این پژوهش به منظور بررسی اثرات مستقیم و غیر مستقیم مؤلفههای انگیزشی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان سیستم آموزش از دور انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان ترم سوم و بالاتر دانشگاه پیام نور در نیمسال دوم سال تحصیلی 89 1388 تشکیل میداد که در سراسر کشور در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در رشتههای مختلف مشغول تحصیل بودند. روش نمونهگیری از نوع خوشهای چند مرحلهای و خوشهای بودن α = 0/ بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان، با در نظر گرفتن خطای 05 روش نمونهگیری برابر 476 نفر محاسبه شد که به ترتیب از دانشگاه پیام نور استان تهران، استان گیلان و استان اردبیل، 283 نفر معادل 59 درصد ، 118 نفر معادل 25 درصد و 75 نفر معادل 16 درصد انتخاب شدند. روش پژوهش از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. برای جمعآوری دادهها، بخشی از پرسشنامه راهبردهای ساخته پینتریچ، اسمیت، گارسیا، و مککیچی مربوط به مقیاس انگیزش (MSLQ) انگیزش برای یادگیری 0 محاسبه شد. همچنین نتایج تحلیل / استفاده شد. پایایی پرسشنامه در این مطالعه با روش آلفای کرونباخ برابر 86 عاملی تأییدی نشان داد که بارهای عاملی گویههای پرسشنامه در تبیین مؤلفهها از نظر آماری معنادار هستند. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پژوهش، 56 درصد واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین میکند. بالاترین پس از آن بین ؛(P < 0/01 ،t = 14/5 ،β = 0/ ضریب مسیر بین خودکارامدی و جهتگیری درونی هدف ( 96 به دست آمد. اما ضریب مسیر (P < 0/01 ،t = 8/3 ،β = 0/ اضطراب امتحان و جهتگیری بیرونی هدف ( 78 معنادار (P > 0/05 ،t = - 0/41 ،β = - 0/ محاسبه شده بین جهتگیری بیرونی هدف و پیشرفت تحصیلی ( 02 نبود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ابعاد کمال گرایی در رابطه بین ابعاد فرزندپروری و اهمال کاری تحصیلی بود. بدین منظور 490 دانشجو ( 211 پسر و 279 دختر ) از دانشگاه شه ید بهشتی تهران که به شیوه نمونه گیری خوشه ای با واحد نمونه ای کلاس انتخاب شده بودند، پرسشنامه سبک فرزندپروری ادراک شده (نقاشیان، 1358 )، مقیاس ارزیابی اهمال کار ی نسخه دانشجو (سولومون و راث بلوم، 1984 ) و مقیاس چندبعدی کمال گرایی (فلت و هویت، 1991 ) را تکمیل کردند. برای تحلیل اطلاعات از روش آماری رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که بعد محبت طرد فرزندپروری به صورت مستقیم و منفی اهمال کاری تحصیلی و کمال گرایی جامعه مدار و به صورت مستقیم و مثبت کمال گرایی خودمدار و همچنین به صورت غیر مستقیم و منفی و به واسطه ابعاد کمال گرایی، اهمال کاری تحصیلی را پی شبینی میکند . همچنین نتایج نشان داد که بعد کنترل آزادی فرزندپروری به صورت غیرمستقیم و مثبت و تنها از طریق بعد کمال گرایی جامعه مدار و نه بعد کمال گرایی خودمدار اهمال کاری تحصیلی را پ یش بین ی میکند.
بسیاری از دانش آموزان معتقدند درس فیزیک، یک موضوع انتزاعی است که یاد گرفتن آن مشکل می باشد. لذا باور فراگیران به توانایی خود در زمینه حل مسائل فیزیک یک ضرورت است. در این میان استفاده از راهبردهای یاددهی- یادگیری فعال، مورد تأکید بسیار می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک صورت پذیرفت. این پژوهش، شبه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه کنترل و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه شهر فریمان (واقع در استان خراسان رضوی) در سال تحصیلی 90-89 می باشند. نتایج آزمون t همبسته در زمینه بررسی اثرگذاری الگوی کاوشگری بر میزان خودکارآمدی نشان داد که بین میانگین نمرات در پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد (001 /0p<،44/4-= t) به طوری که میانگین نمرات خودکارآمدی دانش آموزان مورد بررسی و سایر مؤلفه های آن در پس آزمون از میانگین نمرات در پیش آزمون بیشتر بود. با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ارائه الگوی کاوشگری، عملکرد دانش آموزان را در زمینه خودباوری نسبت به توانایی هایشان در خصوص حل مسائل درس فیزیک، افزایش می دهد. لذا بکار گیری این الگو در تدریس درس فیزیک توصیه می گردد.
به منظور بررسی پایایی و روایی مقیاس اضطراب هستی (گود و گود، ) نمونه ای متشکل از 226 دانش آموز دختر و 274 دانش آموز پسر به روش نمونه گیری چند مرحله ای از بین دانش آموزان مقطع متوسطه استان ایلام انتخاب شدند و از آنها خواسته شد که به مقیاس اضطراب هستی و مقیاس اضطراب اجتماعی پاسخ دهند. پایایی ابزار پژوهش با روش هماهنگی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی به ترتیب برابر 86/0و80/0 به دست آمد. همچنین به منظور بررسی روایی همگرایی، همبستگی بین مقیاس اضطراب هستی و مقیاس اضطراب اجتماعی محاسبه شد که این همبستگی برابر 53/0 بود. افزون بر این، بیشترین همبستگی مقیاس اضطراب هستی با عامل بی هدف بودن کارها(66/0=r) و کمترین همبستگی آن با عامل عدم علاقه نسبت به انجام کارها (33/0=r) به دست آمد. تحلیل اکتشافی و چرخش عامل ها به شیوه وریمکس نشان داد که ساختار نظری مقیاس از پنج عامل: بی هدف بودن کارها، بی ارزش بودن معنای زندگی، عدم توانایی در متقاعد کردن دیگران، عدم علاقه نسبت به انجام کارها و عدم احساس مسوولیت نسبت به دیگران تشکیل شده است و روی هم 19/38 درصد واریانس کل مقیاس را تبیین می کند.