ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
۱۰۶۱.

تخیل فعال دربازیگریِ رئالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۲۲
نگارنده این مقاله، به روش قیاسی/تحلیلی سعی دارد با پاسخ دادن به سوالات پایین، جایگاه تخیّل و تقلید را در بازیگری واقعگرا مطالعه کند و سپس با مقایسه «تخیل فعال» و «تخیل منفعل» در بازیگری رئالیستی، مرتبه هر کدام را در رسیدن بازیگر به خلق شخصیت و بازنمایی نقش، مشخص نماید. تخیل و واقعیت در هنر چه نسبتی با هم دارند؟ آیا رئالیسم، اثر هنری را بیشتر از زاویه علم می بیند و یا تخیّل؟ آیا بازیگر واقعگرا بیشتر در فرایند شناسایی، یک «کاشف» است و یا در فرایند تولید، یک «مخترع»؟ آیا اساسا همنشینی تخیل و واقعیت در بازیگری واقعگرا میسر است؟ بی شک نظریات استانیسلاوسکی و مقایسه او با متاثرینش، سهم عمده ای از این پژوهش را شامل خواهد شد. آنچه مسلم است، تقلید -بر خلاف تصور رایج- هیچ مرتبه ای در بازیگری رئالیستی ندارد و این تخیّل رئالیستی است که اساس بازیگری را شکل می دهد. هیچکدام از نظریه پردازان سرشناس بازیگری رئالیستی، نقش اساسی تخیل در واقع گرایی بازیگر را نفی نمی کنند، اما اختلاف بر سرکیفیت آن تخیّلی است که آیا بیشتر شاخصه های فردی خود بازیگر در روزمرگی اش را بر ملا می سازد یا ویژگی های شاخص آن نقشی که ایفا می کند.
۱۰۶۲.

بررسی شاخصه های ساختاری نگارگری در آثار سه تن از هنرمندان دوران پست مدرن(با مطالعه ی موردی آثار فرح اصولی، دوقلوهای سینگ و شاهزیا سکندر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۳ تعداد دانلود : ۵۷۹
هنر دوران پست مدرن بستری را فراهم آورده که در آن اقتباس از سنت، ارج نهاده می شود. بنابراین به نظر می رسد در این دوران می توان زیرساخت هنری را پیش بینی کرد که با تکیه بر هنر گذشته، علاوه بر معاصر بودن، در تعامل با مخاطب بومی و غیربومی نیز به   درستی عمل کند. پژوهش حاضر در تلاش است تا به چگونگی ارتباط بین سنت نگارگری و مقتضیات جامعه ی پست مدرن پی برده و برای خلق اثری معاصر و مبتنی بر سنت راهی یابد. بنابراین در راستای رسیدن به این هدف شاخصه های ساختاری نگارگری را در آثار سه هنرمند از ایران، هند و پاکستان مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصل از این پژوهش که به شیوه ی توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، نشان داده است که هنرمندان بسیاری نگارگری را ابزاری مناسب برای بیان مفاهیم مورد نظر خود یافته، و آن را در راستای هدف خویش دگرگون ساختند. در واقع آنچه در خلق اثری معاصرکه در ارتباط با سنت نیز باشد اهمیت دارد، شناخت قابلیت های سنت و مقتضیات هنر معاصر است. به نظر می رسد که رابطه ی معناداری میان سنت و معاصریت وجود دارد، و اگر ریشه های سنتی در تعامل با شناخت هنرمند از جهان معاصرش همراه باشند، تجلی تازه ای مبتنی بر سنت در آثارش بروز خواهد کرد.
۱۰۶۳.

خوانش بیش متنی چهار اثر برگزیده تصویرسازی کلودیا پالماروسی با پیش متن هایی از نقاشی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۷۵
نقاشی ایرانی به عنوان یکی از زیباترین جلوه های فرهنگ ایرانی_اسلامی، واجد ویژگی های بینشی، مضمونی و ساختاری است که آن را مورد توجه هنرمندان و پژوهشگران بسیاری قرار داده است. کلودیا پالماروسی، تصویرساز ایتالیایی معاصری است که پیش متن چهار اثر شاخص خود را طی سال های 2015و2016 از نگاره های ایرانی برگزیده است. این گزینش بیش از همه براساس ویژگی های ساختاری نقاشی ایرانی صورت گرفته است. هدف از این پژوهش مطالعه چگونگی ارتباط میان این آثار پالماروسی و پیش متن های برگرفته آنها از نقاشی ایرانی است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش ها است که رابطه میان این آثار با پیش متن های خود چگونه تبیین می شود؟ و در فرآیند اقتباس این آثار از نگاره های ایرانی چه تغییراتی صورت گرفته است؟ این پژوهش با هدف بنیادی و به شیوه توصیفی_تحلیلی و تطبیقی است که با روش ترامتنیت و رویکرد بیش متنی صورت گرفته است. در جمع بندی نتایج این پژوهش می توان گفت که ارتباط میان متن های پیشین و پسین از نوع درزمانی و بینافرهنگی بوده و بیش متن ها با تغییر و تراگونگی در پیش متن ها ایجاد شده اند. فرآیند اقتباس آثار تصویرسازی پالماروسی از نگاره های ایرانی، اگرچه با توجه به ویژگی های ساختاری نقاشی ایرانی با تغییرات بسیاری چون تغییرات فرهنگی، روایی، نشانه ای، زمانی، جنسیتی، سنی و... همراه بوده، اما یک انتقال فرهنگی-هنری را درپی داشته است.
۱۰۶۴.

زندگی و آثار علی اشرف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۱ تعداد دانلود : ۳۸۱
درباره علی اشرف، نقاش لاکی قرن دوازدهم هجری، اطلاعاتی درخور در دست نیست و آنچه هست اشارات گذرای چند منبع تاریخی است. در این مقاله با فرضیه اینکه علی اشرف، نقاش دربار نادرشاه بود و در نزد منشی و مورخ او میرزا مهدیخان استرآبادی کار می کرد و از شاگردان محمد علی نقاشباشی در دربار نادرشاه بود، تلاش شد تا زندگی و آثار او از لابلای اشارات کوتاه منابع و بویژه رقم های او در آثار باقیمانده لاکی، بازسازی نموده و تصویری مقبول و متعادل و مستند از زندگی او در نزد میرزا مهدیخان استرآبادی حامی او، پیش رو نهاده شود. از دستاوردهای قابل ملاحظه علی اشرف، مرقع میرزا مهدی خان استرآبادی است که امروزه در موزه ارمیتاژ سن پطرزبورگ نگهداری می شود. این مرقع که حاصل کار علی اشرف و سه شاگرد اوست، دربردارنده آثاری از این چهار هنرمند و نیز پیشینیان آنها محمد زمان و علیقلی بیگ جبادار است. روش تحقیق در این پژوهش، مبتنی بر تجزیه و تحلیل آثار باقیمانده بصری و منابع مکتوب موجود با امعان نظر به سه فرآیند درهم تافته وصف، ارزیابی و تحلیل است و جزئیات فرازآمده، منجر به تصویری گویا و کل نما از زندگی هنری علی اشرف شده است.
۱۰۶۵.

تفسیری بر شکل پذیرش پرسپکتیو خطی در نقاشیِ متأخرِ صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۵۶
تأثیرپذیری نقاشی ایرانی از نقاشی اروپایی از اواسط عهد صفوی باعث ایجاد جریانی در نقاشی ایرانی شد که تا دوران معاصر نیز ادامه یافته است. به نظر می رسد طرحِ فضا در این جریان نقطه کانونی این مواجهه باشد. این مقاله شکل پذیرش و اجرای تکنیک پرسپکتیو خطی را در نقاشی متأخر صفوی به عنوان نمودی از نخستین مواجهه های هنری ایران با «مدرنیته» تحلیل و تفسیر می کند. یافته های بخشِ تحلیلی مقاله نشان می دهد که جریان اصلی نقاشی در اواخر عهد صفوی واجد فضایی «ترکیبی» یا «دوگانه» است و پرسپکتیو خطی در این نقاشی ها اغلب به صورت «ناقص» و «منطقه ای» اجرا شده است. در بخش تفسیری با استفاده از رویکردِ پدیدارشناسیِ هرمنوتیکِ هایدگر نشان داده شده است که این «ترکیبِ تعارض آمیز» تجسمِ مواجهه دو هستی شناسی ناهمساز است. به نظر می رسد پیش از آنکه در فضای اندیشه ایران طرحِ افکنش تکنیکی و ریاضیاتی «هستی» استقرار یافته باشد؛ در فضای نقاشی ایرانی ابزارهای تکنیکی برای بازنمائی فضایِ ریاضیاتی مدرن به کار بسته شد و در کنار فضای باقیمانده از سنت نقاشی ایرانی قرار گرفت. بنابراین می توان گونه ای «ناهمزمانی» را در شکلِ پذیرش تکنیک پرپسپکتیو خطی در نقاشی متأخر صفوی تشخیص داد. این امر تصویرگر شکلی از مواجهه با مدرنیته است که در آن دریافتِ صورتِ کالایی و تکنولوژیکِ مدرنیته مقدم بر استقرار طرحِ هستی شناسانه آن است.
۱۰۶۶.

سلاح هایی از نور و فرّ «بررسی موردی ستاره های هشت ضلعی آیینه ای در نگاره های شاهنامه صفوی والترز»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۴۸
حرمت تصویرگری جانداران، موجب اعتلای هندسه اسلامی گردید؛ زمانی که تصویرسازی قرون وسطی به باروک منتهی می شد، هنر اسلامی به نقش ونگارهای آیینه کاری ها سوق پیدا می کرد. امتزاج آیینه کاری با نقوش هندسی و مشبک پنجره ها، روزن ها و درب ها باعث نمی شد بیننده از ورای آن ها به جهان بی روح، هندسی نگاه بیندازد، بلکه همان جهانی بود که در نگاه عارفانه شرقی، تجلی حضور مالامال و معطر یزدان بود. نگاه معناشناختی به این اشکال را می توان فلسفه مستتر در نهان و نهاد هندسه دانست که غیر از هندسه ایرانی-اسلامی کمتر سراغی از آن را می شود در هنر سایر نقاط جهان یافت. این جستار تلاش دارد با روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، به شناسایی رموز به کاررفته در نقش هندسی ستاره هشت پری بپردازد که در نگاره هایی از شاهنامه 602W موزه هنر والترز به عنوان سلاح و سپر رزم آوران دیده می شود. فارغ از کارکرد نظامی ستاره هشت پر، این نماد در هندسه اسلامی دارای مفهوم معنوی بوده و نماد یادشده، جدای از کارکرد فیزیکی خود به عنوان سلاحی که از نور بهره می گرفت، در هندسه اسلامی تلاشی برای بُعددِهی به انوار ساطعه خورشید حقیقت و تکاپویی برای انجماد انوار فرّار زمان و غلبه بر گذار آن نیز بوده است. خورشیدی که در اندیشه اسلامی، هم قرینگی ماوراءطبیعی با حقیقت ازلی داشته و دارد.
۱۰۶۷.

نقش های پارچه در شهریاری ساسانی برپایه گزارش عربی حمزه اصفهانی از نگاره های کتاب ملوک بنی ساسان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۳۲۰
حمزه اصفهانی در فرازی از کتاب سَنی مُلوک الأرض والأنبیا (4ه.ق) به زبان عربی، تن پوش های 26 شه بانو/شهریار ساسانی را از روی نسخه نگاره های صورملوک بنی ساسان باز گو کرده است. او برای توصیف جامه ها، واژگانی در 5 گروه (بِلَون، مُوَشَّح، وَشْیْ بِالذَّهَب، وَشْیْ مُدَنَّر، وَشْیْ بِلَون) برگزیده، و هر کدام را با همنشینی یکی از این گروه ها و رنگی ویژه بازنمایانده است. معانی این واژگان عربی در سده های پی درپی، دستخوش دگرگونی هایی شده است. گوناگونی توصیف تن پوش ها در شرح و برگردان های امروزی، برخاسته از همین دگرگونی هاست. پژوهش پیش رو، برپایه معانی واژگان پیش گفته در عربی کهن، بازخوانی دیگر گزارش های تاریخی، کنکاش در شیوه بازنمایی جامه های شاهانه بر فلزکاری ها و سنگ تراشیده های ساسانی، و بررسی پارچه های آن دوران می کوشد مفهوم مناسب را برگزیند؛ گروهی از پارچه های ساسانی را بربنیان بازنمایی های الصور بشناسد؛ و ریزبینی و درستی گزارش اصفهانی را در سنجش با یافته های باستان شناختی بیازماید. از این پویه برمی آید بِلَون، پارچه هایی بی آرایه و رنگین است؛ مُوَشَّح، دو شیوه بازنمایی جامه های گوهردوخت را در خود دارد؛ وَشْیْ بِالذَّهَب همان بافته های زرین است؛ وَشْیْ مُدَنَّر، آشناترین نقش اندازی پارچه های ساسانی (قاب بندی های گِرد) را بازمی نماید؛ و وَشْیْ بِلَون، منقش های رنگ اندازی شده و مخططی است که امروزه، نه چندان دقیق، پارچه های یمنی نامیده می شود. پژوهش، رویکردی تاریخی دارد و در فرازهای گوناگون، برای بررسی داده ها، شیوه توصیفی تطبیقی و تحلیل را پی می گیرد. گردآوری داده ها، کتابخانه ای؛ و بررسی آن ها، کیفی است.
۱۰۶۸.

شنیدن رنگی: مطالعه پیرامون حس آمیزی و فرایند ترکیب حواس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۸۱
حس آمیزی، نوعی پدیده عصب شناختی است که در آن، محرک دریافت شده از طریق یکی از حواس، به طور خودکار، ادراک در حسی دیگر را فعال می سازد. نام متداول برای حس آمیزی صدا به تصویر، شنیدنِ رنگی است، که به معنای فعال سازی رنگ، شکل، و حرکت توسط صدا می باشد. هدف از این پژوهش، بازشناسی نقش صدا در آفرینش تجربیات حس آمیزانه (البته در افراد عادی و نه به معنای عصب شناختی آن) و پاسخ به این پرسش است که صدا چگونه می تواند منجر به خلق تجربیات حس آمیزانه بصری شود؟ دیگر آن که چه ویژگی هایی در فرایند ادراک نهفته است که به ما امکان تجربه ادراکات حس آمیزانه را می دهد؟ و در نهایت، پاسخ به این پرسش که آیا میان محرک شنیداری و محرک بینایی، ویژگی های مشترکی وجود دارد که بتواند منجر به تطبیق آن ها با یکدیگر شود؟ این پژوهش حاصل مطالعات کتابخانه ای، اسنادی، و همچنین استفاده از منابع اینترنتی معتبر علمی- پژوهشی می باشد. ادراک، فرایندی چندحسی است و این ویژگی، نه تنها تجربه ادراکات حس آمیزانه را امکان پذیر می سازد، بلکه به واسطه ساخت بازنمایی های درونیِ چندحسی، امکان تجربه ای بصری در مواجهه با محرک شنیداری را نیز فراهم می آورد. علاوه بر این، شنوایی و بینایی، دارای ویژگی های درون حسیِ مشترکی نیز می باشند که امکان تطبیق آن دو با یکدیگر را مهیا می سازد.
۱۰۶۹.

گذر معنا از نگاره به فرانگاره: گذر معنا از نگاره به فرانگاره تنها بر مَرکَب خیال میسر است.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۲۵
تفسیر، فرایندی است که هدف از آن رسیدن به فهم است. هدف از تفسیر، درک معنای اشکال و یافتن پیامی است که آن ها می خواهند به انسان منتقل سازند. از نقطه نظر گادامر، ایماژها بیانی مبتنی بر مشارکت بیننده/تاویل گر در روند شکل گیری تصویر هستند و از این رو امکان جدایی ابژه و تاویل گر وجود ندارد. هم تصویر و هم بیننده هنگام تجربه تولید ایماژ تغییر می یابند. ایماژ موضوعی ثابت و ایستا نیست بلکه ادراکی است که خود را طی تجربه ی «مشاهده» شکل می دهد. در روند دیدن، زمینه های فرهنگی و تجربه های دیداری بیننده در پردازش تصویر دخالت کرده و از این رو تجربه های دیداری او دارای ساختاری تاریخی-فرهنگی می گردد؛ داده ها و داشته های پیشین برنوع دیدن و درک بیننده تاثیر می گذارند. از این رو ناظر تحت تاثیر فرانگاره ها تصویر را می بیند، می سازد و معنا می کند. این مقاله به واکاوی نقش خیال در بازتولید تصویر در ذهن بیننده پرداخته و قصد دارد برای وجود فرانگاره و کیفیت تاثیر آن روشی علمی و قابل سنجش کمی پیدا کند. در نهایت نمونه پژوهشی نشان می دهد بیننده اثر بیش از آنکه نگاره ها را ببیند تحت تاثیر فرانگاره های ذهن خود قرار دارد و تصاویر را پیش از دیدن و فهمیدن تفسیر کرده و فرم را تنها به واسطه تجربه دیداری خود می فهمد وکامل می کند.
۱۰۷۰.

زیبایی، دشمن سخاوتمند هنر! درآمدی تحلیلی بر مقاله «هنر پس از فلسفه» اثر جوزف کُسوث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۸۹
جوزف کُسوث در مقاله خود، «هنر پس از فلسفه»، نه تنها زیبایی شناسی به مثابه فلسفه هنر بلکه تمامی فلسفه پیش از ویتگنشتاین را سزاوار نفی و دورشدن از هنر می داند. کُسوث در این مقاله به طرح هنری می پردازد که فارغ از هر مدیوم و بی توجه به ظاهر و ریخت، از فلسفه گذر کرده و با تکیه بر کارکرد خود، زبانی فلسفی یافته است: هنری با عنوان «هنر مفهومی» که جایگزین فلسفه و هنر پیش از خود خواهد شد و تاریخ و تعریف هنر را دگرگون خواهد ساخت. در چنین هنری، «زیبایی» که تا پیش از این جزئی لاینفک از اثر هنری تلقی می شد، دیگر مورد ضمانت و تعهد هنر قرار نخواهد گرفت و هنر پس از این تلاش خواهد کرد با علم و گزاره های قابل استدلال تولید و تبیین شود. این مقاله با رویکردی تحلیلی، به بررسی سیر تطور تعاریف زیبایی شناسی و ارتباط آن با علم، فلسفه و هنر می پردازد تا بتواند مولفه های نظری کُسوث در مقاله «هنر پس از فلسفه» و نگرش نقادانه وی درباره زیبایی و هنر پیشادوشانی را مورد ارزیابی قرار دهد و تعریف محدود هنر ذیل گزاره های تحلیلی زبان و ماهیت پرسشگر آن نزد کسوث را آشکار کند. گزاره های منطقی ای که باید از زمینه خود جدا شوند تا امکان تبدیل شدن به اثر هنری را پیدا کنند.
۱۰۷۱.

بررسی پدیدارشناسی «مکان» و «نامکان» در نمایشنامه پلکان و شب روی سنگفرش خیس اکبر رادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۳۷۵
رویکرد پدیدارشناسی به دلیل پذیرفتن انسجام، یکپارچگی و تقسیم ناپذیری تجربه انسان و همچنین پذیرفتن این حقیقت که معانی تعریف شده توسط خواسته های انسان در مرکز تجارب ما قرار دارند. و آن چه اهمیت پیدا می کند، پدیده مکان است. مکان، هویت مند، رابطه مند و دارای تاریخ است. بر این اساس،نامکان محدوده ای است تهی از هویت و تاریخ و تحقق آن درون فضاهایی همسان شکل می گیرد. این پژوهش،کیفی، توصیفی، تحلیلی؛ با استفاده از تکنیک کتابخانه ای گرداوری شده است. اهمیت این پژوهش بر این است که رادی در نمایشنامه های خود به مفهوم مکان، اشاره دارد. او به یک باره داشتن احساس تعلق به آن را می آزماید، و شخصیت های آثارش را در رویارویی با آن ها قرار می دهد. هدف این پژوهش تفکیک و یافتن فضا ها و مکان ها و نامکان های موجود در نمایشنامه های "شب روی سنگفرش خیس" ، "پلکان" ؛ و تفکیک آن ها و نتیجه گیری در تاثیر مکان و نامکان بر فرد و نحوه واکنش فرد به آن ها و یافتن روح مکان و پی بردن داشتن حس تعلق به مکان در شخصیت های «آن ها» می باشد،. پژوهشی که در این زمینه پیشگام است.
۱۰۷۲.

روایت های شلی و آرتو از خاندان چن چی: پژوهشی تطبیقی جهت آسیب شناسی اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۲۰
پژوهش در پی پاسخی است، بر این مسئله که، چرا" آنتونن آرتو" نظریه پردازتاثیرگذارتئاتر، در اجرای نمایشنامه خاندان چن چی خودموفق نیست؟ این مقاله در صدد اثبات این نظریه است که آرتو در عین رد کردن سبک رمانتیسیسم، درارائه نمایش خاندان چن چی به این شیوه هنری وابسته است . این مقاله نه تنها از طریق نشانه های درون وبیرون اثر اقدام به اثبات نظر خود می کند، بلکه با آوردن نشانه های مستقیم تاثیرات روحی و روانی وارد شده به ادبیات او، از طریق روانشناسی(دیدگاه فروید) رمانتیسم بودن خاندان چن چی آرتورا تایید می کند . ضمن رجوع به منابع مطالعاتی آرتو (نمایشنامه: خاندان چن چی، اثرپرسی شلی وداستان راهبه دیر کاسترواثر استندال ، به شناسائی وضعیت اجتماعی دو دوره گذار، (رنسانس وجنگ جهانی دوم) پرداخته وبه تاثیرات هریک از مقاطع تاریخی، فرهنگی بر شکل گیری آثار مطروحه می پردازیم. ودرآخر ، در می یابیم که عمده پیشنهادات وی برای ساخت ،"تئاتر زندگی" امروزه در پرفور منس ها واجراهای آوانگارد تجربه شده است . از همین طریق مقاله پاسخ خود مبنی بر چرائی عدم موفقیت اجرای آرتو از خاندان چن چی رادر می یابد، که اشاره ایست به فاصله تئوری در عمل.
۱۰۷۳.

جست و جوی هویت عروسک از منظر فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۷۵
حضور گسترده عروسک در همه اعصار از پیدایش بشر گرفته تا دنیای پست مدرن امروزی می تواند گواه وجود عروسک به منزله هویتی مستقل باشد. اما این ادعا برمبنای پرداختن به عروسک با رویکرد درزمانی است و به نظر می رسد مطالعات کافی در زمینه بررسی ابعاد هویتی آن با رویکرد هم زمانی وجود ندارد. همچنین، گاهی مرز میان اشیای صحنه، عروسک، و بازیگر در اجرا به حدی کم رنگ می شود که به سختی می توان عروسک را از آنان تفکیک کرد و به نظر می رسد استقلال هویتی او در سایه ای از تردید قرار دارد. هدف از مطالعه حاضر اثبات وجود عروسک به منزله هویتی مستقل است. روش تحقیق توصیفی، تحلیلی، و تطبیقی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای. در این شیوه با درنظرگرفتن معانی هویت و با نگاهی به مسیری که فلاسفه (به ویژه ملاصدرا) در جهت احراز هویت موجودات استفاده می کنند و تطبیق این روش ها با عروسک وجوه خارجی، ذهنی، و رفتاری هویت عروسک تعیین می شود. سپس، به تحلیل و بررسی تشابهات و تمایزات این وجوه با اشیای صحنه و بازیگران پرداخته می شود. نتایج تحقیق بیانگر اثبات عروسک به منزله هویتی مستقل است. در این مطالعه الگویی متمرکز برای تشخیص هویت همه انواع عروسک ارائه شده است.
۱۰۷۴.

طراحی فرمی کیف دستی بانوان بر اساس سلایق مشترک در گروه های ادراکی کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۶۱
هدف از انجام این مطالعه و پژوهش، استفاده از فرآیند های طراحانه برای منطبق سازی بیشتر محصولات با گروه های ادراکی کاربران بود. برای دستیابی به هدف مورد نظر، از مطالعات کتابخانه ای و روش پیمایش توصیفی به منظور شکل دادن به یک مدل مفهومی و اعتبار سنجی آن استفاده شد. بر اساس تعاریف و روش های شناسایی گروه های ادراکی، وبا استفاده از مشاهده و پرسشنامه، ویژگی های مشترک فرمی محصولات مورد استفاده ی یک جامعه آماری 82 نفری از خانم ها استخراج شد. بر اساس اطلاعات استخراج شده در مورد ویژگی های مشترک محصولات مورد علاقه هر یک از گروه های ادراکی، تعدادی ایده بر همین مبنا طراحی شد و تصاویر این طرح ها در قالب جلساتی توسط گروهی از خانم ها به عنوان گروه هدف مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که انسان ها بواسطه ی گروه ادراکی که به آن تعلق دارند، دارای ویژگی ها و سلایق مشترکی در انتخاب محصولات مورد استفاده ی خود هستند و با مبنا قرار دادن این موضوع می توان به طراحی محصولی متناسب با گروه ادراکی ایشان پرداخت. یافته های این مطالعه می تواند در حال و آینده، به منظور طراحی محصولاتی متناسب تر با سلایق ادراکی کاربر انسانی استفاده شود.
۱۰۷۵.

پل صراط، از متن تا تصویر؛ مطالعه موردی: دیوار نگاره بقعه آقا سید محمد لیچا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۳۶۴
کثرت بقاع متبرکه در استان گیلان نشانگر آن است که این سرزمین همواره مورد توجه امامزادگان و سادات علوی بوده است. دیوارهای این بقعه ها معمولا مزین به نقاشیهای عامیانه با درون مایه مذهبی هستند. مضامین نقاشی ها  برگرفته از اعتقادات و باورهای مردم محلی است که عموما گرایش مذهبی شیعی دارند.  بقعه «آقا سید محمد» لیچا در لشت نشا از جمله بقاعی است که دیوارهای آن با نقاشی های عامیانه مذهبی، آراسته شده است. «عبور از پل صراط» یکی از موضوعات به تصویر درآمده در این مکان است که مشابه آن در دیگر اماکن مذهبی نیز دیده می شود.  این مقاله در پی پاسخ این پرسش هاست که: پشتوانه عقیدتی نقاش مکتب ندیده دیوارنگاره «عبور از پل صراط چیست؟ این اثر برگرفته از کدام متون و روایات مذهبی است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ها ابتدا مفهوم پل صراط در دین اسلام و زرتشت بررسی شد و سپس پشتوانه روایی نقاشان. نتیجه پژوهش که از بررسی نقاشی ها و مطالعه متون پشتیبان حاصل شد این است که نقاشی های بقاع متبرکه در واقع ترجمان تصویری متون عامیانه مذهبی هستند.
۱۰۷۶.

تحلیل در نقاشی لاکی دوره ی قاجار (براساس آثار موجود در کاخ موزه ی گلستان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۸ تعداد دانلود : ۷۶۴
نقاشی لاکی از اواخر دوره ی تیموری برای تزیین جلدها به کار برده شد. این هنر در دوران صفوی و زند رواج بیشتری پیدا کرد و در دوره ی قاجار به اوج خود رسید. کاخ موزه ی گلستان با مجموعه ی غنی از آثار لاکی به عنوان نمونه ی مطالعاتی انتخاب شده است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به دو سؤال زیر بود: اینکه آثار لاکی موجود در کاخ موزه ی گلستان از چه ویژگی های فنی و بصری برخوردار است؟ و آیا می توان بر اساس آثار موجود در کاخ موزه ی گلستان مجموعه ای از ویژگی های آثار لاکی دوره ی قاجار را برشمرد؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای بود. به همین دلیل مشاهده و مطالعه آثار لاکی کاخ موزه ی گلستان انگیزه ی اصلی این پژوهش بنیادی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که نقاشی لاکی قاجار در نیمه ی دوم قرن 13ه.ق از رونق مناسبی برخوردار و تذهیب، گل و مرغ سازی، منظره پردازی، پیکره سازی و شکار اصلی ترین موضوعات به کار رفته در این آثار بوده است. همچنین تأثیرات نقاشی اروپایی از لحاظ موضوع، سبک نقاشی و ترکیب بندی در بیشتر آثار وجود داشت. تصویرسازی انسان به ویژه شخص پادشاه کاملاً مورد توجه، و در ارائه تصاویر، نشان دادن عظمت و قدرت دربار قاجار هدف اصلی بود.
۱۰۷۷.

بررسی تداوم سنت در تزیین رکاب های انگشتری معاصر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۳۲۴
رکاب» بخش حلقه و پایه نگین انگشتر، و رکابسازی یکی از هنرهای وابسته انگشترسازی است. پیشینه تاریخی رکاب سازی با قدمت انگشتری در فرهنگ و تمدن بشری متناظر است.متاسفانه اطلاعات مکتوب و معتبر در باب رکابسازی ایران ناچیز است و این هنر سنتی نیز در معرض فراموشی قرار دارد.  از بنیان ها و اصول اساسی هنر ایرانی تزئین است که پرسش های این پژوهش نیز پیرامون آن و عبارتند از: الف. عناصر اصلی در تزیین رکابهای سنتی معاصر کدامند؟ و ب. نقوش تزیینی چگونه می توانند در حفظ سنت و انتقال آن به نسلهای بعد موثر باشند؟ نقوش به کار رفته در رکابهای معاصر، میراث قرنهای گذشته هستند که تغییرات محسوسی هم در آنها مشاهده نمیشود. ترکیب بندی و آهنگ قرارگیری نقوش بر اساس شیوههایی ثابت و تکرار شدنی ست، به گونهای که نقوش مرتبط با هم در نظمی از پیش معلوم کنار یکدیگر قرار میگیرند. با توجه به وضعیت فعلی و رکود هنر رکاب سازی، تکرار سنت ها شیوهای مناسب برای حفظ اصول سنتی نیست، بلکه نوآوری یا تحول در شکل ظهور سنتها امری ضروری می نماید.
۱۰۷۸.

ساختار شکنی در مفاهیم( تاریخ ،افسانه،مرگ،مکان) در فیلم "آتش سبز" ساخته ی محمدرضا اصلانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۲۳
این مقاله با بررسی صورت بندی روایی فیلم آتش سبز که با تکیه بر ساختارتو درتوی افسانه های ایرانی و بر اساس شناختی عمیق از هنر (نگارگری و خوش نویسی، معماری ...) و ادبیات ایران در چندین سطح به نقل تاریخ و فرهنگ کرمان و چهره های مهم آن سرزمین می پردازد،به دنبال آن است که در ورای روایات پیچیده فیلم معانی عمیق و شگرف مستتر در بطن آن را دریابد. هدف فیلم بازنمایی دقیق و واقع نمایی تاریخی نیست از این رو برای ارائه حکایات تاریخی از ظرف قصه بهره می برد افسانه، اسطوره و تاریخ را در هم می آمیزد و با پرهیز از تکرار تصاویر و ساختار رایج، از حکایات تاریخی و افسانه ها شکل و ساختاری بدیع به آن ها می بخشد. نتیجه مهم این بررسی آن است که فیلم آتش سبز با بسیاری از مفاهیم رایجی که معمولاً در روایات تاریخی به کار می رود برخوردی شالوده شکنانه دارد؛ مفاهیمی چون افسانه و اسطوره، تاریخ، زمان، مکان، شخصیت، مردن و زنده بودن. البته همگی این برخوردها، تأویل ها و بازخوانی ها در فرم و ساختار فیلم منجر به زبانی نوین می شود که شکلی پیچیده به فیلم می دهد ،پیچیدگی که در عین حال ناشی از پیچیدگی فرم ها و اشکال در هنر ایرانی و زبان و مفاهیم در شعر و ادبیات و مبانی حکمی آن هاست.
۱۰۷۹.

تأثیر مشاوره ی گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی الیس، بر اضطراب اجرایی نوازندگان نوآموز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۸۶
هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان اثربخشی مشاوره ی گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی الیس، بر اضطراب اجرایی نوازندگان نوآموز موسیقی جهانی در اجرای صحنه ای است که مبتنی بر روش تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام می پذیرد. جامعه آماری مشتمل بر 60 نفر از نوازندگان آموزشگاه های موسیقی شهر کرج است که بصورت غیر تصادفی انتخاب و به طور تصادفی به دوگروه مطالعه و گواه تقسیم شدند. در گام نخست، برای هر دو گروه، پیش آزمون بصورت برگزاری اجرای اول در یک بافت عمومی صورت پذیرفت و در مرحله بعد آزمودنی ها، پرسشنامه اضطراب صفت-حالت اسپیلبرگر تکمیل کردند. در گام بعد گروه مورد مطالعه به مدت هشت جلسه تحت آموزش های عقلانی-عاطفی به صورت گروهی قرار گرفته و در پایان آموزش، پس آزمون برای هر دو گروه انجام می شود. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار spss و با آزمون t-مستقل و دیگر شاخص های آمار توصیفی صورت پذیرفته است. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد تفاوت میانگین نمرات اضطراب حالتی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معنی داری کاهش یافته (p <0.05) و مشاوره ی گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی برکاهش اضطراب اجرایی نوازندگان اثر معنی دار مثبتی دارد. با توجه به یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت گنجاندن آموزش های عقلانی-عاطفی در فرآیند آموزش نوازندگی راهگشا است.
۱۰۸۰.

آستانگی در مناسک حج (مقایسه تحلیلی مناسک حج با مفهوم آستانگی و ویژگی های تئاتر گردشیافتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۲۸۹
این پژوهش کوشیده است مناسک حج ابراهیمی را، با تمرکز بر مفهوم «آستانگی» نزد ویکتور ترنر و الگوی تئاتر اکسپدیشن یا گردشیافتی تحلیل کند. برای انجام این کار، نخست مفاهیم کلیدی-آستانگی، تئاتر اکسپدیشن، مناسک حج- را تعریف کرده، سپس با تمرکز بر الگوی ترسیمی ترنر از ویژگی های سه گانه هر آیین –تجویزی بودن، ریخت مندی، باوری بودن- اعمال و ساختار مناسک حج را-به عنوان یک آیین و از منظری نمایشی- مورد بررسی قرار داده است. همچنین، با دسته بندی و بررسی شرایطِ امکانِ «آستانگی» در مناسک یاد شده و به دست آمدن چهار شاخص(فردی، اندیشگانی، تبلیغی، انتقادی) به عنوان شیوه های تاثیرگذاریِ مفهوم آستانگی، الگوی تئاتر اکسپدیشن یا گردشیافتی با الگوی ساختاری اعمالِ حج مقایسه شده. برآیند و دستاورد نهایی، بیانگرِ تایید فرضیه پژوهش_مبنی بر انطباق، مشابهت و یا همسویی نظریه(آراء ترنر- الگوی تئاتر اکسپدیشن) و متن(مناسک حج)- در دو سویه مشابهت و همسویی، و ردِ آن در سویه انطباقی بوده است. نیز، برآیندِ قیاس پدیدارشناساختیِ الگوی گردشیافت و مناسک حج، در سطح قالب(اجرا) همسان و در سطح محتوا(انگیزش و هدف گذاری) ناهمسان دانسته شده. انتظار می رود برآیندِ این پژوهش، گام کوچکی باشد در راستای شناخت هرچه بیشترِ داشته های آیینی، نمایشی و فرهنگی و نیز، روشنگر نقش مفهوم آستانگی و تئاتر گردشیافتی به عنوان یک ریختار نوین نمایشی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان