شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی و نیز سایر منظومه های پهلوانی ایران زمین، پیوسته مورد توجّه سرایندگان کُردزبان بوده است. یکی از این داستان های پهلوانی که در شاهنامه فرزانه توس باختصار آمده و بعدها در ادبیات فارسی و نیز کُردی به صورت منظومه ای مستقل سروده شده، ماجرای به تخت نشستن بهمن و نبرد و درگیری او با خاندان رستم است. شاعر توانای کُرد، سیّد نوشاد ابوالوفایی نیز نبرد بهمن و فرامرز را به فارسی (بحر متقارب) منظوم ساخته است. نگارندگان در این جستار می کوشند ابتدا داستان به تخت نشستن بهمن و حمله به سیستان در شاهنامه فردوسی را بیان کنند، سپس منظومه بهمن و فرامرز سروده سیّد نوشاد ابوالوفایی را از جهت روایت، محتوا و وقایع داستان بررسی کنند.
فرهنگ بستر تحول است. تحول درهر زمینهای در حیطه فرهنگ به وقوع میپیوندد و بهطور عام، فرهنگ محل اصلی هر پدیده بشری است.
برای درک این تغییرات کافی است نظری به حرکتها و دگرگونیهای فرهنگ بشری، بیش از تاریخ تاکنون بیندازیم.
بشر هنگامی میتواند بر موج این تغییرات تفوق یابد و از نیروی آن بهره ببرد که به خود آگاهی یا آگاهی جمعی رسیده باشد؛ یعنی از علتها و ریشههای کنش های فردی و جمعی خود که ساختار فرهنگ کنشی وی را تشکیل میدهد، آگاه باشد.
خنده و خندیدن یکی از واکنشهای آگاهانه، نیمه آگاهانه و گاه ناخودآگاه آدمی است. در طول تاریخ هر فرهنگ و تمدنی، تلاشهای گوناگونی صورت گرفته است تا واکنش خندیدن را از سطح ناخودآگاه ذهن به حیطه آگاه آن بیاروند.
اصولا خنده، واکنشی روانی - فیزیولوژیکی است و پس از خندندن، فرد احساس آرامشی نسبی میکند. یکی از راههای به خنده درآوردن افراد، برنامههای طنز و سرگرمی در صداوسیماست.
اصل تکرار[1] یا وقوع مجدّد[2] در آفرینش اثر هنری و به ویژه در شعر، عنصری اساسی است. در دوره های مختلف ادبی از تکرار به عنوان عاملی برای ابتذال زبان شعری پرهیز شده و به عنوان شگردی برای هنجارگریزی متنی مورد تأکید قرار گرفته است. عبارات، جملات، حروف و واژگان تکراری در یک مجموعه زبانی اتّفاقی نیست؛ بلکه می تواند برگرفته از احساسات، اندیشه و حتّی متأثر از اخلاقیات شاعر یا نویسنده باشد. از این رو، با واکاوی مبانی تکرار می توان به اندیشه شاعر یا نویسنده دست پیدا کرد. قیصر امین پور از شاعران دوره معاصر است که بررسی شگردهای زیباشناختی شعر وی، می تواند خواننده را در فهم جهان ذهنی و سبک هنری وی یاری کند. تکرار در اشعار قیصر امین پور، دارای مبانی ذهنی و فکری گوناگون و خاستگاه روانی مشخّص، و اهداف معیّن است و برگرفته از رسوبات ذهنی و احساسات درونی اوست. حس نوستالژیکی، تأثیرپذیری از عناصر زیبای طبیعت، ذهنیّت تصویرساز، ذهنیّت مرکزگرا و حس موسیقایی درونی از برجسته ترین مبانی تکرار در اشعار قیصر امین پور است.
مضمون نارسیس یکی از انگیزه های ثابت تفکر پل والری می باشد. در واقع تصویر انسانی نارسیس در اثر نویسنده یک نشانه محسوب می گردد و جنبه نمادین دارد. این نشانه نه تنها در آثاری وجود دارد که به اسطوره نارسیس اختصاص یافته است بلکه در مجموعه یادداشتهای پل والری نیز مشاهده می شود که در واقع استفاده شناخت شناسی از خود شیفتگی می باشد و با عناصر «آینه»، «من» و«تصویر من در آینه» نشان داده شده است. در این مقاله تحلیلی ما با ابزار زبانشناسی و نشانه شناسی به جستجوی هویت در آثار پل والری پرداخته ایم. شخصیت «نارسیس» به عنوان«کسی که شیفته خودش» است و خود شیفتگی علاوه بر معنای «عشق به خود» معنای دیگری در آثار نویسنده دارد. این معنی جدید «شناخت خویش» است که نتیجه «عشق به خود» می باشد. به این ترتیب نشان خواهیم داد که جستجوی هویت در والری نه تنها نوعی «خود شیفتگی» بلکه «خود شناسی» می باشد که در آن من نویسنده «درهر لحظه توانایی آن را دارد که راجع به خود قضاوت نماید».