میان سطح دشواری متون آموزشی و سطح توانایی یادگیرنده زبان ، رابطه مستقیمی وجود دارد . چنانچه در انتخاب متون این نسبت رعایت نشود ، نتیجه مطلوب آموزشی و یادگیری حاصل نمی گردد افزون بر این ، روش آموزشی مناسب نقش موثری در یادگیری مطلوب دارد . در این مقاله با سنجش تعدادی از دروس آموزش زبان فارسی ( آزفا ) به غیر فارسی زبانان ، با استفاده از ضریب دشواری فاگ و ارزیابی همخوانی آنان با سطح توانانی مفروض در کتب آموزشی به بررسی و نقد روش آموزشی کتاب نیز پرداخته شده است
پست مدرنیسم که چندی است در همه زمینه ها از آن صحبت می شود ، در ادبیات نیز از جایگاه مهمی برخوردار شده است . گرچه پست مدرنیسم به عنوان جنبشی انگلوساکسون شناخته می شود ، اما بسیاری از پیشروان آن ، اندیشمندان فرانسوی همچون میشل فوکو ، ژاک دریدا ، و ژان فرانسوا لیوتار هستند . رمان که نوع ادبی غالب در دو قرن اخیر است ، در ربع آخر قرن بیستم تحت تاثیر پست مدرنیسم دچار تغییرات ساختاری شد و به رمان پست مدرن تبدیل شد . در این مقاله سعی شده است با اشاره به نظریه پست مدرنیسم گذار رمان از سنتی به پست مدرن از طریق جنبش رمان نو نشان داده شود .
این مقاله با هدف اثبات برداشت پذیری ابن عبری مؤلّف تاریخ مختصرالدّول از منابع درجه اوّل تاریخ فلاسفه و حکماء به ویژه دو کتاب عیونالانباء فی طبقاتالاطباء و تاریخالحکماء نگاشته شده است. ابنعبری به هنگام یادکرد بزرگان دانش پزشکی به جز چند تن پزشک که در بخشهای پایانی کتاب تاریخ او آمد؛ شکل کامل یا ناقص و کوتاه شده از منابع فرایاد، برداشت کرده است. در این مقاله پس از مقدّمه کوتاهی از زندگی و آثار او، نخست مدخل مربوطه یاد شده و سپس برداشتگاه نویسنده با یادکرد شماره صفحه منبع یادآوری میشود. چون این کتاب از سوی عبدالمحمّد آیتی به زبان فارسی برگردان شده است، برای کاربری بیشتر خوانندگان پارسی زبان، با انجام شماری تغییرات از همان ترجمه نقل قول گردید. البتّه این مقاله تنها به یادکرد پزشکان تاریخ تمدّن اسلامی تا قرن هفتم هجری بسنده کرده است.
نقد ادبی در دوره جاهلیت، محدود، جزیی نگر و ذوقی بود. پس از وقفه ای کوتاه در دوران اسلامی، با ورود به دوره بنی امیه دیدگاه نقد جاهلی به گونه ای حادتر تجدید شد. حجاز، بغداد و شام هر کدام گرایش ویژه ای داشت. در قرن سوم سه شخصیت بارز: ابن سلام، ابن قتیبه و جاحظ نقد ادبی عربی را به بخش مستقلی بدل کردند. جدال های کلامی معتزله و آرای کلمای یونانی بر نقد دینی این دوره تأثیری عمیق بر جای گذاشت . سده چهارم دوره ظهور نقد ادبی عربی است. در این دوره جدال گسترده ای میان طرفداران شعر قدیم و جدید آغاز گشت. بحرتی نماینده سنّت و ابوتمام نماینده تجدد بود. تألیف : "الموازنه بین الطائبین" و "اخبار ابی تمام" حاصل این جدال است. با ظهور متنبی مباحث جدید نقد پیرامون او پدید آمد و قاضی جرجانی اثر مهم خویش "الوساطه بین المتنبی و خصومه" را تألیف کرد. از قرن چهارم به بعد نقد ادبی به حوزه بلاغت نزدیک تر شد و عبدالقادر جرجانی مباحث بلاغت قدیم را در دو کتاب مهم خویش "اسرار البلاغه" و "دلائل الاعجاز" گرد آورد. با سقوط بغداد در قرن هفتم شعر و نقد ادبی با رکود مواجه گشت.
مجموعه داستان شهری چون بهشت اثر سیمین دانشور، محصول شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سالهای وحشت و خشونت پس از کودتای ننگین 28 مرداد 1332 است؛ دورهای که آمال و آرزوهای ملتی آزادیخواه و استقلال طلب در اثر دسیسة عوامل بیگانه و داخلی و پارهای اشتباهات رهبران سیاسی و مذهبی بر باد رفت و یأس و ناامیدی، احساس شکست و انزواطلبی، گریبانگیر جامعة فرهنگی ایران گردید. دانشور با تیزبینی و درایت متعهدانه در این مجموعه داستان تلاش کرده است بخشی از حقایق تلخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نیز دردها، رنجها و مصائبی را که در این سالهای سیاه بر ملت ایران رفته است، ترسیم نماید. داستانهای کوتاه دانشور با وجود اهمیت و اعتباری که در ادبیات داستانی معاصر دارند، بیشتر در سایة رمانهای برجسته او مانند سووشون، جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان بوده و چندان مورد بررسیهای نقّادانه قرار نگرفتهاند. مقاله حاضر میکوشد ضمن نقد و بررسی درونمایههای این مجموعه داستان و روشن نمودن ابعاد ناپیدای این اثر، تأثیرپذیری آن را از شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران پس از کودتا نشان دهد.
این جستار بر آن است آن گروه از آرایه های ادبی در دیوان خاقانی را که هم بسیار پرکاربرد و هم عناصر اصلی سازنده آنها بر تکرار واک ها استوار است، واکاوی و بررسی کند. در آغاز مقاله بر این نکته تأکید شده است که تمامی آنچه را که آرایه های لفظی خوانده می شود، در حقیقت گونه هایی از تکرارهای هنری یا واج آرایی است . زیرا وجه مشترک همه آنها چیزی جز تکرار واک ها نیست که شاعران با شگردهای ویژه ای آنها را در گونه های بسیار متنوع به کار برده اند . در آرایه های "توزیع و تکرار" شاعر واک ها را با آزادی کامل در هر کجای مصرع و بیت که بخواهد تکرار می کند . اما در جناس ها، قلب، اشتقاق، تصدیر، تسمیط و ... واک ها را با قانونمندی ویژه ای به گونه های خاص یا در جاهای ویژه ای از مصرع و بیت به کار می برد. برای نمونه در جناس، واک ها در واژه های قرینه تکرار می شوند، در اشتقاق و باژگونگی یا قلب با جابه جایی به کار می روند، در تصدیر به صورت واژه هایی در جاهای خاصی از ابیات تکرار می شوند و در تسمیط واک های خاص در جاهایی ویژه به صورت واژه هایی خاص به کار می روند. خاقانی با چیرگی شگفت انگیزی که بر حوزه زبان و واژگان دارد، به شیوه ای بسیار هنرمندانه و با بسامد بالا از همه شیوه ها و شگرده ای تکرار، برای آفرینش مضامین و آرایش مظاهر سخن خویش بهره برده است و گفتنی است که هماهنگی بسیاری از این شیوه ها با بافت کلی فضای عاطفی بیت، در خور توجه است و هرچه بیشتر موسیقی درونی و معنوی آن را تقویت میکند.
در کنار"انواع ادبی" جدید، همانند "رمان" و "داستان"، "افسانه"ها، قصه ها، سرگذشت ها، حکایت ها و ...) را میتوان از انواع ادبی گذشته تاریخ ادب فارسی به حساب آورد."افسانه ها" به آثاری اطلاق م یشود که از زبان حیوانات یا به صورت اشعار هجایی برای سرگرمی اطفال سروده شده است. یا متضمّن سرگذشت اشخاص واقعی همچون شاعران، عارفان و ... بوده است که رفته رفته، شاخ و برگ گرفته و با نثری آراسته در خلال کتب تذکره و آثار دیگر درج شد ه اند و فراز و فرود زندگی شاعران و ابعاد گونه گون ادبی، فکری، روحی و اخلاقی آنها را نشان می دهند. در این مقاله، علاوه بر اشاره به تعاریف افسانه، ویژگیهای اساسی آن از جهات مختلف نقد و تحلیل شده است. این تحقیق در دانش هایی مانند تاریخ ادبیات، سبک شناسی، نقد ادبی، معانی، بیان و بدیع کاربرد دارد و نقاط مبهم و تاریک تاریخ ادبیات را روشن و جزئیات علوم مذکور را بیان میکند.
هر ایرانیی که اسکندرنامة نظامی، داستان اسکندر در شاهنامه، اسکندرنامة منثور و اشعار دیگری را که در ادبیّات فارسی دربارةاسکندر آمده است، مطالعه کند و اندک آشنایی با چهرةمنفور تاریخی اسکندر داشته باشد؛ این پرسش برایش مطرح میشود که اسکندر واقعی کدامیک از این دو چهره است؟ نگارنده در آغاز این مقاله، دو چهرة تاریخی و ادبی اسکندر را بطور مختصر معرفی کرده است تا خواننده با تفاوت آنها بیشتر آشنا شود و سپس به طرح دو پرسش مهم و ارائة پاسخ مبسوط و منطقی بدانها پرداخته است. نخست یافتن پاسخی منطقی برای این پرسش که اسکندر با آن چهرة تاریخی که برای ایرانیان داشته است، چگونه به چهرهای پاک، ایرانی و مورد ستایش، تبدیل شده است؟ دوم اینکه چرا حکیم فرزانه و ایراندوستی چون نظامی گنجوی، از میان این همه چهرة تاریخی بزرگ و ملّی، اسکندر مقدونی را قهرمان مفصّلترین منظومة خویش قرار داده است؟ در پایان برای اینکه خواننده با یک روایت مهم و رایج، دربارة اسکندر در ایران آشنا شود؛ روایت شاهنامة حکیم فردوسی، بزرگترین شاعر ملّی ایران را بطور مختصر آورده است.
در این گفتار نگارنده بر آن است که اظهارکند چگونه شاعران برجستهء ایران در طیف جاذبهء موسیقى روح پرور و مضامین دل فریب شعر خاقانى مجذوب شد ه اند و این نکته را خاطرنشان کندکه اگر خاقانى در ادب فارسى ظهور نمى کرد به هیچ وجه شاعرانى چون مولوى، سعدى و حافظ در حوزهء صنعتگرى شاعرانه و ابداع مضامین مبتکرانه بدین عظمت حضور نمى توانستند یافت