ابوجعفر محمّد بن عیسی بن عبید، از راویان و اصحاب امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام حسن عسکری(علیهم السلام) است. قدمای از رجالیون و بزرگان این فن در شخصیت رجالی محمد بن عیسی بن عبید اختلاف نظر دارند. پس از نقد و بررسی این نتیجه حاصل است که مقتضی برای وثاقت محمد بن عیسی بن عبید هم چون روایت فضل بن شاذان و توثیق وی توسط نجاشی و اصحاب امامیه، وجود دارد و تنها چیزی که به عنوان مانع برای وثاقت محمد بن عیسی بن عبید محسوب می شود، تضعیف شیخ طوسی است که خود بنفسه موضوعیت نداشته بلکه مستند به استثنا صورت گرفته توسط ابن ولید و شیخ صدوق در روایات محمد بن عیسی بن عبید می باشد. این استثنا و تضعیف نیز تنها در مورد منفردات محمد بن عیسی بن عبید از یونس بن عبد الرحمن و یا منفردات محمد بن احمد بن یحیی از محمد بن عیسی بن عبید به سند منقطع است نه مطلق روایات محمد بن عیسی بن عبید. لذا روایاتی که محمد بن عیسی بن عبید در اسناد آن قرار گرفته است، در صورتی که از نوع این دو دسته از روایات نباشد، نمی توان آنها را با استناد به رای ابن ولید و شیخ صدوق، ضعیف دانست. بر این اساس سخنان ابن ولید و شیخ صدوق ظهور در تضعیف محمد بن عیسی بن عبید ندارد تا اینکه منافات با ادله توثیق محمد بن عیسی داشته باشد. در نتیجه می توان با توجه به دلائل توثیق محمد بن عیسی بن عبید، وثاقت محمد بن عیسی بن عبید را اثبات نمود.
یکی از مهمترین جوامع رجالی معاصر، قاموس الرجال تألیف محمد تقی شوشتری است. این کتاب رجالی، در واقع نقدی بر کتاب رجالی تنقیح المقال تألیف مامقانی است. اگرچه قاموس الرجال با نگاه به کتاب مذکور و در نقد آن تدوین گردیده، اما مؤلف آن، دارای مبانی و آرای مستقلّی است که بر اساس آن، مبانی و آرای رجالی خود را مطرح کرده است. حال مسأله ای که مطرح می گردد آن است که به طور کلی مبانی رجالی اختصاصی شوشتری چیست؟ پاره ای از مبانی او را می توان از مقدمه قاموس الرجال شناسایی کرد؛ چنان که دیگر مبانی وی از طریق تتبع در سایر آثار و دیدگاههای وی قابل شناسایی است. براین اساس مهمترین مبانی رجالی اختصاصی علامه شوشتری عبارتند از: حجیت منقولات ابن داود و علامه حلی از اصول رجالی متقدم، رجحان نقل ابن داود از کتب رجالی شیخ طوسی، رجحان نقل علامه حلی از رجال نجاشی، عدم اعتماد کامل به رجال کشّی و لزوم نگرش انتقادی به آن، حجیت توثیق غیر امامی و برتری آن نسبت به توثیق امامی، ممدوح بودن راویان مهمل و اعتبار روایات آنان است.
نامهای کنیه سان، یعنی آن دسته از نامهای خاص که از ترکیب ((اب)) با یک جزء پسین ساخته می شوند، در مطالعات اسلامی به طور کلی و در مطالعات رجالی به طور خاص، از جایگاه ویژه ای برخوردارند. بی تردید، کاوش در کارکرد فرهنگی کنیه در تاریخ جوامع عربی از یک سو و بررسی وجه نامگذاری و تحلیل معنایی نامها از سوی دیگر، گامی مهم در نامشناسی اسلامی است و درک معنای نهفته در این نامها، در گرو آن است که پیشتر، گونه های آن شناخته و کارکرد هرگونه، بررسی گردد. در این مقاله، بر پایه اسناد و شواهد تاریخی نشان داده شده است که بسیاری از کنیه سانها الزاما کنیه نیستند، اما گاه بخشی از کارکرد کنیه را بر عهده می گیرند و گاه به عنوان لقب ایفای نقش می کنند. این در حالی است که این کنیه سانها از ارزش معنایی بیش از کنیه اصلی برخوردارند. این مقاله همچنین با به دست دادن صورتبندی هایی درباره نحوه ساخت کنیه سانها، بر آن است تا رابطه ای مشخص میان ساخت کنیه و کارکردهای فرهنگی آن برقرار نماید. در بخش پایانی یک روال عملی برای بازشناسی گونه نامهای کنیه سان پیشنهاد شده است.