فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی ذهنیت فلسفی مدیران مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامی است. جامعه آماری این پژوهش را تمام مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می دهند. با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای و طبقه بندی تعداد 558 نفر از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شدند. ابزار سنجش عبارت از پرسشنامه محقق ساخته ذهنیت فلسفی است نتایج تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون پیگردی LSD نشان داد که: 1- بین ذهنیت فلسفی مدیران دانشگاه آزاد اسلامی به تفکیک منطقه تفاوت معنی دار وجود دارد. 2- میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 8 از مدیران مناطق 2، 3، 4، 5، 7 ،10 و منطقه 12 بزرگتر است و برعکس میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران سایر مناطق ذکر شده به همان اندازه از میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 8 کوچکتر است. میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 9 از مدیران منطقه 12 بزرگتر است. برعکس میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 12 به همان اندازه از مدیران منطقه 9 کوچکتر است. همچنین میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 11 از مدیران مناطق 2، 4، 5، 7 ،10 و 12 بزرگتر است و برعکس میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران سایر مناطق ذکر شده به همان اندازه از میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 11 کوچکتر است.
بررسی پایایی و روایی مقیاس اضطراب هستی در بین دانش آموزان مقطع متوسطه استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی پایایی و روایی مقیاس اضطراب هستی (گود و گود، ) نمونه ای متشکل از 226 دانش آموز دختر و 274 دانش آموز پسر به روش نمونه گیری چند مرحله ای از بین دانش آموزان مقطع متوسطه استان ایلام انتخاب شدند و از آنها خواسته شد که به مقیاس اضطراب هستی و مقیاس اضطراب اجتماعی پاسخ دهند. پایایی ابزار پژوهش با روش هماهنگی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی به ترتیب برابر 86/0و80/0 به دست آمد. همچنین به منظور بررسی روایی همگرایی، همبستگی بین مقیاس اضطراب هستی و مقیاس اضطراب اجتماعی محاسبه شد که این همبستگی برابر 53/0 بود. افزون بر این، بیشترین همبستگی مقیاس اضطراب هستی با عامل بی هدف بودن کارها(66/0=r) و کمترین همبستگی آن با عامل عدم علاقه نسبت به انجام کارها (33/0=r) به دست آمد. تحلیل اکتشافی و چرخش عامل ها به شیوه وریمکس نشان داد که ساختار نظری مقیاس از پنج عامل: بی هدف بودن کارها، بی ارزش بودن معنای زندگی، عدم توانایی در متقاعد کردن دیگران، عدم علاقه نسبت به انجام کارها و عدم احساس مسوولیت نسبت به دیگران تشکیل شده است و روی هم 19/38 درصد واریانس کل مقیاس را تبیین می کند.
تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در ارتباط با توانایی های شناختی افراد با آسیب شنوایی، حافظه همواره موردتوجه متخصصان بوده است. به خصوص نقش حافظه دیداری در به یادسپاری و یادآوری علائم نشانه ای مانند حرکات دست در گفتار نشانه دار و زبان اشاره به کرّات موردپژوهش قرارگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان پسر با آسیب شنوایی بود.
روش: طرح پژوهش آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بر این اساس از بین کل دانش آموزان با آسیب شنوایی پسر شهر تهران تعداد 36 نفر از دانش آموزان پسر 7 تا 10 سال مدرسه ناشنوایان باغچه بان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای دهی شدند. پس از 10 جلسه مداخله بر روی گروه آزمایشی، داده ها با استفاده از آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های ادراک دیداری باعث بهبود حافظه دیداری کوتاه مدت در کودکان پسر با آسیب شنوایی گردیده است.
نتیجه گیری: جهت تقویت حافظه دیداری در کودکان با آسیب شنوایی می توان از مهارت های ادراک دیداری استفاده نمود؛ زیرا این مهارت های ادراکی باعث فعال سازی مناطق مربوط به حافظه دیداری و درنتیجه باعث تقویت حافظه دیداری می گردد.
خشم در مادران کودکان دارای نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"بر مبنای دو متغیر سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال، میزان خشم مادران دارای فرزند استثنائی (دیرآموز و عقب مانده عقلی) بررسی شد. 100 مادر دارای فـرزند دیرآموز و عقب مانده عقلی آموزش پذیر، پرسشنامه خشم چند بُعدی (سیگل، 1986) با زیرمقیاسهای برانگیختگی خشم، موقعیتهای فـراخوان خشم، نگـرش خصمانه، خشم بیـرونی و خشم درونی و فـرم اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس دو راهه نشان دادند سطح تحصیلات با میزان برانگیختگی خشم و خشم درونی ارتباط معنادار دارد و مادران با سطح تحصیلات بالاتر از سطوح پایین تر برانگیختگی خشم و خشم درونی برخوردارند.
"
چگونگی برقراری مدیریت و برقراری ارتباط در کلاس درس
منبع:
تربیت ۱۳۷۶ شماره ۱۲۰
حوزههای تخصصی:
مقایسه تأثیر سه شیوه آموزش الکترونیکی، ترکیبی و حضوری بر واکنش و یادگیری در آموزش صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات، تأثیر شگرفی بر فرصت های یاددهی- یادگیری در موقعیت های آموزشی گوناگون؛ از جمله صنعت داشته است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه میزان اثربخشی رویکردهای آموزش الکترونیک و ترکیبی در آموزش های صنعتی بود. این پژوهش در مجموعه پژوهش های شبه آزمایشی قرار گرفته؛ در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل منابع انسانی شرکت هپکو اراک در دو سطح کارشناسی و مدیریتی بود. در سطح کارشناسی، 90 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و به سه گروه گمارش تصادفی یافتند. در سطح مدیریتی به علت محدود بودن افراد، از سرشماری استفاده شد. برای اجرای پژوهش، در آغاز دوره آموزشی «حل مسأله» به سه شکل الکترونیکی، ترکیبی و حضوری طراحی و سپس بر روی کارشناسان گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل همین دوره آموزشی را به شکل حضوری گذراندند. برای طراحی هر سه دوره آموزشی، از مدل طراحی آموزشی گانیه و بریگز استفاده شد. به منظور ارزیابی اثربخشی، سه متغیر وابسته شامل: رضایت فراگیران، رضایت مدیران و یادگیری سنجش شد. ابزار اندازه گیری این متغیرها به ترتیب پرسشنامه، مصاحبه و آزمون بود. تجزیه و تحلیل داده ها نیز در دو بخش کمّی و کیفی صورت گرفت. نتایج پژوهش بیانگر آن است که میزان رضایت فراگیران از رویکرد یادگیری ترکیبی به طور معناداری بیش از دو گروه دیگر است(000/0>p). مدیران فراگیران حاضر در دوره نیز ابراز رضایت بیشتری از یادگیری ترکیبی در قیاس با دو رویکرد دیگر داشتند. در زمینه یادگیری هم نتایج نشان می دهد میزان یادگیری کارشناسانی که در دوره آموزشی ترکیبی حضور داشتند، بیشتر از سایر دوره هاست. (000/0>p).
محیط فراگیر یادگیری پسند: موردی از نوآوری آموزشی و کاربرد آن در تحقق هدف های آموزش برای همه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوآوری آموزشی با به بارآوردن اندیشه های نو در نظام آموزشی سر و کار دارد. رویکرد "محیط فراگیر یادگیری-پسند"(مفید)را می توان موردی از نوآوری آموزشی به شمار آورد. ازطریق این رویکرد، میتوان فرصت های آموزش و یادگیری را برای همهی کودکان، بدون توجّه به ویژگیهای آنان(ازقبیل: جنسیّت، تواناییهای جسمانی، تفاوت های زبانی،قومی و غیره)فراهم کرد. در محیط فراگیریادگیریپسند، فعّالیّت معلّم درجهت ارتقای کیفیّت محیط یادگیری و کیفیّت عملکرد یادگیرنده است.این امر به ویژه در پرورش مهارتهای زندگی قابل توجّه است.علاوه بر آن، نوآوری یادشده رویکردی مناسب برای تحقّق برنامه ی "آموزش برای همه"(EFA)است. برنامهی "EFA" که به وسیلهی چندین سازمان بینالمللی و164کشورجهان مورد تـأییدقرارگرفته است، شش هدف اساسی رادنبال می کند. در این مقاله ابتدا به هدف های برنامه ی "EFA" اشاره میشود, سپس ویژگیهای "مفید" مورد تحلیل قرارمیگیرد و چگونگی استفاده از آن در برنامه یاد شد و نیز در ارتقای کیفیّت یادگیری بحث میشود.
کند و کاو در ترجیحات روش شناختی پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" مقاله حاضر که هدف آن دست یابی به تصویری روشن از دیدگاه های روش شناسی پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت و روان شناسی در ایران می باشد، از پنج بخش تشکیل شده است نخست به سابقه چرخش روش شناسی و عوامل مؤثر بر آن پرداخته شده است. سپس نویسنده به آشکار سازی چارچوب نظری پژوهشی می پردازد که مقاله حاضر حاصل آن پژوهش است. این مبحث با ملاحظه نقادانه ای درباره تفکیک روش شناسی ها به کمی و کیفی آغاز می شود و به دنبال آن گزاره های هفده گانه ای که مبین تمایزات میان روش شناس های رقیب بوده و مبنای تدوین ابزار پژوهش را تشکیل می دهد شرح داده شده است. در پایان موضع تفکیکی نویسنده درباره تمایز میان روش شناسی علوم زیستی با روش شناسی علوم انسانی تشریح شده است.
در بخش بعد روش تحقیق و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات که همان تحلیل محتوا و استنتاج مضامین از آن هاست توضیح داده شده است. در این پژوهش از دو گروه پژوهشگر حوزه علوم تربیتی و روان شناسی به عنوان نمونه انتخاب شده که معرف دو نسل متفاوت از پژوهشگران (متقدم و متأخر) هستند. این تدبیر زمینه را برای مقایسه باورهای روش شناسی این دو گروه در بخش تجزیه و تحلیل داده ها فراهم ساخته است. حاصل این مقایسه نیز نیل به این نتیجه امید بخش است که با گذشت زمان ، نه تنها نزد نسل متأخر بلکه نزد نسل متقدم نیز کثرت روش شناسی مشروعیت یافته و در مقام باور و نظر پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت و روان شناسی ، به ویژه متأخرین، دوره انحصار روش شناسی که متضمن مشروعیت یگانه روش علمی و کمی در پژوهش است را پایان یافته می دانند. این موضوع در بخش آخر مقاله که باهم نگری، مقایسه، بحث و نتیجه گیری شده، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
"
بررسی تاثیر مدل طراحی آموزشی رایگلوث بر یادگیری و یادداری درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مدل طراحی آموزشی رایگلوث بر میزان یادگیری و یادداری درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی پرداخته است. در این پژوهش از روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع طرح دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردید. جامعه این پژوهش تمامی دانش آموزان سال دوم راهنمایی پسر شهرستان کلیبر در سال تحصیلی 90-89 و نمونه آن 40 نفر از این جامعه بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در دوگروهی کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. برای هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون یادگیری، و آزمون یادداری اجرا شد. روش اجرای پژوهش بدین ترتیب بود که گروه آزمایش، فصل 13 کتاب علوم تجربی دوم راهنمایی را به روش مدل طراحی آموزشی رایگلوث آموزش دیدند و گروه کنترل همان فصل را به روش آموزش متداول و سنتی دریافت نمودند. برای تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی، شاخص هایی نظیر میانگین و انحراف استاندارد نمرات مورداستفاده قرار گرفت. و در بخش آمار استنباطی و برای بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که بین میزان یادگیری و یاد داری گروه آزمایش و کنترل در درس علوم تجربی تفاوت معناداری وجود دارد و گروه آزمایش از یادگیری و یادداری بهتری بهره مند است. بنابراین، با استفاده از مدل طراحی آموزشی رایگلوث می توان میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان را بهبود بخشید.
تأثیر زمان پخش فیلم آموزشی بر میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان دختر راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر زمان پخش فیلم آموزشی بر میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهرستان ملایر بوده است. روش تحقیق در این مطالعه نیمه تجربی و طرح مورد استفاده پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان سوم راهنمایی مدارس دولتی دخترانه شهرستان ملایر و نمونه شامل 110 نفر بودند که به طور تصادفی انتخاب و در چهار گروه نمایش فیلم آموزشی قبل (27نفر)، ضمن (26نفر)، بعد (26نفر) از تدریس و گروه گواه (31 نفر) تقسیم شدند. از بخش های کتاب جغرافیا بخش های دوم و سوم انتخاب شد. یادگیری و یادداری با استفاده از پیش آزمون، پس آزمون و آزمون یادداری هم ارز بر مبنای محتوای فیلم، مورد سنجش قرار گرفت. قبل از شروع مداخله از هر چهار گروه پیش آزمون به عمل آمد و پس از پایان 10 جلسه، پس آزمون و بعد از 2 هفته آزمون یادداری انجام شد. داده ها با روش های آمار توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی(مدل های خطی تعمیم یافته، آزمون های مقایسه ها ی چندگانه، آنوا و مانوا) تجزیه و تحلیل شد. با توجه به سطح معنی داری نتایج فرضیات (5/0p>) نتایج نشان داد که به کار گیری رسانه ایی مانند فیلم آموزشی در ضمن تدریس برمیزان یادگیری و یادداری دانش آموزان تأثیر بیشتری دارد.
نیازسنجی آموزشی کارکنان شاغل در صنعت بیمه مکمل درمان به منظور دستیابی به یک مدل تلفیقی کارآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله نیازسنجی آموزشی کارکنان شاغل در صنعت بیمه مکمل درمان به منظور دستیابی به یک مدل تلفیقی کارآمد می باشد؛ مدلی که بتواند برخی محدودیت های نیازسنجی همچون طولانی و هزینه بر بودن، عدم وجود شرح وظایف مصوب و مشکلات اجرایی را برطرف نماید. جهت دستیابی به هدف فوق شرکت آتیه-سازان حافظ با 6 رشته شغلی و نمونه ای 259 نفری به عنوان جامعه آماری انتخاب شد. ابتدا جهت دستیابی به یک مدل نیازسنجی، با ترکیب دو مدل نیازسنجی شغل و شاغل، یک مدل متناسب، طراحی و با استفاده از ابزار پرسش نامه شرح وظایف 6 رشته شغلی استخراج و «نیازهای هر شغل» در سه حیطه دانش، نگرش و مهارت فهرست گردید. داده های به دست آمده از پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی، شامل آزمون t تک گروهی و t دو گروه وابسته، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و «نیازهای آموزشی کارکنان» مشخص و با استفاده از آزمون برآورد دامنه براساس نوع نیاز (فوری، استراتژیک، مداوم و خنثی) اولویت بندی گردید. در نهایت مدل تلفیقی نیازسنجی با استناد بر نتایج اجرای پژوهش بازنگری و تبیین گردید.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان با مشکل بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین عوامل مؤثر درافزایش عزت نفس دانش آموزانی که از مشکل بینایی در رنج هستند،آموزش مهارت های زندگی می باشد.این مطالعه با هدف تعیین و تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان با مشکل بینایی در شهر سبزوار انجام گرفته است. این پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون می باشد، جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموز دختر و پسر (N=30) با مشکل بینایی مقاطع راهنمایی و دبیرستان شهر سبزوار می باشد که 18 نفر از آنهابه شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.آزمودنیها ابتداپرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت را تکمیل و بعد از آن، آموزش مهارتهای زندگی صورت گرفت. بعد از آموزش، مجدداً پرسشنامه تکمیل گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS17 و آزمون T تجزیه و تحلیل شد. نتایج مطالعه بیانگر آن است که عزت نفس دانش آموزان با مشکل بینایی تحت تأثیر آموزش مهارت های زندگی افزایش می یابد(P
الگوی معیار صلاحیت حرفه ای معلمی در تراز جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۴ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۳۴
9-30
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان تربیت و توسعه حرفه ای معلمان را انگاره ای بی بدیل در تضمین کیفیت سامانه های آموزشی دانسته اند. این مهم چنانچه به منظور رصد افقهای شایستگی و بالندگی در زوایای تعلیم و تربیت معلمان انجام شود، هدفی والا و گران سنگ خواهد بود. در این پژوهش با تکیه به روش مطالعه کیفی «فراترکیب» تلاش شده است که الگویی معیار (جامع و استاندارد) برای سنجش صلاحیت حرفه ای معلمی ارائه شود؛ الگویی که هم ناظر بر معیارهای روزآمد و پیش رو ارزیابی باشد و هم حوزه های کلیدی برنامه درسی تربیت معلم را پوشش دهد. بر اساس بروندادهای پژوهش، از میان شانزده سند بالادستی ملی، متون علمی و اسناد بین المللی، در مجموع 28 مدل مفهومی، 6098 کد آزاد، 1655 مضمون و 218 محور موضوعی احصا شد. بر پایه یافته ها، ساختار نهایی این الگو در 7 ساحت، 33 حوزه محوری و 158 شاخص صلاحیت با نام «الگوی معیار سنجش صلاحیت حرفه ای معلمی در تراز جمهوری اسلامی ایران» پدید آمد. ساحتهای هفتگانه این الگو عبارت اند از: 1. برنامه ریزی و آماده سازی برای آموزش؛ 2. برنامه ریزی و طراحی برای یادگیری؛ 3. مدیریت پیرامون و محیط یادگیری؛ 4. آموزش اثربخش؛ 5. مسئولیت سازمانی و توسعه حرفه ای؛ 6. سرمایه اجتماعی و فعالیت فرهنگی و 7. معنویت ، اخلاق و خداباوری. برایند پژوهش حاکی از آن است که الگوی پیش رو: (الف) ناظر بر تربیت معلم در نظام ارزشی اسلام؛ (ب) نخستین گام در راه معیارسنجی حرفه ای معلمی؛ (ج) برآورنده نیاز داخلی برای سیاستگذاری و تهیه آزمونهای ارزیابی و (د) همسو با شرایط و ملاحظات نظری و عملی ارزیابی در تراز جمهوری اسلامی ایران می باشد.
ارتباط معلم - دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل : نقش واسطه ای : نقش واسط های انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۷
35 - 58
حوزههای تخصصی:
مدارس و معلمان نقشی فرهنگی در رشد و توسعه علمی دانش آموزان و کسب پیشرفت های آموزشی آن ها بر عهده دارند. از آن جمله می توان به انگیزش اشاره کرد که به صورت تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری است و توسط محیط پیرامون تشویق و حمایت م یشود و یا بالعکس بر اثر بی توجهی، تضعیف م یگردد در پی آن عملکرد یا علاقه به ادامه یا ترک تحصیل رخ می دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی در رابطه ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل است. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه ی سوم راهنمایی و اول دبیرستان مناطق شهری شهرستان شهرکرد بود که در سال تحصیلی 93 - 1392 مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش 400 نفر بودند که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی ) ،)ASRQ مقیاس سنجش عملکرد تحصیلی مورد انتظار) AP (، پرسشنامه) QTI (، مقیاس ترک تحصیل الرند و همکاران) 1997 ( و پرسش نامه خود گزارشی از ترک تحصیل. یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی می تواند در رابطه بین ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه و ترک تحصیل نقش واسطه ای داشته باشد) 01/0 نتایج نشان داد که با بهبود روابط معلم دانش آموز ضمن افزایش انگیزش و بهبود عملکرد دانش آموز می توان تصمیم به ترک تحصیل را در دان شآموزان کاهش داد.
مقایسه اثربخشی آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی- اسنادی بر درک مطلب دانش آموزان نارساخوان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی- اسنادی بر درک مطلب دانش آموزان نارساخوان دختر پایه چهارم ابتدایی در دبستان های منطقه 3 آموزش و پرورش اصفهان پرداخته است. روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه مورد مطالعه را همه دانش آموزان نارساخوان دختر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1386-1385 تشکیل می داد. نمونه های پژوهش 30 نفر از دانش آموزان نارساخوان دختر بودند که پس از اجرای آزمون سنجش توانایی خواندن، چک لیست نارساخوانی، آزمون درک مطلب و فرم B آزمون هوشی کتل، بر اساس دو ملاک نارسایی در خواندن و درک مطلب انتخاب شدند و افراد گروه نمونه به طور تصادفی در سه گروه 10 نفری، دو گروه آزمایشی (آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی) و یک گروه کنترل جایگزین شدند. سپس دو گروه آزمایشی در 8 جلسه 45 دقیقه ای به مدت یک ماه و نیم تحت آموزش قرار گرفتند و در پایان جلسات، پس آزمون درک مطلب بر روی سه گروه انجام گرفت. یافته ها: تحلیل و مقایسه اطلاعات به دست آمده از نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون درک مطلب سه گروه آموزش اسنادی، آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (P<0.001). تفاوت میانگین ها نشان داد که نمرات پس آزمون درک مطلب گروه آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی از گروه آموزش اسنادی بیشتر بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده، می توان این احتمال را مطرح کرد که آموزش راهبردهای فراشناختی - اسنادی در مقایسه با آموزش اسنادی، تاثیر بیشتری بر درک مطلب دانش آموزان نارساخوان داشته است.