یشمل الأسلوب فی نظر القدماء والمعاصرین الناحیتین المعنویة واللفظیة، کما أن هناک أنواعا مختلفة من الأسلوب عالجها القدماء والمحدثون سواء فی ذلک الغربیون والمسلمون. بالإضافة إلی ذلک فإن مفاهیم الأسلوب ومعانیه مختلفة فی المنظور الغربی والإسلامی. فهناک العدید من التعاریف قدورد فی الکتب المرتبطة بالموضوع، ولا یخفى أن للإسلوب عناصر مختلفة من منظور المدارس الغربیة ومن المنظور الإسلامی.ولکن العناصر الإسلامیة للإسلوب لم یتم التعریف بها من قبل بشکل واضح منهجی من خلال الآیات القرآنیة المبارکة.
یتناول هذا المقال الأسلوب الأدبی وعناصره وآراء القدماء فی ذلک بالإضافة إلی الأسلوب ومعانیه من منظور المدارس الغربیة المعاصرة وذکر الفوارق الرئیسة بین المواقف العلمانیة والإسلامیة فیما یتعلق بعناصر الأسلوب الأدبی، ومن جملتها الفطرة والنیة والإیمان والتوحید والعقل والعاطفة والشعور والموهبة والمیول والرغبات وکذلک دور المسؤولیة فی هذا الأدب مستعینا بالمنهجین التوصیفی والتحلیلی مع الاستشهاد بالآیات القرآنیة کما تطلب الأمر ذلک.
نهاد خانواده یکی از اصلی ترین هسته های جامعه بشری است و ازدواج جایگاهی ویژه در تشکیل این هسته اساسی دارد. در ادبیات عامه ایران نیز قصه ها، مثل ها و ترانه های بسیاری با محوریت ازدواج خلق شده است. این مقاله بر آن است که با بررسی 24 قصه از قصه های مشدی گلین خانوم، به چگونگی شکل گیری ازدواج در آن ها بپردازد و با واکاوی کلیشه ها و گره های تکراری در قصه ها، گامی در جهت شناخت بهتر تخیل جمعی مردمان این سرزمین در دوره های گذشته بردارد. نکته اصلی در بیشتر این قصه ها، وجود کلیشه هایی چون حسادت، عشق در یک نگاه، ازدواج دختر فقیر، پسر پادشاه یا پسر فقیری که داماد شاه شد و ... است. در بیشتر موارد عاملی شر وجود دارد که مانع ازدواج دو طرف است و در پایان با کمک نیروی خیر- که در برخی موارد نیرویی ماورائی است- قهرمان به وصال و خوشبختی خواهد رسید.