فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۸۱ تا ۳٬۷۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
هخامنشیان در شاهنامه و روایات ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال سیزدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۱
89 - 122
حوزههای تخصصی:
از آن جا که اثری از هخامنشیان در شاهنامه و بالطبع در خدای نامه عصر ساسانی نیست، از ابتدای شکل گیری مطالعات بر دودمان ساسانی، همواره بحث بر این بوده که آیا ساسانیان از هخامنشیان آگاهی داشته اند یا خیر. برخی چون نولدکه، ممزن و یارشاطر نافی این آگاهی بوده اند و برخی دیگر چون فرای، شهبازی و زرین کوب با جدیت بر این یادسپاری تأکید دارند. برخی دیگر چون دریایی نیز با اخذ روی کردی میانه عقیده دارند که ساسانیان آگاهانه یاد هخامنشیان را نادیده گرفته اند تا خود را به کیانیان که دودمان کهن ایران شرقی بودند، نسبت دهند. برخی شواهد و مدارک نشان می دهد که ساسانیان نخستین یقیناً از وجود هخامنشیان آگاه بودند و خود را به آنان منتسب می کردند و ساسانیان پسین آگاهانه با دست برد در تاریخ و دگرگون سازی شخصیت ها با اهداف سیاسی و دینی، چهره های هخامنشی را بنابر صلاح دید خود تا حدودی دگرگون ساختند. بااین حال، هخامنشیان با گرفتن هویت و چهره ای جدید، در تاریخ نگاری ساسانی پابرجا ماندند و به دوران اسلامی راه یافتند. این تحریفات در تاریخ ایران کاملاً آگاهانه از سوی ساسانیان صورت گرفته است و اکنون می توان با بررسی شواهد به میزان و علت این دگرگونی ها پی برد. مقاله پیش رو در پی اثبات وجود چهره های برجسته هخامنشی چون کوروش و داریوش در تاریخ نگاری نوین ساسانی–اسلامی است. لذا مسأله اساسی پژوهش حاضر یافتن دلیل تحریف تاریخ هخامنشیان از سوی ساسانیان و بازیابی آثار وجود هخامنشیان در منابع دوران ساسانی است که نیازمند پژوهش در تاریخ فکری ساسانیان با روی کردی اندیشه گرایانه است.
مقاله: درآمدی بر دستور زبان داستان
حوزههای تخصصی:
نگاهى به خال هندوى حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"اگر آن ترک شیرازى به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا" خال به عنوان نقطهء سیاه که بر اندام پدید مى آید، یا اصطلاح عرفانى که عبارت است از نقطهء حقیقى و نقـطهء وحدت، در آثار شاعران و نویسندگان پارسى گو، بسیار آمده و توجهى خاص بدان داشته اند. در این مقاله، با عنایت به اینکه نگارنده، مدتى در شبه قاره هند حضور داشته و از نزدیک، شاهد اعمال عبادى و رسیدن به مرحلهء "خال " در عبادتگاه هندوان بوده است، نکاتى را در خصوص خال بیان داشته که مى تواند در فهم بیت یاد شده از حافظ کمک کند. خال به عنوان نقطهء سیاه که بر اندام پدید مى آید، یا اصطلاح عرفانى که عبارت است از نقطهء حقیقى و نقـطهء وحدت، در آثار شاعران و نویسندگان پارسى گو، بسیار آمده و توجهى خاص بدان داشته اند. در این مقاله، با عنایت به اینکه نگارنده، مدتى در شبه قاره هند حضور داشته و از نزدیک، شاهد اعمال عبادى و رسیدن به مرحلهء "خال " در عبادتگاه هندوان بوده است، نکاتى را در خصوص خال بیان داشته که مى تواند در فهم بیت یاد شده از حافظ کمک کند.
نقد و بررسی آثار نورالدین زرین کلک
حوزههای تخصصی:
بررسی کارکرد راوی و شیوة روایتگری در رمان هم نوایی شبانة ارکستر چوب ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان هم¬نوایی شبانه ارکستر چوب¬ها نوشته رضا قاسمی، از آثار برجسته معاصر در حوزه داستان¬نویسی است. مهمترین ویژگی این رمان به¬کارگیری نوعی خاص از راوی غیرقابل اعتماد است. بیماری¬های روانی یدالله، راوی رمان، باعث ایجاد ابهام و مبنای شگردآفرینی روایی رمان است. نوع راوی و شیو¬ه روایتگری او نیز تأثیر زیادی بر دیگر عناصر داستان نهاده است. در این مقاله ویژگی¬های راوی و تأثیر شیوه روایت او بر دیگر عناصر داستان بررسی شده است. همچنین پیوند راوی با عناصر ابهام¬زای داستان تحلیل قرار شده است تا برخی از ابهام های رمان تبیین و یا رمزگشایی شود. این بررسی نشان می¬دهد که درک این رمان و رمان¬هایی مانند آن، بدون شناخت راوی و شیوه روایتگری آن امکان پذیر نیست.
خواننده ی نهفته در دو داستان کودک از احمدرضا احمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ین پژوهش برآن است تا بر پایه ی نظریه ی «خواننده ی نهفته در متن» از ایدن چمبرز، دو داستان از تازه ترین آثار احمدرضا احمدی، پروانه روی بالش من به خواب رفته بود و دخترک، ماهی، تنهایی را بررسی کند. چمبرز، برای شناخت خواننده ی نهفته و ویژگی های او، بررسی چهار عنصر سبک، زاویه ی دید، طرفداری و شکاف های گویا را پیشنهاد می کند؛ عناصری که در کتاب های کودک اهمیت بسیار دارند و نویسنده به یاری آن ها می تواند با خواننده ارتباط برقرار کند و او را به درون متن فرا بخواند.
یافته های پژوهش نشان داد، خوانندگان نهفته ی آثار احمدی، کودکانی اندیشمند و توانا با تخیلی ناب و روحی کنجکاو هستند که می توانند از زیبایی های متن لذت ببرند و به کشف مفاهیم نهفته در آن بپردازند. هم چنین عمق و ژرفای آثار او می تواند نوجوانان و بزرگ سالان را نیز به خواندن داستان های او بر انگیزد و لذت مخاطبان سنین دیگر را به دنبال آورد.
واژه های کلیدی: احمدرضا احمدی، ایدن چمبرز، خواننده ی نهفته، داستان کودک، پروانه روی بالش من به خواب رفته بود، دخترک، ماهی، تنهایی.
نقد و تحلیل رویا در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله رویا به عنوان جزئی از زندگی روحی و معنوی آدمی، ذهن او را همواره به خود مشغول داشته است. این موضوع در شاهنامه نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. با توجه به اهمیتی که رویاها در پیشبرد داستان های شاهنامه و اهداف متعالی تربیتی و دینی و اخلاقی فردوسی دارد، این پژوهش با رویکرد تحلیلی به طبقه بندی رویاهای شاهنامه از نظرساختاری و محتوایی می پردازد و نقش آنها را در روند شکل گیری داستان ها مورد توجه قرار می دهد. ابتدا رویاها براساس نحوه القا به شخصیت ها، به دو گروه مستقیم و غیر مستقیم، تقسیم می شود و سپس از نظر ساختاری در سه حوزه منشا، چهره و نتیجه خواب مورد بررسی قرار می گیرد. از نظر منشاء رویا به ایرانی و انیرانی، در بخش چهره خواب، به صریح و کاملاً نمادین و نیمه نمادین و در بخش نتیجه خواب به اثرهای روانی و رفتاری تقسیم می شوند.
بهترین اشعار شمس لنگرودی به انتخاب احمدپوری
حوزههای تخصصی:
«شیوه نامه» دانشگاه شیکاگو
حوزههای تخصصی:
لرد بایرون و سرزمین ایران
حوزههای تخصصی:
جرج گردن بایرون (1824-1788) مشهور به گردن بایرون از شعرای رمانتیک انگلستان علاقه خاصی به شرق بخصوص به ایران باستان داشت. این مقاله به بررسی تلمیحات اشعار لرد بایرون به ایران و آیین زرتشتی می پردازد همچنین تاثیر آیین دوگانگی زرتشتی را بر آثار بایرون مورد بررسی قرار می دهد. پس از این بررسی به نظر می رسد که بایرون با ایران و تفکر ایرانی دوگانه برخورد می کند. بایرون از یک سو پادشاه ایرانی، نادر را خون ریز و جلاد معرفی می-کند از سوی دیگر از حافظ شاعر بزرگ ایرانی نقل قول می کند. گاهی او از آیین زرتشت به عنوان آیین شیطانی یاد می کند و گاهی زرتشت را نیک کردار می نامد. بایرون برای توجیه آشفتگی قهرمانان اشعار خود از دوگانگی آیین زرتشت بهره می برد. شیفتگی بایرون به ایران و آیین ایرانی به حدی است که حس منفی او را نسبت به شرق و آنچه یونانی نیست کمرنگ می کند
خویشکاری های موبدان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران باستان موبدان همواره یکی از مقامات برجستة جامعه به شمار می آمدند و در دربار شاهان نفوذی فوق العاده داشتند. این امر به خوبی در مشهورترین حماسة ملی ایران نمود یافته است و به حدی اهمیت دارد که با بررسی نقش و جایگاه موبدان در شاهنامه چگونگی ارتباط دین و حکومت در ایران باستان مشخص می شود. خویشکاری موبدان در شاهنامه منحصر به اجرای مناسک دینی نیست. آن ها هم در ادارة کشور اختیارات گسترده ای دارند، هم از نظر علمی سرآمد زمان خویش اند، هم تعلیم و تربیت را به عهده دارند و هم راوی داستان های کهن هستند. نظارت بر امور اقتصادی و پرچم داری در جنگ ها نیز از دیگر کارکردهای موبدان به شمار می رود. شایان یادآوری است واژة موبد در شاهنامه همیشه به معنای عالم دینی نیست، بلکه توسّع معنایی یافته و بر دانا و خردمند نیز اطلاق شده است. نگارندگان می کوشند کنش ها و سلسله مراتب موبدان را بر اساس متن شاهنامه و با استفاده از برخی متون پهلوی و تواریخ عهد اسلامی بازنمایند.
سیر تاریخی معانی و بیان و بدیع
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر شامل مطالبی است پیرامون سیر تاریخی معانی و بیان و بدیع ازآغاز پیدایش این علم ‘ از آنچه معلوم است بلاغت دو سیر را در طول تاریخ طی نموده است . اول مکتب کلامی که سیوطی درباره آن می گوید: "طریقه العجم والفلسفه" دوم مکتب ادبی باز هم از سیوطی که می گوید"طریقه العرب و البلغاء" . خصوصیت مکتب کلامیها اهمیت دادن به معانی و جوهره و صیغه الفاظ ‘ لیکن در مکتب ادبی بلاغیون نقد ذوق و احساس را دخالت دادند و بصورتهای بدیعی نیز اهمیت دادند. انگیزه تألیف کتب در هر دو مکتب اثبات اعجاز قرآن کریم بوده و این مکاتب تا به امروز ادامه داشته و به عقیده اینجانب باید مباحث نحوی و دیگر علوم فلسفه و منطق از بلاغت خارج شود و به صورت یک علم مستقل تدریس شود. نه اینکه فایده ندارد بلکه مباحث آن با بلاغت مخلوط نشود.
بازتاب فرهنگ پوشاک و لباس در ادبیات ایران
حوزههای تخصصی:
یکی ازراه های تبیین و تشریح جایگاه پوشاک و لباس در فرهنگ ما، بررسی بازتاب و اتعکاس این موضوع در تاریخ و ادبیات ایران است. مسئله ای که اگر به درستی شناخته شود ، به درک و تعمیق این مهم در تاریخ و فرهنگ ما و گسترش فرهنگ سازی مؤثر در این زمینه منجر خواهد شد؛ بنابراین، پژوهش در «ادبیات لباس»(1) ، به عنوان گذشته ، حال و آینده این فرهنگ، می تواند در زمینه جمع آوری مستندات تاریخی لباس و پوشاک در ایران و ایجاد ذهنیت هایی برای طراحان و سازندگان کارساز و راهگشا باشد. مقاله حاضر که با رویکردی توصیفی- تحلیلی و استفاده از مستندات کتابخانه ای تهیه شده، به دنبال پاسخ به این سؤال است که اساساً بازتاب پوشاک و لباس در ادبیاتفارسی دارای چه ویژگی هایی است؟ و این ویژگی ها به خصوص در دیوان غزلیات حافظ چه ابعادی دارد؟ لذا، بعد از مقدمه ای کوتاه، با ارائه نمونه هایی از اشعار که بیانگر نگاه ها و زوایای متفاوت ادیبان و شاعران دوره های مختلف به این مقوله است، به دیوان حافظ می پردازد و دو یافته مهم یا دو محور اصلی این ادبیات، یعنی استفاده ابزاری شاعر از موضوع لباس برای بیان مقصود خود، و دیگری، طرح ماهیت و موجودیت واقعی لباس را مطرح کرده و با مباحثی از قبیل انواع پوشاک، معانی و مفاهیم، جایگاه و... تکرار و تنوع لغات و اصطلاحات مربوط به لباس را در این اثر بررسی می کند و سپس به نتیجه گیری می رسد .
تحلیل الگوی اسطوره ای- عرفانی از شخصیت رابعه عَدَویه با تکیه بر روایت تذکره الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موتیوها و اندیشه های اسطوره ای، در طول تاریخ بشر برای بقای خود به قالب های گوناگون درمی آیند، یکی از این ساحت ها و جهان ها، جهان عرفان است. بن مایه ها و وجوه مشترک جهان اسطوره و عرفان در مبانی شناخت، تأویل پذیری، تقدس زمان و مکان و... امکان هم گرایی، ارتباط و تعامل این دو جهان را بسترسازی می کند. جستار حاضر با توجه به یکی از محورهای کانونی جهان اساطیر، مرکزیت زن و الگوی مادرتباری و همبسته های معنایی آن به تحلیل زندگی و شخصیت رابعه عدویه، که عشق را وارد گفتمان عرفان زاهدانه کرد، می پردازد. اهمیت اندیشه رابعه روی آوردن به عشق و شور در برابر زهد و ریاضت است، این پژوهش به تبیین ژرف ساخت کهن الگویی این شخصیت می پردازد. جستار حاضر، با تکیه بر روایت عطار در تذکره الاولیا تبیین می نماید، که چگونه رابعه پس از گذر از مراحل رازآموزانه قهرمانی، به عنوان ایزدبانو و زهدان مادر کبیر طرح می شود، رابعه در این الگوی و در خویش-کاری زنانه خویش، شخصیتی دوگانه و متناقص را به نمایش می گذارد، او تلفیقی است، از باکره گی و زایندگی؛ رابعه هم دوشیزه است، و هم مادر مردان بزرگی چون حسن بصری و حلاج؛ او هم به مطربی پرداخته و هم عارفی است، که در تبلور وجه زنانه خویش، عشق را در پیکره عرفان زاهدانه جاری ساخت، رابعه در کمال رقت قلب به شدت مهیب و مخوف است. رابعه پس از گذراندن آیین تشرف، در حرکت به سوی مرکز(کعبه) و در رسیدن به تعادل، تکامل و وحدانیت، خود به مرکزی بدل می شود، برای عارفان عصر خویش.