فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه عناصر برنامه درسی روش تحقیق در دوره تحصیلات تکمیلی رشته روان شناسی در دانشگاه های برتر جهان است. در این پژوهش بر اساس نمونه گیری هدفمند 13 طرح درس روش تحقیق از 13 دانشگاه برتر جهان در رشته روان شناسی انتخاب و بر اساس هدف، محتوا، روش تدریس، فعالیت های یادگیری و ارزشیابی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. روش پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است. نتایج پژوهش نشان می دهد دانشگاه های مورد مطالعه در آموزش درس روش تحقیق اهدافی از قبیل آشنایی با روش های مختلف تحقیق برای درک پدیده های روان شناسی، یادگیری نحوه طراحی و انجام تحقیق در پژوهش های روان شناسی، ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و یافتن و خواندن تحقیقات علمی روان شناسی را دنبال می کنند. در مباحث مربوط به روش تحقیق کمّی، انواع روش های تحقیق کمّی، ابزار و اندازه گیری و تفسیر و نوشتن گزارش پژوهش و در مباحث پیرامون روش تحقیق کیفی، انواع روش های تحقیق کیفی و ابزار جمع آوری داده های کیفی (مصاحبه و مشاهده) از اهمیت بیشتری برخوردار بودند. در مباحث مشترک بین هر دو رویکرد، ماهیت علم و مبانی فلسفی تحقیق و اخلاق در پژوهش، از اهمیت ویژه ای برخوردار بودند. رایج ترین روش برای تدریس درس روش تحقیق ترکیب روش سخنرانی با روش مسئله محور و پروژه محور است و مهم ترین فعالیت یادگیری انجام پروژه های تحقیقی فردی و گروهی در طول ترم است. دانشگاه های مورد مطالعه از شیوه های مختلفی به منظور ارزشیابی درس استفاده می کنند که رایج ترین شیوه، ارزشیابی بر اساس تکالیف انجام شده در طول ترم و آزمون کتبی است.
تدوین چارچوب برنامه درسی سواد رسانه ای در دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه صاحبنظران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین چارچوب برنامه درسی سوادرسانه ای در دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه صاحب نظران است. این پژوهش با رویکرد کیفی از طریق مصاحبه با 28 نفر از متخصصان علوم ارتباطات، علوم تربیتی و فعالان سوادرسانه ای انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند تا حد اشباع انجام شد. برای تعیین روایی مصاحبه از روایی محتوایی استفاده شد و داده ها به روش تحلیل محتوای استقرایی تحلیل شد. بر اساس دیدگاه متخصصان، اهداف برنامه درسی سوادرسانه ای شامل رسانه شناسی، اصلاح سبک مصرف رسانه ای، توسعه اخلاق کاربری، پرورش شهروند فعال و تربیت معلم مولد می باشد. همچنین محتوا شامل مفاهیم وکلیات، تکنیک های ساخت رسانه ای، نقد وتحلیل پیام ها، رژیم مصرف رسانه ای، ملاحظات اخلاقی و کاربست رسانه است. بدین منظور باید روش های توضیحی، مسئله محور، مشارکت محور، انتقادی و کارگاهی برای تدریس به کار رود و از شیوه ارزشیابی مشاهده ای، عملکردی، پروژه ای، آزمون و خودارزیابی استفاده شود. چارچوب به دست آمده می تواند مبنایی برای طراحی برنامه درسی سواد رسانه ای در دانشگاه فرهنگیان باشد.
تحلیل محتوای کتاب های دوره پنجم ابتدایی بر اساس مفروضه های نظام سلامت با تأکید بر آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
154 - 171
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی آموزش و ارتقای سلامت در بهبود و توسعه فرهنگ بهداشتی دانش آموزان اهمیت بسیاری دارد. برای پی بردن به اهمیت مسائل بهداشتی در روند سلامت دانش آموزان، لازم است به محتوای کتب درسی توجه شده و یک برنامه آموزشی که بتواند همه نیازهای ضروری آموزش سلامت را در خود جای دهد، تدوین شود. برای اجرای این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع و هدف های آن، از روش تحلیل محتوا انتروپی شانون استفاده شد. در این راستا، محتوای همه کتاب های درسی دوره پنجم ابتدایی بر اساس مفروضه های نظام سلامت بررسی شد. واحد ثبت، جمله و تصویر بود. در فرایند کدگذاری، مؤلفه های مرتبط با استانداردهای آموزش محیط زیست مشتمل بر: 1- سلامت جسم 2- سلامت تغذیه 3- سلامت محیط (بهداشت آب، بهداشت هوا، بهداشت خاک) 4- سلامت محیط زیست 5- سلامت خانواده 6- حوادث ایمنی 7- تحرک بدنی 8- سلامت روانی 9- پیشگیری از رفتارهای پرخطر 10- کنترل و پیشگیری از بیماری ها 11- معلولیت 12- بهداشت عمومی و بهداشت مدرسه مورد بررسی قرار گرفت. قلمرو این پژوهش شامل محتوای کتاب های دوره پنجم ابتدایی، مصوب وزارت آموزش وپرورش بود. نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که از بررسی کل کتاب های دوره پنجم مؤلفه مربوط به سلامت روانی با 419 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده، و کمترین مقدار مربوط به معلولیت با 5 فراوانی است. یافته های حاصل از فراوانی مؤلفه ها نشان داده است که مؤلفه های نظام سلامت از توزیع نرمال برخوردار نیستند به طوری که متأسفانه در حد خیلی کم به آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در این سند پرداخته شده است و به آموزش مؤلفه های سلامت در محتوای دوره پنجم ابتدایی توجه نشده است.
نقش باورهای معرفت شناختی در خودکارآمدی و هیجانات تدریس معلمان آموزش ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
237 - 254
حوزههای تخصصی:
باورهای معلم در مورد ماهیت دانش نقش مهمی بر خودکارآمدی و هیجانات تدریس او دارد. بدین منظور پژوهش حاضر به بررسی تأثیر باورهای معرفت شناختی بر خودکارآمدی و هیجانات تدریس معلمان آموزش ویژه می پردازد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه ی آماری، شامل کلیه معلمان ابتدایی شاغل در مدارس دانش آموزان با نیازهای ویژه استان مازندران در سه گروه معلمان کم توان ذهنی، نابینا و ناشنوا شهرستان بابل بوده که بر اساس روش خوشه ای تک مرحله ای شهرستان بابل به صورت تصادفی انتخاب و در این خوشه کلیه اعضا به تعداد 96 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها، از سه پرسش نامه باورهای معرفت شناختی شومر، پرسش نامه خودکارآمدی معلم و پرسش نامه هیجانات تدریس معلمان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های ضرایب همبستگی اسپیرمن، تحلیل رگرسیون خطی چندگانه به شیوه گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که خودکارآمدی با مؤلفه سریع دانستن یادگیری، ساده دانستن دانش، باور به ذاتی دانستن توانایی و قطعی دانستن دانش رابطه منفی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که باور به ذاتی بودن توانایی یادگیری قدرت پیش بینی خودکارآمدی را دارد. هم چنین یافته ها نشان داد که ذاتی دانستن توانایی یادگیری، ساده دانستن دانش، و سریع دانستن یادگیری با لذت رابطه منفی دارند. به طور کلی معلمان دارای باورهای معرفت شناختی خام بیشتر در کلاس هیجانات منفی را تجربه می کردند. در تحلیل رگرسیون بجز یادگیری سریع سایر مولفه های باورهای معرفت شناختی توانایی پیش بینی لذت را دارند. یافته های حاصل از این پژوهش بر رشد باورهای معرفت شناختی جهت ارتقاء خودکارآمدی معلمان دانش آموزان با نیازهای ویژه و ایجاد هیجان مثبت تدریس تأکید دارد.
Identifying the Factors Affecting High School Technological Competency-Based Curriculum: A Qualitative Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۲ , ۲۰۲۱
23 - 34
حوزههای تخصصی:
Purpose : The aim of the present study was to identify the factors affecting the high school technological competency-based curriculum. Methodology : This was an applied study in terms of purpose and qualitative in terms of methodology. The research population included the documents and experts of the technological competency-based curriculum in Tehran during 2018. Of these, twelve were selected as a sample according to the principle of theoretical saturation and purposive sampling. The research instrument included a semi-structured interview whose validity was confirmed by the triangulation method and its reliability was estimated at 0.85 by calculating the interrater agreement coefficient. Data analysis was carried out using open, axial, and selective coding methods in MAXQDA software. Findings : The results showed that the factors affecting the high school technological competency-based curriculum consisted of 66 concepts, 15 components, and 6 dimensions. The dimensions included network infrastructure status (with two components of access and quality), communication and interaction tools (two components of simultaneous and simultaneous tools), non-technical competencies and technical skills (with three components of knowledge, skills, and attitude), training facilitation strategies (three components of participation modeling, management, and supervision), training strategies to increase trust (with three components of trust, honesty, and appreciation) and management (with two components of time management and support). Conclusion : According to the research results, the components, and dimensions identified for the factors affecting the high school technological competency-based curriculum, it is essential to have plans to improve it by promoting concepts, components, and dimensions.
ارزیابی تطبیقی سطح استدلال هندسی دختران و پسران پایه نهم بر اساس نظریه فن هیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره یازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
157 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی سطح استدلال هندسی دانش آموزان پایه نهم بر اساس نظریه فن هیلی در یکی از مباحث هندسه، یعنی مبحث استدلال و اثبات در هندسه و ویژگی های آنها بوده است. این پژوهش، به روش زمینه یابی انجام گرفت. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان پایه نهم مدارس دولتی شهرستان بابل و اعضای نمونه شامل 470 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده است. ابزار اندازه گیری، آزمونی محقق ساخته با 10 سؤال بود. روایی صوری و محتوایی آزمون، توسط چند نفر از استادان ریاضی و آموزش ریاضی و همچنین، چند تن از معلمان باتجربه مقطع متوسطه اول، تأیید گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها، روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش، بیانگر این است که سطح غالب تفکر هندسی دانش آموزان پایه نهم در مبحث استدلال و اثبات، در سطح اول فن هیلی است. همچنین، یافته ها نشان داد که دانش آموزان پسر عملکرد بهتری نسبت به دانش آموزان دختر در سطوح فن هیلی داشته اند که این تفاوت از نظر آماری تنها در سطح اول معنی دار بود. یافته های این پژوهش می تواند در بازبینی فرایند آموزش هندسه، مورد استفاده دبیران ریاضی، سیاست گذاران آموزشی و مؤلفان کتب درسی قرار گیرد.
ارزشیابی وضعیت یاددهی – یادگیری معلمان دوره ابتدایی شهر یزد بر اساس مدل اشور و ویژگی های جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۸
63 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزشیابی وضعیت یاددهی – یادگیری معلمان دوره ابتدایی شهر یزد براساس مدل اشور و ویژگی های جمعیت شناختی بوده است. نوع پژوهش کاربردی وروش آن توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش معلمان دوره ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 96-1395بالغ بر4196 نفر بوده است. با استفاده ازجدول کرجسی ومورگان تعداد 351نفرازمعلمان به عنوان نمونه آماری به شیوه طبقه ای متناسب باحجم انتخاب شده اند. ابزارگردآوری داده پرسشنامه محقق ساخته براساس مدل اشوربوده است.روش های آماری در این پژوهش آمار توصیفی شامل (میانگین، توزیع فراوانی و انحراف معیار) و آمار استنباطی شامل (آزمونT تک نمونه ای، آزمونT دوگروه مستقل، آزمون F تحلیل واریانس یک راهه و آزمون های تعقیبی مربوط) می باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میانگین اقدام معلمان دوره ابتدایی شهر یزد در ابعاد؛ تحلیل ویژگی های دانش آموزان و انتخاب روش ها، رسانه ها و مواد آموزشی در فرآیند تدریس پایین تر از حد متوسط و در بعد میزان بکارگیری رسانه ها و مواد آموزشی در فرآیند تدریس نیز در حد متوسط بوده درحالی که در ابعاد بیان هدف های آموزشی کلاس درس و مشارکت دهی دانش آموزان و ارزشیابی آموزشی در فرآیند تدریس بالاتر از حد متوسط، بوده است. معلمان دارای سابقه خدمت بالاتر، به طورمعناداری رسانه ها و مواد آموزشی را بیشتر به کار می گیرند. دبیران زن در مولفه های بیان هدف های آموزشی، انتخاب روش ها، رسانه ها و موادآموزشی، بکارگیری رسانه ها و مواد آموزشی، مشارکت دهی دانش آموزان و ارزشیابی آموزشی به طور معناداری عملکرد بالاتری داشته اند.
تدوین راهنمای عمل برنامه درسی تلفیقی پایه دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، تدوین راهنمای عمل برنامه درسی تلفیقی پایه دوم ابتدایی است. رویکرد پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی و جامعه پژوهش، کلیه کتاب های درسی پایه دوم ابتدایی و راهنماهای معلم هر کتاب بود. رویکرد برنامه درسی تلفیقی مضمون محور (مفهوم محور و مهارت محور) انتخاب شد. مفاهیم و مهارت ها از کتاب های درسی و اهداف هر درس از راهنماهای تدریس معلم استخراج شد و همزمان کدگذاری صورت گرفت. کدهایی که دارای زمینه مشترک بوده اند در یک مقوله قرار گرفتند و مضامین تلفیقی برنامه درسی را تشکیل دادند که 16 مضمون (تم) تلفیقی شکل گرفت. مضامین به دست آمده عبارتند از: آب، ، نیکوکاری، دعا، نظم، نماز، زمان، مهارت آراستگی، همکاری و مشارکت،... سپس نمونه طرح درس تلفیقی تدوین شد. یافته ها نشان داد مطالب و محتواهای درسی موضوعات مجزا کافی نیست و نیز به دلیل عدم وجود رابطه معنی دار بین محتوای دروس با زندگی و موقعیت های خارج از محیط آموزشی نیاز به برنامه درسی تلفیقی را محسوس تر می نماید. معلم ها با رویکرد تلفیقی در برنامه درسی آشنا نیستند و نیاز به راهنمای عمل برای اجرای رویکرد برنامه درسی تلفیقی مضمون محور احساس می شود که برای کاربرد در کلاس درس ایده بگیرند. رویکرد تلفیق برنامه درسی مضمون مدار می تواند چتر تلفیق را بین همه کتاب های درسی بگستراند. تمامی مفاهیم و مهارت های تلفیقی پایه دوم ابتدایی استخراج و راهنمای عملی برای برنامه درسی پایه دوم ابتدایی تدوین شد. پیشنهاد می شود که اجرای برنامه درسی تلفیقی پایه دوم ابتدایی طبق راهنمای تدوین شده در این پژوهش در دستور کار قرار بگیرد.
ارائه الگوی غنی سازی برنامه درسی مدارس استعدادهای درخشان ایران: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۶
259 - 288
حوزههای تخصصی:
غنی سازی برنامه درسی با آموزش های کاربردی، هسته اصلی شکوفایی و هدایت استعدادهای درخشان است. بنابراین هدف از این پژوهش ارائه الگوی غنی سازی برنامه درسی دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران بود که با روش کیفی و رویکرد داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان شامل کارشناسان حوزه برنامه درسی، مدیران، معلمان و دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان بودند که با روش هدفمند انتخاب و دیدگاه آنان با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با 15مصاحبه به اشباع رسید و بر مبنای رویکرد نظام مند کوربین و استراووس (2008) تحلیل شد. یافته ها شامل 135 کد باز، 18 کد محوری و 9 کد گزینشی بود. نتایج نشان داد در حوزه برنامه درسی استعدادهای درخشان، مولفه های غنی سازی برنامه درسی (پدیده محوری)؛ چشم اندازنوین در آموزش تیزهوشان؛ منابع و امکانات کاربردی (عوامل علی)؛ حمایت های اجتماعی، فرهنگی، محیطی، خانوادگی و بهسازی فرآیند آموزش و ارزیابی (عوامل زمینه ای)؛ ضعف در پیوستگی و همکاری خانه و مدرسه (عامل مداخله گر)؛ آموزش مهارت های شناختی و فراشناختی؛ برنامه درسی چندبعدی (راهبردها) و موفقیت های فردی، اجتماعی، عاطفی، تحصیلی و شغلی دانش آموزان (پیامد)، از اهمیت ویژه برخوردار است و توجه به آنها مسیرآموزش را به سوی ارتقاءکیفیت و شکوفایی استعدادهای این دانش آموزان رهنمون می سازد.
تاثیر آموزش اریگامی بر خلاقیت دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۸
85 - 106
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آموزش اریگامی بر خلاقیت دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران انجام گرفته است. روش اجرای پژوهش روش نیمه تجربی است. جامعه آماری این پژوهش کل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 را شامل می شود. بدین منظور 45 نفر دانش آموز پسر پایه پنجم 20 نفر گروه کنترل و 25 نفر گروه تجربی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ساخت اشکال به شیوه اریگامی طی 16جلسه45 دقیقه ای آموزش داده شد.ابزار اندازه گیری در این پژوهش آزمون خلاقیت تصویری تورنس (فرم B)بوده است که در گروه آزمایش و کنترل به صورت پیش آزمون و پس آزمون به اجرا در آمد و داده های جمع آوری شده با روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل آماری قرار گرفت..یافته های این پژوهش تاثیر آموزش اریگامی را در پرورش مولفه های خلاقیت شامل سیالی،انعطاف پذیری و اصالت تأیید کرده است اما تاثیر آموزش اریگامی برمولفه بسط مورد تایید قرار نگرفت.
ارزشیابی برنامه درسی جدید فیزیک در عمل: پژوهشی بر اساس خبرگی و نقد تربیتی آیزنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۶
177 - 210
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی در عمل، درواقع تفسیر و برداشتی است که معلمان از برنامه قصد شده دارند و براین اساس آن را به اجرا درمی آورند. هدف پژوهش کاربردی حاضر، ارزشیابی برنامه درسی جدید فیزیک در عمل با استفاده از الگوی ارزشیابی انسان گرایانه خبرگی و نقد تربیتی آیزنر می باشد که با رویکرد کیفی و به شیوه نقادی زنده انجام شده است. در این پژوهش نمونه گیری به شیوه هدفمند در دسترس و جهت گردآوری داده ها از ابزار مشاهده با حضور مستمر نقاد در هفت کلاس درس فیزیک در مدارس متفاوت، مصاحبه نیمه ساختاریافته، پرسش نامه باز پاسخ، ضبط تعاملات گفتاری و تصویربرداری استفاده شده است. تحلیل داده ها به شیوه تحلیل مضمون و با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام و منجر به شناسایی ۸۸ مضمون پایه، ۲۰ مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر گردید. جهت اعتباربخشی به پژوهش معیارهای استحکام ساختاری، اعتبار اجماعی و کفایت ارجاعی برآورده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده و عدم انطباق کافی برنامه ها، آموزش مؤثر معلمان در خصوص اسناد بالادستی و همچنین برنامه درسی جدید ضروری به نظر می رسد.
آسیب شناسی برنامه درسی دوره ابتدایی از تولید تا مصرف
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی برنامه درسی دوره ابتدایی با استفاده از روش تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی و با مصاحبه نیمه ساختاریافته بامولفان کتب درسی ابتدایی از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تهران، سرگروه های آموزشی، معلمان و دانش آموزان پایه ششم شیراز انجام شد. سپس داده ها با استفاده از فن تحلیل مضمون در نرم افزار Nvivo (8.8) تحلیل و در قالب مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شد. بر اساس یافته های این تحقیق موارد آسیب زا در برنامه درسی دوره ابتدایی از تولید تا مصرف، در هفت طبقه شناسایی گردید. 1. شامل موارد نادیده گرفته شده، 2. شامل موارد حذف شده، 3. شامل موارد منسوخ شده، 4. شامل موارد تحریف شده، 5. شامل موارد ناقص گفته شده، 6. موارد تکراری و بیش از حد نیاز گفته شده و 7. شامل مواردی بود که ممنوع اعلام شده است.
تأملی بر ماهیت تدریس با الهام از حکمت عملی شواب: با تأکید بر دانش عملی معلمان و تبیین ماهیت معرفتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۳۲
105 - 126
حوزههای تخصصی:
با استفاده از حکمت عملی شواب، این مقاله که حاصل یک تحقیق کیفی و راهبرد پدیدارنگاری است، به بررسی مبانی و مدل توسعه دانش عملی معلمان می پردازد. بر اساس نتایج این تحقیق، دانش عملی به اعتقادات، عادات و رفتارهای اطلاق می شود که عمدتاً حاصل تجربیات حرفه ای و شخصی معلمان است که آن ها را قادر می سازد تا کارشان را به خوبی در کلاس درس انجام دهند. یافته ها نشان می دهد که دانش عملی معلمان طی یک چرخه ی مداوم توسعه پیدا می کنند. به لحاظ معرفتی، استدلال های متناظر با فعالیت های مرتبط با دانش عملی بیانگر دو جایگاه معرفتی خاص است: دانش پرکسیال و دانش قابل اجرا. هر کدام از این مقوله های وزن معرفتی متفاوتی دارند و برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت کلاس درس مورد استفاده قرار می گیرند.
طراحی مدل کاربرد آموزش مبتنی بر زمینه درس علوم تجربی دوره ابتدایی بر مبنای نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
230 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدل کاربرد آموزش مبتنی بر زمینه درس علوم تجربی دوره ابتدایی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان ابتدایی استان مرکزی بودند که 25 نفر از آنها از طریق روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر نشان دهنده 243 کدباز، 52 کد فرعی و 15 کد اصلی بود. مقوله های فرعی که ذیل بعد شرایط علی قرار گرفتند عبارت بودند از: عوامل مربوط به دانش آموزان، عوامل مربوط به برنامه ریزی درسی و عوامل مربوط به معلمان. مقوله هایی که ذیل بعد عوامل زمینه ای قرار گرفتند عبارت بودند از: عوامل یادهی- یادگیری، عوامل سازمانی، فضا، منابع و مواد و مهارت معلمان. مقوله های که ذیل بعد شرایط میانجی قرار گرفتند عبارت بودند از: عوامل سازمانی و مدیریتی، فرهنگی، عوامل فردی معلمان و عوامل کالبدی. مقوله های که در بعد راهبردها قرار گرفتند عبارت بودند از: برنامه ریزی آموزشی شامل (امکانات فیزیکی، هدف، محتوا، آموزش معلمان، ارزشیابی و روش تدریس). پیامدها نیز عبارت بودند از: اثربخشی معلمان(رشد حرفه ای معلمان) و اثربخشی دانش آموزان (در حیطه مهارتی، در حیطه نگرشی، در حیطه شناختی و کسب مهارت های فرایندی علوم). بر اساس نتیجه تحقیق حاضر آموزش مبتنی بر زمینه در درس علوم تجربی دوره ابتدایی متاثر از مجموعه ای از عوامل و مهارت ها است که در صورتی که این رویکرد به این مهارت ها مجهز نشوند، موفّق نخواهند شد. بنابراین یکپارچگی این عوامل در درس علوم تجربی دوره ابتدایی می توانند در تدوین و توسعه آموزش مبتنی بر زمینه در درس علوم تجربی دوره ابتدایی کمک کننده باشد.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های تغییر بینش دبیران برای آموزش کارآفرینانه به منظور ارائه یک مدل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۸
205 - 228
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تعیین ابعاد و مؤلفه های الگوی تغییر بینش دبیران با هدف آموزش کارآفرینانه بوده است. روش مقاله حاضر کیفی از نوع پدیدار شناسی بوده است. محیط پژوهش شامل کلیه کارشناسان آموزش متوسطه آموزش و پرورش شهر اصفهان بوده است. نمونه گیری نظری تا حد اشباع بوده است. ابزار تحقیق شامل مقالات و مصاحبه با کارشناسان به تعداد 23 نفر بود. برای تأمین روایی ابزار تحقیق از روش تأییدپذیری و برای اعتباریابی از روش همگرایی مصاحبه های انجام شده استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون و کُدگذاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد، ابعاد و مؤلفه های تغییر بینش دبیران با هدف آموزش کارآفرینانه مبتنی بر کُدگذاری باز، محوری و انتخابی، شامل 7 بُعد: بهره وری در تدریس، اخلاق آموزشی، رشد حرفه ای، زودبازده سازی برنامه درسی، درس پژوهی، تأمل بر برنامه درسی، آینده پژوهی) و 110 گویه بوده است. این مقاله نشان داد، برای تغییر بینش معلمان جهت آموزش کارآفرینانه، می توان از الگوی بدست آمده از این تحقیق استفاده کرد.
تحلیل محتوای تفکر فلسفی در سیستم آموزش عمومی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره یازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
105 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای تفکر فلسفی دوره ابتدایی بود. روش مورد استفاده، تحلیل محتوای کمّی از نوع آنتروپی شانون بوده و واحد تحلیل نیز متن، فعالیت ها و تصاویر می باشد که در مجموع 3961 صفحه مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری، کتاب های دوره ابتدایی بود که همه کتاب ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. مؤلفه ها و شاخص های تفکر فلسفی از اسناد بالادستی و منابع پیشین استخراج و در کتاب ها مورد بررسی قرار گرفت. روایی محتوایی با استفاده از CVR به دست آمد که برابر با 90/0 و تأیید گردید، پایایی نیز بر اساس ضریب توافقی 98/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد که 314 مورد به تفکر فلسفی اشاره شده است. از این تعداد، 305 مورد آن مربوط به مؤلفه تعمق و 9 فراوانی مربوط به مؤلفه انعطاف پذیری بوده و موردی به مؤلفه جامعیت (جامع نگری) اختصاص نیافته است. بیش ترین ضریب اهمیت با 106/0 مربوط به مؤلفه تعمق و کم ترین ضریب اهمیت مربوط به جامع نگری (صفر) می باشد. از بین کتاب های درسی نیز، کتاب فارسی (مهارت خوان داری) بیش از سایر کتاب ها به مؤلفه تعمق و کتاب قرآن به مؤلفه انعطاف پذیری پرداخته بودند.
تمرکززدایی از برنامه درسی در ایران با تکیه بر مؤلفه های ارزش- باوری و قوانین سند برنامه درسی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۲
197 - 222
حوزههای تخصصی:
تمرکزگرایی در برنامه درسی به عنوان یکی از مسائل عمده در آموزش و پرورش ایران شناسایی می شود. با این حال تاکنون زمینه برای رفع این مسئله آنچنان که باید فراهم نشده است. هدف این مقاله زمینه یابی برای برون رفت از تمرکز در برنامه درسی در ایران و تبیین چرایی و ضرورت این برون رفت با تکیه بر مولفه های ارزش _ باوری و قوانین موجود در سند برنامه درسی ملی است. در تبیین دلایل برون رفت از تمرکز در برنامه درسی در آموزش و پرورش ایران و ضرورت آن از دو دسته مولفه های ارزش – باوری مبتنی بر آموزه های دینی و شواهد موجود در سند برنامه درسی ملی استفاده شد. بدین منظور از روش توصیفی – تحلیلی بهره گیری به عمل آمد. نتایج نشان داد که هر چند در آموزش و پرورش ایران تصمیم گیری ها در برنامه درسی به طور متمرکز صورت می گیرد، با این حال دلایل و شواهد مبتنی بر ارزش - باورهای دینی و شواهد و مستندات موجود در سند برنامه درسی ملی (مفروض بر این که که متاثر از ارزش – باورهای دینی هستند)، ضرورت تمرکز زدایی در برنامه درسی در آموزش و پرورش ایران را نشان می دهند. بنابراین هم امکان و هم ضرورت برون رفت از تمرکز در برنامه درسی در آموزش و پرورش ایران وجود دارد.
گونه شناسی تجارب دینی دانش آموختگان دبیرستانی و میزان انطباق آن با اهداف اعتقادی نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ماهیت تجربه دین داری و انواع آن و همچنین میزان انطباق تجارب مذکور با اهداف اعتقادی نظام آموزش و پرورش رسمی کشور را از منظر دانش آموختگان این نظام بررسی کرده است. این پژوهش به صورت کیفی و به روش پدیدارشناسانه انجام شد. دوازده دانش آموخته نظام با روش نمونه گیری هدفمند از بین خانواده های دین دار و غیر دین دار انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه نیمه سازمان یافته و عمیق انجام شد. آنگاه متن مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش در قسمت توصیف تجارب دین داری حول محور ابعاد سه گانه دین داری (اعتقادات با سه زیر مقوله خدا، معاد، نبوت، اخلاق و احکام) تنظیم و برای تعیین میزان انطباق آن با اهداف اعتقادی نظام، مقوله های حاصل با مقوله های موجود در اهداف نظام آموزشی که بر اساس مؤلفه های دین رسمی نام گذاری شدند، مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که در گونه های دین داری انواع خاصی از دین داری با محوریت باور قلبی به خدا، گرایش به مسائل اخلاقی با منشأ درونی و فطری و تبعیت از عقل در فروع دین (به جای تبعیت از علمای دینی) در میان دانش آموختگان سطح دیپلم رایج است.
مروری کیفی بر ویژگی های عناصر اصلی برنامه درسی پروژه محور و اعتبارسنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
67 - 98
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی ویژگی های عناصر برنامه درسی پروژه محور، طراحی و اعتباربخشی الگوی آن با رویکرد کیفی و روش پژوهش اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و روش تحلیلی-استنتاجی انجام شد. جهت شناسایی و استخراج مضامین برنامه درسی، از اسناد برنامه درسی مبتنی بر پروژه و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی استفاده شد. روش تحلیل داده ها، توصیف مبانی و تحلیل و استنتاج نظری بود. مضامین ناظر بر اهداف برنامه درسی، بر ارتقا مهارت های تفکر و ایجاد یادگیری مادام العمر و پرورش دانش علمی و عملی همراستا با زندگی واقعی متکی است. در زمینه محتوا بر غنا و فعالیت محوری و سازماندهی تلفیقی آن؛ در راهبردهای یاددهی-یادگیری بر استفاده از روش های پژوهش و اکتشاف گروهی و حل مساله تأکید شد. استفاده از ارزشیابی مستمر و متنوع و روش های فرآیندمدار، چندگانه و مبتنی بر عملکرد در ارزشیابی مورد توجه این الگو بود. روایی الگوی پیشنهادی با استفاده از فرمول نسبت روایی محتوا و جدول لاوشه مورد بررسی و تایید قرار گرفت.
Presenting an Identity Model Based on Content Analysis of Social Studies Book of Junior High School(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۱, ۲۰۲۱
112 - 120
حوزههای تخصصی:
Purpose : This study presented an identity model based on content analysis of Junior High School social studies textbooks. Method : It was an applied qualitative study examining social studies book of Junior High School and taking the idea of education experts in Tehran in 2019. According to the principle of theoretical saturation, 9 of them were selected by targeted sampling and snowball sampling methods. Review of documents and texts and semi-structured interviews were used, the validity of which was evaluated by the appropriate triangulation method and its reliability was calculated by Cohen's Kappa coefficient method to be 0.798. Open, axial and selective coding methods were used to analyze the data. Findings : The identity model based on the content analysis of social studies book of Junior High School had one category, 9 components and 45 indicators; The components included society and social relations (with 9 indicators), family and parents (with 7 indicators), mass media (with 4 indicators), age (with 2 indicators), school (with 3 indicators), educational system (with 8 indicators), career future (with 3 indicators), personality (with 3 indicators) and teachers (with 6 indicators). Finally, the identity model was designed according to the mentioned components. Conclusion : According to the identity model, educational professionals and planners can design content to improve students' identities and include them in social studies textbooks.