ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۶۶۱.

بررسی حقیقت مانندی در نمایشنامه های عاشورایی معاصر (مورد پژوهی "الحر الریاحی"، "الحسین ثائرا" و "الحسین")(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۸۶
حقیقت مانندی از عناصر مهم داستان و نمایشنامه است و به میزان انطباق اثر با واقعیت بیرون و حوادث آن بستگی دارد. این تطابق نه به صورت کامل و شرح دقیق واقعیت است؛ چراکه این امر، اثر ادبی را از ادبیت دور و آن را متنی تاریخی می سازد. انعکاس واقعیت و بازیابی آن در اثر به نحوی که برای مخاطب باور پذیر باشد. واقعیت برون متنی، ساختاری است که هر نویسنده با توجه به رویکرد و سبک ادبی خود، آن را در اثرش به کار می گیرد. ادبیات نمایشی عاشورایی، به دنبال احیای ادبی واقعه ی کربلا در قالب نمایشنامه است و مشخص کردن مرز بین واقعیت و ادبیت و خیال در این آثار مورد توجه پژوهش حاضر بوده است. این ژانر ادبی اگرچه در مقایسه با سایر انواع ادبی به خصوص شعر عاشورایی کمتر متداول بوده است، اما نمایشنامه های عربی متعددی می توان یافت که هر یک از زاویه ای خاص به وقایع کربلا پرداخته اند؛ ازجمله سه نمایشنامه ی شاخص "الحر الریاحی" اثر شاعر و نویسنده عراقی "عبدالرزاق عبدالواحد"، نمایشنامه ی "الحسین ثائرا" اثر نویسنده مصری "عبدالرحمان شرقاوی" و نمایشنامه ی "الحسین" اثر نویسنده سوری "ولید فاضل" که با توجه به محتوای مشترک، زمینه بهره مندی از ساختار مشترک را نیز دارا هستند. پژوهش حاضر تلاش دارد با روش تحلیلی–توصیفی به بررسی انطباق سه اثر هنری با واقعیت تاریخ کربلا بپردازد. بر اساس بخشی از یافته های پژوهش نویسندگان از ابزارهای مختلفی چون شخصیت های واقعی و تاریخی، روایت حوادث تاریخی، استفاده از پیرنگ منطقی و طبیعی برای تقویت حقیقت مانندی آثار خود بهره برده اند، اما اثر عبدالواحد با بیشترین دخل و تصرف به جنبه های ادبی و هنری اثر خود افزوده و از روایت عاشورا برای انتقال دلالت های معنایی خاص خود استفاده کرده است. اثر شرقاوی نیز بیش از دو اثر دیگر به روایت تاریخ کربلا نزدیک تر می شود. جنبه رئالیسم دینی با نقل حوادث خارق العاده در نمایشنامه ی "الحسین" قابل ملاحظه است.
۱۶۶۲.

تحلیل و ارزیابی ترجمه بر پایه روش های هفت گانل وینی و داربلنه (مورد مطالعه: رمان أرض النّفاق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۴۷
از گذشته اختلاف نظر زیادی درخصوص انتقال ساختار یا مفهوم میان صاحب نظران ترجمه بوده است. عده ای در تقابل ساختار و مفهوم، به ساختار روی آوردند و ترجمه تحت اللفظی را برگزیدند و عده ای دیگر بر این باور بودند که هدف ترجمه تنها انتقال مفهوم است و ترجمه ی آزاد را مناسب دانستند. با شکل گیری رشته مطالعات ترجمه، توجه به تقابل میان ساختار و مفهوم در نظریات صاحب نظران این رشته انعکاس یافت که از جمله این صاحب نظران، دو زبان شناس فرانسوی به نام های ژان پل وینی و ژان داربلنه بودند. این دو با اتخاذ رویکرد تحلیل مقابله ای به مطالعه ی زوج زبان فرانسه-انگلیسی و توصیف شیوه های ترجمه پرداختند و الگوی خود را که با نام روش های هفت گانه شناخته می شود، در توصیف روش ترجمه ی تحت اللفظی و آزاد ارائه دادند که مبنای نظری این پژوهش بر آن مبتنی است. در مقاله حاضر نگارندگان کوشیده اند بر پایه ی روش های هفت گانه وینی و داربلنه، به تحلیل و ارزیابی رمان «أرض النّفاق» اثر یوسف السباعی و ترجمه حسین فریار بپردازند. بر اساس یافته های پژوهش مشخص شد که مترجم بیشتر از روش های غیرمستقیم در ترجمه بهره برده و به عبارت دیگر ترجمه آزاد را بر تحت اللفظی ترجیح داده است. همچنین مشخص شد در تمامی نمونه هایی که بر اساس ترجمه ی غیرمستقیم ترجمه شده اند، مترجم ترجمه موفقی ارائه داده اما در مواردی که تنها به ترجمه مستقیم اکتفا کرده است، ضعف ترجمه دیده می شود. در پایان مقاله پیشنهاد نگارندگان بر این بود که ترکیب ترجمه مستقیم و غیرمستقیم، راهکار مفیدی در ترجمه مفاهیم و اصطلاحات دشوار است.
۱۶۶۳.

البنیه الزمکانیه فی روایتی"السنه" و "رحله الزهراء" لمرتضى عبد السلام الحقیقی النیجیری: دراسه تحلیلیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۱
الزمان والمکان من أهمّ مکونات الأدب الروائی ولا یتجزأ أحدهما عن الآخر، فکلاهما یؤدیان دوراً هاماً فی بناء الروایه. یهدف هذا البحث إلى الکشف عن بناء هذین العنصرین فی روایتی "السنه ورحله الزهراء" للروائی مرتضى عبد السلام الحقیقی النیجیری للوقوف على وظیفتهما فی الروایه، ولمعرفه مدى نجاح الروائی فی بناء هذین المکوّنین حسب المنهج البنیوی. استخدم الباحث المنهج التحلیلی الوصفی لإنجاز هذا البحث، وتحققت الدراسه علاقه الزمکانیه فی الروایتین؛ فکان الزمان حاضراً فی المکان، وظل المکان متأثراً بالزمان ومؤثراً فیه عبر علاقات زمکانیه متعدده، وفی آخر المطاف توصلت الدراسه إلى عده نتائج توضح أنّ الروائی عمل على بناء زمن الروایه على التقنیات السردیه الحدیثه وسعى إلى استعمال تقنیه المفارقه لإفاده المتلقی عن الأحداث الماضیه والتنبؤ بالمستقبل، وأنّه یضطرّ بتلخیص الأحداث أحیاناً ویحذفها حیناً آخر لتسریع السرد دون الخوض فی تفاصیل الأفعال والأقوال، کما یبطء السرد بواسطه المشهد الحواری والوقفه الوصفیه للکشف عن مشاعر الشخصیات وعواطفهم والتفسیر الدقیق لهم والأماکن والأشیاء المهمه. أما من حیث المکان فقد نجح الروائی فی تحدید المکان تحدیداً دقیقاً وأعطاه قیمه ثقافیه خاصه کالدلاله على الفقر والغنى، والانفتاح والانغلاق. وأخیراً، استطاعت الزمکانیه تحدید مسار الشخصیات فی الروایتین من حیث کشف انفعالاتها وانتماءاتها، والتعبیر عن همومها وهواجسها، وحمل رؤاها وتطلعاتها.
۱۶۶۴.

تحلیل گفتمان انتقادی داستان «یتیم» منفلوطی براساس نظریه «نورمن فرکلاف»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۳۲
تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، نظریه ای منسجم، جامع و پرکاربرد است که نشان می دهد یک متن در لایه های زیرین خود متأثر از مسائل جامعه شناختی، ایدئولوژیک، فلسفی، تاریخی و اجتماعی است. این دیدگاه با نگاهی علمی و کاربردی به متون در پی شناسایی علل تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی جهان معاصر می باشد؛ هدف گفتمان، گاه حفظ وضع موجود و یا پی ریزی آن ، و گاه شکستن ساختار و حتی بازسازی جوامع است، لذا تمرکز تحلیلِ گفتمانِ انتقادی بر روابط اجتماعی، بسیار پیچیده و لایه بندی شده می باشد. بر همین مبنا، پژوهش حاضر سعی دارد با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس نظریه فرکلاف داستان کوتاه «یتیم» اثر منفلوطی را در سه سطح توصیف، تفسیر وتبیین بررسی کند تا به این پرسش پاسخ دهد که داستان مذکور چگونه و تا چه حد بر مبنای نظریه فرکلاف قابل تحلیل و تبیین است؛ بنابراین هدف مقاله واکاوی چگونگی کارکرد مؤلفه های نظریه فرکلاف در داستان یتیم می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده در سطح توصیف با استفاده از شگردهای بیانی چون سجع، تضاد و ترادف و تصویرآفرینی های هنری در پی تثبیت بهتر اندیشه خویش در ذهن مخاطب است؛ در سطح تفسیر، کاربست بینامتنی و دیگر عناصر نشانه شناسی کلامی، درترسیم بافت موقعیت موجود مؤثر واقع شده است؛ در سطح تبیین، می توان گفت که از یک سو فقر اجتماعی موجود در جامعه و از دیگر سو فقر ایدئولوژیک ناشی از اندیشه های ناسالم برخی شخصیت های مؤثر داستان از مهمترین اسباب شکل گیری گفتمان موجود است و نویسنده در دوره خود با فاصله-گیری از سبک سنتی و طرح مسائلی از این دست و برجسته سازی آنها در پیِ جهت دهی اندیشه-های پویا به سوی کشف راه حل های چنین آسیب هایی برآمده است.
۱۶۶۵.

الاستعاره المفهومیه في دیوان لا ماء في النهر لناصر البدري علی ضوء نظریه جونسون ولایکوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۵۹
إن اللغه بنفسها مجرد أصوات ورموز تعبر عما یجول فی خاطر الإنسان وتعکس أفکاره وخبایا ذهنه؛ ولکن لیس لدیها فاعلیه لتکون مؤهله للارتباط بالعالم الفیزیائی، إن لم یتم ربطها بالمعانی الذهنیه لإنتاج الخطاب. إن الأشکال التی نوظفها فی ترکیب وإنتاج الخطابات اللغویه، تتمیز باحتوائها على أسالیب وأدوات کثیره، مما تمنح البیان جمالیه خاصه. والاستعاره المفهومیه هی إحدى الأسالیب اللغویه الحدیثه التی أبدعها المنظران الأوروبیان لایکوف وجونسون، فهی تبرز فی أحادیثنا الیومیه، وذلک للتعبیر عما یدور فی خلدنا ویوجد فی خفایا أفکارنا. فهی مبنیه على التصور الاستعاری الذی یبنی فی أذهاننا علی أساس المخططات الذهنیه، وتتیح لنا أسلوباً سلسا لإدراک المفاهیم الذهنیه والانتزاعیه. إن هذه الظاهره الحدیثه قد شغلت مساحه وافره من أشعار الشعراء المحدثین، ومن بینهم الشاعر العمانی، ناصر البدری، الذی استمد من هذا الأسلوب بجانب الأسالیب الجمالیه الأخرى للافتنان فی التعبیر وإحکام الصنعه فیما یقول. وفی هذا البحث الذی أجریناه اعتماداً على المنهج الوصفی التحلیلی، سنبین أن الشاعر قد قام برسم لوحات من الحزن الذی یخیم علیه من خلال الاستعاره المفهومیه، مما أعطى ذلک خصوبه لبیانه؛ وأن الشاعر جنح إلى استخدام الاستعاره المفهومیه وذلک لیجدد اللغه ویبث الحیاه فی الکلمات التی تدل على آلامه ومآسیه. لقد لجأ الشاعر فی هذا الدیوان إلى استخدام الاستعاره الاتجاهیه والأنطولوجیه والبنیویه، وباستخدامه لهذه الاستعارات أعطى الکلمات معانی جدیده وجعل لبیانه قوه، مما میزه عن سائر الکلام. وأخیرا، معظم الاستعارات جاءت لتسلیط الضوء على المفاهیم التی تحمل معانی الحزن والأسى وإثبات المعنى فی ذهن المتلقی وإقناعه.
۱۶۶۶.

منهج الإمام موسی الکاظم(ع) فی تَأسیس العلوم الإسلامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۳۱۱
کانت فتره إمامه الإمام موسى الکاظم(ع) ذات أهمیه خاصه لتقارنها مع عصر ازدهار النقاشات العقائدیه والفکریه وظهور التیارات المختلفه فی العلوم الإسلامیه. والعلوم الإسلامیه تشملُ القرآنَ والحدیثَ والفقهَ وعلمَ الکلام، والّ تی ترتبطُ بالأصولِ أو المبادئ الفرعیه، أو الموضوعات الّتی تُثبِتُ مبانیَ الإسلام ومبادئَه الفرعیه. لیس تأسیسُ وبناءُ العلوم الإسلامیه سوی طریقٍ لبیان الإسلام الصحیح لمواجهه البدع والانحرافات التی تظهر فی بطنه. طبعاً تستطیعُ هذه الأبحاث أن تُظهرُ المکانه البارزه للإمام الکاظم(ع) فی تقدیم وإحیاء الإسلام النبوی، رغم کل الضغوط الّتی کانت تفرض الحکومه علی الإمام(ع). فیهدفُ هذا البحث إلی کشف اللثام والإجابه على ماهیه وأسباب منهج الإمام موسى الکاظم(ع) فی تأسیس العلوم الإسلامیه متکئاً علی المنهج التحلیلی_ التاریخی. نظراً إلى المصادر، فهمنا أنّ منهج الإمام الکاظم(ع) هی عرض العلوم الإسلامیه مِن خلال التعلیم وجهاً لوجه والمراسلات، وکذلک تدریب الطلاب المتخصصین فی مختلف فروع العلوم الإسلامیه. المنهج الذی بجانبِ الحفاظ على السلسله التعلیمیه فی العلوم الإسلامیه، أدی إلى انتقال هذه العلوم إلى الأجیال القادمه مِن الشیعه. وبهذا الطریق لعب دوراً هاماً فی ترسیخ العلوم الإسلامیه مِن خلال الحفاظ على الإسلام النبوی وتأسیسه.
۱۶۶۷.

خوانش نشانه شناسی در رمان«أدرکها النسیان» اثر سناء الشعلان بر اساس نظریه گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۲۰
نشانه شناسی یا نشانیک (Semiotics) مطالعه نشانه ها و نمادها است و تعبیر آنها از مهمترین اهداف ساختار گرایی در دوره معاصر ، تفسیر محورهای بنیادین یک اثر ادبی می باشد. درک نشانه های یک متن منجر به افزایش فهم ودرک آن می شود. گریماس با استفاده از ساختار نظریه نشانه شناسی پراپ، توانست الگوی کنشی را به وجود آورد تا به وسیله آن علت و معلول یک نشانه وکنش را بیان کند و به کنش پذیر بودن یک اثر پی ببرد. رمان«أدرکها النسیان» اثر «سناء الشعلان» یکی از رمان های دوره معاصر جهان عرب است که نویسنده به وسیله آن توانسته است معضلات و آسیب های اجتماعی مختلفی مانند فقر،فحشا، تن-فروشی و آوارگی موجود در کشورهای عربی به ویژه فلسطین را به نمایش گذاشته و نظر خود را به واسطه امور محسوس و نامحسوس به نمایش بگذارد؛به همین دلیل،استفاده از اشارات غیر مستقیم در این داستان از بسامد بالایی برخوردار می باشد.. جستار حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد نشانه شناسی گریماس به دنبال آن است تا ضمن معرفی کنش شخصیت های مختلف، به تحلیل مربع نشانه شناسی بپردازد و به میزان تطبیق الگوی کنشی گریماس با موضوعات و مفاهیم این رمان بپردازد. نتایج به دست آمده نشان می دهد استفاده از الگوی کنشی گریماس و مربع معناشناسی می تواند به تحلیل نشانه های موجود در رمان مرکز گریز «أدرکها النسیان»که با استفاده از تکنیک های پست مدرنیسم و موضوع اجتماعی نگاشته شده است کمک کند.به بیانی دیگر، تحلیل الگوی ساختار گرای گریماس به تحلیلگر اجازه ورود به ژرفای معانی نهفته در متن داستانی را می دهد وبا الگوی کنشی می تواند به کارکرد معکوس مفاهیم دست یابد.
۱۶۶۸.

مستوى توافر مهارات التفکير النقديّ في تدريبات کتب العربيّه للمرحله الثانويه الأولي في ضوء نظريّه ليبمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۶۵
تعتقد الأنظمه التعلیمیّه الفعاله (القائمه على الکفاءه) أن حیاه العلم والمعرفه قصیره جداً فی عالم الیوم المتطوّر والمتغیّر باستمرار، وعلى المرء أن ینظر إلى القضایا بالتفکیر النقدیّ؛لذلک، تحاول هذه الأنظمه تنمیه مهارات هذا النوع من التفکیر وتقویتها فی السیاقات والمستویات التعلیمیّه المختلفه. هدفت الدراسه تعرّف مدی توافر مهارات التفکیر النقدیّ فی التدریبات اللغویّه فی کتب العربیّه للمرحله الثانویّه الأولى على أساس نظریّه لیبمان. وقد استخدمت المنهج الوصفیّ أسلوباً لتحلیل المحتوى، ولتحدید معامل أهمیّه المؤشّرات المدروسه تمّ استخدام طریقه إنتروبیا شانون. وعیّنه الدراسه کانت مجتمع الدراسه نفسه وهی مکوّنه من جمیع التدریبات اللغویّه لهذه المرحله فی المدارس الإیرانیّه للعام الدراسیّ 1402-1401ه .ش/ ۲۰۲۳-۲۰۲۲م، ویصل عدد الکتب إلى ثلاثه مجلدات. ولتحقیق أهداف البحث، تمّ استخدام استماره تحلیل المحتوى المعتمده على نظریّه لیبمان للتفکیر النقدیّ کأداه للدّراسه. وتتکوّن هذه النظریّه من تسع مهارات، هی: الاجتماعیّه، وإلقاء الأسئله، وتقییم الأدله والتصریحات، والاستدلال، والتفسیر، والتحلیل، والعقلانیّه، والصراحه، والحکم المنطقیّ. وحصیلهً لبیانات البحث، فی جمیع مستویات التعلیم الثلاثه، فإن المهارات الثلاث أی التفسیر، والتحلیل، وتقییم الأدله والتصریحات کان لها أعلى تکرار مقارنهً بالمهارات الثلاث الأخرى، أی الصراحه والحکم المنطقیّ والاستدلال. وبشکل عام، أظهرت النتائج أنه لا یوجد توزیع متوازن لجمیع المهارات فی تدریبات الکتب المدروسه، وحتى هذه المشکله لم تتحسّن مع ارتقاء المستوى التعلیمیّ؛ لذلک، یحتاج المحتوى التعلیمیّ قید الدراسه إلى المراجعه والتعدیل.
۱۶۶۹.

موتیف البحر فی دیوان شهاب الدین الحویزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۶۵
حینما نتطرّق إلى ذکر البحار فی نصوصنا النثریّه، غالبا ما نقصد بها تلک المیاه الحقیقیّه ذات اللون الأزرق والشدیده الملوحه التی تسیر فیها السفن، وتسبح فیها الأسماک، وتغور فی قعرها الحیتان. ولکن عندما یذکر الشاعر البحار فی قصائده، ربّما لا یستخدمها بمعناها الحقیقیّ، وقد وجدنا أن الشاعر شهاب الدین الحویزی استخدمها بمعناها المجازی، وکموتیف استدعاه فی معظم قصائده، والذی یستلزم بحثا لکشف هذه المعانی المخبّأه فی خبایا أبیاته. وقد انتهجنا التوصیف والتحلیل فی دراستنا، حیث جئنا بالأبیات التی یتطرّق الشاعر فیها إلى البحار، فشرحنا غایته من ذکرها. ووصلنا إلى أنّ موتیف البحر أضفى على الأبیات جمالاً لدى المتلقّی، فعندما نسمع لفظه، یستحضرنا جمال طبیعته، ورمال شواطئه، ونوارسه، وسفنه...وهذه تمنح الروح بعض الهدوء والراحه. وظّف شهاب الدین الطباق والکنایه والمجاز فی استخدامه للبحار؛ فهو تاره یصف ملوک المشعشعیّین الذین مدحهم بأنّهم بحور یُظهرون دررهم للفقراء، وهذا عکس ما تفعله البحار الحقیقیّه التی تُخبّئ دررها فی قعرها. وتاره أخرى یهدی الذین یبحثون عن الخیر فی لجج البحار أن یتوجّهوا إلى کرمه.
۱۶۷۰.

الفروق الدلالیّه لألفاظٍ مشترکه بین العربیّه والعبریّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۳۹
تتشابه اللغتان العربیّه والعبریّه فی کثیر من الخصائص اللغویه، وعلى المستویات کافه وذلک ناجم من انتمائهما إلى أسره لغویه واحده إذ یمکن عدّهما لهجتین للغهٍ أمِّ قدیمه، ومن ثَمَّ یسعى الدرس المقارن إلى استنتاج أحکامٍ تأصیلیهٍ تصب فی خدمه اللغتین، وتأتی أهمیه هذه الأحکام من قدرتها على حلّ قضایا خلافیه بقیت سنواتٍ محطّ تکهنات، وتحلیلات بعیده عن الواقع اللغوی، إضافهً إلى ما تقدّمه دراسه اللغه العبریّه على المستویین السیاسیّ والدینیّ؛ لأنها لغه ینتج عن دراستها تداولیاً الکشف عن البعد الفکریّ الإنسانیّ لمستخدمها. من هنا کان البحث فی مستویین من مستویات الدرس اللسانیّ؛ المعجم والدلاله عبر دراسه الألفاظ المشترکه صوتیاً، وهی التی حدث فیها بالاستعمال والتداول تغیّر دلالی فانتقلت الدلاله فیها أو توسعت، أو ارتقت، أو انحطّت، وذلک من منطلق حتمیه الاشتراک اللفظی فی اللغات التی لابد أنها یتفاعل بعضها مع بعض فینتج من هذا التفاعل ظواهر لغویّه لا یُعرف أصل لها إلا إذا بحثنا عن أصولها فی اللغه الأولى التی قدمت منها.
۱۶۷۱.

الشخصیة في مسرحیة "أنا أمک یا شاکر" لیوسف العاني(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۶۴
تعد الشخصیه من العناصر الرئیسه فی الروایه بشکل عام وفی النص المسرحی بشکل خاص؛ لأن الشخصیه تلعب دوراً مهما فی تطویر الأحداث داخل النص المسرحی، وکثیراً ما یعتمد المؤلف على أبعاد ومواصفات الشخصیه القصصیه فیتوصیل ما یرمی إلیه من أفکار لتکونبمثابه مدلولٍ مادی على الکثیر من الأفکار والمضامینالإنسانیه. یهدف هذا البحث الذی یعتمد علی المنهج الوصفی_ التحلیلی إلى دراسه الشخصیه فی مسرحیه "أنا أمک یا شاکر" لیوسف العانی، حیث سجلت هذهالمسرحیه أول تأثیر للأدب الاشتراکی فی المسرح العراقیلتناص شخصیه أم شاکر مع شخصیه الأُم عند "مکسیم غورکی". وأهم النتائج التی توصل إلیها البحث ما یلی: إن العانی هو أول کاتب عراقی یختار المرأه بطلاً للمسرحیه، وهی أم شاکر الأم ذات الإراده الحدیدیه والوعی السیاسی غیر العادی والإیمان الذی لا یتزعزع فی حتمیه الثوره الوطنیه وضروره انتصارها. وقد اختار العانی شخصیات المسرحیه من بین الناس العادیین کی یتواصل معها الجمهور بسرعه، إذ إنّ الحقیقه التی أراد العانی أن یوصلها للجمهور دفعته لاستخدام اللهجه الدارجه لإیصال خطابه المسرحی والفکری للأمیّین من المجتمع الذین لا یجیدون القراءه والکتابه. ویبدو أنّ العانی اهتم بالمونولوج ولم یلتفت إلی بعض أبعاد الشخصیات، حیث لا نجد تحولا فی الشخصیات، إذ بقیت کما هی طیله المسرحیه وظلّت رهینه الثوره الشعبیه والحدث المسرحی،فلم تکن غنیه فی ذاتها، لکنها کانت غنیه بالأفکار التی تؤدیها.
۱۶۷۲.

السرد البانورامی ومؤشراته فی روایه "فرانکشتاین فی بغداد" لأحمد سعداوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۳۰۴
السرد البانورامی من الأنساق السردیه التی تم توظیفه فی الروایه العربیه الجدیده. الشکل السردی الجدید الذی له طابع شمولی وممتد وقوه بصریه فائقه بما یکون مقتضباً من تقنیه البانوراما من تقنیات الفن الفوتوغرافی. فهو یتیح للروائی أن یبنی روایته علی أساس المشاهد واللقطات التجسیدیه کما یساعده فی تسریع السرد وتعطیله والخوض فی تفاصیل المواد المحکیه لتعکس بشاعه الماده أو تحبیذها أکثر أثراً وثقه فی المتلقی. نظراً إلی توظیف السرد البانورامی فی روایه فرانکشتاین فی بغداد، لأحمد سعداوی، تتوخی هذه المقاله، دراسه هذا النمط السردی ومؤشراته الأساسیه فی هذه الروایه التی تتجسد بعض القضایا العراقیه فی العصر الراهن، وهی تعد من مشروع الروایه الجدیده التی تقمصّت بالفنون والأشیاء الجدیده وظهرت فی الأنواع والأشکال المختلفه وهذه الدراسه تمارس دراسه هذه القضیه وتنوی الکشف عن إحدی أنساقها. قد تخلّصت النتیجه إلی أن الروایه تتمتع بالخصائص المتمیزه علی صعید العناصر الروائیه تقتربها بالسرد البانورامی؛ فالروائی یروی الأحداث حسب الرؤیه الخلفیه أو الفوقیه برصدها علی البعد. کما نجد أن سعداوی التقط الأحداث والمشاهد بالطابع الشمولی والواقعی بحیث کأنها تجری تجاه أعیننا بصوره کامله کما یسجل الکامیرا، إذن یمکننا معاینه القوه البصریه للأحداث بجلاء فی الروایه، لإمکانیه السرد البانورامی فی تجسید الأشیاء وتصویرها.  
۱۶۷۳.

واکاوی معانی ثانویه استفهام در ترجمه بر اساس الگوی نظری وینی و داربلنه (مطالعه موردی: ترجمه های منتخب قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۰۹
یکی از سبک های زیبای قرآنی برای بیان حقیقت، جلب توجه و آگاهی دادن به مخاطب، استفهام است. غالب استفهام های قرآن دربر دارنده اغراض و اهدافی غیر از استفهام حقیقی است. عالمان علم بلاغت، معانی ثانویه متعددی را از جمله انکار، استهزاء، تعجب، تقریر، نفی و... برای استفهام برشمرده اند.  تاکنون تئوری های مختلف ترجمه به عنوان چهارچوب هایی مدون برای ارزیابی ترجمه های قرآن مورد استفاده قرار گرفته اند. از این میان، ژان پل وینه و ژان داربلنه در سال ۱۹۵۸ کتابی با عنوان «سبک شناسی تطبیقی فرانسه و انگلیسی» منتشر کردند که بعدها به منبع مهمی برای ترجمه پژوهان تبدیل شد. وینه و داربلنه در این اثر به معرفی تکنیک هایی پرداختند. در نوشتار حاضر، پس از تبیین این تکنیک ها و زیرشاخه های آن ها با روش توصیفی تحلیلی و مقابله ای به کیفیت کاربست آن ها در ترجمه معانی ثانویه استفهام چهار مترجم قرآن کریم (مکارم شیرازی، آیتی، انصاریان و الهی قمشه ای) که به دلیل تفاوت در رویکرد، نگرش فقهی  و شیوه ترجمه ای که دارند، دارای تفاوت ها، مزایا و معایبی نسب به همدیگر هستند، می پردازد و هدف از آن تبیین چگونگی و میزان کاربرد الگوی ترجمه وینه و داربلنه در ترجمه های مورد بررسی است. یافته های پژوهش نشان  می دهد مترجمان با توجه به قداست متن قرآن و ویژگی های زبانی خاص آن از ترجمه تحت اللفظی که یکی از مؤلفه های ترجمه مستقیم است، بیش از سایر مؤلفه ها بهره برده اند. علاوه بر این، تکنیک جابه جایی تغییر صورت -به عنوان یکی از مؤلفه های ترجمه غیرمستقیم- به سبب تفاوت ساختار دستوری دو زبان عربی و فارسی پس از ترجمه تحت اللفظی بیشترین بسامد را دارد؛ تکنیک غیرمستقیم همانندسازی نیز به سبب اشتراکات فرهنگی میان دو زبان و نیز ممنوعیت دخل و تصرف بیش از حد در قرآن نسبت به سایر مؤلفه ها بسامد کمتری دارد.
۱۶۷۴.

تعریفی نوین در تبیین حقیقت معرفه و نکره با نقدی بر تعریف مشهور آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۸
معرفه و نکره یکی از مباحث بسیار مهم و پرکاربرد در علومی همچون بلاغت و نحو می باشد که در هر یک سعی بر آن بوده است که تعریف جامع و مانعی از این دو صورت می پذیرد. نظریه مشهور در تعریف معرفه و نکره بر محور دلالت بر شیء معین و عدم چنین دلالتی می چرخد که اشکالات فراوانی را به دنبال آورده است. در این تحقیق که به روش کتابخانه ای، جمع آوری اطلاعات، تحلیل آن و مقارنه آرا صورت پذیرفته است درصدد است ناکارآمدی تعریف مشهور را اثبات نماید و تعریفی نوین از معرفه و نکره را مطرح نماید بدون آن که اشکالات پیشین بر آن وارد گردد. در این تحقیق ابتدا اشکالات تعریف مشهور از معرفه و نکره مفهومی تبیین می گردد و پس از آن پاسخ پیشنهادی ارائه می گردد. در گام بعدی اشکالات تعریف معرفه و نکره لفظی بیان می گردد و به دنبال آن راه حلی برای برون رفت از اشکالات از طریق تعریفی جدید ارائه می گردد. در نهایت وجوه عدول از معرفه جنسی و عهدی به نکره تبیین می گردد تا ابعاد دلالی معرفه و نکره بیش از پیش تبیین گردد. از جمله نتایج تحقیق آن که: 1- مفهوم معرفه که امر کلی است از طریق لحاظ اشاره آن به خارج تنها می تواند متعین و متشخص گردد بدون آنکه اشکالات سه گانه پیشین بر آن وارد گردد. 2- وجه عدول از جنس به نکره، بی حصه بودن جنس و حصه و کمیت غیرمعین داشتن نکره است. 3- وجوه عدول از معرفه عهدی به نکره امور گوناگونی همچون شرایط خاص متکلم، مخاطب، کلام و موانع خارجی را در برمی گیرد.
۱۶۷۵.

المفارقات الزمنیّة في روایة «عائد إلی حیفا» (دراسة علی ضوء نظریة الترتیب الزمنيّ لجیرار جینت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۷
الزمن عنصر أساسی یربط المقاطع السردیّه و الحوادث علی التسلسل الخطی للزمن فی الروایه الکلاسیکیّه، أو علی عدم التسلسل المنطقیّ للزمن فی الروایه الجدیده. فی هذا الأسلوب من السرد، للزمن إمکانیه الانفتاح علی الماضی و المستقبل من خلال الاسترجاعات و الاستباقات الزمنیّه کما استخدمهما غسّان کنفانی فی روایته «عائد إلی حیفا». فی الحقیقه، اهتمّ کنفانی بخرق الترتیب الزمنیّ و تیار الوعی وبذلک یمنح الروایه التمیّز والفراده، و یدلّ علی التشرّد و التحیّر الشخصیات بشکل فنّی. تستهدف الدراسه البحث عن وظیفه المفارقه الزمنیّه اعتماداً علی المنهج الوصفی_التحلیلی، لکی تبیّن مدی تأثیرها علی المخاطب، ودورها فی التعرّف علی الشخصیات و الحوادث. وصلت الدراسه إلی أنّ الاسترجاعات الخارجیّه وردت 31 مرّه فهی قد حظت بأوسع مجال فی خلق المفارقات الزمنیّه؛ تتمثّل الاسترجاعات بکافّه أنواعها عبر الدیالوج و استثاره ذکریات الحرب و التشرّد من خلال آلیات الحواس، اللحظه الحاضره، و الفضاء مثل الشاطئ، الشوارع، البیوت؛ هذه الاسترجاعات خاصّه بنوعیها الکامل والتکمیلی تساعد السارد على تقدیم معلومات شامله حول تشرّد الفلسطینیّ أثناء نکبه فلسطین فی عام 1947م، والحکی عمّا جرّبه النّاس من الإرهاب عبر الترحال والاغتراب طوال قرن العشرین. یأتی شخصیه سعید بالاستباق التقریری و الإیحائی 7 مرّات لتبلور الوعی فی عام 1967م. قام کنفانی بتوظیف الاستباقات الزمنیّه للتعبیر عن انتظاره للحرکه الإیجابیّه تجاه الوطن وتفاؤله بأنّ الشعب سیدفع أی ثمن فی سبیل الأهداف الوطنیّه.
۱۶۷۶.

تحلیل الخطاب النقدي في روایه "جمهوریه کأنَّ " لعلاء الأسواني بناء على نظریه نورمان فیرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۳۰۴
أصبح تحلیل الخطاب النقدی فرعاً معرفیا عن تحلیل الخطاب ویهتم بدراسه اللغه بوصفها ممارسه اجتماعیه مرتبطه بالسلطه والإیدیولوجیا. من روّاد هذا المنهج هو نورمن فیرکلاف؛ ففی رأیه، تحلیل الخطاب النقدی هو وسیله تستخدم جنبا إلى جنب مع وسائل أخرى لدراسه التغییر الاجتماعی والثقافی. یدرس فیرکلاف تحلیل الخطاب النقدی على ثلاث مستویات وهی؛ 1- الوصف 2- التّفسیر 3- التبیین. تعد روایه "جمهوریه کأنّ" من أشهر الروایات المصریه للکاتب علاء الأسوانی (1957- ؟؟؟) وهو یناقش فیها القضایا المصریه قبل وبعد حکومه حسنی مبارک وثوره ینایر وأحداثها. تسعى هذه الدراسه إلى توفیر إطار لتحلیل روایه جمهوریه کأنَّ وتوضیح وظیفته الاجتماعیه متمسکه بالمنهج الوصفی التحلیلی بشکل عام ومنهج تحلیل الخطاب النقدی النورمان فیرکلاف بشکل خاص. وتشیر نتائج الدراسه إلی أن الأسوانی باستخدام المفردات والتراکیب مثل الضمائر، والتضاد، والتکرار و... یشرح کثیراً من الخطابات ونوع الأحداث. وفی مستوی التفسیر یشرح کیفیه سیاق الحال ونوع الخطاب ویوضح بأن تنعکس هذه الروایه العملیات السیاسیه والاجتماعیه قبل وبعد ثوره 25ینایر عام 2011م فی مصر وکیفیه أحداث المجتمع والطبقات السیاسیه والاجتماعیه والثقافیه المختلفه ویشرح الأسوانی الصراع بینهم والتعارض فی أفکارهم. ویشرح على مستوى التبیین نوع السلطه والأیدیولوجیا، وهی دیکتاتوریه حسنی مبارک، وینعکس أحداث ثوره ینایر مثل؛ الاحتجاج بسبب اغتیال خالد سعید واستشهاده، جمعه الغضب، والمجتمع الفاسد بنبره نقدیه. والفکر السائد فی الروایه هو الکفاح ضد الحکومه الدیکتاتوریه بالمظاهرات وخصوصا فی میدان التحریر وایقاظ الشعب المصری.
۱۶۷۷.

تداولية الأفعال الكلامية في ضوء تصنيف جون سيرل شعر الطغرائي نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۱۱
تعالج الدراسه شعر الطغرائی فی سیاق استثمار التداولیه، باعتبارها أهم الآلیات الفعاله فی الدراسات اللسانیه، متناولهً أهم رکیزتها المتمثله بالأفعال الکلامیه. ولأفعال الأقوال سمه بارزه فی إبانه المعانی العمیقه والمقصوده بعد إسنادها القضوی وکشف محتواها وما یزعمه المتکلم فی إنجاز أفعالها الکلامیه وإنتاج رسائل شتّى. ومن ثمّه رکّز البحث على نظریه الأفعال الکلامیه مفهومها نظریا، وانخرط فی تبیین وتطبیق ما صنّفه سیرل فی أنواعه الخمسه من الإخباریات، والطلبیات، والالتزامیات، والإفصاحات والتصریحیات، عبر استقصاء الشواهد الشعریه للشاعر الطغرائی والوقوف عندها، باختیار باقه منها عرضاً وتحلیلا على وفق رؤیه سیرل، استعانه بالمنهج التداولی للأفعال الکلامیه. وقد تمسکت التداولیه بتحلیل مختلف الخطابات، وسعت إلى عرض تفسیر دقیق صائب لعملیه التخاطب، إثر إخفاق الاتجاه البنیوی على هذا الصعید، وتحوّلت دراستها للغه انطلاقا لدراسه الخطاب وعناصره الخارجیه المحدقه به من زمکنه التخاطب والثنائیه القائمه بین المتکلم والمخاطب، ترکیزًا على بیان مقاصد المتکلم والرساله المرسَله للمخاطب. ووصل البحث إلى نتائج، أهمها: تأتی الإخباریات للإرشاد والتقریر لما تجشّمه الشاعر والأجواء النفسیه التی ألمَّت به، وطرح رؤاه ومشاعره المکبوته، وشعوره بالغربه الاجتماعیه؛ والطلبیّات لغرض التعجیز، والتحضیض، والالتماس، وغیرها؛ والالتزامیات للانفراج عن الکرب، والوفاء، والأمانه، والمواساه، ونیل الکرامه، والحریه مستقبلا؛ والإفصاحیات لتهنئته الشخصیات وتعزیتهم؛ والتصریحیات لوحدانیه اللّٰه دون غیره، ولعذاب النفس فی الهوى، ولحلول الشیب ووداع الشباب. وتبین أن الشاعر استعان فی إنجاز أفعاله الکلامیه بوسائل مختلفه کالبراهین، وتنوع صیغ أفعال الأقوال، والمستوى الإیقاعی استعانه بالتکرار، والعاطفه القویه بمنزله قوه تأثیریه ما تنمّ على صدق الشاعر وإخلاصه فی تجربته الشعریه، وصولا إلى بیان الفکره وإقناع المتلقی، وأخیرا، رأینا أن الإخباریات والطلبیّات والتعبیریات أکثر شیوعًا وتناولا فی شعر الطغرائی؛ إذ إنها تفصح عن أفکاره ورؤاه ونوازعه النفسیه، وتلیها الالتزامیات والإعلانیات.
۱۶۷۸.

تبیین نظریه کنش های گفتاری سرل در سوگ سروده الدمعه الخرساء اثر بدر شاکر السیاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۷۲
در نظریه کنش گفتاری سرل- که در حوزه کاربردشناسی زبان(pragmatics) جای دارد- معنا به هنگام کاربرد و در ارتباط با جهان خارج مورد مطالعه بوده و بافت و موقعیت به عنوان دو شرط اصلی در دستیابی به معنای ژرف ساخت، مورد بررسی قرار می گیرد. این کارکرد زبانی قابل بررسی در انواع متون به ویژه متون ادبی است. بررسی متن از این نظرگاه نشان می دهد که چگونه شاعر با گذر از روساخت کلام، مضمون اصلی را در لایه های زیرین متن یا همان ژرف ساخت پنهان ساخته تا هم از ابتذال مضمون(پرهیز از موضوع و مضمون تکراری) جلوگیری کند و از دیگر سو آن را در راستای توصیف جریان های عصر خود به کار گیرد. در این مجال، مرثیه ای عاشورایی از شاعر معاصر عراقی بدر شاکر السیاب مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی، بررسی کنش های گفتاری در یک اثر ادبی- تاریخی است که به ترسیم فضای فکری شاعر معاصر عرب در برخورد با تراژیک ترین رخداد سیاسی جهان اسلام و پیوند آن با شرایط کنونی جامعه ی استعمارزده ی خویش پرداخته است. حاصل پژوهش پیش رو این است که شاعر معاصر به جز کار گفت های اعلامی از همه ی کار گفت های کلامی استفاده کرده است، اما کنش های اظهاری با توجه به هدف بیدار گری و تظلم خواهی نمود بیشتری داشته است.
۱۶۷۹.

دراسة عنصر "النبرة" بناءً على نظریة السردیات البنیویة لجیرارد جینیت روایة "مذکّرات کلب عراقي" مثالاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۳۲۱
یجب البحث عن الأسس النظریه للسردیات المعاصره فی الشکلیات الروسیه وکذلک فی وجهات النظر البنیویه لباحثین مثل دو سوسور. لذلک، دخلت السردیات کعلم مستقل إلى الساحه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتمکن علماؤها مثل جیرارد جینیت من بناء الأسس النظریه لعلم السرد الجدید من خلال توسیع آراء أسلافهم من اللغویین. لقد تمکنوا من تمییز خمس مقولات محوریه عن بعضها البعض فی تحلیل الأعمال الروائیه، وهی: النظم والاستمراریه والتکرار والوجه والنبره. فی أبسط تعریف لها، تعد "النبره" فی الروایه هی نفسها طریقه السرد التی تتضمن عنصرین مهمین هما "الزمان" و "المکان". تحاول هذه المقاله تحلیل عنصر "النبره" فی الروایه بالمنهج الوصفی التحلیلی. والمثال الذی قمنا باختیاره فی هذا البحث هو روایه "مذکرات کلب عراقی" والتی تم تحلیلها بناءً على نظریه جیرارد جینیت. وتشیر نتائج هذا البحث إلى أن النبره المستخدمه فی هذه الروایه، على مستوى المکان، هی نبره "الاستبطان"، کما أن نبره الروایه هی "الاسترجاع الفنی" على مستوى الزمان.
۱۶۸۰.

معناداری قصیدة النثر از منظر مبانی هرمنوتیک گادامر (تحلیل نمونه هایی از اندیشه ها و اشعار ادونیس و انسی الحاج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۳۱۰
قصیده النثر در چارچوب تفکر جنبش ادبی «مجله لبنانی شعر» و به مثابه نمود ادبی از اندیشه ی هستی شناسانه ی این جنبش، به دنبال کشفِ گونه ی دیگر از جهان و روابط میان اشیاء است. در این نمود ادبی، زبان شعر ساختار از پیش طراحی شده را رها ساخته و هستیِ دیگرگونه را به نمایش می گذارد. ازاین رو، فهم چنین متونی که دارای معانی فلسفی است در چارچوب نظریه های ادبی و نقدی میسر نیست و از این طریق نمی توان گستره ی معنایی آن متون را تحلیل نمود و ممکن است تحلیل ها به تک معنایی و سلطه مؤلف ختم شود. بر این اساس دریافت ابعاد معنایی چنین متونی مستلزم کاربست رویکردهای فلسفی است. هرمنوتیک فلسفی که بر بنیادهای فلسفه ی هستی شناسانه استوار است در باب تفسیر متن امکان دریافت های وسیعی را برای خواننده فراهم می کند. در راستای ضرورتِ یافتن رویکردی معناگرا برای تحلیل این نوع ادبی و پرده برداشتن از وجوه ادبیّت و زیبایی خاص آن، در این جستار از یک سو با کاربست تئوری گادامر- فیلسوف آلمانی به تفسیر سطرهایی از قصیده النثر پرداخته شده است و از طرف دیگر همسویی نگاه نظریه پردازان قصیده النثر با مبانی هرمنوتیک فلسفی در خصوص مسائلی از جمله سنت، زبان و روش گریزی - مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در باب نتایج به ویژه آنچه از تحلیل نمونه ها به دست آمده باید گفت اندیشه های ادونیس یا انسی الحاج و یا دیگر صاحب نظران مجله لبنانی شعر در بسیاری از مؤلفه های خود با مبانی هرمنوتیک گادامر همسو هستند به ویژه در باب نفی نگاه ابزارنگری به زبان و هستی بخشی به آن، تعهد به سنت های سیال و زوال ناپذیر.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان