق فرایندی گام به گام در راستای یافتن راه حل های مناسب برای مسائل پیش بینی نشده در مسیر پیمایش است که به طور استقرایی و با گرد آوری منظم و طبقه بندی شده داده های درجه اول صورت گرفته است . گرداوری داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای ، مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه انجام شده است . تحلیل داده ها از طریق طبقه بندی داده ها ، خلاصه سازی ، تهیه جدول ونمودار ، تغییر شکل داده های کیفی به عدد و رقم، یکپارچه سازی داده ها ، آزمون فرضیه ، شناسایی علیت و پاسخ به فرضیه صورت گرفته است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که این مدل ضمن هم افزایی در آموزش می تواند موجب کارامدی آموزش طراحی در میان دانشجویان شود و فاصله میان آموزش آکادمیک و بازار کار را تا حد زیادی کاهش دهد.
آموزش های ضمن خدمت فرهنگیان: از اثربخشی تا کارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هزاره جدید ، آموزش از مهم ترین ارکان توسعه پایدار و نظام آموزش از بنیادی ترین ارکان توسعه انسانی به شمار می رود و ظرفیت افزایی بنیاد پویایی و پیشران پیشرفت روزافزون این فرایند را تشکیل می دهد. به همین منظور ، آموزش های ضمن خدمت با تامین فرصت توانمندسازی و روزآمدسازی بستر توسعه حرفه ای فرهنگیان را فراهم می کند. بنابراین، مقاله حاضر به بررسی عوامل موثر در اثر بخشی و کارآمدی دوره های ضمن خدمت فرهنگیان پرداخته است. مقاله از نوع کاربردی و به روش پیمایشی است که شیوه اجرای آن به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق از همه فرهنگیان شهرستان کمیجان تشکیل گردید که در سال 1397 در دوره های آموزش ضمن خدمت شرکت داشتند. از مجموع جامعه آماری، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 826/. و روایی کارشناسی مقبول مورد مراجعه و نظرسنجی قرار گرفتند. در ادامه، برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری و آزمون تی تک نمونه ای و رگرسیون خطی ساده استفاده گردید. نتایج حاصل از ارتباط مثبت و معنی دار عوامل محتوا، مدرسین و سازماندهی با اثربخشی و کارآمدی دوره های ضمن خدمت فرهنگیان شهرستان کمیجان حکایت دارد. در این میان، شاخص سازماندهی از بیشترین ضریب تعیین برخوردار می باشد. شاخص کیفیت مدرسین و محتوای دوره ها نیز در رتبه های بعدی اثربخشی و کارآمدی دوره های ضمن خدمت فرهنگیان قرار دارند.