هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گری ادراک خود (ادراک کنترل و همانندسازی با مدرسه) در رابطه بین ادراک از محیط کلاس و تحصیل گریزی (بیزاری از تحصیل و مدرسه گریزی) دانش آموزان بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان کلاس دهم شهر تهران است. مشارکت کنندگان شامل 661 دانش آموز کلاس دهم دبیرستان ها و هنرستان های شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه ادراک از محیط کلاس (فراسر و همکاران، 1996) مقیاس ادراک خود (فال و روبرتز، 2012) و مقیاس تحصیل گریزی (خرمایی، 1393) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد ادراک از محیط کلاس بر ادراک خود (همانندسازی با مدرسه و ادراک کنترل) دانش آموزان به صورت مثبت و معنی دار اثرگذار است و بر تحصیل گریزی (بیزاری از تحصیل و مدرسه گریزی) نیز به صورت منفی و معنی دار اثر دارد. ادراک از محیط کلاس همچنین با واسطه گری همانندسازی با مدرسه و ادراک کنترل توانست به طور غیرمستقیم تحصیل گریزی را پیش بینی کند. همچنین نتایج نشان داد افزایش ادراک از محیط کلاس در دانش آموزان از طریق همانندسازی با مدرسه و ادراک کنترل، موجبات کاهش تحصیل گریزی دانش آموزان می شود. بنابراین طراحی فضاهای آموزشی مناسب و تعلیم کادر آموزشی در جهت رشد ادارک خود دانش آموزان به منظور پیشگیری از پیامدهای منفی تحصیلی امری ضروری به نظر می رسد.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل هزینه- سودمندی پایگاه های اطلاعاتی دانشگاه تهران و تأثیر استفاده از پایگاه ها در تولیدات علمی است. پژوهش حاضر، از نوع مطالعات توصیفی است که با روش پیمایشی انجام شده است. از میان پایگاه های اطلاعاتی دانشگاه تهران، پایگاه اطلاعاتی ساینس دایرکت، پروکوئست، اشپرینگر، امرالد، آکسفورد و ابسکو به عنوان جامعه آماری این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. هم چنین، از میان اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی این دانشگاه، 150 دانشجو و 70 عضو هیأت علمی به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و بررسی شدند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها نشان داد که از میان پایگاه های اطلاعاتی مورد بررسی، پایگاه اطلاعاتی ساینس دایرکت بیشترین میزان استفاده از مقالات تمام متن الکترونیکی را به خود اختصاص داده است. نتایج به دست آمده در رابطه با هزینه- سودمندی پایگاه های اطلاعاتی مقالات تمام متن الکترونیکی در دانشگاه تهران در سال 2014 نشان داد که بیشترین هزینه - سودمندی، به پایگاه اطلاعاتی ساینس دایرکت تعلق دارد. در مورد وجود رابطه بین میزان استفاده از پایگاه های اطلاعاتی مقالات تمام متن الکترونیکی دانشگاه تهران و میزان رشد علمی کاربران مشخص شد که رابطه مثبت معناداری بین میزان استفاده از پایگاه های اطلاعاتی مقالات تمام متن الکترونیکی دانشگاه تهران و میزان رشد علمی (تعداد مقالات) اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی وجود دارد. محققان، انجام چنین پژوهشی برای هر سازمانی لازم می دانند، چرا که از این طریق می توان نشریات سودمند از نظر هزینه را شناسایی و کتابخانه ها را در انتخاب نشریات با صرف هزینه کمتر و استفاده بیشتر یاری داد.
مقاله حاضر به بررسی رابطه بین درس پژوهی با توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی شهرستان تالش می پردازد. این پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان تالش، به تعداد 768 نفر بود. لذا یک گروه 74 نفری از معلمان به صورت تصادفی انتخاب گردید و پرسشنامه در بین آنها توزیع شد. در انتخاب معلمان از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم استفاده گردید. در این پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته توسعه حرفه ای در 23 سؤال در قالب پنج مؤلفه (مدیریت کلاسداری، توانایی برقراری ارتباط با دانش آموزان، برنامه ریزی درسی،تعهد سازمانی و فاوای آموزشی) با مقیاس پنج درجه ای لیکرت (کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) استفاده شد. ضریب پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 89/0= α برآورد گردید که معنادار بود. جهت سنجش روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری Spss در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها نشان بین درس پژوهی و مؤلفه های توسعه حرفه ای، رابطه مثبت و معناداری وجود داشت.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مشکلات چند فرهنگی در مدارس ابتدایی شهر ساوه و ارائه راهکارها است. روش پژوهش ترکیبی؛ کیفی-کمی بود. جامعه آماری؛ 15178 نفر دانش آموز و 1400 معلم در سال تحصیلی 97-1396 که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای، 260 معلم و 373 دانش آموز انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کمی پرسشنامه فرهنگی-اجتماعی کوهن و رسمن (2014) و در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 معلم و تحلیل محتوا بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و آزمون رتبه ای فریدمن و t مستقل که یافته ها نشان داد مشکلات یاددهی، یادگیری، محتوایی و محیطی از لحاظ آماری در سطح 05/0 معنادار است. همچنین یادگیری، محتوای آموزشی، عدم آشنایی معلمان با فرهنگ های مختلف و احساس حقارت دانش آموزان لهجه دار با مشکلات آموزشی مدارس چندفرهنگی رابطه مستقیم و معناداری دارد. از سوی دیگر توجه برنامه ریزان به محتوای آموزشی، آشنایی معلمان با فرهنگ های مختلف، ارائه خدمات مشاوره در این مدارس برای مقابله با احساس خجالت و کمرویی دانش آموزان، مشارکت آن ها در فعالیت های گروهی، اهمیت دهی به فرهنگ های مختلف در متون کتاب های درسی، جمعیت کم کلاس ها، تعامل بیشتر با خانواده ها، عدم تبعیض و توجه خاص به فرهنگ ها، تأکید بر نقاط مشترک فرهنگ ها، تشکیل گروه های آموزشی با دانش آموزان فرهنگ های مختلف منجر به کاهش مشکلات آموزشی این مدارس خواهد شد.
هدف پژوهش حاضر شناسایی شایستگی، دانش، توانایی و مهارت های مدیران مدارس و طراحی مدل جهت استفاده در کانون ارزیابی بود. در این پژوهش آمیخته با استفاده از یافته های به دست آمده از مطالعه اکتشافی مؤلفه های شایستگی مشخص شده و از طریق معادلات ساختاری آزمون شد. جامعه پژوهش در بخش دلفی، کلیه صاحب نظران، اساتید و مدیران ارشد حوزه منابع انسانی در آموزش وپرورش بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند مبتنی بر گلوله برفی با 25 نفر از صاحب نظران مصاحبه شد. جامعه آماری در مرحله کمی کلیه مدیران آموزش و پرورش شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 462 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. به منظور تحلیل یافته های به دست آمده از روش دلفی، از روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد و مولفه های الگوی شایستگی مدیران آموزش و پرورش جهت استفاده در کانون ارزیابی عبارتند از: شایستگی دانشی (دانش عمومی مدیریت، دانش بروز در زمینه مدیریت آموزشی، دانش در زمینه آموزش و تدریس، دانش محیطی، شناخت قوانین اجرایی مرتبط و دانش فناوری اطلاعات)، حرفه ای (اخلاق حسنه، التزام به ارزش ها، صداقت و راستگویی، انعطاف پذیری، سعه صدر و مهربانی، مشتری مداری و مدیریت تعارض)، ویژگی های شخصیتی (الگو بودن، مسئولیت پذیری، تعهد، مشارکت پذیری، یادگیرندگی، کمالجویی، خود ارتقایی، خود مدیریتی و اعتماد به نفس) اجرایی (مدیریت اطلاعات، ریسک پذیری، مدیریت منابع، بازخورد به موقع، برنامه ریزی عملیاتی و مهارت تصمیم گیری) رهبری (انگیزه بخشی، توسعه افراد و تواناسازی، کار تیمی و تیم سازی، نفوذ گذاری و تاثیر، مدیریت استعداد، جانشین پروری و الهام بخشی) ارتباطات (مهارت های شنیدن، اخلاق و رفتار حسنه، توانایی ارتباط با کارکنان، فهم و درک دیدگاه های دیگران، توانایی برقراری ارتباط روشن و آشکار، توانایی ارتباط با مدیران مدارس و توانایی تعامل با والدین دانش آموزان) ادراکی (خلاقیت، نوآوری، تفکر منطقی و بصیرت).
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین توانمندسازی و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران است. جامعه آماری این پژوهش عبارت از کلیه کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران که در سال 2010 در این سازمان مشغول به خدمت هستند. تعیین حجم براساس جدول مورگان از 1027 نفر کارکنان این سازمان که 613 نفر مرد و 414 نفر زن بودند با استفاده از روش تصادفی ساده ابتداد 260 نفر انتخاب شدند که پس از کنار گذاشتن پرسشنامه های ناقص در مجموعه تعداد 250 نفر از کارکنان این سازمان به عنوان نمونه برای پژوهش حاضر انتخاب شدند. پژوه حاضر با توجه به هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ شیوه جمع آوری داده ها و تحلیل آنها؛ روش مورد استفاده روش توصیفی و از نوع طرح های همبستگی است. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی آزمودنی ها و پرسشنامه توانمندسازی کارکنان، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و پرسشنامه فرسودگی شغلی می باشد که روایی و پایایی آن در این پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی با روش های آزمون ماتریس همبستگی از نوع پیرسون و آزمون رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین توانمندسازی کارکنان و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی کارکنان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. هم چنین بین ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری و ابعاد مختلف توانمندسازی با ابعاد مختلف فرسودگی رابطه منفی وجود دارد ولی بین متغیرهای فرسودگی عاطفی و مسخ شخصیت با پرداخت منصفانه حقوق و بین متغیرهای رشد شخصیتی و احساس استقلال رابطه معناداری علیرغم منفی بودن آن ملاحظه نشد. هم چنین ابعاد مختلف توانمندسازی و ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری به صورت جداگانه توانستند فرسودگی شغلی کارکنان را در جهت منفی پیش بینی کنند.
این پژوهش باهدف بررسی رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان در سازمان های آموزشی به روش توصیفی از نوع همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری شامل تمامی کارمندان ادارات نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهر کرج به تعداد600 نفر که، تعداد 235 نفر به عنوان نمونه آماری با روش تصادفی سیستماتیک و بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده سه نوع پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه سلامت سازمانی(ﻫﻮی و ﺗﺎرﺗﺮ، 2000)، پرسشنامه عدالت سازمانی (نیهوف و مورمن1993، مورمن1991، ومورمن1991) و پرسشنامه رشد حرفه ای (آکفیلت و کوت، 2005) استفاده گردید. در تحلیل داده ها به منظور بررسی رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که، بین سلامت سازمانی در ابعاد نهادی، اداری و فنی و رشد حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین بین عدالت سازمانی در ابعاد توزیعی، تعاملی و رویه ای با رشد حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. در تبیین این رابطه می توان گفت با افزایش و یا کاهش هر یک از ابعاد سلامت و عدالت سازمانی می توان روند افزایشی و یا کاهشی برای رشد حرفه ای کارکنان را پیش بینی نمود.