تحلیل تفسیری از نقش فرهنگ بومی در شکل گیری نگرش خانواده ها به دانش آموزان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی نگرش خانواده های ساکن پیرانشهر نسبت به دانش آموزان با نیازهای ویژه و تحلیل نقش فرهنگ بومی در شکل گیری این نگرش ها انجام شد. روش ها : روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. نمونه ها به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای نظری انتخاب شدند و با ۱۲ نفر از والدین (۶ مادر و ۶ پدر) مصاحبه عمیق انجام گرفت. ملاک انتخاب شامل داشتن فرزند دارای نیاز ویژه، سکونت حداقل پنج سال در پیرانشهر، و تمایل به مشارکت صادقانه بود. نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه یافت. به منظور افزایش اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و همتایان بهره گرفته شد و معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (اعتبار، قابلیت انتقال، اتکا و تأییدپذیری) رعایت گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد نگرش خانواده ها در چهار دسته کلی قابل تحلیل است: ۱) نگرش های محدودکننده فرهنگی که تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و هنجارهای سنتی بروز می یابند؛ ۲) نگرش های معنابخش مذهبی که ناتوانی را در قالب آزمون الهی معنا می کنند؛ ۳) نگرش های حمایتی و انسانی گرایانه که با پذیرش و مراقبت دلسوزانه همراه اند؛ و ۴) نگرش های مثبت و تحول گرا که به توانمندی ها و آینده کودک امید دارند. همچنین در پاسخ به سؤال دوم پژوهش، فرهنگ بومی پیرانشهر به عنوان عاملی تأثیرگذار و چندلایه شناسایی شد. در این زمینه چهار مضمون کلیدی استخراج شد: ۱) عناصر هویتی و پیوندهای اجتماعی که باعث ملاحظه کاری و احتیاط خانواده ها می شود؛ ۲) چارچوب های دینی و سنتی که به تفسیرهای خاصی از ناتوانی می انجامد؛ ۳) موانع فرهنگی و باورهای خرافی که موجب شرم زدگی و انزوا می شود؛ و ۴) تحولات نسلی که به باز شدن فضای ذهنی و افزایش مشارکت والدین جوان در حمایت از فرزندان منجر شده است. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد نگرش خانواده ها نسبت به فرزندان دارای نیازهای ویژه، متأثر از تعامل پیچیده ای میان باورهای فردی، زمینه های فرهنگی، دینی و اجتماعی است که در فرهنگ بومی پیرانشهر ریشه دارد.