فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۱٬۸۵۴ مورد.
نظری تازه به عرفان و تصوف: سؤال و جوابی است بین یک جوینده و یک مرد عارف (مجلس نوزدهم)
حوزههای تخصصی:
تصوف (سماع)
حوزههای تخصصی:
عرفان
ریشه یابى معرفتى و بازخوانى انتقادى مبانى عرفان حلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله این مقاله، نقد و بررسى مبانى نظرى و عملى عرفان کیهانى و ریشه یابى معرفتى مباحث آن است. روش بحث نیز به شکل توصیفى تحلیلى و با رویکرد انتقادى است. ازاین رو، ابتدا به طرح مبانى نظرى و عملى پرداخته، سپس به ارزیابى و واکاوى تأثرات و اقتباس هاى معرفتى این فرقه از ادیان و مکاتب نظر شده است. در پایان نیز یافته ها حاکى از آن است که در ریشه یابى مبانى نظرى، تفکر رواقیان متقدم در باب طبیعت و دیدگاه هاى ایدئال گرایانه در فیزیک نوین مورد بازخوانى قرار گرفته است و در مباحث عرفان عملى این فرقه نیز، سر خط مباحث به ریکى ژاپن و مطالب کتاب مقدس مى رسد. همچنین، این مباحث کوششى در واکنش به مبانى تجربه گرایانه و پزشکى مدرن است. بدین سان، خلط مباحث فیزیک و عرفان، تغذیه ناقص و سطحى از منابع دینى و مکاتب فلسفى از مهم ترین اشکالات مباحث این فرقه است.
حقیقت انسان در عرفان عملی با تکیه بر آراء کاشانی
حوزههای تخصصی:
حقیقت انسان در نگاه عارفان، چیزی جز قلب او نیست و آنچه فیلسوفان در بیان حقیقت انسان می گویند و حقیقت انسان را نفس ناطقه می نامند از نظر عارف، همان قلب است. از سوی دیگر، عارفان معتقدند: قلب انسان دارای لایه های باطنی است که در بیان تعداد این لایه ها، اختلافاتی وجود دارد و ریشة اختلافات به بیان اجمالی و تفصیلی آنها مرتبط است. در این میان، جناب عبدالرزاق کاشانی در شرح خود بر منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری، ده لایة طولی برای قلب بیان کرده و تلاش او در این شرح، انطباق بین ده لایة درونی قلب انسان با لایه های هستی است. علاوه بر این، او تلاش کرده است، تا در هر لایة بطونی قلب انسان، ده مرتبه از منازل عرفانی را ترسیم نماید و حالت قلب و انسان را در آن مرحله تبیین کن و به نوعی، بین لایه های درونی قلب با صد منزل عرفانی سلوکی تناظری برقرار نماید.
نسبت میان آموزه های شیعی و تعالیم ابن عربی در تعیین مصداق خاتم الاولیاء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که در سلسله تعالیم عرفانی مطرح شده مسئله ختم ولایت و «خاتم الاولیاء» و نیز تعیین مصداق آن است که در این راستا، هم مذهب شیعه و نیز عرفای شامخ تشیع بدان پرداخته اند و هم عرفایی همچون شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی، حال در پی همین موضوع سعی شده رویکرد دو تن از بزرگان شیعه (سید حیدر آملی و امام خمینی) با دیدگاه ابن عربی مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد مبنی براینکه هریک از دو طرف چه کسی را و به چه دلیل مصداق خاتم ولایت می دانند و نیز در همین راستا روشن شود به چه میزان روح تفکر شیعی در تعالیم ابن عربی سریان دارد و از این طریق نقاط اشتراک و افتراق آن روشن گردد.
عرفان و اشراق
صوفی سخن آرای سفینه تبریز
منبع:
اشراق ۱۳۸۶ شماره ۴
تأثیر اسرارنامه عطار بر گلشن راز شبستری بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بینامتنیت حضور صریح و اعلامشده یا ضمنی متنی در متن دیگر است که ممکن است هر دو متن از
نظر زمانی نزدیک به هم یا یکی مقدم بر دیگری باشد؛ همچنین در متونِ با زمینههای موضوعی
مشترک اثرپذیری متون از همدیگر میتواند بیشتر باشد. با این دیدگاه اسرارنامه عطار نیشابوری
در جایگاه پیشمتن و گلشن راز شیخ محمود شبستری به عنوان پسمتن بررسی شد و با تطبیق
این موارد با مباحث نظری بینامتنیت، چگونگی و میزان تأثیرپذیری شبستری از عطار نشان داده
شد. حضور اسرارنامه در گلشن راز از عنوان و وزن منظومه آغاز میشود و به شکلهای مختلف
لفظی و معنوی و آشکار و ضمنی در متن ادامه مییابد؛ شبستری گاه با گسترش مضامین عطار،
صبغه تعلیمی اثر خود را بیشتر میکند و گاه با بهرهبرداریهای ضمنی و اقتباس از مفاهیم و
تلمیحات و تصویرهای شعری شیخ نیشابور در عرضه متن عرفانی به زبانی دیگر میکوشد.
هرچند نگارنده این مقاله درصدد نشان دادن نمودهای بینامتنیت اسرارنامه و گلشن راز است؛
اما همچنین به این نتیجه رسید که تنفس عطار و شبستری در فضای فکری و فرهنگی مشترک،
همسانی آثار آنها را در لفظ و محتوا موجب شده است؛ بهگونهای که هر دو از آبشخورهای معرفتی
عظیم عرفان اسلامی همچون قرآن و حدیث و برخی اندیشههای کلام اسلامی مشروب شدهاند و
حضور زیرمتن اسرارنامه در رومتن گلشن راز از این منظر معنی پیدا میکند؛ با توجه به اینکه
شبستری به مطالعه آثار ابن عربی نیز میپرداخته، برخی مفاهیم اصلی اندیشه ابن عربی نیز در
گلشن راز مشهود است که اشارهای گذرا به آنها هم شده است.
نظری تازه به عرفان و تصوف: سؤال و جوابی است بین یک جوینده و یک مرد عارف (مجلس بیستم)
حوزههای تخصصی:
شناخت حضوری و ساختار اتحادی؛ مبانی و دیدگاه صدرالمتألهین در باب ماهیت معرفت عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین با توجه به اصالت و تشکیک وجود، وحدت شخصیه عرفانی، حرکت جوهری و اشتدادی نفس، بازگشت همه علوم به علم حضوری و لزوم اتحاد عقل و عاقل و معقول، معتقد است انسان از طریق حرکت جوهری با ارتقا در مراتب عقل عملی و افزودن علوم خود و اتحاد با آنها، از نظر وجودی به تدریج و تشکیک، اشتداد می یابد و با متعلَّق خارجی علوم حقیقی خود متحد می گردد و بدین سان به اولین مراتب معرفت عرفانی دست پیدا می کند که با اتحاد جزئی انسان با برخی از وجوه وجودی عقل فعال (برخی صور موجود در آن) تحقق می یابد و به تدریج تا اتحاد کامل با تمام صور و شئون موجود در عقل فعال پیش می رود که در این حال، در عینِ بهره مندی هر دو وجود (نفس و عقل فعال) از ذات فی نفسه خود، از جهتی که هویت ارتباطیِ عقل فعال است، با یکدیگر متحد گشته، از یک رتبه وجودی برخوردار می شوند. در مقامات فنائی، با اضمحلال کامل تعین اولیه فرد سالک و شهود وحدت شخصیه عرفانی در آن مقام، معرفت عرفانی در این مرتبه، به معنای وحدت کامل عارف با معروف خود (وحدت شخصیه) و دارای ساختار تک وجهی (متشکل از معلوم فقط یا علم فقط) خواهد بود. این دیدگاه صدرا با پیشینه این بحث در فلسفه اسلامی، در تقابل است و وی در این زمینه، متأثر از ابن عربی و اَتباع وی است.
نظری تازه به عرفان و تصوف
حوزههای تخصصی: