فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۴٬۰۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فلسفه اسلامی پیش از سهروردی نمایندگان بزرگی مانند فارابی و ابن سینا داشت ولی با انتقادات بزرگانی همچون غزالی و فخر رازی روبه زوال و افول گذاشته بود که با ظهور حکمت اشراق جان تازه ای گرفت. سهروردی با وارد کردن کشف و شهود به وادی حکمت اسلامی و ناکافی دانستن استدلال و برهان عقلی و با بهره گیری از حکمای ایران باستان و حکمای الهی یونان، فلسفه را به عرفان نزدیک کرد و موسس مکتبی فلسفی شد که سیر حکمت در جهان اسلام را تحت تاثیر جدی خود قرار داد به طوری که حکمت متعالیه تلفیق حکمت مشاء و حکمت اشراق می باشد. در این مقاله سعی شده است ضمن معرفی اجمالی جریان های فکری زمان سهروردی، جایگاه کشف و شهود در میان عرفا و فلاسفه قبل از سهروردی بررسی شده و ضمن تعریف کشف و شهود، با تحقیق درباره مبادی و سرچشمه های فلسفه اشراق جایگاه کشف و شهود در آنها تبیین شود و همچنین در ادامه مقام کشف و شهود در روش فلسفی حکمت اشراق بررسی می گردد.
تفکر عرفانی دیلمی و گذر جریان فکری تصوف از رویکرد زاهدانه به عاشقانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصوف عاشقانه در فرایند تکامل جریان کلی تصوف در اعتراض به زهد خالص و صوفیان زاهدنما به وجود آمد و در فرایند شکل گیری و گسترش خود از رابعه تا دیلمی با فراز و فرود روبه رو بود. اعدام حلاج ضربه مهمی بر پیکر جریان عرفان عاشقانه بود. اما مانع از پیگیری پیروانش از گسترش جریان تصوف نشد. دیلمی با نگارش عطف الالف المألوف علی اللام المعطوف گام مهمی در نظام مندی سنت عشق الهی برداشت. این مقاله به دنبال تبیین این مسئله است که تفکر دیلمی در فرایند تکامل عرفان عاشقانه و گذر تصوف از رویکرد زاهدانه به عاشقانه چه نقشی داشت؟ فرض این است که او با گردآوری سنت شفاهی، کتبی و نظام مند کردن عرفان عشق محور در تقریب عشق الهی و دنیایی کوشید. او نظریه عشق انسانی و الهی مدونی مطرح ساخت و عشق دنیایی را در طول عشق الهی مطرح کرد. می توان نظریه پردازی او را برون رفت از گسیختگی اخلاقی و اجتماعی سده چهارم و پنجم قمری تلقی کرد.
ضوابط تأویل عرفانی قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
«تأویل» یا تفسیر باطنی قرآن کریم از جمله اموری است که ظرافت و اهمیت ویژه ای دارد و هرگونه سهل انگاری و بی دقتی در رعایت ضوابط و قواعد آن می تواند افراد و جوامع را در برداشت از کتاب الهی به انحراف بکشاند. این نوشتار به منظور جلوگیری از هر گونه افراط و تفریط در امر تأویل قرآن کریم و شفاف سازی هر چه بیشتر این مسئله، به روش «توصیفی – تحلیلی» و با استفاده از کلمات اهل معرفت، به سه ضابطه مهم برای تأویل اشاره کرده و ضمن تثبیت نظر ایشان، به نقد و بررسی نظر مخالفان آنان، اعم از اخباریان، برخی از فیلسوفان و متکلّمان و همچنین باطن گرایان پرداخته است. حاصل مطلب آن است که معانی تأویلی و باطنی قرآن کریم نباید با ظاهر .قرآن کریم مخالف باشد، بلکه باید با آنها تناسب داشته و نیز با قواعد دینی و عقل منوّر نیز مخالفتی نداشته باشد
تاثیر عوامل غیر معرفتی برمعرفت در آینه مثنوی معنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل فلسفی ،کلامی و عرفانی که کارکرد تربیتی مؤثر بویژه در تربیت توحیدی دارد ، تاثیر عوامل غیر معرفتی نظیر اراده ، ملکات نفسانی و الگو های رفتاری ، امیال ، عواطف و اغراض در فرآیند ادراکات آدمی از قبیل نگرش های انسان شناختی ، خدا شناختی ، جهان شناختی ، و درک او از معنای زندگی و حیات طیبه و ... است . این بحث پلی ارتباطی میان دو حوزه معرفت شناسی و اخلاق محسوب می شود. این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی دقیق تر این ادعا، دیدگاه مولانا را در این خصوص جویا شود.اینکه مولوی نیز به تأثیر ساحت های غیر عقیدتی بر ساحت عقاید و باور ها معتقد بوده است ، مهم ترین سخن این نوشته است . ازاین رو مهم ترین مصادیق عوامل غیر معرفتی که موجب شفافیت یا کدورت شناخت بشری می شود ، معرفی شده و با درک آراء مولوی در این زمینه، به اهمیت عوامل غیر معرفتی در مبانی معرفتی انسان پرداخته شده است.
عناصر نمادین در معماری خانقاه های ایران از سده هفتم هجری تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با گردآوری داده های میدانی از بناهای خانقاهی و آرامگاهی متصوفه، مستحسنات تاریخی خانقاه نشینی و طبقه بندی نمادپردازی های آن ها از دیدگاه سنت گرایی دینی، در پی تعریف هنر خانقاهی از سده هفتم هجری قمری تا دوران معاصر و همچنین توصیف هنر خاص معماری خانقاه هایی است که منبع تأثیر آن، اندیشه های ناب عرفانی و صوفیانه بوده است. با بررسی و طبقه بندی تاریخی و گونه بندی عناصر نمادین مشاهده شده و نیز با معیار قرار دادن نوع سنجش سنت گرایی دینی، گونه خاصی از معماری خانقاهی در مجموع بناهای گزارش شده یافت می شود که تا به حال از آن یاد نشده است و تأثیر مستقیم مبانی نظری و عملی عرفان و تصوف بر آن مشهود است. همچنین با تمایز این سبک در معماری اسلامی می توان نفوذ آن بر معماری سایر ابنیه اسلامی نظیر مدرسه و مسجد را نیز تعریف کرد. در مجموع بر اساس داده های میدانی گردآوری شده در این تحقیق، بیشترین بازتاب های عناصر نمادین در حوزه معماری خانقاه مرتبط با رنگ پردازی، استفاده نمادین از عدد و اندیشه های عرفانی است که به صورتی معنادار در بافت و ساختار خانقاه ها مشهود است و تاریخ تحولات تصوف در بسامد و تعیین گونه های این کاربرد های نمادین، دخیل بوده است.
ویژگی های سرّ در کشف المحجوب و مطابقت آن با متون منثور صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«سِرّ» از مصطلحات رایج صوفیه است که آن را جایگاه مشاهده و یکی از برترین لطایف وجودی انسان دانسته اند؛ علاوه بر توصیف های مختلف از سِرّ و تبیین ویژگی های آن در ضمن عبارات مختلف، در متون منثور عرفانی گاه سِرّ را در معنا با «دل»، «قلب» و «روح» یکی دانسته و در تعاریف مختلف، آن را با همین کلمه در معنایِ «راز» یکسان شمرده اند، در صورتی که سرّ مرتبه ای ورای روح و جان است. مقاله حاضر بر اساس متن کشف المحجوب حدود تعاریف سرّ را مشخص و تفاوت آن را با دیگر لطایف بررسی می کند، و آراءِ نویسندگان متون منثور عرفانی از آغاز تا قرن هشتم هجری را در تعریف و استعمال این واژه ها معرفی می کند و سرانجام به بیان ویژگی های سرّ از خلال متن کشف المحجوب و تطابق آن با سایر آثار عرفانی منثور می پردازد.
تحلیل شکر و ناسپاسی در متون عرفانی با تکیه بر مثنوی عمده الاشعار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناسپاسی و ناشکری به معنی نادیدن لطف منعم است و مراتبی دارد که به شکر زبانی اعتراف به نعمت، شکر قلبی دانستنِ نعمت از خدا، و شکر عملی اطاعت از منعم تقسیم می شود. شکر در حوزه اخلاقیات بررسی می گردد و یکی از مقامات عرفانی است.قاسمی گنابادی لطف حق را سرچشمه فیوضات الهی می داند که باعث می گردد نعمات بر عبد عطا شود. ازاین رو، اگر بنده به ولایت امیرالمؤمنین که مهم ترین و بزرگترین نعمت الهی است؛ معتقد و ملتزم باشد، و از تکبر و خودبینی، آزار و اذیت دیگران خودداری کند، بصیرت او گشوده گردیده و نعمت منعم را در می یابد. آن هنگام است که شکر ایزد گزارده شده است.از آن جا که ناظم، قاسمی گنابادی، در قرن ده هجری قمری می زیسته و گفتمان غالب جامعه ایدئولوژی شیعی است، رمزگان تشیع محبت امیرالمؤمنین و اوصیا ایشان در جای جای منظومه بیان شده و از مهم ترین و برجسته ترین و بنیادی ترین نعمات الهی معرفی می گردد.
تحلیلی از تأثیر آیات و روایات در آثار عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، یکی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری قمری است. عطار از عارف شاعرانی است که شیفته قرآن و عرفان بود و به علوم دینی از قبیل تفسیر، حدیث و روایات احاطه کامل داشت. سراسر آثارش مملو از مضامینی مأخوذ از آیات و روایات است و ازین روی در سروده های او که یکسره عرفانی و ایمانی است، بازتاب و تجلی کلام خدا و روایات به فراوانی قابل مشاهده است. وی در خلق آثار خود به شیوه ای بر خلاف گذشتگان خود دست یازیده است. انتخاب زبان ساده و مردمی، بکارگیری داستان و تمثیل، بیان از زبان مردم عادی، بیان از زبان حیوانات و تحریک عواطف و احساسات مردم از روش های وی بوده است. وی در اشعار خود گاه مستقیما آیات را به کار برده، گاهی قسمتی از آن، گاه با تغییرات جزیی و بالاخره از معانی و مفاهیم آن بهره گیری کرده است. در این مقاله با تأمل در آثار منظوم وی شامل اسرارنامه، منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه، مختارنامه و دیوان قصاید و غزلیات، سعی شده است تاثیرپذیری مستقیم یا غیرمستقیم این آثار عنوان گردد.
حجاب ها و کشف حجاب ها در «کشف المحجوب»
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات «حجاب» و «کشف حجاب» از جمله اصطلاحات عرفانی است که از سوی عرفا از آن سوء استفاده شده است. بزرگانی همچون مستملی بخاری در شرح التعرف، میبدی در کشف الاسرار و غزالی در احیاءالعلوم از حجاب های عرفانی سخن به میان آورده اند. هجویری نیز در اثر خود، کشف المحجوب حجاب های عرفانی و کشف این حجاب ها را ذکر است. در این مقاله، پس از تعریف لغوی و بیان مفهوم عرفانی «حجاب» و «کشف »، مصادیق حجاب ها یی همچون «حجاب اعظم» و «حجاب های نورانی» و «حجاب های ظلمانی» که در عرفان مطرح هستند، انواع حجاب ها و نیز کشف این حجاب ها از دید هجویری، بررسی شده است. هجویری پس از تقسیم حجاب ها به دو نوع کلی رینی و غینی، در سراسر کتاب خویش، به صراحت یا غیر صریح، حجاب های غینی و راه های کشف این حجاب ها را ذکر می کند. حجاب های غینی از دید هجویری را می توان تحت این عناوین کلی تقسیم بندی کرد: حجاب رؤیت حالات، مقامات و علل و اسباب و انتساب این امور به خویش، حجاب مقام فرد و شرایط عمل، و حجاب عدم رعایت شرایط باطن عمل.
مراتب وجودی عالم کبیر از منظر عرفان، برهان و قرآن
حوزههای تخصصی:
مراتب متعدد داشتن عالم کبیر و تطابق عوالم. یکدیگر، از جمله مسائلی است که به صورت مکرّر مورد تأکید اهل معرفت قرار گرفته و مبنای تأویل هستی شناختی و متنی برای ایشان گردیده است. البته در بیان مراتب، گاهی با نگاهی کلی آن را به دو عالم ملک و ملکوت تقسیم نموده و گاهی هم، تقسیمی سه گانه برای این مراتب بیان می کنند. در مواردی، مراتب پنج گانه برای آن برمی شمرند. و گاهی نیز از هفت مرتبه سخن می گویند. ایشان، همچنین هر یک از عوالم مادون را مثال و رقیقه ای از عالم مافوق خود می دانند و بر تطابق عوالم تاکید می ورزند. این مسئله، امکان تأویل و نقب زدن به باطن عالم، از طریق ظاهر آن را برای آنان فراهم می سازد. در این مقاله، ضمن تبیین نظریه مراتب وجودی عالم کبیر از منظر عرفا و تطابق این عوالم بر یکدیگر و بیان مستندات این ادعا، این مسئله از منظر برهان و قرآن نیز مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه به دست آمده است که این مسئله مورد تأیید برهان و قرآن نیز می باشد. اصل تعدّد مراتب عالم، صرف نظر از تعداد آنها، از نظر عقل و نقل، امری مسلّم و قطعی است.
مقامات حضرت ابراهیم در متون عرفانی منثور فارسی (تا قرن ششم) با تکیه بر کشف الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضرت ابراهیم در قرآن مجید به عنوان مسلمانی موحد و یکتاپرست معرفی شده است. او پیامبری است که چندین بار مورد ابتلاء قرار گرفت و هربار سربلند از آزمایش الهی به خداوند تقرب جست تا جایی که به مقام خلیل اللهی نائل آمد. داستان زندگی او در چندین سوره قرآن، به طور پراکنده اما مفصل ذکر شده است. داستان پیامبران در قرآن، این امکان را برای عرفا فراهم می کند تا به شرح احوال و مقامات طریق عرفان بپردازند. از این منظر، عرفا در تفاسیر و کتب عرفانی خود، حضرت ابراهیم را نه در مقام یک پیامبر بلکه به منزله ی الگویی کلی از سالکی روحانی مورد توجّه قرار می دهند و با تأمل در حوادث زندگانی وی از قبیل «مناظره ابراهیم با بت پرستان و هذا ربی گفتن، درخواست دیدن زنده شدن مردگان، رد کردن مدد جبرئیل و سرد شدن آتش بر وی» مقاماتی چون طلب، جمع و تفرقه، انس، تفرید و تجرید، یقین، توکل، تسلیم و خلت را برای او در نظر می گیرند. از آن جا که میبدی در تفسیر کشف الاسرار بیشترین توجه را به مقامات انبیا داشته است در این مقاله با تکیه بر این تفسیر با بررسی جایگاه حضرت ابراهیم(ع) در متون عرفانی منثور فارسی تا قرن ششم، به جمع بندی نظر عرفا درباره پنج مقام طلب، جمع و تفرقه، توکل، تسلیم و خلت می پردازیم.
بازکاوی مسأله تشبیه و تنزیه در آموزه وحدت تشکیکی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
و اما در این میان ان عربی و شارحان مکتب او به قرائتی جدید یعنی تشبیه در عین تنزیه دست یافته اند که این نظریه مطابق برخی از آموزه های شیعیانه است. صدرالدین محمد شیرازی مشهور به ملا صدرا با بهره از همین نظریه اخیر در صدد عرضه قرائت نوینی از آن بر آمده است. و چنانچه خواهد آمد این تقریر، عقلی ترین بیان در شرح این مسأله است. گفتار حاضر بر آن است که پس از بیان مختصری در توضیح مکاتب مختلف در این موضوع به جایگاه تقریر وحدت تشکیکی وجود در حکمت متعالیه بپردازد و نقطه قوت آن را واکاود.
بررسی تحولات درزمانی تعاریف عرفان و تصوف بر اساس متون نثر صوفیه تا سده سیزدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان و تصوف اسلامی، میراث معنوی تمدن اسلامی است که از بدو پیدایش تاکنون تحولات بسیاری یافته و به سبب عوامل درونی انشعاب های فراوانی درآن ایجاد شده است. یکی از مهم ترین عرصه های ظهور این انشعاب ها در تعاریفی است که مشایخ و صوفیان از تصوف و عرفان ارائه داده اند. در این پژوهش سعی می شود به شیوه تحلیل محتوا، و رویکرد درزمانی، با مطالعه کتب معتبر نثر صوفیانه فارسی از ابتدا تا سده سیزدهم هجری و استخراج و دسته بندی تعاریف، سیر تحولات این تعاریف در سده های مختلف بررسی شود. این مقاله مشخص می کند که گذر زمان چه تغییراتی در تعاریف عرفان و تصوف ایجاد کرده و همچنین عوامل ایجاد تفاوت ها در تعاریف را بررسی می کند. با دسته بندی و بررسی درزمانی تعاریف، می توان گفت در تعاریف ارائه شده در طول این سده ها قطعاً همیشه شش محور اساسی مورد توجه بوده است که ریاضت، تصفیه درون، مباحث نظری، دشواری تعریف، مقایسه با دیگر نحله ها و نتایج سلوک از آن جمله اند؛ اما توجه به محورهای تعاریف در سده های مختلف یکسان نیست؛ به گونه ای که مثلاً محور نتایج سیر سلوک در سده های چهارم، هشتم و نهم هجری بیشتر مورد توجه بوده است؛ درحالی که در دیگر قرن ها کمتر بدان توجه شده که این امر خود معلول عوامل زمانی است.
نفس شناسى به منزله مبنایى براى خداشناسى در نظام اندیشه ابن عربى و صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات معرفت شناسی عرفان
معرفت نفس از مهم ترین مباحثى است که همواره مورد تأکید فلاسفه و عرفا بوده و به دلیل ربط و پیوندى که با معرفت رب دارد، ضرورتى مضاعف یافته است. اندیشمندان و عارفان مسلمان براى فهم و ارائه تفسیرى دقیق از چگونگى سیر از معرفت نفس به معرفت رب، تلاش فراوان کرده اند. محیى الدین بن عربى و صدرالمتألهین، با دو رویکرد عرفانى و فلسفى، شناخت نفس را بهترین راه رسیدن به حقیقت هستى و شناخت خداوند مى دانند. در این مقاله با سیرى در مبانى نظرى و تحلیل آراى معرفتى این دو حکیم، کوشیده ایم چرایى و کیفیت گذر از نفس شناسى به خداشناسى را از دیدگاه آنان بررسى کنیم، تا علاوه بر یافتن نقاط اشتراک و اختلاف این دو دیدگاه، ربط و نسبت موجود میان این دو رویکرد عرفانى و فلسفى را در این موضوع خاص دریابیم. على رغم اینکه صدرالمتألهین الگوى ابن عربى را در کیفیت سیر از نفس شناسى تا خداشناسى مى پذیرد، اما درصدد برمى آید تا بر مبانى عرفانى محیى الدین برهان اقامه کند و آنها را بر اساس اصول فلسفى خود بازخوانى کند.
تبیین ولایت تکوینی انسان کامل در هندسه معرفتی عرفان اسلامی (با محوریت آرای امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عرفان بحث ولایت تکوینی ذیل موضوع انسان کامل مطرح می شود؛ که واسطه بدو و عود نظام آفرینش در قوس صعود و نزول است. انسان کامل، محل تجلی تمام اسماء و صفات الهی و حقایق کیانی و کیهانی است. چنین انسانی، به مثابه روح عالم و عالم چونان جسد او به شمار می رود. همان گونه که روح به وسیله قوای روحانی و جسمانی به تدبیر بدن و تصرف در آن می پردازد، انسان کامل با اتصاف به حقایق الهیه، به مقام تصرف در آفریدگان عالم نائل می شود و همان گونه که حیات بدن به روح است، حیات ماسوی الله نیز در پرتو تصرف خلیفه الله و با وساطت آن معنا می یابد. نیل انسان به مقام خلیفه اللهی در یک فرآیند سه تایی تحقق می یابد؛ نخست؛ اسماء و صفات الهی به انسان کامل عطاء می شود. دوم؛ دریافت حقایق الهی و انسانی نصیب او می شود و از اسرار عالم غیب آگاه می گردد و سوم؛ قدرت آفرینندگی و اقتدار برای او حاصل می شود. جانشین حق تعالی پس از فنای ذاتی، صفاتی و افعالی، به مقام صحو بعد از محو و بقای بعد از فنا متحقق شده و به وجود حقانی- پس از رفض وجود خلقی- دست می یابد. در این مقام است که حق تعالی پس از آن که بنده با قرب فرائض، گوش حق، چشم حق و دست حق گردید- به قوای ادراکی و تحریکی انسان متجلی می شود.
زنانگی و تأنیث در هستی شناسی ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان و محققان بسیاری دربارة جایگاه و اهمیت زن در نظام عرفانی ابن عربیبه تحقیق و تفحص پرداخته اند؛ چنانکه گویی وی زنانگی را همچون تعینی ثابت و پایدار از جنسیت می نگرد. اما تحقیق و تفحص در آثار ابن عربی، به ویژه «فتوحات المکیه» و «فصوص الحکم»، نشان می دهد که وی، زنانگی را تنها به عنوان صورت و تعینی از جنسیت در تمیز از مردانگی نمی نگرد، بلکه آن را در گستره ای وسیع در تبیین خداشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی عرفانی خویش به کار می برد، تا جایی که وی ذات الهی و برخی از صفات او مانند قدرت و اراده را مؤنث دانسته و گاه آن را در مقامی برتر و بالاتر از مردانگی نشانده است. تحقیق حاضر نشان می دهد که تأنیث به معانی منفعل بودن، اثرپذیری و مادری، در هستی شناسی عرفانی ابن عربی به کار رفته و در هر کاربرد وجهی از وجوه گوناگون هستی را به نمایش گذاشته است. تأنیث چنان در تار و پود هستی شناسی عرفانی ابن عربی تنیده شده است که بدون آن نمی توان نظام اندیشگی او را واجد انسجام لازم دانست. همچنین می توان این گونه برداشت کرد که ابن عربی جنسیت را امری نسبی تلقی کرده و موجودات را دارای دو بعد زنانگی و مردانگی می دانسته است که در موقعیت های مختلف یکی از جنسیت ها را از خود نشان می دهند.
بررسی و مقایسه عروج ارداویراف و بایزید بسطامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارداویراف، موبد پارسای ایرانی و بایزید بسطامی، عارف ایرانی سده سوم هجری، با آن که از نظر زمانی، چند قرن با یک دیگر فاصله و زبان و دینی متفاوت داشته اند ؛ هردو دارای تجربه دینی مشترکی بوده اند که در قالب کشف و شهود و طی عروج به آسمان برای آنان رخ داده است. آن ها در پی دستیابی به رازهایی نامکشوف و اسراری مکتوم، پای در سفری روحانی می گذارند و سرانجام به دیدار پروردگارشان نائل می شوند. گرچه بین این دو عروج تفاوت هایی از حیث تعلق داشتن به دو دین مختلف، کاربرد دو زبان متفاوت و برخی دیگر از تفاوت های ظاهری، ساختاری و محتوایی به چشم می خورد؛ امّا با استفاده از روش بررسی مقایسه ای این دو تجربه عرفانی، به وجوه و نکات مشترکی می توان دست یافت که این جستار در پی کشف و بیان همین مشترکات است. عبور از طبقات مختلف آسمان ها، دیدار بهشت و دوزخ و ساکنان آن ها، مشاهده فرشتگان و مراتب آنان و سرانجام رسیدن به بارگاه ایزدی از نکات مشترک این دو عروج است.
سیمای عرفان در شعر خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواجوی کرمانی، در طریق معرفت گام نهاده، با اقتدا به پیر روشن ضمیر خود، شیخ کازرونی، طریقه ی «مرشدیه» را برگزید و به سانِ یک سالک، راهِ «عطار»، «مولوی» و «ابن عربی» در پی گرفته، عشق را از عقل برتر شمرد و شیوه ذوقی و سکری را در پیش گرفت تا به شناخت حق، منجر گردد. هدف نگارنده از نگارش این مقاله به دست دادن مضامین عرفانی شعر خواجو می باشد که وی با پشتِ سر گذاشتن مقامات و حالات، به هفت وادی سیر و سلوک گام می نهد و طریق مجاهده ی درونی و برونی می سپارد تا حلاوت فناء فی اللّه و بقاء باللّه بچشد. آن گاه راضی به رضای دوست، تقدیر را بر تدبیرش مقّدم می دارد، زهد ریایی را سالوسی بیش نمی شمارد و طریقه ی ملامتی را در عرفان به استخدام می گیرد. وی هم چون دیگر عرفا، معتقد است که به واسطه تجلی نور حق است که عالم هستی به وجود آمده و سرانجام باید به عالم بالا عروج کرده و به اصل خود بازگردیم؛ پس انسانی که پرتوی از نور حق است و در حکم عالم صغیر، شایسته است که وقت، غنیمت شمرده و به معرفت خود- که در مقام خلیفه الهی است- مشغول گردد و مرگ اختیاری برگزیند و به حسن معاد امیدوار باشد و با دیدن هر نقش از نقاش هستی، زنجیره کثرت را در امتداد وحدت شمارد تا به وحدت وجود رسد و در عین حال طریق میانه برگزیند تا مبادا گرفتار تشبیه ناشایست شده و وجود حق را از هر نوع صفتی منزه و مبرا بدارد.
شرح اهمیت رساله الطیر غزالی در ادبیات عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزالی از دانشمندان قرن پنجم است که تأثیرات گسترده ای در عرصه های مختلف دین، فلسفه، عرفان و تصوف نهاد. قدرت اندیشه و گستردگی و نفوذ آراء او بر پیکره ادبیات عرفانی نیز نیروی زیادی بخشید. آثار عمده غزالی به مسائل دینی معطوف است، لکن در خلال آثار او اثری هست موسوم به رساله الطیر که به عرفان محض مربوط است. نوع روایت و نگرش عرفانی در این اثر مختص به غزالی است، لکن سبک و شکل این اثر را پیش از او در رساله الطیر ابن سینا می توان دریافت. در این مقاله، به ارزش رمز و نماد و ارتباط قلمروی عقل و قلب در ادب عرفانی و تأثیر و تأثر از یکدیگر پرداخته می شود و همچنین جنبه ای دیگر از تأثیرگذاری رساله الطیر نویسی بر منظومه موش و گربه عبید زاکانی و اشاره به تأثیرگذاری این داستان بر نهادها و سازمان های صوفیه و نحوه گردهمایی آنان به دور مشایخ خویش بررسی می گردد.
تأملی در مبانی وجودشناختی صادر اول بر اساس تعلیقات امام خمینی(ره) بر مصباح الانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالدین قونویو به تبع او، شمس الدین فناری، معتقدند که بر طبق قاعدة الواحد، وجود منبسط یا مُفاض، اوّلین صادر از حق تعالی است. از نگاه قونوی، صادر اوّل از ذات حق تعالی، وجود عامّ و فیض ذاتی است که از او به تجلّی ساری در حقایق ممکنات؛ از عقل اوّل تا هیولای اولی تعبیر می شود. به عبارت دیگر از منظر قونوی اولین صادر از حق تعالی، وجود عامّ افاضه شده بر اعیان موجودات است و آن چیزی است که از اعیان موجودات، موجود شده است و این وجود عامّ، میان عقل اوّل و سایر موجودات، مشترک است و به این معنا، حقیقت جعل متعلق به وجود است. بیشترین تمرکز امام خمینی(ره)نیز برای تبیین مراتب نظام وجود، در «تعلیقات مصباح الانس» فناری که شرح «مفتاح الغیب» قونوی است، متوجه صادر اول یا به تعبیر او، مشیّت مطلقه یا کلی است. به عقیدة امام، صادر اول، هیچ کثرتی ندارد و کثرت در مرتبة بعدی آن است که همان تعیّنات صادر اول به شمار می رود؛ اما در عین حال، از نظر او صادر اوّل دارای اعتبار وحدت و اضمحلال کثرات در ذات آن و اعتبار کثرت و ظهور در مظاهر است. امام مسئلة علم حق تعالی به جزئیات را نیز از طریق صادر اول حل می کند و برخلاف قونوی و فناری، نسبت مجعول بودن به وجود را باطل می خواند، زیرا معتقد است که صادر اول یا وجود عامّ، ربط محض است و ربط محض، حکمی ندارد و به همین مناسبت نمی تواند که مجعول باشد. با این حساب، میان اصالت وجود و مجعول بودن ماهیت را جمع می کند.