ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۳۴۱ تا ۵۴٬۳۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۴۳۴۱.

بررسی کهن الگوی سفر قهرمان در فیلم «یک تکه نان» با رویکرد جوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۴۹
نقد کهن الگویی نگرشی نوین به ساحت ادبیات و هنر است که به دنبال درک بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه تاریخی بشر و متعاقباً ذهن هنرمند به صورت امری فعال بوده و در روابطی میان دانش های روان شناسی، انسان شناسی و هنر، با محوریت نظریات یونگ شکل گرفته است. در ادامه این تئوری، جوزف کمبل (۱۹۰۴-۱۹۸۷م)، محقق اسطوره شناس آمریکایی، بر این باور بود که ناخودآگاه جمعی بشری، به خلق الگوی خاص و متحد در داستان های ملل منتج خواهد شد که این امر فراتر از اختلافات فرهنگی و تاریخی و ... است. او یکی از این الگوها را کهن الگوی سفر قهرمان نامید که قهرمان در مسیر تکامل خود، پس از عبور از سه مرحله دعوت، تشرف و بازگشت، سیر حرکت متعالی یا هبوطی خود را کامل خواهد کرد. از سوی دیگر، فیلم «یک تکه نان» روایت سلوک قهرمانی است که در سفر خود به مقصدی متعالی، پس از طی مراحلی به مقام کمال و فنا می رسد. لذا این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی این روایت را با رویکرد سفر قهرمان بازخوانی کرده و به این نتایج دست یافته است که قهرمان به خاطر ساختار عرفانی و محوریت مقوله فنا در این حوزه معرفتی، سفر فیزیکال خود را ناتمام رها کرده و در مرحله بازگشت متوقف می شود. از سویی، مؤلف این روایت، سفر عرفانی چهارگانه را ناکام نگذاشته و قهرمان را در وجه فیزیکال در مرحله تشرف به کمال رسانده و در بعد سیر الی العباد، نوعی دگردیسی و پیکرگردانی در قهرمان داستان از قیس به عزیز خانم شکل خواهد داد. درحقیقت عزیز خانم، نمود وجه معنوی قهرمان است که سفر قهرمان در مرحله بازگشت را کامل خواهد کرد.
۵۴۳۴۲.

تحلیل گفتمان انتقادی داستان «أرض البرتقال الحزین» بر اساس نظریه نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
کشور فلسطین به دلیل برخورداری از موقعیت استراتژیکی خود، از مدت ها دور در چنگال استعمارگری یهودیان متجاوز قرار گرفته است. در این میان نقش ادیبان مقاومت این کشور در دفاع و ترسیم حقوق ملی و میهنی از دست رفته مردمان این کشور قابل توجه است. در میان چهره های نامور ادبیات فلسطین، غسان کنفانی زندگی و قلم خود را وقف دفاع از ملت مظلوم فلسطین، آرمان ها و هم چنین ترسیم فضای زندگی پر اختناق و حزن آلود آنها، کرده است. داستان «أرض البرتقال الحزین» وی، تصویر آوارگی ملت مظلوم فلسطین و مشکلات زندگی آنان از جمله؛ فقر، فساد، فاصله طبقاتی ناشی از تجاوز یهودیان صهیونیست بر این کشور است. در این مقاله با کاربست روش توصیفی- تحلیلی و رهیافت تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف کوشش شده است تا لایه های گفتمانی و معنایی داستان ، بررسی شود. نتایج حاکی از آن است که کنفانی در ابراز ایدئولوژی و گفتمان خاص خود، با قواعد و ابزارهای لازم آن آشنا بوده است. زبان متن رئالیستی و  از هرگونه پیچیدگی به دور است. قرینه های صوری متن بیان گر این است که گفتمان آن، یک گفتمان اجتماعی و سیاسی است. نویسنده با ایجاد روابط همنشینی، ترادف، تضاد معنایی، به کارگیری کلمات استعاری و نمادهای تاریخی، نگاه ایدئولوژیک خود را نسبت مسائل موجود در جامعه بیان می کند و ملت فلسطین را برای مبارزه با متجاوزان و استعمارگران تحریک می کند. بین متن و بافت موقعیتی و بینامتنی آن ارتباط خوبی وجود دارد. به طوری که یکی از مشارکین داستان ، خود اوست که نقش کنش پذیر را دارد. هدف کنفانی با استفاده از وساطت دانش زمینه ای، زیرسؤال بردن ساختارهای اجتماعی به عنوان مناسبات قدرت است.
۵۴۳۴۳.

بررسی و تحلیل معنای هنجارگریزی و آشنایی زدایی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۷۳
هنجارگریزی و آشنایی زدایی از جمله مباحث مهم در نظریه ی ادبی فرمالیسم هستند. برای تبیین این دو اصطلاح، ابتدا باید به درکی صحیح از زبان معیار دست یافت. هدف نگارندگان از این مقاله تبیین هنجارگریزی و آشنایی زدایی در قرآن با رویکردی توصیفی-تحلیلی است. مهم ترین دستاوردهای این پژوهش این است که می توان زبان قرآن را در قالب زبان معیار، یک زبان هنجارگریز نیز دانست. اما باید توجه داشت که هنجارگریزی در قرآن بدین معنا نیست که کلام خداوند برخلاف قاعده و قیاس است بلکه شیوه بیان آن متفاوت است. اگر ملاک آشنایی زدایی را زبان معیار در نظر بگیریم می توان به آشنایی زدایی در قرآن معتقد بود اما اگر ملاک آشنایی زدایی را اشخاص و اذهان آنها در نظر بگیریم در این صورت نمی توان به آشنایی زدایی در قرآن باور داشت؛ زیرا متن قرآن برای ادیبانی که در زیبایی شناسی آن کار می کنند با مرور زمان عادی  می شود؛ هر چند که زیبایی های ادبی و علمی قرآن پایان ناپذیر است. اما در مورد اینکه چه چیزی را به عنوان معیار و سنجه  قرار دهیم؛ زبان قرآن را یا با لهجه های موجود در زبان عربی و زبان ارجاعی جامعه می توان مورد بررسی قرار داد و یا باید مجموعه ای از قواعد دستوری (آوایی،نحوی و صرفی) را به عنوان شاخص، هنجار و معیار در نظر گرفته و زبان ادبی و هنری، نسبت به آن سنجیده شود؛ که در حقیقت، زبان ادبی، عدول و انحراف از آن هنجارها و قواعد دستوری است.
۵۴۳۴۴.

معناشناسی اسلوب تغلیب در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
تغلیب به معناى غلبه در بیان، پیش از اسلام در زبان عربی وجود داشته است. زرکشی اولین کسی بود که در البرهان باب جداگانه ای به آن اختصاص داد. قرآن کریم این اسلوب را به کار گرفته است؛ لذا می توان گفت: تغلیب یکی از مظاهر اعجاز قرآنی است. تغلیب برتری و ترجیح لفظی یکی از دو شخص یا دو شیئ یا دو گروه بر دیگری است، و این ترجیح در تمام جوانب زبان، اعم از آوا، صرف، نحو و معناشناسی رعایت می شود، اما همواره این سوال به ذهن پژوهشگران و زبان پژوهان می رسد که  در اسلوب تغلیب دلیل غلبه و برتری و ترجیح یکی بر دیگری چیست؟ تغلیب یک بحث نحوی - بلاغی است، این مبحث از یک طرف در علم معانی مورد بررسی قرار می گیرد و از طرف دیگر برخی برآنند که با توجه به اینکه لفظ در جایگاه خود استعمال نشده لذا مجاز لغوی است. آنچه که این مقاله در پی آن است معناشناسی اسلوب تغلیب است، که با بهره گیری از آیات قرآن دلایل آن مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های تحقیق حاکی است تغلیب یک پدیده زبانی است و فقط یک حکم لفظی نیست بلکه لفظی و معنوی است. که در آن جانب لفظ و معنا هردو رعایت می شود.
۵۴۳۴۵.

تکنولوژی جنسیت در برساخت اجتماعی جنسیتی زن به مثابه مادر (مطالعه موردی: فیلم «شیار ۱۴۳» از رمان به فیلم نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
سینما و ادبیات دو رسانه ای هستند که ارزش ها و پذیرش های اجتماعی را بازتاب می دهند.این بازتاب از منظر فمینیسم می تواند روشنگر صدایی باشد که در طی تاریخ خاموش شده است. در این پژوهش برآنیم تا براساس نظریه تکنولوژی جنسیت از ترزا دولارتیس به بررسی نقش مادر در فیلم شیار ۱۴۳ بپردازیم. دولارتیس این نظریه را ابتدا از فوکو و تکنولوژی جنس او وام گرفته و آن را به منظری جدید تبدیل کرده است. او می گوید که چگونه هویت جنسی براساس تکنولوژی های مختلف اعم از اجتماعی، روان شناختی و فرهنگی شکل گرفته و باعث می شود تا هر فرد خودش و دیگری را با آن تعریف کند. کارکرد این نظریه در این فیلم، شخصیت پیچیده مادر را متمایز از ارزش ها و گفتمان های زمان خودش نشان می دهد. این تحلیل براساس بازنمایی بصری و سوژگی شخصیت بنا شده، چراکه نظریه دولارتیس بر سابژکتیویته استوار است. این منظر دریافت مخاطبان از روایت هایی با محوریت مادرانگی و زنانگی را به چالش می کشد. تکنولوژی جنسیت چگونگی ساخت و تجربه جنسیت در جامعه را تحلیل می کند. نرگس آبیار از تأثیرگذارترین نویسندگان و کارگردان های معاصر سینمای ایران است. او به عنوان یک نویسنده پیشگام نشان می دهد که چگونه شخصیت های مختلف زنان در ژانرهای گوناگون به تصویر درمی آیند. کارکرد نظریه دولارتیس در فیلم او نشان می دهد که چگونه شخصیت های زنانه جدیدی تولید کرده و بازنمایی آن ها با دیگر گفتمان های مسلط چقدر تفاوت دارد.
۵۴۳۴۶.

تحلیل معناشناختی گزاره"اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرضُ" در خانواده حدیث و ارزشمندی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
درک دقیق و عمیق تعالیم اهل بیت علیهم السّلام اگرچه دشوار، اما بسیار ارزشمند است. با استفاده از روش های معتبر و نوین در حوزه دانش معناشناسی، این امر امکان پذیر و راهگشا خواهد بود. در این پژوهش، گزاره «اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرض» با تکیه بر کشف روابط معنایی بین واژگان مورد بررسی قرار گرفته است تا درک جدید و عمیق تری از این فرمایش امام رضا علیه السّلام ارائه شود. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل روابط معنایی بین واژگان این روایت و احادیث هم خانواده آن پرداخته و نقش آن را در ارزش های اخلاقی در جهان واقعی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژگان« مال » و« عِرض » در سیاق مثبت روایات هم خانواده، دارای رابطه زیرشُمول معنایی با واژگانی مانند« لَم یَذًهَبً »،« خَیر»، «النَّبْلِ» و «أفضَلُ الأعْمالِ» هستند. همچنین، این دو واژه در سیاق منفی روایات هم خانواده، با واژه «اللُّؤًمِ» تقابل معنایی پیدا می کنند. از مقایسه معیار ارزش در انواع تصرفات مالی مشخص می شود که گشتار واژه های« أکل» و« لُبس» زیرشُمول واژه « مال»، دارای ارزش نسبی در جهان واقع هستند؛ در حالی که گشتار واژه« صدّق » زیرشُمول عبارت« اَفضَلُ المال »، بیانگر ارزش مطلق است. این یافته ها نشان می دهند که تحلیل معناشناختی می تواند به درک بهتر و عمیق تری از مفاهیم اخلاقی و ارزش های مطرح شده در تعالیم اهل بیت علیهم السلام منجر شود.
۵۴۳۴۷.

بررسی نمودهای شاخص شعر سیدعلی میرافضلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۸
زمینه/ هدف : سیّدعلی میرافضلی(متولد 1348ه.ش) شاعر و محقّق ادبی اهل رفسنجان است. علاوه بر آثار شعری، تحقیقات ادبی قابل توجهی هم خصوصاً در موضوع رباعی پژوهی دارد. نویسندگان در این جستار با تعمّق در مهمترین مجموعه های شعر این شاعر کوشیده اند، مؤلّفه های برجسته و ممتازِ قریحه و ذوق او را که می توان آنها را مهمترین نمودهای سبک خاص او قلمداد کرد، معرفی و تحلیل نمایند. روش/ رویکرد : روش تحقیق در این مقاله، رویکرد تحلیلی- توصیفی و روش جمع آوری اطلاعات، اسنادی (کتابخانه ای) است. یافته ها/ نتایج : براساس نتایج این پژوهش، هنرنمایی ها و نوآوری های او که موجد سبک مختص به خودش است، اغلب در حوزه سرودن اشعار کوتاه 1 و نیمایی رخ نموده است. نوآوری در آفرینش تصاویر شعری با استفاده از حال و هوای هایکو های ژاپنی، سرودن اشعاری با وزن رباعی و در قالب سه لختی، استفاده آگاهانه توأم با نوآوری از ظرفیت های موسیقی آفرینی شعر نیمایی و استفاده از مضامین اجتماعی و انتقادی، درآمیخته با طنزی رندانه و شیرین از مختصّات شعر میرافضلی است.
۵۴۳۴۸.

خوانش معناشناختی سه داستان از اصغر الهی و بازنمایی ذهنیّت جمعی در آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
اصغر الهی (۱۳۲۳-۱۳۹۱) از جمله نویسندگان معاصر ایران است که در زمینه روان پزشکی متخصص است و ذهن گرایی در آثار او نقشی اساسی ایفا می کند. این ذهن گرایی در آثار او گاه صرفاً در قالب تکنیکی مقطعی و گاه در قالب عنصری چون زاویه دید بروز می یابد. گونه هایی از انواع شگردهای مبتنی بر کارکرد ذهن در آثار او وجود دارد که کم تر بدان توجّه شده است. از جمله این شگرد ها، پرداخت ذهنیّت جمعی در داستان و بازتاب آن به اشکال مختلف است. در این پژوهش تلاش بر آن است سه گونه از این پرداخت های منحصر به فرد شناسایی گردند و سپس بررسی شوند. رویکرد معناشناسی روایی، توجّه را به مسئله راوی  و نقش کنشگرانه او در فرآیند روایت پردازی جلب می کند تا با روشی توصیفی-تحلیلی و خوانش جزئیات،  دریابیم ظرفیّت های روایت در قالب داستان پردازی در چه صورتی می تواند متن را از تک صدایی خارج کند و موقعیّت های بین الاذهانی را بازسازی کند. نتیجه نشان می دهد بازنمایی ذهنیّت جمعی در داستان های اصغر الهی با استفاده از چند تکنیک شخصیّت پردازی جمعی، زاویه دید راشومونی و به کارگیری اوّل شخص در دو ساحت مفرد و جمع حاصل می شود.
۵۴۳۴۹.

بررسی وجوه معنایی، ادبی و اصولی مباحث الفاظ در مسیر استنباط: (تأملی بر جایگاه ادبیات عربی در اصول فقه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۳
این مقاله به بررسی وجوه ادبی و اصولی مباحث الفاظ در استنباط فقهی با رویکرد معناشناختی می پردازد. مسائلی چون «وضع»، «دلالت»، «اراده استعمالی و جدّی شارع»  در اینجا بررسی می شوند. با توجه به گرایش های مختلف زبانی و نشانه های زبانی در رسیدن به «مدلول» و تأثیر پس زمینه ی متن بر فهم آن، «قواعد زبانی مشترک»، «توجّه به قصد مؤلّف» و «عینیّت معنا» به عنوان مسائل اصولی مطرح می شوند. این پژوهش نشان می دهد که مباحث الفاظ در علم اصول، با دلائل لفظی و تشخیص ظهورات لغوی و عرفی، نقش مهمی در شناخت معانی واژگان، ترکیب جملات و تعیین ویژگی های معنایی واژه ها ایفا می کند و کاربرد گسترده ای در استنباط احکام فقهی دارد. مقاله تأکید می کند که طرح مباحث الفاظ در اصول فقه، نشان دهنده  نیاز عالم اصولی به این مباحث با رویکرد «معناشناختی»، برای دستیابی دقیق به مراد متکلم و استنباط صحیح احکام است. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیلی،توصیفی»، به بررسی مصادیقی چون «مشتق»  از متن آیات و احادیث در قالب شناخت معنی پرداخته و مستنبط  را در ارائه حکم فقهی در مسائل مستحدثه چون«سرقفلی»،« شطرنج »،«بیت کوین» و دیگر رمز ارزها  کمک نموده است و همچنین به  مباحث زبانی مرتبط با «وضع»، «استعمال» و «دلالت الفاظ» در اصول فقه می پردازد که یا در علوم ادبی مطرح نشده اند  و یا به اندازه کافی  مورد بررسی قرار نگرفته اند. به عبارت دیگر فرآیند تکمیل ظهورات معنی در استنباط فقهی را بررسی کرده است.
۵۴۳۵۰.

نقد و بررسی رمان «عشق کُشی » با رویکرد هستی شناسانه بر اساس نظریه مک هیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۸
در این مقاله، رویکرد هستی شناسانه پسامدرن بر اساس نظریه مک هیل در رمان عشق کشی به شیوه توصیفی-تحلیلی بررسی می شود. برایان مک هیل، پست مدرنیسم را ادامه مدرنیسم می داند. به اعتقاد او امر غالب در داستان مدرن، معرفت شناسی و در داستان پسا مدرن، هستی شناسی است. این پژوهش نشان می دهد، رمان عشق کشی بیشتر به آشکار کردن جهانهای ممکن در داستان می پردازد و مطابق نظریه مک هیل در بُعد هستی شناسی، نمود برجسته تری دارد. در بررسی این رمان، تعامل جهانهای تو در توی «واقعیت» و «خیال» نشان داده شده و با استفاده از نظریه مک هیل، ضمن کاویدن تشخیص ناپذیری تخیل از امر واقع، تأثیر پذیری و پیروی واقعیت از خیال به نمایش گذاشته شده است. بهارلو با خلق داستانهای درونه ای و تداخل سطوح روایی، وقتی جهانهای متفاوت را در تقابل با یکدیگر قرار می دهد یا هنگامی که با ترفندهای داستانی مرز میان آنها را نقض می کند در واقع، ملاحظات هستی شناسانه را برمی انگیزد. طبق نتایج بر اساس نظریه مک هیل، رمان عشق کشی به دلیل برجسته بودن در بُعد هستی شناسی، مرز مدرنیسم را پشت سر گذاشته و به ساحت پسا مدرن گام نهاده است .
۵۴۳۵۱.

بازتعریف مفاهیم ژک لکان در ساختار عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش به واکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین روان کاوی ژک لکان و تجربه های عرفانی در سنت اسلامی می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه دو دستگاه معرفتی به رغم تفاوت های هستی شناختی و زبان شناختی، در سطح ساختارهای دلالتی و تجربی هم پوشانی ها و توازی هایی می یابند. مسئله محوری مقاله بر فقدان به مثابه نیروی میل در روان کاوی و فقر به مثابه افق سالک در عرفان متمرکز است؛ جایی که میل، ژوئیسانس، ابژه کوچک، دیگری بزرگ و سایر مفاهیم لکانی در آینه ای تطبیقی با مقولات شوق، فنا، ذکر، سکر، مکر و ادب سلوک بازخوانی می شوند. روش کار، خوانش هم کنارانه مفاهیم سنتی صوفیانه درپرتو واژگان لکان است، به نحوی که نه مفاهیم تقلیل یابند و نه هم ارزی مکانیکی تحمیل شود، بلکه هر دستگاه در نسبت با دیگری محدودیت ها و کوری های خویش را آشکار کند. یافته ها نشان می دهد که شریعت و ادب طریقت را می توان معادل کارکرد «نامِ پدر» و «امر نمادین» دانست؛ اشتیاق بی پایان و سوز عاشقانه درقالب یار پنهان، کارکردی مشابه با ابژه کوچک دارد و تجربه های حدی فنا و حیرت با برهم خوردن انسجام سوژه منقسم در روان کاوی هم ارز ند. به این اعتبار، عرفان افق تلئولوژیک فقدان را برجسته می کند، درحالی که لکان بر منطق ساختاری آن صحه می گذارد. نتیجه مقاله آن است که رویارویی میان این دو دستگاه، هم فهم متقابل را میسر می کند و هم به بازتعریف مفاهیم مرکزی هریک در افق گفتمان معاصر یاری می رساند.
۵۴۳۵۲.

تداعی آزاد معانی برپایه اصطلاحات کم کاربرد موسیقی در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۶
مقاله حاضر با استناد به نظریه «تداعی آزاد معانی» و نظریه «ناخودآگاه متون» التذاذ هنری بیشتری از اشعار حافظ را برای خواننده حرفه ای این متن فراهم می سازد و با کشف و تبیین شبکه های پیچیده کلمات در شعر او زمینه های لازم را برای فهم غنی تر وعمیق تر آن اشعار فراهم می کند. در میان شبکه های متعدد ایهامی در دیوان حافظ، ایهام های مربوط به حوزه موسیقی در پدیدآمدن شبکه ایهام تناسب های پنهان حافظ نقش به سزایی دارد؛ اصطلاحاتی چون اقامت، بُعد، چپ، چنبر، خروج، دخول، دلگشا، دلنواز، رجعت، رشته، زنجیر، ساده، سبک، شانه، شاهین، طریق و فن. این اصطلاحات با قرارگرفتن در کنار اصطلاحات معروف تر موسیقی مانند پرده، مقام و راه، شبکه ایهام تناسب دیوان حافظ را گسترده تر و پیچیده تر می سازد و ایهام تناسب را از صنعت بدیعی صرف به ابزاری برای تداعی معانی های آزاد ارتقاء می دهد. در مقاله پیش رو شبکه درهم تنیده ایهام تناسب های پنهان در شعر حافظ در حوزه موسیقی بررسی و تبیین و برپایه نظریه های مذکور برخی از آن ایهام تناسب ها کشف و شرح شده است.
۵۴۳۵۳.

واکاوی جلوه های هنجارگریزی واژگانی در شعر شوقی بزیع (مطالعه موردی باستان گرایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
  (باستان گرایی) نوعی هنجار گریزی و خروج از هنجارهای پذیرفته شده در محور زبان و گریز از قواعد حاکم بر زبان هنجار و عدم هماهنگی با زبان متعارف است که با اهداف ادبی متعدد به ویژه نواوری لفظی و معنایی در متون ادبی و شعر انجام می گیرد من جمله  این اهداف پویاسازی زبان مادی و زنده نگه داشتن واژگان اصیل و به روزرسانی آن با مقتضیات عصر و متانت دادن به متن و تنوع بخشیدن به شیوه بیان است و به کار بردن واژگان و ساختاری است که درقدیم رایج بوده؛ اما در اشعار شاعران امروزی و معاصر، کاربرد چندانی ندارد. شوقی بزیع شاعر نوگرای لبنانی است که در اشعارش از هنجارگریزی باستانی یا آرکائیسم استفاده کرده است. این نوشتار بر آن است تا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مطابق با مبانی هنجارگریزی جنبه های آرکائیسم را در شعر شوقی بزیع بررسی کند و میزان موفقیت او در ترکیب مؤلفه های میراث کهن و مضمون های جدید شعری را نشان دهد. بر اساس یافته های پژوهش بزیع به کمک های اسطوره ها و شخصیت های باستانی و مذهبی و استفاده از واژگان کهن عربی در مضمون های شعری جدیدش سنت و مدرنیته را با هم ترکیب کرده و بسیاری از شاخصه های زبانی، فرهنگی و اجتماعی فرهنگ و تمدن عربی کهن را بازخوانی کرده و ظرفیت معنایی واژگان و عبارت های شعرش را دوچندان کرده است و زبان شعری خاص خود و متفاوت از زبان شعری دیگر شاعران همعصرش آفریده است.
۵۴۳۵۴.

معناشناسی ریشه «غَفَرَ» و مشتقات آن در قرآن کریم با تکیه بر روابط جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۶
معناشناسی شاخه ای از زبان شناسی است که به بررسی علمی معنا و تحلیل واژگان در نظام معنایی می پردازد. یکی از مهم ترین رویکردهایی که امروزه در علم معناشناسی مورد توجه پژوهشگران ادبی قرار گرفته، بهره گیری از روابط جانشینی است؛ زیرا با استفاده از شبکه های معنایی و بررسی واژگان در سیاق آیات، می توان به معنای دقیق تری از واژه دست یافت. واژه «غَفَرَ» با مشتقات گوناگون خود یکی از واژگان پرتکرار قرآن کریم است. بررسی دقیق ریشه «غفر» و مشتقات آن و تحلیل روابط معنایی آن با دیگر واژه ها، به پژوهشگر کمک می کند تا به درک عمیق تری از چگونگی ارتباط خداوند با انسان برسد و نیزبا شناخت دقیق تر این واژه می توان نگاه نو و علمی تری به واژگان قرآنی داشت و به تفسیرهای دقیق تر و کاربردی تر دست یافت. این پژوهش در پی آن است به این سؤال پاسخ دهد که جانشین های ریشه «غَفَرَ» و مشتقات آن در قرآن کریم کدامند؟ برای پاسخ به این سؤال از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است و نتایج به دست آمده حاکی از آن است که «غَفَرَ» در محور جانشینی با واژگانی چون«کفّر»، «عفا»،«حِطّه»،«جاوز»،«بدّل»، «تاب علی»،«صفح» دارای قرابت معنایی می باشد و این واژگان به نوعی بیانگر بخشایش الهی اند و هر یک از این واژه ها بر اساس سیاق کاربردی خود، ابعاد معنایی متمایزی از مغفرت از جمله پوشاندن، محو، گذشت و بازگشت را نمایان می سازند. بر این اساس، مفهوم مغفرت واجد گستره ای چندلایه و فراتر از معنای محدود پوشش گناه است.
۵۴۳۵۵.

مقایسه تحلیلی بازنمایی نقش زنان در سفرنامه ناصرخسرو و ابن بطوطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۳
سفرنامه ها به مثابه اسنادی تاریخی- ادبی، گوشه هایی از زندگی اجتماعی جوامع را آشکار می سازند که در منابع دیگر غالبا پنهان مانده اند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-تطبیقی به بررسی نگرش به زنان در دو اثر برجسته سفرنامه نویسی کلاسیک اسلامی یعنی سفرنامه ناصرخسرو (قرن پنجم هجری) و سفرنامه ابن طوطه (قرن هشتم هجری) می پردازد. با استخراج و تحلیل تمام ارجاعات به زنان در دو متن، یافته ها نشان می دهد که ناصرخسرو، تحت تأثیر تعصب مذهبی اسماعیلی و تمرکز بر ابعاد اخلاقی سفر، زنان را عمدتاً نادیده می گیرد و یا در نهایت در حاشیه روایت قرار می دهد و حضور آنان را به موارد نادر و غیرمستقیم مانند اشاره به ثروت یا وابستگی به پایگاه های اشرافی محدود می کند. در مقابل، ابن بطوطه با آزادی بیشتر و کنجکاوی انسان شناسانه تر و دسترسی گسترده تر به فضاهای اجتماعی، زنان را در نقش های متنوعی از جمله جاسوس سیاسی، بافنده حرفه ای و... به تصویر می کشد. با این حال، یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده زنان را عمدتاً از طریق معیارهایی چون زیبایی، ثروت یا وابستگی به حاکمان تعریف می کنند. اینگونه نگرش ها به نوعی بازتاب ساختار مردسالارانه پایدار جهان اسلام است. این تفاوت ها نه تنها ریشه در شخصیت و موقعیت ایدئولوژیک نویسندگان دارد، بلکه نشان دهنده تحولات نسبی در گفتمان جنسیتی در میان نویسندگان جهان اسلام میان قرون پنجم تا هشتم هجری است.
۵۴۳۵۶.

چگونگی مفهوم سازی «عشق» در دیوان عنترة بن شداد با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
بر اساس نظریات لیکاف و جانسون (1980)، استعاره پدیده ای شناختی است که در نظام مفهومی بشر جای دارد و علاوه بر ادبیات در زبان روزمره نیز جاری است؛ اما زبان ادبی خصوصاً شعر بیانی متفاوت از زبان روزمره است. در حقیقت ظرافت های بیانی شعرا پرده از نوع تفکر و بینش آنان برمی دارد. عنتره بن شداد یکی از شعرای جاهلی و سراینده معلقات است که در کنار مفاهیم پرتکرار دوره جاهلی، مفهوم عشق در شعر ایشان جایگاه ویژه ای دارد. در این پژوهش تلاش شده است که با رویکرد شناختی و در چارچوب روش توصیفی _تحلیلی به چگونگی مفهوم سازی عشق در دیوان عنتره پرداخته شود. به این منظور از میان اشعار وی مفاهیمی که عشق را به ذهن متبادر می کند استخراج و تحلیل می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که استعاره های مفهومی عنتره در حوزه عشق متأثر از زندگی دوره جاهلی و زندگی شخصی اوست یعنی شاعر با تکیه به همان مبادی تجربی زیستی و محیطی جاهلی عشق را مفهوم سازی کرده است و استعاره های مفهومی حوزه عشق در شعر وی عبارت اند از عشق متحرک است، عشق مظروف چه اندامی است، عشق امر لذت بخش است، عشق آتش است، عشق قاتل است، عشق نابودی و خواری است، عشق اسارت است. در باب فراق و دوری نیز شاهد استعاره های هجران بیماری و وصال درمان است، فراق قاتل است، وصال بهشت، هجران جهنم است، هستیم.
۵۴۳۵۷.

تحلیل ساختار و محتوای کنار رود خین از فرشته سماوات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۲
خاطره نوشته ها، جذّاب ترین گونه های ادبیات دفاع مقدس است که به اقتضای تغییر ساختاری، از نظر محتوا نیز متحّول شده اند. بیان خاطرات روزانه و یا حتی ثبت وقایع نوعی روایت محسوب می شود. از سال های آغازین انقلاب اسلامی تا امروز، خاطره نویسی بعد وسیعی را در زنان داشته است؛ بنابراین، نگارنده در پی آن است که خاطره نوشته «کنار رود خین» را به عنوان یکی از خاطره نوشته های زنان بررسی کند. مطابق یافته های جستار، در «کنار رود خین»، حوادث و رویدادها از نگاه و زبانِ زن و با روحیه زنانه بیان می شود، بنابراین، می توان آن را روایتی زنانه از جنگ دانست که روایت یکدست مردانه از جنگ را می شکند و متنی متفاوت از جنگ می آفریند. ضرورت توجّه به آن، به عنوان یکی از خاطره نوشته های جنگ، در رقم زدن مهم ترین و جریان سازترین دوره های تاریخی ایران، سبب روی آوردن نگارنده به این موضوع شد. بدین منظور نگارنده بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی به هدف شناخت این خاطره نوشته و ایجاد جریان تازه ای در تحقیقات ادبیات معاصر ایران، هرچند اندک، شناخت و بررسی ساختار و محتوای خاطره نوشته «کنار رود خین»، را مورد توجّه قرار دهد.
۵۴۳۵۸.

بررسی هنجارگریزی آوایی در مخزن الاسرار نظامی و تحفه الاحرار جامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۴
فرمالیست ها، میان ادبیات ب ه منزل ه مجموع ه آث ار ادب ی و ادبیت در مفهوم تبدیل زبان خودکار به زبان ادبی، تفاوت قائل بودند. از نظر آنان ادبیت متن با استفاده از شگردهای برجسته سازی، محقق می شود. شاعران نیز برای متمایزکردن شعرهای خود دست به آشنایی زدایی و برجسته سازی می زنند. دو روش هنجارگریزی و قاعده افزایی از جمله این روش هاست که نظامی و جامی، دوتن از شاعران برجسته ادبیات فارسی، برای برجسته سازی و غیرآشنا کردن اثرهای خود از آن استفاده کرده اند. حال با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر دستیابی به گونه ای از هنجارگریزی نظامی و جامی در مخزن الاسرار و تحفه الاحرار است. بنابراین با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این سؤال ها هستیم که هر دو شاعر از کدام عامل هنجارگریزی آوایی بیشتر بهره گرفته اند؟ همچنین استفاده از شگردهای هنجارگریزی آوایی حذف، ابدال، تخفیف، تسکین، ادغام، اشباع و تشدید تا چه اندازه در حفظ وزن، و همسان سازی واژه های قافیه مؤثر بوده است؟ یافته های پژوهش نشان داد: هر دو شاعر برای استحکام بیشتر وزن و موسیقی رعایت وزن اشعار در بحر سریع که لازمه آن سرعت و شتاب در بیان است، بیش از همه از ترفند «حذف» بهره برده اند. پس از آن، شگردهای «ادغام» و «تخفیف»، که هر سه، شیوه مناسبی برای کوتاه کردن مفردات است استفاده کرده اند. همچنین جامی «ابدال» را غالباٌ برای همسان سازی واژه های قافیه، اما نظامی برای حفظ وزن و موسیقی به کار برده است. هر دو شاعر از «اشباع» و «تشدید» به دلیل افزوده شدن بر امتداد هجاها یا تعداد واج های ابیات، کمترین بهره را برده اند.
۵۴۳۵۹.

بررسی زبان غنایی سهراب سپهری از منظر زبان شناسی معاصر (یاکوبسن، سوسور)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۵
زبان شعر غنایی، به ویژه در آثار شاعران معاصر، نه تنها ابزاری برای بیان احساسات و تجربه های درونی، بلکه بستری برای بازنمایی ساختارهای ذهنی، روان شناختی و معناشناختی است. در این میان، سهراب سپهری با بهره گیری از زبانی ساده، تصویری و تأمل برانگیز، توانسته است نوعی زبان شاعرانه خلق کند که فراتر از بیان صرف، به تجربه هستی شناسانه و عرفانی نزدیک می شود. شعر او با فاصله گیری از زبان توصیفی و منطقی، به سمت زبانی حرکت می کند که در آن واژگان، نشانه هایی سیال و چندلایه اند و مخاطب را به تأویل های ذهنی و روانی دعوت می کنند. هدف این پژوهش، بررسی زبان غنایی سهراب سپهری از منظر روان شناسی زبان و نشانه شناسی معاصر است. چارچوب نظری تحقیق براساس نظریه عملکردهای زبان رومن یاکوبسن و ساختار دال- مدلول فردینان دو سوسور بنا شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه زبان شعری سپهری با عملکردهای روان شناختی زبان و ساختار نشانه ای معنا در ارتباط است، و این ارتباط چه تأثیری بر تجربه ذهنی و روانی مخاطب دارد. روش تحقیق به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که زبان شعری سپهری، با بهره گیری از ظرفیت های روان شناختی و نشانه ای زبان، نوعی زبان درمان گر، هستی گرا و تأمل برانگیز است که مخاطب را به تجربه درونی، سکوت و بازاندیشی دعوت می کند. این زبان نه تنها در سطح ادبی، بلکه در سطح روان شناختی و معناشناختی نیز واجد ارزش تحلیلی و کاربردی است و می تواند در مطالعات میان رشته ای زبان، روان شناسی و ادبیات مورد توجه قرار گیرد.
۵۴۳۶۰.

تبیین جایگاه معماری به عنوان یک شاخص منطقه بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی بلاد مسلمانی قرن 4 ه.ق (متکی بر مسالک و ممالک اصطخری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۲
زمینه/ هدف: رساله « مسالک الممالک » اثر ابواسحاق ابراهیم بن محمدالفارسی الاصطخری از متون مهم جغرافیای تاریخی است که حاوی مطالب مهمی در باب جغرافیای طبیعی و انسانی اقالیم محاط در دایره اسلام مربوط به قرن 4 ه.ق است. این رساله در قرون 5 یا 6 ه.ق از عربی به فارسی برگردانده شد. تا کنون پژوهش های مختلف درباره این رساله با دیدگاه های متفاوت و زبان های گوناگون منتشر شده، اما از حیث شناساندن و تبیین منطقه بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی سرزمین های مختلف، کمتر پژوهشی منتشر شده است. همچنین تبیین جایگاه مصادیق معماری در این تقسیم بندی ها علی رغم اهمیتی که در مطالعات تاریخی-جغرافیایی دارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش با هدف استخراج انواع منطقه بندی در اقالیم فرهنگی سرزمین های اسلامی عصر اصطخری متکی بر متن ترجمه رساله وی انجام گردید و به علاوه سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که معماری به عنوان شاخصی در این منطقه بندی ها چه جایگاهی داشته است؟ روش/ رویکرد: روش پژوهش تحلیل محتوا با رویکرد تفسیری-تاریخی است و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. یافته ها/ نتایج : سرزمین های محصور در دایره اسلام عهد اصطخری و عهد مترجم کتاب، به دلیل وسعت پهناور مشتمل بر ممالک مختلفی بوده که هر کدام دارای تقسیماتی جداگانه اعم از دیار، ولایت، ربع، ناحیه، شهر، پاره شهر، قصبه، دیه، طسَوج و دستکره بودند. این گونه تقسیمات در منطقه بندی اقالیم محصور در دایره اسلام علی رغم شباهت های لغوی- اصطلاحی به لحاظ معنایی-کارکردی با هم متفاوت بودند. شاخص های مختلفی در این نوع تقسیمات و منطقه بندی نقش داشتند. از جمله می توان به تفاوت های ناشی از نحوه حکمرانی و ساختار حکومتی، ویژگی های جغرافیایی و تفاوت های فرهنگی اشاره کرد. یکی از این شاخص ها که هم خود متأثر از این موارد است و هم بر آن ها اثرگذار است، شاخص معماری است. در مسالک وممالک مصادیق معماری همچون استحکامات شهری، دار الضرب، قصر با معماری خاص و برگرفته از اقلیم فرهنگی هر منطقه در تقسیم بندی و تفاوت های حاصله نقش داشتند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان