فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۲۸۱ تا ۳۰٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
قائم مقام شاعر مبدع
حوزههای تخصصی:
سفرنامه شام
آیین نگارش فرخ
حوزههای تخصصی:
ویلیام ورد زورث
منبع:
مهرسال پنجم ۱۳۱۶ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
نقد و نظریه ی معاصر ادبیات کودک / زیر ساخت های نقد بومی (3) نقد ادبی و ایدئولوژی -1-
حوزههای تخصصی:
آئین هیپی
منبع:
وحید دی ۱۳۴۹ شماره ۸۵
حوزههای تخصصی:
طبیبانه های شهریار
حوزههای تخصصی:
شعر ناکام، شاعران ناکام
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۲ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
خواجه عبدالله انصاری
مسیحای پارسی و هندی ایرانی الاصل
حوزههای تخصصی:
فریدون تنکابنی - صادق همایونی - سیروس مشفقی
حوزههای تخصصی:
از شخصیت درختی تا شخصیت ریزومی تبیین تفاوت های شخصیت های داستان های کلاسیک، مدرن و پسامدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شخصیت داستانی در تعیین و تبیین تفاوت های داستان های کلاسیک، مدرن و پسامدرن نقش برجسته ای دارد. داستان کلاسیک قهرمان محور و دارای شخصیت هایی مقتدر و متمرکز است که داستان حول آن شخصیت ها می چرخد. در داستان مدرن با نوعی سوبژکتیویته مواجه هستیم و شخصیت، جهان را بین خود و دیگری تقسیم می کند اما در داستان پسامدرن شخصیت از مرکز به حاشیه رفته و تمایزی میان خود و دیگری قائل نیست. نقش هویت که در داستان مدرن برجسته بود در داستان پسامدرن کم رنگ شده و شخصیت ها دچار «من پریشی» هستند. شخصیت پسامدرن در حال سیلان، لغزندگی، هویت پریشی و گسست از قالب های ذهنی، زبانی و اجتماعی است. دلوز و گتاری دو اصطلاح «درخت» و «ریزوم» را وضع کردند و منظور از این اصطلاحات، دو نوع شیوه تفکر و اندیشه است. از نظر آن ها رویکرد درختی، عمودی، متمرکز و دارای سلسله مراتب از پیش مشخص است؛ اما رویکرد ریزومی افقی و کوچ گرایانه است و تابع هیچ اقتداری نیست. تفکر درختی نشان دهنده فلسفه «بودن» و رکود، امّا تفکّر ریزومی نشان دهنده فلسفه «شدن»، تفاوت، سیلان و ارتباط شبکه ای است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شخصیت ها در داستان کلاسیک و مدرن – با همه تفاوت هایی که باهم دارند- مبتنی بر رویکرد درختی امّا در داستان پسامدرن مبتنی بر رویکرد ریزومی هستند.
چندصدایی در رمان سنگ صبور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۱ (پیاپی ۸۶)
259-281
حوزههای تخصصی:
طرح نظریه چندصدایی باختین در گستره نقد ادبی، نوع نگرش به متون ادبی دگرگون شد و با توجه به نیازهای جامعه مدرن، این گفتمان در کانون توجه اندیشه وران و نظریه پردازان متون ادبی قرار گرفت. چندصدایی، با امکانات فرازبانی ویژه خود، با رویکردی نو، بازاندیشی مخاطب را به ارمغان می آورد تا دریافتی متفاوت را تجربه کند. در این پژوهش، که بر پایه تحلیل محتوا و منطق مکالمه باختین، صورت گرفته، می توان سنگ صبور را به مثابه اثری چندصدا و دارای قابلیت مکالمه و گفت وشنود بررسی و تحلیل کرد. رمان سنگ صبور با ساختاری ویژه و متفاوت نسبت به دیگر آثار چوبک و بهره مندی از مؤلفه هایی چون کثرت آواها، بهره گیری از شیوه جریان سیال ذهن، تک گویی درونی، کارکردهای بینامتنی، گفتمان دوسویه، مکاتب ادبی و... داستانی چندصدایی است. سعی نگارنده بر آن بوده که بتواند مؤلفه های چندصدایی را در متن بیابد و تأثیر آن موارد را بر چندصداشدن متن نشان دهد.
لحظه ی حیرت (نظاره ی چند لحظه ی حیرانی در ادبیات عارفانه)
منبع:
نامه فرهنگ ۱۳۷۶ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
رنگ های ایرانی
علم عروض
منبع:
اخگر بهمن ۱۳۲۷ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی: