در راهکار 6-22 زیرنظام راهبری و مدیریتِ سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، بر گزینش مدیران در سطوح مختلف بر اساس شایسته سالاری تأکید گردیده است، به همین منظور، در پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد پژوهش کیفی- گرندد تئوری ساختارگرا، به شناسایی و تعریف شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد شایستگی مدیران (صف) مدارس پرداخته شده است. در این راستا، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با تعداد 22 نفر از خبرگان شامل سه گروه؛ تدوین کنندگان سند تحول بنیادین، کارشناسان اجرای زیرنظام راهبری و مدیریت و اعضای هیئت علمی رشته مدیریت آموزشی در دانشگاه ها صورت پذیرفت. سپس برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از تکنیک تحلیل موضوعی (تم) استفاده شد. روایی یافته های پژوهش با استفاده از سه روشِ بررسی توسط اعضاء، سه سویه نگری منابع داده ها و نیز تحلیل موارد منفی/ مخالف تأیید گردید. همچنین، به منظور سنجش پایایی کدگذاری های انجام شده، از روش های پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبه ها، با رویکردی استقرایی، کدها یا مفاهیم اولیه شناسایی و در ادامه کدهای مشابه در طبقه هایی خاص قرار گرفتند. به نحوی که با شناسایی 80 شاخص و دسته بندی آنها ذیل 17 زیرمؤلفه و سپس 6 مؤلفه اصلی شاملِ: ارزش ها و نگرش ها؛ مهارت ها و توانمندی های مدیریتی؛ ویژگی های شخصیتی؛ دانش و مهارت شخصی؛ دانش و مهارت سازمانی؛ نظارت و کنترل، نهایتاً با طبقه بندی کلی کدهای به دست آمده، شایستگی های موردنیاز مدیران مدارس در دو بُعد تخصصی و عمومی تعیین و تعریف گردیدند.
هدف این پژوهش بررسی افت تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن از سه جهت عوامل خانوادگی، مدرسه ای و عوامل مربوط به دانش آموز است. در این پژوهش با روش فراتحلیل و محاسبه اندازه اثر کاهن روی 15 پژوهش انجام شده بر دانش آموزان ایرانی عوامل مشترک استخراج شدند و اندازه اثر عوامل مشترک به صورت جداگانه خوشه بندی، محاسبه و سنتز شدند و در نهایت باهم مقایسه شدند. یافته ها نشان دادند که به ترتیب عوامل آموزشی، عوامل مربوط به دانش آموز و عوامل مربوط به خانواده در افت تحصیلی اثرگذارند و متغیر عدم تناسب امکانات آموزشی با اندازه اثر 0/89 بیشترین تأثیر را بر افت تحصیلی دارد. در سه حوزه خانواده، دانش آموز و مدرسه عوامل مؤثر بررسی شدند که نهایتاً در آنها عامل خانواده با سه متغیر سطح درآمد با 0/54، مشاجرات میان والدین با 0/43 و سطح حمایت و نظارت والدین به تحصیل با 0/79 مؤثر تشخیص داده شدند. عوامل مربوط به دانش آموز با متغیر نداشتن انگیزه و مبهم بودن آینده شغلی با 0/68 مؤثر دانسته شد. همچنین عامل مربوط به مدرسه با متغیرهای وضعیت فضای آموزشی و تناسب و وجود امکانات کمک آموزشی با 0/89 و صلاحیت حرفه ای و رفتار معلم با 0/67 اثرگذار شناخته شد و تطابق این گزارش با یافته های بین المللی تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد که نظام آموزشی و کیفیت معلم رابطه معنادار با افت تحصیلی دارند، بنابراین برای بهبود بخشیدن به وضعیت نظام آموزشی پیشنهاد می شود که از شیوه های نوین آموزشی و آموزش ضمن خدمت معلمان بهره گیری شود.
هدف: اختلال یادگیری ویزه ، اختلالی است که توانایی فهمیدن، یا استفاده کردن از زبان نوشتاری، انجام دادن محاسبات ریاضی هماهنگ کردن حرکات یا توجه مستقیم را تحت تاثیر قرار می دهد. مداخلات و روش های آموزشی و درمانی مختلفی که برای درمان و بهبود اختلال یادگیری خاص به کار گرفته شده است؛ گاه اثربخشی مناسبی از خود نشان داده و در برخی موارد اثربخشی کافی نداشته و یا نتایج متناقض بوده است. بنابراین به منظور ترکیب نتایج تحقیقات قبلی و حل تناقضات و نیز دست یابی به نتیجه گیری کلی استفاده از فراتحلیل لازم به نظر می رسد. روش: جهت نیل به اهداف پژوهش با بهره گیری از روش فراتحلیل، از نتایج کمی 128 پژوهش منتخب، که با توجه به ملاک های ورود و خروج و بهره گیری از کلیدواژه های تعیین شده از طریق دانشگاه های معتبر سراسر کشور و بانک های اطلاعاتی مختلف کشور به دست آمده بود، استفاده گردید و درمجموع 623 اندازه اثر اولیه به دست آمده و با نرم افزار CMA2 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که مقدار اندازه اثر ترکیبی اثربخشی مداخلات آموزشی و درمانی بر اختلالات یادگیری 1.13، و پس از تفکیک به متغیرهای پیامد چندگانه مقدار اندازه اثر ترکیبی برای اختلال خواندن 0/80، اختلال نوشتن 0/94، اختلال ریاضی 1.05 می باشد که تمامی این اندازه اثرها معنی دار می باشد(0/001≤P). نتیجه گیری: مقادیر اندازه های اثر ترکیبی را بر اساس ملاک کوهن نشان گر اثربخشی در حد بالای مداخلات آموزشی و درمانی می باشند. همچنین این مطالعه تلویحاتی را برای استفاده از مداخلات مختلف جهت بهبود اختلال یادگیری ویژه را به دنبال دارد.
پژوهش حاضر به منظور رفع مشکل یکی از دانش آموزان پایه ششم دبستان صورت گرفته است . در این مطالعه به بررسی عدم توجه این فراگیر به انجام تکالیف، بی دقتی در تکالیف منزل ،داشتن غیبت زیاد پرداخته شده است و هدف، هدایت دانش آموز جهت رفع این مشکلات و ایجاد علاقه در انجام تکلیف بوده است. پژوهش حاضر، پژوهش کیفی و از نوع اقدام پژوهی می باشد . داده ها از طریق مشاهده ، مصاحبه با والدین ، جلسه با همکاران و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی جمع آوری شد . در نتیجه جمع آوری اطلاعات، علت این امر تنبلی و لجبازی دانش آموز تشخیص داده شد. در مرحله بعد راهکارهای مناسب در طول سال تحصیلی 97-96 ، ارائه شد. نتایج نشان داد دانش آموزی که در ابتدای سال از نظر انجام تکالیف در مدرسه و خانه دچار مشکل بود و همیشه بهانه می آورد و در این زمینه بطور مستمر رتبه ی نیاز به تلاش را در دفتر تکلیف یا پوشه ی کار کسب می نمود موفق به دریافت رتبه ی خوب تا قبل از تعطیلات نوروز گردید و بعد از تعطیلات به کسب رتبه ی بسیار خوب نائل شد.