فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۶۸۱ تا ۱۴٬۷۰۰ مورد از کل ۲۰٬۳۳۷ مورد.
مطالعه تطبیقی مدیریت آموزشی و برنامه درسی مدارس هوشمند کشورهای استرالیا، مالزی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
vپژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی چگونگی تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات در امر مدیریت آموزشی و برنامه درسی مدارس هوشمند کشورهای استرالیا، مالزی و ایران انجام شد. در این پژوهش از روش توصیفی مبتنی بر تجزیه و تحلیل مقایسه ای بر اساس روش جرج زد. اف. بردی بهره گرفته شد. جامعه آماری کلیه مدارس هوشمند کشورهای مورد مطالعه بودند. دو کشور استرالیا و مالزی به دلیل پیشرو بودن در امر هوشمند سازی مدارس به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در ایران نیز چهار دبیرستان پیشرو هوشمندسازی شهر تهران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش میدانی مطالعه شدند. یافته های مهم پژوهش عبارت بودند از اینکه کشور استرالیا توانسته است با بهره گیری از نرم افزارهای مختلف مدیریتی مانند سیستم مدیریت محتوا، سیستم مدیریت شبکه و تلفیق فاوا در امر برنامه درسی(مانند: برنامه درسی برخط ) و فرایند ارزشیابی از دانش آموزان، کارنامه قابل قبولی از خود برجای بگذارد. کشور مالزی نیز با طراحی سیستم مدیریت مدارس هوشمند توانسته است تمام شش بخش مدیریت آموزشی را در این سیستم ادغام کند و در تلفیق فاوا در برنامه درسی و ارزشیابی دانش آموزان هم تا حدودی مؤفق بوده است. مدارس هوشمند ایران نیز در راستای بهره گیری از فاوا در امر مدیریت آموزشی، برنامه-درسی و ارزشیابی از دانش آموزان گام هایی برداشته است، ولی نحوه اداره و مدیریت مدرسه هنوز در بیشتر اوقات بر پایه های سنّتی خود استوار است.
توجه انتخابی دیداری دانش آموزان نارساخوان و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی توجه انتخابی دیداری دانش آموزان نارساخوان و عادی دوره ابتدایی انجام شد. به منظور انجام دادن این پژوهش 20 دانش آموز درهریک از دوگروه در پایه های دوم، سوم و چهارم به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند که ازنظر سن و جنس بایکدیگر همسان بودند. روش پژوهش از نوع توصیفی، علی مقایسه ای بود و ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: آزمون توجه دیداری(اعداد و حروف) و (اشکال هندسی) و آزمون کوررنگی (ایشی هارا). نتایج آزمون t مستقل نشان داد عملکرد توجه انتخابی دیداری (اعداد و حروف) در دانش آموزان نارساخوان درسطح معناداری پایین تر از گروه عادی است. عملکرد توجه انتخابی دیداری (اشکال هندسی) در دو گروه نارساخوان و عادی نشان دهنده نبود تفاوت معنادار است. همچنین مقایسه درون گروهی دانش آموزان نارساخوان نشان داد که نمرات توجه انتخابی دیداری (اشکال هندسی) در سطح معناداری بیش از نمرات توجه انتخابی دیداری (اعداد و حروف) در همین گروه است.
بررسی تاثیر مدل طراحی آموزشی رایگلوث بر یادگیری و یادداری درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مدل طراحی آموزشی رایگلوث بر میزان یادگیری و یادداری درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی پرداخته است. در این پژوهش از روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع طرح دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردید. جامعه این پژوهش تمامی دانش آموزان سال دوم راهنمایی پسر شهرستان کلیبر در سال تحصیلی 90-89 و نمونه آن 40 نفر از این جامعه بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در دوگروهی کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. برای هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون یادگیری، و آزمون یادداری اجرا شد. روش اجرای پژوهش بدین ترتیب بود که گروه آزمایش، فصل 13 کتاب علوم تجربی دوم راهنمایی را به روش مدل طراحی آموزشی رایگلوث آموزش دیدند و گروه کنترل همان فصل را به روش آموزش متداول و سنتی دریافت نمودند. برای تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی، شاخص هایی نظیر میانگین و انحراف استاندارد نمرات مورداستفاده قرار گرفت. و در بخش آمار استنباطی و برای بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که بین میزان یادگیری و یاد داری گروه آزمایش و کنترل در درس علوم تجربی تفاوت معناداری وجود دارد و گروه آزمایش از یادگیری و یادداری بهتری بهره مند است. بنابراین، با استفاده از مدل طراحی آموزشی رایگلوث می توان میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان را بهبود بخشید.
نقش کیفیت تدریس استاد در گرایش دانشجویان بهداشت به تفکر انتقادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: رشد تفکر انتقادی دانشجویان یکی از معیارهای اعتباربخشی به موسسات آموزش پزشکی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش تعیین کننده کیفیت تدریس استاد در گرایش دانشجویان بهداشت به تفکر انتقادی بود.
روش ها : در یک طرح همبستگی در سال 93-1392، 109 نفر (52 زن و 57 مرد) از دانشجویان رشته بهداشت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های ارزیابی دانشجویان از کیفیت تدریس (SEEQ) و گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا (CCTDI) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 17 و در دو سطح توصیفی (شاخص های میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون های T مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره گام به گام) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: ابعاد تحلیل گری و قدرت سازمان دهی رابطه معنی داری با هیچ یک از ابعاد ارزیابی کیفیت تدریس نداشتند. میان سایر ابعاد گرایش به تفکر انتقادی و ارزیابی از کیفیت تدریس روابط معنی داری وجود داشت. ابعاد ارزیابی کیفیت تدریس توانستند واریانس متغیرهای حقیقت جویی (32%)، فراخ اندیشی (11%)، تحلیل گری (14%)، قدرت سازمان دهی اطلاعات (15%)، اعتمادبه نفس برای تفکر انتقادی (24%)، کنجکاوی (17%)، میزان رشدیافتگی (23%) و در نهایت، گرایش به تفکر انتقادی (17%) را تبیین نمایند.
نتیجه گیری: کیفیت تدریس استاد در گرایش دانشجویان بهداشت به تفکر انتقادی موثر است.
ضرورت طراحی واحد درسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: در جنگ و بحران، امداد و انتقال سریع و صحیح مجروحان و مصدومان به مناطق امن یا مراکز درمانی، بسیار حایز اهمیت است و اثرات نامطلوب را به حداقل می رساند. بنابراین پرستاران خصوصاً پرستاران نظامی می بایست در این زمینه تبحر و مهارت کافی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف طراحی برنامه درسی امداد و انتقال برای دانشجویان مقطع کارشناسی پرستاری با رویکرد نظامی انجام شد.
روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و پیمایشی است که در سال 1392 انجام شد. برای انجام مطالعه 48 نفر از اساتید و صاحب نظران به صورت هدفمند با استفاده از تکنیک دلفی و به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع انتخاب شدند. ابتدا با مطالعه کتابخانه ای و جستجوی اینترنتی، سرفصل مطالب مربوط به برنامه درسی امداد و انتقال، استخراج و تنظیم شد. نظر کارشناسان در خصوص عناوین پیشنهادی به روش دلفی جمع آوری و براساس نسبت روایی محتوی (CVR) امتیازبندی شد. سپس در جلسه گروه کارشناسان ارشد مورد بررسی قرار گرفت و به تصویب نهایی رسید. داده ها با نرم افزار SPSS 19 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: براساس نظرسنجی انجام شده، برنامه درسی امداد و انتقال در دوره کارشناسی پرستاری با رویکرد نظامی شامل دو واحد تئوری، یک واحد عملی و یک واحد کارآموزی طراحی شد.
نتیجه گیری: با توجه به موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران در منطقه، توانمندسازی پرستاران نظامی در زمینه امداد و انتقال مصدومان در حوادث، بحران ها و جنگ در قالب واحد درسی، امری ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.
بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر انجام گردید. در این پژوهش، از طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری کل دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهر مشهد بودند. 40 دانش آموز به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین گردیدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی (میدلتن و میگلی، 1997) بود که متشکل از خرده مقیاس های خودکارآمدی ریاضی (باور انگیزشی) و مشغولیت شناختی (باور شناختی) در درس ریاضی بود. ابتدا پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پیش آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید، پس از آن برنامه پرورش خلاقیت ریاضی بر روی گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات آموزشی بار دیگر پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پس آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید. داده ها در نرم افزار spss وارد شد و با استفاده از آماره های توصیفی و آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه میانگین تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون خودکارآمدی شغلی و مشغولیت تحصیلی در دو گروه کنترل و آزمایش نشان داد که عملکرد ریاضی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش معنی داری یافت. بنابراین پرورش خلاقیت ریاضی تاثیر معنی داری بر بهبود خودکارآمدی ریاضی و مشغولیت شناختی دانش آموزان در درس ریاضی داشت. لذا پیشنهاد می شود در طراحی محتوای دوره های آموزشی، به منظور بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان، تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت به خوبی گنجانده شوند.
بررسی روند پدیدآیی پژوهش برنامه درسی و طبقه بندی سنت ها و صاحب نظران فعال در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش، یکی از ابعاد مهم رشته های علمی به شمار می آید. در مقاله حاضر در چند بخش درباره پژوهش برنامه درسی بحث شده است. پس از مقدمه ای پیرامون وضعیت پژوهش برنامه درسی کوشش شده است بر اساس روند تاریخی، تلاش ها و آثار سال های گذشته تا امروز ذکر شود. در ادامه، از منظر چهار سنت فعال در عرصه پژوهش برنامه درسی و بر محور صاحبنظران برجسته هر سنت، به پژوهش برنامه درسی پرداخته شده است. در سنت چارچوب شناسی و تعریف متغیرهای پژوهش برنامه درسی به دیدگاه های جانسون،کیمپستون، راجرز و پوزنر؛ در سنت پژوهش تجربی در برنامه درسی به اندیشه های واکر؛ در سنت دیدگاه ها یا پارادایم های پژوهش برنامه درسی به نظرهای شوبرت، هاگرسون، کانلی، کلاندینین، آئوکی و رید و در سنت گونه ها یا روش های پژوهش برنامه درسی به آثار و دیدگاه های ادموند شورت پرداخته شده و روند تحول اندیشه های او مطرح گردیده است. در بخش پایانی مقاله، ضمن اشاره به ظهور چشم اندازهای جدید در پژوهش برنامه درسی، مباحث جمع بندی شده است.
طراحی مقیاس ارزشیابی عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۵
105 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین مقیاس مناسب ارزشیابی از عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاه بوده است. در این راستا یک سؤال پژوهشی مطرح شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در سال تحصیلی 90-13891 بودند. افراد نمونه مطالعه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های موردنیاز پرسشنامه محقق ساخته با 46 گویه بسته پاسخ بود. از مجموع 200 پرسشنامه توزیع شده در دانشکده های موردمطالعه 126 پرسشنامه بازگشت داده شد. به منظور بررسی روایی مقیاس موردنظر از روش تحلیل عاملی استفاده شد. بر این اساس 7 عامل آمادگی، تسلط علمی و پیوستگی محتوای تدریس استاد؛ آماد ه سازی منابع درسی و مشارکت در برنامه های رشد حرفه ای و تخصصی؛ روابط انسانی و مدیریت کلاس؛ فرایند ارزشیابی از آموخته های دانشجویان و ایجاد رغبت به یادگیری؛ حجم کاری؛ سابقه تدریس و حجم دانشجو در کلاس؛ ایجاد انگیزه و استفاده از روش ها و منابع اثربخش در تدریس، استخراج شد. در کنار هفت عامل استخراج شده، استفاده از چهار منبع به منظور ارزشیابی از عملکرد آموزشی استادان شامل پوشه کار، خود ارزشیابی، ارزشیابی توسط مدیر و ارزشیابی همکاران، مناسب تشخیص داده شد. درنهایت مقیاسی پیشنهاد شد تا از طریق آن عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی به طور نسبتاً جامع مورد ارزشیابی قرار گیرد.
شناسایی سبک های یادگیری دانشجویان دانشگاه صنعتی کرمانشاه به منظور ارائه رو شهای تدریس اثربخش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۶
149 - 172
حوزههای تخصصی:
سبک های یادگیری نقش بسزایی در یادگیری بهینه و افزایش بازدهی آموزش دارند. از این رو، شناخت سبک های یادگیری دانشجویان در جهت دهی به فعالیت های تدریس و یادگیری حائز اهمیت است. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی سبک های یادگیری دانشجویان دانشگاه صنعتی کرمانشاه در سال تحصیلی 91 - 90 با استفاده از پرسشنامه استاندارد سبک های یادگیری کلب ) 2005 ( انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه صنعتی کرمانشاه تش یکل دادند ) N=526 (. از این تعداد با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 223 نفر نمونه به روش نمون هگیری طبقه ای چند مرحله ای به نسبت متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبک های یادگیری کلب و ویژگی های دموگرافیک بود و داده های گردآوری شده با بهره گیری از نرم افزار spss16 تحلیل گردید. نتایج نشان داد مرحله یادگیری غالب و سبک یادگیری مرجح دانشجویان مورد مطالعه، به ترتیب آزمایشگری فعال و سبک جذ بکننده می باشد. بر اساس یافته های تحقیق، بین متغیرهای سال ورود به دانشگاه، جنسیت، رشته و دوره تحصیلی با سبک یادگیری دانشجویان رابطه معنی داری مشاهده نگردید. بر اساس یافته های این پژوهش پیشنهاد م یشود جهت انطباق روش های تدریس با سبک یادگیری دانشجویان و تدریس اثربخش، مدرسان دانشگاه صنعتی کرمانشاه از روش هایی نظیر مدل سازی ذهنی و پروپوزال نویسی طر حهای مرتبط با هریک از رشته های تحصیلی بهره گیرند.
مستندسازی تجربیات روسای دانشگاه ها،ضرورتی در مدیریت دانش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۷
7 - 34
حوزههای تخصصی:
امروزه دانشگاه ها به عنوان مرکزی متشکل از عوامل و منابع مادی و مالی و انسانی شامل اساتید، کارکنان و دانشجویان قابل تصور است که در آن به تبادل دانش و اشاعه آن پرداخته می شود و نقش سرمایه ای دانشگاه به خوبی مشخص و مورد توجه جامعه و دولت می باشد. برهمین اساس، فرایند مدیریت دانش از رسالتهای اصلی یک دانشگاه به شمار م یآید و در کشور ما هم به دلیل وجود مراکز، مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه های متعدد، این رسالت مورد توجه و انتظار بوده است و همه ساله هزینه هنگفتی صرف آزمایش و خطا در خصوص تصمی مگیری روسا و مدیران دانشگاهی م یگردد. حال برای رسیدن به این رسالت و کاهش هزینه های ناشی از آزمایش و خطا در تصمیمات مدیران و خصوصا روسای دانشگاه ها، ایجاب م یکند تا با مستند سازی تجارب زیسته مدیریتی روسای دانشگا هها و بازیابی و استفاده از آن تجارب، ضمن انجام این رسالت دانشگاه، پاسخگوی نیازهای ذینفعان داخلی و خارجی دانشگا هها با حداقل هزینه و در کمترین زمان ممکن نیز بود. انتقال تجربه روسای دانشگاه نیازمند حلقه اتصالی به نام برنامه دانشگاه است و برای انجام این امر لازم است اصول و ساز و کار مستند سازی تجربیات سازمانی روسای دانشگاه ها و فرهنگ سازی و آموزش لازم در حوزه های متصور فردی، دانشگاهی و فرا دانشگاهی روسای دانشگاه ها شکل گیرد و روسای دانشگاه ها بپذیرند که اقدام به مستندسازی تجارب مدیریتی، برای همه مدیران بعدی نوعی فرصت است و اقدام دانشگا هها به تدوین و تصویب مقرراتی که بتواند انتقال تجربه مدیریتی را نهادینه نماید و به شک لگیری فرهنگ انتقال تجربه مدیریتی منجر شود، ضرورت دارد و در دنیای معاصر نیز فراخوانی، تقویت، توسعه و انتشار دانش سازمانی از طریق مستندسازی تجارب مدیران به عنوان یکی از محورهای اساسی مدیریت دانش، همواره مورد توجه می باشد.
مقایسه تأثیر روش های تدریس سکوسازی، حل مسئله و سنتی بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر روش های تدریس فعال بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی بود و به مقایسه تأثیر روش های تدریس سکوسازی، حل مسئله و سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی درس ریاضی شهرستان ورامین پرداخته شد. در یک طرح نیمه آزمایشی 45 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه جایگزین شدند. گروه های آزمایش به طور مجزا 10 جلسه تحت به کمک روش های سکوسازی و حل مسئله آموزش دیدند و گروه کنترل با روش سنتی آموزش دید. همه گروه ها آزمون معلم ساخته پیشرفت تحصیلی را به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه تکمیل کردند. داده ها با روش کوواریانس تحلیل شدند.نتایج نشان داد در مرحله پس آزمون روش سکوسازی برخلاف روش حل مسئله باعث افزایش پیشرفت تحصیلی شده است. اما در مرحله پیگیری اثر روش های تدریس سکوسازی و حل مسئله در افزایش پیشرفت تحصیلی تفاوت معنی داری نداشتند. گرچه اثر روش سکوسازی زودتر از روش حل مسئله بروز می کند، اما در بلند مدت میان این دو روش تدریس تفاوت معنی داری وجود ندارد. بنابراین روش های تدریس سکوسازی و حل مسئله در افزایش پیشرفت تحصیلی مؤثر هستند.
بررسی تأثیر آموزش به روش بدیعه پردازی بر تفکرخلاق دانش آموزان چهارم ابتدایی در درس علوم تجربی شهرستان سلماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین تأثیر روش تدریس بدیعه پردازی بر رشد تفکر خلاق دانش آموزان ابتدائ ی پای ه چهارم در درس علوم تجربی در شهرستان سلماس در سال تحصیلی 92-1391 انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمام دانش آموزان مقطع چهارم ابتدائی در سال تحصیلی 92-1391 می باشد که جمعاً 50 دانش آموز دختر از بین دبستان های دخترانه به عنوان نمونه به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد. این پژوهش به روش شبه تجربی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شده و جهت جمع آوری اطلاعات از آزمون خلاقیت تورنس استفاده شده است. گروه آزمایش به مدت 3 ماه تحت آموزش به شیوه روش بدیعه پردازی در درس علوم تجربی قرار گرفته و گروه کنترل نیز به شیوه معمول و سنتی مدارس به یادگیری پرداختند. داده ها و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون کواریانس تحلیل گردید. نتایج و یافته های پژوهش حاضر حاکی از تأئید فرضیه های اساسی این تحقیق می باشد. در این بررسی نتایج فرضیه ها نشان می دهد که روش تدریس بدیعه پردازی در رشد قابلیت اصالت، سیالی و بسط وانعطاف پذیری پاسخ ها و ایده های دانش آموزان تأثیر مثبت دارد.
بررسی سهم متغیرهای سطح دانش آموز و مدرسه بر عملکرد خواندن دانش آموزان براساس داده های پرلز 2006(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی روابط میان عملکرد خواندن و برخی متغیرهای زمینه ای در سطح مدرسه و دانش آموز و بررسی درصد واریانس هریک از سطوح در تبیین واریانس عملکرد خواندن است. به همین منظور داده های پایه چهارم مطالعه بین المللی پرلز 2006 در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. این تحلیل بر نمونه ایرانی شامل3978 دانش آموز پایه چهارم ابتدایی 208 مدرسه تاکید دارد. متغیرهای مورد استفاده در این تحلیل از دو سطح انتخاب شده اند: سطح دانش آموز (خودپنداره، نگرش و میزان مطالعه) و سطح مدرسه (میزان مطالعه معلم). در این مقاله با بهره گیری از نرم افزار HLM داده های پرلز تحلیل شده و به سبب ماهیت این داده ها از تکنیک مدل یابی چندسطحی استفاده شده است زیرا در داده های پرلز دانش آموزان درون کلاسها، کلاسها درون مدارس و مدارس درون کشورها آشیانه شده اند. نتایج تحلیل دوسطحی، اطلاعات دقیق تری در مورد عوامل مؤثر بر عملکرد خواندن به دست می دهد و نشان دهنده این است که دو متغیر سطح دانش آموز یعنی خودپنداره و نگرش، رابطه ای معنادار با عملکرد خواندن ندارند ولی میزان مطالعه رابطه ای مثبت و معنادار با عملکرد خواندن دارد و هر سه متغیر حدود 15/1 درصد از واریانس عملکرد خواندن را تبیین می کنند. همچنین رابطه متغیر سطح مدرسه (میزان مطالعه معلم) نیز با عملکرد خواندن مثبت و معنادار است و این متغیر 43 درصد از واریانس عملکرد خواندن را تبیین می کند.
تاثیر آموزش مهارت تریز در تقویت روحیه کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش تریز بر تقویت روحیه کارآفرینی کارکنان و مدیران واحدهای فناور پارک علم و فناوری و مرکز رشد دانشگاه سمنان (جامعه آماری 112 نفر) انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی بوده است. در مجموع 70 نفر به صورت نمونه در دسترس، بر حسب حضور یا عدم حضور در کارگاه آموزش تریز در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. کارگاه آموزش تریز به مدت 16ساعت برای گروه آزمایش برگزار شد. اطلاعات، با استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش روحیه کارآفرینی (samadaghaei,2006)، جمع آوری شد. بعد از گردآوری داده ها و تجزیه و تحلیل آماری با مقایسه گروه آزمایش و کنترل مشخص شد که، آموزش تریز، بر خلاقیت، استقلال طلبی، و روحیه کارآفرینی (نمره کل) مدیران و کارکنان تاثیر دارد. هم چنین آموزش تریز بر مخاطره پذیری مدیران، و مرکز کنترل و تحمل ابهام کارکنان نیز تاثیر دارد. با توجه به نتایج پژوهش اخیر می توان دریافت که با آموزش تریز می توان روحیه کارآفرینی را در کارآفرینان تقویت کرد.
رابطه بین هوش اجتماعی و رفتار مدنی– تحصیلی با اثربخشی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه بوعلی سینا همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین رفتار مدنی– تحصیلی و هوش اجتماعی با اثربخشی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه بوعلی سینا همدان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی (2702) نفر تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری طبقه ای تصادفی تعداد 336 نفر به عنوان نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه: هوش اجتماعی، رفتارمدنی- تحصیلی و پرسشنامه اثربخشی آموزشی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t برای گروه های مستقل و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که: وضعیت هوش اجتماعی پایین تر از سطح متوسط است، اما رفتار مدنی- تحصیلی و اثربخشی آموزشی دانشجویان بالاتر از سطح متوسط می باشد. ضریب همبستگی پیرسون نشان دادکه بین هوش اجتماعی و رفتار مدنی- تحصیلی با اثربخشی آموزشی رابطه مثبت و معناداری در حد متوسط وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه بیانگر آن شد که از بین مؤلفه های هوش اجتماعی، مولفه های پردازش اطلاعات و آگاهی های اجتماعی در پیش بینی اثربخشی آموزشی مؤثر هستند. هم چنین از بین مؤلفه های رفتار مدنی- تحصیلی، مؤلفه های پایبندی به قواعد و برقراری روابط صمیمانه بیش ترین تأثیر را در پیش بینی اثربخشی آموزشی دارند.
رابطه بین توانمندسازی و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین توانمندسازی و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران است. جامعه آماری این پژوهش عبارت از کلیه کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران که در سال 2010 در این سازمان مشغول به خدمت هستند. تعیین حجم براساس جدول مورگان از 1027 نفر کارکنان این سازمان که 613 نفر مرد و 414 نفر زن بودند با استفاده از روش تصادفی ساده ابتداد 260 نفر انتخاب شدند که پس از کنار گذاشتن پرسشنامه های ناقص در مجموعه تعداد 250 نفر از کارکنان این سازمان به عنوان نمونه برای پژوهش حاضر انتخاب شدند. پژوه حاضر با توجه به هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ شیوه جمع آوری داده ها و تحلیل آنها؛ روش مورد استفاده روش توصیفی و از نوع طرح های همبستگی است. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی آزمودنی ها و پرسشنامه توانمندسازی کارکنان، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و پرسشنامه فرسودگی شغلی می باشد که روایی و پایایی آن در این پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی با روش های آزمون ماتریس همبستگی از نوع پیرسون و آزمون رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین توانمندسازی کارکنان و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی کارکنان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. هم چنین بین ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری و ابعاد مختلف توانمندسازی با ابعاد مختلف فرسودگی رابطه منفی وجود دارد ولی بین متغیرهای فرسودگی عاطفی و مسخ شخصیت با پرداخت منصفانه حقوق و بین متغیرهای رشد شخصیتی و احساس استقلال رابطه معناداری علیرغم منفی بودن آن ملاحظه نشد. هم چنین ابعاد مختلف توانمندسازی و ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری به صورت جداگانه توانستند فرسودگی شغلی کارکنان را در جهت منفی پیش بینی کنند.
رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان در سازمان های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان در سازمان های آموزشی به روش توصیفی از نوع همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری شامل تمامی کارمندان ادارات نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهر کرج به تعداد600 نفر که، تعداد 235 نفر به عنوان نمونه آماری با روش تصادفی سیستماتیک و بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده سه نوع پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه سلامت سازمانی(ﻫﻮی و ﺗﺎرﺗﺮ، 2000)، پرسشنامه عدالت سازمانی (نیهوف و مورمن1993، مورمن1991، ومورمن1991) و پرسشنامه رشد حرفه ای (آکفیلت و کوت، 2005) استفاده گردید. در تحلیل داده ها به منظور بررسی رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که، بین سلامت سازمانی در ابعاد نهادی، اداری و فنی و رشد حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین بین عدالت سازمانی در ابعاد توزیعی، تعاملی و رویه ای با رشد حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. در تبیین این رابطه می توان گفت با افزایش و یا کاهش هر یک از ابعاد سلامت و عدالت سازمانی می توان روند افزایشی و یا کاهشی برای رشد حرفه ای کارکنان را پیش بینی نمود.
7 ارزیابی هم ترازی کتاب های کارشناسی زبان انگلیسی تخصصی رشته ها ی علوم انسانی انتشارات سمت و استانداردهای آموزشی مربوطه براساس اهداف آموزشی اندرسون و کراتول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور ارزیابی هم ترازی محتوای کتاب های آموزش زبان انگلیسی با اهداف ویژه در (ESP[1]) انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی) و استانداردهای آموزشی رشته های علوم انسانی بر اساس اهداف شناختی اندرسون وکراتول انجام شده است. از آنجا که این پژوهش از نوع ترکیبی است، از روش های کمی و کیفی استفاده شده است. برای پاسخ گویی به سؤالات این پژوهش، 21 کتاب زبان تخصصی انگلیسی در رشته های علوم انسانی و هم چنین استانداردهای آموزشی آنها با استفاده از چک لیست طبقه بندی شناختی اندرسون و کراتول بررسی شدند. از شاخص هم ترازی پُرتر به عنوان روش تحلیلی (کمی) داده ها برای تعیین میزان هم ترازی استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، اهداف در نظر گرفته شده در کتاب ها (71.06%) و استانداردهای (87.14%) مربوط به آنها را سطوح پایینی (به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بستن) طبقه بندی اهداف آموزشی تشکیل می دهند و تنها 6 12.8درصد استانداردهای آموزشی و 28.94 درصد کتاب ها را اهداف سطوح بالایی اهداف آموزشی (تحلیل کردن، ارزشیابی کردن، آفریدن) به خود اختصاص داده اند. هم چنین نتایج محاسبه ی هم ترازی (0.41) استانداردهای آموزشی و کتاب ها نشان داد که این دو جزء از هم ترازی قابل قبولی برخوردار نیستند.
تأثیر آموزش اندیشه ورزی بر مهارت های فراشناخت حالتی دانش-آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف مطالعه ی اثربخشی اندیشه ورزی بر فراشناخت حالتی دانش آموزان دوره ی متوسطه صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح آزمون مقدماتی و نهایی با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه دوم دوره ی متوسطه ی آموزش و پرورش شهرستان رودسر (205 نفر) در سال تحصیلی 92- 1391 بوده است. که 30 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی 15 نفر اعضای گروه آزمایش را تشکیل دادند و به همین تعداد، از طریق همتاسازی (از لحاظ نمره ی حاصل از آزمون خلاقیت عابدی و معدل سال گذشته) در گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار این تحقیق، پرسشنامه ی فراشناخت حالتی دانش آموزان بود که از 20 عبارت و چهار زیر مقیاس آگاهی، راهبرد شناختی، برنامه ریزی و بررسی خود تشکیل شده است. با توجه به تأیید روایی آن توسط (O Neil & Abedi, 1996) و (Salarifar, 2011)، مقدار پایایی آن با آلفای کرونباخ در چهار زیر مقیاس آگاهی، راهبرد شناختی، برنامه ریزی و بررسی خود 78/0، 77/0، 78/0 و 73/0 محاسبه شد. یافته های حاصل از اجرای آزمون مانکوا نشان داد که بین دو گروه از لحاظ هر چهار متغیر وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی برنامه های آموزش اندیشه ورزی باعث بهبود آگاهی، راهبرد شناختی، برنامه ریزی و بررسی خود می شود.