فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۰۲۱ تا ۲۲٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
تحول واحدها و سازمان ژانرهای لیریکی در نظم فارسی و تاجیک
حوزههای تخصصی:
نقدی بر بلاغت فارسی با نگاهی به رخی کتاب های آموزشی بلاغت فارسی
حوزههای تخصصی:
همان حضرات ... !
نگاهی به مقدمه های یک ترجمه
نیما و نقد
راویان غیر همجنس
داستان رستم و اسفندیار، در مواجهه با حکومت دینی
حوزههای تخصصی:
اشعار نیمایی سهراب سپهری در ترازوی عروض شعر کلاسیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری یکی از معدود شاعران نوپرداز معاصر است که حضوری عمیق و اثربخش در ادبیات فارسی و شعر ایرانی داشته است. در این تحقیق سعی شده تا با سنجیدن اشعار نیمایی این شاعر در ترازوی عروض شعر کهن فارسی، رابطه شعر او و شعر کلاسیک از نظر هارمونی وزنی نشان داده شود، بدین منظور تلاش شده که پس از بررسی و مطالعه اشعار این شاعر، ضمن معرفی عنوان اشعار چهل و هشت گانه او که در حوزه قالب نیمایی سروده شده اند، با ذکر نام منبع و نام بحر، بسامد بحرهای به کار گرفته شده را با استفاده از جداول به صورت درصد درآورده و پس از بررسی هفت شعر از اشعار نیمایی او، ویژگی ها و تحولات ایجاد شده در آن اشعار در مقایسه با وزن شعر کلاسیک نشان داده شده است.
کندوکاوی در دستور زبان فارسی دکتر وحیدیان کامیار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخه های مهم و در عین حال مظلوم ادبیات فارسی، که پیوسته دستخوش تحول و دگرگونی بوده است، موضوع دستور زبان فارسی است. این شاخه که در حقیقت آمیختگی علم با هنر است در طول عمر چندین ساله ادبیات فارسی بر اساس سلیقه ها و موقعیت افراد، پستی ها و بلندی های فراوانی را پشت سر گذاشته است.دستور گاهی در راس هرم هنرهای ادبی قرار گرفته و زمانی دیگر در پس پرده های بی سلیقگی ها و اختلاف نظرها جزو علوم فراموش شده به حساب آمده است. گاهی به دور از چشم زبان شناسان، سرنشین مجالس بحث های ادبی گشته و در دورانی دیگر حاشیه نشین مباحث زبان شناسی بوده است. امروزه نیز بزرگان ادب فارسی مصلحت این رشته ضروری را در آن دیده اند که ما بین دستور زبان فارسی و زبان شناسی یک نوع صلح و آشتی و تفاهم برقرار نمایند، که نمونه اعلای آن را در دستور زبان فارسی دکتر وحیدیان کامیار مشاهده می کنیم. از آنجا که این کتاب منبع اصلی کتاب های دستوری دوره های راهنمایی و دبیرستانی و دانشگاهی قرار گرفته است بر آن شدیم که با یک نقد و بررسی که با حسن نیت همراه است، پیشنهاداتی را ارایه دهیم و قضاوت را بر عهده اهل فن بگذاریم.
تعریف بند (پاراگراف) در نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مباحث علمی زبان شناسی و یا آیین نگارش، مفهوم بند یا پاراگراف صرفاً قطعه ای از نوشته نیست که با فاصله سطرها از قطعات مشابه دیگر متمایز شده باشد، بلکه منظور از آن، قالب و ساختاری است که در ژرف ساخت این قطعه از کلام وجود دارد و بیان اندیشه را برای نویسنده راحت تر و فهم محتوا را برای خواننده آسان تر می کند. پس تنها به دلیل عدم تفکیک صوری پاراگراف در نسخ قدیم فارسی نمی توان مدعی شد که این ساختار اساسی در نثر فارسی وجود نداشته است. از آنجا که در زبان فارسی هنوز بحث علمی دقیق و تفصیلی چندانی درباره ماهیت و چگونگی و انواع بند آغاز نشده است، این مقاله به عنوان نخستین گام نظری این پژوهش بنیادی می کوشد از طریق استفاده از چهارچوب علمی و تجارب عملی بین المللی بویژه در زبان انگلیسی، تعریفی جامع از حدود و ثغور و ساختار کلی پاراگراف در نثر فارسی عرضه کند. برای این کار نخست واژه پاراگراف را ریشه شناسی کرده و تاریخ آن را به کوتاهی از کهن ترین ایام در شرق و غرب دنبال کرده است. آنگاه به بررسی ساختار بنیادین پارگراف شامل هسته و جمله های پشتیبان پرداخته زیرا اساساً هسته هر پاراگراف حاوی یک فکر اصلی است که معمولاً در نخستین جمله می آید و سپس جملات دیگر آن را می پرورانند. در ادامه، با عرضه شواهدی از نثر کهن فارسی، به تبیین ساختار پاراگراف و تشریح مهم ترین ویژگی های آن پرداخته است. مطالعه تاریخی روند و شیوه های نگارش پاراگراف به روشنی تاثیر شیوه پاراگراف نویسی متون پهلوی را نشان داده و از ویژگی خاص و نامکشوفی در نثر کهن فارسی پرده برمی دارد که می تواند در مطالعات سبک شناسی نثر فارسی نیز کاربرد داشته باشد.
بررسی و تحلیل و نقد اصطلاحات صوفیه در کشف المحجوب هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات صوفیه که با اشتقاق از قرآن کریم و احادیث قدسی و نبوی آغاز شد، بتدریج، چه از طریق آموزه های مشایخ صوفیه، چه از طریق شطحیات آنان و چه با پیدایش مکاتب و فرقه های صوفیه، جای خود را در حوزه تصوف و عرفان گشود و تا اواخر قرن سوم هجری قمری به صورتی گسترده رواج پیدا کرد. در میان منابع دست اول تصوف که به اصطلاحات صوفیه پرداخته و یا آنها را شرح کرده اند، بویژه کتاب کشف المحجوب اثر علی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی، به سبب «فضل تقدم» آن و نیز تقسیم بندی روشمند و طبقه بندی براساس مشخصات اصطلاحات صوفیه حائز اهمیت است. زیرا شیوه ساختارمند روش شناختی ای که هجویری در تبویب و دسته بندی اصطلاحات صوفیه به کار برد، برای مخاطب امروزین این امکان را فراهم می آورد که به مجموعه اصلاحات صوفیه، نه فقط به مثابه مجموعه ای کلی از اصطلاحات، بلکه به چشم مجموعه ای پویا و متشکل از ارتباط های دقیق معنایی، زنجیره ای زنده از واژگان و اصطلاحات و سلسله مراتبی قیاسی در حوزه معنا و به طور خلاصه «مجموعه معنادار شبکه وار زبان صوفیه» بنگرد. پژوهش حاضر به بررسی سیر مجموعه اصطلاحات صوفیه از قرن دوم تا زمان هجویری، و بویژه تحلیل دیدگاه هجویری نسبت به اصطلاحات صوفیه و نقد و بررسی شیوه روش شناختی او در تعریف و تقسیم بندی این اصطلاحات، همچنین نقد و بررسی ارتباطات معنایی اصطلاحات از جنبه قیاسی، و دیگر ویژگیهای مربوط به اصطلاحات صوفیه در کتاب کشف المحجوب می پردازد.
نقد و بررسی قصه گنبد سفید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هفت پیکر حکیم نظامی گنجوی درباره سفر بهرام گور به تاریکی های درون و جستجوی آب حیات در تاریکی ظلمات است. این سفر با گنبد سیاه آغاز می شود و پس از عبور قهرمان از گنبدهای پنج گانه، به گنبد سفید منتهی می شود؛ هفت گنبد برابر با هفت اختر و هفت رنگ است که در آن هفت شاهزاده بانو که از هفت سرزمین جهان هستند، لباسی به رنگ هفت گنبد می پوشند و شباهنگام برای قهرمان قصه( بهرام گور) می گویند. در واقع این قصه ها، ترسیم خواب های هفت گانه وی است و همگی قابل تاویل و تفسیر هستند.
در مقاله حاضر، ابتدا شکل قصه هفتم منظومه هفت پیکر(قصه گنبد سفید) و سازه های قصه ای آن بر اساس کتاب ریخت شناسی قصه پریان بررسی شده است. سپس با دو رویکرد بررسی عناصر روساختی و عناصر زبرروایی به تشریح متن پرداخته شده است. آنگاه، پس از تشریح سازه های اسطوره ای و آیینی متن بر اساس ریشه شناسی قصه، عناصر و سازه های نمادین متن بر اساس نمادشناسی روانشناختی منطبق با الگوهای عرفانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
نگارنده بر آن است تا با ارائه تحلیل و نقد روانکاوانه و ریشه شناسانه، جلوه های ناخودآگاه فردی شاعر و کهن الگوهای ناخودآگاه جمعی موجود در متن را از لابه لای عناصر و سازه های فراواقعی آن استخراج نماید تا علاوه بر روشن شدن پیام متن و زوایای پنهان آن، راهی جهت نقد و بررسی های بیشتر فراهم گردد.
مراتب انوار و تطبیق آن با نصوص عرفانی و شعر مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نور یکی از واژگان کلیدیِ قرآن و فرهنگ اسلامی است و حکمت اشراق بر مبنای آن بنا نهاده شده است؛ در عرفان و بویژه اشعار مولانا نیز نور و ترادفات آن به وفور به کار رفته است.
پژوهش حاضر از سه منظر قرآن، حکمت و عرفان به نور و مراتب و هاله های معنایی پیرامون آن می پردازد و مناسبات و مشابهات آنها را بررسی و تبیین می نماید. در این سه دیدگاه، نور، نماد خالق هستی است و نور اقرب یا نور محمدی حاصل نورالانوار است. فلسفه به تبیین کلی کلام حق (قرآن) می پردازد و عرفان با بیانی لطیف و هنری، آن را برای طیف وسیع تری از مخاطبان تفسیر می کند.