ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۷۷۲ مورد.
۷۴۱.

مقایسه جایگاه قدرت در لیلی و مجنون نظامی و جامی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۵
روابط اجتماعی افراد سبب ایجاد قدرت نابرابر در جامعه می گردد. قدرت علاوه بر نابرابری ناپایدار است و افراد پیوسته در حال تلاش برای حفظ روابط قدرت خویش هستند. زبان یکی از مؤلفه های اصلی است که روابط نابرابر قدرت را آشکار می کند و در تحلیل گفتمان انتقادی که از نظریه های کارآمد برای تحلیل قدرت است، نقش برجسته دارد. نورمن فرکلاف از نظریه پردازان برجسته تحلیل گفتمان انتقادی به نقش نابرابر قدرت در روابط اجتماعی تأکید می کند. در این پژوهش منظومه لیلی و مجنون نظامی و جامی با استفاده از الگوی سه بعدی فرکلاف و تأکید بر مؤلفه قدرت تحلیل شده است. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد، شرایط اجتماعی متفاوت سبب تغییر نقش قدرت در منظومه نظامی و جامی است. تأثیر تصوف و عرفان رایج در محیط اجتماعی جامی سبب نتیجه گیری و پایان متفاوت می شود. مجنون به عشق الهی متصل می گردد و عشق مجازی را رها می کند. نظامی که برای نقش زن در اجتماع ارزشی متفاوت قائل است، عشق را به نام لیلی و پس از آن مجنون ختم می کند.
۷۴۲.

عنوان نژادپرستی مذهبی: تحلیل کفتمان انتقادی اخبار رسانه های غربی پیرامون بازنمایی واکنش های مسلمانان به کاریکاتورهای شارلی ابدو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۸۱
بازنمایی مسلمانان در رسا نه های انگلیسی زبان جهان هنوز با چالش های زیادی مواجه است. کلیشه های منفی و تصاویر یک جانبه هم چنان در گفتمان این رسانه ها غالب هستند. آنها به واسطه گفتمان خود می توانند نژادپرستی را عادی و مشروع جلوه دهند و به بازتولید آن در سطح جامعه کمک کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی پدیده مشروعیت زدایی از اعتراض مسلمانان به انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز مجله شارلی ابدو می پردازد. این تحقیق اخبار چهار رسانه شاخص غربی از جمله نیویورک تایمز، گاردین، واشنگتن پست و بی بی سی را در بازه زمانی 2020  تا  2024 میلادی  با بهره گیری از مفاهیم مربع ایدئولوژیک و راهبردهای گفتمانی وندایک بررسی می کند. در این راستا، مؤلفه های گفتمان مدار در این گزارش های خبری شناسایی شدند و سپس هر یک از آنها با توجه به راهبرد های گفتمانی تحلیل گردیدند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان این گزارش های خبری، ویژگی های مثبت خودی ها یعنی غیرمسلمانان را برجسته کرده و ویژگی های مثبت غیرخودی ها، یعنی مسلمانان را به حاشیه رانده اند. در همین راستا، برای متقاعد ساختن خوانندگان، از راهبردهای گفتمانی همچون انتخاب واژگان، ارجاع به چهره ها و نهادهای معتبر، بیان هنجارها، قربانی سازی، ارائه شواهد، اغراق، دسته بندی مفاهیم، حسن تعبیر، تلویح، دستکاری آمار و ارقام، تعمیم سازی و تمجید ملی بهره گرفته اند.  
۷۴۳.

بررسی تطبیقی ترمیم در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
نقش تعاملی ترمیم در مکالمات از دیرباز مورد توجه مکالمه کاوان بوده است. هدف این پژوهش مطالعه انواع ترمیم و راهبردهای آن در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و  زبان فارسی است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۰۰ شرکت کننده (۵۰ گویشور اهوازی و ۵۰ فارسی زبان) است که از افراد ۲۰ تا ۵۰ ساله ساکن اهواز و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. پس از ضبط مکالمات روزمره شرکت کنندگان، داده ها آوانگاری شده و با توجه به الگوی پژوهش موارد ترمیم در آنها شناسایی شدند. یافته های حاصل از 283 دقیقه مکالمه زبان فارسی و 240 دقیقه مکالمه زبان عربی نشان از بسامد زیاد کاربرد خودترمیمی-خودآغاز در مکالمات هر دو گروه دارد. همچنین، مشاهده شد شرکت کنندگان هر دو زبان برای شروع ترمیم خود عمدتاً از آغازگر غیرواژگانی در قالب انقطاع گفتار استفاده کرده اند. به علاوه، یافته ها نشان داد عرب زبانان هفت راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی و پرش توالی را در مکالمات استفاده کردند، در حالی که فارسی زبانان نه راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی، قالب بندی مجدد، مرتب سازی مجدد و پرش توالی را به کار برده اند. در هر دو زبان راهبردهای جایگزینی، بازیابی و جستجو با فراوانی بالا و راهبرد پرش توالی کمترین کاربرد را داشته است. یافته های پژوهش حاضر به این امر صحه می گذارد که اصول کلی ترمیم جهانی هستند، اما در زبان های مختلف مشاهده تفاوت در جزئیات آن دور از انتظار نیست.
۷۴۴.

برخی از صفات خاص مشترک در بعضی از گویش های فارسی و دیگر گویش های ایرانی غربی که در زبان «طبقات الصوفیه» ع. انصاری منعکس شده اند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقاله حاضر به بررسی ویژگی های مشترک بعضی از گویش های ایرانی غربی می پردازد که در سه نوع فارسی ادبی معاصر: فارسی ادبی ایرانی (فارسی معیار)، فارسی افغانی (دری) و تاجیکی مشاهده نمی شوند. نویسنده حاضر قبلاً پژوهش مفصلی درباره لهجه هراتی بر اساس تحقیق میدانی در افغانستان انجام داد و بعد از مقایسه لهجه مذکور با لهجه های دیگر خراسانی (رایج در ایران) ویژگی های مشترک لهجه های فارسی خراسان را مشخص کرده است. در ادامه تحقیق مؤلف حاضر درباره این لهجه ها آشکار شد که بعضی از این ویژگی ها به قرون وسطی برمی گردند و رساله قرن یازدهم میلادی «طبقات الصوفیه» مشتمل بر سخنان ع. انصاری، عارف و مفسر برجسته قرآن که زبانش برخی از صفات گویش قدیم هراتی را منعکس می کند به آن ها گواهی می دهد. زبان این رساله توسط ایران شناس معروف و. آ. ایوانوف[1] موردمطالعه قرار گرفت؛ اما تاکنون هیچ تلاشی برای بررسی ویژگی های زبان آن رساله از منظر گویش شناسی مدرن صورت نگرفته است. پژوهش حاضر که این خلأ را پر می کند، بعضی از ویژگی های مشترک گویش های فارسی خراسانی ازجمله هراتی و گویش سیستانی، گویش های تاتی در قفقاز و گویش های ایران مرکزی که زردشتیان به آن تکلم می کنند و برخی دیگر از گویش ها را در ارتباط با زبان «طبقات الصوفیه» تحلیل می کند. ویژگی هایی که در مقاله حاضر بررسی شده اند عبارتند از: ضمیر سوم شخص/ضمیر اشاره به صورت ضمایر پیوسته، استفاده از حرف اضافه xod/xode (با انواع آوایی مختلف) به معنی «با» و کاربرد پسوند فعلی -i/-ê که «پسوند استمراری» محسوب می شود.
۷۴۵.

قالب بندی مجازی، شکل گیری گفتمان و بازنمایی مفاهیم در رابطه با بیماری سرطان: براساس رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۶
قالب بندی، به عنوان یکی از روش های تأثیرگذار مفهوم سازی، در بازنمایی و شکل گیری مفاهیم و انتقال اطلاعات نقش مهمی را در سطح گفتمان ایفا می کند. قالب بندی با به کارگیری دو فرایند گزینش و برجسته سازی، جریان اطلاعات را در رابطه با مسائل مهم و چالش برانگیز اجتماعی می تواند هدایت کند. این امر به وسیله ابزارهای زبانی و ابزارهای استدلال قالب بندی محقق می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی ابزارهای زبانی قالب بندی شامل استعاره، اغراق، کنایه و ترکیب آن ها و همچنین استدلال قالب بندی یا محتوای مفهومی و چگونگی شکل گیری قالب ها در گفتمان و بازنمایی مفاهیم در رابطه با بیماری سرطان در مقاله های چاپ شده به صورت برخط براساس الگوی قالب بندی مجازی ترکیبی است. یافته های پژوهش نشان داد در زبان فارسی برای شکل گیری گفتمان و بازنمایی مفاهیم در رابطه با بیماری سرطان، در فرایند قالب بندی، ابزارهای زبانی شامل استعاره، اغراق و کنایه هم به طور مجزا و هم به طور ترکیبی می توانند برای گزینش و برجسته سازی عناصر و مفاهیم خاص مورد نظر به کار روند. در این میان، به کارگیری استعاره به طور معناداری بیشتر از دیگر ابزارهای قالب بندی مشاهده گردید و در بین انواع استعاره ها، استعاره «سرطان مسیر است» ابزار زبانی غالب بود. علاوه براین، ابزارهای ترکیبی نیز در گفتمان مقاله های موردبررسی وجود داشت؛ بنابراین، به نظر می رسد الگوی قالب بندی مجازی ترکیبی نیز می تواند به عنوان ابزاری برای شکل گیری و تحقق مفهوم سازی و اهداف گفتمان به کار گرفته شود.
۷۴۶.

رمزگشایی از شعر «صدای پای آب»: خوانشی نشانه شناختی بر مبنای نظریه مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
این مقاله با هدف تحلیل نشانه شناختی شعر «صدای پای آب» از سهراب سپهری، به بررسی سازوکارهای معنایی پنهان در متن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که نشانه های به کاررفته در این شعر چگونه به بازنمایی تجربه های انسانی و پیوند میان انسان و طبیعت یاری می رسانند. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر مدل نشانه شناختی مایکل ریفاتر است و پژوهش با روش کیفی و تحلیلی انجام شده است. در این راستا، از خوانش اکتشافی و پس نگر، تحلیل شبکه ساختاری (ماتریس) و تداعی های واژگانی و مفهومی (هیپوگرام ها) بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد سپهری با تکیه بر عناصر طبیعی و ظرفیت های زبانی، ساختاری نشانه مند و چندلایه خلق کرده است که در آن تجربه های زیسته و احساسات انسانی در پیوندی معنایی با جهان طبیعت بازتاب می یابد. درنهایت، نتایج پژوهش حاکی از آن است که زبان شاعرانه سپهری با بهره گیری از سازوکارهای نشانه ای، توانمند در بازنمایی جهان بینی شاعرانه و ابعاد درونی تجربه انسانی است.
۷۴۷.

بررسی جامعه شناختی پدیده رمزگردانی میان گیلکی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
تحقیق حاضر به بررسی جامعه شناختی پدیده ی رمزگردانی میان گیلکی و فارسی در گویشوران گیلانی پرداخته است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته از 182 گویشور دوزبانه ی گیلکی-فارسی شهر رشت جمع آوری شده است. در این پژوهش درچارچوب تحلیل حوزه ای فیشمن (1972)، رابطه ی متغیرهای جامعه شناختی سن، جنسبت و تحصیلات و متغیر روانشناختی نگرش افراد با میزان رمزگردانی گیلکی-فارسی درحوزه های مختلف کاربرد زبان مورد بررسی قرار گرفته است. نتابج تحقیق نشان می دهد که رمزگردانی میان گیلکی و فارسی در دو حوزه ی خانواده و دوستی بیشتر صورت می گیرد. همچنین گویشوران دوزبانه ی زن نسبت به مردان بیشتر از رمزگردانی در مکالمات خود استفاده می کنند و افراد جوان تر و تحصیل کرده تر به دلیل تمایل بیشتر در استفاده از زبان فارسی بیشتر گرابش به رمزگردانی گیلکی-فارسی دارند. همچنین نتابج تحقیق نشان می دهد بین دو عامل نگرش افراد به رمزگردانی و میزان استفاده از رمزگردانی در تمامی محیط های کاربردی یک رابطه مثبت قوی وجود دارد. به طوری که هرقدر نگرش یک فرد به رمزگردانی مثبت تر باشد، به همان نسبت در مکالمات خود از پدیده رمزگردانی بیشتر استفاده می کند.
۷۴۸.

معیارهای اجتماعی در نام گذاری کشورهای آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
پژوهش حاضر درصدد است در چارچوب اصول نام شناسی و با استفاده از دو معیار زبان شناختی به بررسی جای نام کشورهای آسیایی بپردازد. معیار نخست به شناسایی عوامل مؤثر در نام گذاری هر کشور اختصاص دارد، از جمله تأثیرات سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، مذهبی و سایر جنبه ها که نقش مهمی در شکل گیری این نام ها داشته اند. معیار دوم به نحوه ورود این جای نام ها به زبان فارسی معیار در ایران می پردازد و بررسی می کند که این نام ها از چه طریقی در زبان فارسی رایج شده اند. برای نیل به اهداف پژوهش، پیکره پژوهش شامل 43 جای نام از کشورهای آسیایی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش در مورد معیار نخست نشان داد که از میان 9 عامل، نام قوم یا قبیله و ویژگی های جغرافیایی تأثیرگذارترین عوامل محسوب می شود؛ زیرا مجموعا 14 کشور براساس نام قوم یا قبیله و 13 کشور براساس ویژگی جغرافیایی نام گذاری شده اند. علاوه بر این، عواملی همچون جهت جغرافیایی، سلسله پادشاهی، ویژگی مردمان، شخص، مکان مذهبی، خدایان و حیوان نیز در نام گذاری کشورهای آسیایی دخیل هستند. نتایج مربوط به معیار دوم نشان داد که قرض گیری مهم ترین عامل در کاربرد جای نام کشورهای آسیایی در فارسی محسوب می شود، زیرا جای نام ۲۸ کشور براساس فرایند قرض گیری مستقیم در فارسی کاربرد دارند. علاوه بر قرض گیری، فرایندهای ابداع و ترجمه قرضی نیز در نحوه کاربرد این جای نام ها در فارسی نقش دارند.
۷۴۹.

نقشۀ مفهومی واژگان حوزۀ دامداری در گویش وارکی: بازسازی یک نظام شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۴
این پژوهش با هدف بازسازی و ترسیم نقشه مفهومی واژگان حوزه دامداری در گویش وارکی (گویشی روستایی از توابع شهرستان کازرون) انجام شده است. بر خلاف نگاه رایج به واژگان دامداری به عنوان صرفاً اصطلاحات فنی یا اقتصادی، این مطالعه، دامداری را به مثابه یک دامنه مفهومی مرکزی[1] در نظر می گیرد که تمام جنبه های زیستی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی زندگی گویشوران این گویش را دربرمی گیرد. داده های پژوهش شامل 252 واژه و اصطلاح است که طی شش ماه از طریق مصاحبه با گویشوران بومی (کم سواد یا بی سواد) جمع آوری شد و سپس با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معنی شناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت .یافته ها نشان می دهد که واژگان دامداری در گویش وارکی، ساختاری عمیقاً شناختی و فرهنگی دارند و بر پایه تجربه های حسی، مشاهده های زیست محیطی و باورهای بومی شکل گرفته اند. این واژگان در هشت زیردامنه مفهومی طبقه بندی می شوند. افزون بر آن، پژوهش به ارتباطات بین مفهمومی[2] می پردازد و نشان می دهد که چگونه استعاره ها و مجازها فرهنگی، مانند «دام = ثروت (دولت)»، «چوپان = نگهبان جامعه» یا «کره گدی = کودک وابسته»، نظام معنایی این واژگان را غنی و پیچیده می کنند. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که گویش وارکی، با وجود جمعیت کوچک گویشورانش، دارای یک سیستم مفهومی منسجم و منحصربه فرد است که در آن هر واژه، گرهی از یک شبکه شناختی-فرهنگی است. حفظ این گویش، تنها حفظ واژگان نیست، بلکه حفظ یک دنیای مفهومی است که با فاصله گرفتن نسل های جدید از زندگی روستایی، در معرض فراموشی و اضمحلال قرار دارد؛ بنابراین، ثبت و تحلیل این نقشه مفهومی نه تنها برای زبان شناسی شناختی، بلکه برای مردم شناسی، تاریخ فرهنگی و مطالعات بومی ضروری است.   [1] . Central Conceptual Domain [2] . Cross-domain Mapping
۷۵۰.

مطالعه سرمتنیت در ترانه های سه خشتی قوم کرمانجِ شمال خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۲۲۰
قوم کرمانج، از ساکنان شمال خراسان و شاخه ای از قوم کرد هستند. پژوهش حاضر، به مطالعه یکی از قالب های رایج ترانه در این قوم پرداخته و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت و تأکید بر سرمتنیت، گونه و ژانر ترانه ها را مطالعه کرده است. داده های کیفی با مطالعات کتابخانه ای و اسنادی یافته اندوزی شده؛ حدود ۱۴۰۰ سه خشتی که تمامی نمونه های ترجمه شده به فارسی را دربرمی گیرد. سرمتنیت در سه خشتی، در دو وجه ساختاری و محتوایی بررسی شده است. در وجه ساختاری، که به ویژگی های وزنی نظر دارد، سرمتن سه خشتی، با توجه به وزن هجایی - عددی آن، به «پهلویات» و ذیل آن، با نظر به همبستگی سه خشتی با موسیقی، به «خسروانیات» و در وجه محتوایی، با توجه به عواملی چون غلبه عاطفه و تأکید بر منِ احساسی شاعر، به «شعر غنایی» بازمی گردد.
۷۵۱.

تکوین گونۀ علمی زبان فارسی در نوشتار فارسی آموزان خارجی: تحلیلی بر پایۀ دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۹
در پژوهش حاضر، وضعیت نگارش علمی فارسی آموزان خارجی برپایه دستور نقش گرای نظام مند و برمبنای دیدگاه هلیدی و متیسن (2014) بررسی شده است. در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند، یکی از ویژگی های اساسی نگارش علمی و دستیابی به زبان علم، وجود انواع استعاره های دستوری است. در این پژوهش، کاربرد استعاره های دستوری و میزان بسامد آن ها در نگارش فارسی آموزان خارجی بررسی و تبیین شده است تا روند تکوین زبان علمی فارسی تحلیل شود. این پژوهش براساس پیکره ای متشکل از 60 متن نگارش فارسی آموزان خارجی از کشورهای روسیه و چین در سطوح زبانی مقدماتی، میانی و پیشرفته انجام شده است. در پژوهش حاضر، همچنین به این پرسش ها پاسخ داده شده است: آیا فارسی آموزان در نگارش خود از استعاره های دستوری استفاده می کنند و آیا با پیشرفت سطح زبانی فارسی آموزان، میزان به کارگیری استعاره های دستوری در نگارش آن ها افزایش می یابد یا خیر؟ براساس نتایج به دست آمده، فارسی آموزان در هر سه سطح زبانیِ مقدماتی، میانی و پیشرفته از انواع استعاره های دستوری در نگارش خود استفاده می کنند. همچنین با افزایش درون داد و یادگیری بیشتر، فارسی آموزان خارجی در سطوح بالاتر زبانی، استعاره های دستوری بیشتری به کار می برند و نگارش آن ها علمی تر می شود.
۷۵۲.

بررسی سطح و عامل های درخطربودگی «دَریِ زرتشتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۴
این مقاله پژوهشی است درباره گونه زبانی موسوم به «دَریِ زرتشتی» («گویش بهدینی») که دو گونه کرمانی و یزدی دارد. گونه کرمانی این زبان را اکنون باید زبانی منقرض شده به شمار آورد؛ اما گونه یزدی آن در شهر یزد و شماری از آبادی های استان یزد گویشور دارد. هدف اصلی مقاله بررسی وضعیت کنونی دری زرتشتی، تعیین سطح درخطربودگی و عامل های اثرگذار بر این گونه زبانی است. داده های پژوهش برآمده از گونه ای از دَری زرتشتی است که در «روستای مبارکه» شهرستان تفت استان یزد بدان گفتگو می شود. از دید روش شناسی، این پژوهش اِستقرایی، و از دید روش، مبتنی بر مصاحبه و توصیف و تحلیل است. این پژوهش نشان می دهد که در دسته های واژگانی گوناگون گونه زبانی بررسی شده در این پژوهش، تنوع هایی دیده می شود که می توان آنها را گواه دگرگونی های زبانی دانست که این گونه زبانی را در راستای هَم سانی با زبان فارسی به پیش می راند. شمار اندک گویشوران، مهاجرت و گریزناپذیری تماس با جامعه زبانیِ پُرگویشورتر فارسی زبان، دَری زرتشتی را آسیب پذیر کرده و در سراشیب نیستی قرار داده است.
۷۵۳.

واکۀ مرکب در زبان ترکی آذربایجانی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۹
در زبان ترکی آذربایجانی گویش اردبیلی، در گفتار سریع و محاوره ای، همخوان های غلت /j, w/ پس از واکه های گرد حذف می شوند. حذف از پایانه هجا به وقوع فرایند کشش جبرانی منجر می شود؛ اما حذف از جایگاه آغازه هجای دوم در ساخت های cv.cv(c) به وقوع التقای واکه ها می انجامد. برای رفع التقای واکه ها در این ساخت، دو واکه با یکدیگر ترکیب می شوند و واکه ای مرکب تشکیل می دهند. در این پژوهش، فرایند شکل گیری واکه مرکب برای رفع التقای واکه ها در چارچوب رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ بررسی شده است. در پژوهش حاضر، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. داده های موردنیاز نیز به صورت میدانی گردآوری و در چارچوب رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ تحلیل شده اند. براساس تحلیل داده ها، محدودیت glidCOND که حضور همخوان های غلت را جریمه می کند، در این زبان رتبه بالایی دارد. همچنین محدودیت HIATUS * که التقای واکه ها را جریمه می کند، موجب می شود که این زبان برای ارضای آن از تشکیل واکه مرکب استفاده کند. ازآنجاکه حذف غلت ها و التقای واکه ها و شکل گیری واکه مرکب برای رفع آن در چند مرحله پی درپی رخ می دهد، رویکرد تسلسل گرایی هماهنگ کارایی بهتری برای تبیین این فرایند دارد. رتبه بندی محدودیت های دخیل در این فرایند موردمطالعه به شرح زیر است. 
۷۵۴.

تحلیل انتقادی بازنمایی کنشگران اجتماعی در اشعار پروین اعتصامی: مطالعه ای مبتنی بر راهبردهای نظام ارجاعی رویکرد ون لیوون (2008)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
در این پژوهش در چارچوب نظام ارجاعیِ رویکرد اجتماعی - معناشناختی ون لیوون (2008) به تحلیل انتقادی بازنمایی کنشگران اجتماعی در اشعار پروین اعتصامی پرداخته شد. هدف از این پژوهش، روشن ساختن روابط بین قدرت و هویت در بافت اجتماعی - سیاسی آن دوره بود. در پژوهشِ توصیفی - تحلیلی حاضر، تعداد 247 بیت از 10 قطعه شعر پروین، نمونه آماری در نظر گرفته شد. تحلیل این داده ها برمبنای نظام های دوگانه عام ارجاعی - خاص ارجاعی، فرد ارجاعی - همسان سازی، جمع ارجاعی -کل ارجاعی، مشخص سازی - نامشخص سازی، پیوسته نمایی - گسسته نمایی و تمایزگذاری - تمایز زدایی این رویکرد انجام شد. فراوانی بازنمایی کنشگران اجتماعی در راهبرد نوع ماهیت نشان می دهد که مؤلفه های عام ارجاعی و خاص ارجاعی تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند؛ درحالی که فراوانی مؤلفه های همسان سازی متفاوت از فرد ارجاعی است. در راهبرد تشخص بخشی، فراوانی مؤلفه های مشخص سازی و پیوسته نمایی به ترتیب متفاوت از مؤلفه های نامشخص سازی و گسسته نمایی است. فراوانی مؤلفه های تمایزگذاری نیز متفاوت از تمایززدایی است. براساس تحلیل داده ها، همه راهبردهای نظام دوگانه ارجاعی در متن موردمطالعه به کار گرفته شده اند. الگوی بازنمایی کنشگران اجتماعی، برپایه مؤلفه های عام ارجاعی و خاص ارجاعی، نشان دهنده توجهِ فراگیر به همه کنشگران اجتماعی است. باتوجه به الگوی بازنمایی همسان سازی - فرد ارجاعی می توان دریافت که سازوکارهای قدرت و ساختارهای اجتماعی، به حاشیه رانی کنشگران و هویت های انفردی انجامیده است. کاربرد مؤلفه «مشخص سازی» در مقایسه با «نامشخص سازی» نشان دهنده نامتوازنی در ساختار هویتی و اجتماعی جامعه است. الگوی نظام پیوسته نمایی - گسسته نمایی نیز بر چالش های مشترک و حمایت از دگرگونی های اجتماعی تأکید دارد. کاربرد فزاینده راهبرد تمایزگذاری، بر نقدِ دوگانه سازی جامعه و تفاوت در نگرش ساختار قدرت به شهروندان عادی نسبت به کنشگران رده بالا دلالت دارد. در این نظام دوگانه، کاربرد ضمایر به تمایز بین کنشگران و جامعه دوقطبی شناخته ناشناخته، تشویق دیگران به همراهی با وضع موجود جامعه، برجسته سازی وجوه مثبت گروه خود و وجوه منفی گروه دیگران، تقابل بین هویت جمعی و هویت انفرادی و ماهیت سلسله مراتبی جامعه اشاره دارد.
۷۵۵.

رده شناسیِ گویش حناشوری از نظر بازنماییِ روابط دستوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
گویش حناشوری از گونه های زبان فارسی در استان بوشهر است. روستای حناشور در دهستان طسوج از بخشِ شنبه و طسوجِ شهرستان دشتی، قرار دارد. در این پژوهش، ابزارهای صرفی- نحوی ِنشانه گذاری روابط دستوری و نظام های پنجگانه حالت و مطابقه، بر اساس نظریه رده شناسی کلاسیک کامری (1978) در حناشوری واکاوی شده اند. برای انجام این پژوهش، مصاحبه با گویشوران منتخب، ثبت و ضبط گفتار و آوانگاری داده ها به منظور تشکیل پیکره ی زبانی، با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و به صورت میدانی، همراه با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز نیز از همین طریق گردآوری، بررسی و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش، نشان می دهد که حناشوری، دو ابزار را از سه ابزارِ ممکن بازنماییِ نقش مشارکین در بند، به کار می گیرد. بر این اساس، می توان از ابزار صرفیِ مطابقه (هسته نمایی)، به عنوان نخستین ابزار و راهکار اصلی نشانه گذاری روابط دستوری در این گویش یاد کرد. این در حالی است که ابزار صرفیِ حالت نمایی (وابسته نمایی) جایگاه خاصّی در این گویش ندارد. ابزار نحویِ ترتیب سازه ای نیز، به عنوان دوّمین ابزار و راهکاری فرعی برای نشانه گذاری روابط دستوری در حناشوری به کار گرفته می شود. در رابطه با برقراریِ نظام های پنجگانه در حناشوری، می توان گفت که بیشتر، نظام های فاعلی- مفعولی و سپس خنثی در حالاتی از این گویش، مشاهده می شوند؛ امّا نظام های کنایی- مطلق، دوبخشی و سه بخشی در گویش حناشوری، جایگاه خاصّی ندارند.
۷۵۶.

بسامد وقوع صفت های حسی و چگونگی هم نشینی اسم ها و صفت های حسی در فارسی میانۀ زردشتی از دیدگاه زبان شناسی حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۸۱
پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و داده بنیاد است. در این پژوهش، در چارچوب زبان شناسی حسی، بسامد صفت های حسی و هم نشینی اسم ها و صفت های حسی در سه متن فارسی میانه زردشتی ( بندهش ، وزیدگی های زادسپرم و ارداویراف نامه ) بررسی شد. هدف آن بود که مشخص شود هریک از حواس پنج گانه چه میزان از صفت های حسی را در سه متن موردبررسی به کار گرفته اند و آیا سلسله مراتب این میزان ها با آنچه لینوت و کانل (2009) از زیاد به کم، به صورت «بینایی > لامسه > شنوایی > چشایی > بویایی» پیش بینی کرده اند، مطابقت دارد یا خیر. همچنین در بخشی دیگر از پژوهش، پس از بررسی اسم ها و صفت های حسی هم نشین، تعیین شد که آیا اسم ها و صفت های هم حوزه بیشترین بسامد هم نشینی حسی را دارند یا خیر. برپایه نتایج پژوهش، بیشترین میزان صفت های حسی به حوزه بینایی و کمترین میزان به حوزه بویایی متعلق است که با سلسله مراتب حواس لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) مطابقت دارد. افزون براین، با بررسی بسامد اسم ها و صفت های حسی مشخص شد که به جز در حس بینایی، در دیگر حواس، تعداد اسم ها و صفت های هم حوزه بیش از اسم ها و صفت های غیرهم حوزه نیست. ازاین رو، این یافته با ادعای لینوت و کانل (2009) و وینتر (2019) کاملاً همخوانی ندارد. 
۷۵۷.

نقصان معنا در خوانش نشانه معناشناختی شما که غریبه نیستید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۳
گستره مطالعات ادبیات داستانی، روز به روز با نگرش ها و چشم اندازهای نوین وسیع تر می شود؛ گویی هنر و قابلیّت داستان و گفتمانِ پر از شگفتی و رمز و رازِ آن را سرِ باز ایستادن نیست. آنچه در شما که غریبه نیستید (هوشنگ مرادی کرمانی، 1394) می خوانیم زندگی نامه خودنوشتی است از سرگذشت کودکی و نوجوانی نویسنده با لحنی صمیمانه و عمیق که خواننده در آن معنای بسیاری از گزاره های متن را نه تابع ساختارهای اولیه و از پیش موجود، نه تحت سیطره برنامه کنش مدار و نشانه معناشناسی روایی و القایی، بلکه در گستره ارتباط کلامی و دو نظام هم آیی و تصادف می یابد. نوشتار حاضر در نظر دارد مجموع این دو نظام را با رویکرد توصیفی - تحلیلی در اثر داستانی مزبور مطالعه کند. از همین رو، با تکیه بر آموزه «نقصان معنا»، و ذیل مطالعات و آرای پساساختارگرای «آلژیرداس ژولین گرمس»، نشانه معناشناسی «شَوِشی و احساس مدار» و رخدادهای «زیبایی شناختی» آن را بررسی می کند. برآیند جستار حاضر آن است که معنا در داستان های امروزی تحت تأثیر زندگی و تجربه زیسته، مختصات نوینی یافته است. تاریخ و جغرافیای این مختصات نه در تقابل و برابری بین صورت و معنا، بلکه در هم ارزی و توازی بین آن دو شکل می گیرد. به همین دلیل، سیال، گریزان، پویا و لغزان است.
۷۵۸.

کشش جبرانی در گویش سنندجی از دیدگاه تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
در این پژوهش، هدف، درک سازوکارِ کششِ جبرانی در سیر تحول تاریخی واژه ها در گویشِ سنندجی بوده است. در پژوهش حاضر، در چارچوب قواعد تحولات واجی زبان های ایرانی، کشش جبرانی واکه براثرِ حذف همخوان بررسی شده است. با درک این فرایند واجی، افزون بر تشخیص اصالت یا وام واژه بودن واژه ها، مسیر و زمانِ وام گیری آن ها مشخص می شود و صورت های کهن تر و روند تحول دیگر واژه ها بازسازی می شوند. برای دستیابی به این هدف، تلاش شده است با بررسی واژه هایی که صورت آن ها پیش از وقوع کشش جبرانی مشخص است، چگونگی این فرایند و قواعد حاکم بر آن استخراج شود. این واژه ها، از وام واژه های عربی و واژه های مشترک با زبان فارسی تشکیل شده اند؛ گروه دوم ممکن است حاصل وام گیری یا واژه هایی با خاستگاه مشترک باشند. درکنار شناسایی واکه های کشیده شده و شکل کوتاه آن ها، شش همخوان شناسایی شده است که در نگاه نخست به نظر می رسد حذف آن ها به کششِ واکه مجاور انجامیده باشد. درنهایت، نشان داده شده است که درمیانِ این همخوان ها تنها حذفِ h به کشش جبرانی واکه منجر شده است و دیگر همخوان ها، پیش از حذف، به h تبدیل شده اند.
۷۵۹.

نظام نمودی و نمودگردانی در گویش لری بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
نمود یک مقوله ی معناشناختی است که به شیوه ی نگرش به ساختار درونی زمان در یک موقعیت اشاره می کند. در این پژوهش برآنیم تا ضمن بررسی نمود واژگانی بر اساس آرای وندلر (1957) و آزمون های دوتی (1979) و جکندوف (1983) علاوه بر ارائه ی نظام نمودی واژگانی لری بختیاری، به پاسخ پرسش های زیر دست یابیم: 1. چه مؤلفه هایی بر تعیینِ نوع نمود دستوری در لری بختیاری مؤثراند؟ 2. چگونه می توان تأثیر بافت را بر تغییر نوع نمود (نمودگردانی) تبیین کرد؟ این پژوهش، توصیفی تحلیلی است. داده ها از طریق مصاحبه با گویشوران بومی لری بختیاری، جمع آوری شده است. گویشوران این پژوهش مجموعاً پنج نفر می باشند. علی رغم کفایت آزمون های دوتی (1979) و جکندوف (1983) در برخی محمول ها و تمیز انواع نمود از یکدیگر، عدم تبیین روشن و گاهی خلط انواع نمود مشاهده شد. ویژگی های غایت مند و غیرغایت مند افعال و رفتار نمودی آن ها، تابع بافت معنایی و کاربردشناختی است و می تواند منجر به تغییر طبقه ی نمودی شود؛ بنابراین بهتر است غایت مند و غیرغایت مند بودن، به عنوان یک ویژگی در نظر گرفته شود تا یک طبقه ی نمودی.  علاوه بر این، ابزارهای صوری و معنایی مانند فعل کمکی «dâʃten» پیشوند «e» و قید «haj» استمرار عمل را نشان می دهند و گاهی به وقوع فعل در آینده یا در شرف تحقق آن دلالت دارند. با وجود به کارگیری یک محمول مشترک برای برخی از کنش های مختلف در بختیاری، نوع نمود نقش تعیین کننده ای در تشخیص نوع کنش ایفا می کند. این یافته ها بر ضرورت تحلیل جامع، بافت محور و کاربردشناختی در شناسایی و طبقه بندی نمود افعال در لری بختیاری تأکید می کند. 
۷۶۰.

تحلیل صورت بندی گفتمان رمان بادها خبر از تغییر فصل می دهند نوشتۀ «جمال میرصادقی» با رویکرد نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی بین رشته ای است که در آن زبان به مثابه کارکردی اجتماعی در ارتباط با مؤلفه هایی چون قدرت و ایدئولوژی مطالعه می شود. در این پژوهش، در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (1379)، رمان بادها خبر از تغییر فصل می دهند ، نوشته جمال میرصادقی بررسی می شود. برپایه یافته های پژوهش، در سطح توصیف، نویسنده با گزینش واژگان خاص، مناسبات قدرت را بازنمایی کرده است؛ از این واژه ها می توان به مفاهیمی همچون اختناق و خفقان، فقر توده ها، گسست و فروپاشی اخلاق عمومی، مبارزه های طبقاتی، اعتصاب های معلمان، بازاریان و کارگران اشاره کرد. باهم آیی واژگان، شمول معنایی، دشواژه ها، وجهیت، ضمایر، تقابل های دوگانه و دیگر عناصر زبانی در بافتار متن در همین زمینه بوده است. در سطح تفسیر، بافتِ موقعیتی رمان، دال مرکزی و کانونی ساز بافتار متن با رویدادهای تاریخی آن دوران ارتباطی بینامتنی دارد؛ رویدادهایی مانند تحصن ها و اعتصاب های کارگران و معلمان در سال 1339، تأسیس باشگاه «مهرگان»، برکناری دکتر محمد مصدق و آغاز نخست وزیری دکتر علی امینی. در سطح تبیین، نویسنده ساختار سیاسی حاکم بر ایران در دوره پهلوی را در تقابل با منافع عمومی بازنمایی می کند. این تقابل با دلالت هایی چون فقر توده های مردم، خشونت و سرکوب، وضعیت نابسامان اقتصادی طبقات فرودست جامعه، گرانی افسار گسیخته و تزلزل اخلاق آشکار می شود. همچنین رمان رمزگانی دارد که با گفتمان های سیاسی - اجتماعی آن دوره مانند «بازگشت به هویت ملی»، «اقتدار مردانه - انقیاد زنانه» و «تقابل مردم - حکومت» پیوند دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان