این مقاله ترجمه فصلی از کتاب فرهنگ انسان شناسی تئاتر است. در ابتدای این فصل، باربا انسان شناسی تئاتر را تعریف می کند: مطالعه رفتارهای اجتماعی ـ فرهنگی و نیز فیزیولوژیک انسان در موقعیتی اجرایی. به نظر او، اجراکنندگان سنتها و فرهنگهای مختلف از اصولی مشابه پیروی می کنندــ اصولی که می توان آنها را «مجموعه ای از توصیه های مفید» نامید. از موضوعات اصلی این مقاله رفتار روزمره و غیرروزمره یا، به تعبیری هندی، لوکادارمی و ناتیادارمی و تجلی آنها در کار اجراست. باربا در «تعادل پویا» به انرژی اجراکننده، فعال شدن آن در سطح پیش بیانی، معادلهای مفهوم انرژی در اجراهای شرقی، و نسبت فعال شدن انرژی با تعویض نقطه تعادل بدن (تعادل پویا) می پردازد. در «رقص تقابلها» نیز، کشمکش فنون بدنی روزمره و غیرروزمره و نمود آن در اجرا موضوع بحث است (در رقص بالیایی، تقابل کراس و مانیس). اما رقص تقابلها به واسطه حذف و ساده سازی عمل می کند؛ یعنی کنشها از زمینه خود جدا و بدین ترتیب آشکار می شوند. باربا با پرداختن به ایکبانا یا گل آرایی ژاپنی به نتایجی جالب می رسد؛ اینکه معانی انتزاعی از کار ظریف تحلیل و جابه جایی پدیده ها منتج می گردد و از امر انتزاعی نمی توان به امر انضمامی و عینی رسید. او با مثال ایکبانا نشان می دهد که چگونه نیروهایی که در زمان بالفعل می شوند معادل فضایی می یابند و این امر در اجرا با گسستن از فنون بدنی روزمره تحقق می یابد. بدن مصمم و داستانی در اجرای غربی و شرقی از دیگر مباحث این مقاله است. بحث با تبیین کانونهای انرژی اجراکننده (در تشدید و فعال سازی نیروهای دخیل در تعادل، در تقابلهایی که پویش حرکات را تعیین می کنند، در عملکرد ساده سازی و جانشینی که عناصر بنیادین کنش را برجسته و بدن را از فنون روزمره دور می سازند) و با طرح اهمیت بازی کردن در نقش جنس مخالف و بررسی اصطلاح شاکتی پایان می پذیرد. باربا مکرراً به انواع اجراهای شرقی (نو، کابوکی، کیوگن، اپرای پکن، بویو، رقص مالیایی، رقص هندی) و بعضی اجراهای غربی (مایم، باله) ارجاع می دهد.
تحقیقات انجام یافته در مورد باغ های تاریخی به طور عمده شامل نحوه شکل گیری، نوع عناصر به کار رفته و نحوه چیدمان و ساختار فضایی آنها است در حالی که، این مقاله قصد دارد تا علاوه بر موارد فوق به تاثیرگذاری عناصر و اجزا و کالبد بر کاربر نیز بپردازد. ساخت مایه های دست بشر به منظور برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی وی بوده و طراح و سازنده با اشراف بر این موضوع دست به خلق فضایی می زده تا بتواند نیازهای فطری انسان، به مانند دست یابی به آرامش، را برآورده سازد. در این میان، باغ سازی شرقی باغ را فضایی مقدس می داند و نه صرفا زیبا و در این رهگذار به مفاهیم بینشی در طراحی خود توجه می کند. این مقاله بر آن است تا دو نمونه از باغ های ایرانی و ژاپنی، با سابقه ای کهن و تکامل یافته طی قرون متمادی را به گونه ای تطبیقی همراه با نتیجه گیری منطقی به مقایسه بنشیند و با بیان اشتراکات و افتراقات آنها، شیوه های متفاوت طراحی جهت خلق مفهوم واحد را در انطباق با شرایط محیطی و فرهنگی متنوع به مکاشفه بپردازد. نتایج حاکی از آن است که موثرترین راه حصول آرامش در فضا از ترجمان کالبدی اعتقادات مذهبی مردمان حاصل شده اگرچه در فرهنگ ها و اقلیم های گوناگون به گونه ای متفاوت نمود یافته است.
هرآنچه در دنیا وجود دارد، دارای سازه است. از قرون وسطی تاکنون، همواره معماران و سازندگان راهکارها، شیوهها و مصالح جدیدی را برای اجرای ساختمانها و ترکیب سازه با معماری به منظور رسیدن به راهحلهای بدیع و نو اختراع کردهاند. یک بخش غیرقابل تفکیک در طراحی معماری، درنظرگرفتن نوع پوشش فضا، پیها، دالها، ستونها و سقفهاست. تلفیق معماری و سازه، ترکیبی است از هنر، ارزشهای زیباییشناسی، تکنولوژی، مصالح و رفتار آنها، عملکرد و اجرا. طراحی سازهای را میتوان به عنوان فرآیندی از مرتب کردن مصالح در سه بعد فضا درنظرگرفت، بهطوری که بعضی از اهداف از قبل تعیین شده را در حداکثر کارآیی ممکن تامین نماید. بسیاری از افراد با عبارت " فرم از عملکرد پیروی میکند" آشنا هستند. همه افراد میتوانند نوع سازه بکار رفته را در ارتباط با عملکرد مورد نظر آن در ساختمانهایی مانند پلها، سدها، عملکردهای ورزشی، نیروگاهها، بیمارستانها، سیلوها و ... تشخیص دهند. اما هنگامی که فقط روشهایی که در آن نیازهای عملکردی تعیین کننده هنر مهندسی سازهاند، درنظرگرفته شود، نتایج قابل توجهی حاصل میشود. در این مقاله ابتدا عوامل موثر در طراحی سازهای بررسی و تبیین شده و سپس تاثیر این عوامل بر عملکرد، زیبایی شناسی و فرم معماری مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند
تقریبا همگان منفق القول هستند که فیلم شین به راستی یکی از بزرگترین آثار وسترن است وبه نظر من یکی از بهترین و به یاد ماندنی ترین آنها به شمار می آید . بخشی از محبوبیت فیلم به دلیل خلاقیت و ابتکار سینمایی و بخشی از آن به واسطه ی خلوص و شفافیت بینش اسطوره یی اش بود.....
با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی در تمام موارد مرتبط با ساخت و ساز در ساختمان¬ها و رشد چشم¬گیر انواع مصالح،وسایل ساخت و ساز و ...،متأسفانه تغییراتی در بالاتر رفتن حال وهوا و کیفیت فضایی در معماری معاصر وجود ندارد؛ به گونه¬ای که فضاهای معماری امروزی به فضاهای تک بعدی و کم معنی تبدیلشده است.
از میان فضاهای پیرامونی، خانه بلافصل¬ترین فضای مرتبط با انسان است، که بطور روزمره از آن تأثیر می¬گیرد و بر او تأثیر می¬گذارد و توجه به کیفیت آن نیز می¬بایست همواره مدّ نظر قرار داشته باشد. نیاز انسان به مسکن یکی از نیازهای وی در طول تاریخ بشری است که امروزه با رشد جمعیت نیاز به مسکن بیش از پیش احساس می¬شود. یکی از مسئله¬های مهم مسکن معاصر مسئله¬ی کیفیت فضایی است. آنچه امروزه مسأله معماری معاصر به ویژه مساکن ماست این است که از بوم خود جدا شده و جایگاه معماری بومی در آن¬ها مشخص نمی¬باشد.
با دقت در مسکن سنتی ایرانی که بر اساس تکنولوژی بومی شکل گرفته ¬است به این موضوع پی می¬بریم که می¬توان با استفاده از تکنولوژی بومی در تمام نقاط خانه، حال و هوا و کیفیت¬های متفاوتی را بسته به کاربرد آن فضا بوجود آورد.
بنابراین با رجوع به تکنیک¬ها و روش¬های ساخت که با توجه به جزئیات، مصالح و همچنین هم¬نشینی آن ها و ترکیب مناسب اجزاء بدست می¬آید می¬توان به سمت کیفیت مطلوب در معماری معاصر پیش رفت. بدین منظور در این مقاله به منظور بررسی جایگاه معماری بومی در معماری معاصر یزد با یک مطالعه میدانی سعی بر آن دارد تا رویکرد به معماری بومی را به صورت مصداقی و عینی در نمونه¬های معاصر یزد مورد بررسی قرار دهد.
در این مقاله نتایج حاصل از بررسی 169 کتیبه در 8 بنای شاخص دوره قاجاریه در شیراز و اصفهان ارائه گردیده است در این بررسی سعی بر این بوده تا قواعد به کاررفته در نگارش این کتیبه ها باتوجه به شواهد آماری استخراج گردد از آنجائی که کتیبه ها غالبا اطلاعات مهمی را درباره تاریخ ساخت بناها و همچنین سازندگان وهنرمندان آنها به دست می دهند شناخت این قواعد می تواند به استخراج اطلاعات صحیح از کتیبه های این دوره کمک کند در ادامه به نقش کتیبه ها بعنوان عناصر تزئینی توجه گردیده و به نحوه نگارش خطوط محل نصب کتیبه ها محتوای آیات و احادیث و اشعار به کاررفته در آنها و دلیل انتخاب هر یک توجه شده است قسمتی نیز به ماده تاریخ در کتیبه ها و نحوه استخراج تاریخ از آن اختصاص یافته است.
در انطباق با توصیف بهشت در قرآن کریم که آیاتی از جمال و جلال خداوندی است، معماران مسلمان با عنایت به این توصیف ها به ساخت باغ هایی در این جهان فناپذیر، پرداخته اند تا جلوه ای از فناناپذیری و جاودانگی جهان ابدی و باغ های بهشتی باشد. این مفهوم و تجلی آن در باغ و پردیس سازی ایران، در آرای جهانگردان خارجی و مورخان ایرانی، خاصه در دوران صفوی، بازتاب هایی ویژه داشته است که می تواند نشان از همت والای معماران ایرانی در بازسازی تمثیلی باغ ایرانی از بهشت باشد که در این مقاله در روش مطالعات کتابخانه ای، و با رجوع به اسناد و مدارک مربوط، مورد بازبینی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در ادوار مختلف تاریخ، این گرایش وجود داشته است تا باغ هایی احداث شود که با تعابیری که از بهشت آخرت مطرح می شده، برابری کند که این تعابیر می تواند بر چندین هدف استوار باشد که در این نوشتار به آنها اشاره شده است. بر این اساس، در این مقاله تلاش می شود تا در رویکردی توصیفی ، امکان بررسی و ارزیابی تمثیلی بودن مفهوم باغ ایرانی از بهشت فراهم شود.
پارالویید B72 فرم تجاری کوپلیمری از متیل اکریلات و اتیل متا اکریلات است که به طور گستردهای در مرمت آثار تاریخی از آن استفاده شده است. با توجه به استفاده وسیع آن در مرمت آثار چوبی در ایران تاثیرات این ماده در چوب مورد بررسی قرار گرفت. تحقیقات نشان دهنده تاثیرات متنوع این ترکیب در آثار مدفون و ساختارهای چوبی معماری می باشد. البته تغییرات متفاوت ساختارهای تشکیل دهنده چوب تاثیر زیادی بر نتایج استفاده از پارالویید خواهد داشت. ایجاد جمع شدگی در ساختار سلولی، تخریب ساختار پلیمر در طول زمان و ایجاد تغییرات در خصوصیات ماده چوب از موارد محدود کننده استفاده و تاثیرات استحکامی مطلوب و کیفیات چسبندگی مناسب از جمله تاثیرات مثبت این ترکیب به شمار رفته ند. بر اساس بررسی ها و مقایسه های انجام شده، استفاده از پارالوییدB72 در آثار کوچک نسبتا مطلوب قلمداد شده و در آثار حجیم و در ساختارهای معماری نامناسب تلقی گردیده است و در صورت استفاده، اصلاح ویژگی های رزین با افزودنی ها و استفاده از حلال های مخلوط پیشنهاد می شود.