فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این تحقیق باهدف طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه درسی مساله محور با تاکید بر نقش مهارت های زندگی در دوره اول متوسطه انجام شد. روش ها : روش پژوهش از نوع آمیخته و طرح اکتشافی است. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار برای طراحی الگو و در بخش کمی از روش پیمایشی برای اعتبارسنجی الگو استفاده شد. دادهها از طریق اسناد بالادستی و متون علمی در بازه زمانی 2023-2000 گردآوری گردید. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری استقرایی و در بخش کمی، تحلیل عاملی تأییدی شاخص های توصیفی میانگین، انحراف معیار و آزمون استنباطی کندال (W) بود. پس از دستیابی به الگوی پیشنهادی از طریق پرسشنامه محقق ساخته با 16 نفر از صاحب نظران به روش نمونه گیری هدفمند جهت اعتبار سنجی الگو نظرخواهی شد. یافته ها: از جمله نتایج به دست آمده در این پژوهش، 70 کد محوری مربوط به ویژگیهای عناصر هدف، محتوا، تدریس، فعالیتهای یادگیری، گروه بندی، منابع، زمان، مکان و ارزشیابی بود. در مرحله کمی پس از تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه محقق ساخته توسط نرم افزار PLS انجام شد و الگوی بدست آمده، با ۷۰ متغیر، پس از تحلیل عاملی تأییدی و برازش مناسب و همچنین بررسی توافق صاحب نظران، اعتبار سنجی و ارائه شد. نتیجه گیری: در نتیجه پیاده سازی طرح برنامه درسی مورد نظر با تاکید بر نقش مهارت های زندگی دانش آموزان اول متوسطه بدست آمده در مدارس اول متوسطه، می تواند در راستای اهداف آموزشی بسیار موثر واقع شود.
Exploring ways of assessing intercultural competence: Introducing the bimodal assessment model(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۴ , ۲۰۲۴
26 - 48
حوزههای تخصصی:
Discovering the best solution for assessing intercultural communication is a big challenge all over the world. Thus, the current paper tried to find various ways of intercultural assessment in Iran by introducing a bimodal assessment model. Therefore, the researchers selected thirty Iranian teachers through convenience sampling as the participants of the study. By using a qualitative design, the required data were collected and by using inductive content analysis, the results were analyzed. The data collected and analyzed from interviews and observation sessions revealed that Iranian teachers used a blend of traditional and communicative methods to assess intercultural issues in their classes. Portfolio assessment, performance assessment, dynamic assessment, self/peer assessment, written quizzes, dialogues, and discussion, interview, and presentation are among the methods of assessing intercultural communication in Iran’s context. This study is of high importance for language teachers because they can use the findings as tools for assessing intercultural content in their classes and for intercultural experts to introduce these assessment tools to teachers in their training courses. The bimodal assessment model as the final product of this paper could pave the way for Iranian teachers as an assessment model.
سنتزپژوهی کاربرد چت بات ها (نرم افزار هوش مصنوعی) در آموزش زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ادغام چت بات ها در حوزه آموزش، به ویژه در بهبود یادگیری زبان انگلیسی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. نوآوری هایی مانندChatGPT، یک مدل زبان بزرگ، می توانند وظایف مختلف پردازش زبان طبیعی را انجام دهند که از نتایج آموزشی پشتیبانی می کنند. مطالعه حاضر نقش چت بات ها را در آموزش زبان انگلیسی از طریق یک سنتز کیفی از مطالعات موجود مورد بررسی قرار می دهد. روش ها: محتوای 15 مقاله منتخب از پایگاه های داده علمی معتبر جهانی با استفاده از یک طراحی تحقیق کیفی تحلیل شد. فرآیند سنتزپژوهی طبق الگوی پیشنهادی سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد تا درک جامعی از موضوع حاصل شود. برای ارزیابی قابلیت اطمینان یافته ها، از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که مقدار 0.88 را به دست داد. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که چت بات ها صرف یک ابزار نیستند، بلکه ابزارهای عملی و مؤثری برای یادگیری زبان انگلیسی به شمار می آیند. مطالعه حاضر تجربه های یادگیرندگان را با استفاده از چت بات ها برای یادگیری زبان انگلیسی بررسی کرد و عواملی که بر نتایج تأثیر می گذارند و مزایا و معایب این رویکرد را شناسایی کرد. با وجود چالش های خاص، نتایج به طور قاطع نشان دهنده تأثیرات مثبت آموزشی هستند و چشم انداز امیدوارکننده ای درباره ظرفیت چت بات ها در آموزش زبان انگلیسی به وجود می آورند. نتیجه گیری: با دگرگونی در چشم انداز آموزشی، دوره های تربیت معلمان باید شامل حوزه هوش مصنوعی و روش های نوآورانه برای ارتقاء سواد دیجیتال شوند. پژوهش حاضر به معلمان این امکان را می دهند که فراگیران را در استفاده از چت بات ها در مراحل مختلف یادگیری زبان انگلیسی هدایت کنند و تجربیات آموزشی آنان را تقویت کنند.
شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های اصلی ارزیابی کیفیت برنامه درسی کارورزی نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های اصلی ارزیابی کیفیت برنامه درسی کارورزی نظام تربیت معلم بود.روش ها: روش پژوهش با رویکرد آمیخته از نوع (کیفی – کمی) بود. اطلاعات مورد نیاز به صورت هدفمند از 28 مقاله مستخرج از پایگاه های معتبر علمی داخلی (1390- 1400) و خارجی (1997-2021) و بر اساس معیارهای کیفی ورود و خروج به مطالعه، گردآوری شدند. تحلیل داده ها در بخش کیفی با الگوی هفت مرحله ای کوربین و اشتراوس (2008) و کدگذاری باز، محوری و انتخابی، و در بخش کمی به منظور تعیین میزان اهمیت و اولویت ابعاد و مؤلفه های به دست آمده با روش آنتروپی شانون انجام شد. قابلیت اعتبار و اطمینان داده ها به ترتیب با روش بازخورد همتایان و توافق بین کدگذاران و آزمون کاپای کوهن انجام گرفت.یافته ها: یافته ها در بخش کیفی در 145 شاخص، 22 بُعد و 5 مؤلفه اصلی: "سازوکارهای سیاستی و راهبردی"، "شایستگی های تخصصی و عمومی راهنمایان کارورزی"، "سازوکارهای مدیریت و رهبری امور کارورزی"، "سازوکارهای تحول و بهسازی امور کارورزی" و "دستاوردهای عملکردی" و در سه سطح مؤلفه های سیاست گذاری، کارکردی و پیامدی مقوله بندی و ارائه شدند. بر اساس نتایج آزمون آنتروپی شانون مؤلفه های اصلی؛ سازوکارهای مدیریت و رهبری امور کارورزی، شایستگی های تخصصی و عمومی راهنمایان کارورزی، سازوکارهای تحول و بهسازی امور کارورزی، سازوکارهای سیاستی و راهبردی، دستاوردهای عملکردی از اولویت اول تا پنجم برخوردار بودند.نتیجه گیری: چارچوب نظری ارزیابی کیفیت برنامه درسی کارورزی، ابزار علمی مناسبی برای برنامه ریزی توسعه کیفیت برنامه درسی کارورزی نظام تربیت فراهم می سازد.
بررسی و تحلیل تصاویر کتاب های «عربی، زبان قرآن» متوسطه دوم بر اساس نظریه دستور خوانش تصاویر کرس و ون لیوون (2006)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
138 - 109
حوزههای تخصصی:
نظریه دستور خوانش تصاویر در حوزه نشانه شناسی اجتماعی قرار می گیرد.Kress & Van Leeuwen (2006)با الهام از فرا نقش های معنایی Holiday (1996) ساختار مشابهی را برای تحلیل تصاویر ابداع نموده و قائل به فرانقش های بازنمودی، تعاملی و ترکیبی در تصاویر شدند. در نوشتار حاضر با استفاده از این نظریه، به بررسی تصاویر اصلی کتاب های عربی متوسطه دوم پرداخته می شود. تصاویر از منظر فرانقش های بازنمودی و تعاملی به صورت مجزا و از منظر فرانقش ترکیبی به صورت پیوسته و رابطه ای مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش بیانگر این است که در فرانقش بازنمودی، تصاویر مفهومی زیاد است؛ اما تصاویر روایتی بسیار کم است و رخداد و اعمالی به تصویر کشیده نمی شوند. بنابراین توازن بین الگوی روایتی و مفهومی برقرار نشد که از نقاط ضعف تصاویر کتاب های مورد پژوهش در این فرانقش است. بر اساس الگوهای فرانش تعاملی، بیشترتصاویر از لحاظ الگوی تماس، در حالت ارائه دهنده و نمایشی قرار دارند که با توجه به آموزش بودن کتاب ها منطقی به نظر می رسد؛ اما بین الگوهای فاصله و زاویه دید تناقض در معادل معنایی تصاویر ایجاد شده است. از منظر فرانقش ترکیبی، حدود نیمی از تصاویر دارای الگوی رایج ترکیب بندی نیستند که این امر موجب می شود فراگیران نتواند به صورت کامل به موضوع و هدف تصویر پی ببرند. همچنین در اکثر تصاویر تناسب میان متن و تصویر در حد ایده آل برقرار نشد که از نقاط ضعف دیگر تصاویر در این فرانقش می باشد. بنابراین بایسته است تغییراتی در الگوهای بصری و متنی تصاویر این کتاب ها صورت بگیرد تا موجب کارایی بیشتر تصاویر برای فراگیران شود.
The role of learning-styles incorporation in the enhancement of EFL learners' narrative writing ability: A revelation of mental processes using think aloud protocol(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۲ , ۲۰۲۴
1 - 34
حوزههای تخصصی:
This research tried to probe the effects of incorporating learners’ preferred learning styles in instructions on their narrative writing development and their mental patterns and imagination. 74 homogeneous secondary EFL learners were divided into three groups based on their sensory styles of visual, auditory and tactile. The learners in the three groups were provided with instructions anchored to their learning styles. In the meantime, they were required to produce narrative writings on a number of topics in accordance with their course book. Prior to narrating, they had to think loudly and record their voices to reveal the approach and pattern they utilize for performing the required activities. Their voices were transcribed and later analyzed by the researchers for further investigations. The obtained results displayed a significant improvement in their writings as well as an ongoing progress of their thinking patterns. Furthermore, the data revealed the dominant mental approaches of top-down, considering the whole plot of the topic in advance, and bottom-up, considering the details prior to the entire story, used by the students. The study also displayed the positive impact of instruction on the improvement of learners’ narrative writing revealing their self-imaging of the plot with which they could narrate the given topics in accordance with their own life experiences and understanding.
اثربخشی برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی بر تسهیل یادگیری دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
251 - 266
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی تأثیر برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی بر تسهیل یادگیری دانش آموزان بود. روش این پژوهش توصیفی- پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند، جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مک درموت (1999) استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی بر تسهیل یادگیری دانش آموزان تأثیر معناداری دارد (05/0 p<). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که با برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی می توان میزان یادگیری دانش آموزان را افزایش داد و پیشنهاد می شود با برگزاری نشست تخصصی با عنوان آموزش برنامه درسی تربیت بدنی با رویکرد تلفیقی برای معلمان، یادگیری دانش آموزان را بهبود بخشید.
The comparative effect of direct corrective feedback and recast in a critical thinking setting on EFL learners’ reading comprehension(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۱ , ۲۰۲۴
76 - 98
حوزههای تخصصی:
The aim of present study was to explore the comparative effect of direct corrective feedback and recast on EFL learners’ reading comprehension in a critical thinking (CT) context. Sixty female EFL learners were selected from a larger group of 85 learners through convenience sampling and were given a Preliminary English Test (PET) to assess their proficiency levels. As the next step, the participants formed two random experimental groups. The reading comprehension abilities of both groups were measured before and after the treatment through administration of reading section of two separate versions of PET. Both groups received 12 sessions of the treatment. Two paired samples t-tests were utilized, both of which proved significant improvement for both groups from pretest to posttest. Then, the posttest scores of the two groups using an independent samples t-test were compared. Based on the results, the difference between the two groups turned out to be significant indicating superiority of the effect of the recast. This study can have important implications for the stakeholders in foreign language (FL) education.
ارائه الگوی برنامه درسی چندفرهنگی برای دوره دوم متوسطه (مطالعه موردیِ مدارس شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
79 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر طراحی الگوی برنامه درسی چندفرهنگی برای دوره دوم متوسطه بود. این پژوهش ازنظر هدف جز پژوهش های کاربردی و با توجه به ماهیت داده ها از نوع آمیخته است. نمونه در بخش کیفی عبارت بودند از تعداد 18 نفر از خبرگان و متخصصان رشته برنامه درسی که همگی دارای مدرک دکترای برنامه ریزی درسی بوده و سابقه تدریس 10 سال در دانشگاه را داشتند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی نیز شامل معلمان نواحی پنج گانه شهر تبریز بودند که در دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی (98-99) تدریس می کردند که تعداد 274 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های پژوهش 9 عامل را شناسایی کرد که دارای مقدار ویژه بزرگتر از 2 بودند و توانایی پیش بینی بیش از 60 درصد از واریانس نمره ی پرسشنامه را داشتند. عامل های استخراج شده به ترتیب اولویت عبارت بودند از ارتباطات انسانی، تجربه ی جمعی و ارتقای مشارکت، ایجاد برنامه درسی کثرت گرا، رشد صلح و تفاهم، توسعه عدالت و برابری، افزایش دانش چندفرهنگی، وظایف نظام حاکم در جامعه چندفرهنگی، راهبردهای آموزش چندفرهنگی، پذیرش تنوع فرهنگی. بنابراین به منظور طراحی الگوی برنامه درسی چندفرهنگی، ابعاد اصلی الگو و مولفه های هر بُعد براساس یافته های مراحل کیفی و کمی پژوهش استخراج شد.
بررسی کاربردهای فناوری هولوگرام سه بعدی در زمینه ی آموزش تاریخ به دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: از آن جایی که تحقیقات نشان می دهد، فناوری هولوگرام سه بعدی، در کیفیت آموزش درس تاریخ تاثیر گذار است و می تواند به دانش آموزان کمک کند تا درک خود را از مباحث تاریخی بهبود ببخشد و هر مبحث تاریخی را به شکل واقعی و اصلی اش همانطوری که هزاران سال پیش ساخته شده است ببینند. هدف این پژوهش، شناسایی کاربردهای فناوری هولوگرام سه بعدی در زمینه ی آموزش درس تاریخ به دانش آموزان است. روش: محقق در این پژوهش، از روش کتابخانه ای یا مطالعه ای، برای گردآوری اطلاعات استفاده کرده است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داده، هولوگرام های سه بعدی را می توان در زمینه ی آموزش شخصیت های تاریخی ویافته های باستان شناسی، در زمینه ی تدریس تاریخ از راه دور، تبادل معلم تاریخ بین مدارس و جلسات آموزشی معلمان تاریخ، به عنوان دستیار آموزشی برای معلمان تاریخ در کلاس درس، زنده کردن باستان شناسان ومعلم های تاریخ مشهور گذشته برای حضور در کلاس و بررسی مومیایی ها توسط دانش آموزان به صورت سه بعدی استفاده کرد. نتیجه گیری: استفاده از هولوگرام سه بعدی در کلاس درس تاریخ می تواند برای ایجاد علاقه و انگیزه ی بیشتر دانش آموزان برای یادگیری تاریخ، تقویت تفکر فضایی و مهارت های استدلال تاریخی دانش آموزان، نقشی اساسی ایفا کند.
تاثیر آموزش خودراهبری به شیوه بر خط بر بهبود عملکرد تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
302 - 283
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی تاثیر آموزش خودراهبری به شیوه برخط بر بهبود عملکرد تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه دوم دوره دوم متوسطه شهر ساری در سال تحصیلی 1400 – 1401 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 34 نفر (هر گروه 17 نفر) از دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شد. ابزار پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه عملکرد تحصیلی و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی. از تحلیل کوواریانس یک متغیره و چند متغیره برای تحلیل داده ها استفاده شد. زمان سپری شده بین پیش آزمون و پس آزمون 2/5 ماه شد. نتایج نشان داد که آموزش خودراهبری بر سه خرده مقیاس عملکرد تحصیلی به نام های خودکارآمدی، تاثیرات هیجانی و انگیزش اثربخشی معناداری دارد و بر خرده مقیاس های برنامه ریزی و فقدان کنترل پیامد اثربخشی معناداری نداشت. همچنین نتایج نشان داد که آموزش خودراهبری برسرزندگی تحصیلی اثربخشی معناداری دارد. با توجه به شیوع بیماری کووید – 19 استفاده از شیوه برخط آموزش خودراهبری می تواند منجر به بهبود عملکرد تحصیلی و سرزندگی تحصیلی گردد.
اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی بر مطلوبیت اجتماعی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
17 - 29
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: یکی از مسایلی که امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده است، بحث بهزیستی و سرزندگی در محیط تحصیلی است. زیرا صاحبنظران معتقدند روابط در محیط آموزشی به طوری که دانش آموزان احساس سرزندگی با ارزش کنند، نقش بسیار حیاتی در ارتقای رفتارهای اجتماعی مطلوب و موفقیت آنان دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش سرزندگی تحصیلی بر مطلوبیت اجتماعی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان متوسطه انجام پذیرفت. روش: طرح پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان اهر در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که از این جامعه، تعداد 40 دانش آموز به صورت تصادفی انتخاب شده و در 2 گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند که آزمودنی های گروه آزمایش، تحت آموزش سرزندگی تحصیلی، به مدت 12 جلسه قرار گرفته و در مقابل گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو(1998) و سازگاری اجتماعی سینها و سینگ(2001) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش آماری تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام گرفت. یافته: میانگین نمرات مطلوبیت اجتماعی و سازگاری اجتماعی در پس آزمون در گروه آزمایش به ترتیب 05/15 (27/1) و 15/23 (62/2) به دست آمد. نتایج نشان داد؛ آموزش سرزندگی تحصیلی بر مطلوبیت اجتماعی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان تأثیر دارد و باعث افزایش مطلوبیت اجتماعی و سازگاری اجتماعی در آن ها می شو .(P≤0/01)
شناسایی برنامه های درسی کارآمد در تدوین منابع آموزش زبان فارسی با مقاصد عمومی برای غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
67 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از کاستی های حوزه دانش آموزشکاوی زبان فارسی، نبود آگاهی از مناسب ترین برنامه های درسی برای تدوین منابع آموزشی است. هدف این پژوهش شناسایی برنامه های درسی کارآمد برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برای مقاصد عمومی است. در این پژوهش میدانی 43 مدرس آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان از مراکز مختلف آموزش زبان فارسی دانشگاه های کشور به صورت تصادفی شرکت کرده اند. در این پژوهش از یک پرسشنامه محقق ساخته که حاوی 11 گویه در مورد انواع برنامه های درسی که نیز اعتبارسنجی شده است، استفاده گردید. نتایج نشان داد که از 11 برنامه درسی 9 برنامه درسی در وضعیت مطلوب و اثرگذار برای تدوین منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برای اهداف عمومی قرار دارند. از نظر رتبه بندی 3 برنامه درسی «مهارت های آمیخته زبانی»، «تکلیف بنیان » و «مفهومی-کارکردی» از نظر میزان اهمیت و کارآمدی برای تدوین منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برای اهداف عمومی در اولویت اول تا سوم و نیز برنامه های درسی « توانش بنیان»، «محتوا بنیان » و «متن بنیان» در ردیف های نهم تا یازدهم قرار گرفته اند.
Modeling teacher emotionality and identity through structural equation modeling (SEM): English as a Foreign Language (EFL) teachers in focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۳ , ۲۰۲۴
54 - 73
حوزههای تخصصی:
The term ‘teacher emotions’ is defined as feelings and affections teachers experience in their professional practice. Teacher identity, as the beliefs, values, and perceptions that teachers hold about themselves and their roles, holds paramount importance in the realm of education as it profoundly shapes the teaching and learning process. This study sought to delve into modeling EFL teachers’ emotionality and identity. In so doing, a quantitative correlational design was used. The participants employed included 200 Iranian male and female EFL teachers who were selected from different language institutes of Iran through convenient sampling. To collect the data, the Teacher Emotionality Questionnaire and the Revised Identity Style Inventory (ISI-5) were used. To analyze the data, Structural Equation Modeling (SEM) was run. As unveiled by the results, positive emotionality (i.e., enjoyment, responsiveness, emotional support and flexibility) was a direct and significant predictor of informational identity. Positive emotionality was a negative and significant predictor of diffuse-avoidant identity. Negative emotionality (i.e., anxiety and burnout) was a significant and negative predictor of informational and normative identity. Negative emotionality was a significant and positive predictor of diffuse-avoidant identity. Congruent with the findings, it is concluded that Iranian EFL teachers are exposed to different kinds of positive and negative emotions. The results also lead to the conclusion that diffuse-avoidant identity aspect is weak in teachers who experience positive emotions. In sum, it is concluded that emotionality and identity aspects are interrelated in EFL teachers. EFL teachers should make attempts to experience more positive emotions than negative ones so that their identity is developed in a positive and authentic direction.
بررسی و شناسایی وضعیت اجتماعی - اقتصادی بر میزان توجه، بهره ی هوشی و رشد اجتماعی دختران 8 تا 9 ساله
حوزههای تخصصی:
مقدمه:وضعیت اجتماعی- اقتصادی(SES) یکی از عوامل غیرقابل تغییری است که ممکن است بر بهره هوشی، رشد اجتماعی و شناختی اثر گذار باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر، بررسی و مقایسه میزان توجه، بهره ی هوشی و رشد اجتماعی دختران 8 تا 9 ساله شهرستان مرند در دو وضعیت اجتماعی-اقتصادی بالا و پایین می باشد. روش: در این مطالعه علی مقایسه ای ، 123 دختر 8 و 9 ساله بر اساس اطلاعات حاصل از پرسشنامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی در دو گروه با وضعیت اجتماعی-اقتصادی بالا و پایین (بالا n=60 پایین n= 63 ) و سنی 8 و 9 ساله قرار گرفتند. برای اندازه گیری میزان توجه از آزمون توجه بوناردل، بهره ی هوشی از آزمون ترسیم آدمک گودیناف و رشد اجتماعی از پرسشنامه اجتماعی واینلند استفاده شد. برای بررسی تفاوت در گروه ها از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه استفاده شد (05/0 >p). یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که اثر اصلی وضعیت اجتماعی – اقتصادی و سنی در میزان توجه و بهره ی هوشی معنی دار است. ولی اثر تعاملی میزان توجه و بهره ی هوشی بین گروه های آزمایشی معنی دار نبود. با این حال، در رابطه با متغیر رشد اجتماعی نتایج نشان داد که اثر اصلی در گروه وضعیت اجتماعی – اقتصادی معنی دار بود. همچنین، اثر تعاملی بین گروه های آزمایشی در مورد متغیر رشد اجتماعی معنی دار بود. نتیجه گیری: براساس این یافته ها، به نظر می رسد وضعیت اجتماعی – اقتصادی بالا می تواند باعث افزایش میزان توجه، بهره ی هوشی و رشد اجتماعی دختران 8 تا 9 ساله شود.
طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر تربیت عاطفی با رویکرد تربیت مغز
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر تربیت عاطفی با رویکرد تربیت مغز است. روش ها: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی است به گونه ای که از روش سنتزپژوهی استفاده شد و برای رتبه بندی هر کدام از عناصر از آزمون فریدمن استفاده شد. جامعه پژوهش بر اساس اهداف، سؤالات و مراحل پژوهش شامل دو بخش اسناد مکتوب کتابخانه ای و در تعیین رتبه بندی عناصر نه گانه برنامه درسی از 15 معلم جهت امتیاز دهی استفاده شد. در این روش به بررسی و تحلیل تحقیقات انجام شده در زمینه تربیت عاطفی و تربیت مغز پرداخته شد و با شناسایی نقاط اشتراک و افتراق پژوهش های مختلف، تحلیل شد. با استفاده از نرم افزار SPSS (ضریب آلفای کرونباخ)، 748/0 محاسبه شد. یافته ها: در ابتدا جهت یافتن مؤلفه ها، مطالعه و بررسی منابع مرتبط با تربیت عاطفی و رویکرد تربیت مغز با بیش از 60 منبع داخلی و خارجی، در نهایت با 32 منبع به اشباع رسید و 10 مؤلفه اصلی از قبیل، تحریک ذهنی، فعالیت های ذهنی، انعطاف پذیری مغز و اعصاب، علوم مغز و اعصاب، پرادزش های عددی، علوم اعصاب آموزشی، آموزهای اخلاقی، اصل ارتقای عاطفی و تنظیم و کنترل عواطف شناسایی شدند. طبق نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی عناصر الگوی برنامه درسی پیشنهادی، معلمان عنصر محتوا را دارای بالاترین اهمیت و رتبه و عنصر هدف را در رتبه دوم معرفی کردند. نتیجه گیری: در نتیجه می توان تربیت عاطفی با رویکر مغز محور را با استفاده از برنامه درسی پیشنهادی برای مدارس ابتدایی بکار گرفت.
آسیب شناسی کیفی درس تفکر و سواد رسانه ای دوره متوسطه در مرحله اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
129 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر آسیب شناسی کیفی درس تفکر و سواد رسانه ای دوره متوسطه در مرحله اجرا بود. پژوهش با روش پدیدارشناسی با مشارکت 18 نفر اجرا شد. یافته ها نشان داد آسیب های اجرایی شامل محتوای ناسازگار (عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسئولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط)، ضعف کنشگران مدرسه ای (ضعف سواد رسانه ای مدیر، معاونان و دبیران)، والدین ناآگاه و غیرهمراه (کم توجهی به آموزش والدین و نقش آن ها در حمایت از آموزش سواد رسانه ای، ناآگاهی والدین در مواجهه معقول با رسانه ها و درس سواد رسانه ای)، نادید گرفتن سخت افزارها (در نظر نگرفتن فضا و مکان مناسب، نبود امکانات لازم جهت تولید محتوای چندرسانه ای، عدم وجود نیروهای پشتیبان جهت تعمیر، نگه داری و به روزرسانی سخت افزارهای کلاس) هستند.
تحلیل محتوای کتب جامعه شناسی متوسطه دوم بر اساس الگوی خلاقیت گیلفورد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
31 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کمی متن، تمرین و خودآزمایی های کتب جامعه شناسی متوسطه دوم بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد (حافظه شناختی، تفکر همگرا، تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب) می باشد. روش: روش پژوهش حاضر تحلیل محتوا می باشد و جامعه آماری آن کتب جامعه شناسی(1)، جامعه شناسی(2) و جامعه شناسی(3) چاپ سال1400 می باشد. ابزار گردآوری داده های این تحقیق شامل فرم تحلیل محتوای محقق ساخته می باشد که بر مبنای شاخص خلاقیت گیلفورد تهیه شده است. یافته-ها: بررسی زمینه ی میزان تطبیق محتوا در متن با عوامل خلاقیت گیلفورد نشان داد که سطح حافظه شناختی با تبیین 83.8 درصد از محتوای کتب مورد بررسی بیشترین اهمیت را داراست و بعد از آن تفکر همگرا با 8.33 و تفکر واگرا با 4.51 و تفکر ارزشیاب با 0.13 درصد کمترین میزان را به خود اختصاص دادند. در زمینه تطبیق تمرین ها و خودآزمایی ها، حافظه شناختی با 56.98 بیشترین میزان و پس از آن تفکر واگرا با 24.30 درصد و سپس تفکر همگرا با 52/7 درصد و در آخر تفکر ارزشیاب با 0.86 درصد کمترین عبارات را به خود اختصاص دادند؛ نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که هم در متن و هم تمرین و خودآزمایی های کتب جامعه شناسی به حافظه شناختی توجه بیشتر و به سطوح خلاقیت توجه کمتری شده است.
اثر چالش های تدریس بر رفتارهای ضد تولیدی معلمان تازه کار با میانجی گری استرس شغلی و گرانباری نقش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
233 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله بررسی اثر چالش های تدریس بر رفتارهای ضد تولیدی معلمان تازه کار با میانجی گری استرس شغلی و گرانباری نقش است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمام معلمان تازه کار شهر خاش در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 310 نفر بودند. به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقه ای و بر حسب فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 172 معلم تازه کار از طریق پرسشنامه های چالش های تدریس (محمدی و همکاران، 1399)، رفتارهای ضدتولیدی معلم (حسین پور طولازدهی، زین آبادی، علیمردانی و کرد فیروزجایی، 1395)، استرس معلم (صارمی، نوری انور، خدا کریم، طباطبایی و رمضانخانی، 1400) و گرانباری نقش (سینگ و سینگ، 2020) مورد مطالعه قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و اسمارت پی ال اس استفاده شد. بر اساس یافته ها اثر مستقیم چالش های تدریس بر رفتارهای ضدتولیدی معلم و همچنین اثر غیرمستقیم چالش های تدریس بر رفتارهای ضدتولیدی معلم با میانجی گری استرس شغلی و گرانباری نقش مثبت و معنی دار است. بنابراین می توان نتیجه گرفت معلمان تازه کاری که با چالش های تدریس روبرو هستند استرس شغلی و گرانباری نقش را تجربه می کنند و در نتیجه رفتارهای ضدتولیدی را در کلاس بروز می دهند.
آسیب شناسی نظام آموزشی رشته پویانمایی در پایه دهم هنرستان فنی و حرفه ای
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی آسیب های موجود در مقطع دهم رشته پویانمایی هنرستان های فنی و حرفه ای بر اساس روش کیفی پدیدارشناسی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از هنرجویان این دو هنرستان (که به صورت هدفمند انتخاب شدند)، 3 نفر از هنرآموزان دو هنرستان (که بر اساس سابقه تدریس بیشترانتخاب شدند) و دو مدیر هنرستان ها می شوند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده بود. برای تحلیل داده ها، سعی شد تا با استفاده از راهبرد کلایزری و مبتنی بر داده های روایتی بدست آمده از مصاحبه ها و همچنین مشاهدات کلاسی، ضمن درک پدیده مورد مطالعه از منظر جامعه آماری این پژوهش، نتایج باورپذیر و پرمایه ای تولید شود. در مجموع 8 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی استخراج گردید که مضامین اصلی این پژوهش شامل:" ناآگاهی و نداشتن شناخت کافی هنرجویان در باره رشته پویانمایی، کافی و به روز نبودن امکانات و تجهیزات هنرستان، ضعف مهارت و مسلط نبودن هنرآموز بر مباحث درسی، حجم زیاد و محتوای مطالب کتاب های دروس تخصصی کارگاهی، کم و محدود بودن زمان دروس کارگاهی تخصصی، نبود امکان استعدادسنجی هنرجویان موقع ورود به هنرستان، محبوب نبودن هنرستان و به وِیژه رشته پویانمایی در بین خانواده ها و جامعه و نداشتن انگیزه کافی برای ادامه تحصیل در این رشته" می شدند.در نتیجه، پژوهش حاضر نشان می دهد که در نظام آموزشی رشته پویانمایی آسیب هایی وجود دارد که جهت بهبود و کارآمدی این رشته، نیازمند بررسی و اصلاح می باشند .