نهضت رمانتیک در انگلستان در سال 1798 از طریق نشر کتاب ترانه های غنایی، کار مشترک وردزورث و کلریچ، موجودیت خود را اعلام کرد. رمانتیک های انگلیسی گر چه در زبان اشتراک داشتند اما در ملیت مشترک نبودند و کسانی که راه را برای این نهضت آماده و هموار کردند از قبیل تامس گری، رابرت برنز، ویلیام کوپر، ویلیام بلیک، برادران کالینز و ... به دوره پیش رمانتیک تعلق داشتند. هنرمندان عصر رمانتیک انگلستان داوری های قرن هجدهم درباره ادبیات قرون وسطی و عصر الیزابت را به کلی رد کردند و به همراه آن نظر عصر نسبیت به خویشتن دگرگون شد. منتقدان و هنرمندان این دوره، چون هزلیت و لمب و ...، رو به گذشته بردند اما آن را احیا نکردند بلکه از آن مطالب جدیدی بیرون کشیدند و به توصیف عهدی جدید و روح و بینش نو پرداختند. دوره رمانتیک عصر استقلال فردی بود که نویسندگان جبهه سیاسی واحدی نداشتند و اختلاف آرا و تمایلاتشان زیاد بود. آنان فرزندان زمان خویش بودند و این مقاله نیز به بررسی این دوره از ادبیات درخشان انگلستان و برخی از چهره ها و آثار شاخص آن دوره می پردازد.
استاد جلال الدین همایی، از محققان و مولفان نامبردار روزگار است. از وی آثار فراوانی در زمینه های مختلف می شناسیم، درباره زندگی، احوال و آثار او کتابها و مقالات متعددی نوشته اند. نوشته حاضر با دید دیگری به کارهای آن استاد محقق پرداخته است.
پیدایش شعر عرفانی فارسی تحولی بزرگ در تاریخ ادب پارسی و سیر تصوف اسلامی به شمار می رود چرا که در اینجا از یک سو مفاهیم و تعالیم عرفانی به زبان فارسی مجال بروز و ظهور بیشتری یافت و بخشی از مهمترین آثار عرفانی شعر فارسی پدید آمد و از سوی دیگر افق های تازه ای بر روی شاعران فارسی زبان گشوده شد و در بافت ها و مفاهیم عرفانی دستمایه این سخنوران گردید و مضامین بلند و متنوعی در شعر فارسی شکل گرفت. اما تدابیرپذیری شاعران پارسی گوی از این جریان فکری متفاوت بود، برخی از آنان شعر را به طور کامل برای بیان مفاهیم و دریافت های صوفیانه به کار بردند و آثار محض عرفانی پدید آوردند و عده ای دیگر به طرح اصطلاحات و مطالب عرفانی در کنار دیگر مضامین و مفاهیم پرداختند. گروه دوم در کاربرد این تعابیر انگیزه و هدف واحدی نداشتند. بعضی تنها از آن جهت از این اصطلاحات و تعبیرات در شعر خود استفاده می کردند که این کار در میان سخنوران پارسی رواج یافته بود و عده دیگر از روی علاقه و اعتقاد به تصوف به این کار روی آورده بودند. این بخش از اشعار فارسی که می توان آنها را صوفیانه خواند، اهمیت زیادی دارد و باید در کنار آثار محض عرفانی مورد توجه، بررسی و تحلیل قرار گیرد. یکی از شاعرانی که صوفیانه های زیادی سروده و علاقه و توجه خاصی به مفاهیم و تعابیر عرفانی نشان داده خاقانی است. در این تحقیق اشعار این شاعر برای پاسخ به دو پرسش زیر بررسی شده است 1- طرح مباحث عرفانی در اشعار خاقانی تا چه حد اصیل و واقعی است؟ -2 صوفیانه های خاقانی چه سمت و سویی دارد و بیشتر در چه موضوعات عرفانی متمرکز است؟
«نقش بر آب زدن» از تعابیر حیرت انگیز شعر حافظ است و با سابقه ای که در زبان شاعران و شعر فارسی دارد و روح تازه ای که هنر حافظ ساحرانه در آن دمیده است، دیدنی و خواندنی است، به خصوص که در بیشتر آنچه در این باب نوشته اند، کمتر به بعضی از جوانب آن توجه شده است. نگارنده با طرح دیگر باره آن، امید دارد که دریافت بعضی از زیبایی های سخن خواجه را آسان تر کرده باشد. بدیهی است که در تاکید مقصود خویش و رفع بعضی سوءفهم ها از عرضه شواهد متعدد ناگزیر بوده است.
در این مقاله، بعد از مقدمهای کوتاه نخست به چند معیار کارآیی برای تعریف دستورزبانها و تئوریهای زبانی مربوط به آنها پرداختهایم، و در ضمن روشن ساختهایم که دستورزبانها چرا باید نه تنها کارآیی مشاهدهای، بلکه سطح بالاتر کارآیی توصیفی را نیز دارا باشند. در ضمن تأکید کردهایم که اصولا تئوریهای جامع زبانی باید به سطح بالاتر کارآیی توجیهی نیز برسند تا از نظر جهانی معتبر، از نظر بنیاد روانشناختی واقعی و در عین حال به حداکثر محدود باشند. در بخش دوم سعی کردهایم روشن سازیم که همین محدودیت فوق العاده تئوری زبانی است که میتواند منجر به تئوری کارآ در مورد فراگیری زبان در کودکان باشد. در این زمینه سعی کردهایم روشن نماییم که دستور جهانی در واقع تئوری “حالت آغازین” استعداد زبانی فطری و مقدم بر هر نوع تجربة زبانی بوده و بر پایه بررسی دقیق دستور زبانهای ویژه، زبان شناس مجموعه جهانیهای زبانی را فرض میکند که بنیاد تئوری پیشنهادی او را از زبان تشکیل میدهد. در بخش سوم، تئوری نشانداری و دستور مرکزی مورد بحث قرار گرفته و اشاره شده که دستور جهانی در واقع با بنیادهای زیست شناختی موروثی پردازش زبان در کودکان مطابقت دارد. در این بخش متذکر شدهایم که مفهوم دستور جهانی مبتنی بر فرض دستور مرکزی بی نشان میباشد. مجموعه قواعد مرکزی و بینشان عام در نهاد کودکان به ودیعه گذاشته شده و کمک بسیار ارزشمند ژنتیکی دریادگیری سریع نظام پیچیده و انتزاعی زبان به کودکان میباشد. در واقع نقش کودکان در رسیدن به مجموعه قواعد مرکزی، انتخاب مجموعه خاص زبان ویژه از مجموعه قواعد ممکن مرکزی است که به وسیله تئوری دستور مرکزی تعریف شدهاند.