ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۴۳۷ مورد.
۴۰۱.

ارائه الگوی مطلوب سنجش محرومیت اجتماعی با تأکید بر عدالت اجتماعی (مقدمه ای بر مفهوم درماندگی اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
بخش عظیمی از برنامه های توسعه در سطح کشورهای جهان به رفع محرومیت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی افراد اختصاص یافته است؛ بااین حال به نظر می رسد تلقی از محرومیت اجتماعی نزد محققان و سیاست گذاران به سبب نارسایی و ضعف در سنجش، مانع از دستیابی به اهداف مذکور می شود. پژوهش حاضر با هدف نقد و ارزیابی شاخص ها و ابزارهای پرکاربرد در تحلیل محرومیت اجتماعی طی سه دهه اخیر (۲۰۲۳-۱۹۹۰) و ارائه الگوی مطلوب برای سنجش این مفهوم صورت گرفته است؛ بدین منظور بیش از ۱۰۰ اثر پژوهشی مرتبط با محرومیت اجتماعی از زوایای مختلف روش شناختی و معرفت شناختی با بهره گیری از روش اسنادی واکاوی و نقد شد. نتایج تحقیق نشان داد که بیشتر محققان و سیاست گذاران در تحلیل و ارزیابی محرومیت علاقه مند به رویکردهای کمّی محور بوده اند. همچنین بیشتر شاخص ها و ابزارهای استفاده شده از مداخله شرایط زمینه ای و عناصر خرده فرهنگ ها در تحلیل نهایی ناتوان بوده اند؛ درنهایت با در نظر گرفتن خلأ های موجود، سه الگوی «محرومیت اجتماعی به مثابه درماندگی اجتماعی»، «توسعه فردی» و «سرمایه فرهنگی» شناسایی و به منظور دستیابی به فهم عمیق و ارزیابی دقیق از محرومیت شرح داده شد. از میان این سه الگو، محرومیت اجتماعی به مثابه درماندگی از این جهت که مبین دقیق تری برای نوع و شدت محرومیت در میان جوامع درگیر با انواع نابرابری ها و مسائل اجتماعی است، بر آن ازسوی نویسندگان مقاله تأکید بیشتری شذ. در این مقاله سعی بر آن بوده است تا پدیده درماندگی اجتماعی معرفی شود که بیانگر همراهی محرومیت اجتماعی بالا و عدالت اجتماعی ادراک شده پایین است.
۴۰۲.

نگاشت دانش نقشه راه یکپارچه با تاکید بر تحلیل پیوند متقابل نقشه راه فناوری و نقشه راه راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: امروزه در سازمان ها با توجه به شرایط محیطی دارای عدم قطعیت، نقشه راه یه عنوان یک ابزار مهم برای مدیریت این شرایط در آینده و دستیابی به موفقیت شناخته شده است. هدف این تحقیق بررسی نظرات محققین در پایگاههای علمی و نگاشت دانش در خصوص انواع نقشه راه با محوریت نقشه راه یکپارچه میباشد. روش: برای این منظور از اطلاعات پایگاه دانش «وب آو ساینس»، با توجه به کلید واژه های مرتبط بهره گیری و با بررسی سیر تحقیقات در مجلات معتبر علمی داده های مذکور استخراج و علاوه بر تحلیل روند، این داده ها در نرم افزار «ووس ویوور» مورد تحلیل قرار گرفت. در این تحقیق از روش نقشه برداری علمی و تکنیک علم سنجی بهره گیری شد.یافته ها: بررسی مقالات مرتبط با موضوع، 14527 مقاله را به عنوان جامعه پژوهش در برداشت، با محدود سازی جستجو در عنوان مقالات، این تعداد به 1258 نمونه تقلیل یافت و در مجموع 4632 کلید واژه از مجموعه مقالات استخراج گردید. به منظور تمرکز بر واژگان تاثیرگذار، با اعمال شرط همرخدادی 3 مرتبه، واژگان به 297 واژه کلیدی تقلیل یافت. نتیجه گیری: نقشه راه فناوری دچار تحول گردیده و دامنه کاربرد آن با رویکرد پایین به بالا به عنوان ابزاری برای سطح عملیاتی و پیاده سازی برنامه ها مورد استفاده قرار گرفته است، نقشه راه راهبردی، با رویکرد بالا به پایین در سطح راهبردی بر تصمیم گیری راهبردی و تأثیرگذاری متمرکز بوده و به دنبال ارتقای عملکرد میباشد و توسعه آن در ترکیب با آینده نگاری شرکتی خواهد بود.
۴۰۳.

غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان (محورپژوهی: تحلیل بازاندیشی انتقادی در بستر تحولات اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
در اخلاق معاصر، پرسش از نسبت میان غایت مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت روان، به ویژه در بستر تحولات اجتماعی شتابان، به مثابه چالش های نظری و عملی پیش روست. دگرگونی در هنجارها و ارزش های جمعی، بستر بحران های هویتی و روانی را فراهم کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در چیستی و کارکرد غایت محوری اخلاق در فرهنگ و روان انسان معاصر را برجسته ساخته است؛ چراکه هر الگوی اخلاقی، اعم از غایت مدار یا وظیفه محور، پیامدهای اجتماعی و روان شناختی خاص خودرا به دنبال دارد. این پژوهش می کوشد با رویکردی انتقادی، نسبتِ میان غایت مداری اخلاق و آثار فرهنگی آن بر سلامت روان را در پرتو دگرگونی های اجتماعی تحلیل کند و تبیین نماید که چارچوب های اخلاقی چگونه می توانند تعادل روانی و انسجام فرهنگی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیلی–انتقادی و بازاندیشانه است و بر تحلیل مفهومی داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای مبتنی است. افزون براین، با بهره گیری از رویکرد تطبیقی، تأثیرات غایت مداری اخلاقی با الزامات فرهنگی و روانی تحولات اجتماعی سنجیده و ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد غایت محوری در اخلاق، به دلیل تمرکز بر هدف مندی کُنش و توجه به پیامدهای آن، توان بالایی در تقویت انسجام فرهنگی و بهبود سلامت روان در بافت اجتماعی دارد؛ اما در شرایط تحولات سریع و ارزش های متغیر، این رویکرد با خطراتی به مانند نسبی گرایی و تقلیل اخلاق به کارکردهای ابزاری مواجه می شود که می تواند بر سلامت روان جمعی اثرات نامطلوب برجای گذارد. این پژوهش بر ضرورت بازتعریف انتقادی غایت مداری اخلاق درمواجهه با چالش های فرهنگی و اجتماعی معاصر تأکید می کند. به منظور حفظ کارآمدی اخلاق در تثبیت هویت فردی و تعادل روانی، بازسازی این رویکرد براساس اقتضائات تحول یافته فرهنگ ضروری است تا همچنان بتواند در ارتقای سلامت روان و انسجام اجتماعی مؤثر واقع شود.
۴۰۴.

تحلیل رابطه میان کنش سیاسی آنلاین با نگرانی شهروندان از تهدیدات امنیتی ازطریق میانجیگری اعتماد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۲
این پژوهش رابطه میان کنش سیاسی آنلاین و نگرانی شهروندان ایرانی را از تهدیدات امنیتی با تأکید بر نقش میانجی اعتماد نهادی بررسی می کند. با استفاده از داده های موج هفتم پیمایش ارزش های جهانی و روش تحلیل ثانویه، مدل مفهومی پژوهش با بهره گیری از مدل سازی حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس آزمون شد. یافته ها نشان می دهند که کنش سیاسی آنلاین به طور مستقیم با کاهش اعتماد نهادها و افزایش نگرانی از تهدیدات امنیتی مرتبط است. همچنین، اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی به عنوان متغیر میانجی، تأثیر کنش های آنلاین را بر نگرانی های امنیتی تعدیل می کند. نتایج با نظریه حباب های فیلتر و مفاهیم مرتبط مانند اتاق های پژواک و پروپاگاندای رایانشی همخوانی دارد که نشان دهنده نقش الگوریتم های شبکه های اجتماعی در تقویت بی اعتمادی و اضطراب امنیتی است. این پژوهش بر ضرورت سیاست گذاری های دیجیتال برای افزایش شفافیت الگوریتم ها، تقویت سواد دیجیتال و بازسازی اعتماد نهادی تأکید دارد تا اثرات منفی کنش های آنلاین بر انسجام اجتماعی و امنیت ملی کاهش یابد.
۴۰۵.

بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل در بازگشت به تحصیلات دانشگاهی: مطالعه ای کیفی در دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۶
اهداف: پژوهش حاضر به تبیین درک و تجربه فرآیند بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل با بازگشت به تحصیل در دانشگاه یزد می پردازد. بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان از طریق تحصیلات دانشگاهی به فرآیندی گفته می شود که در آن زنان با بهره گیری از تحصیل به بازنگری در توانایی ها و نقش های خود دست می زنند که رشد و توسعه فردی و اجتماعی آن ها را به همراه دارد. این پژوهش به این دلیل حائز اهمیت است که در شرایطی که بسیاری از زنان با ازدواج و به دلایل گوناگون تحصیل را رها می کنند و فرصت های پیشرفت آن ها محدود می شود بازگشت به دانشگاه به زنان این امکان را می دهد تا ضمن بازتعریف خود، به تقویت جایگاه اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی فردی دست یابند. روش مطالعه: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش کیفی، راهبرد نظریه داده بنیاد و رهیافت ساخت گرایانه چارمز است. مشارکت کنندگان 26 نفر از زنان متأهل در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری که پس از چند سال دوباره به تحصیل بازگشتند، از طریق نمونه گیری گلوله برفی با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها توسط مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته در سه مرحله اولیه، کانونی و نظری در قالب چهارده کد اولیه، شش کد کانونی و یک کد نظری دسته بندی شد. یافته ها: در فرآیند تحلیل و کدگذاری به کدهای کانونی خویشتن باوری، تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی، تجربه دانشگاهی به عنوان زمینه تحول، استقلال فکری و تعادل در ارزش ها، مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه رسیدیم. بازآفرینی فردی و اجتماعی به عنوان کد نظری ساخته شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها زنان متأهل با تجربه دانشگاه به عنوان زمینه تحول از طریق تحصیل به خویشتن باوری رسیده اند که برای آن ها بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی همچنین مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه را به همراه داشت. این زنان توانسته اند با استفاده از تحصیل در افکار و اعمالشان در زندگی به استقلال فکری و تعادل در ارزش ها دست یابند و در کنار فراگیری دانش انتظار تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی از تحصیل دارند.
۴۰۶.

آینده های بهره وری نظام اداری ایران با استقرار مجتمع های اداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف: مطالعه حاضر قصد دارد به ارائه تصویری شفاف از آینده هایی بپردازد که بر اثر استقرار مجتمع های اداری شهرستانی در بازه زمانی ده ساله برای پدیده بهره وری نظام اداری کشور پدیدار خواهند شد.روش: مطالعه حاضر که با رویکرد کیفی اجرا شده است، در گروه آینده پژوهی های اکتشافی قابل طبقه بندی است که با ماهیت توسعه ای و جهت گیری پیمایشی در افق زمانی ده ساله تنظیم شده است. ابزار محوری در این پژوهش، چرخ آینده است و با کمک آن یافته های حاصل از مصاحبه با نه نفر از خبرگان نظام اداری کشور مورد تحلیل قرار گرفته است.یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده در تحقیق، مهم ترین آثار مثبت و پیامدهای نامطلوب استقرار مجتمع های اداری شهرستانی بر متغیر بهره وری نظام اداری را در چهار قلمروی اصلی (شامل سیاسی-اداری؛ اقتصادی-مالی؛ اجتماعی-فرهنگی؛ فنی-فناورانه) احصا کرده است؛ علاوه بر آن که سلسله پیامدهای مورد انتظار از این پدیده را در پنج سطح معرفی می کند که به دو سناریوی اصلی شامل «جمع سپاری دولت» و «دولت مبتنی بر هوش مصنوعی» خواهد انجامید. نتیجه گیری: سهم دانش افزایی مطالعه در تمرکز بر معرفی روندهای مثبت و منفی تعیین کننده وضعیت متغیر بهره وری نظام اداری است که هیچ کدام از تحقیقات قبلی درباره اثرپذیری آن از سیاست احداث مجتمع های اداری شهرستانی تحلیلی ارائه نداده اند. بر اساس نتایج مطالعه، تدوین پیوست بهره وری آیین نامه استقرار مجتمع های اداری و همچنین برنامه ریزی برای استقرار یگان حفاظت در این مجتمع ها به متولیان مرتبط توصیه می شود
۴۰۷.

آینده پژوهی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: بخش مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۲
هدف: وجود مسائل و مشکلات مختلف کالبدی، اجتماعی و غیره در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز این بافت را دچار آسیب پذیری کرده است. بنابراین پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با هدف کاربردی به بررسی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز پرداخته است. روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده و جامعه آماری آن شامل 40 نفر از متخصصان و کارشناسان فعال در حوزه های مدیرست شهری، بافت فرسوده و برنامه ریزی شهری است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است. یافته های پژوهش: براساس یافته ها از میان 30 زیرشاخص، 18 شاخص به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شده اند که دارای بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری در آینده تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز هستند و در بررسی تأثیر تاب آوری بر بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز ، توانمندسازی محلی، کاهش آسیب پذیری، بهبود کیفیت محیط زیست و کیفیت بناها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تاب آوری دارند.  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در مجموع، عوامل اجتماعی (مانند مشارکت مردم و تعاملات اجتماعی) بیشترین نقش را در افزایش تاب آوری ایفا می کنند، در حالی که عوامل نهادی-سازمانی کمترین تأثیر را دارند و نیاز به تقویت دارند.
۴۰۸.

معمای دموکراسی در عصر هوش مصنوعی: بازتعریف قدرت، چالش ها و سناریوهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: این پژوهش با هدف بررسی ابعاد مختلف تأثیرات متقابل هوش مصنوعی و دموکراسی بر ساختار قدرت در جوامع دموکراتیک و ارائه سناریوهای محتمل آینده انجام شده است. در این راستا، به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که هوش مصنوعی چگونه می تواند ساختار قدرت را دستخوش تغییر کرده و چه آینده هایی برای دموکراسی در این عصر متصور است.روش: برای دستیابی به اهداف پژوهش، از رویکردی توصیفی - تحلیلی و ترکیبی بهره گرفته شده است. ابزارهای جمع آوری داده شامل تحلیل اسنادی، برگزاری پنل خبرگان با متخصصان حوزه های مرتبط، و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران بوده است. داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک های تحلیل مضمون و چارچوب نظری پژوهش، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته های پژوهش در سه حوزه کلیدی «وزن گذشته»، «فشارهای حال» و «جاذبه های آینده» دسته بندی شده اند. نتایج نشان می دهد که میراث دموکراتیک و تجربیات تاریخی، فرصت ها و چالش های هوش مصنوعی، و آرمان های دموکراتیک، نیروهای تعیین کننده ای در شکل دهی آینده دموکراسی در عصر هوش مصنوعی هستند. تحلیل سناریوها نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند هم به تقویت دموکراسی و افزایش مشارکت شهروندان کمک کند، و هم به تمرکز قدرت و دست کاری افکار عمومی منجر شود.نتیجه گیری: سناریوها نشان می دهند که آینده دموکراسی در به شدت وابسته به تصمیمات و سیاست گذاری های فعلی است. مجموعه ای از راهکارها در سطوح سیاست گذاری، نهادی، اجتماعی و فردی پیشنهاد شد که شامل تدوین قوانین هوشمندانه، تقویت نهادهای نظارتی، توانمندسازی شهروندان و حمایت از ابتکارات دموکراتیک است. پژوهش تأکید دارد که با همکاری بین ذی نفعان مختلف، می توان از هوش مصنوعی برای ارتقای دموکراسی بهره جست.
۴۰۹.

مقایسه کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده وام اشتغال زایی گرفته با زنان سرپرست خانواده وام اشتغال زایی نگرفته (مورد مطالعه: زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی شهرستان فردیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف پژوهش، مقایسه کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده دریافت کننده وام اشتغال زایی با زنان سرپرست خانواده وام اشتغال زایی نگرفته زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی شهرستان فردیس بود. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و به شیوه علّی- مقایسه ای انجام شد. براساس جدول کرجسی- مورگان 344 نفر حجم نمونه با شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نمونه ها به دو نیمه مساوی 172 نفر وام گرفته و 172 نفر وام نگرفته تقسیم شدند. از پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ( WHO,QOL-BREF ) و از پرسش نامه استاندارد مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) استفاده شد. یافته های آزمون t گروه های مستقل نشان داد که کیفیت زندگی و رضایت زندگی زنان سرپرست خانواده دریافت کننده وام اشتغال زایی به صورت معناداری متفاوت از سایر زنان سرپرست خانواده ای است که وام اشتغال زایی دریافت نکرده اند. نتایج مانوا نشان داد که وام اشتغال زایی 6/19% تغییرات رضایت از زندگی و 5/12% کیفیت زندگی زنان را تبیین می کند. نتیجه نهایی نشان داد که تشویق به وام اشتغال زایی از عوامل کاهش فقر زنان سرپرست خانواده و توسعه اجتماعی است.
۴۱۰.

موانع توسعه صنعت در عصر صفوی: تحلیلی بر اساس نظریه جامعه کوتاه مدت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۷
مقدمه: مقارن با رنسانس در اروپا و شکلگیری گام های آغازین در گسترش صنعت، در ایران، تمدن بزرگ و باشکوه صفوی پس از دوره ای طولانی از نابسامانی به قدرت رسید. در این دوره، برخی فعالیت های صنعتی در ایران هم پای اروپا و در مواردی حتی برتر از آن صورت می گرفت و زمینه های گسترش صنعت در ایران فراهم بود. با این حال، ایران نتوانست تحولات صنعتی مشابه اروپا را تجربه کند. این پژوهش به دنبال این است که دلایل این رخداد را بر مبنای نظریه جامعه کوتاه مدت، بررسی کند. براساس این نظریه، انباشت درازمدت سرمایه، مالکیت و نهادهای اجتماعی در ایران به دلیل ناامنی و بی ثباتی سیاسی، دشوار بوده است.روش: این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع به روش تاریخی انجام شده است. تحقیق تاریخی که در زمره پژوهش های نظری قرار می گیرد، مبتنی بر اسناد و مدارک است. برهمین اساس، در این پژوهش تلاش شده است با مراجعه به اسناد اصیل به ویژه، سفرنامه های سیاحان اروپایی، داده های مورد نیاز برای آمون نظریه جامعه کوتاه مدت، جمع آوری و تحلیل شود.یافته ها: براساس یافته های تحقیق، در عصر صفوی، کارگاه های سلطنتی نقش مهمی در حیات اقتصادی کشور داشتند. این کارگاه ها تحت نظارت مستقیم دربار فعالیت می کردند و صنایع مختلفی از جمله نساجی، قالی بافی، اسلحه سازی و کوزه گری را شامل می شدند که در مواردی حتی از برخی مشابه های اروپایی نیز برتر بودند. یافته ها نشان می دهند، ناامنی در مناصب حکومتی و ثروتمندان، مهم ترین مانع گسترش صنعت بود. در نظام پادشاهی ایران، شاه، دارای فرّه ایزدی و قدرت مطلق بود و هیچ کس نمی توانست او را محدود کند. این امر منجر به ناامنی مالکیت و ثروت می شد، زیرا شاه می توانست هر زمان اموال و املاک افراد را مصادره کند. این ناامنی، انباشت سرمایه را غیرممکن می ساخت. شاهان صفوی با انباشت ثروت در خزاین سلطنتی، جلوی گردش سرمایه را می گرفتند. این امر منجر به کمبود سرمایه مالی می گردید و بحران اقتصادی را تشدید می کرد. صرافان و تاجران خارجی نیز با خارج کردن سرمایه از کشور، این بحران را عمیق تر می کردند.نتیجه گیری: صنعتی شدن خواست اساسی تمام کشورهای دنیاست اما این مهم مستلزم زمینه های تاریخی است. علیرغم اینکه در برهه ای حساس از تاریخ، تمدن بزرگ صفوی در ایران به قدرت رسید که می توانست پایه های صنعت را در ایران پی ریزی نماید؛ اما به دلیلِ مختصاتِ جامعه کوتاه مدت، این امر تحقق نیافت و ایران هیچ گاه نتوانست همپای ممالک اروپایی به گسترش فعالیت های صنعتی بپردازد.
۴۱۱.

مرزهای مادری؛ روایت هایی از سیالیت، مقاومت و بازتعریف تجربه ی مادری زنانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
این پژوهش به بررسی تجربه های چندلایه و متکثر زنان از نقش مادری در جامعه ایران می پردازد؛ نقشی که در گفتمان های مسلط، به عنوان مسئولیتی طبیعی، زنانه و غریزی معرفی می شود. در مقابل، تجربه زیسته زنان حاکی از تنش میان این انتظارات گفتمانی و واقعیت های پیچیده تجربه زیسته است. پژوهش با بهره گیری از رهیافت نظریه زمینه ای و انجام مصاحبه های عمیق با 34 زن از طبقات و زمینه های مختلف، تلاش کرده است تا از دل روایت های شخصی، به تبیینی نظری از مادری برسد که با الزامات فرهنگی و ساختاری موجود در تعارض است. یافته ها نشان می دهند که ساختارهای رسمی مانند سیاست های مرخصی زایمان، کاهش ساعات کاری و حمایت های ویژه از مادران، علی رغم ظاهر حمایتی خود، به تثبیت گفتمان مادری به مثابه نقش ذاتی زنانه کمک می کنند. هم زمان، بازنمایی های رسانه ای—به ویژه در فضای اینستاگرام—تصویر ایده آل شده ای از مادری را عرضه می کنند که رقابت، اضطراب و احساس نابسندگی را در بسیاری از زنان تشدید کرده است. با این حال، زنان در مواجهه با این فشارها، راهبردهای متنوعی از جمله مادری خودبنیاد، مادری اشتراکی، تعلیق نقش و بازتعریف معیارهای مطلوب مادری اتخاذ کرده اند. روایت هایی از مادری بدون پیوند زیستی (فرزندخواندگی) و حتی انکار مسئولیت مادری، نیز نشان می دهند که مادری نه امری غریزی، بلکه انتخابی فرهنگی و موقعیتی است. پدیده ی مرکزی استخراج شده در این پژوهش، «مادرانگی سیال» است؛ مفهومی که مادری را نه نقشی پیشینی و زنانه، بلکه فرایندی پویا، سیال و وابسته به بافت اجتماعی، هویتی و ساختاری می داند.
۴۱۲.

تحلیل نقش میانجی مسئولیت پذیری اجتماعی در رابطه دین داری و مدارای اجتماعی شهروندان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
مدارای اجتماعی یکی از اصول بنیادین زیست انسانی و پیش نیاز تحقق دموکراسی و زندگی متمدن است؛ ازاین رو، شناسایی عوامل مستقیم و میانجی گر مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان دین داری، مسئولیت پذیری اجتماعی و میزان بروز مدارای اجتماعی در میان شهروندان تبریز انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان ۱۸ تا ۷۰ ساله تبریز در سال ۱۴۰۳شمسی به تعداد 1070375 نفر بود که براساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با مناطق شهرداری انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های استاندارد و محقق ساخته بود. تجزیه وتحلیل داده ها بااستفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها نشان داد دین داری تأثیر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی دارد (05/0p < ). همچنین مسئولیت پذیری اجتماعی اثر مثبت و معناداری بر مدارای اجتماعی داشته و نقش میانجی مؤثری در رابطه میان دین داری و سطح مدارا ایفاء می کند. این نتایج بر اهمیت تقویت ارزش های دینی و مسئولیت پذیری اجتماعی در جهت ارتقای مدارا در جامعه دلالت دارد.
۴۱۳.

تأثیر فقر و محرومیت اجتماعی بر جرایم علیه اموال در استان لرستان: تحلیلی مبتنی بر نابرابری های منطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
مقدمه: جرایم علیه اموال اگرچه همیشه وجود داشته اند اما در دنیای صنعتی معاصر به دلایل مختلف، تشدید شده و ابعاد پیچیده تری یافته اند. فناوری های نوین علاوه بر اینکه جرایم علیه اموال را کاهش داده اند، به تشدید آن نیز کمک کرده اند. جرایم علیه اموال، در ایران نیز به دنبال تحولات صنعتی و نوسازی کشور به سرعت گسترش یافته و به ویژه در مناطق محروم، شکل حادتری به خود گرفته اند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه فقر و نابرابری بین منطقه ای با جرایم علیه اموال در یازده شهرستان خرم آباد، بروجرد، دورود، کوهدشت، الشتر، نورآباد، الیگودرز، ازنا، پلدختر، رومشکان، و چگنی در استان لرستان انجام شده است.روش: این پژوهش با استفاده از رویکرد کمی و تحلیل ثانویه داده های رسمی نیروی انتظامی و مرکز آمار ایران در سال های ۱۴۰۰-1396 انجام شده است. متغیر وابسته پژوهش، جرایم علیه اموال شامل کلاهبرداری، خیانت در امانت، سرقت، و صدور چک بی محل است که با نرخ وقوع سالانه سنجش شده اند. به علاوه، جهت سنجش محرومیت و فقر از ۳۰ شاخص در پنج بعدِ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیرساختی، و بهداشتی استفاده گردید.یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهند، رابطه مثبت و معناداری بین محرومیت اجتماعی و جرایم علیه اموال وجود دارد. به علاوه، فقر مطلق و نسبی عوامل کلیدی در افزایش جرایم هستند. یافته ها نشان می دهند، شهرستان های رومشکان و چگنی با محرومیت شدید، بالاترین نرخ سرقت های ساده مانند سرقت احشام را دارند، در حالی که خرم آباد و دورود با نابرابری نسبی، جرایم پیچیده تری مانند صدور چک پرداخت نشدنی را نشان دادند. تحلیل واریانس یک طرفه، تفاوت معناداری در جرایمی مانند سرقت منازل و اماکن خصوصی و سرقت اتومبیل و موتورسیکلت بین گروه های محرومیت نشان داد، اما برای کلاهبرداری، سرقت احشام و سرقت اماکن دولتی رابطه معناداری مشاهده نشد. این امر نشان دهنده تأثیر عوامل محلی یا فرصت محور مانند دسترسی به اموال یا فناوری بر این جرایم است. و بالاخره، تحلیل فضایی با GIS نشان داد، جرایم در مناطق مرکزی شامل خرم آباد و دورود، متمرکزتر و محرومیت در مناطق غربی شامل رومشکان و چگنی، شدیدتر است.نتیجه گیری: با استناد به یافته های پژوهش، تضعیف کنترل های اجتماعی و فشار روانی ناشی از نابرابری درک شده، به افزایش جرایم علیه اموال منجر می شود. تخصیص منابع به مناطق محروم، تقویت زیرساخت های صنعتی، ایجاد فرصت های شغلی و آموزش در مناطق با نابرابری بالا و نظارت بر فرصت های جرم می تواند جرایم را کاهش دهد. با این حال، تمرکز بر سطح شهرستان، نادیده گرفتن تفاوت های درون محله ای و کمبود داده های کیفی برای تحلیل عوامل فرهنگی، محدودیت های این پژوهش بود که لازم است در مطالعات آتی مورد توجه قرار گیرد
۴۱۴.

برنامه ریزی سناریو در سازمان: مرور حیطه ای مقالات متأخر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: برنامه ریزی سناریو، روشی سیستماتیک برای پیش بینی آینده های جایگزین و ابزاری مهم برای سازمان ها در مواجهه با عدم قطعیت و تصمیم گیری های استراتژیک است. این مرور حیطه ای، تصویری مقدماتی از چرایی استفاده از روش سناریو، تعریف سناریونویسی، کارکرد های و چالش های آن و انواع تکنیک های مورد استفاده ارایه می دهد.روش: این مرور، بر اساس تحلیل ۲۶ مقاله منتخب از پایگاه داده اسکوپوس (۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳) انجام شد. اطلاعات کلیدی شامل تعاریف، روش ها، مزایا و معایب و انواع سناریوها از هر مقاله استخراج شد تا الگوها و روندهای غالب در این حوزه شناسایی گردند.یافته ها: نتایج نشان می دهد برنامه ریزی سناریو برای اهدافی چون تصمیم گیری استراتژیک، مدیریت ریسک و بررسی آینده سیستم های پیچیده به کار می رود. این رویکرد شامل طیف وسیعی از روش شناسی ها، از جمله رویکردهای کیفی (مانند کارگاه و نظر خبرگان) و کمی (مانند مدل سازی و شبیه سازی) است. کاربردهای آن نیز حوزه های متنوعی نظیر استراتژی کسب وکار، سیاست عمومی و پایداری را در بر می گیرد.نتایج: این مرور حیطه ای، تطبیق پذیری و اهمیت برنامه ریزی سناریو را به عنوان ابزاری ارزشمند برای سازمان ها و پژوهشگران در مواجهه با آینده ای نامطمئن تأیید می کند. این ابزار، توانایی آماده سازی و جهت دهی استراتژیک در شرایط پیچیده را فراهم می آورد
۴۱۵.

تبیین گفتمان روایی رمان «پس از تو» براساس آراء تودوروف و ژنت باتأکیدبر دلالت های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
رمان «پس از تو» اثر جوجو مویز با پیچیدگی های روایت و بازنمایی تجربه های درونی شخصیت ها، بستری غنی برای بررسی سازوکارهای گفتمان روایی و دلالت های فرهنگی فراهم می آورد. این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ساختارگرا مبتنی بر نظریه های تزوتان تودوروف و ژرار ژنت و با روش تحلیل کیفی-توصیفی، به بررسی تحول شخصیت لوئیزا کلارک و تعاملات او با شخصیت های مکمل می پردازد. تودوروف با مدل سه مرحله ای شامل وضعیت اولیه، دگرگونی و تعادل جدید، مسیر احساسی و بازسازی هویت لوئیزا پس از مرگ ویل ترینر را تبیین می کند. نظریه ژنت با مفاهیمی همچون زمان، دیدگاه و صدای روایی، تحلیل سازمان دهی روایت و استفاده از فلش بک ها و روایت غیرخطی را ممکن می سازد و بازنمایی تجربه های ذهنی شخصیت اصلی را تقویت می کند. یافته ها نشان می دهد که این ترکیب رویکردها نقش مؤثری در بازنمایی دلالت های فرهنگی مرتبط با سوگ، هویت یابی، مناسبات عاطفی و تعادل میان استقلال و وابستگی دارد. نتایج حاکی از آن است که تلفیق تحلیل ساختاری و روایت شناسانه، درک عمیق تری از قدرت روایت و تولید معناهای چندلایه فرهنگی در رمان فراهم می آورد.
۴۱۶.

تحلیل جامعه شناختی شدت و قلت بیگانگی سیاسی بر میزان مشارکت دانشجویان؛ مورد مطالعه استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر شدت و قلت بیگانگی سیاسی دانشجویان دانشگاه های استان البرز بر میزان گرایش آن ها به مشارکت سیاسی انجام شد. حجم نمونه شامل ۴۰۰نفر از میان حدود ۵۶هزار دانشجوی استان بود. دراین مطالعه، بخشی از یافته های کمی-پیمایشی مرتبط با سازه های کلیدی بیگانگی سیاسی و گرایش به مشارکت سیاسی، که می تواند مشروعیت سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد، ارائه شده است. روایی ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگرساخته، از طریق شیوه خبره گی تأمین و پایایی آن بااستفاده از آزمون آلفای کرونباخ ۰٫۸۸ گزارش شده است. یافته ها نشان می دهد شدت بیگانگی سیاسی دانشجویان بالاست (۳٫۸۲ از ۵)، و دامنه آن در مرتبه بی معنایی (۳٫۹۲)، تمایل به مشارکت سیاسی پرتلاش/گلادیاتوری (۱٫۹۶)، و میزان ارتباط دانشجویان با نظام رسانه ای هم سو (۲٫۱۶) و نظام رسانه ای تعاملی/مجازی (۴٫۵۶)، است. تحلیل های آماری شامل آزمون های F و T و هم بستگی ها نشان دهنده رابطه معنادار بین میزان گرایش به مشارکت سیاسی با بیگانگی سیاسی و نوع و میزان بهره گیری از نظام رسانه ای است، درحالی که متغیرهای زمینه ای پاسخ دهندگان رابطه معناداری با گرایش به مشارکت سیاسی نشان ندادند.
۴۱۷.

بررسی خصوصیات اعتقادی و فرهنگی بنی اسرائیل نسبت به خدا و نقش آن در تربیت جامعه انسانی از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
قرآن کریم بیش از هر قوم دیگری به واکاوی مشخصه های اعتقادی و فرهنگی بنی اسرائیل پرداخته است. هدف اصلی این بازخوانی، استخراج آموزه هایی برای تربیت صحیح جامعه انسانی می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، به بررسی تعامل ویژگی های اعتقادی و عناصر فرهنگی بنی اسرائیل نسبت به خدا و انعکاس آن در منظومه تربیتی قرآن است. پرسش آن است که - قرآن کریم چه باورهای اعتقادی و چه الگوهای رفتار فرهنگی مرتبط با نگرش آنان به خداوند را گزارش می کند و این داده ها چه پیامد تربیتی برای انسان امروز دارد؟ - یافته ها نشان می دهد که در کنار باورهای مادی گرایانه قوم بنی اسرائیل نسبت به خدا همچون جسمانیت الهی، نسبت دادن فرزند به خدا، رؤیت پذیری خدا، فهم مادی از علم، قدرت الهی، شرک و کفر، مجموعه ای از رفتارها و الگوهای فرهنگی نیز در قرآن معرفی شده است؛ از جمله فرهنگ اعتراض گری مکرر نسبت به پیامبران، عادت به تجربه گرایی حسی در امر قدسی و تمایل به جایگزینی نمادهای مادی به جای محتواهای معنوی. قرآن با نقد این باورها و رفتارها، اصولی همچون تنزیه خداوند از جسمانیت، نفی رؤیت حسی، بطلان هرگونه نسبت فرزند، و اصلاح فرهنگ دینی برپایه ایمان، عقلانیت و التزام عملی را به عنوان محورهای تربیتی معرفی می کند. نتایج نشان می دهد پیوند میان باورهای اعتقادی و ساختارهای فرهنگی قوم بنی اسرائیل می تواند به عنوان تبیینی هشداردهنده در تربیت جامعه انسانی مورد بهره برداری قرار گیرد.
۴۱۸.

تعاملات بین المللی علم و فناوری: مسیرهایی برای نقشه جامع علمی کشور در افق 1414(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی آینده نگر برای تدوین مسیرهای بالقوه تعاملات بین المللی علم و فناوری در نقشه جامع علمی ایران در افق 1414 انجام شد. این پژوهش با روش ترکیبی مولتی پول و مشارکت ۱۲ خبره شاملِ سیاست گذاران وزارت علوم، پژوهشگران بین المللی، و مدیران دانشگاه ها و پارک های علم و فناوری انجام شد. مشارکت کنندگان از طریق نمونه گیری هدفمند به منظور تشکیل گروه اسمی و تکمیل پرسشنامه ها انتخاب شدند. مرحله کیفی شامل برگزاری جلسه گروه اسمی ساختاریافته بود که طی آن ایده های مستقل ثبت و اولویت بندی شدند. مرحله کمّی نیز شامل توزیع سه پرسشنامه استاندارد (ارزیابی اقدامات، سیاست ها، و تصاویر آینده با توجه به معیارهای ارزیابی) بود. این مطالعه با تعیین ۱۱ معیار ارزیابی و طراحی سه تصویر آینده شاملِ شبکه سازی علمی، نظام توانمندسازی آموزشی و دیپلماسی علمی یکپارچه، سیاست های کلان شاملِ یکپارچه سازی برنامه های پژوهشی، صلاحیت سنجی آموزش زبان فارسی و سرمایه گذاری مشترک فناورانه را تدوین کرد. برای عملیاتی سازی، ۱۴ اقدام حمایتی پیشنهاد شد که پنج اقدام برتر به ترتیب اولویت عبارتند از: همکاری شرکت های دانش بنیان بین المللی، ایجاد صندوق مشترک پژوهش های فناورانه، تخصیص گرنت های پژوهشی به پروژه های اولویت دار، تدوین بانک مسئله های پژوهشی منطقه ای، و عقد قراردادهای انتقال فناوری. همچنین یافته ها نشان داد هر تصویر آینده مانند شبکه سازی علمی از طریق ترکیب سیاست ها و اقدامات مرتبط محقق می شود. این چارچوب، پیوند راهبردی بین سیاست ها، تصاویر آینده، و اقدامات عملیاتی را تبیین می کند. این پژوهش نشان می دهد که شناسایی مسیرهای بهینه همکاری های بین المللی علم و فناوری، سازوکارهای پویایی برای تطبیق با تغییرات محیطی تعیین می کند و موجب تخصیص هدفمند منابع به حوزه های راهبردی در این زمینه می شود.
۴۱۹.

سامانه ی مفهومی شناسائی نشانه های ضعیف فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: در این پژوهش کمک به توسعه ی ابعاد سیستمیِ شناسائی «نشانه های ضعیف» مورد توجه بوده است. بر این اساس در چهارچوب نظری سیستم های اجتماعی-فنی و تلفیق روش شناسی سیستم های نرم و سیستم های مانا، طراحی مفهومی سامانه ی شناسائی نشانه های ضعیف تغییر در حوزه ی فناوری در یکی از سازمان های دولتی ایران، مطالعه شده است. روش: این پژوهش از حیث روش شناسی یک پژوهش کیفی و با توجه به مورد مطالعاتی منتخب در این تحقیق یک پژوهش کاربردی-توسعه ای محسوب می شود. در این پژوهش بر پایه ی روش شناسی ترکیبی مینجرز از روش شناسی ترکیبی SSM-VSM در طراحی سامانه اجتماعی-فنی شناسائی نشانه های ضعیف بهره گرفته شد. از روش های کتابخانه ای و روش های خبرگانی، مصاحبه عمیق و پانل خبرگان جهت گردآوری داده های کیفی و همچنین از رویکرد چارِت به عنوان رویکرد تکاملی در طراحی، استفاده شد.یافته ها: اهمیت و جایگاه راهبردی «نشانه های ضعیف» در سازمان های ایرانی مغفول است و مدیران ایرانی در تصمیم گیری های راهبردی، کم تر به شناسائی نشانه های ضعیف و تحلیل پیامدهای آن متکی هستند. سازمان های ایرانی برای شناسائی نشانه های ضعیف نیازمند توسعه و تقویت زیرساخت های اجتماعی-فنی هستند و براین اساس طرح مفهومیِ ساختاری، کارکردی و فرآیندی سامانه در این پژوهش ارائه شده است. نتیجه گیری: شناسائی و اکتشاف نشانه های ضعیف تغییر علاوه بر رویکردهای ماشینی یعنی توسعه ی هوش مصنوعی و یادگیری عمیق، بطور بنیادین و اساسی نیازمند توسعه و بکارگیری شبکه ی خبرگانی متشکل از شبکه ی رسمی و مجازی در سازمان های ایرانی است. دیده بانی فناوری مستلزم توسعه و تقویت زیرساخت های سیستمی و بویژه سیستم های اجتماعی-فنی است.
۴۲۰.

بررسی مؤلفه امنیت در سامان دهی محلات قدیمی باتأکیدبر ابعاد اجتماعی-فرهنگی (نمونه موردی: محله بارون آواک تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۱
سامان دهی محلات قدیمی یکی از چالش های اساسی شهرسازی معاصر است که مستلزم توجه به جنبه های متعدد فیزیکی، اجتماعی و روانی محیط می باشد. امنیت فرهنگی محلات تاریخی به عنوان مؤلفه ای کلیدی، نقش تعیین کننده ای در ارتقای کیفیت زندگی و کاهش آسیب های اجتماعی ایفاء می کند. رویکرد طراحی پیشگیرانه از جرم (CPTED)، باتمرکزبر شاخص های محیطی و فیزیکی و هم زمان درنظرگرفتن عوامل اجتماعی، به عنوان ابزاری کارآمد برای ارتقای امنیت فرهنگی و کاهش آسیب در بافت های تاریخی شناخته می شود. محله بارناوا، از شاخص ترین محلات تاریخی تبریز، زمینه ای مناسب برای ارزیابی اثرگذاری این رویکردها فراهم می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و ترکیب داده های کتابخانه ای و میدانی، به ارزیابی شاخص های امنیتی و تکنیک های طراحی محیطی پرداخته است که می توانند سطح احساس امنیت فرهنگی و ایمنی واقعی ساکنان را افزایش دهند. نتایج نشان می دهد که ویژگی هایی همچون مقیاس نامتناسب فضاها، ارتفاع و کیفیت بصری ساختمان ها و خیابان ها، از مهمترین عوامل تهدیدکننده امنیت فرهنگی دراین محله هستند. براساس تحلیل ها، طراحی استراتژیک فضاها و اصلاح ساختار کلی بافت، نه تنها به بهبود شرایط محیطی و افزایش حس امنیت فرهنگی منجر می شود، بلکه موجب تقویت هویت تاریخی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان نیز خواهد شد. این مطالعه نشان می دهد که رویکرد جامع و مبتنی بر طراحی محیطی می تواند نقش محوری در احیای پایدار محلات تاریخی ایفاء کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان