فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، شناسایی ادراک اساتید دانشگاه فرهنگیان از فرهیختگی و عوامل زمینه ساز آن درراستای تقویت مبانی فرهنگی برنامه درسی بود. برای دستیابی به این هدف، از پارادایم تفسیری با رویکرد کیفی و کاربست تحلیل مفهومی از نوع تفسیر مفهوم و روش های اسنادی-کتابخانه ای، توصیفی-تحلیلی و جُستار نظریه پردازانه، بهره برده شد. جامعه مطالعه، شامل 11 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال 1403-1402 با استفاده از نمونه گیری هدفمند معیارمحور بود. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. یافته ها در دوبخش ادراک اساتید از فرهیختگی، شامل ادراک کلی (7 مورد) و ادراک خاص فرهیختگی (9 مورد) و بخش بایستگی های آن، شامل چهارزمینه ی: فردی (2 مورد)، اجتماعی (4 مورد)، آموزشی (5 مورد) و موقعیتی (1 مورد)، ارائه شد. نتایج نشان داد، درراستای تقویت مبانی فرهنگی برنامه درسی، در کنار برنامه ریزی برای علم پروری و مهارت پروری، توجه به اخلاق پروری نیز جهت کسب مدارج بالای فرهیختگی، ضروری است. دراین راستا، می توان زمینه ی فرهیختگی فراگیران را فراهم ساخت.
مقایسه برنامه درسی سایه با برنامه درسی پنهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
283 - 306
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه رویکرد برنامه درسی سایه با برنامه درسی پنهان و نسبتِ حضورشان در برنامه درسی رسمی بود که ازنظر مفهومی، مشابهت زیادی باهم دارند. رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع جستارنظرورزانه بود و داده ها به روش اسنادی گرداوری و به روش تأملی بررسی و تحلیل شدند. براساس یافته های این پژوهش، برنامه درسی پنهان در سطوح مختلف از قبیل کلاس درس، مدرسه و سیاست گذاری کلی نظام آموزشی، جایگاه مشخصی در برنامه درسی رسمی ندارد. درحالی که برنامه درسی سایه، حضور محسوسی داشته و در مقابل برنامه درسی رسمی قرار می گیرد. دانش آموزان الزاماً از وجود برنامه درسی پنهان، آگاهی ندارند، اما طراحان برنامه درسی و سیاست گذاران آموزشی در سطح کلان، با آگاهی از این ظرفیت استفاده کرده و معمولاً طراحی آن هدفمند است. یافته دیگر این بود که هم دانش آموزان و هم تدوین کنندگان برنامه های درسی و سیاست گذاران آموزشی، نسبت به برنامه درسی سایه آگاهی دارند و باوجودی که آن را به رسمیت نمی شناسند، و در مواقعی از آن دفاع می کنند. همچنین، برنامه درسی سایه به شکل تجربه، عمل، رفتار و تعاملات اجتماعی نمود پیدا می کند، درحالی که برنامه درسی پنهان، ماهیتی ضمنی و مستتر در برنامه درسی رسمی دارد .
تاثیر اعتیاد به شبکه های مجازی بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان متوسطه با نقش واسطه ای احساس تنهایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دوره نوجوانی به خودی خود پر از چالشهای رشد و فشارهای اجتماعی است. ازاین رو درگیر شدن در شبکههای اجتماعی می تواند آسیبهایی بر وضعیت تحصیلی دانشآموزان به همراه آورد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اعتیاد به شبکههای مجازی بر بهزیستی تحصیلی دانشآموزان با میانجی گری احساس تنهایی میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر جمع آوری دادهها توصیفی-پیمایشی و روش آن همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری به شمار میآید. جامعه آماری پژوهش را دانشآموزان متوسطه شهرستان مینودشت در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل داده اند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای ابتدا از بین مدارس 6 مدرسه انتخاب شده است؛ سپس به صورت نمونه-گیری تصادفی ساده تعداد 220 نفر به عنون نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. برای جمعآوری دادهها، از پرسشنامه های استاندارد اعتیاد به شبکههای اجتماعی خواجهاحمدی ، احساس تنهایی دهشیری و همکاران و پرسشنامه بهزیستی تحصیلی تومینینسوینی و همکاران استفاده می شود. تحلیل دادهها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرمافزار smart pls انجام میشود. برازش مطلوب مدل اندازهگیری، ساختاری و برازش کلی مدل مورد تائید قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد اعتیاد به شبکههای مجازی تأثیر معکوس و معنیداری بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد و بر احساس تنهایی تاثیر مستقیم و معنیدار دارد. همچنین یافته های پژوهش دلالت بر تأثیر منفی و معنادار احساس تنهایی بر بهزیستی تحصیلی دارد. همچنین احساس تنهایی می تواند نقش میانجی را در رابطه بین اعتیاد به شبکه های مجازی و بهزیستی تحصلی داشته باشد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر میزان بهزیستی تحصیلی و احساس تنهایی دانش آموزان تاثیرگذار است و هر اندازه شدت اعتیاد به شبکه های مجازی بیشتر شود دانش-آموزان احساس تنهایی بیشتری می کنند و بهزیستی تحصیلی آنان نیز کاهش پیدا میکند.
Exploring the Identity Development of Teenagers with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۲ No. ۱ (۲۰۲۴) : Serial Number ۵
13-20
حوزههای تخصصی:
The objective of this study is to explore the identity development of teenagers with learning disabilities (LD). This qualitative research employed a phenomenological approach, utilizing semi-structured interviews to gather in-depth data from participants. Nineteen teenagers (10 males and 9 females) aged 13-18 years, diagnosed with LD and enrolled in special education programs at three urban high schools, were purposively sampled. The interviews, lasting 45 to 60 minutes each, were transcribed verbatim and analyzed using a thematic approach to identify key themes and subthemes. Four main themes emerged from the data: personal experiences, social interactions and relationships, self-perception and identity, and coping strategies and support systems. Participants reported significant academic challenges, leading to emotional distress and lowered self-esteem. Social interactions varied, with positive relationships providing crucial support and negative interactions exacerbating feelings of isolation. Identity development involved navigating dual identities and coping with internal conflicts. Effective coping strategies, such as seeking help and using assistive technology, contrasted with less adaptive methods like avoidance. Supportive family and educational environments were essential for positive identity development and emotional resilience. The study highlights the complex interplay of factors influencing the identity development of teenagers with LD. Academic challenges, social interactions, and coping strategies significantly impact their self-perception and overall well-being. The findings underscore the need for inclusive educational practices, supportive teacher-student relationships, and comprehensive mental health resources to foster positive identity formation and improve outcomes for adolescents with LD.
بررسی خوانش پست مدرنیسم از تحولات دانش با تاکید بر دیدگاه فوکو و الزامات آن برای عناصر برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف پاسخ به این سؤال که نگرش نسبت به دانش چه الزاماتی را برای عناصر برنامه درسی به دنبال خواهد داشت؛ به بررسی تحولات دانش از دیدگاه پست مدرنیسم با تأکید بر دیدگاه فوکو پرداخته است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است که با روش مرور نظام مند صورت پذیرفت. محیط پژوهش (جامعه آماری) تمام تألیفات و مقالات مربوط به پست مدرنیسم، فوکو و برنامه درسی بود که با نمونه گبری هدفمند و با کلمات کلیدی فارسی و انگلیسی از سال 1383 تا 1400 انتخاب شد. یافته ها: نشان داده اند که در دیدگاه پست مدرنیسمی فوکو، آنچه در دوران مدرن هست نه پیشرفت است و نه نشانی از پیدایش پیوندی میان دانش و آزادی بدان سان که پیشروان و نمایندگان روشنگری چشم داشته اند؛ بلکه پیوند روزافزون دانش و سلطه است. به زعم فوکو، هیچ رابطه ی قدرتی بدون تشکیل حوزه ای از دانش متصور نیست و هیچ دانشی هم نیست که متضمن روابط قدرت نباشد از دیدگاه فوکو، این خوانش درزمینه عناصر برنامه درسی منتج به نتایجی از قبیل توجه به تعلیم و تربیت انتقادی و متکثر، درنظرگرفتن آموزش همگانی به عنوان بسط فناوری انضباطی، توجه به برنامه درسی به عنوان یک جریان سیاسی در مقابل یک فعالیت خنثی و توجه به مکانیسم هایی از قبیل نظارت، ردیابی و کمی سازی در تعلیم و تربیت خواهد شد. همچنین. الزامات این نگاه به دانش برای عناصر برنامه درسی، دربرگیرنده مواردی از قبیل توجه به آموزش وپرورش انتقادی، تردید در پذیرش محتوای آموزشی به عنوان غیر تاریخی، خنثی، جدا از ارزش و قدرت، توجه به تکثر و عدم تمرکز در آموزش وپرورش خواهد شد.
مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زیسته دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان از مشارکت و همدلی مردمی برای مدیریت بحران کرونا(از منظر آثار تربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۱۵۶-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زیسته دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان از مشارکت و همدلی مردمی، برای مدیریت بحران کرونا، از منظر آثار تربیتی بود. پژوهش با رویکرد پدیدارشناختی انجام شده است. داده ها از طریق یک پرسشنامه باز- پاسخ محقق ساخته گردآوری شده و اعتبار پرسشنامه را ده متخصص دانشگاه فرهنگیان تأیید کرده اند. نمونه آماری پژوهش به روش هدفمند، نمونه گیری موارد مطلوب و ادامه تا اشباع نظری شناسایی و داده ها از طریق 37 نفر از دانشجو-معلمان ممتاز و سرآمد دانشگاه فرهنگیان کشور(به انتخاب و معرفی همکاران هیئت علمی) گردآوری شدند. براساس نتایج پژوهش، در حوزه شناخت مقوله الگوبرداری از پویش مشارکت و همدلی مردمی شامل الگوبرداری از ایثار و فداکاری و نحوه مدیریت مردمی بحران و مقوله افزایش شناخت در مورد بیماری کرونا، راههای کنترل آن، شیوه های مراقبت از خود و دیگران، اهمیت سلامتی و ارتباط سلامت فردی و اجتماعی به دست آمده است. در حوزه رفتاری، همراهی دانشجویان با این حرکت و حمایت از آن، تغییر سبک زندگی، افزایش شکیبایی، ترجیح منافع جمعی بر فردی و تغییرات گفتاری گسترده در ارتباطات کلامی و تعاملات زبانی استخراج شده است. اثرات تربیتی پویش مشارکت و همدلی در حوزه نگرشی، در سه زمینه باورها، شامل رشد باورهای دینی مانند توکل، صبر، شکر و قدرشناسی از نعمتها، مسئولیت پذیری، شامل رشد حس مسئولیت پذیری و تعهد و رشد عواطف و تمایلات سازنده مانند عشق، محبت و مهربانی، احترام، همدلی، افتخار به هویت ایرانی، امنیت و آرامش، رضایت، امید، نوعدوستی، وطن دوستی، شوق و ارزشمندی و رشد تمایلاتی چون تمایل به خدمت، ایثار، فداکاری و مشارکت استخراج شده است.
رابطه خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و حمایت اجتماعی خانواده با تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، شناسایی رابطه خودکار آمدی تحصیلی، عزت نفس و حمایت اجتماعی خانواده با تاب آوری تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش بود. روش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمام دانش آموزان تیزهوش دختر دوره دوم متوسطه (پایه دهم و یازدهم) شهر تهران در سال تحصیلی (1402-1401) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 181 نفر به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. شرکت کنندگان در این پژوهش به مقیاس خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان، 1999)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده خانواده (پروسیدانو و هلر، 1983)، سیاهه تاب آوری تحصیلی (ساموئلز، 2004) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار 24SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و حمایت اجتماعی خانواده رابطه مثبت و معنی داری با تاب آوری تحصیلی دارند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 58 درصد از واریانس تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش بر اساس متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و حمایت اجتماعی خانواده قابل پیش بینی است که از این میان عزت نفس با واریانس 38/0، بیشترین سهم را در پیش بینی متغیر تاب آوری تحصیلی دارد. بر این اساس، خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و حمایت اجتماعی خانواده در قالب یک الگوی پیش بین، تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: با توجه به این یافته، لازم است در ایجاد و تقویت تاب آوری تحصیلی دانش آموزان تیزهوش مجموعه ای از عوامل درون فردی (خودکارآمدی تحصیلی و عزت نفس) را در کنار عوامل برون فردی (حمایت اجتماعی خانواده) در نظر داشت و با فراهم ساختن بستری برای پرورش و ایجاد این عوامل و پاسخ به نیازهای روانی یادگیرندگان، تاب آوری آنها را در فرایند تحصیل افزایش داد.
اثر تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی مبتنی بر رویکرد حس بازی بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
۱۳۴-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی مبتنی بر رویکرد حس بازی بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال یادگیری اجرا شد. پژوهش: این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. سی و شش نفر از کودکان دختر با اختلال یادگیری به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه که شامل دو گروه تمرین (گروه حسی حرکتی با رویکرد حس بازی، گروه حسی حرکتی با رویکرد هدفمدار) و یک گروه کنترل بودند، قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، مؤلفه های حافظهکاری و برنامه ریزی و حل مسئله به ترتیب توسط آزمون های ان بک و برج لندن سنجیده شدند. سپس، گروه های تمرین به صورت دو جلسه شصت دقیقه ای در هفته، در بازه زمانی هشت هفته در تمرینات شرکت کردند. در این مدت، گروه کنترل آموزش های عادی و روتین خود را دریافت کردند. در مرحله پس آزمون، متغیرهای وابسته مجدداً اندازه گیری شدند. جهت تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس مرکب استفاده شد. یافته ها: تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی مبتنی بر رویکرد حس بازی موجب بهبود مؤلفه حافظهکاری در گروه حس بازی نسبت به گروه کنترل و بهبود مؤلفه برنامه ریزی و حل مسئله در گروه حس بازی نسبت به گروه های هدفمدار و کنترل شد(05/0>p). نتیجه گیری: تمرینات یکپارچگی حسی حرکتی مبتنی بر رویکرد حس بازی می تواند به عنوان یک مداخله بر بهبود کارکردهای اجرایی این گروه کودکان اثرگذار باشد.
برررسی رابطه تکنو استرس بر مشغولیت تحصیلی با نقش میانجی خستگی حاصل از فناوری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر تکنو استرس بر درگیری تحصیلی با نقش میانجی خستگی تکنولوژیکی در یادگیری آنلاین دانشجویان بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که در آن روابط ساختاری میان متغیرهای پژوهش با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آن ها 389 نفر (205 زن و 184 مرد)، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نسبتی، انتخاب شدند و به پرسشنامه های تکنو استرس، درگیری تحصیلی و خستگی تکنولوژیکی پاسخ دادند. برای تحلیل داده های آمار توصیفی و ماتریس همبستگی از نرم افزار SPSS (نسخه 25) و برای آزمون فرضیه و مدل پژوهش از نرم افزار AMOS (نسخه 20) استفاده شد که نشان از برازش مطلوب مدل به دست آمده بود. یافته های پژوهش حاکی از این است که تکنواسترس تاثیر مثبت و معنی داری بر درگیری تحصیلی دارد. از طرف دیگر، خستگی تکنولوژیکی تاثیر منفی و معنی داری بر درگیری تحصیلی دارد. هم چنین تکنواسترس تاثیر منفی و معنی داری بر خستگی تکنولوژیکی دارد. بر اساس یافته های به دست آمده از پژوهش می توان نتیجه گرفت که برای افزایش سطح درگیری تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی باید به عوامل و ابعاد تکنواسترس و خستگی تکنولوژیکی بر روی فراگیران توجه کرد.
پیش بینی اضطراب اجتماعی معلمان مدارس نیاز ویژه بر اساس نشخوار فکری و طرحواره های ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف این مطالعه، پیش بینی اضطراب اجتماعی بر اساس نشخوار فکری و طرحواره های ناسازگار اولیه در معلمان مدارس نیاز ویژه بود. روش : پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تمام معلمان مدارس ابتدایی نیاز ویژه استان یزد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. تعداد 120 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت آنلاین، پرسشنامه های اضطراب اجتماعی جرابک (1996)، طرحواره های ذهنی ناسازگار یانگ (1990) و نشخوار فکری نالن-هوکسما و مارو (1991) را تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد رابطه مثبت و معنی دار بین اضطراب اجتماعی با نمره کل نشخوار فکری وجود دارد و مؤلفه بروز داد قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی معلمان بود. همچنین، رابطه مثبت و معنی دار بین اضطراب اجتماعی با طرحواره ناسازگار اولیه بریدگی و طرد وجود داشت و این طرحواره قادر به پیش بینی اضطراب اجتماعی بود. نتیجه گیری: طبق یافته های به دست آمده، نشخوار فکری و طرحواره بریدگی و طرد می توانند میزان اضطراب اجتماعی معلمان مدارس با نیاز ویژه را پیش بینی کند.
در جستجوی تدوین الگوی تضمین کیفیت برای آموزش عالی افغانستان با تمرکز بر نقش فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین الگوی تضمین کیفیت برای آموزش عالی افغانستان با تمرکز بر نقش فناوری های نوین بود. در این پژوهش از روش کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و تا رسیدن به اشباع نظری با 16 تن از اعضای کمیته های تضمین کیفیت دانشگاه های دولتی شهر کابل مصاحبه عمیق انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند بود و افراد به روش گلوله برفی انتخاب شد. بر اساس تحلیل یافته ها 487 کد اولیه، 187 مفهوم و 31 مقوله فرعی در مرحله کد گذاری باز شناسایی گردید، سپس در مرحله کد گذاری محوری ، مقوله های فرعی و مفاهیم باهم ارتباط داده شد و درنهایت کد گذاری گزینشی در قالب الگوی پارادایمی اشتراوس و کوربین انجام شد. مؤلفه های مسئولیت پذیری، رقابت پذیری، تحول علوم انسانی، بومی سازی، عوامل اقتصادی و تضمین کیفیت فرایند ارزشیابی به عنوان عوامل علّی ؛ ساختار اهداف و برنامه آموزشی، ظرفیت اعضای هیئت علمی، توانایی دانشجویان، فضای حاکم دانشگاه و تجهیزات ذیل شرایط زمینه ای ؛ کمبود منابع مالی، منابع مطالعاتی، بروکراسی اداری، وضعیت استاد/دانشجو، فناوری اطلاعات و الگوی بومی تضمین کیفیت به حیث عوامل مداخله گر ؛ ارزشیابی مستمر، برنامه ریزی درسی، توانمند سازی اعضای هیئت علمی، ارتباطات مؤثر، تحکیم روابط دانشگاه با جامعه و صنعت به مثابه راهبردها و پیامد های فردی، سازمانی و فراسازمانی به عنوان پیامد ها طبقه بندی شدند. درنهایت نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که موضوع تضمین کیفیت در آموزش عالی افغانستان بستگی به موجودیت افراد متخصص، تخصیص منابع موردنیاز، حمایت هیئت رهبری و میزان استقلال دانشگاه ها دارد.
آموزش، شکوفایی و تربیت: نسبت و چگونگی کاربست این مفاهیم در عمل تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
75 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی مفهومی و تبیین رابطه سه مفهوم اساسی تربیت، آموزش و شکوفایی و استنتاج کارکردهای آن در نظام تربیتی است. برای این منظور از روش تحلیلی-استنتاجی استفاده شده است. در ابتدا به تبیین سه مفهوم آموزش، شکوفایی، تربیت و نسبت آنها با هم پرداخته شده است و با مرور آثار کلاسیک و نو در حوزه تربیت، درصدد تحلیل این مفاهیم و چگونگی کاربست آنها در نظام تربیتی است. نتایج پژوهش نشان از این دارد که سه مفهوم تربیت، آموزش و شکوفایی به مثابه حوزه های مجزا دارای حالات و کارکردهای خاص هستند. آموزش مجموعه ای از فرایندها است که هدفشان تسلط همراه با فهم است. اما حالت انحرافی و ضعیف آن زمانی است که صرفا تسلط بدون فهم مد نظر باشد. حالتی که به آن کارآموزی گفته می شود. شکوفایی به فعلیت رساندن ویژگی های عمومی (رشد) و ویژگی های منحصربه فرد (نبوغ) توجه دارد. حالت انحرافی در رابطه با شکوفایی عدم تمایز رشد از تحول، تحول از نبوغ و نبوغ از علاقه است. اما تربیت زمانی شکل خواهد گرفت که آموزش و شکوفایی یک شرط ضروری را به همراه داشته باشند. این شرط، ارزشمندی ذاتی است. ارزشمندی ذاتی منجر به آن می شود که نتیجه فرایندهای آموزشی و شکوفا کننده، فردی تربیت یافته یا فرهیخته قلمداد شود. ارزشمندی همچنین حیات بخش و ایجاد کننده روح بر فعالیت های آموزشی و شکوفا کننده مدرسه خواهد بود. رابطه میان مفاهیم فوق چنین است که آموزش و شکوفایی زیربنای تربیت هستند. یعنی تا آموزش و شکوفایی شکل نگیرد تربیتی نیز صورت نخواهد گرفت. از طرف دیگر تربیت حکم روبنا را دارد که هدفش جهت دهی به دو مولفه دیگر است.در صورت فقدان تربیت، نظام مدرسه ای صرفا ماهیتی ابزار گرایانه داشته و فاقد روح و انسانیت خواهد بود. پیشنهادات منتج از این پژوهش که شامل راهکارهایی برای معلمان، مربیان و مجریان برنامه های تربیتی خواهد بود بدین صورت قابل ارائه است: ضرورت تمایز موضوعات فاهمه ای و بی نیاز از فهم و اصالت بخشیدن به هردو، توجه به اهمیت و جایگاه روش های فعال و غیر فعال، تمایز مفاهیم رشد و تحول در شکوفایی، ضرورت نقش هدایت گری تربیت در رابطه با آموزش و شکوفایی به منظور دوری از ابزارانگاری، در هم تنیدگی فهم، چیرگی و رغبت در امر آموزش و شکوفایی، تمایز کوشش و رغبت و تلاش برای منطبق نمودن آنها، تمایز یادگیری و کارآموزی.
آموزه های تربیتی و نخبه پروری از دیدگاه شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی تربیتی مستبدانه و سخت گیری در آموزش، اگر چه افراد مقاوم را به مقامات برتر می سازند ضعیف ها را دچار شکست یا عواقب زیانبار می نماید. شمس تبریزی به عنوان آموزگاری معنوی عقیده دارد که بهترین روش تربیتی برای افرادی خاص که استعداد لازم را دارند الگوی سخت گیرانه است چون تولد دوباره نیاز به گذر از درد زایمان دارد و پلیدی های درون با آسان گیری ریشه کن نخواهد شد. در این مقاله با بررسی روش های تعلیم و تربیت متناسب با روان شناسی جدید، به بررسی روش شمس تبریزی پرداخته و دیدگاه او نقد و ارزیابی می شود. با بهره گیری از روش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل منطقی، با استناد به منابع دست اول نتیجه گیری می شود که در الگوی تربیتی این عارف برای افراد خاصی که استعداد مربوطه را داشته اند در مواردی کارآمد بوده است و اگر چه در آموزش عمومی جدید مورد قبول نیست در تربیت اختصاصی توصیه شده است. او سه نوع مدرسه و سه مقطع تحصیلی را طراحی می کند که از ابتدایی تا نهایی که معرفت می داند تدوین می سازد.
طراحی و اعتباریابی الگوهای مفهومی و روندی برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
105 - 131
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگوهای مفهومی و روندی برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. در راستای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی از نوع روش تحقیق پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و صاحب نظران، برنامه درسی قصد شده رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان، مقالات علمی پژوهشی مرتبط بین سال های 2000 تا 2024 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 15 نفر از صاحب نظران و متخصصان برای مرحله ارائه الگو و 9 نفر از آنان برای مرحله اعتباریابی الگو و فرم الگوی (مفهومی و روندی) پیشنهادی پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در پژوهش حاضر از ابزار مصاحبه و پرسش نامه باز پاسخ و برای روایی ابزارها از روایی صوری، معیار باورپذیری، بررسی توسط اعضا و چندسویه نگری منابع داده ها و برای پایایی ابزارها از روش اسکات، روش حسابرسی و روش توافق بین کدگذاران (ضریب کاپا) استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش مهم ترین مؤلفه های شایستگی های مرتبط با فناوری برای برنامه درسی قصد شده رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان شناسایی شد و الگوی (مفهومی و روندی) پیشنهادی برای برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان طراحی و مورد تأیید قرار گرفت. شایستگی های مرتبط با فناوری در برنامه درسی، حاوی مؤلفه های زیادی است. این مؤلفه ها می توانند در کنار مؤلفه های مربوط به مبانی روان شناسی، اجتماعی و فلسفی قرار بگیرند و در طراحی، تدوین و اجرای برنامه های درسی به کار گرفته شوند.
نقش مهندسی شیمی در توسعه مهندسی (زیست) پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
141 - 166
حوزههای تخصصی:
در این مقاله کوتاه، نخست به نقش مهندسی شیمی در کاربردهای سلامت انسان، با تمرکز ویژه بر مهندسی (زیست) پزشکی اشاره می شود. سپس سابقه تاریخی این نقش در آغاز فعالیت مهندسان شیمی در این زمینه با تأکید بر موارد مهم، بررسی خواهد شد. در ادامه افق های پیش روی مهندسی شیمی در چند زمینه مهم کاربرد مهندسی شیمی در پزشکی مانند زیست مواد، سامانه های دارورسانی و مهندسی بافت، به صورت فشرده توضیح داده می شوند. سپس چگونگی کاربرد اصول مهندسی شیمی، در پیوند مهندسی شیمی و مهندسی بافت پزشکی بالینی به صورت فشرده بیان می شود. آنگاه به چگونگی پدیدار شدن درس های مربوط به گرایش مهندسی (زیست) پزشکی در برنامه آموزشی مهندسی شیمی و توسعه آن تا امروز، از جمله برنامه آموزشی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی- زیست پزشکی در ایران پرداخته و در پایان نتیجه گیری کوتاه ارائه خواهد شد.
واکاوی مبانی اخلاقی نظارت بر فعالیت های مجازی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
97 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش واکاوی مبانی اخلاقی نظارت بر فعالیتهای مجازی دانش آموزان بود. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از نظر روش آمیخته کیفی-کمی با رویکرد اکتشافی متوالی بود. میدان پژوهش بخش کیفی شامل 22 نفر از مدیران مدارس و اساتید دانشگاهی مطلع در زمینه نظارت بر آموزش مجازی بودند که به روش گوله برفی و در حد اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز مدیران مدارس ابتدائی و متوسطه شهرستان بوکان تشکیل می دادند که به روش تعیین حجم نمونه مورگان تعداد 120 نفر بعنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. مصاحبه ها به روش تحلیل تم یا مضمون (کدگذاری تم، مقوله و مفهوم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اعتبار بخش کیفی به روش طبق نظر گوبا و لینکلن (2000) با چهار معیار اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تایید پذیری بررسی و جهت ارزیابی پایایی پروتکل مصاحبه، از روش درصد توافق بین دو کدگذار استفاده شده است. در بخش کمی نیز از روش معادلات ساختاری استفاده شد که پایایی همه ابعاد در آزمون الفای کرونباخ بیش از 7/0 گزارش شد و روایی واگرا و همگرای آن نیز تایید شد. بر اساس یافته های پژوهش نظارت مدیران بر فعالیتهای مجازی دانش آموزان تابع سه مفهوم اصلی اخلاق فردی دانش آموزان، اخلاق اجتماعی و شناسه های اخلاق معنوی- اسلامی در قالب 9 مقوله اصلی و 40 مولفه بود. بنابر نتایج یک چهارچوب برای نظارت بر دانش آموزان در قالب 9 مفهوم کلی ارائه داد که بر اساس نظر خبرگان چهارچوب پیشنهادی این پژوهش از اعتبار و برازش مطلوبی برخوردار است.
اثربخشی ذهن آگاهی کودک محور بر انزوای اجتماعی و تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی ذهن آگاهی کودک محور بر انزوای اجتماعی و تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی با اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری در منطقه 5 شهر تهران در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی، یک مرکز (مرکز اختلال یادگیری کیان بهنود) انتخاب و 30 نفر از دانش آموزان مراجعه کننده به این مرکز به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل جاگماری شدند. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی کودک محور در 10 جلسه (هفته ای دو جلسه یک ساعته) قرار گرفت و به گروه کنترل آموزشی داده نشد. ابزارهای این پژوهش شامل، پرسش نامه انزوای اجتماعی راسل، پیلوا وکورتونا (1980) و پرسش نامه تنظیم هیجان کودکان و نوجوانان گراس و جان (2004) بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و نرم افزار 27 - SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد ذهن آگاهی ویژه کودکان، بر انزوای اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری تأثیر دارد و میزان تأثیر 39/0 بود. همچنین ذهن آگاهی ویژه کودکان بر تنظیم هیجان تأثیر گذار بود و میزان تأثیر 17/0 بود. با توجه به اثربخشی ذهن آگاهی ویژه کودکان، این پژوهش می تواند مورد توجه روان شناسان، معلمان و مشاوران قرار گیرد.
سنخ شناسی الگوهای اقتدار معلمان و تحلیل کیفی نسبت آن با عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
171 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی الگوهای مختلف اقتدار معلمان و تحلیل کیفی نسبت آن با عملکرد (کمی-کیفی) تحصیلی دانش آموزان است. پژوهش با روش کیفی –گراندد تئوری یا روش نظریه بنیادی- با کاربست روش نمونه گیری هدف مند و نظری و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با 32 دانش-آموزان پسر مقطع متوسطه دوره اول، (هفتم و هشتم) انجام گرفته است. تحلیل داده ها با رویکرد «استراوس و کوربین» و با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و 206 مفهوم، 45 مقوله و 14 مقوله محوری شناسایی شدند. یافته ها و مدل پارادایمی پژوهش نشان می دهد شرایط علی به-وجود آمدن الگوهای اقتدار معلمان عبارتند از: «نحوه تدریس معلم»، «شیوه ارتباط و تعامل معلم با دانش-آموزان»، «اخلاق مندی معلم» و «نحوه کنترل کلاس». زمینه شکل گیری پدیده، «بستر خانواده» و «فضای حاکم بر مدرسه» بود. «گروه دوستان»، «رفتارهای غیرکلامی معلم» و «احساس کلی دانش آموزان نسبت به معلم» از جمله مقولات بدست آمده بودند که بر پدیده اثر (مداخله گر) می گذاشتند. دانش آموزان دو نوع راهبرد «پذیرش» و «مقاومت» را در مقابل رفتار و کنش های معلمان، اتخاذ کرده بودند. «ارزشیابی کمی»، «اشتیاق یا عدم اشتیاق به درس و کلاس» و «تداوم یادگیری» از مقولات پیامدی پژوهش به شمار می روند و در نهایت، مقوله هسته تحقیق با عنوان «الگوهای اقتدار معلمان» با سه نوع «الگوی استبدادی، رسمی و دموکراتیک» شناسایی شد. نتیجه: الگوی اقتدار دموکراتیک معلمان می تواند عملکرد کمی و کیفی مطلوبی برای دانش آموزان به ارمغان بیاورد.
سنتز پژوهشی چالش های بومی سازی برنامه های درسی و راهکارهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
155-202
حوزههای تخصصی:
advancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad. The present study is of qualitative type and synthesis research method. The inclusion criteria of researchers in this study were related to the researcher's goal and localization of curricula between 1376-1386 and 2000-2019. Coding method was used to analyze the data. It has been found that localization of their food programs with severe challenges such as, global challenge, teacher training, quality quality, design, execution, lack of time facilities and language challenge and electronic drawing containing subculture culture and ethnic diversity in It is Iran. In addition to synthesis, proposed solutions to address these challenges are also providedadvancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad.
تحلیل محتوای تصاویر زیست شناسی کتاب های علوم تجربی متوسطه اول بر اساس ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
203-236
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای تصاویر بخش زیست شناسی کتاب های علوم تجربی دوره اول متوسطه بر اساس ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به روش آنتروپی شانون است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل محتوای جهت دار است. جامعه آماری پژوهش، کتب درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه (1402-1401) و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390) است. با توجه به ماهیت موضوع و محدودیت جامعه پژوهش، نمونه گیری انجام نشد و کل جامعه مورد مطالعه قرار گرفت. بنابر یافته های پژوهش از مجموع فراوانی 170 تصویر موجود در محتوای زیست شناسی کتاب ها، بیش ترین میزان توجه به ساحت « تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی» و کمترین میزان توجه در کتاب پایه هشتم به ساحت « تربیت اجتماعی و سیاسی» و در کتاب پایه نهم به ساحت های تربیت « اعتقادی، عبادی، اخلاقی» و « علمی و فناوری» است. کتاب پایه هفتم، تنها به چهار ساحت از ساحت های شش گانه پرداخته است. در بازنگری این کتاب، توجه به دو ساحت تربیتی « اقتصادی و حرفه ای» و « علمی و فناوری» به علت اهمیت موضوع ضروری به نظر می رسد. همچنین روش آنتروپی شانون نشان داد بیش ترین و کمترین ضریب اهمیت به ترتیب مربوط به ساحت « تربیت علمی و فناوری» و ساحت « تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی» است.