فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
107 - 120
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی شفقت به خود در بین طلاب حوزه علمیه قم انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه طلاب مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1402 1403 بودند که از این تعداد، نمونه ای به حجم 210 نفر و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه هوش معنوی کینگ (SISRI-2008)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (PVB-1989)، پرسش نامه ذهن آگاهی براون و رایان (MAAS-2003) و پرسش نامه شفقت به خود ریس (SCS-SF-2011) بوده است. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری در بستر نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش معنوی، شفقت به خود و بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و شفقت به خود نیز متغیری است که می تواند نقشی میانجی در رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی داشته باشد. به همین دلیل توجه به مفاهیم هوش معنوی و شفقت به خود به عنوان عواملی مؤثر بر بهبود بهزیستی روان شناختی طلاب بایستی در دستور کار مراجع مرتبط با طلاب همانند حوزه های علمیه قرار گیرد.
پرسش نامه سلامت روان بر اساس مدل مفهومی «سلامت روان اسلامی»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
19 - 34
حوزههای تخصصی:
روان شناسان دین معتقدند ادیان ازجمله اسلام تبیین هایی در زمینه سلامت روان داشته و اندیشمندان دینی با استفاده از مبانی خود به طرح مدل هایی پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف ساخت، رواسازی و اعتیاریابی مقیاس سنجش سلامت روان بر اساس مدل مفهومی رفیعی هنر برای سلامت روان اسلامی انجام شد. در مدل مفهومی که پرسش نامه حاضر بر اساس آن ساخته شده است، سه مضمون کلیدی «توانایی» «مهارگری توحیدی» و «سازش پذیری توحیدی» به عنوان مؤلفه های مدل اسلامی سلامت روان تعیین شد. روش پژوهش این مطالعه پیمایشی و جامعه آماری بزرگسالان بالای 16 سال بود. در این پژوهش از نمونه گیری در دسترس استفاده شد. برای بررسی روایی محتوا نظرات ده نفر از کارشناسان استخراج گردید و همه گویه هایی که CVR آنها کمتر از 99/0 و CVI آنها کمتر از 79/0 بود، حذف شدند. در نهایت 190 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. بر اساس تحلیل عامل اکتشافی چهار عامل سازش پذیری، انگیزش، مهارگری و شناخت استخراج گردید. در مجموع عامل های استخراج شده توانستند 71/50 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین کنند. آلفای کرونباخ برای این مقیاس برابر با 941/0 بود؛ همچنین ضریب گاتمن برابر با 88/0 بود. این مقدار نشان دهنده پایایی قابل قبول و رضایت بخش این مقیاس است. سپس با استفاده از ضریب اسپیرمن براون، پایایی کل مقیاس بر اساس همبستگی بین دو نیمه تخمین زده شد. مقدار ضریب اسپیرمن براون برابر با 89/0 به دست آمد. پیشنهاد می گردد که متخصصان سلامت روان از طریق استفاده از این ابزار بومی جهت ارتقای سلامت روان گام های مؤثری بردارند.
The effectiveness of Mindfulness-Based Well-being Training on Occupational Stress, Resilience and Academic Optimism in Female Teachers
حوزههای تخصصی:
The present study was conducted to determine the effectiveness of mindfulness-based well-being training on occupational stress, resilience, and academic optimism among female teachers in Zahedan. This study employed a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population comprised all female elementary school teachers in Zahedan during the 2024-2025 academic year, from which 40 participants were selected using multistage random sampling and randomly assigned to experimental (n=20) and control (n=20) groups. The experimental group received mindfulness training over eight two-hour sessions. The research instruments included the Occupational Stress Inventory (Osipow, 1998), the Academic Optimism Questionnaire (Beard et al., 2010), and the Connor-Davidson Resilience Scale (2003). Data were analyzed using Multivariate Analysis of Covariance (MANCOVA). The results demonstrated that mindfulness-based well-being training had a significant effect on reducing occupational stress (F=36.37, p=0.001, η²=0.51) and increasing academic optimism (F=24.17, p=0.001, η²=0.41) and resilience (F=6.84, p=0.013, η²=0.16) among teachers. The effect sizes indicated a strong impact of the intervention on improving the studied variables. Therefore, it can be concluded that mindfulness-based well-being training can be utilized as an effective intervention to promote mental health and reduce occupational pressures among teachers.
نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
93 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
Presenting a Structural Model of the Effectiveness of Cognitive-Based Intervention on Fat and Cortisol Profiles with the Mediating Effect of Brain-Behavioral Systems, Cognitive Flexibility in Overweight People with High Stress(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۸, Issue ۱ - Serial Number ۲۳, Winter ۲۰۲۵
25 - 40
حوزههای تخصصی:
Objective : The present study aimed to present and investigate the structural model of the effectiveness of the cognitive-based intervention on cortisol and lipid profiles, with the mediating effect of cognitive flexibility and behavioral brain systems in overweight people with high stress. Method : The research design was experimental with a control group, pre-test-post-test, and follow-up design. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The statistical population of this research was all 190 people referred to the cosmetic surgery clinic in 2023. The research sample consisted of 30 people (15 for the experimental group and 15 for the control group) selected through the purposeful sampling method and according to the research inclusion and exclusion criteria. The respondents answered the Behavioral Activation / Inhibition Systems Scale (Carver & White, 1994) and Connor and Davidson’s Flexibility Questionnaire (2003). A semi-structured interview was used to measure stress. Results : The results of univariate covariance analysis showed a significant difference between the two experimental and control groups in the variables of brain-behavioral systems (F = 3.824, P = 0.035) and cognitive flexibility (F = 4.958, P = 0.032). Also, the effectiveness of the cognitive intervention on cortisol was 0.70. It means that 79% of the changes obtained in the post-test scores of the experimental group were due to the intervention. Conclusion : We can conclude that stress leads to an increase in overweight and a reduction in an individual's flexibility and positive attitude toward body image. Therefore, using Yoga, breathing exercises, cognitive therapy, and treating overweight people to manage their stress correctly is necessary.
مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
139 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی بود. در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران بودند که درمان آنها تکمیل شده بود. جامعه این مطالعه شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان بود که در بهار و تابستان 1403 برای پیگیری منظم به انستیتو سرطان مراجعه کردند. 300 بیمار که شرایط ورود را داشتند بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها پرسشنامه ها را به صورت آنلاین برای FCR (سیمارد و ساورد، 2009)، فرم کوتاه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006)، فرم کوتاه بهزیستی روانشناختی (ریف و کییز، 1995) و ادراک مختصر بیماری (برودبنت و همکاران) تکمیل کردند. ، 2006). داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS (نسخه 26) و نرم افزار AMOS (نسخه 24) استفاده شد. یافته ها نشان داد که جهت همبستگی بین متغیرها در (01/0p<) با تئوری های پژوهش همخوانی دارد. علاوه بر این، مدل با داده ها مطابقت داشت. علاوه بر این، روان رنجورخویی، راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجانی شناختی و ادراک بیماری با ضرایب مسیر کل مثبت مثبت و معنادار و برونگرایی، وظیفه شناسی، راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانشناختی به طور منفی و معنادار تأثیر داشتند.
Examining the Mediating Role of Rumination in the Relationship Between Early Maladaptive Schemas and Job Performance
حوزههای تخصصی:
Background: Early maladaptive schemas (EMSs) and rumination have been recognized as significant factors influencing occupational performance; however, their direct and indirect interactions within the workplace have not been thoroughly investigated. This study aimed to analyze the effects of EMSs on job performance and the mediating role of rumination. Methods: A cross-sectional design was utilized, employing standardized questionnaires to evaluate EMSs, levels of rumination, and job performance among employees. Structural equation modeling (SEM) was used to ascertain the direct and indirect relationships between the variables. Results: The findings revealed that EMSs exerted a significant direct negative effect on job performance (β = -0.33) and indirectly diminished performance through rumination, which was strongly correlated with EMSs (β = 0.65; β = -0.51). These results are consistent with previous studies that emphasize the role of EMSs in triggering repetitive negative thinking patterns, thereby diminishing individuals' capacity to manage work-related stress. Conclusions: EMSs and rumination emerged as significant predictors of job performance. Interventions aimed at addressing rumination and fostering supportive organizational environments may alleviate the negative effects of EMSs and enhance employee productivity. The findings highlight the importance of identifying and managing these factors to promote mental health and organizational effectiveness.
تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
97 - 114
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با افزایش جهانی عوامل خطر وشیوع روز افزون پراسترس ترین بیماری بشر یعنی سرطان، لزوم توجه به مشکلات روانشناختی و کیفیت زندگی این بیماران بیش از گذشته احساس می شود. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و ازنظرگردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بود که ۲۰۰ نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹)، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی (۲۰۰۸) و پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (لوتانز، 2008) بود. روش تحلیل داده ها مدل یابی معادله های ساختاری با نرم افزارهایSmart-PLS 4 , SPSSv 26 بود. برای سنجش اثر غیر مستقیم نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش اثرعلی و مستقیم سرمایه های روانشناختی بر خودشناسی انسجامی به صورت مثبت (155/0= β ) و برکمال طلبی به صورت منفی.( 225/0-= β) در سطح P<0.01 ) ) معنادار شد. اثر مستقیم کمال طلبی بر حس انسجام به صورت منفی (360/0-= β) و اثر خودشناسی انسجامی برحس انسجام نیز به صورت مثبت (428/0 = β) در سطح P < 0.01 ) ) معنادار شدند . اثرغیر مستقیم سرمایه های روانشناختی از طریق خودشناسی انسجامی(066/0) و کمال طلبی بر حس انسجام نیز معنادار بود (08/0). نتیجه گیری: مدل بدست آمده از این پژوهش، توجه پژوهشگران حوزه سلامت را به این نکته که سرمایه های روانشناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی حس انسجام نیست ولی می توان با کاهش کمال گرایی و یا افزایش خودشناسی انسجامی حس انسجام را در بیماران سرطانی بهبود بخشید، معطوف می دارد.
The role of personality characteristics in life expectancy, quality of work life, and work-life balance: a systematic review
حوزههای تخصصی:
Personality as an individual factor is one way of describing human characteristics, usually referred to as a number of relatively stable behavioral traits or characteristics. This systematic review reviewed all related Iranian studies in international databases, including Google Scholar, PubMed, PsycINFO, Web of Science (ISI), Scopus, and national databases, including the Scientific Information Database (SID) and Magiran which was published between 2002 and 2024. The following keywords and combinations of them were used to search the databases: “personality characteristics” “life expectancy,” “quality of work life,” and “work-life balance”. Personality characteristics significantly influence various aspects of life, including life expectancy, quality of work life, and work-life balance. Research indicates that traits such as conscientiousness, neuroticism, and overall personality profiles can contribute to both individual and organizational outcomes. Personality traits, such as conscientiousness and emotional stability, significantly impact life expectancy, job satisfaction, and work-life balance by promoting healthier lifestyles and well-being. Understanding these influences can inform interventions to improve health outcomes and workplace dynamics.
اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر بهبود تعاملات ارتباطی، دلزدگی و گسستگی عاطفی زنان شاعل نظامی 40 تا 50 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
167 - 186
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش شناختی- رفتاری گروهی بر بهبود تعاملات ارتباطی، دلزدگی و گسستگی عاطفی زنان شاغل نظامی 40 تا 50 ساله اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان 40 تا 50 ساله بودند که به دلیل مشکلاتی در تعاملات ارتباطی با همسرانشان و همچنین به دلیل دلزدگی زناشویی و گسستگی عاطفی از ابتدای اسفند 1403 تا انتهای اردیبهشت 1403 به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی آستان مهر مشهد مراجعه نمودند. در این پژوهش حجم نمونه 30نفر تعیین شد که این نمونه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان ابتدا در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ(1998)، دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و گسستگی عاطفی گاتمن (1988) پاسخ دادند. مداخله آموزشی آموزش شناختی – رفتاری گروهی بر مبنای رویکرد داتیلیو (2020) در 10 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و در نهایت شرکت کنندگان هر دو گروه در مرحله پس آزمون به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ دادند. داده ها به دست آمده جهت تحلیل فرضیات پژوهش به وسیله آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد (p<0/05) در مرحله پس آزمون در شاخص های تعاملات ارتباطی، دلزدگی و گسستگی عاطفی بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. می توان نتیجه گرفت آموزش شناختی- رفتاری گروهی بر تعاملات ارتباطی، دلزدگی زناشویی و گسستگی عاطفی رنان نظامی شاعل تاثیر دارد.
Identification of Psychological Risk and Protective Factors of Obesity in Women(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۸, Issue ۱ - Serial Number ۲۳, Winter ۲۰۲۵
9 - 24
حوزههای تخصصی:
Objective: Obesity is a complex, multifactorial, chronic, and progressive disease that has become a crucial public health problem worldwide. Therefore, it seems necessary to identify risk and protective factors to prevent obesity and treat obesity. This study aims to identify the risk and protective factors of obesity in women. Method: The study was descriptive-correlational. The research sample consisted of 429 overweight and obese women, selected through voluntary sampling. To collect data, a physical activity questionnaire, core beliefs of eating questionnaire, self-criticism questionnaire, shame and guilt scale, self-esteem scale, body image concern questionnaire, stress-anxiety-depression questionnaire, and weight self-efficacy questionnaire were used. The obtained data were analyzed using stepwise regression using SPSS 24. Results: The findings showed that among obesity risk factors (core beliefs of eating, self-criticism, shame and guilt, concern about body image, stress-anxiety-depression), the core beliefs of eating, stress, and depression can predict obesity. Also, the research results showed that among obesity protective factors (weight self-efficacy, self-esteem, and physical activity), weight self-efficacy can predict obesity improvement more than other variables. Conclusion: Based on the results of the present research, we can say that the variables of core beliefs about eating, stress, and depression as risk factors and the variable of self-efficacy as a protective factor can predict body mass index.
Prediction of guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to predict guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce. This study is applied in terms of its purpose and descriptive correlation type. The statistical population of this study consisted of all working women seeking divorce in Tehran in 2024. 200 people were selected through purposive sampling from the family counseling centers of the judiciary. The research tools included the Guilt Inventory by Kugler and Jones (1992); the Social Phobia Inventory by Connor et al. (2000) and the UCLA Loneliness Scale by Russell (1996). The research data were analyzed using stepwise regression analysis and SPSS-22 software. The results showed that there is a positive and significant relationship between social anxiety and loneliness with guilt at the 0.01 level. Social anxiety (P=0.009, β=0.183) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt, and loneliness (P=0.005, β=0.197) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt. In general, the results showed that guilt feelings are predicted based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری توحیدی بر افزایش شادکامی دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
57 - 68
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری توحیدی بر افزایش شادکامی دانش آموزان در بخش سنگر شهر رشت انجام شد. این پژوهش زیر مجموعه تحقیقات کمّی است که از بین ۷۵ دانش آموز مدرسه متوسطه اول شهدای منطقه سنگر رشت، تعداد ۳۰ دانش آموز که در پرسش نامه شادکامی آکسفورد نمره کمتر کسب نموده، انتخاب و با روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند؛ پس از آن ۸ جلسه درمان شناختی رفتاری توحیدی به گروه آزمایش ارائه و به گروه گواه درمانی ارائه نگردید؛ در نهایت در مرحله پس آزمون میزان شادکامی در هر دو گروه آزمایش و گواه مورد اندازه گیری قرار گرفت. تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار Spss22 نشان داد درمان شناختی رفتاری توحیدی منجر به افزایش شادکامی دانش آموزان گروه آزمایش شرکت کننده در پژوهش در مقابل گروه گواه بدون درمان شده است. استفاده از درمان شناختی رفتاری توحیدی در مدارس و کلینیک های مشاوره توصیه می شود.
مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر اضطراب افسردگی و استرس بیماران منییر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
63 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماران منییر مشکلات روان شناختی عدیده ای را گزارش می کنند درحالی که در جهت درمان و بهبود ابعاد روانشناسی این بیماران تلاش چندانی نشده است. لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر بیماران منییر مبتلا به افسردگی و اضطراب همبود بود که از بین آن ها، 45 بیمار با توجه به معیار های ورود و خروج با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه رفتاردرمانی شناختی، طرح واره درمانی و کنترل اختصاص داده شدند. هر سه گروه قبل، بعد از مداخله و یک ماه بعد از مداخله با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندزه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج کاهش معنادار در افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر گروه های آزمایش نسبت به کنترل در پس آزمون و پیگیری نشان داد (05/0P < ). همچنین بین گروه طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در کاهش افسردگی به نفع طرح واره درمانی تفاوت معنادار نشان داده شد (05/0P < ) اما در دیگر متغیرها تفاوت معناداری بین دو گرو آزمایش یافت نشد (05/0P > ). نتیجه گیری: مداخلات طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در بهبود علائم روان شناختی بیماران منییر مؤثر است. نتیجه این پژوهش و پژوهش های مشابه می تواند در حوزه های تشخیصی و درمانی بیماران منییر مورد استفاده قرار گیرد.
«امکان شناخت واقع» از نگاه روان شناسان پدیدارگرا به ویژه انسان گرایان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
35 - 55
حوزههای تخصصی:
اندیشه های روان شناختی همانند دیگر اندیشه ها بر مبانی استوارند. در این میان مبانی معرفت شناختی اهمیتی مضاعف دارند. هدف این تحقیق، بررسی یکی از مهم ترین مصادیقِ این مبانی، یعنی مبنای امکان شناخت واقع در اندیشه روان شناسان پدیدارگراست. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع روان شناسی و معرفت شناسی سامان یافته است، پس از تحلیل مبنای امکان شناخت واقع از نگاه ایشان، با رویکردی انتقادی به بررسی لوازم این دیدگاه پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهند انحصارگرایی در باب منابع معرفت، به عدم امکان دستیابی به تمام واقعیت، آن گونه که هست منجر می شود. علی رغم آنکه پدیدارگرایی در حوزه روان شناسی، به لحاظ منطقی، لوازمی مانند نسبیت گرایی معرفت شناختی و به دنبال آن شکاکیت در معرفت و عدم امکان تعلیم و تعلّم واقعی را در پی دارد، عملکرد رفتاری روان شناسان پدیدارگرا با این مبنای نظری همخوان نیست. در مقابل پدیدارگرایی، بر اساس دیدگاه برگزیده، شناخت نفس الامر به تناسب مورد با روش های عقلی، نقلی، شهودی یا تجربی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم برای انسان امکان پذیر است.
مقایسه آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی: متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
27 - 40
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نارضایتی جنسی، گروهی از اختلالات را تشکیل می دهند که علامت اصلی آن ها ترجیح مداوم ایفای نقش جنس مخالف و داشتن این احساس است که بیمار با جنسیت اشتباهی به دنیا آمده است و همین اشتباه بودن بسیار اضطراب زا و عامل افسردگی برای این افراد می باشد. در اغلب موارد این افراد اقدام به تغییر جنسیت خود می کنند که امری نا پذیرفتنی از سوی جامعه و خانواده می باشد و می تواند مشکلات بسیاری برای فرد به بار آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی به تعداد 90 نفر (برای هر گروه 30 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه افکار خودکشی ( بک، 1961) و پرسشنامه تجدیدنظر شده خودکشی (عثمان و همکاران، 2001) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده بین گروه های متقاضی جراحی و عادی در هر سه متغیر اضطراب، استرس و افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین افکار و اقدام به خودکشی طی زندگی گروه متقاضی با عادی و بین گروه عادی و جراحی کرده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در فراوانی اقدام به خودکشی در یک سال گذشته تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده درتهدید به خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده در مؤلفه احتمال اقدام به خودکشی در آینده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P) و درنهایت، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در افکار خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P).
نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که تشخیص درست و تغییر جنسیت در بین ناراضیان جنسیتی می تواند در سلامت روان و کاهش رفتارهای خودکشی تأثیر مثبتی داشته باشد
نقش میانجی گری سلامت روان در ارتباط بین کمال گرایی و اضطراب والدین با خودکارامدی فرزندان خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
29 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف: خودکارآمدی ب ه قضاوت افراد درباره توانایی آنها درانجام یک کاریا انطباق بایک موقعیت خاص مربوط اس ت.داشتن نظم درخانوادههای نظامی دارای ارزش است و مرز باریکی بین نظم و کمال گرایی وجود دارد،والدین کمال گرا بادرنظرگرفتن معیارهای افراطی برای فرزندانشان، که معمولا ناشی ازاضطراب آنهاست ومتناسب باتواناییها،استعداد وامکانات فرزندانشان نیست،به صورت ناخودآگاه زمینه رابرای برهم زدن سلامت روان آنها فراهم می کنند و این امرباعث کاهش خودکارآمدی آنان می شود.پژوهش صورت گرفته باهدف شناسایی نقش میانجی گری سلامت روانی دررابطه ی بین کمالگرایی و اضطراب والدین با خودکارامدی فرزندان خانواده های نظامی انجام شد. روش تحقیق: تحقیق ازنوع کاربردی است که به روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت. روش گردآوری اطلاعات میدانی و ابزار گردآوری پرسشنامه های استانداردکمال گرایی والدین بشارت و همکاران(2011)، اضطراب کتل(1958)،سلامت عمومی(28-GHQ)،خودکارآمدی عمومی(GSE-17)شرر و مادوکس(1982)بود.جامعه آماری تحقیق شامل والدین نظامی و دانش آموزان دخترمقطع ابتدایی ساکن در شهرک های نظامی شهرتهران درسال1402بود. که با استفاده از فرمول کوکران و از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 270 نفردانش آموز و 270 نفر والدبه عنوان نمونه انتخاب شدند.جهت بررسی فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر بااستفاده ازنرم افزارهایSPSS27 استفاده شد.یافته ها: باتوجه به ضریب همبستگی پیرسون رابطه منفی و معناداری بین کمال گرایی، اضطراب موقعیتی و شخصی والدین، باسلامت روان و خودکارآمدی فرزندان ( 05/0> P) وجود دارد وبین سلامت روان و خودکارآمدی نیز رابطه مثبت و معناداری وجود دارد( 05/0> P). بحث: مدیریت اضطراب والدین اعم ازاضطراب موقعیتی وشخصی به طورمستقیم برسلامت روان وخودکارآمدی فرزندان موثر است. لازم است این مهم درمراکزمشاوره به ویژه مراکز مشاوره قبل ازفرزندآوری موردتوجه قرار گیرد.
نقش میانجی خطاهای شناختی در رابطه بین فشار فرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی در زنان چاق بدون سابقه کاهش وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
31 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خطاهای شناختی در رابطه بین فشار اجتماعی- فرهنگی و ترس از تصویر بدنی در زنان چاق بدون سابقه کاهش وزن انجام شد.
روش: طرح پژوهش توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی بود که با 200 زن 30 تا 55 ساله چاق بدون سابقه کاهش وزن، به روش نمونه گیری در دسترس از شهرهای تهران، رشت و کاشان، در نیمه دوم 1402، اجرا شد. جهت سنجش، از شاخص توده بدنی (BMI) استفاده شد و آزمودنی ها به پرسش نامه های جمعیت شناختی، ترس از تصویربدن لیتلتون (BICI)، فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده (PSPS) و خطاهای شناختی الیس (CDQ) داوطلبانه پاسخ دادند. تحلیل داده ها با نسخه 22 نرم افزار SPSS و Amos انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد بین فشار فرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی (P<0.05, r=0.38)، خطاهای شناختی و ترس از تصویربدنی (p<0.05, r=0.50) و فشار فرهنگی- اجتماعی و خطاهای شناختی (p<0.05, r=0. 65 ) رابطه معنادار وجود دارد؛ یک واحد تغییر فشار فرهنگی- اجتماعی منجر به 36/0 تغییرات در ترس از تصویربدنی، یک واحد تغییر خطاهای شناختی منجر به 55/0 تغییرات در تصویربدنی و یک واحد تغییر فشار فرهنگی- اجتماعی منجر به 66/0 تغییرات در خطاهای شناختی می شود. الگوی میانجی پیشنهادی از برازش نسبتاً خوبی برخوردار بود و مدل ترسیم شده 63 درصد از نمرات متغیر مکنون ترس از تصویر بدنی را تبیین می نماید (χ2/df=2.503, RMSEA= 0.088, CFI= 0.609, PCFI= 0.695, IFI=0.730, GFI=0.609). تحلیل بوت استراپ نشان داد خطاهای شناختی به طور معنی داری در رابطه بین نمرات فشارفرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی میانجیگری می کند (95% CI: 0.172 to 0.154).
نتیجه گیری: خطاهای شناختی تفکر دوقطبی و سوگیری توجه اثر مخرب فشار فرهنگی- اجتماعی را برای ایجاد ترس بیشتر از تصویربدنی در زنان چاق شدت می بخشد. در این رابطه پیشنهاد می شود درمانگران جهت تدوین برنامه چاقی برای اقناع سازی برای کاهش وزن بر روی تاثیر خطاهای شناختی توجه ویژه ای داشته باشند.
بررسی ارتباط دلیریوم بیمار با اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
7 - 18
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دلیریوم نوعی تخریب شناختی نوسان دار و یک مشکل حاد در بیماران بستری است که می تواند باعث ایجاد پاسخ های روانشناختی در مراقبین خانوادگی گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین دلیریوم بیمار و اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام شده است.
روش: در این مطالعه مقطعی در سال 1402، تعداد 256 جفت از بیماران و مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه CAM-ICU و پرسشنامه GAD7 استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزاز SPSS نسخه 16 تحلیل شدند.
یافته ها: نمره دلیریوم در 200 مورد از بیماران (1/78 %) مثبت گزارش شد. تعداد 240 نفر (8/93%) از مراقبین خانوادگی علائم اضطراب را گزارش کرده بودند که تعداد 43 نفر (8/16%) اضطراب خفیف، 84 نفر (8/32%) اضطراب متوسط و 113 نفر (2/44%) اضطراب شدید را تجربه کرده بودند. ارتباط آماری معنی داری بین دلیریوم بیمار و اختلال اضطراب فراگیر مراقبین خانوادگی گزارش شد (001/0 >P).
نتیجه گیری: وجود میزان بالای اضطراب در مراقبین خانوادگی لزوم توجه بیشتر کادر پرستاری به کاهش اضطراب را نمایان می کند. مراقبین خانوادگی نقش مهمی در حمایت از فرد بیمار برعهده دارند و حمایت از آنان به معنای تداوم مراقبت است. داشتن ارزیابی مناسب از نیازهای مراقبین خانوادگی و تلاش در جهت پاسخ به این نیازها می تواند موجب بهبود کیفیت مراقبت و افزایش رضایتمندی از دریافت خدمات مراقبتی گردد.
The Role of Authentic Leadership in Job Enrichment and Employee Turnover
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to investigate the relationship between authentic leadership, job enrichment, and employee turnover among university staff, conducted through a descriptive-correlational research method. The statistical population consisted of all 659 employees of the Islamic Azad University, Zahedan Branch. Using the Krejcie and Morgan (1971) sample size table, a sample of 247 individuals was determined, and simple random sampling was employed. Data were collected using the Authentic Leadership Questionnaire by Walumbwa et al. (2008), the Job Enrichment Questionnaire by Dehghan et al. (2010), and the Employee Turnover Questionnaire by Ghasemkhani (2013). The results indicated a significant relationship between authentic leadership and its dimensions (self-awareness, relational transparency, internalized moral perspective, and balanced processing) with job enrichment and employee turnover. Furthermore, the regression results showed that 78% of the variance in job enrichment and 48% of the variance in employee turnover could be predicted by the authentic leadership variable.