فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۴٬۰۰۸ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
163 - 180
حوزههای تخصصی:
در طول حیات بشر از جوامع ابتدایی تاکنون ارتباط انسان ها با امور غیرمادّی به صورت های مختلف مطرح بوده است که به دلیل فطرت خداجویی بالذات انسان هاست و در دنیای معاصر با نام تجربه دینی و عرفانی از آن یادشده است. در تجربه عرفانی حواس بیرونی تجربه گر قطع می شود و به مشاهده وحدت آفرینی با طبیعت و عالم هستی که در بیرون نفس اوست دست می یابد و در تجربه دینی، موضوع تجربه خداوند و تجلیات اوست. این تجارب در طیف وسیعی تحت عنوان خواب، رویا، الهام، مکاشفات و ... و حتی وحی نامگذاری شده اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی این تجارب در مقایسه با وحی «تجربه محض و خالص» می باشد. مُحی الدین ابن عربی، عارف مسلمان «قرن هفتم ه .ق» در آثارش خصوصاً فصوص الحکم که آن را از مُبشرات الهی«آگاهی بی واسطه از جانب حق» می داند، تجارب دینی و مقامات معنوی سالک را با اسامی مختلف و بسته به نحوه سلوک سالک معرفی می کند آنچنان که عارف مسلمان می تواند طبق آموزه های نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار (ملاک صحت تجارب) به دریافت های اصیل و بالاتر از عالم ماده (عالم خیال متصل «مقید» و منفصل«مطلق»، عالم ارواح، عالم اسماء و صفات) راه یابد. وی وحی «مختص انبیای الهی» را تجربه محض و بالاترین ارتباط معنوی می داند که در خیال منفصل و بعضاً در خیال متصل نبی رخ می دهد
تبیین تفاوت منزلت انسانی زن و جایگاه و حقوق اجتماعی وی در تفسیر عرفانی- فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
263 - 286
حوزههای تخصصی:
جنبش زنان در دوره معاصر از مرزهای غربی آن فراتر رفته و تمامی جوامع را تحت تأثیر قرارداده است. متفکران و اندیشمندان اسلامی مواجهه های متفاوت و گاهی متعارض در برابر آن داشته اند. برخی از نواندیشان با اصل قراردادن دستاوردهای فمینیسم، کوشیدند تا تفسیری تقلیل گرایانه از دین به دست داده و مطابق با دیدگاه های فمینیسم، فهمی از دین درباره زن به دست دهند. برخی دیگر با اصل قراردادن شریعت، به مخالفت با جریان جنبش زنان دست زده و بنیان های آن را در ناسازگاری با دین مورد فهم قراردادند. راه سومی در میان متفکرانی چون طباطبایی، مطهری و جوادی آملی با بهره بردن از میراث عرفان اسلامی ظهورکرد که در آن ضمن اعتنا به مقام و ارزش انسانی زن، تفسیری بدیع از تمایز ساحت انسانی و اجتماعی زن ارائه داده و کوشیدند تا معضل ناسازگاری دین و مسئله زن را پاسخ دهند. حسب آموزه های دینی، زن بر اساس رویکرد تفسیری طباطبایی از ارزش انسانی برابری با مرد برخوردار بوده و بلکه در منظری بنیادین که بازتابی از دستاوردهای تفسیر عرفانی است زن هم واجد حیث فاعلیتی است و هم دارای ساحت پذیرندگی است در حالی که مرد تنها وجه فاعلیت دارد. طباطبایی حیث انسانی را ذاتی و اصل قرارداده و وجه اجتماعی را امری ثانوی و بالعرض دانسته است. در این مقاله درصدد هستیم تا اولاً شالوده دیدگاه طباطبایی درباره زن را بازخوانی کرده، سپس تفسیر وی از منزلت انسانی زن بر مبنای بنیان های دینی- فلسفی را تبیین کرده و سرانجام دستاوردهای تمایز دو ساحت انسانی و اجتماعی زن برای پاسخ به ناسازگاری را مورد بررسی قراردهیم. کلیدواژه ها: زن، ارزش انسانی، حقوق اجتماعی، روش تفسیری، علامه طباطبایی
بررسی حجاب معرفت (درخواست و بازخواست) با تکیه بر کتب عرفانی– ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
331 - 348
حوزههای تخصصی:
عالم خلق با تمام ظواهر فریبنده خویش در مقایسه با عالم معنا، مرتبه دانی خلقت محسوب می شود. انسان فطرتاً موجودی پاک سرشت است و همین ضمیر پاک و منزه او را به صورت فطری به سوی سرچشمه پاکی ها و کمال مطلق هدایت می کند. در طی مراحل سیر و سلوک معنوی به سوی کمال مطلق، ابلیس پرتلبیس با لطایف الحیل سعی دارد مانع سیر و سفر روحانی سالک گردد. یکی از موانع این سیر وسلوک، درخواست و اختیار از طرف سالک می باشد. سالک باید در برابر معبود خویش به مقام تفویض و تسلیم برسد و هرگونه ادعا و درخواست از طرف سالک، حجاب معرفت محسوب می گردد. تا زمانی که آثار خودی در وجود انسان باقی بماند مانع حرکت او به سوی کمال مطلق خواهدبود. درخواست موسی باعث گردید در مقام حاملان روندگان، بماند و آنکه کار خود به عنایت رهاکند همچون پیامبر(ص) به مقام محمولان و مجذوبان الهی می رسد. این تحقیق بر آن است درخواست های سالکان طریقت که موجب بازخواست و مانع از وصال به محبوب می گردد را با تأکید به منابع عرفانی- ادبی، از جمله کتاب های:کشف المحجوب، مرصادالعباد، مصباح الهدایه و ..... تشریح نماید. کلیدواژه ها: سیر و سلوک، موانع، درخواست و بازخواست، کمال مطلق، وصال.
جایگاه نفس امّاره از دیدگاه امام علی (ع) و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
23 - 46
حوزههای تخصصی:
نفس آدمی به معنای حقیقت وجودی انسان یک لطیفه الهی و از مراتب اصلی وجود است، گوهر بسیار ارزشمندی است که در اسلام توصیه به مراقبت و نگهداری از آن شده است. این توجه و تأکید به مراقبت از نفس به دلیل حالات مختلفی است که این حقیقت می تواند به خود بگیرد. اگر به بدی-ها و گناهان تمایل پیداکند، سقوط می کند و تباه می گردد و تبدیل به نفس امّاره می شود و آدمی را قرین و رفیق شیطان می سازد و اگر به نیکی ها و خوبی ها گرایش پیداکند و بدان ها عمل نماید به سوی نفس مطمئنه حرکت می کند و یا حالتی مواخذه گر نسبت به بدی های خود پیدامی کند و تبدیل به نفس لوامه می شود. دیدگاه امام علی (ع) که مستقیماً از سرچشمه وحی سیراب گردیده در این باره کاملاً منطبق بر نظر قرآن است و دیدگاه امام خمینی (ره) نیز که شاگرد مکتب اهل بیت (ع) بوده، کاملاً همسو و منطبق بر نظرات حضرات معصومین(ع) است. کلیدواژه ها: نفس، مراتب وجود، نفس اماره، امام علی(ع)، امام خمینی(ره).
ابلیس در نسخه خطی خلاصةالحقایق نجیب الدین رضا تبریزی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
197 - 218
حوزههای تخصصی:
ابلیس و نقش و جایگاه او در هستی و سجده نکردن بر آدم از دغدغه های مهم در ادیان و مذاهب و به تبع آن ها صوفیه است. عارفان بزرگ از دیرباز نگاه دوگانه و متناقضی به ابلیس داشته و درباره او سخن گفته اند. در این میان بعضی مانند حلاج، عین القضات و احمد غزالی به دفاع از وی پرداخته، نقش او را در سجده نکردن، تقدیر الهی و خواست خدا دانسته اند . هدف نویسندگان در این مقاله بررسی سیمای ابلیس و تحلیل دیدگاه نجیب الدین رضا است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای در نسخه خطی «خلاصه الحقایق» انجام گرفته است. نجیب-الدین رضا تبریزی اصفهانی قطب سی ام فرقه ذهبیه در نسخه خطی این مثنوی که آخرین اثر اوست و در سال 1100 (ه.ق) تألیف کرده است، آفرینش ابلیس را از عزازیل کبیر می داند. شیخ چهره ابلیس را در قالب نمادین "غلام جلال" ترسیم کرده که با لشکریان خود، شرّ و جهل و ظلم، در مقابل آدم (غلام جمال) و لشکریانش، خیر و دانش و داد، صف آرایی کرده اند. نجیب الدین گرچه مانند عارفان بزرگ مدافع ابلیس، آشکارا به میدان دفاع از او قدم نمی گذارد، با تمثیل و لطافت های ادبی خاص این گونه روایت ها بیشتر به جنبه عبرت و پندآموزی انسان ها از حکایت ابلیس می پردازد. وی صفات جلال را ثمره صفت قهاری و استغنا و استکبار جاه و جلال حضرت الوهیّت می داند که سایه آن بر نفس ابلیس افتاده و سرکشی و بزرگ بینی در وجود او نمودارشده است. کلیدواژه ها: نسخه خطی، نجیب الدین رضا، عرفان، ابلیس، عزازیل، شیطان.
تحلیل عرفانی حدیث «ما عرفناک حق معرفتک»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
145 - 162
حوزههای تخصصی:
حدیث نبوی «ما عرفناک حق معرفتک» از چنان عمقی برخوردار است که از دیدگاه های متفاوتی قابل مطالعه است. یکی از آن ها جنبه معرفت شناسی است که بر اندیشه و رفتارهای انسان تاثیر فراوان دارد و در فلسفه و عرفان، مبنای هر مکتبی را تشکیل می دهد. در این مقاله با مطالعه اسناد این روایت، رابطه معرفت شناسی و خداشناسی بررسی می شود و نگاه خاص عرفانی به معرفت شناسی و توحیدمحوری تحلیل می شود. تفسیر این روایت از دیدگاه ابن عربی، سعدی و شیخ بهایی ارائه-می شود و با استفاده از روش کتابخانه ای با استناد به منابع دست اول، تفسیری خاص از این حدیث دنبال می شود. با تحلیل منطقی روشن می گردد که یک جنبه این حدیث اعتراف به مراتب و درجات معرفت است که معیار اصلی برای عبادت و پرستش است و اینکه هر حق جویی مشتاق است به مراتب بالاتری از معرفت حق دست یابد اگرچه شناخت ذات حق امری محال باشد، اما با سیر و سلوک معنوی می توان به او نزدیک شد.
بررسی مقام توبه در آثار امام خمینی (ره) و امام محمّد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
159 - 178
حوزههای تخصصی:
مقام «توبه» در عرفان اسلامی، نخستین گام سالک برای وصول به حق تعالی می باشد. این مقام از جایگاه ارزشمندی برخوردار است و باب الابوابی برای رسیدن به مقام قرب الهی محسوب می شود. توبه به معنای بازگشت از گناه و رفتن به سوی خدا است. در این زمینه عارفان مختلف نظرات گوناگونی را مطرح کردند که هریک به نوبه خود قابل تأمل و درخور پژوهش و مناقشه است. در این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای نوشته شده، تلاش بر آن است تا دیدگاه های عرفانی امام خمینی (ره) و امام محمّد غزالی پیرامون مقام توبه مورد بررسی قرار گیرد تا خوانندگان علاوه بر آشنایی با دیدگاه های این دو عارف درمورد مقام عرفانی توبه، به تقارب یا تباعد دیدگاه های ایشان در زمینه این مقام عرفانی نیز پی ببرند. مهم ترین نتیجه حاصل آن است که امام خمینی (ره) عقیده دارد که اگر سالک به مقام توبه برسد، سعادت وی محقّق می گردد و امام محمّد غزالی بر این باور است که اگر سالک توبه کند، به این درک می رسد که تمام خوبی های عالم از سوی خداست و تمام بدی ها از ذات الهی به دور است و منشأ دیگری دارد. کلیدواژه ها: عرفان، توبه، امام خمینی (ره)، امام محمّد غزالی.
کفر و ایمان از دیدگاه عین القضات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
183 - 200
حوزههای تخصصی:
عین القضات یکی از شجاع ترین عارفانی بود که اندیشه های عرفانی، کلامی و ... او گویای این روحیه وصف ناپذیرش است. وی با علاقه وافری که به مفاهیم دیالکتیکی چون: پیامبر و ابلیس، خیر و شر و ... دارد، کفر و ایمان را نیز به گونه ای خاص و بحث برانگیز در اندیشه های ناب عرفانی خود، طرح کرده است. پرسش اصلی این مقاله چیستی دیدگاه قاضی درباره کفر و ایمان است، که انگیزه ای شد بر بنانهادن این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی و کتابخانه ای. در این مقاله نخست دو واژه کفر و ایمان در لغت، شرع و اصطلاح درج شده است، سپس دیدگاه دیگر عارفان یا عرفان پژوهان در کتب عرفانی قدیم واکاوی شده است. در پایان نظر عین القضات درباره این اندیشه به ظاهر کفرآمیز، در دو اثر وی: نامه ها و تمهیدات بررسی شده است. دستاورد ما در این تحقیق این است که قاضی با تأثر از آرای حلاج در این باب و عقیده وحدت وجودی خود و به یاری عبارات شطح گونه بزرگان و با گذر از ایمان مجازی و کشف کفر حقیقی و رسیدن به مقام فنا و مشاهده به اثبات مقام اتحاد کفر و ایمان همت گمارده است. واژه های کلیدی: عین القضات، کفر، ایمان، حقیقت، مجاز.
کیفیت ظهور عرفان در دو منظومه «راز و نیاز» و «هذیان دل» شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
شهریار همواره در اشعار و مصاحبه هایش ادعامی کند که در مسیر عرفان گام برمی دارد، اما عرفانی که در غزلیاتش مجالِ طرح می یابد از تجربیات نابی برخوردار نیست. عرفان اصیل شهریار را باید در بعضی اشعار «مکتب شهریار» جست وجو نمود. ما در این مقاله به سراغ دو شعر «راز و نیاز» و «هذیان دل» رفته ایم. طرز تعبیر و گزارش شاعر از تجربیات عرفانی خویش در این دو شعر کاملاً مدرن است و امضای شهریار را پای خود دارد. تازگی فرم، ساخت ویژه، تخیل قوی، رمانتیسیسم و موارد دیگر باعث آمده که عرفانِ ظهوریافته در این دو شعر کاملاً نو به نظر آید. این اشعار در دهه 20 سروده شده اند؛ شهریار در چهار دهه بعدی حیاتش دیگر نتوانست به چنین تجربیات باطنیِ متعالی در عرفان دست یابد و سپس تر به واقع، خود را با سطح و پوسته عرفان درگیر ساخت. شهریار در دو شعرِ مزبور، دیگر ادعایِ کشف و شهود ندارد، بلکه دریافت هایش را به صورت مستقیم، همچون صحنه سینما در مقابل خوانندگان به نمایش می گذارد. ما در این مقاله که به روش کتابخانه ای و توصیفی انجام شده، به شرح و توضیح دو سبک در شعر عرفانی شهریار پرداخته ایم. شهریار در شیوه نخست که عمده اشعار عرفانی اش را دربرمی گیرد، فاقد خلاقیت است و از سمبولیسم عارفان قدیم یاری می گیرد اما در «هذیان دل» و «راز و نیاز» و برخی شعرهای دیگر موفق می شود سبکی منحصربه-فرد را در شعر عرفانی معاصر خلق کند. هدف مهم جستار پیشِ رو بررسی کیفیتِ ظهور عرفان در دو شعر یادشده است. کلیدواژه ها: شهریار، عرفان، هذیان دل، راز و نیاز، رمانتی سیسم.
تعامل عرفان و سیاست در عصر مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
87 - 106
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی- تاریخی، به بررسی تعامل بین عرفان و سیاست در عصر انقلاب مشروطه می پردازد. دو دسته از متفکران سیاسی در شکل گیری انقلاب مشروطیت نقش داشتند. یک دسته متفکران مذهبی بودند که خود نیز به سه دسته شریعت محوران، عدالت محوران و نوگرایان دینی تقسیم می شدند. اندیشمندان سیاسی نیز به سه دسته روشنفکران سکولار، روشنفکران اصلاح-گرا، روشنفکران مصلحت جو و واقع گرا تقسیم می شدند؛ اما در نهایت این دسته به هر نحو تحت تأثیر تجدد غرب بودند. عارفان و صوفیان نیز در قبال نهضت مشروطه، روش های مختلفی را درپیش-گرفتند. به عنوان مثال مشایخ شاخه گنابادی از طریقه نعمت اللّهی با اینکه به حمایت از خواست جامعه در راستای تحقق انقلاب مشروطه پرداختند، اما از ورود در منازعات سیاسی و جناح بندی های حزبی خودداری کردند؛ شاخه مونس علی شاهی و صفی علی شاهی وارد در معرکه انقلاب مشروطیت شدند و اما شاخه کوثریه به صف مخالفان مشروطه پیوستند. در دوران انقلاب مشروطیت - برخلاف گذشته- تصوف تا حدودی از فضایی آرام برخوردارشد، اما به دلیل ورود تجدد به ایران، روشنفکران وابسته به جریان تجدد، علی رغم ایفای نقش فعالانه برخی از سلسله های تصوف و عرفان در جریان انقلاب مشروطیت، از زوایای معرفت شناسانه، تولید و تقسیم کار اجتماعی با شدّت به نقد تصوف پرداختند. در مجموع در این دوره، تصوف و عرفان نسبت به دوران قبل، از نقش کم رنگ تری برخورداربوده است.
تأثیر جمال پرستی روزبهان بقلی بر مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
115 - 132
حوزههای تخصصی:
کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی شیرازی از متون برجسته عرفانی و شاهکارهای ادبی قرن ششم هجری به شمارمی آید که هماره شایسته دریافت اهتمام و ژرف اندیشی متفکرانه می باشد. این اثر گرانسنگ که درواقع حدیث نفس و شرح زندگی معنوی روزبهان است، مطالب با اهمیت و ارزشمندی درباره ی عشق صوفیانه و جمال پرستی دربرداشته که عرفا و صوفیان بعد از خود را نیز تحت تأثیر قرارداده است. یکی از ایشان مولانا جلال الدین محمد بلخی ست که عشقش به شمس تبریز سبب تحول و شهرت وی گشت. در تحقیق بنیادی پیش رو به این پرسش پاسخ داده خواهدشد که تا چه میزان اندیشه جمال پرستی روزبهان بقلی و نگاه او به مسأله عشق بر ایدئولوژی، تفکر و تحول مولوی تاثیرگذار بوده است. همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر شباهت ها و تفاوت های نگاه به مقوله عشق در عبهرالعاشقین و مثنوی مورد بررسی قرارمی گیرد. نتایج پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده اثبات می کند که مولوی نیز همچون روزبهان عشق به جمال معشوق زمینی را مقدمه و اساس عشق حقیقی دانسته و باور دارد گذار از عشق انسانی به عشق ربانی به شرطی محقق می گردد که اندیشه بتواند هرگونه روی و اندام زیبا را به آب و گل معنوی، هرگونه داده محسوس را به رمز همچنین هر حجابی را به آینه تماشا مبدّل سازد. به عبارت دیگر عشق باید بازتاب و آینه تمام عیار ذات باری تعالی باشد. کلیدواژه ها:جمال پرستی، عبهرالعاشقین، روزبهان بقلی، مولوی، عشق
تبیین ماهوی خلوت گزینی در حکمت عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
309 - 326
حوزههای تخصصی:
خلوت گزینی در آموزه های عرفانی به عنوان تلاشی از سوی عارف برای انفتاح معرفت شهودی و راهی برای میسر شدن مشاهدات حضوری شناخته شده است. در خلوت، عارف با تعلق خاطر به عزّ ربوبی در پی تحصیل کمال انقطاع از غیر حق است. بنابراین در این مقاله، نگارنده به هدف پاسخ به این سوال که «ماهیت خلوت در عرفان اسلامی چیست؟ »؛ بر اساس دیدگاه عرفا، به تبیین موضوع، پرداخته است. یافته های این مقاله حاکی از نگاه نظام مند به مسأله خلوت از سوی عرفا با درنظرگرفتن مقدمات، فواید، شرایط و آداب آن است. همچنین نقش مراد و ذکر مدام در نیل به اهداف مترتب بر خلوت گزینی قابل توجه است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری داده، پژوهشی کیفی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. روش پژوهش نیز توصیفی، تحلیلی است. کلیدواژه ها: تبیین، ماهیت، خلوت گزینی، حکمت عرفانی، عرفان اسلامی
کیفیت معراج نبوی از منظر مفسران با تأکید بر خوانش عرفانی میبدی در کشف الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
107 - 124
حوزههای تخصصی:
واقعه روحانی معراج به عنوان یکی از مهم ترین تجارب معنوی محمد(ص) از منظر کلامی و عرفانی نزد اندیشمندان مسلمان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. بر اساس اعتقادات اسلامی خداوند پیامبر(ص) را به معراج برد تا در فرآیند این سفر روحانی اعتبار و احترام او را بر دیگران آشکارسازد و اندوهی را که از مصیبت و رنج مؤمنان بر دل اوست، با نشان دادن خوشی مؤمنان در آخرت بر او آسان کند. جمهور مفسّران، معراج جسمانی و روحانی پیامبر(ص) را بر اساس قرائن و شواهد زیادی که بر صحت آن گواه است، پذیرفته اند. یکی از تفاسیری که این موضوع را از منظرعرفانی به تفصیل مورد بررسی قرارداده، کشف الاسرار و عدۃالابرار میبدی است. هدف اصلی -این پژوهش، که با روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است، تبیین و واکاوی ابعاد باطنی و رازآمیز واقعه معراج براساس تفسیر صوفیانه میبدی از آیات قرآن است که در ذیلِ مبحث کیفیت معراج پیامبر(ص) از دیدگاه مفسران بررسی شده است.
تحلیلی بر مضامین و مفاهیم تحمیدیه اول مثنوی«تحفه الاحباب» نهرى(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
279 - 292
حوزههای تخصصی:
منظومه تحفه الاحباب از آثار مهم شیخ عبیدالله نهری به زبان فارسی است. کتاب سرشار از مضامین عرفانی و دینی است و دومقدمه یاتحمیدیه در دو وزن متفاوت شعری دارد. در این مکتوب نگاهی به مفاهیم و مضامین و ساختار تحمیدیه ی اول داشته که در هشتاد و یک بیت و در قالب مثنوی و بحر متقارب سروده شده است. نگارندگان به روش تحقیق توصیفی تحلیلی با تاکید بر محتوا و ابیات به این نتایج دست یافته اند که ناظم تحمیدیه تسلط فراوانی برگستره ی واژگان و ساختار زبان فارسی دارد و زبان رمزی عرفانی را به زیبایی استفاده کرده و تلمیحات قرآنی را هنرمندانه به کار برده است و نگاه متفاوت با مضامین و مفاهیم کل ابیات کتاب را در این تحمیدیه مطرح کرده و ساختار وقالب شعری هم دراین مقدمه ، ازساختارونوع ادبی کل مثنوی تحفه الاحباب متمایزاست و اگرچه ناظم تحفه الاحباب،ازپرچمداران طریقه ی نقشبندیه است و درسرودن کلیات کتاب به مثنوی مولوی نگاه ساختاری داشته اما در این قسمت مضامین تحمیدیه وتلمیحات قر آنی، برجسته تر نمایان شده و مفاهیم دعاگونه و بروزن بوستان سعدی ودربحرمتقارب سروده شده و حتی عفو،عصیان ،جرم ،گناه وتوبه به بارگاه ایزدلایزال،یادآور بخش های پایانی بوستان است.
عین القضات و آزادی عقیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
39 - 60
حوزههای تخصصی:
آزادی از جمله بخشش های خداوند به انسان است که در سعادت و سلامت جامعه نقشی اساسی دارد. پیامبران برای زدودن موانع درونی و بیرونیِ آزادی و نهادینه کردن آن در جامعه، رنج بسیارکشیده اند. نقشی که عرفا در پیاده کردن آموزه های پیامبران داشته اند، نیز ستودنی است. عین القضات که از پیشروان عرفان ایرانی- اسلامی است، در آثار خود به آزادی و جلوه های گوناگون آن، چون آزادی بیان، آزادی تفکر، آزادی عقیده، آزادی مذهب و... بی توجه نبوده است. نویسندگان در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است، تلاش می کنند تا آزادی را در دو گونه از آن، یعنی آزادی بیان و آزادی عقیده و اندیشه از نگاه عین القضات واکاوند. آزادی بیان در دو محورِ انتقاد از حاکمان زمان و انتقاد از علمای هم عصر بررسی می شود. آزادی عقیده و اندیشه نیز در سه محورِ عادت ستیزی و نکوهش تقلید، ستایش ابلیس و آزادی مذهب مورد تجزیه و تحلیل قرارمی گیرد.
مقایسۀ آموزه لَگهْیما سیدّهی در عرفان هندو با طی الارض در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
61 - 86
حوزههای تخصصی:
یُگه یکی از مهمترین گرایشهای عرفانی هندو است که در آن سالک با استفاده از تکنیک های اخلاقی، عملی و مراقبهای خاص موسوم به اشْتانْگه یا هشت عضو، به تجربیات عرفانی دست مییابد و در نهایت، با گذشتن از این مراحل قادرمیشود تا با خلوص بُعد روحانی خود از آلودگیهای مادی و جسمانی به مقام رهایی یا مُکْشَه، نائل آید. یکی از نمودهای ظاهری سیر روحانی یُگی کسب تواناییهای خاص خارقالعادهای است که با عنوان «سیدّهی» شناخته میشود. یکی از انواع مختلف سیدّهیها، «لَگهْیما سیدّهی» به معنی توانایی سبک شدن و پرواز است. در عرفان اسلامی نیز سالک به تواناییهای ماورائی همچون این نوع سیدّهی دست مییابد که میتوان، «طی الارض» را از جمله آن ها دانست. در این مقام زمین زیر پای اهل الله (پیامبران و ائمه «علیهم السلام») و عارفان مخلص طی شده، از محدودیتهای جسمانی دنیای مادی فراتر میرود. با تزکیه، تهذیب نفس ومراقبه نوعی کرامت، قابلیت ظهور اسم خاصِ حق تعالی در دل عارف پدیدارمیشود، که قدرت ولایت خداگونگی بر کائنات به دست می آورد. در پژوهش پیش رو سعی داریم ضمن ایضاح مفاهیم، مبانی، رویکرد و کاربرد درونی و بیرونی این دو مقام عرفانی با روش تحلیلی-توصیفی به مقایسه این دو سنت عرفانی بپردازیم.
تحلیل و بررسی داستان دژهش ربا بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
307 - 330
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به واکاوی داستان دژ هش ربا از منظر روان شناسی با تکیه بر نظریه انتخاب می پردازیم تا این داستان را از ورای نظریه های عرفانی ناب بررسی کنیم. سه برادری که هریک راهی را برای سلوک خود برمی گزینند. پادشاهی که نگران سلامت فرزندان خود است. پادشاه چین که در مواجهه با هر یک از برادران رفتار خاصی را در پیش می گیرد. شیوه های سلوک آنان با توجه به نظریه انتخاب و مؤلفه های اصلی آن مسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب موضوع این مقاله است. به طورکلی تئوری انتخاب توضیح می دهد که افراد چرا و چگونه رفتارمی کنند. تئوری انتخاب معتقد است هرآنچه از ما سرمی زند یک رفتار است. و همه رفتارها از درون ما برانگیخته می شوند و معطوف به هدفی هستند. هدف هر رفتار ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست: عشق و احساس تعلق، قدرت، تفریح، آزادی، بقا و زنده ماندن. در این مقاله شیوه سلوک شاه زادگان، از منظر تئوری انتخاب را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در برادر بزرگ تر، عشق و آزادی، در برادر میانی، قدرت و در برادر کوچک تر، عشق برجسته تر است. در پادشاهِ پدر مؤلفه بقا غلبه دارد و در پادشاه چین مؤلفه قدرت بارز تر است. در این داستان دنیای مطلوب و تأثیر آن در حرکت شاه زادگان و تغییر نگرش آنان مورد توجه قرارگرفته است. عشق به سرزمین پدری جای گاه ضعیف تری در دنیای مطلوب آنان می گیرد و سرزمین، پادشاه و دختر پادشاه چین در دنیای مطلوب آنان برجسته تر می شود. هر یک از شاهزادگان مسئولیت انتخاب خود را می پذیرد و بهای انتخاب خود را می پردازد. در این داستان به طرز بارزی تفاوت دنیای ادراکی شاهزادگان با پدرشان و با یکدیگر بیان شده است. مقاله حاضر به روش کتابخانه ای با رویکرد تحلیلی- توصیفی انجام شده است. کلیدواژه ها: تئوری انتخاب، ویلیام گلسر، دژ هش ربا، مثنوی، قدرت، عشق، آزادی.
تأثیرپذیری فکری قاصد از اشعار اخلاقی و عرفانی سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
19 - 36
حوزههای تخصصی:
تأثیر سعدی بر ادبای پس از خویش محدود به زمان و مکان خاصی نیست و در هر دوره و زمانی، در پهنه گسترده ای از جغرافیای جهان، شاهد اثرپذیری، الهام گرفتن و گام برداشتن شاعری از سعدی هستیم. این اثرپذیری، از حیث محتوا، اسلوب، ساختار و حتی واژگان به کاررفته، مشهود است، یکی از شاعرانی که از مجتوای شعری سعدی، الگوبرداری و تأثیر گرفته، حاجی بکر آقای حویزی، ملقب به قاصد، شاعر مشهور کُرد قرن سیزدهم هجری، است. آشنایی عمیق قاصد با زبان فارسی سبب شد تا اشعار شاعران نامدار ایران، از جمله سعدی، بر اندیشه و آثار وی تأثیرات عمیقی بگذارد. شعر قاصد، مانند سعدی، از زبانی نرم، ساده و روان برخوردار است و از مضامینی چون معرفت نفس، عشق الهی و خدمت به خلق تأثیر می پذیرد. در این پژوهش تلاش شده تا به شیوه ای نظام مند، تأثیر اندیشه های اخلاقی و عرفانی سعدی بر قاصد را از طریق تحلیل و مقایسه اشعار بررسی کنیم. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و به تجزیه و تحلیل عناصر معنایی و ادبی در اشعار قاصد پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد قاصد در اشعار خود به وضوح تحت تأثیر مضامین اخلاقی و عرفانی سعدی قراردارد. او با بهره گیری از مفاهیمی همچون زهد، ناپایداری دنیا، درد و رنج هجران و شوق وصال، به دنبال بیان حالاتی عرفانی و تجربیات عمیق انسانی است. قاصد همچنین با استفاده از استعارات مشابه سعدی، نوعی نگاه عارفانه و زاهدانه به زندگی و عشق الهی پیدامی کند و نشان می دهد که در عین اصالت، چطور از افکار سعدی الهام گرفته است. کلیدواژه ها: قاصد، سعدی، عرفان، اخلاق، شعر فارسی.
خود و خودباوری عرفانی در مرصاد العباد با رویکرد نظریه معنای زندگی ویکتور فرانکل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
73 - 92
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد به مُداقه ای مختصر و منطبق بر منطقی علمی از طریقِ تحلیل و بررسیِ مفهومِ «خود» و «خودباوری» درکتاب نفیس مرصاد العباد اثر شیخِ عارف مسلک نجم الدین رازی (دایه) بپردازد و می کوشد تا آن را با نظریه «معنای زندگی» ویکتور فرانکل آلمانی، تطبیق دهد. نجم دایه، خودشناسی و خودباوری را از اساسی ترین عناصر مسیر سلوکِ معنوی می داند و بر این مهم تأکیددارد که بدون شناختِ خود و خویشتنِ خویش، دست یابی به معرفتِ ایزدی و قُرب الهی به-هیچ وجه، ممکن نیست. این نگاهِ والا و اندیشه متعالی رازی در راستای آموزه های دانشمند حوزه روان پزشکی فرانکل صاحب نظریه معنای زندگی قرارمی گیرد که رسیدن به معنای زندگی را برای هر فرد و جامعه، عاملی تعیین کننده در رشد و تحقّقِ خود به مثابه انسان، می داند. فرانکل معتقد است که انسان در مواجهه با چالش های گوناگون می تواند با یافتنِ معنا در موقعیت های مختلفِ زندگی بشری، به ترقّی فردی و تعالی روحی و کمالِ اجتماعی برسد. این مطالعه نشان می دهد که هم در عرفان اسلامی و هم در حیطه روان کاویِ معنوی، خودشناسی به عنوان اصلی ترین مسیرِ درست برای یافتن معنا و تحقّقِ باوری قلبی و معرفت نهاد از خود، مورد تأکید و تعمیق قرارگرفته است. تطبیقِ این دو دیدگاهِ ارزشمند، نکات مشترک بینش های معنوی شرقی و پارامترهای روان شناختی غربی را برجسته کرده و ضرورتِ توجّه به بُعدِ متافیزیکی و مآثر عرفانی در راستای رشدِ فردی و ارتقای مناسبات اجتماعیِ بینامتنی را در مقوله انسان و انسانیت تقویت می کند. کلیدواژه ها: نجم الدین رازی، فرانکل، عرفان، زندگی، معنا، خودباوری.
بررسی منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجوی از منظر سبک زندگی عارفانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
201 - 218
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی از موضوعات مهمی است که امروزه ذهن متفکران، و اندیشمندان را به خود مصروف داشته است. این پدیده، در مجامع علمی جهان و ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. از سوی دیگر، سبک زندگی عرفانی در طول تاریخ در عین جاذبه دار بودن برای مردم جهان، متهم به جامعه گریزی، بلکه زندگی ستیزی شده است. برخی از منظومه های عاشقانه ادب فارسی، تنها قصه دلدادگی های عاشقانی نیست که در راه وصال، مراحل سخت و پر فراز و نشیب عشق را پشت سر می گذارند و در این راه دچار حوادث و اتفاقات عجیب می شوند؛ بلکه به قرینه اشعار می توان به طور ضمنی به داشتن گرایش عرفانی شاعران پی برد. منظومه «لیلی و مجنون» نظامی، غمنامه ای عاشقانه و عارفانه است که روح درد و رنج سالکان حق را آشکارا می توان در آن دید. منظومه لیلی و مجنون دارای قابلیت های زیادی برای تحلیل مفاهیم و صفات عرفانی است که گاه مستقیم، و گاه غیرمستقیم، در پس سخنان شاعر جلوه گرمی شود. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع و متون کتابخانه ای به انجام رسیده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که افعال و اقوال و سخنان عاشقانه در لیلی و مجنون، قرابت بسیاری با سبک زندگی و حالات و مقامات عرفانی دارد و دقیقاً خصوصیات یک عشق عرفانی را بیان می کند. در این راستا می توان مصادیقی از سبک زندگی عارفانه را در فضای مکانی، اصلی و رفتاری داستان لیلی و مجنون مورد بحث و بررسی قرارداد. کلیدواژه ها: لیلی و مجنون، سبک زندگی، عرفانی، نظامی گنجوی، فضای مکانی، مصادیق رفتاری.