فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۶۲۳ مورد.
رابطه ناگویی هیجانی و ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی دبیران زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ناگویی هیجانی و ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی دبیران زن آموزش و پرورش بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران زن آموزش و پرورش شهر کرمانشاه بود که از بین آنها به روش نمونه گیری خوشه ای نمونه ای به حجم 300 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو، شخصیتی پنج عاملی نئو و فرسودگی شغلی ماسلاچ استفاده شد. طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود و برای تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین مؤلفه های ناگویی هیجانی (دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی) و فرسودگی شغلی رابطه مثبت، بین روان نژندی و فرسودگی شغلی رابطه مثبت، بین برونگرایی و فرس ودگی شغلی راب طه منفی، بین با وج دان بودن و فرسودگی ش غلی رابطه مثبت و بین انعطاف پذیری و فرسودگی شغلی رابطه م نفی وجود دارد و متغیرهای دشواری در ش ناسایی اح ساسات، دشواری در توصیف احساسات، روان ن ژندی، برونگرایی و باوجدان بودن توانایی پیش بینی فرسودگی شغلی را دارند. بنابراین می توان با تدابیر مناسب به سلامت محیط شغلی و کاهش فرسودگی شغلی دبیران کمک کرد.
وضعیت تاب آوری و آسیب های هیجانی در مادران دارای کودک مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تشخیص سرطان در کودکان برای بسیاری از بیماران و برای والدین و اطرافیان آن ها به عنوان بحران روان شناختی و هیجانی تلقی می شود. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت تاب آوری و آسیب های هیجانی مادران دارای کودک مبتلا به سرطان انجام شده است. روش : این پژوهش یک بررسی توصیفی است. تعداد 34 مادر دارای کودک مبتلا به سرطان بودند که جهت پیگیری های درمانی به بیمارستان دکتر شیخ و یکی از مطب های خصوصی شهر مشهد مراجعه کرده بودند و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور بررسی میزان افسردگی، اضطراب و استرس مادران، از پرسشنامه 21-DASS و جهت بررسی وضعیت تاب آوری از مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون استفاده شد. یافته ها با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام، ضریب همبستگی پیرسون و کولموگروف- اسمیرنف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که از منظر آسیب های هیجانی، 7/68درصد از مادران استرس، 2/56درصد اضطراب و 1/53درصد افسردگی را گزارش نموده اند؛ هم چنین، بین تاب آوری مادران و استرس، اضطراب و افسردگی آن ها رابطه منفی و معنی دار وجود داشت. نتیجه گیری: درجات بالای افسردگی، اضطراب و استرس و هم چنین وجود ارتباط منفی و معنی دار آن ها با تاب آوری، در مادران دارای کودک مبتلا به سرطان هشداردهنده است. بنابراین، چاره جویی برای تدوین خدمات بالینی سودمند و برنامه های مشاوره ای مناسب و هدفمند جهت بهبود کیفیت زندگی این مادران و فرزندشان ضروری به نظر می رسد.
تفاوت افراد دارای هیجان های بالا و پایین درعملیات شناختی؛ تجریدگزینشی، شخصی سازی، وتعمیم دهی افراطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تفاوت بین افراد دارای هیجانهای بالا و پایین در عملیات شناختی تجرید گزینشی، شخصی سازی، و تعمیم دهی افراطی بود. برای بررسی این مسأله، با استفاده از آزمون شدت عاطفه لارسن و دینر (1985)، از بین 310 دانشجو 30 نفر که دارای عاطفه بالا و 30 نفر دارای عاطفه پایین تشخیص داده شدند، انتخاب گردیدند. آزمودنیهای این دو گروه به صورت دو نفری، در مشاهدة دو بلوک اسلاید (هر بلوک شامل 40 اسلاید، 15 اسلاید دارای بار عاطفی خنثی و 25 اسلاید دارای بار عاطفی مثبت یا منفی) شرکت داده شدند. پس از ارائه هریک از گروه اسلایدهای دارای بار عاطفی مثبت یا منفی، یـک پرسشنامه 37 سؤالی (که 9 سؤال آن بهطور مستقیم به عملیات شناختی تجریدگزینشی، شخصیسازی، و تعمیمدهی افراطی مربوط بود) روی شرکت کنندگان اجرا شد. نتایج نشان دادند که به طور نسبی، افراد دارای شدت عاطفه بالا، نسبت بـه افراد دارای شدت عاطفه پایین، از عملیات تجرید گزینشی، شخصی سازی، و تعممدهی افراطی بیشتر و نیرومندتری استـفاده میکنند ( 0/05>P). یافته های این پژوهش نشان دادند که علاوه بر افراد افسرده، افراد عادی دارای سطوح هیجانی متفاوت (به ویژه سـطـوح هیـجانـی بـالا) نـیـز از عـملیات شـناخـتـی سـه گانه تجریدگزینشی، شخصی سازی، و تعمیم دهی استفاده می کنند
نقش حالتهای خلقی بر شیوه ارزیابی دانش آموزان دختر از توانایی مشکل گشایی خود
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش افسردگی دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش افسردگی دانشجویان دانشگاه پیام نور بوکان بود. بدین منظور 40 نفر انتخاب و به عنوان نمونه منظور گردیدند. روش تحقیق در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود و از مقیاس هامیلتون (1960) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. برنامه آموزش خودکنترلی هیجانی طی 10 جلسه 60 دقیقه ای و در مدت پنج هفتة متوالی به دانشجویان ارائه گردید. بدین منظور نمونه تحقیق به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) گمارده شدند. گروه آزمایشی، تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفت، درحالی که گروه گواه در معرض هیچ مداخله ای قرار نگرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون کوواریانس) به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس و در سطح 05/0> pبرای گروه وابسته به منظور تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی نشان داد که این کاربندی توانسته است به عنوان مداخله ای مؤثر موجب کاهش افسردگی دانشجویان هم در مرحله آزمایش و هم در مرحله پیگیری شود.
نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و ترجیحات جنسیتیِ مردانگی-زنانگی در خشونت ورزی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و ترجیحات جنسیتی مردانگی-زنانگی در خشونت ورزی دختران نوجوان بود. در یک پژوهش توصیفی-مقطعی از 509 دانش آموز دختر به شیوه خوشه ای چندمرحله ای نمونه گیری شد و هریک از آنها به پرسشنامه ی نقش جنسیتی بم (BSRI)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی(CERQ) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز(AAI) پاسخ دادند. مجموعه ی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و ترجیحات جنسیتی حداکثر توانست 37% از واریانس مشترک نتایج خشونت ورزی را پس از کنترل متغیرهای مخدوش کننده ی سن و سابقه بیماری جسمی تبیین نماید. در مدل نهایی راهبرد تنظیم شناختی هیجان ناسازگار و زیرمقیاس های سرزنش خود، نشخوار فکری، فاجعه انگاری، سرزنش دیگران و نقش جنسیتی مردانه به طور مستقیم و راهبرد تنظیم شناختی هیجانِ سازگار و راهبرد ارزیابی مجددمثبت به طور معکوس سطوح خشونت ورزی را پیش بینی می کردند. به نظر می رسد ارتقاء و اصلاح راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و نیز زمینه سازی فرهنگی در خصوص تغییر باورهای نامطلوب جنسیتی می تواند در کاهش هیجانات منفی مانند خشم ثمربخش باشد.
راه کامیابی در زندگی
حوزههای تخصصی:
رابطه ی سبک خودگویی و مشکلات عاطفی در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سبک خودگویی، هستهی مرکزی در تنظیم شناختیرفتاری است که نقش مهمی در ایجاد و تداوم مشکلات عاطفی دارد. با شناخت سبک خودگویی و مولفههای آن میتوان به خودکنترلی که در احساس خودکارآمدی افراد تاثیر به سزایی دارد، دست یافت. پژوهش حاضر با هدف بررسیرابطهی خودگویی و مشکلات عاطفی در دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد انجام شد.
روشکار: در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 375 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور مشهد در سال 1389 به روش نمونهگیری داوطلبانه انتخاب شدند. برای ارزیابی خودگویی و مشکلات عاطفی از پرسشنامهی خودگویی (ST) کالوت و همکاران و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری، تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج همبستگی پیرسون نشان میدهد که خودگویی منفی، رابطهی مثبت معنیداری با دو مولفهی افسردگی و اضطراب دارد (001/0P≤) در حالی که با استرس، همبستگی معنیداری را نشان نمیدهد. همچنین خودگویی مثبت با استرس، رابطهی منفی معنیداری دارد (05/0P≤). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان میدهد خودگویی منفی در پیشبینی افسردگی و اضطراب (001/0P≤) و خودگویی مثبت در پیشبینی استرس، توان بیشتری دارند (05/0P≤).
نتیجهگیری: سبکخودگویی در پیشبینی مشکلات عاطفی دانشجویان نقش دارد. با افزایش آگاهی و حساسیت شناختی از طریق آموزشهای لازم جهت تغییر سبک خودگویی میتوان به ارتقای سلامت روان و عملکرد دانشجویان کمک نمود.
بررسی رابطه ساده و تعدیل گر ناامیدی و عملکرد خانواده با افکار خودکشی گرا در بین دانش آموزان پایه اول دبیرستان های شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضر
با هدف بررسی رابطه ی بین ناامیدی و افکار خودکشی گرا
با نقش تعدیل گر عملکرد خانواده در بین دانش آموزان
دختر و پسر ناحیه ی یک و سه، شهر اهواز انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی
دانش آموزان پایه اول دبیرستان شهر اهواز بود که از میان 181 دانش آموز دختر
و 179 دانش آموز پسر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب
شدند و سه مقیاس ناامیدی (BHS)، عملکرد خانواده (FAD) و افکار خودکشی گرا (SIS) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان
داد که بین ناامیدی و عملکرد خانواده و عملکرد خانواده و افکار خودکشی گرا رابطه ی
منفی و معناداری به لحاظ آماری در هر دو گروه وجود دارد، علاوه بر این بین ناامیدی
و افکار خودکشی گرا رابطه ی مثبت
و معناداری در هر دو گروه دختر و پسر وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که در میان
دختران عملکرد خانواده تعدیل کننده رابطه ی میان
ناامیدی و افکار خودکشی گرا نمی باشد، ولی
در میان پسران عملکرد خانواده تعدیل کننده رابطه ی ناامیدی
وافکار خودکشی گرا می باشد؛ بنابراین می توان گفت
که میان ناامیدی به عنوان یکی از نشانه های اصلی افسردگی و افکار خودکشی گرا که به
دنبال آن می آید رابطه ی بسیار قوی وجود دارد.
رابطه بین شوخ طبعی و اختلالات روانی در دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین شوخ طبعی و اختلالات روانی دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1386-1385 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 214 دانش آموز (105 دختر و 109 پسر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در مورد آنها پرسشنامه شوخ طبعی (SHQ) و نسخه تجدید نظر شده 90 نشانه ای (SCL-90-R) اجرا شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین کل شوخ طبعی با شاخص کلی علایم روانی و ابعاد شکایات جسمانی، وسواس - اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، فوبیا، افکار پارانوییدی، روان پریشی گرایی و سوالات اضافی رابطه معنی دار منفی وجود دارد، اما بین کل شوخ طبعی با بعد خصومت رابطه ای معنی داری مشاهده نشد. علاوه بر این، مقایسه میانگین ها نشان داد که بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ میزان کل شوخ طبعی، شاخص کلی علایم روانی و ابعاد وسواس - اجبار، حساسیت بین فردی، خصومت، افکار پارانوییدی و روان پریشی گرایی تفاوت معنی داری وجود نداشت، اما از لحاظ ابعاد شکایات جسمانی، افسردگی، اضطراب، فوبیا و سوالات اضافی تفاوت میان آنها معنی دار بود.
جانبی شدن، ادراک شوخ طبعی و شادکامی: آیا فرآیندهای کلامی سطح بالا و هیجاناتی همچون شادکامی نیز جانبی شده اند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جانبی شدن و تفاوت آزمودنی های راست دست و چپ دست از موضوعات مورد علاقه دانشمندان و محققان بوده است. یکی از حیطه هایی که در جانبی شدن علاقه پژوهشی زیادی به خود جلب کرده، پردازش کلامی سطح بالا از جمله درک شوخی و شوخ طبعی و نیز درک هیجان های مثبتی همچون شادکامی است. هدف: بررسی تفاوت بین شوخ طبعی و شادکامی در آزمودنی های راست دست و چپ دست بود. روش: برای پی بردن به نحوه جانبی شدن (جانبی شدن با استفاده از دست برتری مورد بررسی قرار گرفت) در این دو حیطه، 384 دانشجو از دانشگاه های پیام نور، تربیت مدرس، آزاد، صدا و سیما و تهران را با استفاده از تست های دست برتری ادینبورگ، شادکامی آکسفورد و شوخ طبعی SHQ مورد بررسی قرار گرفته برای تحلیل داده ها از آزمون t بهره برده شد. یافته ها: تحلیل آماری و مقایسه تفاوت بین دانشجویان راستدست و چپ دست نشان داد در میان دانشجویان راست دست شادکامی شیوع بالاتری دارد و در میان دانشجویان چپ دست میزان شوخ طبعی بیشتر است. نتیجهگیری: بنابراین شادکامی و شوخ طبعی در مغز جانبی شده اند به نحوی که مسؤول پردازش شادکامی نیمکره چپ و مسؤول پردازش شوخ طبعی نیمکره راست است.
رابطه کیفیت روابط (حمایت اجتماعی ادراک شده، تعارض های بین فردی، عمق روابط)با شدت درد زایمان طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: درد شدید زایمان طبیعی یکی از عواملی است که موجب شده این نوع زایمان با وجود پیامد های جسمی و روانی کمتر، از لحاظ آماری بعد از سزارین قرار بگیرد. هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه کیفیت روابط و خرده مقیاس های آن با شدت درد زایمان طبیعی بود. مواد و روش : این مطالعه توصیفی به روش نمونه گیری در دسترس بر روی 80 زن که زایمان طبیعی داشته اند، در سال 1394-1395 انجام شد. داده ها با پرسش نامه کیفیت روابط پیرس(QRI) و فرم کوتاه شده درد مک گیل (McGill) جمع آوری و با آزمون رگرسیون چندگانه به روش گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، رابطه ی بین کیفیت روابط باشدت درد زایمان طبیعی معنی دار است )0001/0(p
نقش تعدیل کننده ناگویی هیجانی در رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت اختلال-های مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقص و نارسایی در مکانیسم های تنظیم عواطف و هیجان ها، سیستم های پردازشی را تحت تأثیر قرار داده مشکلات جدی سلامت و اختلال های روانشناختی می گردند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده ناگویی هیجانی در رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت اختلال های مصرف مواد انجام شد. در این راستا، صدوبیست و دو بیمار مرد مبتلا به اختلال های مصرف مواد در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سبک های دلبستگی بزرگسال (AAI)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و شاخص شدت اعتیاد (ASI) را تکمیل کنند. داده های پژوهش با استفاده از روش های توصیفی آماری و تحلیل رگرسیون چندمتغیره سلسله مراتبی تعدیلی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی ایمن با ناگویی هیجانی و شدت اختلال های مصرف مواد رابطه منفی داشت و سبک های دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) با ناگویی هیجانی و شدت اختلال های مصرف مواد رابطه مثبت داشتند. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ناگویی هیجانی رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت اختلال های مصرف مواد را تعدیل می کند. در نتیجه نقش تعدیل کننده ناگویی هیجانی را می توان بر حسب مکانیسم های متنوعی چون ایجاد فاصله از هیجان های منفی، خود درمانی و تسهیل روابط کلامی و هیجانی تبیین نمود.
اثربخشی آموزش تکنیک های ذهن آگاهی بر جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل در زنان معتاد تحت توان بخشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش تکنیک های ذهن آگاهی بر جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل در زنان معتاد تحت توان بخشی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش به روش شبه تجربی و بر اساس طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه شاهد انجام شد. جامعه آماری شامل تمام زنان معتاد سم زدایی شده بود که دوره سم زدایی را پشت سر گذاشته بودند و در زمان اجرای پژوهش، در مرکز توان بخشی پرستو در شهر نجف آباد، تحت توان بخشی قرار داشتند. حجم نمونه را 24 نفر از زنان معتاد تحت توان بخشی تشکیل داد که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه 12 نفره آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش از 8 جلسه آموزش گروهی تکنیک های ذهن آگاهی طی دو ماه بهره بردند؛ در حالی که گروه شاهد تنها تحت آموزش های معمول برای بازتوانی قرار گرفتند. افراد هر دو گروه آزمایش و شاهد در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه های جهت گیری زندگی (Life orientation test یا LOT)، مقیاس رضایت از زندگی (Satisfaction with life scale یا SWLS) و پذیرش و عمل- نسخه دوم (Acceptance and action questionnaire-II یا AAQ-II) پاسخ دادند که قبل و بعد از مداخله تکمیل گردید. داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: پس از کنترل نمرات پیش آزمون، تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل در دو گروه آزمایش و شاهد در مرحله پس آزمون وجود داشت (001/0 > P).
نتیجه گیری: آموزش تکنیک های ذهن آگاهی در بهبود متغیرهای روان شناختی جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل مؤثر می باشد و می تواند به عنوان روش درمانی مناسبی در درمان زنان معتاد تحت توان بخشی مورد استفاده قرار گیرد.
آلکسی تیمیا و سبک های ابزار هیجان در خرده فرهنگ های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه الکسی تیمیا و سه سبک ابزار هیجان شامل ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگرای هیجانی در دانشجویان چهار خرده فرهنگ ایرانی (کرد، ترک، لر و فارس) است. گروه نمونه شامل 200 دانشجوی کارشناسی (50 دانشجوی کرد، 50 دانشجوی ترک، 50 دانشجوی لر و 50 دانشجوی فارس) بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران انتخاب شدند. به منظور بررسی آلکسی تیمیا از مقیاس آلکسی تیمیای تورنتو و به منظور بررسی سبک های ابزار هیجان از پرسشنامه های ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابزارگری هیجانی استفاده شد. نتایج نشان داد از لحاظ آلکسی تیمیا و سه سبک ابراز هیجان تفاوت معناداری میان دانشجویان چهار خرده فرهنگ وجود ندارد. به عبارت دیگر، دانشجویان ایرانی صرف نظر از اینکه متعلق به کدام خرده فرهنگ کرد، ترک، لر یا فارس هستند در توانایی تشخیص و توصیف هیجان ها و نیز نوع سبک ابراز هیجان تفاوت ندارند.