فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
سبک یادگیری به عنوان رویکردی برای هدایت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی سبک های یادگیری دانش آموزان دبیرستانی به منظور دستیابی به ابزاری برای هدایت تحصیلی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل دان شآموزان پسر دبیرستانی در رشته های تجربی، ریاضی و انسانی دبیرستان های شهر همدان بود. نمونه مورد بررسی، شامل 170 دانش آموز پسر پایه دوم و سوم دبیرستان در رشته های تجربی، ریاضی و انسانی بود. دانش آموزان به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش سبک یادگیری دانش آموزان، از پرسشنامه سبک های یادگیری کلب استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که اغلب دانش آموزان ر شته ریاضی و تجربی، دارای سبک یادگیری همگرا و جذب کننده و اغلب دان ش آموزان رشته علوم انسانی دارای سبک یادگیری واگرا و انطباق دهنده هستند. بنابراین، با آگاهی از سبک یادگیری دانش آموزان، می توان آنان را به سمت رشته ای متناسب با سبک یادگیریشان در دبیرستان یا دانشگاه، هدایت نمود.
معرفی مدل ارزیابی تلفیقی کیفیت بخشی برنامه های آموزش عالی مبتنی بر رویکرد سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی و پاسخ گویی در جهت تحقق اهداف و تعالی عملکرد نظام آموزش عالی، موضوعی کانونی در آموزش عالی است به طوری که همه متخصصان نظام آموزش عالی، بر بهبود ساز وکارهای ارزیابی آموزش عالی، تأکید دارند.
هدف پژوهش حاضر، معرفی و شرح مدل نوآورانه ارزیابی تلفیقی مبتنی بر رویکرد سیستمی در آموزش عالی با تلفیق سه زیر سیستم"" اجتماعی""،"" فنی"" و "" مدیریتی"" جهت بهبود کیفیت آموزش عالی است که با اهداف و ساختار سازمانی موسسات آموزش عالی سازگار و همساز، باشد.
روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی می باشد. پژوهش با بررسی منابع داخلی و خارجی موجود در این زمینه، درصدد معرفی مدل توسعه یافته تحلیل سیستم های کیفی و ارزیابی برنامه ها با استفاده از رویکرد مذکور است. مدل ارزیابی پیشنهادی، چشم انداز جدیدی برای اجرای مؤثر و کارآمد رویکرد سیستمی و بهبود کیفیت در آموزش عالی، مهیا خواهد نمود.
جایگاه ادبیات کودک در کتاب های درسی مقطع ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۰
61 - 94
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی میزان بهره گیری کتاب های درسی مقطع ابتدایی از گونه های مختلف ادبی اعم از شعر و داستان، ۴۳ کتاب درسی کلیه پایه های شش گانه با استفاده از روش تحلیل محتوا سطر به سطر مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها نشان داد به طور کلی ۲۳۱ داستان و ۹۵ شعر در کتاب های درسی مقطع ابتدایی بکار رفته است که پایه سوم با ۷۰ مورد در رتبه اول، پایه پنجم با ۶۵ مورد در رتبه دوم و پایه اول با ۳۲ مورد در رتبه آخر قرار گرفت. کتاب های فارسی با ۲۰۱ مورد و هدیه های آسمانی با ۱۰۴ مورد در بین کتاب ها در رتبه های اول و دوم قرار گرفتند. از ۱۱۶ شاعری که شعر آن ها در کتاب های درسی چاپ شده بود ۱۹ درصد زن و ۷۲ درصد مرد بوده اند. کبری هاشمی با ۹ شعر و مصطفی رحماندوست، محمود کیانوش از شاعران معاصر و سعدی از متقدمان با ۶ شعر در رتبه های بعدی قرار گرفتند. در مقابل ۱۱۶ شاعر، دانش آموزان فقط با نام ۳۰ نویسنده آشنا می شوند کلمه داستان با ۳۲۱ بار تکرار، شعر ۶۵ و شاعر ۳۵ بار تکرار کلمات پر بسامد و تصویرهای «خواندن قرآن»، «کتاب» و « کتابخوانی» با ۴۴، ۳۰ و ۲۸ بار تکرار پر بسامدترین تصاویر بکار رفته در کتاب های درسی بودند.
"خانه و مدرسه: عقب افتادگی درسی کودکان را چگونه می توان جبران کرد "
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۵ شماره ۷۸
حوزههای تخصصی:
طرح درس
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی دانشگاهی به منظور ارائه راهکارهای کیفیت بخش انجام شد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و رویکرد آن نیز کاربردی است. از میان همه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شاهد (1300 نفر) 297 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و داده های حاصل نیز با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد وضعیت محتوای برنامه درسی (14/3) در حد متوسط، شیوه های تدریس (61/3) و روش های ارزشیابی (28/3) کمتر از حد متوسط است. از این رو توجه به راهکارهایی مانند 1- بازنگری و به روز کردن محتوا. 2- برقراری ارتباط عمودی و افقی بین محتوا. 3- استفاده اساتید از شیوه های جدید تدریس. 4- بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی. 5- استفاده از روش خود ارزشیابی. 6- ترغیب دانشجویان به انجام کارهای پژوهشی، می تواند کیفیت بخش برنامه درسی دروس عمومی معارف اسلامی باشد.
به سازی برنامه های درسی آموزش عالی؛ گامی در جهت پرورش دانش آموختگان خلاق
حوزههای تخصصی:
مقدمه: منابع انسانی محدودتر از منابع غنی طبیعی نیستند. در عین حال، همان طور که منابع طبیعی اندازه معینی دارند و باید با برنامهریزیهای دقیق علمی مورد بهره برداری قرار گیرند، منابع انسانی نیز نامحدود نیستند و در بهره گیری کارآمد از آنها باید کمال مراقبت بهعمل آید. پیشرفت هر جامعه، پیش از امکانات مالی به تولید و نوآوری افراد و نه تقلید و استفاده از راهنمای مکشوف و تقریباً منسوخ بستگی دارد. اولین شرط اجرای چنین سیاستی ایجاد زمینه های مناسب برای پرورش خلاقیتها است. برای انجام این مهم باید برنامههای درسی آموزش عالی بهصورت مسالهمحور و تلفیقی تدوین شوند. در این مقاله، به ضرورت و مزایای بهرهگیری از این رویکرد در برنامه درسی دانشگاهها بهمنظور پرورش خلاقیت و نوآوری در دانشآموختگان پرداخته شد.
سبک یادگیری به عنوان رویکردی برای هدایت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی سبک های یادگیری دانش آموزان دبیرستانی به منظور دستیابی به ابزاری برای هدایت تحصیلی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل دان شآموزان پسر دبیرستانی در رشته های تجربی، ریاضی و انسانی دبیرستان های شهر همدان بود. نمونه مورد بررسی، شامل 170 دانش آموز پسر پایه دوم و سوم دبیرستان در رشته های تجربی، ریاضی و انسانی بود. دانش آموزان به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش سبک یادگیری دانش آموزان، از پرسشنامه سبک های یادگیری کلب استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که اغلب دانش آموزان ر شته ریاضی و تجربی، دارای سبک یادگیری همگرا و جذب کننده و اغلب دان ش آموزان رشته علوم انسانی دارای سبک یادگیری واگرا و انطباق دهنده هستند. بنابراین، با آگاهی از سبک یادگیری دانش آموزان، می توان آنان را به سمت رشته ای متناسب با سبک یادگیریشان در دبیرستان یا دانشگاه، هدایت نمود.
جایگاه حرفه آموزی در برنامه درسی
حوزههای تخصصی:
تخصیص کلاسهای درس با برنامه ریزی خطی
حوزههای تخصصی:
مفهوم پردازی فرایند آموزش چند فرهنگی از منظر معلمان اقوام ایرانی: نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره نهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
188 - 223
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور مفهوم پردازی فرایند آموزش چند فرهنگی از دیدگاه معلمان اقوام ایرانی انجام شده است. روش پژوهش حاضر کیفی با تأکید بر نظریه داده بنیاد است. میدان مطالعه، مشتمل بر معلمان شش قوم ایرانی (آذری و ترک، بلوچ، ترکمن، عرب، کرد و لر) در دوره آموزش ابتدایی بوده و مشارکت کنندگان (اطلاع رسان ها) در پژوهش، پنجاه معلم از قومیت های مختلف بوده است. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری نظری بوده و برای رسیدن به کفایت نمونه از اشباع نظری استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از سه مرحله کدگذاری استفاده شده است. در مجموع پانصدوهفتادونه مفهوم؛ صدوسی وپنج زیر مقوله و بیست وشش مقوله استخراج شد. مقوله هایی که در ذیل بعد شرایطی قرار گرفتند عبارت اند از: تک فرهنگی مخاطره آمیز، وجود سابقه چند فرهنگی، عمومی شدن پذیرش چند فرهنگی، وجود گفتمان مقاومت فرهنگی، چالش های زبانی، خود ارجحی فرهنگی، خودباختگی هویتی اقوام، کم ثباتی جامعه، کم سوادی چند فرهنگی، کلیشه سازی قومی، چند فرهنگی هراسی، وجود سیاست زدگی آموزشی، هژمونیک شدن زبان فارسی. مقوله ها در بعد تعاملی عبارت اند از: مخالفان چند فرهنگی، خبره گرایی قومی، بازآموزی چند فرهنگی، حکومت مندی قومی، سیاست گذاری زبانی، تحقق گفتمان عدالت و مقوله ها در بعد پیامدی مشتمل بر: کیفیت بخشی آموزشی، اثربخشی یادگیری، همگرایی نظام مند، کلیشه زدایی قومی، مفاهمه قومی، توسعه فردی و برابری فرصت های آموزشی است. در این پژوهش مقوله ی هسته "بایستگی آموزش چند فرهنگی" نام گذاری شد.
بررسی میزان رعایت اصول علمی تدوین محتوا در درس تفکّر و پژوهش پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
درس قرائت
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی پست مدرن در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی اثرات و نقد کارکردهای پارادایم پست مدرنیسم در حوزه برنامه درسی و قلمروهای معرفتی آن می باشد. برای دست یابی به این هدف از روش پژوهش تحلیلی- استنتاجی بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده از بررسی دیدگاه های متفکران مدافع و منتقد این جریان فکری حاکی از آن است که هر چند پست مدرنیسم، روح جدیدی را در کالبد مطالعات برنامه درسی دمیده و اندیشمندان این حوزه را به لزوم بازنگری در مبانی و حتی عمل برنامه درسی و توجه به مسائل مغفول و پنهان آن - از جمله پرورش روحیه نقادی در فراگیران، برجسته سازی نقش معلم و شاگرد در تهیه برنامه های درسی، احترام به کثرت آرا و عوارض ناشی از محدود شدن به الگوهای مکانیستی- فراخوانده است، اما نفی و شک در بسیاری از اصول و ارزش های نهادینه شده فکری و تلاش برای زدایش و ساختارشکنی از آنها منجر به بی نظمی و سرانجام پوچی و هویت زدایی جوامع بشری می شود. لذا، ضروری است متفکران و صاحب نظران مطالعات برنامه درسی در برخورد با این جنبش و موضع گیری موافق یا مخالف در قبال آن، ابتدا ماهیت و بنیادهای فکری و فلسفی حاکم بر آن را شناخته و سپس، با آگاهی و بینشی کامل به ترویج یا نفی تفکرات مطرح شده اقدام نمایند.
واکاوی و فهم اهم چالش ها و موانع عملی پیش رو در تحقق سند تحول بنیادین با تمرکز بر زیرنظام های اصلی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، واکاوی و فهم اهم چالش ها و موانع عملی پیش رو در تحقق سند تحول بنیادین با تمرکز بر زیرنظام های اصلی آن است. لذا برای نیل به این هدف اصلی، سند تحول راهبردی و رهنامه فلسفه تربیت رسمی و عمومی از مبانی نظری سند تحول بنیادین با محوریت زیرنظام های اصلی آن بررسی شده است. طرح پژوهش، کیفی و طرح تحقیق حدوثی یا پیدایشی و روش آن مطالعه موردی کیفی بود، داده های لازم در این پژوهش با روش مصاحبه نیمه سازمان یافته با مراجعه به 17 نفر از طراحان و مسئولان سابق وزارت آموزش و پرورش، که همگی در تدوین و تنظیم سند تحول نقش آفرینی کرده اند؛ گرد آوری و تجزیه و تحلیل شد. پژوهشگر با نگاه اجمالی به داده ها و انجام سازواری آن ها، به روش مقایسه مستمر داده ها، در ساخت مفاهیم اولیه اقدام، و با استفاده از تحلیل مضمون، به مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دست یافت. نتایج پژوهش نشان داد که سند تحول بنیادین با چالش های جدی و مهمی از جمله: ضعف در تنظیم سند و فرآیند تدوین اسناد جامع و راهبردی، و ابهام در متن سند تا اولویت دار نبودن نظام آموزشی تا تصدی گری و تمرکزگرایی شدید در ساختار نظام آموزشی، همچنین ضعف در تأمین منابع انسانی متخصص و توسعه یافته، افول سطح معیشت و منزلت اجتماعی معلمان، کمبود امکانات و منابع مالی، پایین بودن مشارکت های مردمی و سازمآن های مرتبط مواجه است. شایان ذکر است که، تأثیر تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بی ثباتی برنامه های چهار ساله دولت ها بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را نمی توان نادیده گرفت. مقوله اصلی مستخرج از واکاوی، و تجزیه و تحلیل استقرایی داده ها، که حاکی از نظر پژوهشگر است، عبارت است از: «ابهام در نظر، بحران در عمل».