فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش مقایسه کارایی دوره یادگیری ترکیبی با دوره های یادگیری الکترونیکی و حضوری در درس ریاضی در میان دانش آموزان دختر و پسر سال اول دبیرستان های شهرستان اردبیل بود. در این پژوهش از روش آزمایشی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان سال اول دبیرستان های استان اردبیل تشکیل می دادند که از میان آن ها150 نفر به عنوان نمونه آماری، به روش نمونه گیری خوشه ای، انتخاب شدند. دانش آموزان در این پژوهش در سه گروه با سه روش مختلف یادگیری یعنی دوره های یادگیری ترکیبی، حضوری و الکترونیکی در درس ریاضی آموزش دیدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته در درس ریاضی بود که به دو شیوه الکترونیکی و چاپی تهیه شده بود ضریب پایایی آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مذکور 88 /. بود. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس یک طرفه ) تحلیل شد و نتایج نشان داد که میزان یادگیری دانش آموزانی که در دوره های ترکیبی درس ریاضی شرکت کرده بودند از دانش آموزانی که در دوره های صرفاً الکترونیکی و صرفاً حضوری در درس ریاضی شرکت کرده بودند بیشتر است.
یک کودکستان و مرکز آموزش پیش دبستانی موفق چه ویژگی هایی دارد؟
حوزههای تخصصی:
نیازسنجی آموزشی براساس روش دیکوم و استاندارد آموزشی 10015(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی نیازهای آموزشی براساس روش دیکوم و استاندارد آموزشی ایزو 10015 می باشد. جامعه آماری مهندسان پروژه شرکت طراحی و مهندسی صنایع پتروشیمی بودند که بطور هدفمند تعداد 103 نفر از مورد تحقیق قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه محقق ساخته است که پرسشنامه اول براساس الزامات استاندارد ایزو 10015 و پرسشنامه دوم براساس روش دیکوم و نظر مهندسان خبره پروژه، شایستگی ها و صلاحیت های مهندس پروژه در سه بعد دانش، نگرش و مهارت، تدوین و پس از محاسبه روایی و پایایی، اجرا گردید. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش ترکیبی و شامل دو بخش کیفی و کمی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است بین وضعیت موجود و مطلوب نیازسنجی آموزشی براساس استاندارد آموزشی 10015 از دیدگاه مهندسان پروژه تفاوت معناداری وجود دارد و "مستند ساختن و تعیین استانداردهای لازم جهت شناخت شایستگی های مورد نیاز هر شغل" دارای بالاترین اولویت می باشد. همچنین یافته ها نشان می دهد که براساس روش دیکوم، مهندسان پروژه دارای شش وظیفه ی اصلی و سی وظیفه فرعی می باشند. بررسی نیازهای آموزشی مهندسان پروژه در سه بعد دانش، مهارت و نگرش نیز براساس روش دیکوم نشان می دهد که تفاوت معناداری بین وضعیت موجود و مطلوب وجود دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در بعد دانش، مؤلفه ی "آشنایی با مدیریت دانش"، در بعد مهارت، مؤلفه ی "تسلط به اصول و فنون مذاکره" و در بعد نگرش، مؤلفه ی "قدرت انعطاف پذیری" دارای بالاترین اولویت می باشد که به عنوان مهم ترین نیازهای آموزشی مهندسان پروژه به حساب می آیند.
مقایسه تأثیر آموزش الکترونیکی با روش سنتی بر یادگیری مهارت های زبان انگلیسی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کاربردصحیح فن آوری های جدید مثل رایانه و تجهیزات وابسته به آن، به خصوص چند رسانه ای ها، در آموزش و یادگیری اهمیت به سزایی دارد و به بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری کمک می کند. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر آموزش الکترونیکی با روش سنتی بر یادگیری مهارت های زبان انگلیسی دانش آموزان انجام گرفت. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، شبه آزمایشی بود .جامعه آماری متشکل از کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه مشغول به تحصیل در شهرستان خوی به تعداد 1165 نفر بود. از میان آنان 44 نفر به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از ورقه های امتحانی درس زبان انگلیسی، استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون tدو گروه مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر این بود که آموزش الکترونیک در تدریس بر مهارت های خواندن، نوشتن، گوش کردن و صحبت کردن در درس انگلیسی در مقایسه با روش سنتی مؤثرتر است.
تحلیل نقش دانشگاه پژوهی در برنامه درسی آموزش عالی از دیگاه متخصصان برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز رشد انتظارات از دانشگاهها منجر به شکل گیری دانشگاه هایی شده است که بطور مستمر با محیط پیرامون خود در ارتباط می باشند و سعی می کنند تا انتظارات ذینفعان خود را درک و پاسخ دهند. در راستای شکل گیری این روند، مفهوم دانشگاه پژوهی به عنوان فرایند که ضمن توجه به محیط بیرون، امکان بهبود های درون ی را فراهم می سازد، پدید آمده است. یکی از بهبودهای درون محیطی دانشگاهی می تواند در برنامه درسی نظام آموزش عالی اتفاق بیافتد. در این پژوهش تلاش گردید تا ذهنیت متخصصان برنامه درسی با توجه به تجربیات مختلف آنها درباره دانشگاه پژوهی و ارتباط آن با برنامه درسی در نظام آموزش عالی مورد شناسایی قرار گیرد. برای این منظور از روش کیو استفاده شد. داده های پژوهش از 20 متخصص جمع آوری و براساس روش کیو مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که متخصصان برنامه درسی با سه رویکرد متفاوت به ارتباط میان دانشگاه پژوهی و برنامه درسی در نظام آموزش عالی نگاه می کنند. در نگاه اول، متخصصان دانشگاه پژوهی را عاملی برای ایجاد مسائل جدید برای برنامه درسی ذکر می کنند. در نگاه دوم، معتقدند که دانشگاه پژوهی می تواند راهبردها و چشم اندازهای برنامه درسی را تحت تاثیر قرار دهد و در نگاه سوم، اعتقاد بر این است که دانشگاه پژوهی موجب تسهیل بکارگیری دانش می شود و می تواند برنامه درسی را به سمت کاربرد بیشتر سوق دهد.
Consciousness-raising tasks versus deductive approach: Two form-focused instruction types in teaching grammar to Iranian high school EFL learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Consciousness-raising (CR) task is a new way of teaching grammar developed in communicative contexts although little has been written on the effectiveness of CR tasks in EFL setting. The present study is an attempt to investigate the impact of CR tasks in Iranian EFL setting by comparing them with deductive، grammar lessons common in the Iranian schools. The subjects of this study were 80 EFL pre-university male students who were randomly assigned to an experimental group and a control one. The control group received three ordinary teacher-fronted، deductive lessons، a common way of teaching methodology in Iran، on three grammatical structures (adverb placement، indirect object placement and the use of relative clause). The experimental group، however، was treated with three ‘consciousness-raising’ (CR) tasks dealing with the same target structures. The results showed that in the short-run، CR tasks were as effective as deductive approach in promoting the learners’ grammatical knowledge while in the long-run، the CR group maintained their gains more effectively than the deductive group. The conclusion is that CR tasks can function more effectively than deductive approach if the following conditions are met: (a) performing the consciousness-raising tasks in learners’ L1; (b) providing the learners with feedback whenever they encounter a problem in solving the tasks; (c) grouping the learners in such a way that at least one learner in each group would be more proficient than the other members to help the less proficient ones understand and discover the rules more effectively.
اثربخشی شن بازی درمانی بر کاهش نشانه های افسردگی کودکان در طبقه اجتماعی اقتصادی پایین.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش: هدف: این پژوهش با هدف بررسی کارایی شن بازی درمانی در کاهش نشانه های افسردگی کودکان طبقه پایین اجتماعی اقتصادی انجام شده است. روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع چندخط پایه استفاده شد. سه کودک هفت تا ده سال از طبقه پایین اجتماعی اقتصادی که دارای نشانه های افسردگی متوسط تا خفیف بودند با شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه افسردگی کودکان (CDI)، مقیاس پنج سوالی افسردگی، پرسشنامه علام مرضی کودکان (CSI-4)، مقیاس خودپنداره کودکان (CSCS) برای آزمودنی ها به کار گرفته شد. شرکت کنندگان چهارده جلسه مداخله درمانی دریافت کردند و مرحله پیگیری نیز سه ماه پس از پایان درمان انجام شد. نتایج: نشان داد که شن بازی درمانی برای کاهش نشانه های افسردگی کودکان طبقه پایین اجتماعی اقتصادی موثر واقع شده است. نتیجه گیری: شن بازی درمانی برای کاهش نشانه های افسردگی کودکان از کارایی لازم برخوردار است. کلیدواژه ها: شن بازی درمانی، نشانه های افسردگی، طبقه اجتماعی اقتصادی
پذیرش دانش آموزان دارای اختلالات شنیداری توسط همسالان در مدارس تلفیقی و غیرتلفیقی (عادی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: پژوهش حاضر به منظور تعیین میزان پذیرش دانش آموزان دارای اختلال شنیداری توسط دانش آموزان عادی در مدارس تلفیقی و غیر تلفیقی (عادی) انجام شده است. تحقیقات گوناگون نشان داده اند عامل پذیرش دانش آموزان استثنایی توسط دانش آموزان عادی در موفقیت برنامه های تلفیقی یا فراگیرسازی(Inclusion) موثر می باشد.
مواد و روش تحقیق: روش پژوهش در این تحقیق زمینه یابی می باشد و برای توصیف میزان پذیرش دانش آموزان نیمه شنوا از پرسشنامه(Acceptance Scale) استفاده شده است. نمونه های تحقیق شامل 323 دانش آموز عادی دختر و پسر کلاسهای سوم، چهارم و پنجم دبستانهای تهران بودند که همکلاسی دارای اختلال شنوایی داشتند. این نمونه ها بطور تصادفی از مناطق پنج گانه تهران انتخاب گشتند. همچنین این پژوهش یک نمونه 65 نفری از دانش آموزان همین مقاطع تحصیلی را در مدارس غیر تلفیقی جهت مقایسه مورد بررسی قرار داد. برای بررسی پایایی یا اعتبار، پایایی تقسیم به نصف اسپرمن – براون 82%+ بود همچنین ضریب آلفا 77%+ گزارش شد. در روش آزمون مجدد در دو موقعیت به فاصله سه هفته ضریب ثبات 68%+ بود. در این تحقیق تاثیر جنسیت و نوع مدرسه (تلفیقی، غیر تلفیقی یا عادی) بر میزان پذیرش دانش آموزان دارای اختلال شنیداری مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش در زمینه عامل جنسیت نشان داد که در مدارس تلفیقی پذیرش دانش آموزان پسر بیشتر از دختران است و در مورد مقایسه میزان پذیرش در مدارس تلفیقی و غیر تلفیقی (عادی)، نتایج نشان دهنده میزان پذیرش بالاتر در مدراس تلفیقی می باشد.
بحث و نتیجه گیری: همانطور که از نتایج پیداست دانش آموزان نیمه شنوای مدارس تلفیقی از میزان پذیرش بالاتری توسط همکلاسیها برخوردارند. این برتری در مدارس تلفیقی بیانگر این واقعیت است که تجربه تماس و آشنایی با کودکی که نیازهای ویژه دارد می تواند بر پذیرفته شدن این دانش آموزان توسط دانش آموزان عادی اثر گذار باشد. محدودیتهای این پژوهش و کم بودن پژوهشها در این زمینه ضرورت پژوهشهای بیشتر بخصوص در زمینه مداخلات مناسب جهت افزایش پذیرش را آشکار می سازد.
"
فناوری آموزشی در تربیت بدنی و چالشهای فرارو
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر انجام گردید. در این پژوهش، از طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری کل دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهر مشهد بودند. 40 دانش آموز به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین گردیدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی (میدلتن و میگلی، 1997) بود که متشکل از خرده مقیاس های خودکارآمدی ریاضی (باور انگیزشی) و مشغولیت شناختی (باور شناختی) در درس ریاضی بود. ابتدا پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پیش آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید، پس از آن برنامه پرورش خلاقیت ریاضی بر روی گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات آموزشی بار دیگر پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پس آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید. داده ها در نرم افزار spss وارد شد و با استفاده از آماره های توصیفی و آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه میانگین تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون خودکارآمدی شغلی و مشغولیت تحصیلی در دو گروه کنترل و آزمایش نشان داد که عملکرد ریاضی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش معنی داری یافت. بنابراین پرورش خلاقیت ریاضی تاثیر معنی داری بر بهبود خودکارآمدی ریاضی و مشغولیت شناختی دانش آموزان در درس ریاضی داشت. لذا پیشنهاد می شود در طراحی محتوای دوره های آموزشی، به منظور بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان، تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت به خوبی گنجانده شوند.
بررسی جایگاه رویکردهای آموزشی پداگوژی، آندراگوژی و هیوتاگوژی در توسعه حرفه ای معلمان مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
96 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه رویکردهای آموزشی پداگوژی، آندراگوژی و هیوتاگوژی در توسعه حرفه ای معلمان مدارس متوسطه خوزستان است. پژوهش حاضر با توجه به هدف، کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها آمیخته از نوع اکتشافی است. روش پژوهش در بخش کیفی از نوع مرور سیستماتیک و در بخش کمی در زمره تحقیقات توصیفی پیمایشی قرار دارد. در بخش کیفی شاخص های محتوا، هدف، راهبردهای یادگیری و ارزشیابی سه رویکرد مورد نظر استخراج و در ادامه داده ها به وسیله پرسشنامه محقق ساخته گرداوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام معلمان استان خوزستان است که تعداد 380 نفر با استفاده از جدول مورگان به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای بررسی روایی از روایی محتوایی و ظاهری و برای پایایی این ابزار از آلفای کرونباخ استفاده شد. داده های این پژوهش به وسیله آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های حاصل از مرور سیستماتیک اسناد و مدارک مؤلفه های عناصر محتوا، هدف، راهبردهای یاددهی- یادگیری و ارزشیابی در سه رویکرد پداگوژی، آندراگوژی و هیوتاگوژی مشخص کرده است. از بین رویکردهای مختلف جایگاه رویکرد پداگوژی در توسعه حرفه ای معلمان مطلوب است و توجه به رویکردهای آندراگوژی و هیوتاگوژی در سطح مطلوبی قرار ندارد. توسعه حرفه ای معلمان نیازمند تدوین برنامه های منعطف تر و با تمرکز بر نیازهای آموزشی معلمان است که این مهم از طریق مشارکت بیشتر معلمان در تدوین عناصر محتوا، هدف، راهبردهای یاددهی- یادگیری و نوع ارزشیابی است.
بررسی الگوهای تشخیصی ادراک نمود و واقعیت در کودکان پیش دبستانی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی قدرت تشخیص نمود ادراکی از واقعیت ادراکی در کودکان پیش دبستانی است .گروه نمونه مشتمل بر شصت کودک با فاصله سنی 5/3-5/4 سال بود که از کودکستانهای منطقه دو آموزش و پرورش شهر شیراز به طور تصادفی انتخاب شدند.تأثیر آموزش بر قدرت تشخیص نمود از واقعیت و عوامل جمعیت شناسی بررسی و کنترل شد. به منظور کنترل تأثیر آموزش‘گروه نمونه به طور تصادفی به دو گروه 30 نفری گواه و آزمایش تقسیم بندی شدند و آموزش به شکل انفرادی برای گروه آزمایش صورت گرفت . نتایج اولیه نشان داد که عامل آموزش و نیز عوامل جمعیت شناختی بر نحوه ادراک کودک تأثیری ندارند.لذا تحلیل روی کل نمونه60نفری صورت گرفت.نتایج در کل‘حاکی از آن بود که هراندازه امکان مقایسه خاصه های نمودی با خاصه های واقعی ممکن باشد‘خطای نمود ادراکی کاهش می یابد.مطابق این الگو‘خاصه های ذهنی بیشترین خطای نمود ادراکی را از خود نشان دادند‘سپس خاصه های عینی(مثل اندازه شیی)که کودک معیار مقایسه ای حقیقی برای آن در مقابل خود ندارد و در انتها‘کمترین خطای نمود ادراکی مربوط است به خاصه های عینی که کودک میتواند آن را با شیی حقیقی مقایسه کند .همچنین نتایج نشان داد که برخلاف نتایج پاره ای از پژوهش ها ‘ هویت ادراکی نیز دچار خطای نمود ادراکی میشود.پژوهش پس از بررسی الگوهای ادراکی به طرح سؤالاتی نیز در این زمینه پرداخته است .
آموزش کودکان دارای نارسایی توجه/بیش فعالی: راهبردها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان کودکان دارای اختلال، کودکان مبتلا به نارسایی توجه/بیش فعالی بیشترین مشکلات را در کارکردهای تحصیلی دارند. این کودکان به دلیل ضعف در کارکردهای اجرایی و مشکلات رفتاری در توجه و تمرکز بر مطالب درسی، انجام تکالیف درسی، رعایت قوانین و مقررات مدرسه و کلاس و سازگاری با هم کلاسی ها با مشکلات جدی مواجهند. این مسائل علاوه بر کارکردهای خانوادگی و تحصیلی بر خودپنداره و اعتماد به نفس آنان تاثیر منفی بر جای می گذارد و کودکان مبتلا را در چرخه ای از روابط منفی گرفتار می کند. اغلب این کودکان مشکل هوشی ندارند و باید در مدارس عادی جایدهی شوند و محیط کلاس و برنامه های آموزشی باید با توجه به نیازهای ویژه آنان انطباق داده شود. از آنجایی که کودکان ساعات زیادی را در مدرسه سپری می کنند، لازم است معلمان و سایر کارکنان مدرسه نسبت به ویژگی های این اختلال، مدیریت رفتار این کودکان در کلاس و شیوه های آموزش آنان شناخت کسب کنند و به این کودکان کمک کنند تا بیشترین بهره را از محیط آموزشی ببرند. به دلیل اهمیت این مسئله پژوهش حاضر با هدف ارائه راهبردهای آموزشی مناسب و روش های انطباق برنامه و محیط کلاس صورت گرفته است. این پژوهش مروری است و داده های آن با استفاده از مطالعه پیشینه نظری و پژوهش های انجام شده گردآوری شده است.
تدریس به روش معکوس در آموزش عالی: روایت های یک مدرس دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی روایت های یک مدرس دانشگاه و اجرای آموزش به شیوه معکوس پرداخته است. پژوهش مورد نظر روایی است و به انگاره تحقیقات کیفی و تفسیر گرایانه تعلق دارد. منبع داده های این پژوهش روایت چهارترم آموزشی در آموزش عالی است. تحلیل داده ها نشان می دهد در این شیوه آموزشی با همان اجزای کلاس سنتی، سر و کار داریم اما چیدمان و نتیجه ای که از آن حاصل می شود، می تواند متفاوت باشد.در تفسیر این روایت، برخی چالشهایی که در مسیر اجرای این شیوه آموزشی وجود داشته اند مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.این پژوهش به تحلیل روایت"" آموزش به روش معکوس"" در آموزش عالی پرداخته است.
" یادگیری صریح یک مهارت ادراکی – حرکتی به دنبال سکته مغزی با استفاده از دست مبتلا "(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: بررسی یادگیری صریح در بیماران مبتلا به سکته مغزی یک طرفه و مقایسه آن با افراد سالم و تعیین نقش عوامل مؤثر بر یادگیری این بیماران هدف این مطالعه می باشد.
روش بررسی: در این تحقیق تحلیلی مورد - شاهدی، از یک نرم افزار کامپیوتری جهت بررسی یادگیری حرکتی استفاده شده است که طی آن 4 مربع با رنگهای مختلف بر صفحه نمایشگر ظاهر می شد و داوطلب به محض مشاهده هر مربع باید کلید تعریف شده مرتبط با آن را فشار می داد. 15 بیمار مبتلا به سکته مغزی با انتخاب هدفمند و غیر تصادفی و 15 فرد سالم همسان که با گروه مورد جور شده بودند، در این تحقیق شرکت داشتند. در روز اول 8 بلوک حرکتی تمرین می شد. 24 ساعت بعد یک آزمون یادآوری از داوطلبین بعمل می آمد که شامل دو بلوک حرکتی با الگوی منظم بود. همه داوطلبین راست دست بوده و بیماران نیز دارای ابتلای سمت راست بوده و با همان سمت مبتلا تمرین را انجام می دادند و زمان سکانسها و بلوکهای حرکتی به عنوان متغیر تحقیق اندازه گرفته می شد.
یافته ها: انجام بلوکهای تحقیق در بیماران با اختلاف معنی داری کندتر از افراد سالم بود (05/0 P<). بین زنان و مردان چه در بیماران و چه در افراد سالم اختلاف معنی داری وجود نداشت. همچنین متغیرهای سن، جنس و سطح تحصیلات تأثیر قابل توجهی بر نتایج تحقیق نداشت(05/0 P>). زمان انجام بلوکهای حرکتی در دفعات آخر نسبت به دفعات ابتدایی کاهش معنی داری در هر دو گروه داشت(05/0 P<).
نتیجه گیری: اگرچه بیماران مبتلا به سکته مغزی یک طرفه، درمجموع حرکت را کندتر از افراد سالم همسان انجام می دادند، اما یادگیری حرکتی که بصورت کاهش پایدار در زمان بلوکها تعریف شده بود، در هر دو گروه سالم و بیمار وجود داشت. به عبارت دیگر بیماران مبتلا به سکته مغزی در طی انجام حرکت با دست مبتلا قابلیت یادگیری حرکتی را دارا هستند. "
" عوامل موثر بر نگرش معلمان ویژه و عادی نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"یکی از مهمترین عوامل موثر بر موفقیت برنامه های یکپارچه سازی آموزشی دانش آموزان عقب مانده ذهنی در مدارس عادی نگرش مثبت معلمان است. از این رو، در این پژوهش عوامل موثر بر نگرش 495 معلم از دبستانهای عادی و استثنایی (247 معلم عادی و 248 معلم ویژه) در شهر تهران مورد مقایسه قرار گرفت. در پژوهش حاضر، به منظور سنجش نگرش معلمان مورد مطالعه نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان، پس از اعمال انطباقهای ضروری، از مقیاس نگرش به پژوه (1992) استفاده شد. در این مطالعه میزان تماس اجتماعی، جنسیت، سن، گذراندن دوره آموزشی ضمن خدمت، پایه تدریس، میزان اطلاعات، سطح تحصیلات و سابقه تدریس به عنوان متغیرهای مستقل و نگرش معلمان نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان به عنوان متغیر وابسته محسوب می شد. نتایج به دست آمده نشان داد:
الف) نگرش معلمان ویژه (استثنایی) نسبت به دانش آموزان عقب مانده ذهنی و یکپارچه سازی آموزشی آنان از نگرش معلمان عادی مثبت تر است.
ب) آن گروه از معلمان استثنایی و عادی زن و جوان که با کودکان عقب مانده ذهنی تماس اجتماعی بیشتر داشته اند، درباره آنان اطلاعات درست بیشتر داشته اند، از سطح تحصیلات بالاتر برخوردار بوده اند و دوره آموزشی درباره آنان گذرانیده اند، نگرش مثبت تر ابراز کرده اند.
"
تغییر برنامه درسی آموزش عالی: (مورد: برنامه درسی دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییر برنامه درسی آموزش عالی (برنامه درسی رشته برنامه ریزی آموزشی در چهار عنصر محوری برنامه درسی شامل هدف، محتوا، فرصت های یاددهی - یادگیری و ارزشیابی صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی و دانشجویان شش دانشگاه دولتی بودند که رشته برنامه ریزی آموزشی را در سطح کارشناسی ارشد داشتند. با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای، دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، اصفهان و مازندران جهت اجرای تحقیق انتخاب و32 نفر اعضای هیأت علمی و93 نفر دانشجویان کارشناسی ارشد مورد بررسی قرار گرفتند. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود. جهت بررسی عنصر هدف، اهداف اصلی دوره مندرج در سند مصوب ""مشخصات کلّی برنامه ی درسی و سرفصل دروس""، برای عنصر محتوا ضرورت وجود دروس، تعداد واحدها و سرفصل آن مندرج در سند مصوب و جهت عناصر فرصت های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی وضعیت موجود این دو مؤلفه بر اساس برنامه درسی اجرا شده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن بود که از دیدگاه اساتید اهداف اصلی دوره، دارای مطلوبیت نسبی بوده و تغییر در این عنصر ضروری نمی باشد؛ در حالی که دانشجویان خواستار تغییر اهداف اصلی دوره بودند. در مورد عنصر محتوا، اساتید و دانشجویان معتقدند که تقریباً تمامی دروس این رشته بایستی حفظ شود و با تعداد واحدهای موجود این دروس نیز موافق بودند. اما از دیدگاه اساتید و دانشجویان مؤلفه اهداف دروس از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و خواستار تغییر در این مؤلفه محتوای برنامه درسی بودند. در مؤلفه سرفصل دروس نیز به استثناء درس پایان نامه اساتید و دانشجویان بر این باورند که تغییر در تمامی دروس ضروری است. در مورد عنصر ارزشیابی از دیدگاه اساتید به غیر از درس پایان نامه بقیه دروس نیازمند بازنگری و تغییر بود؛ در حالی که دیدگاه دانشجویان در این عنصر همه دروس نیازمند تغییر بودند.