از مفاهیم مهم فرهنگ ایرانی اسلامی اثرگذار بر حوزه ی معماری سنتی این سرزمین، عامل درون گرایی با تأکید بر رعایت محرمیت و خلق حریم خصوصی در خانه است. هر کالبدی معماری سکونتی که انسان آن را برگزیند ، خواه ناخواه نیازمند تعریف وپیدایش عرصههای عمومی وخصوصی با ویژگی ایمن ، امن و نهایتاً آرامش بخش است. حریم محدوده ای است که در آن انسان می تواند به آرامش دست یافته و آنگونه که خود و شخصیت او ایجاب میکند، زندگی نماید. احساس امنیت یک ضرورت غریزی در انسان است ، هنگامی که محل زندگی انسان به گونه ای طراحی شود که افراد در آن احساس امنیت کنند به خودی خود زندگی با کیفیت بیشتری در آن جریان داشته و موجب رفتارهای صمیمانه تری بین افراد خانواده می شود. با عنایت به اینکه یکی از مهم ترین اصول ومعیارهای طراحی معماری خانه سنتی ایران وجود محرمیت و حریم در عرصه های فضایی بوده است لذا نمود آن در پیدایش عناصر سازنده معماری این گونه خانه ها، موضوعی اساسی در جهت تعریف جایگاه آن ها و مشخص شدن خصوصیات عناصر سازنده این نوع معماری میباشد. این نوشتار از روش تحقیق توصیفی تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای و اسناد و منابع معتبر علمی تخصصی بهره خواهد جست. هدف از این پروسه پژوهشی دستیابی به نمود حریم خصوصی در عناصر سازنده معماری خانه سنتی ایران است، که در این راستا، خانه رسولیان یزد مورد واکاوی قرار میگیرد. در نهایت با بررسی این نمودها در این خانه ، این نتیجه حاصل شد که تمام عناصر معماری سنتی ایران از لحظه ورود تا لحظه حضور در بنا در تک تک فضا ها ارتباط بسیار تنگاتنگی با محرمیت و حفظ حریم خانه برقرار کرده است.
هدف اصلی از این مقاله معرفی رویکردهای متفاوت در زیبایی شناسی شهری و شیوه های متفاوت انجام آن می باشد. روش انجام تحقیق در این نوشتار بر اساس روش تحلیلی و مقایسه تطبیقی نظرات مختلف در حوزه زیبایی شناسی شهری و تکنیک های انجام آن است.
بر اساس مطالعات صورت گرفته، در این تحقیق زیبایی شناسی شهری بر اساس چهار رویکرد عمده کالبدی، روان شناسانه، کارشناسانه و مردم محور مورد بررسی قرار گرفت که متناسب با هر کدام از این رویکردها، روش های مختلف انجام آنها نیز ارایه می شود. رویکرد کالبدی و کارشناسانه که به لحاظ ماهیتی تا حد زیادی شبیه هم هستند در میان شیوه های مدیریتی رایج بوده و می توان آنها را برای تبدیل ویژگی های فیزیکی مناظر شهری به پارامترهای طراحی به کار برد. رویکرد روان شناسانه و مردم محور را که نیز به لحاظ ماهیتی همانند هم هستند و در پروژه های تحقیقاتی پایه رواج دارند را می توان در درک دیدگاه های مردم نسبت به مسایل زیباشناختی به کار برد و از نتایج آنها در تصمیم گیری ها، برنامه ریزی ها و طراحی شهر کمک جست. روش های ارزیابی مربوط به این چهار رویکرد در دو دسته عمده روش های کارشناس محور (شامل فهرست های توصیفی ، فهرست های غیرکمی و فهرست های کمی) و روش های مردم محور (شامل روش های غیرکمی، کمی و روش مؤلفه ای) مورد بررسی قرار گرفته اند. بر اساس روش های ذکر شده برای انجام ارزیابی های زیباشناسانه، فنون ارزیابی و ابزار آن نیز ارایه شده است. در بخش مربوط به فنون و ابزار ارزیابی، مطالعات گسترده ای در مورد تحقیقات انجام گرفته در مورد مسائل زیباشناسی شهری انجام شده است و فنونی که در این تحقیقات استفاده شده است، به صورتی منظم دسته بندی شده است. فنون مورد اشاره در این مقاله به طور کلی شامل فنون مستقیم و فنون غیر مستقیم در ارزیابی هاست که متناسب با رویکردهای چهارگانه ذکر شده در این نوشتار می باشند.
این مقاله به طور کلی، چارچوبی را جهت انجام پژوهش های بعدی که قرار است در مورد مباحث زیباشناسی در شهر انجام گیرد را مورد حمایت قرار می دهد و به محققان کمک می نماید تا رویکرد و روشی درست را در انجام تحقیقاتی از این دست را به انجام برسانند.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد جهت انجام بررسی های زیبایی شناسی شهری نیاز است که رویکردهای مردم محور و روان شناسانه به عنوان بستر اصلی در زیبایی شناسی و رویکردهای کالبدی و کارشناس محور به عنوان مکمل رویکردهای مردم محور و روان شناسانه مورد استفاده قرار گیرد.
در سده های میانه اسلامی، که اوج ترقی هنر ها محسوب می شود، سفالگری نیز پا به پای سایر عرصه های هنری، به مثابه پایه تجدید حیات هنری، در رقابت با صنعت ساخت ظروف درباری طلا و نقره حرکت نمود و سفالگران این دوره از خاک رس، نقش و لعاب ظروفی مجلل تولید نمودند. از آنجا که محصول و هر اثر هنری زاییده جامعه ای است که آن اثر را می طلبد، دو گونه ظروف فلزی وهمچنین جایگزینی سفالینه های زرین فام چالشی قابل توجه در سده های میانه اسلامی به شمار می رود. این تحقیق، ضمن بررسی ویژگی ها و شرایط اجتماعی مردمان عصر سلجوقی و ایلخانی، تأثیر این عوامل اجتماعی را در بازنمایی نقوش سفالینه های زرین فام و ظروف فلزی برجای مانده ردیابی می نماید. نگارندگان در پژوهش پیش رو کوشیدند تا روند جانشینی ظروف زرین فام و رقابت با ظروف فلزی سده های میانه را تشریح کنند. بنابراین مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش هاست که ویژگی ها و شرای اجتماعی مردمان عصر سلجوقی و ایلخانی کدام اند، و کدام یک از نقوش سفالینه های زرین فام و ظروف فلزی این عصر متأثر از شرایط اجتماعی وقت بوده است. روش مقایسه ای _ تحلیلی به کار گرفته شده در مقاله حاضر بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است. افزون بر این، تحلیل این آثار و بازتاب جامعه تولید کننده آنها بر پایه نظریات جامعه شناختی صورت گرفته و مصداق آنها در دوره زمانی مورد بحث با ارائه تصاویر و مطالبی از منابع تاریخی این دوره ارائه گردیده است. ظروف زرین فام مورد مطالعه، هم به لحاظ زیبایی و درخشش و هم از نظر تزئین، رنگ و فرم، چنان به ظروف فلزی نزدیک شدند که جز به لحاظ جنس، تقریباً نقش ظروف فلزی را به طور کامل ایفا می کردند، به طوری که هم با شریعت اسلام تطابق داشتند و هم با قیمت مناسبی نسبت به ظروف فلزی، عرضه می شدند. در نتیجه، مشخص شد که این آثار بازتاب جامعه ای در حال گذار و پیشرفت است که تحولاتی چون رشد صنایع، تخصص گرایی، تقسیم کار، ظهور طبقات جدید، تجمل گرایی، آفرینش شیوه های بدیع فلزکاری و سفالینه های زرین فام را در آن شاهد هستیم.
در بناهای دوره سلجوقی وایلخانی دو نوع تزیین اساسی دیده می شود: تزیین آجری و تزیین گچبری. توپی گچی ته آجری زینتی است که با استفاده از گچ و آجر به وجود می آید؛ اما نه در رده تزیینات گچی قرار می گیرد و نه در زمره تزیینات آجری. آرایه ای است قائم به ذات، با پشتوانه بصری قوی که با سادگی ابتدایی و هماهنگی چشم نواز ساختمان را از بند تزیینات پیچیده و رمز آلود جدا ساخته، نوعی رهایی و آزادی در ترکیب تزیینات بنا به وجود می آورد. علت اصلی ایجاد توپی های گچی علاوه بر مباحث زیباشناختی اعتماد معماران و اساتید زمان صفویه به پاتین روی آجرها که ماده سخت نگهدارنده بدنه آجری و عدم تراش این پاتین و کاربرد بند کشی های گچی به خاطر پوشاندن عیوب آجرها و جلوگیری از همان تراش در از بین بردن پاتین آجر بوده است .
مقاله حاضر به بررسی نحوه برقراری ارتباط انسانهای اولیه و انتقال خواسته ها و اندیشه ها می پردازد. سپس فرهنگ های ارتباط و انتقال اطلاعات مطرح می گردد و به ابزار ذخیره اطلاعات و نحوه دسترسی به اطلاعات می پردازد.
هدف این مقاله تبیین نظریه «سینمای شعر» پازولینی است. این نظریه مبتنی بر نظریه زیبایی شناختی کروچه (نظریه بیان) است. از این رو، در ابتدا، نظریه کروچه به اجمال بررسی و پنج مقوله آن تشریح می شود: یکی بودن شهود و بیان، تلازم شهود و تعین، پیشاعقلی بودن شهود، صورت یا فرم ناب بودنِ شعر، تلازم نداشتن شهود و اظهار. سپس تأثیر این مقولات در سینمای شعر پازولینی نشان داده می شود. برای فهم مقصود پازولینی از «سینمای شعر» باید نظر او را در باب شعر دریافت. از نظر پازولینی، شعر باید غیرعقلی و متعین و کاملاً صوری (فرمال) و مبین دیدگاهی خاص باشد. پازولینی می گوید که سینما نیز باید واجد این شروط باشد تا سینمای شعر شود. از نظر او، فن نمای دید غیرمستقیم آزاد این شروط را تأمین می کند. به گفته پازولینی، سینما بر چهار زبان تصویری استوار است: زبان ایما (ژست)، زبان محیط، زبان رؤیا، زبان خاطره. بدین ترتیب، او وارد بحثهای نشانه شناختی در باب تصویر نیز می شود که در این خصوص آراء بارت نیز طرح شده است.
در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرش های نفیس ایرانی مهیا گردید. در این عصر سیاحان اروپایی توجه تاجران و مردم اروپا و آمریکا را به فرش دستباف ایران جلب نمودند. در اواسط قرن 19م/13ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تأمین نیاز بازار جهانی رخ داد و شرکت های خارجی به سرمایه گذاری در تولید و تجارت فرش دستباف ایران علاقه مند شدند. در پی این تحولات بود که برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند. این رقابت در بازار جهانی بعد از جنگ بین الملل اول شدت یافت و همواره تولیدکنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی بخصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. کشورهای چین، هندوستان و ترکیه از مهمترین رقبای ایران بودند که در سال های پایانی دوره قاجاریه توانستند سهم خود از بازار بین-المللی فرش را افزایش دهند.
نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تحولات مهمی که در بازار فرشِ دنیا در این دوران رخ داد و از آنجا که تاکنون بازار بین المللی فرش در دوران مذکور به صورت تخصصی و با پرداختن به جزئیات مورد بررسی قرار نگرفته است، در این مقاله سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه با استفاده از مرکز اسناد و تارخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، مرکز اسناد کتابخانه ملی و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در دوره قاجاریه معرفی و وضعیت تجارت این کالا در بازار بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرد.
طراحی مبتنی بر فرایند، گفتمانی روشمند برای ایجاد الگوهای علمی از روش و محتوی معماری است به گونه ای که باعث افزایش ادارک محتویی و شفافیت در روش گردد. چنین گفتمانی با روش مسئله پنداری، سعی دارد محتوی معماری را در بلند مدت مورد بازشناسی علمی قرار دهد که به هویت بخشی روشمند به آن منجر شود. بر این اساس، مفهوم پایداری در هویت معماری، مقوله نظری است که به تدوین یک چارچوب کلی، برای جایگاه دهی و ارتباط شناسی عوامل موثر بر معماری، کمک شایانی میکند. با توجه به نقش کلیدی طراحی در معماری، بدیهی است تمرکز بر چنین مقوله ای، راه را برای نظریه پردازی های آینده (خصوصا از نوع اثباتی) هموار تر میکند. پژوهش بنیادین حاضر سعی دارد به روش کیفی (گفتمان شناسی تطبیقی) با بازشناسی کلیات ماثر بر روند طراحی، آنها را در کلی ترین حالت ممکن دسته بندی، نامگذاری، و به آنها، جایگاهی مفهومی دهد، و نهایتا به صورت پیشنهادی، چارچوبی برای بهره گیری روشمند از آنها را ارائه نماید. بدین صورت، هدف هویت بخشی مبتنی بر طراحی فرایندی(گام به گام)، را محقق کند. بدیهی است داشتن روند کل گرایانه باعث خواهد شد، در مواجهه با عوامل جدید احتمالی در آینده، بتوان ضمن تمرکز بر مراحل طی شده، بر افزودن و جایگاه دهی به عوامل جدید، عمل کرده و از تکرار مراحل قبل پرهیز کرد. در کلیه مراحل پژوهش تلاش شده است، مفهوم پایداری در سه وجه: ثبات بخشی به رویه طراحی معماری، استفاده از گفتمان فرایندی، و ارائه چارچوب هویت آفرینی مبتنی بر طراحی فرایندی تعریف شده است، تا نتیجتا چارچوب جامع و منعطف پیشنهاد شده، ضمن پوشش داشته های موجود معماری، باعث کاستن از آسیب های سرعت تحولات علمی معاصر بر رویه طراحی و جلوگیری از کم رنگ شدن نقش مبانی نظری در آن، گردد.
این مقاله ویژگی های نقشمایه گل لوتوس، جنبه تقدس آن در تمدن های ایران، هند و مصر، سیر تحول لوتوس در سه تمدن نامبرده و اسطوره های این سه تمدن را بررسی کرده است که نماد نیلوفرین دارند. در هر تمدن، این گل ویژگی خاص اسطوره ها و ایزدانی است که به گونه ای در تصویرها به صورت لوتوس متجلی شد هاند. لوتوس نمادی از ایزدانی چون اهورامزدا، آناهیتا و مهر در تمدن ایران؛ لاکشمی، ویشنو، برهما و بودا در تمدن هند و رع، هوروس، نفرتوم و آزیریس در تمدن مصر باستان است. زندگی در آب و حالت خاصی که در روییدن این گل وجود دارد، همچنین وجود ایزدانی در کنار لوتوس که قابل ستایش افراد بوده اند، به گونه ای سبب تقدس این گل شده است. روش انجام این تحقیق از طریق روش های توصیفی، تاریخی و در مواردی مقایس های صورت گرفته است. روش گردآوری اطلاعات نیز از طریق روش کتابخانه ای و با تکیه بر مراجع و منابع مکتوب و موجود انجام گرفته است. به نظر می رسد، این گل از مصر به ایران و آ نگاه به هند رفته و به مرور حالت بومی به خود گرفته است. با توجه به بررسی های انجام شده، می توان لوتوس را نماد نجابت، رشد معنوی، کمال و چرخه تولد و رشد انسان نامید.
شناسایی وضعیت اقلیمی یک محل و تحلیل نیازهای اقلیمی از نظر آسایش انسان و کاربرد مصالح ساختمانی یکی از مقدمات طراحی همساز با اقلیم است. امروزه آمار اقلیمی کلیه مناطق ایران که دارای ایستگاه هواشناسی میباشند در سایت اینترنتی سازمان هواشناسی قابل دسترسی است. لذا تحلیل این آمار و شناسایی نیازهای اقلیمی محل برای هر معمار حساس به مسائل زیست انرژی و محیطی که خود را در قبال طرحش مسئول میداند به سادگی امکان پذیر خواهد بود مشروط بر آنکه با روش تحلیل این آمار و تبدیل آن به دستورالعمل های معماری همساز با اقلیم آشنا باشد. در این مقاله روش استخراج آمار اقلیمی و تحلیل آن به صورت کاربردی توضیح داده میشود. در تحلیل آمار از معیار زیست اقلیمی ساختمانی گیونی که یکی از معتبرترین معیارهای آسایش در داخل ساختمان است استفاده میشود. در این معیار برای تشخیص وضعیت محل، از آمار دما و رطوبت نسبی استفاده میشود. در مرحله بعد روش ترسیم تقویم نیاز اقلیمی و تقویم باد به عنوان جمعبندی اطلاعات اقلیمی معرفی میگردد. در خاتمه نحوه استخراج احکام طراحی از این دو تقویم و سایر اطلاعات اقلیمی محل نظیر بارندگی، یخبندان، دمای نقطه شبنم، روز درجه گرمایش و سرمایش، تعداد ساعات آفتابی، وضعیت آسمان و غیره به کمک چند مثال ارائه خواهد شد.
معماری ، از برترین جلوه های تمدن بشر است. نقش معماری والا در نمایان ساختن دلبستگیهای اقوام و ساختن محیط مناسب برای زندگی انسان به غایت روشن است.در زندگی امروز، معماری نیز، بر خلاف رویه گذشته خود ، در عداد علوم درآمده و از طریق تحلیل و آموزش پاره های آن رشد و نمو می نماید. وضعیت معماری امروز ایران به گونه ای است که اغلب مورد عتاب متفکرین و اهل فن است در حالی از گذشته پرباری بهره می برد. در دوره معاصر و از یکصد سال قبل تا کنون، بناهای بسیاری ساخته شده اند. در سال های پس از انقلاب اسلامی ، علی الخصوص اعتباراتبسیاری برای ساخت و ساز صرف گردیده است. اما همچنان میهمانان خارجی را برای دیدن تمدن پرشکوهمان به شیراز و اصفهان می بریم تا تخت جمشید و میدان نقش جهان را تماشا کنند. چرا چنین شده و علاج این درد چیست، در میان تمام مؤلفه هایی که در توصیف بیماری معماری امروز ایران به کار می آید و از خیل مراتب گوناگون روشهای درمان آن، یک مقوله خودنمایی می کند: نقد معماری. چنانچه نقد ما از معماری روشن، علمی ، ضابطه مند، همه جانبه و معقول باشد، می توان گفت که اصلی ترین قدم برای تفاهم برسر تعریف بیماری معماری و راه علاج آن برداشته شده است. چه، اکثر موارد عدم تفاهم ناشی از تعاریف ناقص، یک بعدی و قضاوت های مشخص در ابعاد متفاوت معماری است. مقاله حاضر کوششی است اولیه در راه تعریف ضرورتها و موانع نقد معماری از یک سو و ارائه عرصه های نقد و معیارهای آن از سوی دیگر. گستردگی دامنه های بحث و نو بودن زمینه آن در ایران مانع از آن شده اند تا وزن معیارها در فرآیند داوری تعیین گردد. نتیجه مقاله، ماتریسی است که سطر آن عرصه ها و ستون آن را معیارهای نقد تشکیل می دهد.داعیه مقاله، نیز ارائه روش جامع و واحدی است از نقد معماری به طور همه جانبه و با معیارهای روشن. کلیدواژگان: نقد معماری، معیارهای نقد، عرصه های نقد، نقد جامع، تجزیه و تحلیل معماری