ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۶۴۱ تا ۴۸٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۸۶۴۱.

بازشناسی معنای عشق در گفتمان قصه بلند عامیانه داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۴۱۲
گفتمان در قصه ها، مجموعه معناداری از ارتباط دوسویه پردازنده/نقال با نقل شنو در بستر رویدادهای گوناگون اجتماعی سیاسی و عوامل پیرامتنی است. این امر از رهگذر جانشینی شاخصه های عاشقانه به جای ویژگی های پهلوانی و در قالب زنجیره ای روایی از ارتباط ساختار و کارکرد عشق شکل می گیرد. از این میان، داراب نامه طرسوسی نیز به دلیل بهره مندی از ارتباط تنگاتنگ میان وقایع اجتماعی و نیاز قصه شنو در دوره های خلق و بازآفرینی قصه(ساسانیان و غزنویان یا غوریان)، بستر مناسبی برای این پژوهش است. این مهم در دو سطح ساختار و کارکرد عشق بررسی شد. حاصل کار نشان می دهد که در جانشینی شاخصه های عاشقانه به جای ویژگی های پهلوانی، در سطح ساختار، ابتدا نحوه بازنمایی عشق شکل می گیرد. بدین معنی که وابستگی قصه در پرداخت عشق به یکی از بسترهای بازنماینده، یعنی متون مقدس اسطوره ای-دینی و یا زمان بازپرداخت اثر، آشکارمی شود. در ادامه، پردازنده با تمرکز بر همان عشق بازنمایی شده، به ترسیم روابط عاشقانه درقالب چهار سازه اصلی دیدار عاشق و معشوق(نقش پذیری اشخاص)، موانع و مشکلات، وصال و مرگ می پردازد و بخش خیالی قصه را می سازد. تولید معنای قصه از این رهگذر محقق می شود. از این رو، این امر در داراب نامه با بازنمایی عشق دینی و چگونگی ترسیم روابط عاشقانه از رهگذر آن به گفتمان یکدست برتری جویانه ملی-سلطنتی با نگرشی پدرتبارانه انجامیده است.
۴۸۶۴۲.

تأثیرپذیری «هزار و یک شب» از داستانهای شاهنامه (مطالعه موردی: خوانش تطبیقی پیرنگ و عناصر آن در داستان «سودابه و سیاوش» از شاهنامه و «حکایت مکر زنان» از هزارویک شب)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۵۷۷
هزارویک شب داستان هایی از زبان یک قصه گوی ادیب و آگاه است که از داستان های ملل مختلف و ادبیات داستانی پیش از خود آگاه است؛ به طوری که گفته اند به ندرت داستانی در این کتاب وجود دارد که پیشروان، مشتقات یا نظیره هایی نداشته باشد. یکی از حکایت های این کتاب «حکایت مکر زنان» است که ساختار پیرنگی آن مشابهت های فراوانی با داستان «سودابه و سیاوش» در شاهنامه دارد. این پژوهش به شیوه تطبیقی و بر اساس نظریه تزوتان تودروف؛ دانشمند ساختارگرای بلغاری- فرانسوی، به مقایسه عنصر پیرنگ و عناصر آن پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که پیرنگ در دو داستان، بسیار به هم نزدیک بوده و این شباهت ساختاری پیرنگ در دو داستان ، به ریشه و پیشینه آنها مربوط است. گفتار حاضر بر آن است که حکایت مکر زنان از کتاب هزارویک شب بنا بر دلایل ریشه شناسی و همانندی و همگونی ساختار پیرنگی دو داستان و تحریر هزارویک شب در روزگاری پسین تر از پیدایش داستان سیاوش در ایران، می تواند گزارش و روایتی دیگر از داستان سیاوش باشد که در شاهنامه فردوسی روایت شده است.
۴۸۶۴۳.

تمثیل در نثر دوره مشروطه با تکیه بر نثر میرزا فتح علی آخوندزاده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۶۴
روشن فکران، آزادی خواهان، علما و روحانیون و حتی تجار عصر قاجار، شکل جدیدی از ادبیّات ملّی و سیاسی را پدید آوردند. آنان با سلاح اندیشه و گفتار به مبارزه سیاسی پرداختند و در مطبوعات و روزنامه نگاری و یا با استفاده از استعداد شعر و شاعری و نویسندگی در راستای ابلاغ افکار و عقاید سیاسی و ملّی، خواستار قانون طلبی و مشروطه خواهی شدند و به اقتضای آن که اکثر مخاطبانشان جوانان و توده مردم بودند، به سادگی و بی پیرایگی کلام و تمثیل روی آوردند. تمثیل های این دوره معادل مفاهیم غربی آن، حکایت، مَثَل و حکمت است. آخوندزاده تمثیل را معادل درام برای اصلاح اخلاق و عبرت گرفتن خوانندگان و شنوندگان می داند. روی آوردن به طنز در این دوره سبب رواج تمثیل های طنزآمیز گردید. نماد در دوره مشروطه پیوند محکمی با تمثیل دارد. پیشینه پژوهش، با توجه به واژگان کلیدی، دربردارنده آثار باارزش و علمی مختلفی است اما در عنوان پژوهش، تمثیل در نثر آخوندزاده، در نوع خود تازه و نو است. ضرورت و اهداف اصلی و فرعی مقاله در آشنایی با نثر مشروطه و شناخت تمثیل در نثر آخوندزاده شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه استنادی - کتاب خانه ای با رویکرد تحلیلی با دامنه دار کردن گستره مقاله به نثر دوره مشروطه و حوزه نثر این دوره را به نثر آخوندزاده محدود نموده، و در آثار وی به بررسی و کارکرد تمثیل در نثر آن دوره پرداخته است.
۴۸۶۴۴.

تحلیل و تطبیق طرح داستانی «بیژن و منیژه» فردوسی و «مم و زین» احمد خانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۳۹
داستان بیژن و منیژه از معدود داستان های عاشقانه فردوسی در شاهنامه است و در زمره داستان هایی محسوب می شود که فردوسی آن را در ایام جوانی خود سروده است. «مم و زین» نیز یکی از عاشقانه های زبان کُردی است که سالیانی متمادی ورد زبان بیت خوانان بوده است، تا این که احمد خانی شاعر پرآوازه کُرد آن را در قالب مثنوی به نظم کشید. هدف اصلی این مقاله بررسی طرح داستانی «بیژن و منیژه» فردوسی و «مم و زین» احمد خانی است. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است. در هر دو داستان طرح از جوانب مختلف قابل بررسی است. حوادث هر دو داستان به صورت یکنواخت و زنجیروار بر اساس رابطه علی و معلولی پیش می رود. عناصر سازنده طرح به ترتیب و منظم رعایت شده و حوادث متافیزیکی در داستان که بر صحیح بودن شکل طرح خدشه وارد می کند با منطق حاکم بر قصه های قدیمی قابل توجیه است. طرح در داستان «بیژن و منیژه» و «مم و زین» بسیار شبیه هم بوده و همه عناصر از جمله: گره افکنی، کشمکش، بحران، تعلیق و نقطه اوج، طبق اصول داستان نویسی رعایت شده است.
۴۸۶۴۵.

بررسی تطبیقی زبان و جنسیت در اشعار طاهره صفارزاده و فدوی طوقان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۲۹۳
پیشینه مطالعات زبان و جنسیت به دهه هایی از قرن نوزدهم می رسد. هنگامی که در بستر مفاهیم نقد ادبی نو، نخستین جریان ها تحت عنوان "فمینیسم" در غرب شکل گرفت. بر مبنای نظراتی که سبک گفتار و نوشتار زنان و مردان را با یکدیگر متفاوت می داند، زبان می تواند محل بروز و ظهور عناصر جنسیتی واقع شود. بر اساس این آراء، پژوهش های متعددی در بررسی نشانگان جنسیتی زبان در آثار ادبی صورت گرفته است. از آنجایی که شعر زنان یکی از مواضع قابل تامل در بررسی تعامل زبان و جنسیت است، پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی– تحلیلی فراهم آمده، با رویکردی تطبیقی به بررسی شاخص های جنسیتی زبان در دو سطح فکری و زبانی اشعار طاهره صفارزاده و فدوی طوقان پرداخته است تا به این پرسش ها پاسخ دهد که  اولا شاخص های جنسیت چگونه و در چه سطحی در زبان شعری این شاعران بازتاب یافته و دیگر اینکه وجود عوامل مشترک فرامتنی در شعر این دو تا چه حد توانسته برآیند مشابهی در دستاوردهای پژوهش داشته باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل مشترکی چون زنانگی، تاثیرپذیری هر دوی این شاعران از تحولات اجتماعی و سیاسی عصر خود، زیستن در بازه زمانی واحدی از تاریخ معاصر و نیز اثرپذیری شعر آنان از آموزه های ادبی رمانتیسم و رئالیسم، موجب شکل گیری رفتارهای جنسیتی اغلب مشابهی در زبان شعری آنان شده است.
۴۸۶۴۶.

کارکردهای هنری عناصر چهارگانه در قصاید خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۳۲
بی تردید خاقانی، شاعر بزرگ قرن ششم، صاحب سبک خاصی است. هرچند در این روزگار آوردن زیورهای لفظی و معنوی و مقوله های چهارگانه بیان ذهن همه شاعران را به خود معطوف کرده بود اما قصاید خاقانی مظهر و جلوه گاه بلا منازع این آرایه ها و آراستن ها است. جولان بی مانند خاقانی در آوردگاه های علمی چون تاریخ، فلسفه، طب، نجوم، داستان های پیامبران، قرآن و کلام ، تفسیر و اسطوره های ایرانی و ... دیوان او را همانند دائره المعارفی کرده است. عناصر چهارگانه یکی از مضامین و مفاهیمی است که به شکل گسترده و هنری در شعر خاقانی نمود دارد. هرچند عناصر اربعه قبل از خاقانی در شعر دیگرشاعران بکار رفته است اما خاقانی از نظر بسامد فراوان و جلوه های هنری و تصویرپردازی شاعرانه، آنها را ناهمگون از دیگر شاعران پارسی گوی بکار برده است. مقاله حاضر بر آن است، فراوانی و چگونگی به کارگیری چهار عنصر را به عنوان یک مفهوم و مضمون شعری در قصاید خاقانی بررسی نماید و هنر نمایی این شاعر بزرگ را در این باره بسنجد. برای این منظور ابتدا شیوه های صوری کاربرد عناصر دسته بندی وبیان شده است. ژرف نگری های شاعرانه خاقانی به این عناصر سبب برجستگی های خاص هنری در ابیات وی شده است ، از این روی در بخش دیگر مقاله به گونه های متنوع این برجسته سازی های هنرمندانه پرداخته شده است و در پاره آخر این پژوهش به نقش چهارعنصر در تصویرآفرینی در قصاید خاقانی توجه شده است.
۴۸۶۴۷.

تحلیل تطبیقی تأثر صائب از حافظ با تکیه بر دو غزل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۱۲
با توجه به ظاهر بیان صائب، در نگاه نخست چنین به نظر می آید که صائب بیشترین اقتباس را از حافظ داشته است و تحت تأثیر او بوده است. با استناد به این که هر متنی در تعامل با متن های پیش از خود است و نیز با دقت بیشتر در اشعار این دو شاعر، این فکر شکل گرفت که صائب نسبت به مفاهیم و مضامین حافظ نوعی آشنایی زدایی معنایی انجام داده است یا در واقع استفاده صائب از مضامین حافظ با نوعی موضع گیری منفی همراه بوده است و به نظر می رسد بیشتر به لقب لسان الغیب رشک می برده است. صائب ضمن درک شگردهای زبانی زیرکانه حافظ، در برخورد با مضامین حافظ از همین شگرد استفاده نموده است، به گونه ای که در ظاهر محسوس نیست و با دقت و نکته سنجی می توان به آن پی برد. این مسئله باعث گردید با استفاده از روش بینامتنیت، تحلیل تطبیقی در دو غزل حافظ که مورد اقتباس صائب بوده، انجام گیرد. با تحلیل بینامتنی می توان پی برد چگونه مؤلف یک متن گزینشگرانه و هدفمند از متون دیگر بهره برده است. تحقیق زیر نتیجه این فکر و روش است.
۴۸۶۴۸.

معرفی رسائل العشاق و بررسی شیوه سیفی نیشابوری در آداب کتابت و انشای نامه های عاشقانه فارسی در سده ششم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۴۹
سیفی نیشابوری، از ادبای سده ششم، قدیمی ترین مجموعه نامه های عاشقانه فارسی را با عنوان رسائل العشاق و وسایل المشتاق فراهم کرده است. او در این اثر، صد نامه در موضوعات مختلف عشقی ترتیب داده است تا هر گرفتار عشقی به اقتضای شرایطش یکی از آنها را برگزیند و برای معشوق یا محبوب یا مخدوم خویش بفرستد. او برای نگارش نامه های صمیمانه و عاشقانه، از اصول و شیوه ای موسوم به «عهود استرسال» سخن می گوید. نویسندگان این مقاله کوشیده اند ضمن معرفی این اثر، با مراجعه به متون فنِّ ترسّل و منشآت موجود در ادب فارسی، به ویژه آثار نزدیک به روزگار سیفی، ساختار نامه های رسائل العشاق و نیز برخی آرای وی در نگارش نامه های عاشقانه (عهود استرسال) را بررسی کنند. این بررسی ها نشان می دهد سیفی ساختار نامه ها را با توجه به ارکانی مانند ابتدای نامه (شاملِ عنوان نامه، تسمیه، مقدمه یا صدر نامه، دعای بر پیامبر اکرم و آل او)، رکن کلام (شاملِ اما بعد و متن نامه) و رکن خاتمه تنظیم کرده است. همچنین خود را موظف کرده است در شواهد شعری تاحدّ امکان به نام شاعر اشاره کند؛ البته در خاتمه آورده است که هرگاه شخصی بخواهد یکی از این نامه ها را برای معشوق یا محبوب بفرستد، لازم است «تسمیه» را از ابتدای آن بردارد؛ شاید به این دلیل که این عنوان، اجلّ از آن است که در ابتدای هر نامه ای قرار بگیرد. سپس احتمالاً برای ایجادنشدن خلل در پیوستگی کلام سفارش می کند در رونویسی و ارسال نامه ها، نام شاعران حذف شود؛ همانگونه که معمول مراسلات است.
۴۸۶۴۹.

محاسبه تضمن های کلامی در غزلی از حافظ با بهره گیری از نظریه استنباطی گرایس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۸۴
در گفتمان شناسی برای کشف و توجیه رابطه صورت و بار منظوری سخن در ارتباط کلامی و تشخیص منظور گوینده، بهره گیری از نظریه استنباطی گرایس به ویژه تضمن و تلمیح مطرح در آراءِ او بسیار اهمیت دارد. در تحلیل متون ادبی نیز که صحنه حضور صور خیال است و غالباً کلمات و جملات، حامل معانی ضمنی و مجازی است، تضمن های کلامی گرایس، قابلیت و کارایی لازم برای توجیه و تفسیر معانی ضمنی را داراست. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه استنباطی و اصول همکاری گرایس و نیز مبحث اقتضای ظاهر در معانی سنتی، چگونگی عدول از هنجارهای زبان خودکار و تبدیل آن به زبانی ادبی- عرفانی را در غزلی از حافظ بررسی و معانی تلویحی و تضمن های عرفانی آن را در چارچوبی روشمند، محاسبه و استنباط می کند. بدین منظور ابتدا نظریه گرایس تشریح و با مبحث اقتضای ظاهر تکمیل می شود. سپس با تکیه بر آن و با بهره گیری از روشی توصیفی- تحلیلی، نخستین غزل دیوان حافظ بررسی و پیام های افزون بر کلام او که معنای مقصود اوست استخراج می شود. این تحلیل نشان می دهد که حافظ در این غزل با عدم رعایت اصول همکاری گرایس و عدول از هنجارهای زبان معیار، کلمات و جملات را در معانی دیگر به کار برده و با ایراد کلام برخلاف مقتضای ظاهر، زبانی عرفانی را در قالب غزلی تلفیقی پدید آورده است. تحلیل زبان عرفانی در آثار ادبی از حوزه های جدید ادبیات عرفانی است و دستاورد تحقیق حاضر، توجیه و تبیین علمی و روشمند زبان عرفانی حافظ در غزل مورد نظر، با استفاده از ابزارهای قابل اتکاءِ کاربردشناسی زبان است.
۴۸۶۵۰.

تحلیل الگویی نمودهای رمانتیسم در شعر سپهری (با تمرکز بر شعر "صدای آب")

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۳
زبان، نوع نگرش، جهان بینی و سبک شعری سپهری، شعر او را به اصول و مبانی مکتب رمانتیسم نزدیک کرده است. همانندی و مناسبات گسترده میان دید، اندیشه و احساس سهراب با مبانی اندیشه مکتب رمانتیسم قابل بررسی است. بر این مبنا و با توجّه به روح عرفانی حاکم بر درونمایه های شعر سهراب،  ساختار الگویی شعر او را از همان زاویه ای تحلیل کرده ایم که منتقدان بر اساس آن به تحلیل الگویی زیباشناسی و نگرش رمانتیک دست زده اند. در این جستار، شعر سهراب با محوریّت الگوی سفر در دو محور عرضی (با تمرکز بر شعر شاخص «صدای پای آب») و طولی «شعر- زندگی» او، ضمن تحلیل مناسبات و نظام تکرار این الگو در مجموعه اشعارش، تبیین و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که بخشی از مؤلّفه های جهان اندیشه رمانتیست ها مانند بازگشت به طبیعت و بدوی گرایی، غلیان احساسات، غلبه تخیّل، خردستیزی، من مداری و انزواطلبی، ستایش کودکی، گریز از حال و سفر به سوی جامعه آرمانی، فردیّت و رسیدن به آزادی که در اصول هنری این مکتب، خاصیّت الگویی یافته اند و در نظام بصری، فکری، زبانی و ساختار آثار رمانتیک با نظم معنی داری تکرار شده اند، از نمودهای اصلی تبلور غلبه ناخودآگاه بر خاستگاه های روانی خلاقیّت در این مکتب و وجه اشتراک زیباشناسی این مرام هنری- فلسفی و غایت گرایی ناخودآگاه مؤلف در مسیر تکرار الگوهای ازلی بنیادین چون فردیت و تشرّف است.
۴۸۶۵۱.

بررسی جنبه های رئالیستی آثار داستانی ادبیات اقلیمی شمال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۴۴۲
این پژوهش بر آن است که جنبه های رئالیستی را در بهترین آثار داستانی سه نسل اقلیم گرای این منطقه بیانگر و نشانگر باشد. موج اقلیمی نگاری در شمال همانند دیگر بخشهای ایران از دهه چهل شروع شد. به آذین و بزرگ علوی نویسندگان نسل اول، محمود طیاری نویسنده نسل دوم و بیژن نجدی نویسنده نسل سوم این اقلیمی نویسان شمال بودند. حوادث سیاسی همچون نهضت جنگل و قیام میرزاکوچک خان، طبیعت ویژه، تلاش ماهیگیران و صیادان، هوای مه آلود و بارانی شمال به عنوان پس زمینه رویدادها در آثار نویسندگان شمالی نمود خاصّی دارد. از سوی دیگر، ساختار داستان نیز منطبق بر معیارهای رئالیستی در خدمت بیان نگرشهای انتقادی- اصلاحی نویسندگان است. اشاره به درگیریهای داخلی و خارجی، جنبشهای مردمی علیه نظام مالک رعیتی و... درواقع نمایش زندگی واقعی مردم و نشان اعتراض و انتقاد بود. بنابراین از بین انواع رئالیست، نویسندگان شمال بیش از هرچیز از سبکهای رئالیسم اجتماعی و انتقادی بهره برده اند. البته هرکس با توجه به شرایط و نوع تفکرش، سبک نویسندگی خاصی را برگزیده است؛ به عنوان نمونه بیژن نجدی از جریان سیال ذهن بهره برده است.
۴۸۶۵۲.

تحلیل مجموعه مقالات منتشرشده در مجله ی مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز (20 شماره ی نخست) با تکیه بر موضوع، الگوی نظری، مؤلفان پر تکرار و منابع پر استناد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۵۴۲
مجله ی مطالعات ادبیات کودک وابسته به مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز، تنها مجله ی علمی پژوهشی مطالعات ادبیات کودک در زبان فارسی است که از سال 1388 در قالب دوفصلنامه منتشر شده و تحقیقات دانشگاهی این حوزه را در اختیار پژوهشگران قرار داده است. باتوجه به اهمیت این مجله در تحولات پژوهشی و همچنین جایگاه آن در نشان دادن سیر تحقیقات و کاستی های آن در ادبیات کودک و نوجوان، در این مقاله پس از تنظیم پیکره ای از 145 مقاله ی منتشرشده در بیست شماره ی مجله (1388 تا 1398) در قالب word، به صورت جستجوی هم زمان یارانه ای و دستی، پژوهش ها از منظرهای نوع اثر، الگوی نظری و موضوع بررسی شده است. همچنین، منابع پراستناد مقالات و پژوهشگران، شاعران و نویسندگان پرارجاع مقالات و وابستگی دانشگاهی پژوهشگران مشخص شده است. نتایج نشان می دهد عمده ی مقالات با محوریت متون ادبی معاصر نوشته شده، همچنین بیش از نیمی از مقالات از الگوی نظری خاصی پیروی نکرده است. از منظر گونه شناسی، 70 % مقالات به تحلیل آثار منثور داستانی پرداخته و شعر و دیگر حوزه ها کمتر در پژوهش ها بازنمود داشته است. نکته ی دیگر اینکه در مجموع مقالات، بیش از 2800 منبع کاربرد داشته که از آن میان کتاب های معصومیت و تجربه ، تاریخ ادبیات کودکان ایران، ادبیات کودکان و نوجوانان، ویژگی ها و جنبه ها و روش شناسی نقد ادبیات کودک و نوجوان ، منابع پراستناد تحقیقات ادبیات کودک و نوجوان بوده است. همچنین از مؤلفان فعال، در حوزه های نظری مربوط به تعاریف، سیر و مبانی ادبیات کودک و نوجوان، مرتضی خسرونژاد، محمدهادی محمدی و ثریا قزل ایاغ بیشترین ارجاع را در مقالات داشته اند. در حوزه ی شعر کودک نیز بیشترین استناد به آرا و آثار پروین سلاجقه و علی اصغر سیدآبادی صورت گرفته است. نویسندگان مقالات، از بین شاعران کودک و نوجوان به: مصطفی رحماندوست و جعفر ابراهیمی و از خالقان آثار داستانی فرهاد حسن زاده و هوشنگ مرادی کرمانی، بیش از دیگران توجه داشته اند.  
۴۸۶۵۳.

Миграционная лингвистика: теоретико-методологические подходы к формированию направления(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۴۳
В фокусе внимания исследователей миграционных процессов находятся различные аспекты предлагаемой тематики: политические, экономические, социологические, правовые, культурологические, психологические. В связи с этим и подходы к определению понятия «миграция» варьируются. Проблема заключается не только и не столько в дефиниции, а в определении и выявлении ключевых концептов миграционной лингвистики, таких как интеграция, аккультурация, идентичность. Отсутствие единой терминосистемы, а как следствие дивергентное использование концептов миграционной лингвистики в различных научных направлениях усложняют моделирование как миграционных процессов, так и их ключевых концептов. Объектом миграционной лингвистики становится не только модель динамических языковых процессов, не только модель миграционного дискурса, но и такие аспекты как мотивация, обстоятельства, факторы протекания миграции, последствия миграционных процессов. Каждый из названных аспектов может представлять самостоятельную сферу исследования.
۴۸۶۵۴.

«جلوه های صور خیال در غزلیات یغمای جندقی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۲۸۵
یغمای جندقی یکی از معروف ترین و برجسته ترین شاعران عصر قاجار در سرایش غزلیات اخلاقی و عاشقانه است. شاعران از آغاز شعر فارسی تا به امروز همواره به علوم بلاغی توجه داشته اند و یکی از مباحث اساسی بلاغت در زبان، صورخیال شاعرانه است که چهار مبحث تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز را در بر می گیرد و کاربرد سنجیده و شایسته آن می تواند به خیال انگیزی و غنای شعر بیفزاید. غزلیات یغمای جندقی ازلحاظ اشتمال بر جلوه های علوم بلاغی به ویژه علم بیان و بهره گیری از تصویرپردازی شاعرانه از اهمیّت بسیاری برخوردار است. غزل های یغما در بر دارنده مضمون های اخلاقی و عاشقانه است که در اوزان گوناگون و بیشتر به شیوه اشعار حافظ سروده شده است. به دلیل کم توجهی به صورخیال در اشعار یغمای جندقی در این پژوهش تلاش شده است صورخیال به کار رفته در غزل های یغمای جندقی با ژرف نگری و با عنایت به ذوق شاعر در بهره گیری از آنها به عنوان یکی از راه های زیباشناختی و شگردهای بیانی و هنری تحلیل و بررسی شوند تا بتوان جلوه ای از محاسن شعری او را به مخاطبان عرضه کرد.
۴۸۶۵۵.

مقاله ی کوتاه: یادگار: اصطلاحی دیوانی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۰
یادگار: اصطلاحی دیوانی در شاهنامه   نادره نفیسی *   چکیده واژه ی یادگار در معنای متداول آن بارها در شاهنامه به کار رفته است؛ ولی تنها یک بار در داستان پادشاهی هُرمَزدِ نوشین روان، در هنگام شمارش و نگارش گنج و خواسته ی دژی که پَرموده، پسر ساوه شاه، در آن محصور بوده، فردوسی این واژه را در معنایی متفاوت به کار برده و به احتمال بسیار آن را از شاهنامه ی ابومنصوری نقل کرده است. تاکنون پژوهشگران آرای گوناگونی درباره ی معنای این واژه مطرح کرده اند که هیچ کدام گویای معنای دقیق آن نیست. نگارنده در این مقاله کوشیده است نشان دهد که بر پایه ی منابع تاریخی (به ویژه زین الاخبار گردیزی)، واژه ی یادگار در بیت مزبور، اصطلاحی دیوانی و معادل کلمه ی تذکره در متون تاریخی دوره ی اسلامی بوده است. به گمان نگارنده واژه ی ayādgār در فارسی میانه نیز افزون بر معانی مشهور «یادداشت»، «رساله» و «سرگذشت نامه» بر اثر توسّع معنایی، معانی دیگری نیز داشته که به سببِ ازدست رفتن متون فارسی میانه به دست ما نرسیده؛ ولی در کتاب تاریخ سبئوس ، مورّخ ارمنی سده ی هفتم میلادی حفظ شده است.     * استادیار فرهنگ و زبان های باستانی، دانشگاه آزاد ابهر، ابهر، ایران nad_nafisi@yahoo.com تاریخ دریافت مقاله: 27/6/1401                تاریخ پذیرش مقاله: 26/10/1401
۴۸۶۵۶.

تجلی قناع الحلاج فی شعر عبدالوهاب البیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۱
بات واضحاً الیوم إن الاعتماد علی الرموز والشخصیات التراثیه، والترکیز والتکثیف الدلالی من خلالها، هو إحدی الظواهر اللافته للانتباه فی الشعر العربی الحداثی، بل أهمها. یعتبر عبدالوهاب البیاتی (1926- 1999م) فی هذا الجانب، أحد الشعراء المعدودین الناجحین فی استخدام الشخصیات التراثیه، إذ کان التراث  فی مجال التعبیر عن الرؤیه والموقف هو أحد المرتکزات الرئیسه فی قصائده، تطرق هذه الدراسه معتمده علی المنهج الوصفی التحلیلی إلی قضیه توظیف شخصیه "الحلاج" فی شعر البیاتی حیث استخدمها قناعا فی قصیده طویله بعنوان «عذاب الحلاج». یکون البیاتی شاعراً مسکونا بروح التمرد والرفض، ویبدو أن اقتراب شخصیه "الحلاج" فی کونه شاعرا و رافضا فی الماضی یعین البیاتی للتعبیر عن رؤیاه فی الحاضر.
۴۸۶۵۷.

روش شناسی نگارش تذکره منظوم نوروز و جمشید اثر رشحه اصفهانی و بررسی دلایل دخالت داستان در تذکره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۴۳
در عصر قاجار چند تذکره منظوم با زمینه های ادبی و داستانی نوشته شد. یکی از این تذکره ها نوشته میرزا محمدباقر رشحه اصفهانی از سخنوران بنام اصفهان و یزد است. این تذکره از دو نظر برخلاف روش های تذکره نویسی فارسی است؛ نخست آنکه منظوم است و دوم اینکه در خلال یک داستان نوشته شده است و به همین سبب می توان آن را تذکره ای ضمنی دانست. در این پژوهش به دلایل توجه رشحه به داستان پردازی و پیچیدن تذکره در لفافه داستان پرداخته شده و ضمن نقد این داستان تذکره، برخی خطاهای شناختی آن بیان شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد رشحه اصفهانی ضمن اطلاع از اوضاع ادبی منطقه مرکزی ایران در عصر خود، کوشیده است هنجارهای متداول تذکره نویسی عصر قاجار را نادیده بگیرد و داستان را مانند چاشنی در آن دخالت دهد. از آنجا که به خاطر سپردن متن منظوم از منثور بسیار ساده تر است، رشحه اصفهانی داستان منظوم را دست مایه ای برای نوشتن تذکره کرد تا زمینه بهتری برای جذب مخاطب و ماندگارکردن اثر خود فراهم کند. او با اختصار در ترجمه حال شاعران سبب شد بسیاری از سخنوران گمنام و کم نام معاصر او از یادها نروند؛ نیز گاهی تنها منبع شناخت برخی شاعران یزد، اصفهان، فارس و برخی دیگر از مناطق ایران همین تذکره است.
۴۸۶۵۸.

رده بندی مناسک گذر در قصه ها و افسانه های خراسان شمالی بر اساس نظریه وان ژنپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۹
مسئله ای که پژوهش حاضر بدان می پردازد رده بندی مناسک گذر در قصه ها و افسانه های خراسان شمالی است؛ با طرح این پرسش ها که در قصه ها و افسانه های خراسان شمالی مناسک گذر را بر چه مبنایی می توان رده بندی کرد و هریک دارای چه ویژگی های انسان شناختی فرهنگی است؟ هدف پژوهش حاضر این است که با مطالعه دقیق قصه ها و افسانه های این ناحیه، مناسک گذر را به عنوان یکی از مؤلفه های انسان شناسی فرهنگی به پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی، ادبیات و تاریخ معرفی نماید. بررسی ها به روش توصیفی - تحلیلی و با نظر به دیدگاه وان ژنپ انجام شده، حاکی از آن است که در این آثارچهار مؤلفه مهم مناسک گذر عبارتند از تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ. با توجه به مراحلی که عابر گذار در گذر از این مؤلفه ها پشت سر می-گذارد، بویژه در ازدواج و مرگ، می توان به الگویی فرهنگی دست یافت. مناسک گذر ازدواج در این آثار برگرفته از زندگی عامه مردم خراسان شمالی و جزء فرهنگ ماندگار آن است و نمادی از برکت، اولاد فراوان، شادی و مسرت بسیار و برخورداری دیگر افراد از بخشی از این شادی و برکت می باشد. همچنین، تاثیر فرهنگ کشاورزی و دامداری بر برخی حرکات دسته جمعی و در حلقه های بزرگ، نشانه ای از اتحاد و هم گرایی قومی است. مناسک گذر مرگ نیز برگرفته از دین مردم این ناحیه و هماهنگ با فرهنگ آنهاست. با بررسی و تحلیل این آثار می توان کارکردهایی چون القای ارزش ها و سنت های اجتماعی، پیوند دادن عابر گذار به تقدس، کمک به سهل تر شدن گذر، تحکیم پیوندها و همبستگی گروهی را در انجام مناسک گذر برشمرد.
۴۸۶۶۰.

مقایسه ساختاری و محتوایی مقدمه داستان بیژن و منیژه با مقدمه رستم و اسفندیار در شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۵۴۸
در این مقاله به بررسی تفاوت ها و اشتراکات ساختاری و محتوایی مقدمه های دو داستان بیژن و منیژه و رستم و اسفندیار در شاهنامه فردوسی پرداخته می شود. هدف از این مقاله پی بردن به این نکته است که با وجود تمایزِ داستان رزمی-تراژدی رستم و اسفندیار با داستان عاشقانه بیژن و منیژه؛ چرا فردوسی برخی واژه ها، ترکیبات و مفاهیم در مقدمه این داستان ها را به صورت مشابه و نزدیک به هم به کار برده است. مسأله اتفاقی بودن یا هدف مند بودن این اشتراکات؛ نگاهِ ویژه به سبک و علاقه مندی فردوسی به مضامین و موضوعات به کاربرده در درآمدهای این دو داستان و نیز دستیابی به چند دلیل برجسته درباره ماندگاری ابیات این مقدمه های داستانی از فرضیات مطرح شده در این پژوهش است. در این مقاله به روش تحلیل بنیادی و مقایسه کمی و کیفی به کمک منابع موجود کتابخانه ای سعی شده است تا ابعاد مختلف موضوع، واکاوی شود. پس از مقدمه و کلیات کار و بیان مسأله و پیشینه پژوهش، تحلیل و بررسی مجزای هر مقدمه با شرح و تفسیر مختصری از ابیات آمده است. در ادامه وجوه تمایز و شباهت این دو مقدمه بیان شده است. در پایان بحث نیز ضمن پاسخ به مسائل و فرضیه های طرح شده، درمی یابیم که با وجود تفاوت های چندبُعدی این دو مقدمه؛ فردوسی احتمالاً به دلایلی همچون ایجاد انگیزه و جذب مخاطب، استقلال محتوایی در درآمدهای داستانی و تازگی و دوری از کهنگی سخن در هر برهه از زمان، به سرودن مقدمه های شاهنامه با وجوه اشتراکی قابل تأمل همت گماشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان