فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
131 - 160
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه نقد اسطوره شناختی کارل گوستاو یونگ، در ضمیر ناخودآگاه جمعی هر مردی، همزاد زنانه ای وجود دارد که تصویری ازلی از میراث روانی زنانه یک مرد در طول قرون و اعصار است؛ یونگ این کهن الگوی همزاد را آنیما می نامد. آنیما مانند سایر کهن الگوها، در قالب نماد، قابلیت تجلی و به تصویر کشیده شدن را دارد و به صورت الگوهایی جهانی می تواند در اساطیر، و متون ادبی مطرح شود. یکی از جمله آثاری که کهن الگو آنیما در قالب همزادی زنانه در آن مطرح شده داستان کوتاه عروسک پشت پرده اثر صادق هدایت است. در پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه نقد کهن الگویی انجام شده است، نگارنده به دنبال پاسخ به پرسش ذیل است: کهن الگوی همزاد یا آنیما در این داستان چگونه مطرح شده است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که زیرساخت داستان یاد شده، بن مایه ای اساطیری دارد و کهن الگوی آنیما در قالب همزادی زنانه به هر دو صورت مخرب و مثبت، نمودی از روح ناخودآگاه زنانه مهرداد، شخصیت اصلی داستان است.
بازشناسی آیین نمایشی سروگ حجله قاسم در بوشهر از دیدگاه کارکردگرایی مالینوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶۰
147 - 181
حوزههای تخصصی:
سروگ1 «حجله قاسم»، یکی از آیین های نمایشیِ مذهبی بوشهر است که هرساله به شکل باشکوهی در یکی از روزهای دهه اول ماه محرم برگزار می شود. یکی از شاخصه های به چشم آمدنی در این آیین نمایشیِ مذهبی، آن است که برگزارکنندگانش زنان هستند. با توجه به اهمیتی که این آیین در میان مردمان بوشهر داشته است، شایسته می نمود که به شیوه علمی، مبتنی بر مشاهدات میدانی و منابع کتابخانه ای درباره آن بررسی شود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات به دست آمده از طریق گردآوری اسناد و مشاهده مشارکتی2، با بهره گیری از نظریه کارکردگرایی برانیسلاو مالینوفسکی 3 تحلیل محتوایی کیفی شده است. هدف از نگارش این پژوهش آن بوده که به این آیین دیرساله بر بنیاد نظریه های نوین انسان شناسی و با تأکید بر اصل ضرورت کارکردی نگریسته شود و بدین ترتیب عناصر تشکیل دهنده آن مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. این مقاله در پی پاسخ گویی به این پرسش ها بوده که آیین نمایشی مذکور بنا بر نظریه ضرورتِ نیازهای عاطفی و روانی، چگونه پاسخ گوی عواطف و احساسات اجراکنندگان است. یا عناصر نمادین این آیین مذهبی نمایشی با توجه به آرا و ایده های چهارگانه مالینوفسکی چه تأثیری بر مخاطب دارد.
نقد تطبیقی اشعار میرزاده عشقی و حافظ ابرهیم براساس نظریه تاریخ گرایی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
129 - 149
حوزههای تخصصی:
بازخوانی تاریخ ایران و مصر در قرن نوزدهم ، روایتگر وقایع سیاسی و اجتماعی مشابهی در این دو سرزمین است که در برخی از آثار ادبی این دوره از جمله در اشعار میرزاده عشقی و حافظ ابراهیم، بازتاب پیدا کرده است. عشقی در اشعارش به روایت انقلاب مشروطه در ایران می پردازد و حافظ ابراهیم نیز تاریخ طولانی مصر و مبارزات مصریان علیه ظلم و استعمار در جهان عرب را روایت می کند. در این پژوهش، آثار این دو شاعر بر مبنای نظریه نقد تاریخ گرایی نوین، بررسی و جنبه های اجتماعی و سیاسی رویدادها به شیوه توصیفی -تحلیلی پرداخته شده است و چنانکه شیوه منتقدان تاریخ گرایی جدید است، مضامین اشعار میرزاده عشقی و حافظ ابراهیم به صورت تطبیقی و برمبنای محورهای مهم نقد تاریخ گرایی نوین بررسی شده است تا انگیزه های سیاسی و ایدئولوژیک فرهنگیِ دخیل در تولید متن، کشف شود، زیرا خوانش این اشعار از منظر نقد تاریخ گرای نوین فراتر از وقایع تاریخی اشعار، ذهن را به موضوعات مهمتری معطوف می کند و آن اینکه این اشعار با بازنمایی رخدادهای تاریخی ایران و مصر درصدد شناساندن کدام یک از گفتمان های عصر شاعر هستند و یا اینکه این گفتمان ها در تعامل و کشمکش با یکدیگر چگونه به بازتفسیر تاریخ منجر می شوند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که تاریخ به طرز شگفت آور و معناداری، در زمان ها و مکان های مختلف، تکرار می شود. آنچه در ایران و مصر، پس از سالها تلاش و مبارزه توسط گروهی از آزادی خواهان و عدالت طلبان به ثمر رسیده است،
قدرت و کنش ترجمه ای؛ واکاوی انتقادی بازتولید افکار قاسم امین در دیالکتیک محصول- کنش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عمل ترجمه دارای گستره ای وسیع، پیچیده و چند بعدی است که طبق نظریه اسکوپوس از تعیین هدف ترجمه توسط سفارش دهنده، آغاز و بعد از سیر فرایند ترجمه به محصول ترجمه ختم می گردد. آثار قاسم امین نواندیش مصری که در دو کتاب خود «تحریرالمرأه» و «المرأه الجدیده» به مسائل زنان و به طور ویژه حجاب در جامعه مصر پرداخته است تا با خوانشی جدید از فقه اسلامی و به چالش کشیدن صورت بندی رایج از حجاب، هنجارهای جدیدی را در جامعه بازتولید و نهادینه کند، در زمان پهلوی اول به دستور قدرت حاکم ترجمه شده است. جستار حاضر از یک سو با رویکرد گفتمان کاوی انتقادی تئون ون دایک به دنبال تحلیل روابط میان رخدادهای اجتماعی و گزاره های گفتمانی به عنوان پرکسیس، و از سوی دیگر درصدد تحلیل ترجمه های صورت گرفته از دو اثر مذکور، به عنوان کنش ترجمه ای، بر پایه ملاحظات نظریه اسکوپوس است.نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در سطح همنشینی، انواع نشانداری از قبیل جابجایی های سازه های زبان، حذف و اضافات معنادار، استفاده از مدالیتی های متفاوت نسبت به زبان متن اصلی و در سطح جانشینی نوعی سوداری در گزینش واژگان، اصطلاحات و ترکیب های زبانی با درجه متفاوت معنایی نسبت به متن اصلی وجود داشته است. به طوری که نشانداری و سوداری متون ترجمه شده با هدف بازتولید دانش موجه، باور درست و نیز ایجاد نگرش، ایدئولوژی، هنجار و ارزش در راستای اعمال قدرت حاکم و هژمونی اراده وی، در زمینه توجیه کشف حجاب و تبدیل آن به قانون در جامعه صورت پذیرفته است.
تأملی در خوانش دیگر گونه ابیاتی از متون کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
135 - 146
حوزههای تخصصی:
این پژوهش حاصل یادداشت های نگارنده حین مطالعه متون منظوم فارسی و بررسی ابیاتی چند در نسخه های مختلف است. نگارنده هنگام مطالعه به ابیاتی برخورد که برخی واژگان آن ها را با تکیه بر فرهنگ ها، می توان به گونه ای دیگر خواند و معنای دیگری از آن ها دریافت کرد؛ چرا که خوانش برخی از واژگان با تکیه بر فرهنگ ها، معنای جدیدی از واژه ارائه می دهد به گونه ای که بافت متن با خوانش جدید، معنایی متفاوت و صحیح ارائه می دهد. در این پژوهش چند واژه از متون کهن بر اساس فرهنگ های لغت به گونه ای که امروزه در آن فرهنگ ها استعمال می شود، خوانده شد و نتایجی ثمربخش داشت. نتایج پژوهش نشان می دهد که دیگرگونه خوانی واژگان کهن در متون منظوم فارسی بر اساس خوانش جدید و ضبط دیگرگونه واژه در فرهنگ ها، معنای جدید و صحیح از واژه ارائه می کند.
تصویر واقعیت های اجتماعی در آثار عبید زاکانی (اخلاق الاشراف، تعریفات، صد پند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبید زاکانی اولین طنزپرداز جدی در معنای واقعی، و بزرگ ترین مبتکر گونه های نوآورانه در طنز است که نشان داده است، محتوا می تواند فرم های گوناگونی برای بیان داشته باشد. در یک جامعه ای که ارزش های اخلاقی و معنوی و انسانی به دلیل رفتارهای غیرانسانی ارکان قدرت، وضعیت وارونه ای یافته باشد، به گونه های مختلف می توان این دگردیسی ارزش ها و ارزشمندشدن ضد ارزش ها را نشان داد. در اخلاق الاشراف از روش کتاب های توضیحی و آموزشی برای نشان دادن این دگردیسی در رفتار جامعه استفاده کرده است. پاره ای از آن ارزش های اخلاقی که در رفتار مردم شکل وارونه ای پیدا کرده اند و بنیاد دین و ایمان و انسانیت را بر باد داده اند عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم و وقار، صدق و حیا و وفا و رحمت. در رساله تعریفات، دیگرگون شدن معنای کلمات در فرهنگ حاکم بر زبان زمانه نشان داده شده است تا مخاطب خود به عینه ببیند که وقتی فرهنگِ رفتاری جامعه دچار دگردیسی شد، کلمات رایج در زبان روزمره هم کاملاً از معنای اصلی خود تهی و معناهایی متفاوت تر از معنای قاموسی خود پیدا می کنند. رساله صد پند در عصر زاکانی، در حکم یک سیره فکری و راهنمای در جامعه ای است که رفتار و گفتار آن وضعیتی کاملاً وارونه پیدا کرده است. وقتی در جامعه ای اساس رفتار و گفتار بر بنیادی وارونه نهاده شده باشد، توصیه های اخلاقی، اعتقادی، و تعلیمی هم، در هم سویی با آن ها، به سوی منکرات و ضد ارزش ها سیر می کنند. این است که رساله صد پند، به شیوه معکوس و با معانی وارونه نوشته شده است.
آثار اِبنِ اَبِی الدُّنیا، کهن ترین منابعِ برخی از اقوال و حکایاتِ صوفیّه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۲۴
103 - 77
حوزههای تخصصی:
ابن ابی الدُّنیا از محدّثان و نویسندگان معروف قرن سوم هجری و صاحب آثار و تصانیف پُرشماری است، با وجود این، تا کنون، چنان که باید، مورد توجّه محقّقان ایرانی واقع نشده است و درباره آثارِ وی تقریباً هیچ پژوهشی به زبان فارسی در دست نیست. شمار فراوانی از رسائل ابن ابی الدُّنیا در زمینه زهد و تصوّف است و دستمایه و مأخذِ نویسندگانِ صوفی مشربِ پس از او قرار گرفته است؛ از این رو تألیفات ابن ابی الدُّنیا کهن ترین یا نخستین منبعِ بعضی از اقوال و حکایاتِ صوفیّان به شمار می آید. گواهی ما بر این مدّعا، شناساییِ اقوال و حکایاتِ فراوانی از او در بُستانُ العارفین و تُحْفَهُ الْمُریدین است که کهن ترین یا نخستین منبعِ شناخته شده از آنها آثارِ ابن ابی الدُّنیاست. تألیفاتِ ابن ابی الدُّنیا که بیشتر مورد توجّهِ مترجمانِ احوالِ صوفیان واقع شده است، عبارت اند از: الرِّقَّهُ وَ البُکاء ، مُجابِی الدَّعوه ، المَنامات ، التَّهَجُّد و قیامُ اللَّیل ، ذَمُّ الدُّنیا ، الزُّهد.
Sir William Jones and the Shahnameh(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۰
41 - 60
حوزههای تخصصی:
The second half of the eighteenth century was a period of transition in European aesthetics. It was also a time of increasing contact between Europe and Asia. The rise of Oriental literary scholarship was a natural outgrowth of the public interest in things Oriental. While the earlier part of the century had sought to reaffirm the basic tenets of the Enlightenment with the help of its indirect knowledge of the Oriental literatures, the later generations became increasingly fascinated with the new possibilities of the literary heritage of the East. The Shahnameh first attracted the attention of the eighteenth-century Orientalists such as Sir William Jones as the supreme example of Oriental epic poetry. The present essay proposes to study Jones's conception of Persian literature and his remarks on the poetry of Firdawsi, as well as his fragmentary translations of the Shahnameh .
بازنمایی بیماری و معلولیت در هزار و یک شب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاخه ای از مطالعات معلولیت، بیش از آنکه ناظر به وجه زیستی بدن، بیماری و معلولیت باشد، با نحوه بازنمایی معلولیت، سیاست های مراقبتی و نظارتی بدن، قرائت سمپتوماتیک (درک و تفسیر و ارزیابی) و الگوهای پزشکی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی آن ها سروکار دارد. در گفتمان توانمند سالارانه، معلولیت اغلب با کلیشه های منفی نشان دار می شود. بخش عمده ای از ضرب المثل ها، کنایه ها، فولکلور و داستان ها دربردارنده طرحواره ها و استعاره های منفی در باب معلولیت هستند. در نظم های گفتمانی توانمند سالارانه، معلولیت، تحت تأثیر الگوهای اخلاقی و دینی (کیفر، گناه)، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک قرار می گیرد و با مفهوم هایی چون داغِ ننگ، اقلیت سازی، طَرد و آلوده انگاری، شرّ و زشتی و گناه همراه می شود. در حکایت های هزارویک شب، هویت معلولان به طور عام با مفهوم هایی چون شرارت، ترس، ننگ، ترحم، تحقیر، تمسخر و شوم انگاری، لمس تابو و دچاربودن به طلسم و جادو پیوند یافته است. در این اثر پیوسته با بدن های نشان دار و گروتسک مواجه می شویم. در اکثر قصه ها، شخصیت های مثبت و قهرمانان، از زیبایی و سلامت جسمی برخوردارند و درمقابل، شخصیت های منفی و ضدقهرمان ها و عفریت ها و اجنّه با نقص های ظاهری توصیف می شوند. روش پژوهش این مقاله، تحلیل گفتمان است، گرچه به اقتضای متن و مسئله از نظریه های معطوف به بدن، بیماری و معلولیت هم بهره گرفته شده است.
بررسی وجوه رمانتیک در مخزن الاسرار نظامی با توجه به صورخیال
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۴
53 - 77
حوزههای تخصصی:
بنابر اعتقاد رمانتیسم ها جنبه هایی از هستی انسان، به ویژه جنبه هایی از زندگی درونی وجود دارد که کاملاً نادیده انگاشته شده است. به همین خاطر، سخنوران مکتب رمانتیسم در پی آفریدن آثار ادبی به یاری احساسات درونی درآمدند . از نظر شاعر رمانتیک، وظیفه شعر تنها تأثیرگذاری در مخاطب است، نه رساندن پیام، توضیح و آرایش اندیشه. باتوجه به درون گرایی و تصویری بودن آثار نظامی، به ویژه مخزن الاسرار، وی را می توان شاعر سبک عراقی با مظاهر رمانتیک به حساب آورد. هدف و مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی وجوه و مختصات برجسته مکتب رمانتیسم در مخزن الاسرار نظامی است، تا نشان دهیم کدام وجوه مکتب رومانتیسم در مخزن الاسرار جلوه بیشتری دارد و زمینه بروز این وجوه چیست؟ در این پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی، مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای، به تجزیه و تحلیل مخزن الاسرار، براساس وجوه و ابعاد رمانتیک پرداخته شد، ضمن بیان زمینه های اندیشه رمانتیکی از قبیل؛ طبیعتگرایی، عشق، کشف و شهود و... به بررسی این خصایص با تأکید بر صورخیال همچون تشبیه و استعاره و... در مخزن الاسرار پرداخته شده است. نتیجه پژوهش گویای آن است که برخی وجوه رمانتیسم از جمله طبیعت گرایی، عشق، آزادی و... در این اثر نمود دارد. در واقع نظامی با استفاده از عناصر طبیعت و خیال توانسته تصویرهای زنده ای را خلق کند. همچنین نظامی برای محو مرزهای میان انسان و طبیعت، اندیشه و شیء و محو مرز زبان و جهان واقعی به مانند رمانتیسم ها از استعاره با ظرفیت بالا استفاده کرده است. از این رو بسامد استعاره مکنیه، تشبیه و تشخیص در مخزن الاسرار بالا است. این نشان می دهد که مخزن الاسرار به مانند مکتب رمانتیسم تصویرگرا و درون نگر است.
تحلیل انتقادی استعاره های عشق در آثار مولوی، با رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۱۱
270 - 314
حوزههای تخصصی:
عشق از مفاهیم اساسی عرفان اسلامی و اساس آفرینش در منظر عرفاست و شناخت عرفان اسلامی بی شناخت عشق ممکن نیست. سخن عرفا به دلیل این که اغلب در حالات بی خودی بیان می شود یا این که بیانگر معارفی است که در حالات بی خودی بدان دست یافته اند، لذا سراسر استعاری و نمادین است و برای دستیابی به بنیان تفکر و اندیشه عرفا لازم است تا سخنانشان تحلیل و تأویل شود. در این مقاله با یاری از نظریه مفهومی استعاره، تعابیر عشق در آثار مولوی را تحلیل کردیم و بدین نتیجه رسیدم که استعاره های «عشق معشوق است» و «عشق شاه است» و «عشق خداست»، سه کلید مفهومی عشق هستند و دو کلید مفهومی «عشق معشوق است» و «عشق شاه است» از کلان استعاره «عشق خداست» برآمده اند.زبان استعاری مولوی، زبان اساطیری است و ساختار ذهنی وی منطبق بر اندیشه های کهن است زیرا آثار زبانی و اندیشگانی روایات کهن درباره شاه و معشوق و خدا و عشق و آفرینش همچنان در متونی که مولوی خوانده بود و در باورهای عامه و فضای جامعه وی برجای بوده است و چه بسا مولوی بدون اراده به چنین شناختی از عشق رسیده بود و آن را دارای چنان ویژگیهایی می دانست.
داغ ننگ و گفتمان طرد در روایت های صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان معاصر با گذر از نظام معرفتی-انضباطیِ جهانشمول و باور اشرافی/طبقاتی جهان کلاسیک، توجه به جهان فردی و فردیت افراد میسر گردید و هویت سوژه های متنی بر مبنای سبک زندگی و انواع سرمایه های فردی و اجتماعی آنها، موضوع بازنمایی روایت های ادبی قرار گرفت. بر همین اساس، فقدان برخی از سرمایه ها یا خلل در آنها که به مثابه اشکالی از داغ ننگ سوژه ها مفروض است، به روایت درآمد. از میان داستان نویسان معاصر فارسی، صادق هدایت از برجسته ترین نمایندگان بازنمایی انواع داغ ننگ و گفتمان طرد ملازم آن است. در این نوشتار داغ ننگ سوژه ها و گفتمان طرد ملازم آنها، در چند داستان کوتاه صادق هدایت دلالت یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که راوی داستان های هدایت در بازنمایی سوژه های متنی، داغ خوردگی آنان را در قالب سه شکل تنانه، شخصیتی/روانشناختی و قبیله ای/خویشاوندی بازنمایی کرده است که مبنای شکل گیری برخی از آنها همچون وضعیت شریف داستان بن بست و داود گوژپشت به مثابه امر پیشینی یا فلسفی می نماید و در مواردی هم اساس داغ ننگ سوژه هایی همچون آبجی خانم، عصمت السادات، حسن و حاجی مراد امری تاریخی بوده؛ حاصل مناسبات نامتوازن اجتماعی است. آنچه مهم می نماید این است که بازنمایی موارد مذکور از یک سو حاکی از استیصال بشر کنونی در کنار تشخص و استقلال برآمده از فردیت گرایی معاصر است از سوی دیگر حاوی وجوهی از پرسش/اعتراض های فلسفی و اجتماعی است که پیشتر به این شکل صورتبندی نشده اند؛ اگرچه در مواردی موضع مولف پنهان داستان ها و در تداوم آن نگاه شخصی راوی هم در تشدید یا بسامد پرسش/اعتراض های مذکور اثر گذاشته است.
تاثیرپذیری شعر شفیعی کدکنی از تمثیل های عرفانی و داستان های تاریخی ایرانی-اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرپذیری محمد رضا شفیعی کدکنی (م. سرشک) از عرفان و داستان های تاریخی انجام گرفت. از آن جا که این تحقیق از گونه ی بررسی های ادبی است لذا نوع روش تحقیق تحلیلی- توصیفی است.جامعه پژوهش شامل سروده های شفیعی کدکنی از سال 1344 تا 1377 می باشد.شیوه ی گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه ی دقیقِ جامعه ی آماریِ تحقیق، یعنی آثار شعری شفیعی کدکنی و منابع علمی مرتبط با آن و یادداشت برداری بوده است. با بررسی-های به عمل آمده از دفاتر شعری م. سرشک به این نتایج دست یافته ایم که زبان شعری م. سرشک با توجه به اوضاع نابسامان دهه های چهل و پنجاه جامعه ی ایران که در فقر و فساد و ظلم ناشی از سیاست های حکومت پهلوی به سر می برد، زبانی سمبلیک و نمادین است. اما در بکارگیری نمادها افراط و تفریط نمی کند و درعین حال، در استفاده از "نماد= سمبل" تعمدی زیرکانه و به نوعی دلسوزانه دارد.فرهنگ ایرانی- اسلامی همچون دین های پیش از اسلام (زرتشت) به تأسی از شاعرانی چون اخوان ثالث، و نیز اسطوره های ملی- باستانی، دیگر جنبه های سمبلیک شعر شفیعی کدکنی را تشکیل می دهند. در دفتر دوم نیز شفیعی به تأثیر از اخوان به دین های ایران پیش از اسلام توجه و علاقه نشان می دهد. لذا در این دفتر علاوه بر لحن حماسی و پرشکوه اخوان، با مضامین فکری او همچون زرتشت و آتشکده و... برمی خوریم. با تمام این تفاسیر در مجموع می توان گفت که با وجود احترام فراوانی که م. سرشک برای شاعران گذشته قایل بوده است و با وجود تأثیر فروان از آنان اما زبان نمادین شفیعی وامدار...
مقایسه ی تمثیلی اشعار قاصدک مهدی اخوان ثالث، تقی متقی ، محمود کیانوش و ساعی البرید بلندالحیدری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
قاصدک نماد و تمثیلی از وفاداری، صداقت و خوشبختی، پیام آوری و خوش خبری است . از آنجایی که میان شعرهای فارسی و عربی جنبه های مشترک بسیاری را می توان یافت؛ پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ی تمثیلی اشعار قاصدک مهدی اخوان ثالث، تقی متقی، محمود کیانوش، شاعران معاصر ایرانی و ساعی البرید بلندحیدری، شاعر شناخته شده ی عراقی تحریر شده است. مسأله موردنظر این است که شاعران نام برده چه تمثیل هایی را در شعر قاصدک خود جای داده اند. نویسنده پس از بررسی، متوجه شباهت ها و تفاوت هایی در شعر قاصدک شاعران مورد نظر شد، که از دلایل ضرورت و اهمیت بررسی آن محسوب می شود تا بدانیم شاعران معاصر ایران و عرب شعر قاصدک خود را با چه نماد و تمثیلی هایی به ما می شناسانند. نوشتار حاضر کاملاً بکر و بدیع بوده و تاکنون نوشتاری در این خصوص به تحریر درنیامده است. بنابراین این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای و بررسی اشعار این شاعران به صورت تحلیلی و توصیفی صورت گرفته است تا پژوهشگر بداند آیا در شعر قاصدک اخوان ثالث، تقی متقی، محمود کیانوش، شاعران ایرانی، و ساعی البرید بلندالحیدری، شاعر عراقی، تمثیل به کار برده شده است ؟ آیا تمثیل ها و کارکرد آن ها در اشعار این شاعران یکسان است یا متفاوت؟ یافته های پژوهش حاکی از این می باشد که تمثیل بکار گرفته از قاصدک در اشعار شاعران متفاوت می باشد و هیچ کدام حامل یک خبر یکسان نیست. اخوان، تقی متقی و بلندالحیدری بر خلاف نماد بارز قاصدک یعنی خوش خبری، آن را تمثیلی از انسان مغموم و بدون امید می دانند.
«ترجمۀل شرح کشتی های جنگی انگریز»؛ رساله ای مهم در دریانوردی و تحوّل نثر فارسی در دورۀ قاجار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دوره قاجار با دگرگونی های اجتماعی و فکری در غرب و اوج گیری پیشرفت های علمی و فنی و گسترش نیروهای استعماری اروپاییان در جهان آن روزگار و آوردن کارشناسان فنی در امور نظامی و مهندسی و ایجاد مدارس برای کارآموزی در این فنون و فرستادن دانشجو و کارآموز به کشورهای اروپا علی الخصوص فرانسه و انگلستان همزمان است.گروهی از فرزندان رجال و متمکنین و شاهزادگان با زبان و ادبیات فرانسوی و انگلیسی آشنا شدند. ترجمه کتب مختلف از رمان و داستان گرفته تا کتب علمی و فنی و نظامی به زبان فارسی آغاز گردید. در این میان مدرسه دارالفنون به همت میرزا محمد تقی خان امیرکبیر افتتاح یافت و آشنایی ایرانیان را با علوم جدید بیشتر معمول و میسر ساخت. از این دوره ترجمه های مختلفی در زمینه های گوناگون برجای مانده است. بررسی این رساله ها علوم مورد نیاز عهد قاجاری را آشکار می سازد. یکی از رساله های برجای مانده از این دوره «ترجمه شرح کشتی های جنگی انگریز» تألیف «مسیو میچل» است که «اسماعیل ولد صحاف باشی» از تربیت یافتگان مدرسه دارالفنون به زبان فارسی ترجمه کرده است. نگارندگان این مقاله با روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به معرفی نسخ برجای مانده از این اثر پرداخته و ویژگی های زبانی و تاریخی این رساله را بررسی کرده اند.
نشانه شناسی مکان در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
141 - 166
حوزههای تخصصی:
موضوع نشانه شناسی مکان، توضیح و تفسیر مفاهیم و مدلول های نشانه ای از مکان است که تداعی های فرهنگی، تاریخی و عاطفی را به فضای خاص گفتمانی متصل می کند. مکان ها از طریق تجربیات، خاطرات و روایت هایی که خلق می کنیم، با معناهای گوناگون درهم می آمیزند و گاه هویت های تأثیرگذاری را در عرصه شناخت می آفرینند. یکی از متن های تأثیرگذار ادب عرفانی فارسی که از نظر اشتمال بر رمزگان ها و نشانه های مکانی سرشار و برجسته است، غزلیات شمس است که در این پژوهش با روش تحلیل محتوای مضمونی به واکاوی آن پرداخته شده است. با تحلیل نشانه ها و نمادهای به کار رفته در غزلیات مولانا، همراه با قرارگیری آن ها در مکان ها و فضاهای خاص، می توان به معانی مورد نظر شاعر و مضامین گسترده منظومه فکری وی پی برد. نتیجه تحلیل نشان می دهد که بسیاری از مکان ها در غزلیات شمس، از ویژگی صرف مکان بودگی فیزیکی و عینی فراتر رفته و به استعلای نشانه ای رسیده است. روایت شبکه ای در بسیاری از نشانه های مکانی غزل، طی گفتگویی که القای اشارات عارفانه می کند، مخاطب را در یک کنش گفتمانی وارد می کند که به دلیل مظاهر زیبایی شناسانه، تصاویر و شگردهای بلاغی، سیالیت و جابجایی مکان ها،که موجب پدیداری معناهای جدید می-شود، بسیار مؤثر عمل می کند.
Étude de l’énonciation dans l’œuvre autobiographique La gloire de mon père de Marcel Pagnol(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La Gloire de mon père, un ouvrage qui a été écrit en 1957 par Marcel Pagnol, est un roman autobiographique. Selon les caractéristiques des œuvres autobiographiques, l’auteur est le personnage principal du roman. Notre principal problème dans cette recherche est que cette histoire est racontée par un enfant (le petit Marcel), alors que l’auteur est un adulte. Donc, nous avons étudié l’énonciation et les jeux de l’embrayage et du débrayage pour savoir qui parle dans ce roman. Notre hypothèse est que la diversité des énonciateurs, provoque la dynamique du texte du roman autobiographique et à travers l’explication des embrayages et les débrayages des énonciateurs par rapport à la situation de l’énonciation, nous pourrons séparer les personnages. Dans ce roman, l’auteur a décrit tous les événements dans un ordre chronologique, ce qui a rendu le texte plus facile à lire et moins compliqué. La méthode employée est la sémiotique de l’école de Paris. Cette approche étudie les structures signifiantes profondes du texte et nous aide à mieux comprendre les sens du discours.
Étude des Représentations Énonciatives de l’Espace dans Passage de Milan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tout concept narratif exige un cadrage spatio-temporel particulier lui permettant de se développer sur le plan textuel. A la différence du roman traditionnel où le contexte spatial se trouve marginalisé, le roman moderne met en avant les aspects dynamiques de l’espace et représente son incessant reconstruction sous le regard du sujet. Fondé sur une saisie polyphonique du monde, Passage de Milan (1954), l’œuvre inaugurale de Michel Butor, se construit autour d’une image cauchemardesque de la ville, focalisant l’intérêt du lecteur sur l’écart croissant entre l’homme et la société moderne. L’univers romanesque de Butor qui s’avère être un microcosme de Paris projette, dans une certaine mesure, un monde objectal où le système spatio-temporel se propose comme une entité dérivée du réel, dont l’ensemble des éléments contribue à la construction du sens dans le récit. À cela s’ajoute la dimension subjectale de l’espace du fait qu’il est déployé sous la perception du narrateur ou dans la conscience des personnages. Effectivement, une lecture approfondie de la conceptualisation de l’espace dans Passage de Milan, nous permettra d’accéder à l’image mentale que se crée l’auteur de la modernité urbaine. Nous allons analyser, au départ, les extraits qui se focalisent sur les aspects topographiques de l’espace en vue de montrer ensuite comment la conceptualisation du cadre spatio-temporel pourrait refléter la tension intérieure de l’instance perceptive.
تحلیل «عنوان گذاریِ» داستان های فارسی ( 1332- 1357 ه.ش) با رویکرد جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۱۱
135 - 162
حوزههای تخصصی:
آثار ادبی گاه بازتابنده مسائل اجتماعی جامعه عصر نویسنده هستند که بر پایه جامعه شناسی ادبیات قابل دریافت هستند. جامعه شناسی ادبیات، اثر ادبی را پدیده ای اجتماعی می داند. زیرا بازتاب واقعیت های اجتماعی یا بیان نمادین آن ها را در خود دارد. موضوع این پژوهش مروری بر «عنوان گذاریِ» داستان های فارسی از (1332 تا 1357 ه.ش) با رویکرد جامعه شناسانه است. در این پژوهش دو دوره تاریخی مورد بررسی قرارگرفته است. نویسندگان دوره اول در سال های(1332 تا 1342ه.ش)، متأثر از شرایط خاص سال های پس از کودتا، بدبینی، ناامیدی، غم و سکونی عمیق را به فضای داستانی این سال ها واردکرده اند. نویسندگان در این دوران از کاربرد نمادین عناصر طبیعت 12.5%، مفاهیم انتراعی 16% و طنز 10% از عناوین داستان ها برای نشان دادن شرایط سیاسی و اجتماعی بهره برده اند. در دوره دوم، داستان های کوتاه و بلندی در سال های (1342 تا 1357 ه.ش) نوشته شده اندکه بیشتر عنوان های آن ها از نظر جامعه شناختی متناسب با محتوا و مضمون داستان به ورود مدرنیته و پیامدهای آن می پردازد. نویسندگان در دوره دوم کوشیده اند تا ناسازگاری مدرنیته با جامعه سنتی بی-زیرساخت مدرن و بحران هویتی که دستاورد آن بوده را در قالب داستان ارائه دهند. ترسیم رنج های اجتماعی و جهل و چالش های فرهنگی و دعوت به اصلاح آن ها، روحیه مبارزه طلبی را در خوانندگان ایجادمی کند. پیوند میان عنوان های داستانی که با کاربرد واژگان اقلیمی8.3%، واژگان در پیوند با دنیای مدرن 7% و واژگان بیگانه 1.6% انتخاب شده اند با نگرش انتقادی به مدرنیته آشکار است. در نتیجه از مجموع 1200 عنوان داستان بررسی شده، 56% عناوین داستانی به نوعی به شرایط اجتماعی و سیاسی خلق اثر اشاره دارند.
بررسی ترجمه ی نمایشنامه بیرون پشت در اثر وولفگانک بورشرت از منظر نظریه اسکوپوس و بر بستر چالش انتقال عناصر فرهنگی برای اجرا به روی صحنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۹)
133 - 159
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های بزرگ ترجمه ی متون ادبی، عناصر فرهنگی موجود در این متون می باشد و این مهم به ویژه در ترجمه ی ادبیات نمایشی به دلیل کاربرد نمایشنامه، یعنی اجرا بر روی صحنه چشمگیر است. یکی از رویکردهایی که در ترجمه با مدنظر قرار دادن هدف ترجمه و کارکرد متن در زبان مقصد، برای فهم مخاطب از ترجمه ی متون نمایشی جایگاهی خاص قائل است، نظریه ی اسکوپوس می باشد. این جستار در صدد است که بر بستر تقسیم بندی عناصر فرهنگی به دو دسته ی "عناصر فرهنگی ملموس" و "عناصر فرهنگی غیر ملموس" توسط نیومارک و چیارو، مهمترین عناصر فرهنگی موجود در نمایشنامه ی بیرون پشت در را استخراج کرده و بر طبق آن ها، عملکرد مترجم این نمایشنامه را در صورت اجرای آن به روی صحنه از منظر نظریه ی اسکوپوس مورد ارزیابی قرار دهد. نتیجه حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ترجمه گلشیری اگرچه در اجراهای تئاتری مورد استفاده بوده ولی انتقال عناصر فرهنگی ملموس توسط وی، در راستای هدف نمایشنامه که اجرا باشد، نیست.