فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
ضرورت تصحیح انتقادی دیوان خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوان خواجوی کرمانی که شامل قصاید، غزلیات، قطعات، ترکیبات، ترجیعات، مسمط ها و رباعیات اوست، با همه اهمیتی که از جنبه های متعدّد می توان برای آن متصوّر بود، از جمله دیوان هایی است که تاکنون بیش از یک بار تصحیح نشده است. این تصحیح به اهتمام احمد سهیلی خوانساری در سال ۱۳۳۶ صورت گرفته که اشکالات فراوانی دارد. از جمله اشکالاتی که به این تصحیح وارد است، این نکته است که از همه نسخه های موجود دیوان استفاده نشده. نیز از نسخه ای که نسخه اساس آن تصحیح بوده بکرّات و بی هیچ دلیل متن پژوهی عدول شده است. در این مقاله جوانب مختلف این تصحیح ارزیابی شده است و در خلال آن نمایان می شود که تصحیح دیوان یکی از بزرگ ترین شاعران زبان فارسی تا چه اندازه از شیوه تصحیح انتقادی به دور افتاده است.
ناگفته هایی از متون ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات طبی در دیوان حکیم شفائی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرف الدین حسن حکیم شفائی اصفهانی،(956-1037ﮬ ) طبیب، عارف و شاعرپراقتدارعهد صفوی است. وی طبیب مخصوص، ندیم و شاعر مورد احترام شاه عباس اول بود که به خاطر شوخ طبعی، شیرین سخنی، دانش و مجلس آرایی اش از طرف این پادشاه به القاب ملک الشعرا و ممتاز ایران مفتخرشد. وی استاد شاعران عهد خود بویژه صائب تبریزی بوده و درآوردن اصطلاحات طبی بیشتر به خاقانی نظرداشته است: کف به لب آورده مصروعیست پنداری محیط آبنوس اندر برش فاوانیا آساستی شفائی از راه طبابت امرار معاش نمود. دیوان او دربردارنده 12000بیت در قالب 10 قطعه،10ترکیب بند و1ترجیع بند و 47رباعی است ونیز 1060 غزل دراین میان جلوه می کند. در بیشتر غزلهایش مانند خاقانی ردیف آورده است. آنچه اشعارحکیم شفائی را امتیاز خاص بخشیده به کار بردن فراوان لغات و اصطلاحات طبی است که بیشتر در قصاید و غزلیاتش دیده می شود. ابداع مضمون های گوناگون برگرفته ازتخیّل های ظریف و دقیق همراه با صورخیال تازه و غریب در اشعارحکیم شفائی باعث زیبایی و برجستگی شده است. در میان اصطلاحات طبی موجود دردیوان حکیم شفائی55 مورد از ادویه ها و گیاهان دارویی و نیز60 مورد از انواع بیماری ها و 35 مورد اصطلاحات متفرقه طبی آمده است که هرکدام کاربرد ویژه ای داشته اند و با توجه به شغل طبابت حکیم شفائی، وی آشنایی کاملی با این اصطلاحات داشته است. حکیم شفائی با کاربرد فراوان لغات و اصطلاحات طبی توانسته است که با طرز خاص خود از این اصطلاحات تصویرهای برجسته و شگفت انگیزی بیافریند .
رساله ای در آداب کتابت
بررسی تطبیقی رمانتیسم در شعر سهراب سپهری و ابوالقاسم الشابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی یعنی بررسی وجوه اشتراک و افتراق و تأثیر و تأثر بین دو (یا چند) متن ادبی که به بیش از یک زبان نوشته شده باشند. سهراب سپهری و ابوالقاسم شابّی، دو ادیب اریب از دو فرهنگ متفاوت ایرانی و عربی بودند که در شرایط و محیط اجتماعی مختلفی پرورش یافتند و علی رغم تفاوت های بسیار و آشکار از حیث ویژگی های روحی و روانی نامشابه، مشترکات زیادی دارند که شایسته بررسی و دقت نظر است. گرایش به طبیعت، مکتب رمانتیسم، آیین بودا، آرمان گرایی، میل به تنهایی و خلوت گزینی از وجوه مشترک افکار این دو شاعر بزرگ ادب معاصر است. خانواده، جامعه، تأثیرپذیری از شخصیت های بزرگ فکری و ادبی، شکست در عشق عواملی بودند که سبب نزدیکی افکار این دو شاعر توانمند شدند. کیفیت تعامل افراد خانواده با یکدیگر، شرایط سیاسی اقتصادی نامناسب جامعه، محرومیت از حمایت پدر به عنوان رکن اساسی خانواده سبب شد که این دو شاعر از همان دوران کودکی خلوت و تنهایی را برای خود برگزینند که این عوامل در بزرگسالی با بیماری جسمی نیز پیوند خورد و گرایش به عزلت و تنهایی را تشدید کرد. در پژوهش پیش رو رمانتیسم و طبیعت گرایی از دیدگاه این دو شاعر معاصر بررسی شده است؛ شاعرانی از ایران زمین و دیار عرب.
ای حیات عاشقان در مردگی
حوزههای تخصصی:
نهادینه های اساطیری در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
واژه نامه انگلیسی - فارسی برای علوم انسانی (نوشته داریوش آشوری)
حوزههای تخصصی:
بررسی و مقایسه مدح و معراج پیامبر (ص) در چهار مثنوی عطار (الهی نامه، اسرارنامه، منطق الطیر، مصیبت نامه)
حوزههای تخصصی:
"مدح و معراج پیامبر (ص) از جمله موضوعاتی است که اکثر شاعران و نویسندگان بدان توجه نموده اند؛ به گونه ای که در سنت ادبی ما این دو مبحث از درونمایه های اصلی آثار کلاسیک به شمار می آید. عطار نیشابوری نیز به پیروی از چنین سنتی در ابتدای چهار منظومه الهی نامه، اسرار نامه، منطق الطیر و مصیبت نامه به تفصیل به این دو موضوع پرداخته است. بررسی و تحقیق نشان می دهد مدح و معراج در مثنوی های مذکور دو ساخت متفاوت دارد: در الهی نامه و منطق الطیر، این دو بخش در هم آمیخته و در اسرارنامه و مصیبت نامه از هم مجزاست؛ مدح پیامبر اکرم (ص) در همه آنها ساختار یکسانی دارد، لکن داستان معراج در مصیبت نامه مستند تر است. این دو بخش ویژگی های شاعرانه چندانی ندارند و تنها می توان داستان معراج را در الهی نامه شاعرانه ترین قسمت محسوب نمود. ایهام، برجسته ترین صنعت بدیعی این آثاراست. در حیطه مختصات زبانی نیز تکرار واژگانی و تکرار یک صورت زبانی کامل در آغاز، برجسته ترین ویژگی زبانی این دو بخش است.
"
حافظ از نگاه دکتر حسن انوری
منبع:
رودکی۱۳۸۵ شماره۷
حوزههای تخصصی:
زاویه دید و کانونی گری در «آن روزها»ی طه حسین و «روزها»ی محمدعلی اسلامی ندوشن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
101-126
حوزههای تخصصی:
زاویه دید یکی از مهم ترین عناصر متون روایی است. زاویه دید ، جهان بینی نویسنده و هنرمند را نسبت به جهان، انسان و جامعه نشان می دهد. «آن روزها» و «روزها» که از خواندنی ترین نمونه های خودزندگی نامه نویسی معاصر هستند، در آستانه یکی از حساس ترین ادوار تاریخی، دوران گذار از جامعه سنتی به دنیای مدرنیته، با دو زاویه دید متفاوت تحریر شده اند. خودزندگی نامه ها غالباً با زاویه دید اول شخص نوشته می شوند. محمدعلی اسلامی ندوشن در«روزها» از همان زاویه دید معمول و متداول در خود زندگی نامه نویسی بهره می گیرد، اما طه حسین با زاویه دید سوم شخص به روایت دغدغه های فکری و ذهنی خود و جامعه اش می پردازد. مؤلّفه هایی چون ادبی زیباشناختی، ایجاد فاصله هنری، روحیه ساختارشکنی و انقلابی و همچنین پوشاندن ضعف نابینایی در«آن روزها» و واقع گرایی و گزارش عینی و زنده جامعه ایرانی و اصلاح طلبی نویسنده در «روزها» از مهم ترین عوامل این گزینش می تواند باشد. این مقاله عوامل انتخاب این دو نظرگاه و زاویه دید متفاوت و چشم اندازهایی را که کانون توجه این دو نویسنده بوده است، مورد تجزیه و تحلیل قرارمی دهد.
نقد و بررسی کتاب: از نیما تا روزگار ما، تاریخ ادب فارسی معاصر (نوشته یحیی آرین پور)
حوزههای تخصصی:
تحلیل وجوه نمادین در داستان یوسف و زلیخای جامی با تأکید بر ترنج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان یوسف و زلیخا در قرآن و پیشتر از آن، در تورات ریشه دارد و مملو از اسرار و نکته هاست. ترنج، یکی از کلمات کلیدی و پر رمز و راز این داستان است که تاکنون دقت و توجه لازم بدان مبذول نشده است. این مقاله در پی آن است که پس از اثبات حضور ترنج در این داستان، با عنایت به تفاسیر قرآن و تورات، به دنبال منشأ راه یابی و نقش ترنج در شکل گیری آن باشد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که در باور یهود، ترنج نمادی از قلب انسان است و از آن رو که در فرهنگ اسلامی نیز قلب سلیم جایگاه عشق الهی است، می توان چنین نتیجه گرفت که حضور ترنج در داستان یوسف و زلیخا، نمادی از عشق است. از این رو بعید نمی نماید آنچه عشق زلیخا را در دیدة متشرعان، زمینی و ناپاک جلوه می دهد، در نگاه متفاوت و عرفانی جامی، به عشقی آسمانی، ماورایی و پاک مبدل شود.