فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
104 - 122
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت عناصر برنامه درسی آموزش الکترونیکی در سطح دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران انجام گرفت. برای این منظور از مقیاس طراحی شده توسط محققین که هفت عنصرِ هدف، محتوا، رسانه، طراحی، سازماندهی مواد یادگیری، راهبردهای یاددهی-یادگیری و ارزشیابیِ برنامه درسی آموزش الکترونیکی را می سنجید استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش متشکل از 702 نفر از دانشجویان دانشگاه های صنعتی امیرکبیر، شیراز، صنعتی اصفهان و دانشکده علوم حدیث شهرری بودند. یافته های حاصلاز اجرای آزمون تک نمونه ای بر داده های پژوهش نشان داد که دانشگاه های مورد مطالعه از نظر کیفیت عناصر برنامه درسی آموزش الکترونیکی وضعیتی بالاتر از حد متوسط دارند. به علاوه، یافته ها حاکی از آن بود که بعد «پداگوژیک» پس از بعد «طراحی محیط ارائه»، بهترین وضعیت را در بین ابعاد تشکیل دهنده آموزش الکترونیکی در سطح آموزش عالی ایران داراست، هرچند این برتری بیانگر وضعیت مطلوب برای ابعاد یاد شده در نظام آموزش الکترونیکی کشور ما نیست.
طراحی الگوی پیشنهادی برنامه درسی آموزش سواد سیاسی در دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوسازی مسیر رشد و بالندگی ساحت های متذکر در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران موضوعی است که بیش از هر چیز می تواند دستیابی به اهداف آموزشی این نظام را تضمین کند. در میان ساحت های شش گانه یاد شده در این سند، ساحت اجتماعی-سیاسی و تحقق اهداف آموزشی آن می تواند متضمن تحقق مفاهیم چون شهروند مسئول، نقش آفرین و مشارکت کننده ای باشد که هر نظام آموزشی به دنبال تربیت آن است. در این مقاله نگارندگان با هدف ارائه الگوی پیشنهادی برنامه درسی آموزش سواد سیاسی در دوره متوسطه اول، ضمن ارائه تعاریف سیاست مبتنی بر سه رویکرد کلاسیک، جدید و اسلامی، به مفهوم پردازی سواد سیاسی و استخراج مؤلفه های آن پرداخته و با توجه تناظر میان مؤلفه های سواد سیاسی و ویژگی های رشدی دوره اول متوسطه و مبانی برنامه درسی، اقدام به تبیین عناصر ده گانه برنامه درسی آموزش سواد سیاسی با محوریت منطق برنامه نموده اند. در مرحله نهایی پژوهش، الگوی پیشنهادی برنامه درسی مورد اعتباریابی قرار گرفت. این پژوهش از نوع آمیخته با روش کیفی- کمی کیو در سه مرحله مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل گویه ها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی به روش استراوس و کوربین، مرحله وزن دهی مؤلفه های مستخرج سواد سیاسی بر اساس تحلیل عاملی چند متغیره و مرحله اعتباریابی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت.
موفقیت برنامه های درسی دانشگاه فرهنگیان در ایجاد شایستگی های حرفه ای معلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۰
143 - 170
حوزههای تخصصی:
مأموریت دانشگاه فرهنگیان، تربیت معلم فکور و شایسته است. هدف این مقاله بررسی موفقیت برنامه های درسی دانشگاه فرهنگیان در دستیابی دانش آموختگان به شایستگی های حرفه ای معلمی است و با روش علی- مقایسه ای انجام شده است. جامعه آماری، کلیه دانش آموختگان علوم تربیتی و علوم پایه پردیس های تهران در سال 97-1396 به تعداد 1592 نفر بوده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 310 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه برای گردآوری داده ها، و از آزمونهای تحلیل واریانس و تی برای تحلیل داده ها، استفاده شد. یافته ها نشان داد دستیابی به شایستگی های معلمی در برنامه هایموضوعی تربیتی (PCK) در هر دو گروه بررسی شده، از برنامه های عمومی بیشتر است و دستیابی به شایستگی ها در دانش آموختگان علوم تربیتی در هر دو حوزه برنامه های عمومی و برنامه هایموضوعی تربیتی به طور معنی داری بالاتر از گروه علوم پایه است.
تاثیر فضای شاد و خنثی کلاس درس بر نگرش دانش آموزان به برنامه درسی آموزش ریاضیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
85 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، بررسی تأثیر فضای شاد و خنثی کلاس درس بر نگرش دانش آموزان به برنامه درسی آموزش ریاضی بود. روش این تحقیق شبه- آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوم متوسطه رشته ریاضی و فیزیک در شهر ارومیه بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند دو کلاس هر یک به تعداد 20 نفر و از دو مدرسه غیرانتفاعی انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه نگرش به درس ریاضی ایکن استفاده شد. این پرسش نامه داری 24 گویه چهارگزینه ای با طیف لیکرت بود. در این راستا ابتدا قبل از اعمال هرگونه تغییر در بافت کلاس درس، پرسش نامه نگرش نسبت به ریاضی در دو گروه آزمایش و کنترل توزیع شد. سپس در کلاس گروه آزمایش، تغییراتی با هدف شادسازی فضای آموزشی صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که نگرش به ریاضی دانش آموزان گروه آزمایش مثبت تر از گروه گواه است. لازم به ذکر است با توجه به ضریب اتای به دست آمده می توان اذعان کرد که 86 درصد این تغییر نگرش، مربوط به اثر متغیر مستقل است. در ادامه تحلیل ها مشخص شد که متغیر مستقل یا همان شادسازی فضای کلاس درس توانسته است در همه متغیرهای نگرش به برنامه درسی آموزش ریاضی تأثیرگذار باشد.
میزان هم خوانی برنامه درسی پایه ششم ابتدایی با برنامه درسی کنجکاو محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
151 - 179
حوزههای تخصصی:
کنجکاوی یک حالت افزایش یافته علاقه است که منجر به اکتشاف می شود. امروزه پرورش کنجکاوی در یادگیرندگان چالشی است که متخصصان تعلیم و تربیت با آن رو به رو هستند. از این رو پژوهش حاضر با هدف «بررسی میزان هم خوانی برنامه درسی رسمی پایه ششم ابتدایی با برنامه درسی کنجکاو محور از دیدگاه معلمان و دانش آموزان» انجام شده است. روش این پژوهش توصیفی- پیمایشی است. بدین معنا که پس از تدوین پرسشنامه محقق ساخته به منظور بررسی میزان هم خوانی برنامه درسی رسمی با برنامه درسی کنجکاومحور، این پرسشنامه در بین 26 نفر از معلمان و 242 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه ششم ابتدایی اجرا شد. معلمان به روش سرشماری و دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه تعیین شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های کمّی از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. در این پژوهش میزان هم خوانی برنامه درسی کنجکاو محور با برنامه درسی رسمی از دیدگاه معلمان و دانش آموزان به لحاظ مطلوبیت بیشتر از سطح متوسط ارزیابی شد. لذا می توان گفت که هدف برنامه درسی رسمی پایه ششم ابتدایی، افزایش حس کنجکاوی دانش آموزان است. نتایج نشان می دهد که نظام آموزشی جدید تا حدی توانسته است نقصان نظام آموزشی قبلی که در دوره دبیرستان در حال اجراست را برطرف نماید و حس کنجکاوی را تقویت نماید.
الگوی برنامه ریزی درسی درکلاس معکوس: سنتزپژوهی روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلاس معکوس یک راهکار برای ایجاد تغییرات مثبت در آموزش است، از این رو در پژوهش حاضر سعی شد بر اساس روش سنتزپژوهی، یک الگوی اجرایی جامع از اجرای این شیوه آموزشی ارائه گردد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی معتبر در زمینه اجرای کلاس معکوس بوده که باتوجه به جست و جوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی، بر اساس معیارهای ورود تعداد 1084 مقاله علمی شناسایی و در نهایت بر اساس معیارهای خروح تعداد 100 مقاله جهت تحلیل نهایی انتخاب شد. برای فراهم آوردن اطلاعات، از فرم کاربرگ طراحی شده توسط محقق برای گزارش و ثبت اطلاعات پژوهش های اولیه استفاده گردید و جهت تحلیل یافته ها از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس با استفاده از روش های کدگذاری باز و محوری استفاده شد. طبق یافته های بدست آمده الگوی برنامه ریزی درسی در کلاس معکوس شامل یک تغییر در ساختار کلاس درس می باشد که نقش ها و مسئولیت هایی متفاوتی را برای مدرس و فراگیر ایجاد می کند .
تحلیل محتوای کتاب های راهنمای معلم فیزیک دوره متوسطه بر اساس رویکرد به ماهیت علم – پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تحلیل محتوای کتاب های راهنمای معلم فیزیک متوسطه در ایران نسبت به ابعاد ماهیت علم است. روش گردآوری داده ها آخرین نگاشت کتاب های راهنمای معلم فیزیک درنظر گرفته شد. به همین علت کتاب های راهنمای معلم فیزیک2 (در سال 89) و فیزیک3 (در سال 89) و فیزیک4 (در سال 94)، که وزارت آموزش و پرورش براساس اهداف مصوب منتشر کرده است، انتخاب گردید. روش پژوهش تحلیل محتوای جهت دار بود. واحد تحلیل پاراگراف درنظر گرفته شد و متن پاراگراف ها براساس سه جنبه عمومی ماهیت علم شامل موقتی بودن، خلاقانه بودن و عملکرد و مقایسه نظریه و قانون به روش مقوله سازی تجزیه و تحلیل شد. داده ها به روش همسوسازی اعتباریابی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که از میان جنبه های ماهیت علم مورد بررسی، بیشترین تأکید کتاب های راهنمای معلم فیزیک متوسطه بر جنبه موقتی بودن علم است که به طور آشکار ملاحظه می شود و جنبه خلاقانه بودن علم به طور ضمنی از مضامین مرتبط با ویژگی خلاقیت استنباط می شود. نتایج همچنین نشان داد ویژگی های مربوط به قانون و نظریه علمی در کتاب های راهنمای معلم فیزیک بخوبی معرفی و تبیین نشده است. از میان کتاب های راهنمای معلم فیزیک دوره متوسطه جنبه های ماهیت علم در پایه های سوم و چهارم کمتر از پایه دوم است.
جایگاه محورهای تربیت هنری، ساختار محتوایی و الگوی سه وجهی برنامه درسی در کتاب های درسی فرهنگ و هنر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکوفاسازی ظرفیت های هنری دانش آموزان از رسالت های مهم آموزش و پرورش در سند تحول بنیادین است. از یک سو محورهای پنج گانه تربیت هنری متشکل از ارتباط با طبیعت، زیبایی شناسی، تولید هنری، آشنایی با تاریخ و میراث فرهنگی-هنری و نقد هنری و از سوی دیگر ساختار محتوایی کتاب های درسی فرهنگ و هنر شامل هنرهای تجسمی، خوشنویسی، هنرهای سنتی، آوایی و نمایشی همگی موضوعاتی هستند که می بایست در پرورش توانمندی های بالقوه آدمی، مد نظر برنامه ریزان قرار گیرند. این مطالعه به شیوه تحلیل محتوا صورت گرفت. جامعه هدف عبارت بود از کتاب های درسی فرهنگ و هنر هر سه پایه دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 95-1394. واحد ثبت به متن، تصویر و فعالیت اختصاص یافت. کدگذاری به شیوه قیاسی و براساس محورهای موضوعی و ساختاری آموزش فرهنگ و هنر انجام پذیرفت. به منظور اعتباربخشی به فرایند کدگذاری، ده درصد از محتوا توسط ارزیاب دوم کدگذاری شد که میزان همبستگی برابر 89/0 بود. نتایج نشان داد که پرکاربردترین محورهای تربیت هنری به ترتیب عبارتند از تولید هنری، زیبایی شناسی، نقد هنری، آشنایی با تاریخ و میراث فرهنگی-هنری و ارتباط با طبیعت. همچنین، اولویت های اول تا پنجم در ساختار محتوایی کتاب ها عبارتند از هنرهای تجسمی، هنرهای سنتی، خوشنویسی، هنرهای آوایی و هنرهای نمایشی. بررسی الگوی ساختار برنامه درسی نیز نشان داد که به هر سه وجه فعالیت های تجویزی، نیمه تجویزی و غیرتجویزی توجه شده، اما محتوای این کتاب ها به لحاظ تناسب فعالیت ها با محتوای آموزشیِ ارائه شده، شکل تلفیق، توازن و تنوع محتوایی و عدم تحریک و تهییج خلاقیت دانش آموزان نیازمند بازنگری است.
ارزشیابی برنامه درسی بر اساس توجه به شایستگی ها از دیدگاه دانشجویان رشته مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
224 - 244
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، اکثر سازمان های آموزشی به دلیل پاسخ گو نبودن برنامه های درسی سنتی، به سمت تدوین برنامه های درسی شایستگی محور، روی آورده اند. هدف این مطالعه نیز، ارزیابی وضعیت موجود برنامهدرسی مهندسی فناوری اطلاعات بود که به روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام شد. به این منظور، 35 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز که در شرف اتمام دوره تحصیلی بودند از تعداد کل 120 نفر جامعه آماری به عنوان نمونه آماری و با رویکرد هدفمند و روش نمونه گیری آگاهی دهندگان کلیدی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس محقق ساخته برنامه درسی شایستگی محور مبتنی بر عناصر چهارگانه برنامه درسی بود که بر اساس مبانی نظری و پژوهشی طراحی شده بود. پس از محاسبه روایی و پایایی، مقیاس بین نمونه توزیع و داده ها با آزمون آماری تی تک نمونه ای و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر، تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هدف، محتوا، روش های تدریس و روش های ارزشیابی به کار رفته در برنامه درسی رشته مهندسی فناوری اطلاعات، در حد متوسط قادر به تحقق شایستگی ها در دانشجویان هستند. همچنین از نظر میزان تحقق شایستگی ها در دانشجویان، تفاوت معنی داری بین هدف محتوا، روش های تدریس مشاهده نشد ولی این تفاوت در عنصر ارزشیابی، معنادار به دست آمد.
آسیب شناسی نظام یاددهی- یادگیری دانشکده های فنی و حرفه ای تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش آسیب شناسی نظام یاددهی- یادگیری دانشکده های فنی و حرفه ای تهران بود. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشکده های فنی و حرفه ای تهران تشکیل می داد که تعداد آن برابر آمار به دست آمده 17437 دانشجو بود که بر اساس فرمول کوکران تعداد نمونه برابر با 376 نفر و بر اساس نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب گردیدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس نظام جامع یاددهی - یادگیری استفاده شده است. مقیاس مذکور بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت طراحی شده است که مشتمل بر سه بعد مفهومی، ساختاری و عملکردی بوده که نظام جامع یاددهی- یادگیری را در آموزشگاه های فنی و حرفه ای تهران موردبررسی قرار می داد بعد مفهومی شامل مؤلفه های «موضوع و محتوای یاددهی- یادگیری، چیستی یاددهی- یادگیری، چگونگی یاددهی- یادگیری و اصول یاددهی- یادگیری»، بعد ساختاری شامل مؤلفه های «جهت گیری راهبردی، طرح سیستم یاددهی- یادگیری و فرهنگ یاددهی- یادگیری» و بعد عملکردی شامل مؤلفه های «اجرای فرایند یاددهی- یادگیری، رهبری و مدیریت فرایند یاددهی- یادگیری و ارزیابی اثربخشی یاددهی- یادگیری» می باشد. بررسی نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تک متغیره و به کمک نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل سؤال ها نشان داد در بعد مفهومی مؤلفه های چگونگی یاددهی- یادگیری و اصول یاددهی- یادگیری، در بعد ساختاری مؤلفه های جهت گیری راهبردی، طرح سیستم یاددهی- یادگیری و فرهنگ یاددهی- یادگیری و در بعد عملکردی مؤلفه های اجرای فرایند یاددهی- یادگیری، رهبری و مدیریت فرایند یاددهی- یادگیری و ارزیابی اثربخشی یاددهی- یادگیری از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و تنها در بعد مفهومی مؤلفه های «موضوع و محتوای یاددهی- یادگیری و چیستی یاددهی- یادگیری» از وضعیت مناسب برخوردار بودند. به عبارتی می توان گفت در هر سه بعد مفهومی، ساختاری و عملکردی نظام یاددهی –یادگیری جاری در دانشکده های فنی و حرفه ای تهران نقص و آسیب وجود دارد.
الگویی برای رهبری برنامه درسی در دوره ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه و تبیین الگویی بومی از «رهبری برنامه درسی دوره ابتدایی» در شکل مدل پارادایمی «نظریه برخاسته از داده ها» با رویکرد سیستماتیک انجام شده است. در انجام پژوهش حاضر داده های لازم از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 21 نفر از اساتید و پژوهشگران حوزه علوم تربیتی، تحلیل اسناد بالادستی آموزش و پرورش و نتایج پژوهش های داخلی و خارجی به دست آمده است. با تحلیل داده ها، 16 مقوله کلی الگو در 6 بُعد مدل پارادایمی نظریه برخاسته از داده ها شامل شرایط عِلّی (1مقوله)، شرایط زمینه ای (2مقوله)، شرایط مداخله ای (2مقوله)، راهبردها (8مقوله)، پیامدها (2مقوله) و یک مقوله اصلی، به همراه 63 مقوله فرعی و 532 ویژگی مربوط به آنها ارائه گردید. نتایج نشان داد الگوی تدوین شده می تواند مطابق با ویژگی های نظام آموزشی متمرکز ایران در قالب یک چارچوب علمی تبیین شود و گذشته از این که در برنامه ریزی برای اجرای هر چه بهتر برنامه های درسی در سطوح ملی، استانی، منطقه، مدرسه ای و کلاسی تسهیل گر باشد، تدوین کنندگان برنامه درسی دوره ابتدایی و اجراکنند گان آن نیز می توانند از جنبه های نظری و عملی آن بهره گیرند.
الگویی برای برنامه درسی محیط کار بر مبنای رویکرد هیوتاگوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دگردیسی جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی از دهه 1970 و به تبع آن ظهور و توسعه سازمان های دانش بنیان موجب شد تا سازمان ها و محیط های کار به عنوان عرصه هایی ارزشمند برای یادگیری و توسعه کارکنان به رسمیت شناخته شوند. بر همین اساس امروزه عناوینی چون "یادگیری محیط کار" و "برنامه درسی محیط کار" واژه های چندان غریبی محسوب نشده و نمایانگر پژوهش های گسترده ای هستند که ابعاد مختلف یادگیری در سازمان ها را مورد واکاوی قرار داده اند. این مقاله با درک اهمیت محیط کار به عنوان زمینه ای ارزشمند جهت یادگیری و توسعه، تلاش دارد تا بر مبنای رویکرد هیوتاگوژی (یادگیری خودفرمانگر) الگویی را جهت برنامه ریزی درسی در محیط کار عرضه دارد. پژوهش حاضر را از حیث روش شناختی می توان در زمره "پژوهش های نظریه ای" در حوزه مطالعات برنامه درسی محسوب نمود که هدف آن ارائه الگوئی نو در این حوزه می باشد. برای اعتباربخشی الگو سعی شده است از نظرات خبرگان این عرصه بهره برداری شده و در عین حال عناصر الگو به طور دقیق با مبانی نظری، مفروضه ها و اصول ادعایی انطباق داده شوند. به طور خلاصه مولفه های اصلی این الگو عبارتند از: تحلیل چهارسطحی(S3M Analysis) یا آگاهی محیطی، هدف گذاری سه سطحی(SPL)، خودآگاهی، تدوین فرصت های یادگیری چهارگانه(AVST)، و ارزشیابی توانمندساز. این مولفه ها تحت یک چتر سه عنصری(همگویی، همکاری، همفکری) اجرا می شوند.
ضدیت آموزشی منطق عینی میدان آموزش (مورد مطالعه میدان آموزش و پرورش ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که قوانین آشکار-مکتوب میدان آموزش، دارای چه ویژگی هایی است، کدام قوانین قدرت بیشتری در میدان آموزش دارند؟ و در نهایت آیا این قوانین با اهداف میدان آموزش هماهنگ هستند یا خیر. بدین منظور چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس نظریات بوردیو تدوین گردید. جهت گردآوری و تحلیل داده ها از روش تحلیل موضوعی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه عبارت بودند از اسناد و قوانین رسمی میدان آموزش که استفاده از نمونه گیری هدفمند، تعدادی از این اسناد به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزاز maxqda و تکنیک های کدگذاری باز مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که قوانین میدان آموزش عبارتند از: قوانین تسهیل کننده قبولی-فارغ التحصیلی، قوانین عدم مردودی نسبی، قوانین انضباطی ضعیف، منطق ضعیف سرمایه فرهنگی تجسم یافته-عینیت یافته، منطق عمومی، منطق مبتنی بر عادتواره نهادی و منطق قدرتمند سرمایه فرهنگی نهادی». دیگر نتیجه تحقیق آن است که قوانین مذکور دارای قدرت متفاوتی هستند به طوری که در زیر میدان تولید «منطق قدرتمند سرمایه فرهنگی نهادی» و در زیر میدان مصرف « قوانین تسهیل کننده قبولی-فارغ-التحصیلی » نسبت به سایر قوانین قدرت بیشتری دارند. به لحاظ ماهیت و ویژگی قوانین میدان آموزش، نتایج بیانگر آن است که این قوانین ماهیتی ضد آموزشی دارند و با اهداف میدان آموزش هماهنگ نیستند.
شناسایی و اعتبار سنجی ویژگی های معلم اثربخش دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی ویژگی های معلم اثربخش در دوره ابتدایی میباشد.در بخش اول از روش کیو استفاده شد،جامعه آماری در این بخش کلیه اساتید علوم تربیتی دانشگاه های تهران بوده(349= N ) که20نفر به صورت هدفمندوگلوله برفی انتخاب گردید.ابزار گردآوری داده ها، نمودار کیو می باشد که روایی آن با بررسی40سند و نظرات3 نفر از اساتید دانشگاهی مورد تائید قرار گرفت و به روش آزمون مجدد، پایایی آن نیز84/0 به دست آمد.بخش دوم مبتنی بر تحلیل عاملی اکتشافی بوده که جامعه ی آماری آن کلیه اساتید علوم تربیتی دانشگاه های تهران،اعضای انجمن مطالعات برنامه درسی و گروه های آموزشی دوره ابتدایی تهران می باشد(987= N ) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 325 نفرانتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها،پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی محتوایی آن مورد تائید 3 نفر از صاحب نظران قرارگرفت و پایایی آن(96/0= α ) بدست آمد.عمده نتایج بیانگر شناسایی65ویژگی بوده که در7 بعد ویژگی های شخصیتی،تربیت دینی-اخلاقی،کاراندیشی، صلاحیت و شایستگی ها،تدریس مؤثر،مدیریت کارآمدکلاس و نظارت و ارزشیابی دسته بندی گردید.7بعد مذکور اعتبارداشته ولی از بین65 ویژگی، 5ویژگی از اعتبار لازم برخوردار نبوده است.
نقد رویکرد حاکم بر بخش آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رویکرد زیربنایی حاکم بر بخش های مربوط به آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی ایران می پردازد. روش بررسی در چارچوب رویکرد روش شناختی «نظریه انتقادی» می گنجد که هدف از آن آشکار کردن و سپس نقد سویه های ایدئولوژیک رویه ها و عملکردهای تربیتی در نظام های رسمی آموزشی است. داده ها از راه مطالعه اسنادی و جستجو در پایگاه های اطلاع رسانی رسمی به دست آمده اند. نتیجه بررسی حاکی از آن است که بخش های مربوط به آموزش زبان های خارجی در برنامه درسی ملی به دلیل توجه بیشتر به نظریه های نوین آموزش زبان دارای نقطه قوت است و از این رو پیشرفت در آن به چشم می خورد، اما هم زمان از دو مشکل بنیادین نیز رنج می برد: 1. قرار داشتن در سپهر ایدئولوژیک اسناد بالادستی؛ به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 2. بی توجهی به کسری هنجارمندی موجود در نظریه های آموزش زبان که برنامه درسی ملی بر پایه آنها استوار شده است؛ چنان که آن را از وجوه اخلاقی و هنجارین تهی می سازد.
طراحی الگوی نظام دستیابی به صلاحیت های موردانتظار معلمان هنر (دوره های ابتدایی و اول متوسطه) در دوره کارشناسی آموزش هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۰
109 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی نظام دستیابی به صلاحیت های موردانتظار معلمان هنر (دوره های ابتدایی و اول متوسطه) در دوره کارشناسی آموزش هنر است. برای نیل به این مقصود از رویکرد پژوهش آمیخته و روش کیو استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به حد اشباع نظری، نمونه ای به حجم 15 نفر از متخصصین دانشگاهی در رشته های هنر و برنامه درسی انتخاب شده و با ایشان مصاحبه نیمه ساختار یافته کیفی انجام شد. در بخش دوم (کمی) از مشارکت 15 نفر از معلمان هنر باسابقه برای وزن دهی و دسته بندی صلاحیت ها کمک گرفته شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل کیو مورد تجزیه و تحلیل و کدگذاری قرار گرفت. یافته های این پژوهش، صلاحیت های موردانتظار دانش آموختگان دوره کارشناسی رشته آموزش هنر را در چهارسطح به صورت یک نظام مارپیچی معرفی می کند و آنها را با نظام صلاحیت های معلمی معرفی شده توسط کهلر (2006) و مهرمحمدی (1392) مقایسه می کند. یافته های این پژوهش علاو ه براینکه می تواند در مراحل مختلف برنامه ریزی درسی مبتنی بر صلاحیت های معلمان هنر مورد استفاده قرار گیرد، چشم اندازی جامع نسبت به آنچه که در طی دوره کارشناسی رشته آموزش هنر باید کسب شود، ارائه می دهد.
تاثیر آموزش اریگامی بر خلاقیت دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۸
85 - 106
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آموزش اریگامی بر خلاقیت دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران انجام گرفته است. روش اجرای پژوهش روش نیمه تجربی است. جامعه آماری این پژوهش کل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 را شامل می شود. بدین منظور 45 نفر دانش آموز پسر پایه پنجم 20 نفر گروه کنترل و 25 نفر گروه تجربی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ساخت اشکال به شیوه اریگامی طی 16جلسه45 دقیقه ای آموزش داده شد.ابزار اندازه گیری در این پژوهش آزمون خلاقیت تصویری تورنس (فرم B)بوده است که در گروه آزمایش و کنترل به صورت پیش آزمون و پس آزمون به اجرا در آمد و داده های جمع آوری شده با روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل آماری قرار گرفت..یافته های این پژوهش تاثیر آموزش اریگامی را در پرورش مولفه های خلاقیت شامل سیالی،انعطاف پذیری و اصالت تأیید کرده است اما تاثیر آموزش اریگامی برمولفه بسط مورد تایید قرار نگرفت.
سنتز پژوهی در مطالعات تطبیقی نظام های تربیت معلم ایران وجهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه نظام مند و ارائه فراترکیبی از الگوهای نظری و پژوهش های انجام شده در حوزه تطبیق تربیت معلم ایران و کشورهای مختلف جهان است. رویکرد مورد استفاده، کیفی و از نوع سنتز پژوهی است که با روش تحلیل محتوا و به کمک فراترکیب این پژوهش انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کتاب ها، مقالات، پایان نامه ها و پژوهش های حوزه آموزش وپرورش تطبیقی به ویژه درزمینه تربیت معلم است. بیش از 10 کتاب آموزش وپرورش تطبیقی که در 15 سال اخیر در ایران نگارش یافته اند و3 کتاب به زبان انگلیسی،53 مقاله، پایان نامه و پژوهش به زبان فارسی وانگلیسی از منابعی بودند که به صورت هدفمند به عنوان حجم نمونه مورداستفاده قرار گرفتند. نتایج این تحلیل و سپس ترکیب آن ها، چارچوب مفهومی را درحوزه تطبیق نظام های تربیت معلم شکل دادند که حول 3 محور اصلی هست: برنامه جامع تربیت معلم، الگوهای اجتماعی، الگوهای اقتصادی. این محورها نقش اساسی در روند تربیت معلم کشور ایفا می کند و می تواند مبنایی برای پژوهشگران تطبیقی در حوزه تربیت معلم باشد.
طراحی الگوی برنامه درسی تربیت استاد تربیت معلم مبتنی بر شایستگی عمل فکورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۰
45 - 74
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف معرفی الگوی برنامه درسی تربیت استاد تربیت معلم مبتنی بر شایستگی عمل فکورانه، تدوین شده است. با استفاده از روش «پژوهش تلفیقی: سنتز پژوهی» متن اسناد و دست نوشته های در دسترس از اندیشمندان بزرگ و برجسته در حوزه تعلیم و تربیت، تربیت معلم و کارگزار فکور مورد مداقه قرار گرفت و پس از تحلیل گزاره های مستخرج از مبانی تعلیم و تربیت، مضامین «چندبعدی نگری، جامعیت و تعمق، توسعه خرد و فراشناخت و یادگیری تجربی و عمل در موقعیت» استخراج شد. در راستای رسیدن به چنین ویژگی های کلیدی در اساتید تربیت معلم، «رسیدن به خبرگی، کشف روش های جدید با تجربه مستقیم، ایجاد رغبت و انگیزه یادگیری، ارتقا قابلیت های شخصی و گروهی» موجب تحقق اهداف و «بسط مفاهیم آموزشی و اصول تعلیم و تربیت، تمایل به نشر دانش و تجربه معلمی، ساخت دانش جدید و همسویی با علوم انسانی و اخلاق» موجب تحقق دانش نظری و «ایجاد توانایی های فردی در کنار همکاری هایگروهی، عضویت در تشکل های نامتجانس، تحلیل موقعیت تربیتی و بسط تفکر در عمل» موجب تحقق دانش عملی و «ارزشیابی برای یادگیری بجای ارزشیابی از یادگیری، بازخوردازارزشیابی، نگاه به چند جوابی بودن مسائل برنامه درسی و ارزشیابی متمرکز بر موقعیت و بر پایه مبانی اخلاقی و ارزشی» موجب تحقق روش ارزشیابی خواهد شد.
بررسی اثربخشی کتاب های راهنمای تدریس علوم و ریاضی پایه ی ششم ابتدایی بر مبنای عناصر هشتگانه برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی کتاب های راهنمای تدریس علوم و ریاضی پایه ششم ابتدایی بر اساس عناصر هشتگانه برنامه درسی بوده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارشناسان و معلمان پایه ششم ابتدایی مدارس دولتی آموزش و پرورش ناحیه دو شهر ارومیه بوده که از میان آنها نمونه ای به حجم 135 نفر معلم و 38 نفر کارشناس به روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها به دو شیوه توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و ...) و استنباطی (تی تست گروه های مستقل و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر) تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که از دیدگاه معلمان و کارشناسان، کتاب های راهنمای تدریس ریاضی و علوم با توجه به عناصر هشتگانه برنامه درسی از اثربخشی یکسانی برخوردار نیستند. همچنین، عناصر هشتگانه برنامه درسی اثربخشی یکسان نداشته و چهار عنصر (هدف ، محتوای آموزشی، شیوه تدریس و روش ارزشیابی)، در اولویت های اول تا چهارم قرار گرفته و عناصر، «مواد و منابع آموزشی» و «فضا وامکانات آموزشی» اولویت های هفتم و هشتم را به خود اختصاص داده اند. تفاوت موجود بین دیدگاه معلمان و کارشناسان در خصوص میزان اثربخشی کل کتاب راهنمای تدریس ریاضی در سطح (05/0 P≤) معنی دار، اما اثربخشی کلی کتاب راهنمای تدریس علوم غیر معنی دار است.